فرم نظرسنجی

+0 به یه ن

در سال های اخیر تعداد و درصد دانش آموزانی که رشته های ریاضی و فیزیک و علوم مهندسی را در دانشگاه انتخاب می کنند کاهش چشمگیر یافته است. این پدیده عوامل گوناگون دارد که اتفاقا برخی از آنها میمون و مبارک است. مثلا، یکی از عوامل، احساس آزادی بیشتر دانش آموزان در انتخاب رشته های هنری است. با این حال به نظر می رسد اطلاع رسانی های نادرست و گاه سیاه نمایی در مورد رشته های علوم پایه و علوم مهندسی در این روند بی تاثیر نبوده است. لازم به نظر می رسد برنامه ای جامع برای اطلاع رسانی درست و واقع نمایی به جای سیاه نمایی در این رشته ها تهیه شود تا دانشجویانی که در این رشته ها به تحصیل مشغولند با شور و شوق بیشتری به تحصیل خود دل ببندند. همچنین لازم است برنامه ای برای راهنمایی دانشجویان به سمت فعالیت هایی که احتمال کاریابی را بالا می برد تهیه شود. قدم اول برای چنین برنامه ریزی ای، آگاهی برنامه ریزان از نگرش عمومی جامعه نسبت به جوانب گوناگون این رشته هاست. به این منظور، فرم نظرسنجی زیر تهیه شده است. خواهشمندم این فرم نظرسنجی را تکمیل نموده، آن را در بین آشنایان خود پخش نمایید. همچنین سپاسگزار خواهم شد اگر این نظرسنجی را در فضای مجازی به دیگران معرفی فرمایید. برای برنامه ریزی کارآمدتر، نیاز به آن هست که نظرات بخش های بزرگتری از جامعه از سنین، جنسیت، محل زندگی، میزان تحصیلات و رشته های تحصیلی گوناگون دانسته شود. پیشاپیش از همکاری شما در تکمیل و توزیع این فرم نظرسنجی سپاسگزارم. نتایج نظرسنجی به صورت آزاد در اختیار همه علاقه مندان به .ترویج و آموزش علم قرار خواهد گرفت.

 

فرم نظر سنجی:


https://yasamanfarzan18.wispform.com/f2ea88a6


پی نوشت: از همه عزیزانی که فرم نظر سنجی ای را که چند وقت پیش معرفی کردم تکمیل نمودند تشکر می کنم. فردا می خواهم نتایج آن را جمع بندی کنم و درروز 5 شنبه صبح در فرهنگستان علوم نتایج آن را ارائه نمایم. اگر تا کنون آن را تکمیل نکرده اید ممنون می شوم اگر تا ساعت 3 بعد از ظهر فردا آن را تکمیل کنید. خواهشمندم از آشنایان خود هم بخواهید که فرم نظرسنجی را تکمیل نمایند. توجه کنید که این فرم تنها برای فارغ التحصیلان فیزیک نیست. اتفاقا بیشتر مایل هستیم نظر دیگر افراد جامعه را با گرایش ها و علا یق متفاوت در مورد تحصیل در رشته ریاضی و فیزیک بدانیم.



اگر با براوزر فایرفاکس باز نشد از براوزر کروم استفاده کنید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

ویژه نامه یلدایی دیپلوک

+0 به یه ن

ویژه نامه یلدایی دیپلوک با عنوان «این ایده باید بمبرد» منتشر شد. در این ویژه نامه من مقاله ای دارم با عنوان «از زیبایی در علم تا کیش شخصیت». دکتر شیخ جباری هم مقاله ای دارد با عنوان«ثابت کیهانشناسی».

ویژه نامه را می توانید از اینجا دانلود کنید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سیاهچاله ها به قلم همسرم دکتر محمد مهدی شیخ جباری (شاهین)

+0 به یه ن

در مجله علمی «چرخ» بیان شد: تعریف «سیاه چاله ها» از زبان دکتر شیخ جباری


بیست وسومین برنامه «چرخ» با موضوع سیاه چاله چیست؟ با اجرای محمدرضا مقدسیان وحسین فروتن با میزبانی دکتر محمدمهدی شیخ جباری، فیزیکدان و عضو فرهنگستان علوم و هیات علمی پژوهشکده فیزیک پژوهشگاه دانشهای بنیادی صورت گرفت .
دکتر شیخ جباری در پاسخ به این سوال که سیاه چاله چیست؟ گفت: سیاه چاله ها یکی از پیش بینی های نظریه نسبیت عام اینشتین هستند. نظریه نسبت عام مانند هر نظریه دیگر فیزیکی با مجموعه ای از معادلات ریاضی توصیف می شود و سیاه چاله ها جوابهایی از معادلات اینشتین هستند که به لحاظ تاریخی جزء اولین جوابها بودند. نسبیت عام را می توان به صورت تصحیحی بر نظریه گرانش نیوتونی دید. بر اساس گرانش نیوتونی  نیروی گرانشی دو جرم نقطه ای متناسب عکس مجذور فاصله آنهاست. در نسبیت عام این قانون عکس مجذوری وقتی دو جرم از هم دور هستند تقریب بسیار خوبی از نیروی گرانشی آنهاست  اما وقتی دو جرم به هم نزدیک باشند مطابق نسبیت عام این نیرو قوی تر از قانون عکس مجذوری می شود. حال تصور کنید که توده بزرگ جرمی به صورت  کروی را در فضایی بسیار کوچک فشرده کرده باشیم و به این جرم بسیار نزدیک شویم. در این صورت انحراف از قانون عکس مجذوری می تواند بسیار بزرگ باشد. دیگر ویژگی نسبیت عام آن است که حتی نور هم تحت اثر گرانش قرار می گیرد. مثلا نور ستاره های دیگر که از کنار خورشید می گذرند در میدان گرانشی خورشید کمی از مسیر معمول خود که خط راست است منحرف می شوند؛ این چشمه های گرانشی مانند عدسی همگرا عمل می کنند. در مورد نوری که از کنار خورشید می گذرد این انحراف بسیار بسیار کوچک و در حد یک ثانیه قوسی است. حال تصور کنید که جرم  کروی بسیار زیاد و شعاع آن کوچک باشد اثر گرانشی روی نور می تواند آنقدر بزرگ شود که نور نتواند از سطح جسم به بیرون تابیده شود. در این صورت ما که در بیرون از توده جرم و  در فواصل دوردست قرار داریم توده جرم را «سیاه» می بینیم چون هیچ نوری از آن به بیرون تابش نمی شود. برای آن که این اتفاق بیافتد و «سیاه چاله» شکل بگیرد باید جرمی به بزرگی جرم خورشید در کره ای به شعاع کمتر از سه کیلومتر فشرده شود.  هرچند از سیاه چاله چیزی به بیرون تابیده نمی شود، از بیرون اجرام و نور به داخل آن جذب می شود و فرو می ریزد. سیاه چاله «افقی» دارد که هر چه از آن رد شود و به «داخل» آن بیافتد دیگر از آن بیرون نخواهد آمد. با این توصیف نام سیاه چاله بسیار مناسب و با مسما انتخاب شده است. مشاهده و یافتن سیاه چاله ها، اگر واقعا در جهان وجود داشته باشند، به این علت که سیاه چاله هیچ چیزی تابش نمی کنند به لحاظ رصدی کاری بسیار دشوار است. درست است که سیاه چاله ها از جوابها یا به عبارت دیگر «پیش بینی های» نسبیت عام هستند اما آیا در جهان واقع هم الزاما وجود دارند؟! 

