میزگرد در مورد پژوهش ریاضی (و اندکی هم فیزیک)

+0 به یه ن

دیشب می خواستم در برنامه افق مطالب زیر را بگم که امکان پذیر نشد:

درگذشت نابهنگام مریم عزیز را خدمت خانواده، استادان و دوستان و دوستدارانش تسلیت می گم. برای شخص من که ضربه روحی بسیار بزرگی بود. چون مطمئن نیستم که بتونم بغضم را کنترل کنم از خاطرات خوش با مریم و مهربانی هایش نمی گم. در عوض به طور خیلی مختصر به برخی از جنبه های شخصیت اش که به نظر من سبب موفقیت کم نظیر او شد، اشاره میکنم. اول از همه این که مریم به لحاظ شخصیتی خیلی متعادل بود. یکی از آفات هوش این هست که برخی از  افراد باهوش انرژی و وقت زیادی  را صرف می کنندکه به خود و به دیگران بقبولانندکه از دیگران متفاوت هستند. مریم دچار این آفت نشد. همان انرژی و وقت را در جهت پژوهش ریاضی به کار گرفت.

مریم این شانس را داشت که چه در ایران و چه در خارج، چه در دوره دبیرستان چه در دوره کارشناسی وچه در مقاطع بالاتر از راهنمایی دلسوزانه و عالمانه استادان برجسته ای برخوردار باشد. مهمتر از این شانس (که ممکنه خیلی ها داشته باشند) این بود که مریم این درایت، این فهم و این قدرشناسی را داشت که راهنمایی ها را جدی بگیره و در جهت راهنمایی ها قدم برداره.یکی دیگر از آفات پیش راه دانشجوهای باهوش در ایران این هست که تا جنبه ای از رویه آموزشی و یا پژوهشی رایج را نمی پسندند، کل این رویه را زیر سئوال می برند و به زعم خودش در همان دوره دانشجویی می خواهند مکتب آموزشی یا پژوهشی نوینی ابداع کنند و راه بیاندازند. اغلب اوقات هم علت نپسندیدن، متوجه نشدن حکمت پشت آن به دلیل کم تجربگی است. در هر حال حتی اگر حق هم با دانشجوی تیزهوش باشد، باید دانست که  مکتب های آموزشی و پژوهشی موجود در دنیا حاصل خردجمعی نوابغ بسیاری در چهارصدسال اخیر است. ورای توانمندی یک دانشجو-ولو نابغه-هست که همزمان مکتب پژوهشی نوینی بپروراند و کارپژوهشی در خور توجهی انجام دهد.

مریم بسیار سختکوش بود. اما در سختکوشی هم متعادل بود. به هیچ وجه نمی توان او را

Workaholic

خواند. بیش از سخت کوشی او استمرار او در سخت کوشی برجسته است. پیوسته حرکت می کرد. در همان دوره ها بودند کسانی که از مریم نیز باهوش تر بودند و در مقاطعی از او هم سخت تر کار می کردند، شرایط و امکانات مشابه مریم یا حتی بالاتر هم داشتند اما به اندازه او موفق نبودند. به نظر من، علت آن بود که در مسیر خود استمرار نداشتند و بعد از مدتی از سخت کوشی بُریدند.

نکته ای هم در مورد کارپژوهشی در ایران می خواهم عرض کنم. من  از دید یک فیزیکدان تئوری صحبت می کنم. به گمانم ا زاین جهت با ریاضی اشتراک زیاد داره. اگر اشتباه می کنم لطفا دوستان  حرف مرا تصحیح کنند. مزیت کارکرد در جایی مثل استنفورد برای پژوهشگر جوان آن هست که می تواند به سراغ ایده هایی برود که بلند پروازانه هستند. در پژوهش هم درست مثل تجارت اگر فرد محافظه کارانه تلاش و کوشش کند به موفقیت های زیادی دست پیدا می کند. اما موفقیت های خیلی بزرگ و استثنایی با محافظه کاری میسر نمی شود.. قدرت ریسک کردن می خواهد. شجاعت قدم گذاشتن در راه های ناشناخته می طلبد. در پژوهش این خطر هست که  نکاتی  نادیده بماند و منجر به  اشتباه های بزرگ شود. در جایی مثل استنفورد احتمال خطر بسیار کمتر می شود چرا که افراد مجرب و آگاهی هستند که بحث با آنها ایده را چکش کاری می کند. این امکان، در دانشگاه ها و پژوهشگاه های درجه یک کشورهای اروپای غربی هم هست. به لیست برندگان جوایز معتبر بین المللی نظیر نوبل یا فیلدز هم که بنگریم می بینیم که از اروپا و آمریکا تئوریست های بسیاری هستند. اما آمریکا فرهنگ سلبریتی دارد ونوابغ خود را بیشتر در سطح جامعه مطرح می کند حتی اگر خود این نوابغ- مانند مریم- تمایلی چندانی به شهرت نداشته باشند.در اروپا چنین نیست.به آن درجه از شهرت که نوابغ در آمریکا می رسند در اروپا نمی رسند.قصد ارزشگذاری ندارم. به عنوان  یک واقعیت عرض کردم.

و اما ایران! در ایران امکان کار پژوهشی است. اما من خودم هنگامی که به ایران بازگشتم سعی کردم در پژوهش جانب احتیاط را نگاه دارم و سراغ ایده های خیلی خارج از جریان اصلی (

Mainstream) نروم.

چون اگر اشتباه بزرگی می کردم شانس جبران در جایی مثل ایران نبود. کسی هم دور و برم نبود که با بحث با او ایده را بپرورانم و ریسک و خطر اشتباه را کم کنم. ترجیح دادم که هم معلومات تخصصی ام را بالاتر ببرم و هم اعتباری با پژوهش در جامعه بین المللی فیزیکدانان همشاخه ام کسب کنم تا اگر روزی از گروه ما ایده خیلی بدیعی مطرح شد جامعه جهانی پژوهشگران به آن توجه کند. در رشته ما این توجه به طور خاص لازم هست چرا که باید در جهت آزمودن ایده ها آزمایش ها ترتیب دهند.

الان این بستر را فراهم کرده ایم اگر پژوهشگر جوانی به گروه ما با ایده های بدیع بپیوندد پتانسیل آن هست که ایده در این بستر پرورده شود. در حال حاضر این زمینه و بستر در این زیر شاخه بسیار کوچک  و جزئی پژوهش (فیزیک نوترینو و مدل سازی ماده تاریک از منظر فیزیک ذرات) قابل مقایسه با دانشگاه و پژوهشگاه های درجه یک  دنیاست.  قطعا در زیر شاخه های پژوهشی دیگر  فعال در ایران هم همکاران در 10-20 سال اخیر چنین بستری فراهم کرده اند. امید و آرزوی من این است که نسل بعد پژوهشگران ایرانی در داخل خود ایران یک قدم هم فراتر روند.

علاقه مندان می توانند با جست و جوی اینترنتی دریابند در کدام زیر شاخه های پژوهشی در ایران فعالیت و زمینه مناسب هست. امیدوارم سوء برداشت از منظور من نشود. من ادعا نکردم که الان دانشگاه ها و پژوهشگاه های ما به لحاظ کیفیت در ردیف استنفورد و هاروارد هستند. چنین ادعایی را خودم هم باور نمی کنم.


 

 ادعا کردم در برخی از زیر شاخه ها که فعالیت هست بستری قابل مقایسه با دانشگاه های برتر دنیا در 10-15 سال اخیر به  وجود آمده است. فرق آنها با اکنون ما این هست شاخه های خیلی متنوع تر و گسترده تری در دانشگاه های برتر دنیا فعالند. به هر حال شروع خوبی است. در آینده به امید خدا این شاخه ها در ایران هم گسترده تر می شوند و برگ و ثمر دهند.

 

 


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

صحبت های من در مجلس یادبود مریم میرزاخانی عزیز در فرهنگستان علوم

+0 به یه ن

ضایعه پرکشیدن گل زیبای مریم را خدمت خانواده محترم ایشان و اساتید گرامی و تمامی دوستداران علم  و دانش تسلیت می گویم و از خداوند منان برای همه ما صبر برای تحمل این ضایعه بزرگ خواهانم.  در این چند دقیقه من اشاراتی کوتاه به خاطراتم با مریم عزیز خواهم داشت. با تاکید بر جنبه هایی از شخصیت والای او که به نظر این جانب از جمله ستون های موفقیت او بودند. ستون هایی که در آن چه که در مورد او نوشته و گفته شده است مغفول مانده اند. و مهمتر آن که ستون هایی هستند که نظام آموزش ما، به خصوص بخش نخبه پرور نظام آموزشی ما ، نه تنها تقویت نمی کند بلکه عملا کمر به تخریب آن می بندد.

آشنایی من با مریم عزیز به پاییز سال 72 بر می گردد. در آن سال من در المپیاد فیزیک برنده شده بودم و از تبریز برای شرکت در دوره های آمادگی برای المپیاد جهانی به تهران آمدم. آن زمان در خوابگاهی  در بلوار کشاورز مرا اسکان دادند. فاصله تا مدرسه فرزانگان اندک بود و من دوستان جدیدی در آن مدرسه یافتم که مریم عزیز از جمله آنها بود. در زمستان همان سال، المپیاد ریاضی و کامپیوتر در شهر شیراز برگزار شد. در این سفر با هم همسفر بودیم و بیشتر همدیگر را شناختیم. همین طور در ادامه دوره آمادگی المپیاد همدیگر را می دیدیم. در محیط خشن وبی رحم و رقابتی آمادگی المپیاد، مریم مهربان، خوش قلب، صادق و یکرنگ برای من حکم وادی ای سبز و خرم داشت که گمشده تشنه در صحرا ناگهان با آن رو به رو می شود.

هر چند المپیاد جهانی فیزیک و ریاضی در دو کشور متفاوت برگزار شدند هنگام بازگشت به ایران به طور اتفاقی در یک هواپیما به ایران بازگشتیم. استقبال از تیم های المپیاد در ایران بسیار پرشکوه بود. مردم ایران در آن روزگاران به فرزندان المپیادی خود لطف و محبت بسیار داشتند. آن زمان ریاضی و فیزیک در نزد مردم ارج و قرب بسیار داشت. این شعار که " ای-کیو برتر از آی-کیو آمد پدید" هنوز ناشناخته بود.  اصلا کمتر کسی  آن زمان اصطلاح "ای-کیو" را شنیده بود.  هنوز انواع و اقسام عرفان های قرن بیست و یکمی که با علم  و "زن دانشمند" سر ستیزه دارند  رواج پیدا نکرده بودند. هنوز استاد مهرجویی فیلم های "نارنجی پوشان" و "چه خوب شد برگشتی" را نساخته بود. حتی فیلم "پری" او هم هنوزاکران نشده بود.

بلافاصله پس از بازگشت ما، ملاقات های متعددی با مقامات سیاسی، برای اعضای 17-18 ساله تیم های المپیاد ترتیب دادند. حال که به گذشته می نگرم می بینم چه قدر این اقدام نادرست بود. درست تر این بود که المپیادی های جوان را با دانشمندان با تجربه کشور آشنا می کردند تا از دریای تجربه ایشان توشه ای برگیرند. بجا تر بود برای دانش آموزان برنامه بازدید از  فرهنگستان علوم ترتیب می دادند (که ندادند!) به راستی یک دانش آموز 17-18 ساله علاقه مند به فیزیک و ریاضی را به مقامات سیاسی کشور چه کار؟ تصمیم سازان علمی کشور باید جلسه با  اعضای فرهنگستان برای شنیدن دغدغه های جامعه علمی کشور جلسه بگذارند نه  با دانش آموزان 18-17 ساله المپیادی برای تبلیغات! برخی از دانش آموزان که به طور خودجوش در خود به قول امروزی ها "ای-کیو" برتر کشف کرده بودند در همان عالم نوجوانی تلاش کردند از این موقعیت بهره برند. نطفه چرب زبانی و تملق در بین برخی دانش آموزان نخبه همانجا بسته شد. چهار سال پیش، که بنا به یک توفیق اجباری در همایش نخبگان 17-18 ساله شرکت کردم متاسفانه شاهد بودم که برخی از دانش آموزان نخبه نسل جدید، در زیاده روی در تعریف و تمجید از اصحاب قدرت، گوی سبقت از شاعران دربار سلطان سنجر ربوده اند. اگر آن شعرا فقط مجیز سلطان می گفتند این دانش آموزان نخبه که به شیوه باب روز  "ای-کیو" پرورانده اند بلافاصله پی بردند کدام استاد در جلسه گرفتار خودشیفتگی است و فصلی هم در مدح او پرداختند!

بگذریم! مریم عزیز به این بیراهه ها سرک نکشید.  در سایه خانواده و راهنمایی های استادان بزرگ و دلسوزی چون پروفسورمحمودیان و پروفسور شهشهانی و پروفسور تابش بالید و به اوج رسید.

به نیکی به یاد دارم در بهار سال 73تا پاسی از شب گذشته، در سوئیتی در مشهد با هم صحبت می کردیم و به اقتضای سن  تا مرز اشک ریزی به اصطلاح به "جرز دیوار" هم می خندیدیم. یادباد! آن روزگاران یاد باد! یک مرتبه صحبت جدی شد. دوستی المپیادی گفت من معتقدم  "آدم نباید تک بعدی باشد و فقط ریاضی بخواند". صد البته  این سخن اعتقاد این دوست 18 ساله نمی توانست باشد. نظری را که از  دیگران شنیده بود طوطی وار تکرار می کرد. مریم با قاطعیت پاسخ داد اتفاقا من معتقدم برای موفقیت باید روی یک موضوع تمرکز کرد. شجاعت اخلاقی اش را در بیان صادقانه نظرش ولو این که خلاف جهت جریان غالب باشد بسیار پسندیدم و هنوز هم بعد از 23 سال هر زمان به یاد آن می افتم بی اختیار تحسین می کنم. حال که بعد از سالها، با دانشجویان که داعیه نخبگی دارند سر و کار دارم می بینم یکی از مشکلات عمده در راهنمایی ایشان همین توسل به کلیشه "من نمی خواهم تک بعدی باشم" هست. تا اندکی مسئله ای که باید حل کنند دشوار می شود با علم کردن این حرف که مقبولیت عام هم دارد شانه خالی می کنند. طُرفه آن که کسانی این جمله را جلوی استاد راهنما علم می کنند که در حدود سی سالگی هنوز سلام و علیک معمولی را هم درست بلد نیستند! در صورتی که همان مریم عزیز که می گفت باید روی کار تخصصی تمرکز کرد به لحاظ اجتماعی فردی کاملا متعادل و با رفتاری مطابق با هنجار زمانه خویش بود.

امیدوارم بخشی از نظام آموزش ما که هدف نخبه پروری دارد در این نکات که اشاره کردم تاملی داشته باشد تا امکان و احتمال پررهرو شدن راه مریم عزیز  بالاتر رود.

با تشکر از توجه شما و با آرزوی روانی شاد برای زنده یاد مریم عزیز

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

کتاب روش های ریاضی در فیزیک

+0 به یه ن

یکی از خوانندگان عزیز از من سراغ کتاب روش های ریاضی در فیزیک گرفته بود. گفتم از دوستم که کتاب شناس هست می پرسم. جواب آن دوست به قرار زیر هست:

اگه به من باشه کتاب نوشته ی رایلی هابسون رو که 1300 صفحه هست و کمبریج چاپ کرده، به هر کتاب دیگه ترجیج میدم برای دوره ی لیسانس. درسته حجمش زیاده، ولی هیچ موضوعی رو جا ننداخته و از صفر شروع کرده.


خواننده میتونه کتاب رو گزینشی هم مبحثی هم بخونه. مطالب رو بسیار ساده توضیح دادن و قابل فهم.در طاهر به نظر میاد سطح اش از ارفکن یا صدری حسنی پایین تر باشه، اما کاربردی تر هست و گستره ی مطالب کاربردی اش بیشتره. این کتاب حسن اش به این هست که دانشجوی لیسانس رو از کتاب های دیگه مثل جبرخطی و معادلات دیفرانسیل معمولی و جزئی و کتاب احتمالات که برای اماری نیاز هست و ... بی نیاز میکنه.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

معرفی کتاب و مشکلات پرورش پژوهشگر در ایران

+0 به یه ن



این کتاب با این که یک مقدار قدیمی هست اما همچنان جالبه. خواندنش را به دانشجویان علوم پایه توصیه می کنم. به خصوص فصل ۶ و همچنین فصول ۱۰ و ۱۱ را. اگر فرصت ندارید همه کتاب را بخوانید دست کم فصل ۶ و بخش مربوط به سید حسین نصر را مطالعه کنید.


به عنوان کسی که بخشی از کارش پرورش پژوهشگر هست من می بینم که مشکلات در راه علم که در اکثر کشورهای اسلامی هست خوشبختانه در کشور ما حل شده اند. قدم های بزرگی در ایران برداشته شده است. شاید بتوان گفت از این لحاظ به اروپا نزدیک تریم تا سایر کشورهای اسلامی.
اما دو مشکل بزرگ من در پرورش پژوهشگر در ایران می بینم که مختص این آب و خاک و این دوره و زمانه هست. یکی آن که تا یک کار نسبتا خوب ارائه می دهند این توهم به آنها دست می دهد که دیگه فلک را شکافته اند و همین برایشان بس هست. دیگه بالاتر از آن که رفته اند قرار نیست کسی برود. فکر می کردم ارتباط با همکاران غربی می تواند این توهم را برطرف کند اما ظاهرا تاثیر لازم را ندارد. اتفاقا این رفتار در بین خارج رفته ها-به طور عمومی- شدیدتر هم هست. گویا برای ایرانی یک جور استاندارد تعریف می کنند برای خارجی یک جور دیگر! در همین جهت هست که ما نیاز داریم مستندی در مورد علی جوان تهیه گردد. او که در سن پایین لیزر گازی را ساخت تا هشتاد و چند سالگی انگیزه خود برای پژوهش از دست نداد. مهم هست که پژوهشگران جوان ما که در اول راه هستند ایشان را بشناسند.

دوم این هست که وقتی پژوهشگران جوان ما در محاسبات کم می آورند در توهمات خود آن را به عمق زیاد و عارف مسلکی خود نسبت می دهند. فصل ۶ کتاب پرویز هودبوی که معرفی کردم شاید بتواند این توهم را از بین ببرد.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بیانیه امسال فرهنگستان علوم

+0 به یه ن

بیانیه شاخه‌های فیزیک و ریاضی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران- اسفند 1395

پژوهش در علوم پایه، بایدها و نبایدها


  دانش از مهمترین دستاوردها و میراث بزرگ بشری است. دانش از طرفی نتیجۀ کنجکاوی فردی، یکی از  شاخصه‌های بارز بشری برای درک پدیده‌ها، و از سویی یک نهاد مهم اجتماعی و پاسخ‌گوی بسیاری از نیازهای زندگی امروزی با پیچیدگی‌های روزافزون آن است. چرخۀ دانش مشتمل بر طرح پرسش، گردآوری دانسته‌های مربوط و اطلاعات مورد نیاز، تحلیل مسائل در پرتو این دانسته‌ها و پالایش داده‌ها، ایده‌پردازی و ارائۀ نظریه‌ و راهکار برای حل مسائل و سرانجام سنجش راه حل مستخرج از ایده و نظریه  در مقام عمل و آزمایش است. اگر نظریه‌ای از این مراحل سربلند بیرون آمد و مرحله تکوین را پشت سرگذاشت، دانشمندان وارد مرحله تدوین آن می‌شوند و با پالایش و پیرایش آن را به مجموعۀ دانش بشری می‌افزایند. حل هر مساله به نوبۀ خود به پرسشهای دیگری می‌انجامد و چرخۀ دانش سلسله ‌وار ادامه می‌یابد.

  چرخۀ دانش اجتماع مراحل تکوین و تدوین علوم است و پژوهش دربرگیرنده همۀ مراحل تکوین نظریه‌های علمی است. پژوهش در علوم به مجموعۀ تلاشها در جهت پاسخ‌گویی به مسائل مختلف در چارچوب چرخۀ دانش گفته می‌شود و نتیجۀ آن پیشبرد علوم و مرزهای دانش ویا تولید فناوری و خدمات است. از آنجا که مسائل در سطح ملی یا فراملی مطرح می‌شوند و مسائل ملی نیز معمولاً مشترکات زیادی با کشورهای مختلف دارند، پژوهش در علوم پایه و نتایج آن نوعاً فراملی هستند. از ویژگی‌های بارز در پژوهش، به خصوص در رشته‌های علوم پایه، بین‌المللی بودن آن است که  تعامل و تبادل علمی مستمر با پژوهشگران از ملل مختلف را می‌طلبد.

  انجام یک پژوهش علمی موفق نیازمند تبیین و درک درست از مسائل مطرح است که خود مستلزم کاوش و گردآوری در مجموعۀ دانسته‌های مربوط است. ایده‌پردازی بدون درک عمیق از مساله و تسلط بر مجموعۀ دانش موجود و مربوط، نتیجه‌ای جز نظریه‌های خام و غیر قابل اعتنا نخواهد داشت. پژوهش با نظریه و راه حل آغاز نمی‌شود بلکه قرار است به آن بیانجامد.

  چرخۀ دانش قدمتی بیش از سه سده دارد و تمرین و تکرار این چرخه به شکل‌گیری فرهنگ علمی و فرهنگ پژوهشی انجامیده است. این فرهنگ هرچند  در مراکز علمی و دانشگاهی بیشتر نمود و بروز دارد، منحصر به اینها نیست و در واقع بخشی از فرهنگ عمومی جوامع محسوب می‌شود و از آن نیز تاثیر می‌پذیرد.  بخشی از فرهنگ علمی، نظام ارزش‌‌گذاری است که اخلاق علمی-پژوهشی بر اساس آن شکل گرفته است. انتظار می‌رود  پژوهشگران به این نظام ارزشی، که مقبولیت بین‌المللی دارد، احترام بگذارند. نتیجه عدم احترام به این نظام طرد شدن از طرف سایر پژوهشگران است.

عرضۀ آرا و نتایج به سایر پژوهشگران، مباحثه، مقابله و نقد ایده‌ها و نظریات علمی، و سعی بر اقناع همگنان از ویژگیهای فرهنگ پژوهش علمی هستند؛  تثبیت یک نظریۀ علمی عموماً با اجماع جامعۀ علمی برآن شکل می‌گیرد. بخشی از فرهنگ علمی در عرضۀ نتایج و نظریات و ایده‌ها نمود می‌یابد که عموماً به دو صورت شفاهی در سمینارها و همایش‌های علمی و یا به صورت انتشار مقاله در مجلات علمی یا در رساله‌ها و پایان‌‌نامه‌ها صورت می‌گیرد. چاپ مقاله هدف پژوهش نیست،  بلکه فقط بخشی از آن است. چاپ مقاله الزاماً به معنای تولید دانش پذیرفته شده و مدون نیست بلکه صرفاً گزارشی از نتایج فعالیتهای پژوهشی افراد است.

  مجله‌های علمی معمولاً فقط صاحب امتیاز نشر مقاله‌های پژوهشی هستند و تنها  نویسندگان مقاله مسئول صحت و سقم، محتوا و مندرجات مقالات خود هستند. همان‌طورکه نویسندگان مالکیت معنوی ایده و نظریه و نتایج را دارند، انتظار عرفی و اخلاقی این است که در مقالات یا سمینارها نتایج حاصل از پژوهش خود نویسندگان و ارائه‌دهندگان مطرح شود، و مالکیت معنوی بقیۀ پژوهشگرانی که کار آنها بر نتایج به دست آمده موثر بوده به درستی و با ارجاع مناسب و ذکر ماخذ، محترم شمرده شود. انتشار نتایج پژوهشی دیگران به نام خود و استفادۀ از نتایج، عبارات، نمودارها و ایده‌های دیگران بدون ذکر منبع و ماخذ،  از مصادیق بارز زیر پا گذاردن اخلاق علمی-پژوهشی است.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سخنرانی بزرگداشت علی جوان

+0 به یه ن

در لینک های زیر فایل های سخنرانی  دکتر حبیب تجلی را می توانید دانلود کنید.

سخنرانی در مورد دستاوردهای عمر پربار استاد علی جوان مخترع لیزر گازی است. 



برای هر کسی که عاشق فیزیک هست و می خواهد بی حاشیه کار پژوهش فیزیک بکند این سخنرانی  بسیار آموزنده و الهام بخش خواهد بود


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سخنرانی دکتر حبیب تجلی به یاد دکتر علی جوان

+0 به یه ن

توضیح تصویر: علی جوان مخترع لیزر گازی در نور صورتی رنگ لیزر هلیم-نئون

روز چهارشنبه 22 دی ماه سخنرانی ای توسط دکتر حبیب تجلی استاد برجسته و پیشکسوت دانشکده فیزیک دانشگاه تبریز و عضو فرهنگستان علوم ایران در بزرگداشت دکتر علی جوان ارائه خواهد شد.

شرکت برای همه علاقه مندان آزاد و رایگان است. پیش نیاز آشنایی  با مبانی اپتیک و فیزیک کوانتم (دست کم در سطح کارشناسی فیزیک)  است.

محل برگزاری: تهران, خیابان فرمانیه (شهید لواسانی)، بین دیباجی شمالی و کامرانیه، پلاک 70، پژوهشگاه دانش های بنیادی، کلاس C

زمان برگزاری: چهارشنبه، 22 دی ماه، ساعت 4:30 بعد از ظهر

سخنران: پروفسور حبیب تجلی (استاد پیشکسوت دانشگاه تبریز)

عنوان سخنرانی: پروفسور علی جوان و اندیشه های علمی او

 

چکیده: بی‌شک پروفسورعلی جوان یکی از تأثیرگذارترین دانشمندان ایرانی درعلوم و تکنولوژی دنیا می‌باشد.علی‌جوان، علی رغم تفکر حاکم بین تخصصین امر، در دهه‌ی 60 میلادی، توانست لیزر گازی (لیزر هلیوم-نئون) را به دنیا معرفی کند که در واقع سنگ بنای همه‌ی تکنولوژی‌های مرتبط، از ارتباطات لیزری گرفته تا کاربردهای پزشکی لیزرهای گازی، است. در این سخنرانی ابتدا مرور کوتاهی خواهیم داشت بر زندگی شخصی و علمی ایشان و سپس بارزترین و مهمترین علاقمندی‌های تحقیقاتی ایشان که در مسیر علم و تکنولوژی دنیا تأثیرگذار بوده‌اند، معرفی خواهند شد

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سخنرانی دیگری از استاد رنانی

+0 به یه ن

این سخنرانی استاد رنانی را حتما سر فرصت بشنوید. خیلی جالب  و ارزشمند هست.


پی نوشت: اگر صحبت های استاد رضا کیانیان را که قبلا لینک داده بودم هنوز گوش نکرده اید توصیه می کنم حتما گوش بکنید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

زندگی نامه علمی استاد علی جوان به قلم استاد پیشکسوت دانشگاه تبریز

+0 به یه ن

پس از با خبر شدن از درگذشت استادعلی جوان  (مخترع لیزر و فیزیکدان برجسته) با پرفسور تجلی استاد پیشکسوت دانشگاه تبریز تماس گرفتم و از ایشان درخواست نمودم که به این مناسبت متنی برای وبلاگ مینجیق تهیه کنند. با وجود مشغله کاری ایشان قبول کردند. از ایشان از طرف خود و خوانندگان مینجیق بسیار سپاسگزارم. متن زیر به قلم دکتر تجلی است:


با در گذشت پروفسور علی جوان دنیای فوتونیک یکی از پیشگامان خود را از دست داد

پروفسور علی جوان مخترع اولین لیزر پیوسته کار و یکی از پیشروان زمینه لیزر و الکترونیک کوانتومی روز دوشنبه 22 شهریور 1395(12 سپتامبر2016) دار فانی را وداع گفت.او در آذر ماه سال1305(دسامبر1926) از پدر و مادر تبریزی در تهران متولد شد.جوان از دبیرستان البرز دیپلم گرفت و وارد دانشکده علوم دانشگاه تهران شد.بعد از یکسال در دیداری که از نیویورک داشت  در چند درس دوره تحصیلات تکمیلی دانشگاه کلمبیا شرکت کرد و به دنبال آن دکترای خود را با راهنمایی چارلز تاونز بدون گذراندن دوره کارشناسی وکارشناسی ارشد دریافت نمود(1951(1330)).در سال1331(1955)پسا دکترای خود را در آزمایشگاه تابش با تاونز در تحقیق بر روی ساعت اتمی گذراند و با استفاده از اسپکترومتر تابش اتمی  موج ساختار ظریف اتمهای مس و تالیوم را بررسی کرد.

پروفسور علی جوان قبل ازکارش در لیزر تئوری میزر سه ترازی را پایه ریزی کرد واهمیت همدوسی فازدر سیستمهای کهموج نشان داد. او با این تحقیق عملکرد میزرهای بدون وارونی جمعییت را توجیه نمود.او همچنین این ایده را برای ایجاد بهره با استفاده ازپدیده رامان تحریکی بکار گرفت پدیده ای که به گسترش عظیمی در سیستمهای نوین اپتیکی منجر شد.

پروفسور علی جوان در آذر ماه1339(دسامبر1960) در آزمایشگاههای بل تلقن بطور موفقیت آمیزی اولین لیزر گازی پیوسته کار را بکار انداخت. درسال1340(1961) به انستیتوی ماساچوست پیوست و مرکز تحقیقات لیزر این انستیتو را در سطح بسیار بالایی بکار انداخت و رهبری کرد.از کارهای او در این آزمایشگاه ها اسپکتروسکپی لیزری با قدرت تفکیک زیر دوپلری-بکارگیری لیزر برای آزمایش نسبیت خاص و همگنی فضا-پایدار سازی خروجی لیزر با دقت حدود چند کیلو هرتز-مشاهده تجربی پدیده سوراخ سوزان لیزر برای اولین بار وکار بر روی اولین ساعت اتمی بود.

اودرادامه فعالیتهای تحقیقاتی خود به تحقیق در زمینه جدید تزویج نور به سیستمهای با ابعاد نانو – تولید لیزرهای با قدرت بالا – لیزرهای پزشکی ورادارهای مولتی استاتیک(که بوسیله ساعنهای اپتیکی با دقت بالا کنترل میشوند) پرداخت.

پروفسور جوان در سال1341(1962) جایزه استیوات بالانتین و در سال1354 جایزه جهانی آلبرت اینشتین در علوم را دریافت نمود.

ما این ضایعه را به هموطنان عزیز و جامعه علمی کشور تسلیت می گوییم.  

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آن چه که باید (نباید) از انجمن فیزیک انتظار داشت.

+0 به یه ن

گاهی اعضای انجمن فیزیک از این انجمن شکایت ها و انتقاد ها یی دارند که انصافا بیجا هست. چند مورد از شکایت های بی مورد مرسوم را در زیر می آورم.
1) انتظار دارند انجمن از حقوق صنفی افراد دفاع کند. تا جایی که من می دانم و برداشت نموده ام  انجمن فیزیک، مطابق اساس نامه  یک انجمن علمی  برای ترویج فیزیک  است نه یک انجمن صنفی که ضامن حقوق اعضایش باشد. اگر اشتباه می کنم لطفا مرا به طور مستند آگاه سازید.
شاید بگویید ما فیزیکدان های ایرانی احتیاج به یک انجمن صنفی  داریم که ضامن حقوق مان باشد. بعد هم از فن کلام بهره بگیرید و اضافه نمایید تا جمعی از حقوق اعضایش نتواند دفاع کند چه دلیل دارد برود به سراغ اهداف بزرگتری چون ترویج علم در بستر جامعه. البته همان طور که گفتم این قبیل استدلال ها فن کلامی هستند نه استدلال هایی اثباتی! در هر حال, چه این استدلال من و شما را قانع کند چه نکند، مطابق اساس نامه انجمن فیزیک هدف و رسالت دیگری دارد و از آن نباید انتظار دفاع از حقوق صنفی داشت!
اتفاقا  انجمن فیزیک چون انجمن علمی بوده و پول هم زیاد نداشته نسبتا سالم مانده است. اگر محل کسب قدرت و یا ثروت بتواند باشد آن گاه مقوله عوض می شود. یک انجمن صنفی قطعا محل کسب قدرت  خواهد بود و این کسب قدرت تبعات  خود را خواهد داشت که از حوصله این قلم خارج هست.
(اگر شما معتقدید به یک انجمن صنفی فیزیکدانان نیازمندیم این گوی و این میدان! بروید خود آن را ایجاد کنید. اما قبل از اقدام - اگر واقعا نیت شما خیر هست- بد نیست از تجارب "کانون وکلا" و انجمن های صنفی نظیر آن با خبر شوید!)


2)  برخی وقتی از یکی از همکاران خود به هر دلیلی دلخور می شوند یک تنه به سراغ انجمن فیزیک می روند و  ملودرام راه می اندازند و شکایت او را می کنند.  بیچاره انجمن فیزیک! لابد این شخصیت حقوقی در دل می گوید:" پس این شخصیت های حقیقی  کی بزرگ می شوند؟"

3) برخی  دانشجویان دکتری فیزیک و پسا دکتری از کنفرانس های انجمن انتظار دارند که سئوالات تخصصی شان را پاسخ دهند و به آنها در کار پژوهشی کمک نمایند.  وقتی این انتظار برآورد نشد به یک بار کل انجمن فیزیک را زیر سئوال می برند و می گویند به درد نمی خورد. این هم انتظار بیجایی هست. شما از کنفرانسی که برای جذب و علاقه مند ساختن دانشجوی لیسانس و فوق لیسانس برگزار می شود نباید انتظار داشته باشید دغدغه های تخصصی تان را در سطح دکتری و بالاتر پاسخ دهد. این انتظار در همایش های تخصصی تر، نظیر همین همایش های پژوهشکده فیزیک آی-پی-ام بر آورده باید شود.   قابل قبول هست که بگویید در این مقطع من نیاز و دغدغه تخصصی تر دارم و به همین علت  تا اطلاع ثانوی درگیر کنفرانس های انجمن فیزیک نمی شوم. اما درست نیست که کل فعالیت های این انجمن را به یک باره زیر سئوال ببرید.



از برخی از اعضای هیئت مدیره در ادوار مختلف شنیده ام که این انجمن "دموکراتیک" اداره می شود. انصافا ادعای گزافی نیست. کمابیش انتقاد ها را می شنوند و در آن به نیت اصلاح و بهبود تامل می کنند. سیستم اش نه فشار و نفوذ الیگارشی است و نه دیکتاتوری اکثریت بر اقلیت. این دستاورد کمی  در یک کشور خاورمیانه ای نیست. انصافا مکانیزمی هم گذاشته اند (بخش های نظر سنجی در وبسایت) تا صدای اقلیت  هم  شنیده  شود به شرط آن که اقلیت خود آن قدر به موضوع اهمیت دهد که نظر بنویسد. من  خود تجربه نظر نویسی در سایت انجمن  دارم (آن هم در یک موضوع بسیار جنجال برانگیز) . نظر سنجی ها را به دقت می خوانند. (دست کم آن زمان خواندند.)
این ارزشمند هست و جای قدر دانی دارد.
 من دیدگاه ایده آل گرایانه به دموکراسی ندارم. به نظر من دموکراسی هم روشی برای اداره کردن و تصمیم
گیری  است  در کنار روش های دیگر. روشی مناسب و ایده آل هست که در عمل کارآیی بیشتر دارد. در جمعی که تعدادشان به حد آمار نرسیده دموکراسی معنا نمی تواند داشته باشد. در جمعی هم که افراد از سطح سواد و یا سطح رفاه زیادی برخوردار نباشد باز هم-به دلایلی که همگی می دانیم-  خیلی دموکراسی کار نمی کند. اما  هم تعداد اعضای انجمن فیزیک به حد آمار رسیده و هم -شکر خدا- همه اعضایش سطح سواد بسیار بالا و سطح معیشتی نسبتا خوب دارند. اینجا دموکراسی علی الاصول باید کار کند و تجربه نشان می دهد که کار کرده است. البته این روش اداره اینرسی را بالا می برد ولی در طی تاریخ انجمن فیزیک که به عملکرد آن  می نگرید می بینید، دستاوردهای قابل توجه در ترویج فیزیک در جامعه داشته است و مجلات ترویجی  آن استعداد های بسیاری به سمت دانشکده های فیزیک جذب نموده است. این دستاوردها کمابیش  مستقل بوده  از این که چه کسانی در رده های مدیریتی آن نشسته باشند. مهم تر آن که  مستقل بوده از کیش شخصیت افرادی که سعی کرده باشند در آن نفوذ پیدا کنند و قدرت در پس پرده باشند! این است دستاورد دموکراتیک بودن انجمن فیزیک ایران. بدون برگرفتن روش های دموکراتیک قطعا نمی شد! برای کشوری در خاورمیانه که عمر قدیمی ترین دانشگاهش که به طور مستمر فعالیت کرده به صد سال هم نمی رسد دستاورد شایان توجه و شایان تقدیری است.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

انجمن فیزیک (جدید) و ارائه پستر (تکرار)

+0 به یه ن

( جواب یک سئوال: من و شاهین   (دکتر جباری) به علت شرکت در همایش دیگر در کنفرانس فیزیک ایران در شیراز نخواهیم بود. اما هر دو از حامیان جدی این برنامه  و سایر برنامه های انجمن فیزیک هستیم و این انجمن را برای ترویج فیزیک در ایران مفید و لازم می دانیم.)

برای اطلاع از فعالیت های انجمن فیزیک به سایت آن مراجعه کنید.در فضای مجازی اطلاعات غلط شبه علمی زیاد منتشر می شود. سایت انجمن فیزیک منبع موثقی است برای اطلاعات فیزیکی به زبان نسبتا ساده و غیر تخصصی. این سایت را به همه علاقه مندان فیزیک معرفی کنید.

انجمن فیزیک فعالیت های گوناگونی برای ترویج فیزیک انجام می دهد. برای این فعالیت ها نیاز به حمایت مالی دارد. اگر عضو انجمن هستید و به لحاظ مالی در مضیقه نیستید در پرداخت حق عضویت اهمال نکنید. اگر من به عنوان یک استاد دانشگاه که خدا را شکر پرداخت حق عضویت 165 هزار تومان در سال بار مالی سنگین بر دوشم نمی گذارد امروز خسیسی به خرج دهم و آن را از روی رندی و زرنگی پرداخت نکنم فردا  فعالیت های انجمن بسته می شود. پس فردا می دانید چه می شود؟! انواع و اقسام اشاعه دهندگان خرافات در خلا منبعی که پاسخگوی سئوالات علمی جامعه در سطح ملی باشد رشد می کنند و به تحمیق مردم می پردازند. پس پسین فردا همون ها می نشینند روی سرمان (تا حدود زیادی همین الان هم نشسته اند. اون وقت از این هم بدتر می شود. نگاهی به کشورها ی همسایه نشان می دهد از بد، بدترها می تواند باشد)!

به عنوان یک فیزیکدان دوست دارم در جامعه زندگی کنم که فروش کتاب زندگی امی نوتر از فروش رمان بامداد خمار پیشی بگیرد. چرا؟! چه اهمیتی برای من دارد؟! می خواهم فداکاری در راه دانش مقبول جامعه افتد نه شلاق زدن خواستگار توسط پدر پولدار دختر در خیابان (یکی از صحنه های بامداد خمار که خیلی از خوانندگان سیصد هزار نفری این رمان  به سادگی از کنارش گذشتند و به راحتی پذیرفتند و عادی دانستند). انجمن فیزیک وقتی نمایشگاه عکاسی فیزیکی در سطح ملی برگزار می کند، وقتی کنفرانس دانش آموزی فیزیک هر سال در یکی از شهرهای ایران برگزار می کند، وقتی مجلات ترویج علم منتشر می سازد در واقع  ذائقه فرهنگی جامعه را از پایین تغییر می دهد و راه را برای این تغییر تحول اجتماعی فرهنگی هموار می سازد.

در مورد پستر از من سئوال شد که نوشته قدیمی ام را در زیر می آورم:

توجه کنید که پوستر از کلمه ی پُست  است و همانند آن تلفظ می شود. به هیچ وجه  از کلمه ی فارسی "پوست" نیست که آن را بر وزن "دوست" تلفظ کنید. درواقع درست تر است که آن را به صورت "پُستر" بنویسیم نه "پوستر". ولی چون  نگارش به صورت "پوستر" جا افتاده من هم ناگزیر آن را به این شکل نوشتم. در انگلیسی اگر به صورت "پوستر" تلفظ کنید  حرف شما را متوجه نخواهند شد.

 

چند نکته عملی درباره ارائه پوستر

در اینجا می خواهم به چند نکته عملی اشاره کنم که رعایت آنها کمک می کند تا در ارائه پوستر موفق تر باشیم.
برخی از آنها را خود به تجربه دریافته ام و برخی را از و یا دیگر فیزیکپیشگان پیشکسوت شنیده ام.

1) در تنظیم پوستر (برعکس نوشتن مقاله و یا نوشتن ای-میل علمی)بهتر است شرط ایجاز را رعایت کنیم. باید فقط لب مطلب را در پوستر بگنجانیم . از پرداختن به جزئیات حتی الامکان باید بپرهیزیم. اگر پوستری حاوی مقدار زیادی از جزئیات باشد حوصله بازدید کنندگان را به سر خواهد برد. علاقمندان می توانند برای خواندن جزئیات بیشتر به مقاله رجوع کنند.

2( طبیعی است حسن انتخاب رنگها و جلوه های بصری در موفقیت هر پوستری می توانند نقش کلیدی ایفا کنند. توجه به این جزئیات را "سطح پایین" و یا وقت تلف کردن تلقی نکنید. در کار حرفه ای همه این جزئیات مهمند.

3) تهیه پوستر و آویختن آن تنها قسمت کوچکی از کار ارائه پوستر است. قسمت اصلی کار حضور در کنار پوستر و توضیح درباره پوستر و پاسخ گویی به سئوالات بازدیدکنندگان است. در عرف جامعه فیزیک بین المللی کسی که به هنگام
Poster session
در کنار پوستر خود حاضر نیست شخصی بی مبالات و حتی به دور از ادب تلقی می شود. من در حدی نیستم که خودم در این باره نظری داشته باشم اما از آنان که عمری به برگزاری همایش های بین المللی پرداخته اند و در آداب و
etiquette
این گونه گرد همایی ها صاحبنظرند این گونه شنیده ام.

4(در جلسه پوستر باید خجالت را کنار گذاشت. اگر کسی را دیدیم که به پوستر ما توجه می کند بهتر است جلو برویم و شروع کنیم به توضیح دادن درباره پوستر. معمولا طرف از این کار ما استقبال می کند.

5( در بالای پوستر نام ارائه دهنده و همچنین نام دانشگاه یا موسسه وی حتما باید گنجانده شود.

6( این آخرین توصیه ابتکار خود من است: بهتر است چند نسخه از مقاله مربوطه را با خود داشته باشید و آن را به دست بازدیدکنندگان علاقمند بدهید. تجربه من نشان می دهد که معمولا در اولین فرصت

!یعنی در طی سمینار خسته کننده بعدی مقاله شما خوانده می شود

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نمره معنا دار و بی معنی

+0 به یه ن

من خودم معلمم. می دونم که نمی شه سئوال ها را چنان بادقت طرح کرد که با دقت بیش از دو نمره سواد دانش آموز یا دانشجو را محک بزنه.
چیزی حدود ١٦ تا درس مختلف داشته باشند در معدل می شه حدود عدم دقت حدود نیم نمره.
به لحاظ آماری با جذر تعداد دروس دقیق تر می شه.

حالا این بساط چیه که به عنوان لاف می گویند در فلان مدرسه سر صدم نمره شاگرد ها با هم رقابت می کنند؟
خوب دارند سر هیچ و پوچ رقابت می کنند!
معدل ١٥ با معدل ١٩ تفاوت معنا دار داره اما معدل نوزده و بیست پنج صدم با معدل نوزدهم سی وشش صدم تفاوت معنا دار نداره.

کسی که این لاف را می زنه اصلا معنای اندازه گیری و معنای آمار را نمی دونه.
وای دریغ که با همین نادانی نوجوانی بچه ها را از بین می برند!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

کجا طلا تولید می شه؟

+0 به یه ن

در حدود یک ثانیه بعد از مهبانگ هسته های سبک مثل هلیم لیتیوم و .... تولید می شوند در واقع پیش بینی صحیح فراوانی نسبی این هسته ها در جهان از موفقیت های چشمگیر فرضیه مهبانگ هست. هسته های سنگین تر نظیر کربن و نیتروژن و ... در مرکز ستارگان تولید شده اند. ستاره ها در آخر عمر خود منفجر می شوند و در اثر انفجار مواد درون آنها به بیرون می رود.. از مواد بیرون ریخته دوباره ستاره ها و سیارات تشکیل می شوند. خورشید ما ستاره نسل سوم هست.
 همان طوری که گفتم عناصر سنگین تر از برلیوم در مرکز ستارگان تولید شده اند. در فاز معمولی ستارگان هسته سنگین تر از آهن نمی تواند تولید شود. هسته آهن پایدار است. در شرایط معمولی اگر نوترون یا پرتونی به آن افزوده شود بلافاصله به آهن واپاشی می کند.  فرضیه رایج آن هست که هسته های سنگین تر نظیر طلا در شرایط ابرنواختر (مرحله نهایی عمر ستارگان سنگین که ستاره می رُمبد) به وجود آمده اند. در آن هنگام چگالی چنان بالاست که تا هسته سنگین تر بخواهد به هسته آهن واپاشی کند نوترونی دیگر به هسته می خورد و هسته پایدار دیگری که سنگین تر از آهن هست به وجود می آید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

ابرنواختر و ابن سینا

+0 به یه ن

 مسعود: خبری وجود دارد مبنی بر این که ابن سینا هم در نوشته های خود ابرنواختر زمان خود را با جزییات بسیار زیاد ثبت کرده است.
مینجیق:

خبر درسته:

در سال 2007 من در وبلاگم چنین نوشته بودم:

ما ایرانی ها و ابرنواخترها
از هر منظر که بنگریم ابر نواختر ها-یا همان سو پر نوا ها- پدیده های خارق العاده ای هستند. در عرض حدود چند هفته ابر نو اختر به اندازه 10 میلیارد سال خورشید انرژی به صورت نور ساطع می کند. این در حالی است که انرژیی که به صورت نوترینو آن هم در ظرف تنها 10 ثانیه ساطع می شود 100برابر این مقدار است! نور ساطع شده از ابرنواخترها از دیرباز توجه ستاره شناسان را جلب کرده اما تا کنون نوترینوی ساطع شده از فقط یک ابرنواختر مشاهده شده است. این ابر نواختر که اس-ان-1987نام گرفته بیست سال پیش مشاهده شده است. امسال در گوشه و کنار دنیا مراسم بیست سالگی این مشاهده را به جا آوردند. چند ابرنواختر از نظر تاریخ اختر فیزیک اهمیت ویژه دارد:الف- اولین ابرنواختری که در دوره هخامنشیان توسط ستاره شناسان چینی ثبت شد. ب)ابرنواختری که هزار سال پیش (یعنی در همان بروبروی تمدن اسلامی-ایرانی) توسط غیر ایرانی ها به ثبت رسید. ج)ودیگری همین اس-ان-1987 که در بحبوحه بمباران شهر های ایران اتفاق افتاد. ایرانیها در مطالعه هیچکدام از اینها نقشی نداشتند! توجه داشته باشید که دو تای اینها دقیقا در دوره هایی اتفاق افتاده اند که دوران شکوفایی تمدن این حوزه ی فرهنگی بود. ببینیم در مطالعه ابرنواختر بعدی ما چه نقشی خواهیم داشت.

چهارشنبه ۲۸ مارس
حالا خوشحالم که چنین مقاله ای نوشته شده:
http://arxiv.org/abs/1604.03798

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

کتاب فیزیک یک و دو

+0 به یه ن



این دو کتاب به قلم دکتر فیروز آرش هستند. در این کتاب  مفاهیم فیزیک به طور مفهومی آموزش داده می شوندو کتاب ها حاوی تمرین های بسیار جالب و مفیدی  این دو کتاب را به دانشجویان کارشناسی فیزیک و همه کسانی که می خواهند فیزیک پایه را عمیق و دقیق و مفهومی یاد بگیرند  توصیه می کنم.


معرفی کتاب در شادی بوک

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ]