کنفرانس یا کارگاه

+0 به یه ن

در شاخه پژوهشی ما (فیزیک انرژی های بالا) چند کنفرانس بزرگ هست که دو سال یک بار برگزار می شه. Ichep بزرگترین شان هست که زیر شاخه های مختلف را هم در بر می گیره و جلسات موازی متعدد داره. علاوه بر آن یک سری کنفرانس های بین المللی تخصصی تر هم هستند. مثل کنفرانس نوترینو ، کنفرانس سوزی (SUSY)، کنفرانس استرینگ کنفرانس نوترینو که امسال آنلاین برگزارمی شه فردا تموم می شه. تمامی سخنرانی ها در این کنفرانس plenary هستند. از این جنبه اش خوشم می آد. تعداد شرکت کننده در این نوع کنفرانس ها نسبتا بالاست و به هزار نفر می رسد.(البته در مقابل همایش های داروسازی کوچولو به حساب می آیند.)محل برگزاری هم هر سال در کشوری متفاوت هست. معمولا آزمایش های مهم نتایج جدیدشان را برای اولین بار در این کنفرانس ها ارائه می دهند. ما وقتی مقاله می نویسیم مرتب به اسلایدهای این کنفرانس ها مراجعه می کنیم تا داده های لازم را از آنها استخراج کنیم. علاوه بر اینها ما تعداد زیادی کارگاه هم داریم که تعداد شرکت کننده در آنها حدود ٥٠تا١٠٠ نفرهست و حتی تخصصی تر هست. انتظاری که از هر کدام از همایش ها می شه داشت فرق دارد.هرکدام کارکرد متفاوتی دارند. معمولا دانشجویان که عادت به کارگاه کوچک دارند برای اولین بار که به کنفرانس بزرگ می روند گیج می شوند و احساس اضطراب می کنند. به خصوص اگر جلسات موازی داشته باشد و نتوانند تصمیم بگیرند که در کدام شرکت کنند. در این باره بیشتر خواهم نوشت و نحوه استفاده بهینه از هر کدام را تشریح خواهم کرد. اگر سئوالی یا تجربه یا خاطره ای در این زمینه دارید بیان کنید. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

هر چه زودتر اسلاید آماده کنید

+0 به یه ن

وقتی مقاله ای می نویسید خوبه که هر چه سریع تر یک فایل سخنرانی برایش آماده کنید. در حین آماده کردن فایل سخنرانی به نکاتی توجه خواهید کرد که در حین کار روی مقاله به آن کمتر توجه کرده اید. در تهیه مقدمه سخنرانی مجبورید که مطالب زیادی که دقیقا مربوط به کارتان نیست اما ممکنه ازتون سئوال بشه را یاد بگیرید. فهم این مطالب به غنای مقالهتان هم کمک می کنه.

اگر با چند نفر از همکارانتان دارید مقاله را می نویسید خوبه که در روزهای آخری که اونها روی متن کار می کنند (نزدیک به انتهای پروژه) شما اسلایدهایتان را آماده کنید. اسلاید های سخنرانی را زودتر آماده کنید حتی اگر در آینده نزدیک قرار نیست روی آن سمینار دهید. اگراسلاید آماده داشته باشید، چابک تر می توانید برای ارائه سخنرانی اعلام آمادگی کنید. در فیزیک انرژی های بالا، ما  معمولا مقاله هامون را اول می فرستیم به آرشیو، تا از نظرات همکاران مطلع بشویم. بعد از یک هفته تا ده روز می فرستیم به مجله برای بررسی برای چاپ. این مدت یک هفته ای، فرصت خوبی برای تدارک اسلایدهاست.اگر در این مدت بتوانید سخنرانی ای ارائه یک بدهید که چه بهتر! نظرات دوستان را هم می شنوید. هر نکته ای که در تهیه اسلایدها به ذهن تان رسید می توانید در نسخه ای که به مجله می فرستیم بگنجانید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

فراموش نخواهم کرد

+0 به یه ن

وقتی یک درسی را خوب یاد می گیریم (در همان حدی که در یک امتحان متعارف نظیر امتحان هایی که در دانشگاه صنعتی شریف از دانشجو می گیرند نمره بالای ١٩بگیریم) محتوا تا حد خوبی یادمان می ماند. اما گاهی به نظرمان می آید که یادمان رفته. نباید خیلی وسواس نشان داد.اگر درهمان حد آموخته باشید، فراموش نمی کنید. شاید به نظرتان برسد که "وای! فراموش کرده ام!" اما وقتی کتاب ها را ورقی می زنید در می یابید که فراموش نکرده بودید . 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