 به لحاظ نظری و بر اساس مدل تحول ستاره ها بیش از ۵۰ سال است که می دانیم ستاره‌های معمول اگر جرمی حدود ده برابر یا بیشتر از جرم خورشید داشته باشند در انتهای دوره تحول خود پس از انفجار ابرنواختر (سوپرنوا) می توانند به سیاه‌چاله‌ تبدیل شوند. جرم این سیاه‌چاله‌ها عموماً  چند برابر جرم خورشید است. یعنی ماده معمول با تحول متعارف شناخته شده می‌تواند به سیاه‌چاله تبدیل شود. اگر این درست باشد باید در کهکشان ما یا کهکشانهای اطراف تعداد معتنابهی سیاه‌چاله با    حدود جرم خورشید وجود داشته باشد.  مواد (سیاره‌ها و ستاره‌های)  می‌توانند به درون میدان گرانش  این سیاه‌چاله‌ها بیافتند و پس از از دست دادن انرژی خود به درون سیاه‌چاله سقوط کنند. در این فرآیند و قبل از فرورقتن در سیاه‌چاله این اجرام به شدت شتاب می‌گیرند و شروع به تابش با انرژی بسیار بالا--مثلاً اشعه ایکس یا پرتو گاما-- می‌کنند. اما سوال این است که از کجا می‌توان مطمئن بود که هسته جاذب این اجرام واقعاً یک سیاه‌چاله بوده و نه مثلاً یک ستاره خاموش و پر جرم و فشرده دیگر؟


 این سئوال از مسائل جالب و باز اخترفیزیک رصدی است وبر روی آن بسیار کار می‌شود. اما در حدود سه-چهار سال اخیر با استفاده از آشکارسازی امواج گرانشی شواهد مستقیم‌تر رصدی برای سیاه‌چاله‌ها پیدا کرده‌ایم. فرض کنید دوسیاه‌چاله  داریم که به دور هم می‌چرخند این سیستم می‌تواند به تابش موج گرانشی به مرور انرژی از دست بدهد و نهایتاً آن قدر مدار آنها حول یکدیگر کوچک می‌شوند که دو سیاه‌چاله درهم روند. در این مرحله درهم‌روی مقدار زیادی انرژی-  چندین برابر کل انرژی که خورشید در طول عمر خود تابش می‌کند-- در زمانی بسیار کوچک از مرتبه چند ثانیه به صورت امواج گرانشی تابش می‌کنند. امروزه فناوری به اندازه‌ای پیشرفت کرده که این امواج گرانشی را روی زمین رصد کنند.  امواج گرانشی و آشکارسازی آنها و بالتبع سیاه‌چاله‌ها از شاخه‌های بسیار داغ پژوهشی در فیزیک امروز هستند.


«چرخ» به تهیه کنندگی الهه بهبودی کاری از گروه دانش شبکه چهار سیما است که شنبه‌ها ساعت ۲۱ به صورت زنده از شبکه چهار سیما پخش می‌شود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

فایل سخنرانی من در مورد ترویج علم

+0 به یه ن

هفته پیش روز چهارشنبه من سخنرانی ای در مورد ترویج علم و چالش هاى آن در ایران انجام دادم. سخنانم را در سه محور می توان تقسیم بندی کرد:

١) چالش های ویژه ترویج علم مدرن در ایران به علت این که ما رنسانس و عصر روشنگرى نداشته ایم و به جاى آن سنت هاى علمى خود را داشته ایم.

٢) مسئله جنسیت و علم

٣) ترویج علم و زبان مادری و مسایل قومیتی.

لینک سخنرانى در زیر موجود است:
https://drive.google.com/file/d/19A3Jck8XWnO4skFzOLIuAFTgAdfE8oXl/view?usp=sharing

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

برنامه چرخ شبکه 4

+0 به یه ن

  امشب ساعت نه من در برنامه چرخ شبکه ٤ در مورد ماده تاریک صحبت خواهم کرد.
گفتند یک سئوال پیامکی هم تهیه کن. من سئوال زیر را تهیه کردم که مقبولشان نیافتاد. دیدم حیفه سئوال را دور بریزم. اینجا مطرحش می کنم:

 

کدامیک از خانم های زیر برنده جایزه نوبل شده اند:
١) ورا روبین منجم معروف و از سردمداران کشف شواهد مشاهداتی ماده تاریک
٢) رزالیند فرانکلین
٣) چین شوینگ وو کاشف نقض تقارن وارونى فضا

٤) ماریا گوپرت مایر فیزیکدان هسته ای

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

لینک سخنرانی دکتر شیخ جباری

+0 به یه ن


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آدام اسمیت اسکاتلندى

+0 به یه ن

صفحه ۱۴۰ کتاب علم و جامعه: Smith believed that when each individual aims at his own personal pros- perity, the result is the prosperity of the community. A baker does not consciously set out to serve society by baking bread - he only intends to make money for himself; but natural economic forces lead him to perform a public service, since if he were not doing something useful, people would not pay him for it. Adam Smith expressed this idea in the following way: “As every individual, therefore, endeavours as much as he can, both to employ his capital in support of domestic industry, and so to direct that industry that its produce may be of greatest value, each individual necessarily labours to render the annual revenue of the Society as great as he can.” “He generally, indeed, neither intends to promote the public interest, nor knows how much he is promoting it. By preferring the support of domestic to that of foreign industry, he intends only his own security; and by directing that industry in such a manner as its produce may be of the greatest value, he intends only his own gain; and he is in this, as in many other cases, led by an invisible hand to promote an end which was no part of his intention. Nor is it always the worse for Society that it was no part of it. By pursuing his own interest, he frequently promotes that of society more effectively than when he really intends to promote it.” In Adam Smith’s optimistic view, an “invisible hand” guides individuals to promote the public good, while they consciously seek only their own gain. This vision was enthusiastically adopted adopted by the vigorously growing industrial nations of the west. It is the basis of much of modern history; but there proved to be shortcomings in Smith’s theory. A collection of individu- als, almost entirely free from governmental regulation, each guided only by his or her desire for personal gain - this proved to be a formula for maximum economic growth; but certain modifications were needed before it could lead to widely shared happiness and social justice. متن بالا در باره دیدگاه های اقتصادی آدام اسمیت اقتصاددان بزرگ اسکاتلندی در قرن ۱۸ میلادی است. به دو دلیل نقل کردم. یکی جدی و دیگری طنز! اول این که دیدگاه روشن و ساده اش به گمان من به درد امروز ما می خورد. به عقیده این حقیر ما امروز به همین آدم های عاقل و دور اندیش نیاز داریم نه به ایده آ ل گرایانی با چند شعارآرمانگرایانه که بد را بدتر کنند و پس فردا به بهانه و منت آن که برایمان فداکاری کرده اند باقی مانده حق و حقوقمان را بالا بکشند! دومین دلیل طنز هست! یادم هست که زمانی یک سری جوک ها رایج بود که در آن اسکاتلندی راهی برای صرفه جویی ارائه می داد و همه را مفتون هوشمندی خود می ساخت!سپس یک اسکویی وارد صحنه می شد و چیزی می گفت که اسکاتلندی لنگ می انداخت! الان هم امیدوارم یک اقتصاددان از اسکو ظهور کند وروی دست آدام اسمیت بزند و ما را از این بن بست اقتصادی خارج سازد.😉. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

حال و هوای قرن ١٨ اروپا

+0 به یه ن

SCIENCE AND SOCIETY, 2nd Edition John Avery H.C. Ørsted Institute, Copenhagen, 2005 Members of the commercial middle class needed a clear and realistic view of the world in order to succeed with their enterprises. (An aristocrat of the period, on the other hand, might have been more comfortable with a somewhat romanticized and out-of-focus vision, which would allow him to overlook the suffering and injustice upon which his privilages were based.) The rise of the commercial middle class, with its virtues of industriousness, common sense and realism, went hand in hand with the rise of experimental science, which required the same virtues for its success. از صفحه ۱۲۴ کتاب علم وجامعه نقل کردم. توصیف قرن ۱۸ اروپاست. عجب قرنی بوده این قرن! به لحاظ تولد افکار و پیشرفت دانش!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

پیشگفتار مینجیق برای سخنرانی روز چهارشنبه دکتر شیخ جباری

+0 به یه ن

همان طوری که اعلام شده است روز چهارشنبه، آقای دکتر شیخ جباری در سالن آمفی تئاتر پژوهشگاه دانش های بنیادی سخنرانی ای در مورد «دستاوردهای علمی هاوکینگ» ارائه خواهند داد. این سخنرانی تکرار سخنرانی ای است که چند ماه پیش ایشان در دانشگاه تهران ارائه دادند. من از این سخنرانی به قدری لذت بردم و آموختم که از ایشان خواهش کردم بار دیگر سخنرانی را در پژوهشگاه ارائه کنند. پیشگفتاری برای این سخنرانی را اینجا مکتوب می نمایم.

دستاورد های بزرگان علم همچون هاوکینگ را باید در پس زمینه این کوشش عظیم چند هزار ساله بشریت در کشف قوانین طبیعت و فرمول بندی آنها در قالب ریاضی دید. در این راستا دو کتاب معرفی می نمایم. یکی کتاب «انسان خردمند»  است که خوشبختانه یک جلد از آن هم برای کتابخانه ساختمان فرمانیه تهیه شده است. اگر علاقه مند باشید می توانید آن را به قرض بگیرید.

دیگری کتاب science and societyنوشته J Averyاست. مژده ای که دارم آن است که این کتاب در دست ترجمه به فارسی است و- به امید خدا- به زودی وارد بازار کتاب می شود. من در حال خواندن این کتاب هستم. بعد از خواندن هر دستاورد در ذهنم فرآیند رسیدن به نتایج توسط دانشمندان وقت را بازسازی می کنم. مثلا در مورد این که چگونه دانشمندان اسکندریه توانستند شعاع زمین و ماه، فاصله ماه و زمین و زمین و خورشید را با مشاهدات ابتدایی زمان خویش به دست آوردند. یا این که چرا «تیکو براهه» نتوانست پدیدهstellar parallaxرا در زمان خویش مشاهده کند؟ (این مشاهده  مهم بعدها در قرن نوزدهم توسط بسل-همان شخص که با توابعش آشنایید- صورت گرفت.)

گاهی با دکتر شیخ جباری در مورد عملی بودن این کشفیات به آن صورت که در کتاب شرح داده شده به بحث می نشینیم. مثلا در کتاب ادعا شده است که در قرن 18 با زدن جرقه های الکتریکی به هوا باعث شدند که مولکول های اکسیژن و نیتروژن تجزیه شوند و با یکدیگر ترکیب گردند؛ باقی مانده گاز آرگون خالص بود. چند روز پیش که من و همسرم از سفر باز می گشتیم در هواپیما بحث می کردیم که این ادعا نمی تواند درست باشد چون حتی اگر همه اکسیژن ها با  نیتروژن ترکیب شوند باز هم باقی مانده نیتروژن هوا دو مرتبه بزرگی بیش از آرگون موجود خواهد بود. اگر دوستان دیگری این کتاب را خوانده اند خوشحال می شویم جلساتی تفننی داشته باشیم و در مورد کتاب به گفت و گو بنشینیم. به باز شدن افق دید ما به عنوان پژوهشگران دانش می تواند کمک شایانی کند. برای این که کار پژوهش ما در پیشبرد قافله دانش-ولو به میزان بسیار اندک- سهمی داشته باشد لازم است بدانیم پدران و مادران معنوی ما - یعنی پژوهشگران نسل های گذشته همچون ارشمیدس، گالیله، نیوتن، ابوریحان، ابن هیثم، امی نوتر و..... چگونه راه خود را در تاریکی ها یافتند.


به امید این که ترجمه کتاب در ایران به زودی منتشر شود. یکی از آرزوهای من این هست که این کتاب را به دبیران ریاضی خود در دبیرستان هدیه دهم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قانون تامس و چشم انداز کانال مینجیق

+0 به یه ن

متن زیر به قلم آقای بهمن شهری، پژوهشگر زبان و فرهنگ است:


کدام پیش‌گویی‌ها خود به خود محقق می‌شوند؟


ضرب‌المثلی قدیمی می‌گوید 'از هر چه بترسی سرت می‌آید.' آیا این اندرز کهن ریشه در واقعیت دارد؟ در نگاه نخست احتمالا با عقل سلیم جور در‌نمی‌آید. مگر همه عوامل دنیا دست ماست؟ دنیا همان جوریست که هست و ربطی ندارد به اینکه ما چطور فکر می‌کنیم. این پاسخ صادق است یعنی واقعا دنیا خارج از تصورات ما وجود دارد و اتفاقاتی در آن می‌افتد. 

اما ظاهرا قضیه به این سادگی‌ها نیست. دنیای ذهن کجای ماجراست؟ مگر نه این که احساسات، قضاوت‌ها و حتی رفتارهایمان همه از عالم ذهن نشات می‌گیرند؟ مگر دنیای هرکس چیزی است بجز تک تک لحظات زندگی؛ آمیخته با خوشی و رنج‌ و در یک کلام کیفیت ذهنی تجربه‌هایش؟

ویلیام ایزاک تامِس جامعه‌شناسی بود که سال‌ها پیش به پرسش‌هایی از این دست فکر می‌کرد. تامِس در سال ۱۸۶۳ میلادی (۱۲۴۲ شمسی) در شهری کوچک به نام راسِل در ایالت ویرجینیا به دنیا آمد. سال‌های زیادی در دانشگاه‌ شیکاگو و در اواخر عمر در هاروارد به تدریس و تحقیق پرداخت. جامعه‌شناسی مهاجرت از حوزه‌های پژوهشش بود و علاقه زیادی به مطالعه رفتار و ذهنیت افرادی داشت که از دل فرهنگ‌های مختلف و متفاوت برآمده بودند و باید در سرزمینی جدید کنار یکدیگر می‌زیستند.

یکی از دستاوردهای اندیشه‌ تامس مفهومی است بنیادی که در جامعه‌شناسی معروف است به قضیه تامِس. 

قضیه تامِس می‌گوید "اگر فردی وضعیتی را واقعی فرض کند، پیامد‌های آن وضعیت بدل به واقعیت می‌شوند." به بیان دیگر کنش‌های فرد تحت‌تاثیر تصورات ذهنی‌اش قرار می‌گیرد. طبق این قانون، تفسیری که فرد از امور در خیالش می‌بافد، نتایجش از مرز خیال گذر خواهد کرد و بدل به واقعیت می‌شود.


بگذارید با ذکر دو مثال خیالی قضیه تامِس را روشن کنم. 

مثال اول: فرض کنید کودکی باور دارد که شب‌هنگام جن‌ها در اتاقش در رفت و آمدند. نتیجه چنان تصوری این است که وی بیشتر شب‌ها بیدار می‌ماند با اینکه جن‌ها در جهان خارج وجود ندارند.

مثال دوم: فرض کنید بهمن به هر دلیلی متقاعد شده که مجتبی از وی متنفر است. او از همان وقت طوری با مجتبی رفتار می‌کند که رفته رفته رابطه‌شان شکر‌آب می‌شود فارغ از این که آیا تنفر مجتبی از بهمن از همان آغاز واقعی بوده یا توهمی ساخته و پرداخته ذهن بهمن؟

اثرگذاری تامس به دوران خودش محدود نماند. رابرت مِرتون -یکی از چهره‌های برجسته جامعه‌شناسی قرن بیستم- بشدت تحت تاثیر آراء تامس قرار گرفت. او دانش‌آموخته دانشگاه هاروارد بود و سهم ویژه‌ای در پایه‌گذاری جامعه‌شناسی علم داشت. مرتون بیشتر عمرش -از اوایل دهه چهل تا اواسط دهه هشتاد میلادی- در دانشگاه کلمبیا مشغول آموزش و پژوهش بود.

پس از مطالعه دقیق قضیه تامس، مرتون یک مفهوم مهم‌ و تا به امروز تاثیرگذار را به دنیای علم وارد کرد: پیشگویی خود‌محقق (self fulfilling prophecy)‌. مرتون این مفهوم را این گونه تعریف می‌کند:

"پیش‌گویی خودمحقق‌ در آغاز تعریفی است غلط از وضعیتی که رفتاری جدید را برمی‌انگیزد و [همان رفتار] باعث می‌شود تصور غلط اولیه به واقعیت بپیوندد."


به زبانی ساده پیش‌گویی خود‌محقق یک جور غیب‌گویی است که با ایجاد خطاهای پی در پی به خود واقعیت می‌بخشد. مرتون از این مفهوم برای توضیح پدیده‌های اجتماعی استفاده می‌کرد؛ مثلا سناریوی زیر را در نظر بگیرید:

عده‌ای چو می‌اندازند که فلان بانک با تغییر مدیریت به آشفتگی و ورشکستگی می‌افتد. مسئولان بانک یا شایعه به گوششان نمی‌رسد یا آن را جدی‌ نمی‌گیرند. درست همان روزی که مدیر بانک عوض می‌شود، مشتریان بسیاری به بانک مراجعه می‌کنند و پول‌های خود را از بیم ورشکستگی از حساب‌ها بیرون می‌کشند. همین اتفاق باعث می‌شود شایعه رنگی واقعی‌تر بگیرد و مشتریان بیشتری از همین رفتار پیروی ‌کنند تا در نهایت به ورشکستگی بانک منجر ‌شود.

پیش‌گویی خود‌محقق کم‌کم دامنه تاثیرش از جامعه‌شناسی فراتر رفت و توجه پژوهشگران رشته‌های دیگر را جلب کرد. رابرت رُزِنتال، استاد برجسته روان‌شناسی در دانشگاه کالیفرنیا، شکلی از پیش‌گویی خودمحقق‌ را در آموزش و پرورش شناسایی و معرفی کرد که معروف است به 'اثر رُزِنتال' یا 'اثر پیگمالیون'. در اساطیر یونان، پیگمالیون نام مجسمه‌سازی است که عاشق تندیسی شد که خود ساخته بود. او به نزد الهه عشق، آفرودیت، دعا کرد که همسری نصیبش شود که نمونه زنده تندیسش باشد. در بازگشت به خانه دریافت دعایش مستحاب شده و تندیسش جان یافته، سپس با او ازدواج کرد. 

اثر پیگمالیون به پدیده‌ای اشاره می‌کند که بالا بودن سطح توقع معلم‌ها به عملکرد بهتر دانش‌آموزان منجر می‌شود. در پژوهش رُزِنتال، آموزگاران یک مدرسه ابتدایی فهرستی از دانش‌آموزانی را که نمی‌شناختند دریافت کردند. در این فهرست نمرات غیرواقعی ضریب‌هوشی دانش‌آموزان ثبت شده بود و تعدادی به صورت کاملا تصادفی باهوش معرفی شده بودند. پس از بررسی عملکرد آموزگاران و نمرات دانش‌آموزان در یک بازه زمانی مشخص شد وقتی معلم یکی را 'باهوش' می‌پندارد، رفتار و توقعش را بر اساس همان پندار پیش می‌برد. نتیجه آنکه پس از مدتی دانش‌آموز نیز خودش را با توقعات آموزگار تطبیق می‌دهد و عملکردش بر همان اساس پیشرفت می‌کند.

عکس اثر پیگمالیون مشهور است به 'اثر گولِم'. واژه گولِم از یک افسانه یهودی می‌آید درباره موجودی انسان‌وار که در نتیجه سِحر و جادو از مواد بی‌جان مثل گِل و رس پدید می‌آید و نمادی است از درماندگی و حماقت. اثر گولِم می‌گوید که در محیط‌های آموزشی و سازمانی پدیده‌ای روانی وجود دارد که در آن توقع پایین‌تر از افراد، چه از طرف بالاسری‌ها چه خود شخص، به عملکرد ضعیف‌تر فرد می‌انجامد.


شناسایی این دو شکل از پیش‌گویی خودمحقق‌ الهام‌بخش پژوهش‌ها، سیاست‌گذاری‌ها و دوره‌های آموزشی مختلفی در حوزه‌های تعلیم و تربیت و مدیریت منابع انسانی بوده است. پژوهش‌های بینارشته‌ای فراوانی در سالیان اخیر، مفاهیم جدید و صورت‌های گوناگونی از پیش‌گویی خود‌محقق‌ و تاثیراتش را شناسایی کرده‌اند.

پیش‌گویی خود‌محقق می‌تواند دستاوردهای گران‌بهایی داشته باشد، اگر درست به کار گرفته شود و واقعیت را مد نظر قرار دهد؛ مثلا با شناخت تاثیرات پیش‌گویی خود‌محقق، اهمیت قدردانی و بازخورد مثبت در مدیریت منابع انسانی بیش از پیش آشکار می‌شود یا تحقیقات فراوانی در روانشناسی ورزشی نشان می‌دهند که ایجاد 'ذهنیت بُرد' در ورزشکاران تاثیر چشمگیری بر عملکرد آنها دارد.

اما غیب‌گویی‌هایی که واقعیت را مدنظر قرار نمی‌دهند می‌توانند وحشتناک مخرب باشند؛ از زندگی خصوصی گرفته تا پیشرفت شغلی و اجتماعی، توهمات ذهنی ممکن است پیامدهای سختی داشته باشند. آموزش، یادگیری، آگاهی‌رسانی، مشاوره و اندیشه‌ورزی از بهترین راه‌های مبارزه با نتایج زیان‌بار چنین خیالبافی‌هایی است.

آن سان که پیداست خیلی اوقات خیال‌پردازی مثبت افکار مثبت را در پی دارد و افکار مثبت به واژگان و رفتار مثبت می‌انجامد که خود احتمال نتایج سودمند را بالا می‌برد و بالعکس. با این اوصاف شناسایی و آگاهی از پیش‌بینی خود‌محقق بهانه خوبیست تا بنشینیم و برخی رویکردها و داوری‌هایمان را به پرسش بکشیم؛ مبادا مصداق همان ضرب‌المثل قدیمی شویم و ترس‌هایمان بر سرمان خراب شوند.


پی نوشت مینجیق:

  کارى که در  کانال مینجیق بناست بکنیم چنین چیزى است.

در واقعیت جو عمومى در ایران ناامیدى و وادادگى و تاسف خوردن به حال خود است.

ما آینده نه چندان دورى را می خواهیم تصور کنیم که خود مردم در حول و حوش خود بخواهند تغییراتى ایجاد کنند. یک در صد از جامعه بخواهند به ایجاد چنین تصویری کمک کنند با توجه به این که هر کدام با حدود صد نفر در ارتباط هستند این تصویر همه گیر مى شود. بعد بنا به قانون تامس تحقق می یابد.

فکر مى کنم تغییر تصویر عمومى تا بهار سال ١٣٩٨ شدنى است! 


🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

منابعی برای آموختن «Machine learning»

+0 به یه ن

در ادامه نوشته قبلی در مورد اهمیت machine learning دو نفر از خوانندگان بلاگ لطف کردند و منابعی برای یادگیری معرفی کردند که اینجا من لینک آنها را می ذارم:




اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

امی نوتر

+0 به یه ن

متن زیر را برای روزنامه شرق نوشته بودم.

گاه نو

سهم «امی نوتر» در فیزیک مدرن

یاسمن فرزان*

سهم امی نوتر در پیشبرد جبر نوین بی‌بدیل است. در اینجا به مرور مفاهیمی به نام جریان و بار نوتر می‌پردازیم که در جای‌جای فیزیک مدرن به آن برمی‌خوریم. بار و جریان نوتر مفاهیمی هستند در ارتباط تنگاتنگ با مفهوم تقارن. بشر از دیرباز با مفهوم تقارن آشنا بوده و در هنر و معماری کلاسیک از آن بهره‌ها برده است. در تکوین مدل‌های فیزیکی، به‌خصوص در شکل‌گیری مدل‌هایی که توصیف‌گر اجزای سازنده جهان یعنی ذرات بنیادی هستند، نقش تقارن‌ها بسیار پررنگ‌تر  است. در واقع هر مدل فیزیکی توصیف‌گر طبیعت، با تقارن‌هایش در چارچوب فرمالیزم نظریه میدان مشخص می‌شود.

برای آشنا شدن با قضیه نوتر، بهتر است برخی تقارن‌های آشنا در پیرامون خود را مرور کنیم. دایره و مربعی را در نظر بگیرید و آنها را حول مرکز بچرخانید. اگر میزان چرخش مربع، ضریبی صحیح از ۹۰ درجه باشد مربع به حالت اول بازمی‌گردد. به عبارت دیگر شکل مربع نسبت به دوران‌های ۹۰، ۱۸۰و ۲۷۰ درجه متقارن است. این در حالی است که دایره تحت هر دورانی با هر زاویه دلخواه حول مرکز متقارن است. در مورد اول گفته می‌شود تقارن گسسته و در مورد دوم تقارن پیوسته است. مثال دیگر تقارن گسسته، تقارن آشنای آینه‌ای است. در حالت کلی در تقارن پیوسته میزان تبدیل با پارامتری پیوسته داده می‌شود. در مثال دوران دایره، زاویه دوران همان پارامتر پیوسته است که می‌تواند هر مقداری بین صفر تا ۳۶۰ درجه باشد.

امی نوتر نشان داد که به هر تقارن پیوسته‌ای می‌توان یک جریان و یک بار پایسته نسبت داد. هرچند این بار می‌تواند از محلی به محل دیگر جریان پیدا کند، اما مقدار کل بار در جهان در طول زمان تغییر نمی‌کند و بقا دارد. در مورد تقارن‌های پیمانه‌ای الکترومغناطیس، بار نوتر همان بار الکتریکی معروف است که مقدار آن پایسته است و به عبارت دیگر بقا دارد.

ازمنظر قضیه نوتر، تکانه (مومنتوم) و تکانه زاویه‌ای نیز نوعی بار نوتر محسوب می‌شوند که به ترتیب منتسب به تقارن انتقالی و دورانی هستند. ما انسان‌های پسا گالیله، بر اساس ملاحظات کلی انتظار داریم که هیچ نقطه از فضا و هیچ لحظه از زمان ارجحیت نداشته باشد. باور بر این است که قوانین فیزیکی حاکم بر طبیعت بر روی زمین و بر روی ماه و آن سوی کهکشان یکسان باشد. به عبارت دیگر، انتظار داریم که فرمالیزمی که تحولات دینامیکی را توصیف می‌کند، تحت انتقال دلخواه در فضا و زمان ناوردا باشد. ناوردایی تحت انتقال فضایی در سه بعد و تحت انتقال در زمان به معنای وجود چهار تقارن پیوسته است که بارهای نوتر متناظر با آنها همان بردار سه‌بعدی تکانه و انرژی هستند که هر چهار مورد بقا دارند. قضیه نوتر به ما می‌گوید با گذر زمان و در فرآیندها انرژی و تکانه کل تغییر نمی‌کند. تمام مشاهدات این نتیجه را تایید می‌کنند. اگر روزی در آزمایش‌ها مشاهده کنیم که بقای تکانه و انرژی نقض شده است، باید در فرض‌های زیربنایی‌مان-یعنی در تقارن انتقالی در فضا و زمان- تجدیدنظر کنیم. این رابطه مهم از دستاوردهای کم‌نظیر قضیه نوتر است.

همین‌طور انتظار داریم که در فضا جهت مرجحی وجود نداشته باشد و فرمالیزم‌های فیزیکی تحت دوران ناوردا بمانند. به عبارت دیگر، انتظار داریم اگر دستگاه‌های آزمایشی را حول هر محور دلخواه در فضا با هر زاویه دلخواه بچرخانیم به همان نتایج آزمایشگاهی دست یابیم. بار نوتر متناظر با تقارن‌های دورانی، تکانه زاویه‌ای است. همه مشاهدات تا به امروز حاکی از بقای تکانه زاویه‌ای است. بنابراین قضیه نوتر پایستگی و بقای تکانه زاویه‌ای را به تقارن دورانی مربوط می‌سازد.

تقارن‌های پیوسته در فیزیک بنیادی بسیارند. البته همه آنها تقارن‌های فضا و زمان که نسبت به آنها شهود داریم نیستند. برای فهم اغلب آنها ریاضیات نسبتا پیچیده‌ای نیاز هست. جالب آنکه مستقل از پیچیدگی تقارن، اثبات قضیه نوتر دشوار نیست. در واقع، این قضیه کلی است و بر هر تقارن پیوسته‌ای –مستقل از آن که چه قدر پیچیده باشد- صادق است. در قالب فرمالیزم نظریه میدان (کوانتمی یا غیرکوانتمی) در چند خط می‌توان این قضیه را به اثبات رساند. قضیه چنان زیبا و به ظاهر ساده است که در نگاه اول شاید به عمق آن پی نبریم. اما به هنگام پژوهش، جابه‌جا، از این قضیه بهره می‌بریم. اغلب اوقات وقتی شرایط مسئله غیربدیهی می‌شود ناگزیر می‌شویم که به اثبات قضیه رجوع کنیم و فرض‌های آن را بازبینی کنیم. به این ترتیب رفته‌رفته عمق و زیبایی قضیه نوتر بر ما آشکارتر می‌شود. بی‌اندازه شگفت‌انگیز هست که از دل قضیه‌ای کاملا ریاضی با پیش‌فرض‌هایی تجریدی بتوان به نتایجی نظیر بقای کمیت‌های فیزیکی رسید که در آزمایشگاه قابل راستی-آزمایی باشند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

فایل صوتی بحث درباره انتظارات علمی از رئیس جمهور و وزیر علوم

+0 به یه ن

من و شاهین در مورد دو نامه  با مضمون انتظارات علمی از رئیس جمهور و وزیر علوم که سال گذشته از طرف شاخه فیزیک و ریاضی فرهنگستان علوم در جراید منتشر شد بحثی نمودیم. در لینک زیر می توانید فایل صوتی این بحث را دانلود کنید. http://s8.picofile.com/file/8324284792/audio_2018_04_21_23_32_37.ogg.html

متن خود نامه ها در دو لینک زیر قابل دسترس هستند: http://yasaman-farzan.blogfa.com/post/340

http://yasaman-farzan.blogfa.com/1396/02

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

هاکینگ

+0 به یه ن

روز سوم اردیبهشت ساعت 5 تا 7 بعد از ظهر دکتر شیخ جباری قرار است در باشگاه انجمن فیزیک در خیابان کارگر شمالی در محل آمفی تئاتر دانشکده فیزیک در مورد دستاوردهای علمی هاکینگ (درست تر است تلفظ کنیم هوکینگ) سخنرانی کند. شرکت برای همه آزاد است. سخنرانی مروری بر کارهای به واقع علمی او خواهد بود. ابدا قرار نیست سخنران در مورد اظهارات جنجالی و غیر علمی هاکینگ در زمینه های مختلف (که برای جلب توجه و فروش بیشتر کتاب های عامه فهمش بیان شده بود) سخنی به میان آورد. هزینه معالجات و نگهداری ...هاکینگ عمدتا از محل فروش همین کتاب های عامه فهمش تامین می شد بنابراین فروش این کتاب ها برای او حیاتی بود. هرچند اظهار نظرات غیر علمی و غیر معتبر او (از مسایل دینی که با آن چندان آشنایی نداشت گرفته تا اظهار نظرهای تاریخ مصرف گذشته اش در مورد نقش و جذابیت خانم ها و پیشگویی-اغلب غلط- نتایج مسابقات فوتبال) را ابدا در شان عالم و دانشمند علوم تجربی نمی دانم اما در مورد او قضاوت هم نمی کنم چون زنده ماندنش مدیون معروفیت و فروش بالای کتاب هایش بود. از او باید درس عشق به زندگی و مبارزه با مشکلات-به خصوص بیماری ها- آموخت اما اظهار نظرهایش در پیشگویی نتایج فوتبال و نظایر آن پشیزی نمی ارزد!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بازخوانی مطالبات علمی از رئیس جمهور و وزیر علوم

+0 به یه ن

پارسال اندکی پیش از انتخابات ریاست جمهوری  متنی با عنوان "مطالبات علمی از رئیس جمهور" در جراید و نیز وبلاگ حاضر منتشر شد. تهیه متن توسط دکتر مهدی گلشنی و دکتر شیخ جباری -با همفکری سایر اعضای فرهنگستان علوم-انجام گرفته بود. اندکی پس از انتخابات وقبل از تشکیل کابینه هم متن مشابهی به قلم دکتر شیخ جباری تهیه و منتشر شد که در زیر آن را می توانید ملاحظه فرمایید. هر دو متن فراجناحی هستند و کاری به دعواهای زرگری تشکل های سیاسی در آستانه انتخابات کاری ندارند. اما به نظرم در غوغای این دعواها شاید عمق آنها درست درک نشد. قصد داریم در یک میزگرد که فایل صوتی آن در اختیار عموم قرار بگیرد برخی بندهای این دو نامه را بازخوانی کنیم و مورد  بحث قرار دهیم. به خصوص روی بند 2-2 و 2-6-ت (عدم سو پیشینه به جای گزینش) در بحث خود تمرکز خواهیم کرد. اگر به نظر شما نکته ای هست که نیاز به تبیین یا شکافتن بیشتر دارد در بخش نظرات بنویسید تا در گفت و گوی خود به  آن  بیشتر بپردازیم.

 

 

 

خواسته‌ها و انتظارات از وزیر علوم دولت دوازدهم

در آستانه تشکیل دولت جدید و احیاناً معرفی فردی جدید برای وزارت علوم، به عنوان جمعی از اعضای فرهنگستان علوم که سابقه‌ای طولانی در کسوت استادی دانشگاه داریم خواسته‌ها و انتظارات خود را  از وزیر علوم و وزارت علوم ابراز می‌کنیم. امید داریم که این نکات مورد توجه و استفاده مسئولان ذی‌ربط قرار گیرد:

(1) جایگاه وزارت علوم

شان وزارت علوم از دو لحاظ قابل تامل و بررسی است: وزارت علوم در دولت و در تناسب و تعامل با سایر اعضای کابینه، و رابطه متقابل وزارت علوم و دانشگاهها.

وزارت علوم متولی تثبیت اهمیت علوم و دیدگاه علمی در جامعه و توسعه کشور در بین سایر وزرات‌خانه‌هاست و از این حیث وزیر علوم مسئول تبیین جایگاه علوم در برنامه‌ریزی‌های دولت و وزارت‌خانه‌های دیگر است؛ نه تنها برنامه‌ریزی در تمامی شئون بایستی با روشهای جاافتادة علمی باشد، بلکه باید راه را برای پیشبرد علوم و استفاده درست از فناوریهای نوین هموار نماید. استفاده درست از فناوریها به معنای فرهنگ صحیح استفاده از آنها در تعامل و سازگاری با فرهنگ و محیط زیست کشور است. از این لحاظ انتظار است وزیر علوم از وزرای ارشد و مهم دولت به حساب آید.

از طرف دیگر وزارت علوم متولی برنامه‌ریزی برای علم کشور است و از این لحاظ جایگاهی ستادی دارد و نه تصدی. وزارت علوم باید هماهنگ‌کننده،  سیاست‌گذار و ارائه دهنده اطلاعات و تحلیلهای راهبردی به دانشگاهها باشد و نه کنترل و مدیریت کننده آنها. خواسته اول و جدی ما از وزیر علوم نشاندن وزارت علوم در جایگاه ستادی در ارتباط با دانشگاههاست و این مهم لازمه پیشرفت علم و ارتقا کیفیت دانشگاهها و موسسات پژوهشی است.  

(2) بایسته‌های جایگاه ستادی وزارت علوم

(2-1)  آیین‌نامه‌های وزارتی مهمترین ابزار برای جهت‌دهی به فعالیتهای دانشگاهها و موسسات پژوهشی است و لذا لازم است این آیین‌نامه‌ها با توجه به برنامه‌ها و اسناد بالادستی و با تحلیل دقیق داده‌ها از وضعیت موجود تهیه شوند. در هر آیین‌نامه‌ای باید بخشی  به ارزیابی جدی و ادواری نتایج آن و در صورت نیاز اصلاح آیین‌نامه، اختصاص یابد. این مهم معمولاً در آیین‌نامه‌های ما مغفول مانده است. به علاوه، باید توجه شود که ارزیابی به معنای نظارت در هنگام اجرا نیست؛ نظارت خود مقوله‌ای مهم و مفهوماً مجزاست.

(2-2) آیین‌نامه‌ها معمولاً بر پایة آمارهای کمّی موجود تهیه شده‌اند و ما دچار نوعی "آمارسالاری" شده‌ایم. در تدوین آیین‌نامه‌ها باید به بُعد تعیین معیار (استاندارد) کیفیت توجه ویژه شود. به عبارت صریحتر، آمار دقیق به خودی خود ارزش خوب یا بد ندارد؛ این مدلهای مختلف برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری مندرج در آنها هستند که به داده‌های آماری ارزش می‌دهند و در هدف‌گذاریها و راهبرد‌های یک برنامه درست علمی بایستی کیفیت، معیارها و ارتقا آن حرف اول و آخر را بزند.

(2-3) با توجه به تفاوتهای بنیادین "دانشگاه" با "کالج"، اطلاق نام دانشگاه به هر بنگاه آموزشیِ صدور مدرک تحصیلی آفت بزرگی است که گریبان نظام دانشگاهی ما را گرفته است. جایگاه ستادی وزارت علوم ایجاب می‌کند که بسیار جدی در دو سطح نرم (کار فرهنگی و تبیینی) و سخت (تهیه آیین‌نامه‌های مناسب، فکر شده و سنجیده) برای رفع وضع نابسامان فعلی اقدام نماید.  

(2-4) جایگاه ستادی وزارت علوم ایجاب می‌کند که به جز تبیین راهبردهای کلان ملی،  به برنامه‌ریزی و پروژه‌های علمی دانشگاه‌ها ورود نکند بلکه بسترهای حمایتی پروژه‌های علمی را مهیا نماید.

(2-5) مساله بیکاری فارغ‌التحصیلان از معضلات جدی اجتماعی است و در عملکرد و کیفیت دانشگاهها به شدت تاثیر دارد. لازم است وزارت علوم اقدام جدی برای تامین، حفظ و توسعه بازار کار دانش‌آموختگان در رشته‌های علوم پایه و منحصر نکردن استخدام در آموزش و پرورش به خروجیهای دانشگاههای خاص به عمل آورد.

 (2-6) گامهای جدی در جهت استقلال دانشگاه‌ها که ذیلاً چند مورد آن ذکر می‌شود، ضروری است: 

  الف - تغییر آیین‌نامه مدیریت دانشگاه‌ها- آیین‌نامه فعلی آیین‌نامه دولت دهم است وبر اساس آن همه پست‌های اجرایی دانشگاه‌ها انتصابی است. بیشتر دانشگاه‌ها، به ویژه دانشگاه‌های برتر شایسته داشتن مدیریت‌های انتخابی در تمام سطوح اند.

   ب - تقویت و تحکیم تفویض کامل اختیار به دانشگاه‌های پیشرو و برتر کشور در تدوین برنامه‌های درسی و ارجاع دانشگاه‌های دیگر به برنامه‌های درسی این دانشگاه‌ها.

  پ - واگذاری انتخاب دانشجویان دکتری به دانشگاه‌ها، ترویج آزمون‌های مشابه جی.آر.ای توسط سازمان سنجش و ایجاد سازوکار لازم برای پذیرش دانشجویان تحصیلات تکمیلی بر اساس نیازهای کشور.

 ت - منسوخ کردن روش بسیار نامناسب استخدام متمرکز هیات علمی و کمیته انتصابی جذب، واگذاری استخدام اعضای هیات علمی به دانشگاه‌ها و استناد به عدم سوء پیشینه به جای گزینش.

 ث - تغییر نگرش در آیین‌نامه ارتقا در راستای بررسی کیفی پرونده‌های ارتقا و تصویب آنها توسط کمیته‌های منتخب، مانند دانشگاه‌های معتبر دنیا و ترویج ارزیابی‌های کیفی کارهای پژوهشی و اشاعه عدم اتکا به ارزیابی‌های کمّی.

 

(3) توجه به علوم تجربی و آزمایشگاه‌ها

(3-1) با توجه به هزنیه‌بر بودن راه‌اندازی و تجهیز آزمایشگاه‌های روزآمد، لازم است که تقویت و گسترش شبکه آزمایشگاه‌های علمی ایران (شاعا) هر چه بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

(3-2)  در جهت تاسیس آزمایشگاه‌های راهبردی و ملی، ایجاد شبکه چنین آزمایشگاه‌هایی و اتصال آن به شاعا اقدام جدی شود. در این زمینه کارگروهی از افراد مبرز و مجرب در زمینه تجهیز، راه‌اندازی و پژوهش تجربی و آزمایشگاه در سطح معاونت پژوهشی وزارت علوم تشکیل و برنامه‌ریزی در این خصوص به آنها واگذار گردد.

(4)علم مقوله‌ای است جهانی.

(4-1)  ارتباطات بین‌المللی لازمه پیشرفت علمی کشور است و باید گسترش یابد. انتطار می‌رود فرصت‌های مطالعاتی و شرکت در کنفرانس‌های معتبر بین‌المللی تامین مالی و تشویق شوند و یکی از ضوابط ارتقاء باشند.                                
(4-2)  برگزاری کنفرانس‌های معتبر بین‌المللی در کشور از طریق ارائه خدمات ویزا و حمایت مالی تسهیل و ترغیب شود.

 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ][ 5 ]