با زباله های تر در منازل چه کنیم؟

+0 به یه ن

همان طوری که می دانید آب زباله تر به هنگام دپوی پسماند می تواند با انواع و اقسام زباله های دیگر (از پوشک مصرف شده گرفته تا فلزات سنگین باتری ها و قطعات مستعمل برقی) قاطی شود و معجونی خطرناک به نام شیرابه به وجود آورد که به شدت برای محیط زیست ما مضر هست و مدیریت آن جزو معضلات مهم مدیریت شهرهای کوچک و بزرگ ماست.

به عنوان دوستدار محیط زیست ما چه می توانیم بکنیم تا شیرابه را کاهش دهیم؟

یک کار آسان و دم دستی آن هست که تفاله چای را بعد از دم از توی قوری در بیاوریم و بذاریم خشک بشه سپس دور بریزیم. کارشناسی می گفت اگر همه شهروندان همین کار را بکنند ۱۰ درصد شیرابه کشور کم می شه. این کار یک مزیت دیگر هم دارد. اگر تفاله چای مدت زیادی در قوری بماند سمی از خود ساطع می کند که برای بدن مضر هست. چای را هم بدمزه (جوشیده) می کند.

اگر یک قدم بیشتر بخواهیم برداریم می توانیم پوست میوه  و.... را در خانه جلوی آفتاب خشک کنیم سپس در سطل زباله بریزیم. اولش خیلی ها خیال می کنند زخمت زیاد دارد چون در خانه حشرات موذی جمع می شود یا بو می گیرد. دست کم در مناطق خشک و نیمه خشک کشور (از تبریزو تهران گرفته تا یزد و کرمان) هر کسی این کار را کرده راضی بوده و از حشرات موذی هم خبری نشده. اتفاقا دعا به جان کسی که این روش را می آموزد می کند چرا که دیگه کیسه زباله شان آب پس نمی دهد و دردسر نمی شود!

روش بهتر و اندکی سخت تر این هست که به جای آن  که این رباله تر خشک شده را دور بریزیم از آنها برای تهیه کمپوست (کود گیاهی) استفاده کنیم یا از آن به عنوان خوراک دام بهره ببریم. آنها که در خانه مرغ و خروس دارند همه این پسماند ها را به مصرف مرغ و خروس می رسانند. متاسفانه، کمتر کسی در خانه های امروزی مرغ و خروس دارد. در اصفهان گروه مردمی بومرنگ ترتیبی برای جمع آوری این نوع زباله  جهت مصرف دام داده.:
در یزد هم یکی از همراهان قدیمی و عزیز مینجیق به نام خانم نجمه عزیزی به همراه تنی چند از دوستانشان کاری کرده اند کارستان! اطلاعات بسیار مفیدی از فعالیت هایشان در وبلاگ ایشان به آدرس زیر موجود است:
خانم عزیزی طبعی شاعرانه هم دارند. شعارشان در  زمینه خشک کردن زباله تر  این هست: «ابر بشه بره تو هوا- زهر نشه بره تو زمین» (با لهجه شیرین یزدی بخوانید!) در مورد زباله های پلاستیکی هم می گویند  وقتی پلاستیک را «دور» می اندازیم یادمان باشه که «هیچ دوری، به اندازه کافی دور نیست!»

یک روش هم اینه که از زباله تر کمپوست درست کنیم. من و همسرم زباله های تر را در خاک چال می کنیم. محلی در نزدیک خانه مان هست که متاسفانه در آن نخاله ساختمانی ریخته اند. ما بین نخاله ها داریم چال می کنیم. درواقع همسرم هر روز زحمتش را می کشد. می خواهیم ببینیم چند مدت طول می کشد که نخاله ها از مواد آلی غنی شوند وسبزه بر آنها رشد کند. یک جور آزمایش هم هست که کنجکاوی ما را ارضا می کند.
 
خیلی ها در خانه از زباله تر کمپوست می سازند تا برای گلدان هاو باغچه شان از آن استفاده کنند. حتی در آپارتمان بدون بالکن هم این کار امکان پذیر هست. در اینترنت بگردید روش های آن را می آموزند. خانم آیه حمداوی انگار فایل های آموزشی برای این کار دارند. (من خودم ندیده ام بلکه از دوستان شنیده ام.)
 از دوستان من عده زیادی چنین می کنند. اگر از راه درست وارد شوید نه از بوی بد خبری خواهد بود و نه از سوسک و حشرات موذی. اونهایی که امتحان کرده اند از نتیجه راضی اند.
در کرمانشاه هم که خانم هایده شیرزادی کاری کرده کارستان و کارخانه کمپوست افتتاح کرده. در مورد فعالیت های ایشان فیلم مستند و.... نسبتا زیاد هست. من دیگه تکرار نمی کنم..
فعلا این راه ها در کشور موجود است. من همین قدر می دانستم! باز اطلاعات جدیدی یافتم براتون می گم.


توضیحات تکمیلی فعال محیط زیست مجرب از تبریز: *در درست کردن خشکاله یا خشکاندن زباله تر موارد زیر را باید دقت کنیم
*این مواد تر روی هم قرار نگیرند ، کپک نزنند و بخوبی خشک شوند .*
البته *ما برای کاهش شیرابه های ناشی از دپوی غیر اصولی پسماند زباله ، آن را باید مدیریت کنیم* ، 👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
یا در باغ و باغچه و گلدان و مزرعه چال کنیم 👌🏼♻️
یا از آن کمپوست درست کنیم که روشی بسیار ساده دارد . 👌🏼♻️
و یا باید خشک کنیم ، ♻️👌🏼
خشکاله استفاده مجدد نیز دارد و بهترین خوراکی برای دام و طیور است . 👉🏽
میتوانیم با جمع کردن آن در تهیه عذای دام به روستاییان کمک کنیم ، 👉🏽
اما حجم زباله های تر خانگی در مقابل زباله های تر کارخانجات مواد غذایی ، میادین سبزی و میوه و میوه فروشی ها بسیار اندک است ، 👉🏽
با همین کار اندک راه را برای کارهای بزرگ در این مراکزی که ذکر شد آغاز خواهیم کرد .
مقدماتی فراهم شده و کارهایی نیز باید صورت گیرد ، در صورت پیشنهادات جدید بسیار ممنون خواهیم شد از راهنمایی و همراهی تان ، 👉🏽
مدیریت مردمی پسماند، تبریز #
https://chat.whatsapp.com/IQXDkN4Xgbl9kM2WLBVbRC

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

برخورد صحیح با معضل زباله گردی

+0 به یه ن

معضل زباله گردی متاسفانه در بیشتر شهرهای ایران - از تهران گرفته تا سوسنگرد - وجود دارد. برخی  از روی دلسوزی و محبت به زباله گردان کمک هایی می نمایند. از لحاظ انسانی این کمک ها ارزشمند هستند اما مسىله را حل نمی کند.
از سوی دیگر، در برخی از شهرها با کمال تاسف سعی کرده اند با زباله گردان برخورد قهری داشته باشند. این برخورد و این نگرش از خود پدیده زباله گردی هم بیشتر جای تاسف و ناراحتی دارد! 
 

با توجه به سابقه و فرهنگ شاعرانه و احساسی ما، شایع ترین برخورد با پدیده زباله در کشور ما سرودن شعر یا نوشتن متن های احساسی و… هست. در گام اول این متن ها وسرودها می توانست آگاهی بخش باشد و منجر به حرکت برای پایان دادن این پدیده شود . اما آن قدر تکرار شده که تقریبا عادی گشته است و همت چندانی را بر نمی انگیزد.


اگر مدیریت پسماند درست باشد خود این فرآیند هزاران شغل مناسب ایجاد می کند. زباله گردان به جای تا کمر خم شدن در سطل های زباله با اون شرایط اسفناک می توانند در بخشی از صنعت بازیافت استخدام شوند و کارگر متعارف با شغلی معمولی شوند که این قدرها به سلامت شان آسیب نرساند.

چنین کاری اولا مستلزم مدیریت صحیح پسماند توسط نهادهای ذیربط هست. ثانیا، نیازمند همکاری شهروندان است که با طرح همکاری کنند و زباله های خود را در منزل و در محل کار تفکیک نمایند.

در تهران ١٦ سال هست که کانکس های جمع آوری زباله خشک در محلات مختلف نصب گشته امابسیاری از تهرانی ها حتی یک بار هم زباله تفکیک شده تحویل این کانکس ها نداده اند. 
در سال ٩٣ در قزوین خواستند طرح پسماند را بسامان کنند اما ٧ سال بعد از آن زباله گردی معضلی است که در قزوین باقی مانده و بنا به گزارش ها، فقط  نیم درصد مردم قزوین در مبدا به تفکیک زباله می پردازند.

مشکل چیست؟ چرا شهروندان با این طرح ها همراه نمی شوند؟! مگر نمی خواهند مشکل زباله گردی در شهرهایشان حل شود؟! مگر نمی بینند این مشکل چه قدر به بهداشت عمومی جامعه ضربه وارد می کند؟!


🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

من مشکوکم.

+0 به یه ن

در ایران دو جریان اجتماعی وفرهنگی نسبتا قدرتمند هستند که علی الاصول می توانند متحد هم باشند اما صبح تا شب در فضای مجازی علیه هم کار می کنند. این دوجریان همانا جریان هویتگرای ترکی و جریان باستانگرای ایرانشهری است. 

علی الاصول زمینه اتحاد این دو جریان سالهاست که فراهم هست چرا که دشمن مشترک قدری دارند که عرصه را بر هر دو تنگ کرده. این دشمن مشترک از سویی با ظلم و فساد مالی و رانت معیشت و پیشرفت را بر ملتی که این دو جریان هم به آن تعلق دارند سخت می کند. از سوی دیگر با هر دو هویت ترکی و ایرانشهری مشکل دارد و هویت دیگری را می خواهد تحمیل کند. 

اگر این دو جریان سیاست داشتند یا با هم متحد می شدند و یا ماکیاولی وار پلتیک می زدند تا دیگری  را بفرستند جلوی ظالمان و به این ترتیب هر دو را ضعیف کنند یا از بین ببرند. اما علی الظاهر در فضای مجازی ظالمان را ول کرده اند و صبح تا شب به هم می پرند.
به نظرم هر دو رودست خورده اند!


در فضای واقعی هم طرفداران این دوجریان را می بینیم. در فضای واقعی ظاهرا این دو با هم زیاد مشکل ندارند. هویتگرا شجریان گوش می کند و باستانگرا رشید بهبودف! تبریزی هویتگرا به شیراز سفر می کند و با تخت جمشید عکس می گیرد و شیرازی باستانگرا به تبریز سفر می کند و با آثار تاریخی آذربایجان عکس می گیرد. 
درعروسی ها هم با آهنگ ترکی و هم با آهنگ فارسی می رقصند.

در عمل و در زندگی. معمولی انگارکه مشکلی نیست. در فضای مجازی یا در استادیوم هاست که رو در روی هم قرار می گیرند.
برای همین من به تندروهای هر دو جریان مشکوکم. فکر می کنم به واقع هویتگرا یا ایرانشهری نیستند بلکه از طرف ظالمان مامورند که با تشدید گفتمان ایرانشهری یا هویتگرایی و هدایت آن به تندروی، بین مردم اختلاف بیاندازند تا ظالمان با فراغ بال ظلم کنند و به ریش و گیس هر دو جریان بخندند. همان جریان قدیمی "اختلاف بیانداز و حکومت کن "هست. 

وقتی یکی حرف تندروانه از جانب یکی از این دو جریان می زند چند منفعت برای ظالمان دارد. اولا اختلاف می افتد وامکان همبستگی از بین می رود. ثانیا، یک عده جو گیر می شوند و اونها هم حرف تندروانه می زنند. این عده جوگیر شناسایی می شوند و برایشان پرونده سازی می شود.

یک نتیجه جانبی هم دارد و آن این که جنس جور می شود برای دکان های مبارزه با پان ترکیسم. یک عده که با جو آذربایجان آشنا نیستندجنس قلابی این افراد را با قیمت گزاف می خرند.

------------

مباحث تاریخی در منطقه خاورمیانه جزو حساس ترین و اختلاف برانگیز ترین و جنجال برانگیز ترین مباحث هستند. 
عجیب نیست که  بحثی که  نقطه شروع آن بحث تاریخ هست  به جنجال  واختلاف  منجر شود. از این موضوع نمی توان نتیجه گرفت که امکان همبستگی بین مردم این منطقه نیست.

از دریچه دیگر اگر وارد بشوید اتفاقا می بینید که خیلی هم بین اقوام تفاهم هست.
مثلا اگر از دریچه کمک به کودکان نیازمند درسخوان وارد بشوید می بینید هیچ اختلاف قومی ای پیش نمی آید.
بنیاد های خیریه مردمی نظیر بنیاد کودک یا محک و موفقیت شان گواه مدعای من هست. در همه شهرها شعبه دارند خیلی هم خوب با هم کنار می آیند. 

یک بار دوستان اسپانیایی در مورد تاریخ اسپانیا در قرون وسطی برای من تعریف می کردند. به اون دوره ای که کشت و کشتار شروع شد که رسیدند با شوخی تعریف می کردند. برای من ایرانی که همیشه شاهد  بودم مردم در مورد وقایع چند هزار سال پیش هم با رگ گردن بیرون زده و با حالت عصبی حرف می زنند خیلی عجیب بود. 
تا جایی که تعجب خودم را نتوانستم پنهان کنم! در جواب دوستان اسپانیایی با همان حالت شوخ و شنگ و با خنده گفتند: 
It was such a long time ago!
 البته اضافه کردند که اگر بحث جنگ داخلی (دهه سی میلادی) پیش بیاید مردم اسپانیا هم حساس می شوند ولی دیگه نه سر مسایل چند صد سال پیش!


🍀@minjigh

اروپایی های امروزین به تاریخ علاقه مندند اما حیثیتی به آن نمی نگرند. برای سرگرمی یا عبرت گرفتن یا کنجکاوی به تاریخ می نگرند اما هویت خود را در قامت رجال تاریخی جلوه گر نمی بینند. برای همین هم موقع بحث تاریخی رگ گردنشان بیرون نمی زند! هویت خود را با دستاوردهای شخص خودشان در طول زندگی تعریف می کنند نه کرده های مردان قوم خود در طول تاریخ.
در اوایل قرن ٢٠ اونها هم یک رویکرد هویتی به تاریخ برگرفته بودند که اوجش در فاشیسم موسولینی بود. چوبش را خوردند و این رویکرد را کنار نهادند.
----------------

اغلب ما با والدین خود خود خودمان هزار جور اختلاف سلیقه داریم.اتفاقا خوب هم هست که اختلاف سلیقه داریم. اگر  کپی آنها بودیم اشکال داشت!  معنایش این می شد که هیچ تجربه و مشاهده و ادارک مستقلی نداشته ایم .

اون وقت سر تعصب به گذشتگان هزار سال پیش که هیچ معلوم هم نیست  به واقع از نسل آنهاییم یا خیر، رگ گردنمان می زند بیرون!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آیا از خود شروع کنیم؟

+0 به یه ن

یک عده در جامعه هستند که واقعا و بی ریا، شعار "از خود شروع کنیم" را سرلوحه زندگی خود قرار می دهند. این افراد چندان دنبال انتقاد از سیستم یا تغییر ساختار یا تغییر افراد نیستند. اهل درگیر شدن نیستند. نهایتا چند نفر از دوستان و آشنایان همفکر خود را می یابند و در زمینه ای که برایشان اهمیت ویژه دارد، آرام آرام، اقداماتی در دور وبر خود انجام می دهند. به علت تمرکز، عموما آدم های موفق و کامیابی هم می شوند. آهسته و پیوسته در راه هدفشان پیش می روند و قدم قدم به موفقیت هایی دست می یابند.چون کاری به کار کسی ندارند، دشمن هم ندارند. پس، انرژی شان در راه مقابله با دشمنان هدر نمی رود. معمولا خوش اخلاق و با گذشت هستند. حضورشان در جمع معمولا گرما بخش هست. آدم های متعادل و قابل معاشرتی هستند.

رفتار و کردار این افراد به مذاق استمرارطلبان هم خوش می آید. گاه بیگاه این افراد را به عنوان الگو به دیگران معرفی می نمایند. وقتی با افراد مطالبه گر و منتقد سیستم رو به رو می شوند آن الگو ها را پیش می کشند. خاطر نشان می کنند که اون افراد بی آن که "غر بزنند" آن همه دستاورد داشته اند و می پرسند:" شماها  که به سیستم دایم ایراد می گیرید،   خود چه کرده "اید؟!

با کمال احترامی که به کسانی که به واقع "از خود شروع کرده اند" قایلم، معتقدم  حتی اگر ٩٩درصد مردم هم آنها را الگوی خود قرار دهند باز اوضاع درست نمی شود. در نتیجه این سرکوفت زدن استمرارطلبان بی معنی است. 
در نوشته بعدی ام با مثال فعالیت های محیط زیستی به این موضوع می پردازم.

اما فعلا این را عرض کنم: هم افراد تیپ "از خود شروع کنیم" و هم افراد مطالبه گر و منتقد برای جامعه مفید و لازمند. هرکسی بسته به روحیه و شرایط زندگی یک روش را انتخاب می کند. حتی می تواند برای یک برهه از زندگی یک روش و برای برهه ای دیگر روش دیگر را برگزیند. 
یا توامان در هر دو جبهه فعالیت کند. اما در این صورت مردم بیشتر وجهه مطالبه گری اش را خواهند دید.

کسی حق ندارد گروهی را بر سر گروهی دیگر بکوبد.
پیروان راستین هر دو خط مشی با همدیگر رابطه مسالمت آمیزی دارند.
کسانی که می خواهند از یک یا هر دو گروه استفاده ابزاری کنند بین آن دو اختلاف می خواهند بیاندازند و یکی را بر سر دیگری بکوبند.


نکته دوم این که مطالبه گری و انتقاد با غرولند فرق دارد. یک مطالبه گر زمان و انرژی بسیار می گذارد تا اطلاعات لازم به دست آورد. راه و رسم و روال بیان انتقاد و مطالبه گری را می آموزد. همچین کار ساده ای نیست!


نکته سوم آن که بسیار از مطالبه گرها ی راستین در جامعه ما ، قبلا "از خود شروع کرده اند" اما دیده اند با این روش از یک حد بیشتر نمی توان پیش رفت. برای همین به انتقاد از سیستم و مطالبه گری رو آورده اند. در نتیجه، سرکوفت استمرار طلبان اصلا محلی از اعراب ندارد و نادانی آنها را می نمایاند.
🍀@minjigh

چند جور فعال محیط زیست داریم. من در این نوشته می خواهم به طرفداران واقعی و راستین محیط زیست بپردازم. اما قبل از شروع بحث تاکید می کنم که علاوه بر طرفداران جدی و صادق محیط زیست، یک سری طرفداران سانتی مانتال محیط زیست هم هستند که با رویکرد غیر علمی (گاه شبه-علمی و گاه ضد علمی و گاه حتی خرافی) به مسئله محیط زیست می نگرند. ضرر این عده برای محیط زیست بسیار بیشتر از خیرشان هست. علاوه بر آنها یک عده هم هستند که اتفاقا دانش محیط زیستی آنها بسیار بالاست اما صاحبان زر و زور به آسانی آنها را می خرند. این موجودات پلید ضربه های بسیار زیادی زده اند. در مورد این افراد در نوشته بعدی ام خواهم نوشت. جریانات انحرافی طرفداری از محیط زیست که توسط تخریب کننده های کلان محیط زیست (نظیر سازندگان سد گتوند و خشک کننده های هورالعظیم) حمایت می شد و عرصه را بر طرفداران راستین و دلسوزان محیط زیست -که اغلب جوانان محلی بودند-تنگ می کرد ضربات فراوان زده اند. ضرباتی جبران ناپذیر! 
اما فعلا برسیم به طرفداران راستین محیط زیست. این گروه دو رویکرد دارند. تاکید برخی بر "از خود شروع کنیم" هست. خانم آیه حمداوی مشهورترین مثال آن هست.
این عزیزان سعی می کنند مصرف پلاستیک را در زندگی حذف کنند، از مصرفگرایی می پرهیزند، در خانه از زباله تر کمپوست و یا خوراک دام تهیه می کنند، روش های کم مصرف کردن آب را جدی می گیرند، کمتر از ماشین استفاده می کنند، به جای هواپیما با قطار مسافرت می کنند، از برق و گاز کمتر استفاده می کنند، روش های دوستی با محیط زیست را به هم می آموزند. 
همه این فعالیت های همدلانه جمعی ،علاوه بر کمک به محیط زیست، در بهبود روحیه جمعی آنها بسیار موثر هست. 
اگر احتیاج به جمعی حس می کنید که روحیه تان را خوب کند توصیه می کنم به این جمع ها بپیوندید. اگر از نامردمی ها و رفتارهای متظاهرانه اطرافیان و تفاخرهایشان به تنگ آمده اید به این جمع ها بپیوندید. ابدا سراغ عرفان و… نروید. اونها بیراهه اند و معمولا برای جیب شما کیسه دوخته اند. اما این  جمع ها به شما می آموزند چگونه مصرفگرایی را کم کنید. خرج و مخارجتان با همراهی با این گروه ها کمتر می شود.
برعکس ادعاهایی که می شود من ندیده ام کسی با افتادن توی خط عرفان به آرامش رسیده باشد. اتفاقا این کلاس های عرفان و نظایر آن افراد را پرخاشگرتر، طمع کارتر، متوقع تر، بدزبان تر، نیش و کنایه زن تر می کنند . اما گروه های محیط زیستی از نوع "از خود شروع کنیم" معمولا افرادرا آرام تر می کنند.


گروه دوم طرفداران محیط زیست مطالبه گر هستند که به سدسازی های غیراصولی و مخرب، برداشت غیر اصولی و مخرب از معادن، اعطای مجوز ماهیگیری غیر اصولی به چین، اعطای بی رویه مجوز حفر چاه، کارخانه های آلاینده، 
پالایشگاه های آلاینده، لوله های فرسوده آب شهری که آب از آنها نشت می کند، برپایی مانور نظامی در مناطق حفاظت شده، اعطای مجوز شکارهوبره به عرب ها، فروش خاک حاصلخیزکشور به کشورهای جنوب خلیج فارس، مدیریت نادرست پسماند شهری، بریدن درختان جنگل، ریختن مواد سمی در تالاب انزلی به بهانه ته نشین ساختن گل و لای، کوه خواری وجنگل خواری و صدها کار مخرب دیگر انتقاد می کنند و تا جایی که می توانند جلویش می ایستند.


طبعا با از "خود شروع کنیم" نمی توان جلوی این نوع تخریب ها که نام بردم گرفت. این دو گروه از طرفداران محیط زیست هر دو لازم و مکمل دیگری هستند.

🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آیا تقصیر خود مردم هست؟-قسمت دوم

+0 به یه ن

نمی شود انکار کرد که در کشورهایی چون ایران، مردم رفتارهایی از خود نشان می دهند که هم برای خودشان و هم برای دیگران مضر هست و بدجوری هم روی اعصاب آدم می رود. مثل رانندگی عصبی و تهاجمی که در خیابان ها و جاده ها می بینیم. این افراد از خودشان سئوال نمی کنند که آیا ۵ دقیقه زودتر رسیدن به این همه اعصاب خردی، ایجاد ریسک و خطر و تبعات شوم آن می ارزد؟! اگر اندکی فکر می کردند می دیدند که جواب منفی است. 

مثال دوم اذیت و آزاری است که گاه مستاجرها و موجرها به هم می دهند. بین غربی ها  این همه دعوای مستاجر و موجر نیست. دست کم من نشنیده ام. اگر بود در سریال های کمدی شان منعکس می شد.
   صحبت های دکتر هلاکویی را که بشنوید می بینید ایرانی ها-به خصوص اونهایی که فعال سیاسی هستند و برای آن هزینه هم داده اند و در سر دارند که جامعه آرمانی ایجاد کنند-  دعواهای مستاجر و موجر خود را با خود تا آلمان هم می برند و اونجا با تخریب خانه اجاره ای می خواهند حال موجر را بگیرند! مثال ها فراوانند. 
آدم وقتی این اختلاف ها و این رفتارها را می بینه، وسوسه می شه که بگه لیاقت این مردم بیش از این نیست! ولی این قضاوت درست نیست. یک کمی عمیق تر نگاه کنیم می بینیم که اتفاقا همه اینها ریشه در بد اداره شدن کشور داره. به عقیده من این واقعیت که این جور رفتارها در ایران و کشورهای مشابه بیشتر از کشورهای پیشرفته غربی است به چند موضوع بر می گردد. ۱)   آموزش عمومی، ۲) ظلم عمومی به مردم و احساس مزمن مورد ظلم قرار گرفتن، ۳)  روشن نبودن ضوابط و برخورد سلیقه ای  با آن.

در مورد هر کدام از این ها می شه ساعت ها صحبت کرد. اما من به طور تیتر وار به برخی از آنها اشاره می کنم.

۱) آموزش عمومی:
 امکانات آموزش عمومی  در سطح کلان کشور در دست حکومت هست: از آموزش و پرورش عریض و طویل کشور بگیر تا صدا و سیمای عریض و طویل تا بیلبورد های شهرداری تا ...  تا ......   بودجه کلان و امکانات کلان دارند.   دو تا وبلاگ و چهار تا کانال تلگرامی فیلتر شده و..... جلوی اینها که بُردی ندارند. اگر این امکانات آموزشی درست استفاده شود مردم درست آموزش می بینند و خیلی از این رفتارهای نامناسب از بین می رود. اما وقتی در کنار دو تا پیام ایمنی مفید هشت تا سریال برای ترویج چندهمسری و شش تا برنامه برای لجن پراکنی به برنده جایزه صلح نوبل و نظایر آن تهیه می کنند مردم اون دو تا پیام ایمنی مفید را هم جدی نمی گیرند.