ساعت کاری

+0 به یه ن

چند سال پیش هم یک بار تاکید کردم که در رشته ای مثل فیزیک چند در کار پژوهشی و چه در هنگام مطالعه درس های استاندارد ساعت کاری زیاد معنی و کاربرد ندارد. از زبان مهندسان اصطلاح «نفر-ساعت» را زیاد می شنویم. هنگامی که می خواهند بگویند روی این پروژه زیاد کار شده می گویند فلان قدر نفر-ساعت کار انجام گرفته است. در بین فیزیکدانان این اصطلاح و این نوع سنجش مرسوم نیست. در آموزش مهندسان هم استادان تاکید می کنند  که فلان ساعت در روز باید درس بخوانید. از زبان استادان فیزیک معمولا چنین چیزی نمی شنوید مگر آن عده معدود که در دوران لیسانس خود دانشجوی مهندسی بوده اند و از مهندسی به سوی فیزیک آمده اند و آن فرهنگ را باخود آورده اند. نکته ای که می خواهم بگویم که آن فرهنگ به درد فیزیک خواندن -و به طریق اولی پژوهش در فیزیک- نمی خورد. من این نکته را چند سال پیش هم  مطرح ساخته بودم. یکی گفت که خودش ساعات مطالعه روزانه اش را ثبت می کند و خود را موظف می کند که فلان ساعت در روز فیزیک بخواند و ادعا می کرد چنین روشی بسیار برای فیزیک خواندن هم مفید هست. من ممتحن تز فوق لیسانس او بودم.  هرچند آشکار بود که زمان بیشتری از متوسط دانشجو فوق لیسانس برای تزش صرف کرده بود اما نکات مهم و کلیدی پروژه اش را -آن گونه که انتظار می رفت -نفهمیده بود و طوطی وار برخی مطالب را تکرارمی کرد. بعدها هم استادراهنمای دکترایش  را دیدم. خیلی از دست او کلافه بود و نمی دانست چه باید بکند.  استادش می گفت  که آن دانشجو خیلی  وقت می گذارد اما مطالب را با عمقی که من انتظار دارم نمی فهمد. بعد هم شاکی می شود که من که این همه کار می کنم چرا تو باز راضی نمی شوی!  در رشته ما افراد موفق هیچ کدام ساعت کاری نمی زنند و خود را مقید به این که فلان قدر ساعت در روز یا هفته کار کنند نمی دانند.  به جای آن یک جورهایی فهمیدن فلان موضوع یا انجام بهمان محاسبه یا ساختن  مدل برای بهمان پدیده «حیثیتی» می شود. 😊  مخصوصا وقتی کار گروهی انجام می شود یا به همکاران خود قول می دهیم تا فلان تاریخ سمیناری در آن باره بدهیم یا بهمان فصل مقاله مشترکمان را بنگاریم. وقتی چنین مهلتی را برای خود تعیین می کنیم بی اختیار می بینیم که به هنگام مسواک زدن و در میان خواب و بیداری هم داریم به آن موضوع می اندیشیم. من نمی دانم این اندیشه ها را چگونه می توان در حساب های «نفر-ساعتی» مهندسان آورد.  اما مهم هستند. در کار ما مهم هستند . ممکن هست ایده حل مسئله درست به هنگام ظرف شستن به ذهن برسد یا در هنگام پیاده روی به ذهنمان بیاید که فلان اثر مهم را در محاسباتمان منظور نکرده ایم. ذهن مان را که درگیر مسئله ای می کنیم دیگه دست بردار از آن نیستیم. (شاید به همین علت هم باشد که از منظر بقیه مردم گیج می زنیم!)🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

تغییر تم وبلاگ مینجیق: شیوه پژوهش

+0 به یه ن

مدتی است برخی از همراهان گرامی وبلاگ از من می خواهند که در مورد شیوه پژوهش بنویسم. می خواهم از حالا تا ۶ سال آینده تم وبلاگ را به همین موضوع تغییر دهم.  بحث تخصصی در اینجا نخواهم کرد. درس فیزیک هم نخواهم داد اما نکاتی را خواهم گفت که برای کار پژوهشی جدی مفید هست. نکاتی که به بالا رفتن کیفیت پژوهش و ارائه آن کمک می کند. هدف  این سری نوشته ها  این نیست که ما را  فیزیکدان مشهوری کند یا  بتوانیم گرنت های درشت پژوهشی بگیریم. اونها فوت و فن های دیگری می طلبند که من بلد نیستم. یعنی دنبالش نرفته ام که یاد بگیرم.

هدف این هست که کار پژوهشی با کیفیتی انجام دهیم  که در پیشبرد مرزهای دانش نقشی-- ولو به اندازه نوک سوزن --داشته باشد. تا ۶ سال آینده هم فارغ از فراز ونشیب هایی که پیش خواهد آمد می خواهم دغدغه  اصلی من همین باشد. 
همان گونه که می دانید همان قدر که پژوهش خود مهم هست ارائه پژوهش در محضر اهل فن هم مهم هست. دلیل هم این هست که پژوهش  در رشته ما یک کار گروهی در سطح جهانی است. بسیار مهم هست که آزمایشگران و تئوریست هایی که روی موضوعات مرتبط کار می کنند کار پژوهشی را ببینند، نقد کنند و دنبال آن را بگیرند تا به جایی برسد. 
نظر این همکاران (که تعداد کل آنها در همه دنیا حدود هزار تا سه هزار نفر بیشتر نیست) در مورد مقالات ما  مهم هست اما نظر بقیه اهمیت چندانی ندارد. فرق زیادی نمی کند که اونهایی که مقالات ما را نمی فهمند ما را دانشمند بزرگی بدانند یا تحقیر کنند. 

این سری نوشته هایم برای خودم مفید خواهد بود. مخاطب اصلی هم خودم هستم. ولی تجربه به من نشان داده که وقتی روی این تم تمرکز می کنم (چه در فضای مجازی چه درفضای حقیقی) یک عده هم ترغیب می شوند که همراه شوند و اونها به موفقیت های خوبی دست پیدا می کنند. برای همین با این که برای دل خودم می نویسم برای عموم هم منتشر می کنم. باشد که به درد کسی دیگر هم بخورد. اونهایی هم که همراه می شوند لزوما همرشته من نیستند. برخی شان رفته اند سراغ کار هنری، برخی برای کنکور خوانده اند، برخی  مهندس اند برخی پزشک هستند و.....
خلاصه مستقل از علایق و رشته یا مقطع تحصیلی اگر دوست دارید همراه شوید این سری مطالب را در وبلاگ من دنبال کنید. اگر سئوال یا نکته ای دارید با کلیک بر «باخیش» نکته خود را بنویسید.  («آدیز» یعنی «نام شما» . بقیه اش هم روشن هست )


اینجا من فقط روی شیوه پژوهش تمرکز خواهم کرد. حتما خیلی از شماها دغدغه اقتصادی دارید . در این راستا هرچه به عقل من می رسیده در این نه نوشته قبلا بیان کرده ام. اگر می خواهید آنها را مطالعه کنید. بیش از آن کمکی از دست من بر نمی آید.

اگر هم حسرت گذشته دارید و این حسرت نمی گذارد تمرکز کنید، حسرت را کنار بگذارید و همراه شوید. دیر شروع کردن مهم نیست بلکه در مسیر بودن مهم هست.
در مجموع هر فکری که انگل کارتان می شود از ذهنتان بیرون کنید.  مثلا اگر از والدین خود شاکی هستید صحبت های هلاکویی را در یوتیوب دراین باره بیابید و گوش کنید. اگر موضوع خیلی حاد نباشد مشکل شما را حل می کند. اگر خیلی حاد باشد باید بروید پیش روانکاو و روانپزشک . اما شما را به خدا- مشاور خوبی انتخاب کنید. اگر دیدید حرف هایش با عقل سلیم جور در نمی آید دیگر پیش او نروید. خیلی ها در سال های اخیر پیش مشاور رفته اند و آشفته تر برگشته اند. دلیلش این هست که متاسفانه خیلی از این مشاورها کارشان را بلد نیستند. مشاور را به دقت انتخاب کنید تا مشکل شما را رفع کند نه آن که ده ها مشکل بر مشکلات شما بیافزاید.


 خوب دیگه! فکر کنم دیگه برای تغییر تم وبلاگ آماده ایم. به طور متوسط سعی می کنم هر دو هفته یک بار مطلبی در این باره بنویسم. سئوال مشخصی اگر در این باره دارید بپرسید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ]