+0 به یه ن
چند ماه پیش از دی ماه ۱۴۰۴ طرفداران پهلوی در تقبیح انقلابیون ۵۷مرتب می گفتند که در سال ۵۷، شعاری علیه فساد مالی نبود و آن را نشانه آن جا می زدند که در زمان شاه، فساد مالی ای نبود که مردم علیه آن فریاد بزنند . به زعم آنها فقط خوشی زیر دل -به قول خودشان- شورشیان ۵۷ را زد و ریختند توی خیابان! این که شعار مبارزه با فساد در سال ۵۷ سر داده نمی شد به معنای نبود فساد مالی در سال ۵۷ نبود . مگر در دی ماه ۱۴۰۴ شعار علیه فساد مالی سر داده شد؟ اتفاقا خود این جماعت سلطنت طلب و پهلوی پرست اصرار می کردند که تنها باید فلان شعار برای حمایت از بازگشت پهلوی سرداده شود!!
زمان شاه هم فساد مالی بود. خیلی هم زیاد بود. در این قراردادهای چرب و نرم که می بستند کلی از توی قرارداد می خوردند. دلال ها و کار-چاق-کن ها تکنولوژی های اسقاطی کارخانجات کشورهای اروپایی -گاه حتی کشورهای اروپایی شرقی- را وارد می کردند و یک پورسانت تپل برای خودشان برمی داشتند. همه این ها در بین اسناد هست.
در دانشکده های فنی ان زمان این چیزها را می دیدند و می فهمیدند و معترض می شدند. فکر می کنید برای چی دانشکده های فنی در سال ۵۷ جزو سردمداران انقلاب شدند؟! خوشی زیر دلشان را زده بود!؟ نه خیر! همین فسادها را می دیدند و درک می کردند و برای همین ناراضی بودند.
منتهی عموم مردم آن زمان- همانند عموم مردم این زمان- سرشان اون قدر توی حساب نبود که بفهمند چه خبر هست. ذهن اکثر آنها درگیر مسایلی مانند مبارزه باتارموی خانم ها بود تا مبارزه با فساد مالی.
الان البته فساد به دلیل دور زدن تحریم ها از طریق بازار سیاه بین المللی بیشتر هم شده. (هرچند مکانیزم های مبارزه با پولشویی بین المللی که الان هست آن زمان نبود. کارچاق کن ها بدون تحریم و بازار سیاه هم آن زمان می توانستند برای خودشان پورسانت های تپل بردارند و معاملات مخالف منافع ملی را جوش دهند.) منتهی هم ارتباطات و هم آگاه عمومی مردم بسیار بیشتر شده برای همین اکنون درک و آگاهی عمومی بیشتری نسبت به فساد مالی در کشور هست تا زمان شاه.
البته هنوز هم آگاهی عمومی به اندازه کافی نیست که وقتی مردم جان شان را کف دستشان می گیرند و کف خیابان می آیند علیه فساد مالی شعار دهند. در دی ماه ۱۴۰۴ هنوز بخش های بزرگی از مردم آن قدر ناآگاه بودند که جان خود و عزیزان خود را در معرض چنین ریسکی قرار دادند تا شعارهای مورد نظر فلان رسانه طرفدار پهلوی را سر دهند.
آیا آگاهی اکثریت قاطع مردم ایران به جایی خواهد رسید که
۱) برای این که کسی یا گروهی منفعت طلب را به قدرت برسانند بچه خود را در چنین تظاهرات خطرناکی در معرض خطر نگذارند!؟
۲) اگر خود خطر می کنند و صدای اعتراض بلند می کنند در جهت مبارزه با فساد مالی از طریق اصلاح ساز وکارها (نه درخواست اعدام این و آن) باشد؟
در دی ماه ۱۴۰۴ که چنین نبود. امیدوارم درسی آموخته باشند. البته نشانه های درس آموختن را هم نمی بینم. به هر حال ما باید اینها بنویسیم و بگوییم. دست کم بخواهیم که بچه خودشان را جلوی بت ها (چه بت پهلوی چه بتی دیگر) قربانی نکنند.
اشتراک و ارسال مطلب به:
فیس بوک
تویتر
گوگل
آردینی اوخو