نمی خواهم فقط ایراد بگیرم و خوبی ها را بازگو نکنم. برای همین اشاره می کنم که انصافا از اواسط  دهه شصت تا اوایل دهه هفتاد، صدا و سیما در آموزش عمومی مردم در جهاتی بسیار مثبت و موفق  عمل کرد.
 اولا با پخش سریال متعدد در مورد دانشمندان و نظایر آن در بین نسل من احترام به علم و شوق علم آموزی را گستراند.
 ثانیا، با برنامه هایی در مورد نگهداری کودک (اهمیت واکسیناسیون، غذای کمکی، شیرمادر، خوراندن او -آر-اس هنگام اسهال کودک) در بهبود وضعیت بهداشتی و تغذیه کودکان نقش مهم داشت. من اخبار اجتماعی هندوستان را می خوانم و می بینم اینها در هندوستان جا نیافتاده.     مادران روستایی در هند  هنگام اسهال کودک به او مایعات نمی دهند که مبادا «نشتی» داشته باشد و به این ترتیب کودکان زیادی در هند تلف می شوند! 
اگر در کشور ما مرگ و میر کودکان در اثر اسهال کم شده تا حد زیادی مدیون این آموزش هاست.
شیوه آموزش ها طوری بود که برای بینندگان جذاب بود و دنبال می کردند و به هم یادآوری می نمودند.
صدا و سیما در آن سالها  والدین را تشویق می کرد که با فرزندان نوجوان خود دوست باشند  و به درددل هایشان گوش دهند. برای زمان خودش خیلی توصیه پیشرویی بود. خیلی مفید بود. همزمان با آن در تلویزیون ترکیه علی رغم رنگ و لعاب بهترش، مادران را تشویق می شدند که توی دهن دخترانشان که «پررو» شده بودند بکوبند.  مثلا درسریال ترکیه ای آن زمان، دختر دانشجوی پزشکی بود و طبعا درس  آناتومی اش را گذرانده بود اما مادرش- که شخصیت قهرمانی داستان بود- بر دهنش می کوبید که دختر باید چشم و گوش بسته باشد! صدا و سیمای ایران در آن مقطع از این جهت پیشرو بود. 
نکته دیگر این که صدا و سیما در آن زمان خیلی زیرپوستی و هوشمندانه رجوع به روانشناس را برای مردم عادی سازی کرد. در سریال های  صدا و سیما ی آن زمان نشان می دادند که فلان خانواده باکلاس و ... وقتی می دیدند فرزندشان گوشه گیر شده با روانشناس مشاوره می کردند. قبل از آن مردم خیال می کردند که رجوع به روانشناس  به معنای دیوانگی است و  زیر بار چنین کاری نمی رفتند. صدا و سیما در آن سالها این تصور غلط و این تابو را شکست.  چنین تابویی هنوز در چین -و حتی در شهرهای پیشرفته آن وجود دارد.  
اما ما ایرانی ها از این جهات مثل اروپایی ها پیشرفته شده ایم. بیشتر به خاطر آن که در آن مقطع صدا وسیما در این زمینه ها خوب عمل کرد. این معجزه آموزش درست هست.

۲) وقتی مردم حس می کنند که ضعیف هستند و قرار هست  به آنها ظلم شود اتفاقا شروع به قلدری می کنند. یعنی به خود حق می دهند قلدری کنند. گاه قلدری شان به صورت الدروم بلدروم صریح هست و گاه به صورت اذیت های  زیرزیرکی و گاه به صورت گلایه های غیرمنصفانه که روی مخ آدم می رود. 
اگر در پیرامون خود بنگرید می بینید هر چه افراد خود را در موقعیت ضعیف تر می بینند از این رفتارها بیشتر نشان می دهند.
وقتی در کشور حکومت چنان عمل کند که در صد بزرگی از مردم احساس ضعف و بی پناهی کنند طبعا قلدری های کوچک و ناچیز اما اعصاب خرد کن بیشتر می شود.

۳) در مورد این که نبود ضوابط محکم و برخورد سلیقه ای در جامعه چه طور باعث بلبشو می شود لازم نیست توضیح دهم. اظهر من الشمس است.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

غرفه های بازیافت در مناطق ۲۲ گانه تهران

+0 به یه ن

از سال ۱۳۸۴ یعنی از ۱۶ سال پیش در مناطق ۲۲ گانه تهران غرفه های جمع آوری زباله خشک نصب شده اند. با این حال هنوز درصد عمده شهروندان ساکن تهران از وجود این غرفه ها در محلات خود بی خبرند و یا اهمیتی به آنها نمی دهند.

این تجربه نشان می دهد تنها نصب کانکس کافی نیست. برنامه ای جامع و کامل برای اطلاع رسانی به مردم جهت همکاری با طرح مدیریت پسماند لازم هست.
در زیر لینک آدرس غرفه ها را می گذارم تا اگر در تهران زندگی می کنید نزدیک ترین غرفه به محل زندگی یا کار خود را شناسایی کنید تا زباله های تفکیک شده خود را به آن غرفه تحویل دهید.

 نکته دوم این که وقتی از پسماند صحبت می کنیم نباید فقط پسماند خانگی را در نظر داشته باشیم. ادارات، بیمارستان ها، کارگاه ها، کارخانجات، دانشگاه ها، پژوهشگاه ها، تعمیرگاه ها و....... در حجم وسیع پسماند هایی نظیر باتری های مستعمل یا قطعات الکترونیکی مستعمل به وجود می آورند. افرادی که در این گونه مراکز کار می کنند (به خصوص تکنیسین هایی که مسئولیت رسیدگی به دستگاه ها را دارند) می توانند به آسانی این باتری ها و قطعات مستعمل را جمع آوری کنند و به غرفه ها تحویل دهند.





اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بازیافت باطری ها و قطعات الکترونیکی مستعمل در تبریز، تهران و شهرها و روستاهای اطراف

+0 به یه ن

باطری های مستعمل و لوازم الکترونیکی و الکتریکی اگر به طریق صحیح بازیافت نشوند موجب به خطر انداختن سلامت شهروندان و تخریب شدید محیط زیست خواهند شد. خوشبختانه تکنولوژی بازیافت این اقلام در شهر های تبریز و تهران وجود دارد. از سوی دیگر، جمع آوری این گونه وسایل مستعمل در خانه ها، ادارات و در مراکزی نظیر تعمیرگاه ها و شرکت های الکتریکی بسیار ساده و آسان هست و دردسر خاصی ندارد! 
یکی از نزدیکان ما که در کرج فروشگاه قطعات و تعمیرات موبایل دارد، در محل کارخود سطلی به منظور جمع آوری باطری های مستعمل تعبیه کرده و هر چند ماه یک بار محتوای سطل را به باجه های جمع آوری اقلام بازیافتی در تهران تحویل می دهد.
به زودی چنین باجه هایی در تبریز هم راه خواهند افتاد. اگر در تهران یا تبریز یا شهرها و روستاهای نزدیک این دو کلانشهر زندگی می کنید، شما هم باطری ها و قطعات الکتریکی مستعمل خود را جمع آوری کنید و سرفرصت آنها را تحویل دهید. واقعا زحمتی ندارد که از آن دریغ کنیم!

هربار که باطری ای را در سطل زباله معمولی می اندازید،  به این فکر کنید که فلزات سنگین و مواد سمی موجود در آن ممکن است منجر به آلودگی محصولات کشاورزی شود که شما یا عزیزانتان را به بیماری سرطان مبتلا سازد. پس آنها را به مراکز بازیافت تحویل دهید.

(لطفا در انتشار این مطلب ما را یاری رسانید.)


آدرس محل تحویل زباله های تفکیک شده:
شعبه 1:  تبریز، باغمیشه، میدان اطلس، خیابان شهریار.

اقلام زباله های تفکیک شده: 

۱- باطری و لوازم الکتریکی و قطعات الکترونیکی مستعمل
۲- کاغذ و مقوا
۳- قوطی های فلزی
۴- پلاستیک نظیر ظرف ماست و....
۵- نایلون و نایلون و پاکت نقره ای رنگ چیپس و بستنی و...




کانکس  باغمئشه هر روزه از ساعت ۹/۳۰ تا ۱۳ و بعد از ظهرها  از ۱۷/۳۰ تا ۲۱ باز هست.
کانکس باغمئشه روزهای تعطیلی قبل از ظهر تعطیل هست و فقط بعد از ظهرها ۱۷/۳۰ تا ۲۱ باز هست.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آتش زیر خاکستر

+0 به یه ن

برخی از دوستداران طبیعت بعد از پیک نیک زباله های خود را که شامل مواد پلاستیکی  و نایلونی هم می شود می سوزانند. برخی حتی زباله های پخش شده دیگران را هم جمع می کنند و می سوزانند.
این کار را نکنید! گازهای متصاعد شده از سوزاندن پلاستیک می توانند بسیار سمی و خطرناک باشند.
شاید بگویید مگر پلاستیک از کربن و هیدروژن ساخته نشده؟! پس حاصل سوخت آن باید همچون عمل متابولیسم بدن، آب و دی اکسید کربن باشد که آن قدرها سمی نیستند.
اولا حتی پلاستیک هایی که تنها از کربن و هیدروژن ساخته شده اند هنگام سوخت می توانند مونوکسیدکربن سمی تولید کنند.
ثانیا بسته به نوع پلاستیک می تواند حاوی عناصر دیگر نظیر کلر باشد که سوختن آن دیوکسین سمی و خطرناک ایجاد می کند. حتی برخی پلاستیک ها جیوه هم دارند که بسیار آلاینده هست.

خلاصه سرخود پلاستیک نسوزانید. درسته در برخی کشورهای پیشرفته پلاستیک می سوزاننداما مراکزی دارند که می دانند چه نوع پلاستیکی برای سوزاندن مناسب هست. شرایط سوخت را هم کنترل می کنند که مونوکسید کربن به وجود نیاید. 

ما اینها را بلد نیستیم. پس باید از این که در طبیعت سرخود نایلون بسوزانیم اجتناب کنیم. تا جایی که امکان دارد نایلون مصرف نکنیم. اگر مصرف کردیم با خود به شهر بازگردانیم تا به مراکز بازیافت تحویل دهیم. 


وقتی به دامان طبیعت می رویم لازم نیست حتما آتش روشن کنیم!!! اما اگر روشن کردیم حتما باید کامل خاموش کنیم. والا آتش زیر خاکستر پنهان می شود و بعد از مراجعت ما دوباره زبانه می کشد و مراتع و درختان را تبدیل به خاکستر می کند.

(لطفا در انتشار این مطلب مرا یاری دهید.)


آدرس محل تحویل زباله های تفکیک شده:   تبریز، باغمیشه، میدان اطلس، خیابان شهریار.

اقلام زباله های تفکیک شده: 

۱- باطری و لوازم الکتریکی و قطعات الکترونیکی مستعمل
۲- کاغذ و مقوا
۳- قوطی های فلزی
۴- پلاستیک نظیر ظرف ماست و....
۵- نایلون و نایلون و پاکت نقره ای رنگ چیپس و بستنی و...



کانکس  باغمئشه هر روزه از ساعت ۹/۳۰ تا ۱۳ و بعد از ظهرها  از ۱۷/۳۰ تا ۲۱ باز هست.
کانکس باغمئشه روزهای تعطیلی قبل از ظهر تعطیل هست و فقط بعد از ظهرها ۱۷/۳۰ تا ۲۱ باز هست.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بازیافت نایلکس ها

+0 به یه ن

سال هاست که در شهرهای ما، ظروف پلاستیکی نظیر ظرف ماست یا بطری های پلاستیک و… بازیافت می شوند. اما تکنولوژی بازیافت این نوع پلاستیک به درد بازیافت کیسه فریزر و نایلکس نمی خورد. عموم زباله گردهایی که دنبال پلاستیک بازیافتی جهت فروش هستند کیسه های پلاستیکی را که مراکز بازیافت از آنها تحویل نمی گیرند پخش و پلا می کنند. نایلون های پخش و پلا هم به زیبایی و تمیزی شهر و طبیعت لطمه می زند و هم گاه خوراک دام و حیوانات دیگر می شوند و دردسر می آفرینند.
در برخی شهرها با جاسازی نایلون ها در داخل بطری های پلاستیکی اقدام به ساخت اکوبریک می نمایند. از اکوبریک جهت ساخت مدرسه و…. در مناطق محروم استفاده می کنند. ما این کار را هم غیر اصولی می دانیم چرا که خطر اشتعال اکوبریک بالاست و گازهای متصاعد از سوختن آن هم بسیار سمی است.  
معتقدیم هم برای اشتغال عزیزان زباله گرد و هم برای مدرسه سازی در مناطق محروم باید کار درست و حسابی کرد. دولت باید درست وحسابی خرج  مدرسه سازی در مناطق محروم با متریال استاندارد کند و اشتغال بهداشتی و مناسب برای زباله گردها ایجاد کند. با ترویج زباله گردی و اکوبریک و…. مسىولیت را نمی تواند از سر باز کند!
نیکوکاران وخیرین هم به جای فرستادن اکوبریک به عنوان تحفه به مناطق محروم، با متریال مناسب اقدام به مدرسه سازی کنند و بچه های مردم را -ولو مردم فقیر را- درمعرض خطر آتش سوزی قرار ندهند! آیا حاضرند بچه های خودشان را به مدرسه ای بفرستند که از اکوبریک ساخته شده؟!



اما در مورد نایلکس ها: ازیک طرف، با استفاده از کیف خرید و نظایر آن در پی آن هستیم که مصرف کیسه های پلاستیکی را به حداقل برسانیم. از سوی دیگر، معتقدیم این نایلون ها و پاکت های نایلونی چیپس و بستنی و دراژه های دارو و…. را باید جهت بازیافت به مراکز ذیصلاح تحویل داد.

خوشبختانه در نزدیکی تبریز کارگاهی است که تکنولوژی بازیافت اصولی این نوع پلاستیک را داراست. باجه هایی که به زودی در محلات مختلف تبریز نصب خواهد شد این نوع پلاستیک و نایلون را تحویل ایشان خواهد داد.

دو ماه و نیم هست که من نایلون ها و پاکت های نایلونی شکلات و ….را در جعبه کفش و بیسکویت می گذارم و زیر کابینت انبار می کنم تا سرفرصت وقتی به تبریز رفتم تحویل دهم. پیشنهاد می کنم شما هم چنین کنید.
پی نوشت:
برخی از پاکت های پلاستیکی نظیر آنهایی که بستنی کاله و چیپس یا پاکت کیت کت .... را در آنها می گذارند یک ورشان نقره ای است. به این نوع پلاستیک متالایزر می گویند. این نوع پلاستیک هم در کنار کیسه فریزر و نایلکس و .... قابل بازیافت هست. اینها را کنار بقیه نایلون ها برای باز یافت تحویل دهید.

آدرس محل تحویل: تبریز، باغمیشه، میدان اطلس، خیابان شهریار.
به امید خدا، به زودی شعبه های دیگر در سراسر شهر باز می شوند. از هم اکنون به جمع کردن نایلون ها مبادرت کنید. باشد که این حرکت علاوه بر پاکیزه نگاه داشتن محیط زیست، به اشتغال عده ای از همشهری ها بیانجامد.

(لطفا در انتشار این مطلب مرا یاری دهید.)
پی نوشتکانکس  باغمیشه هر روزه از ساعت ۹/۳۰ تا ۱۳ و بعد از ظهرها  از ۱۷/۳۰ تا ۲۱ باز هست.
روزهای تعطیلی قبل از ظهر تعطیل هست و فقط بعد از ظهرها ۱۷/۳۰ تا ۲۱ باز هست.
ادامه دارد….

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

اهمیت مدیریت اصولی پسماند.

+0 به یه ن

میزان آلودگی خطرناک شیرابه زباله ها، اهمیت جدا سازی اصولی زباله در مبدا، بازیافت و دپوی اصولی را روشن می سازد. اگر این مراحل غلط  و از طریق افراد ناوارد انجام گیرند (که متاسفانه در اغلب شهرهای ایران چنین هست) در درجه اول خود این افراد در معرض آسیب ها و خطرات جدی قرار می گیرند و در درجه دوم، سایر ساکنان شهر در معرض خطر قرار می گیرند.

وقتی اقدامی اصولی در جهت مدیریت پسماند صورت می گیرد یک عده از شهروندان خوش نیت اما ناآگاه از سردلسوزی برای معیشت زباله گردان دربرابر طرح اصولی و صحیح مقاومت می نمایند تا مبادا نان زباله گردها بُریده شود. غافل از آن که با شیوه غیر اصولی خود زباله گرد ها بیش از همه در معرض خطر بیماری اند. حال آن که اگر مدیریت پسماند اصلاح شود چند برابر شغل مناسب با شرایط بهداشتی ایجاد می گردد. 

مدیریت اصولی زباله ها که آسیب را بر انسان و طبیعت کاهش می دهد کاری تخصصی است. وقتی افراد ناوارد و غیر متخصص به این کار ورود می کنند عملا بخشی از زباله ها را بازیافت می نمایند وبقیه را که برای آن ارزش اقتصادی قایل نیستند در خیابان و یا در طبیعت رها می سازند و موجب پراکندگی آلودگی می شوند.
مدیریت صحیح پسماند نیاز به افراد آموزش دیده و متعهد به سلامت مردم و محیط زیست دارد.

ادامه دارد….

(لطفا در انتشار این مطلب ما را یاری دهید.)

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل