زلزله و مدارس

+0 به یه ن

در مدرسه ها باید آموزش داد که بچه ها هنگام زلزله با هم ندوند و به جای آن زیر نیمکت ها موضع بگیرند.

والا زیر دست و پا له می شوند.

احتمال آسیب دیدن بچه ها زیر دست و پا در هنگام زلزله خیلی بیشتر از آن است که ساختمان مدرسه خراب شود و زیر آوار بمانند.


🍀@minjigh

برخی می خواهند  از ترس زلزله فردا مدارس آذربایجان تعطیل شود.

فکر خوبی نیست! ساختمان های مدارس نسبتا مدرن و مستحکم هستند. این بچه ها به خصوص در حاشیه شهرها اگر در مدرسه باشند ایمن ترند. به شرط آن که معلم ها به دانش آموزان بیاموزند که هنگام وقوع زلزله هول نشوند و همدیگر را هول ندهند.


🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

وام برای ایمن سازی خانه های روستایی

+0 به یه ن

دهه هشتاد هجری دولت مبلغی به روستاییان وام داد  که خانه هایشان را در برابر زلزله ایمن سازی کنند.
اغلب روستاییان وام را گرفتند اما با ناظر وام ساخت و پاخت کردند و اون بودجه را به جای ایمن سازی خانه هایشان صرف خرید اجناس به دردنخور کردند. 
(فقرا در ترتیب دادن جهیزیه مفصل و به دردنخور از طریق وام و... مشهورند. اغلب هم اجناسی می خرند که به درد نمی خورد، خانه کوچک شان را تنگ تر می کند و بعد از در آمدن از کارتن دست دوم حساب می شود و از قیمت می افتد. 
در این زمینه خانواده های پولدار قدیمی معقول تر عمل می کنند. اجناسی برای جهیزیه می خرند که به درد بخور باشند. به جهت  تزئین هم فرش نفیس یا ظروف نقره می خرند که با گذشت زمان قیمت آن افزایش یابد. ابدا پول صرف چیز به دردنخور که بلافاصله دست دوم حساب شود نمی   کنند! دست کم در تبریز این طوره.)

نتیجه ای که از این تجربه می شود گرفت این هست که تنها دادن وام برای حل این معضلات کافی نیست. در کنار آن باید آموزشی هم باشد که به وام گیرندگان اهمیت موضوع را بشناسانند.
از جامعه شناسنان و ... باید کمک گرفت تا راهکارهایی برای آموزش مردم و جلوگیری از این نوع هدررفت وام ارائه دهند.





🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

پیام تسلیت و توصیه ایمنی

+0 به یه ن

به بازماندگان قربانیان زلزله میانه تسلیت می گویم. امیدوارم حال مصدومان به زودی بهبود یابد.


این مطلب را قبلا نوشته بودم اما به علت اهمیت موضوع بازگو می نمایم. اگر یکی از مجتمع های مسکونی یا آپارتمان های مدرن که در ۲۰ -۳۰ سال اخیر ساخته شده اند زندگی می کنید جای شما علی الاصول ایمن هست.
این ساختمان ها که بعد از زلزله رودبار ساخته شده اند عموما ایمن هستند.
طراحی آنها به گونه ای است که می لرزند اما خراب نمی شوند. 
در ۲۰-۳۰ سال اخیر شبیه سازی های کامپیوتری دقیق تر این امکان آن را فراهم ساخت که سازه های سبک که در زلزله می لرزند اما فرو نمی ریزند طراحی شوند. در قدیم امکانات محاسباتی اجازه طراحی چنین سازه هایی را نمی داد. برای همین ساختمان ها را سنگین می ساختند که نمی لرزیدند اما ساختمان های سنگین لزوما ایمن تر نبودند.
لرزش شدید ساختمان را عوام به معنای ناایمنی می گیرند. بد بینی متعارف ایرانی نسبت به هر پدیده مدرن در پهنه کشورشان و نوستالژی بیمارگونه نسبت هر چیز منسوخ شده بیشتر باعث آن می شود که نسبت به این ساختمان ها که حاصل طراحی برخی از باهوش ترین فرزندان این سرزمین هست با دیده شک نگاه کنند. همین شک و بدبینی می تواند به تلفات بسیار منجر شود. چرا که در هنگام وقوع زلزله ساکنین با شتاب پا به فرار می گذارند و در این عجله صدمه می بینند. یا به طور فیزیکی یا به طور روحی روانی.

البته لرزش ساختمان های مدرن تبعات دیگری دارد. اشیا تزِئینی و ... که خوب سفت نشده اند می توانند بر سر ساکنین بیافتند. به جای ترس و واهمه در دکوراسیون منزلتان دقت کنید که چیز افتادنی بر بالای سرتان نباشد. به خصوص بر روی تخت تان و همچنین  در آشپزخانه یا اتاق نشیمن که وقت زیادی در آن سپری می کنید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

و اما یوز پلنگ!

+0 به یه ن

و اما در مورد یوزپلنگ! من خودم به این گونه فعالیت محیط زیستی نپرداخته ام و قصد هم ندارم بپردازم. ترجیح می دهم که روی موضوعی تمرکز کنم که مستقیم با سلامت انسانها و معیشت اقشار مستضعف در ارتباط هست. ولی کسانی را که فعالیت هایی در جهت حفظ یوزپلنگ دارند نه تنها مسخره نمی کنم بلکه تحسین می نمایم.


 این گونه حیوانات و نیز این نوع حرکت ها ارزش سمبولیک دارند. این روزها اگر کشوری و ملتی در جهت حفظ یک گونه جانوری قدمی بردارد در جوامع بین المللی اعتبار و ارزش بیشتری می یابد. در واقع این گونه فعالیت های محیط زیستی برای کشور آبرو می خرند.

 کشورهای مختلف یک حیوان ملی دارند. در مراودات دیپلماتیک هم اینها اهمیت دارند. مقامات چینی به نشانه دوستی پاندا به روسای جمهور دیگر کشورها هدیه می دهند. مقامات ترکمنستان و برخی کشورهای عربی اسب. 

در طول تاریخ این نوع مراودات بوده و ثبت شده. مثلا هارون الرشید به شارلمان فیل داده بود. کلئوپاترا به رومی ها زرافه هدیه داده بود. (راستی! در نقاشی ها کلئوپاترا را در کنار یوزپلنگ می کشند) به آن می گویند: animal diplomacy. طبعا خیلی توجه افکار عمومی را جلب می کند. در اینترنت 
جست وجو کنید مطالب جالبی در این باره می یابید.  🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

من در مصرف آب صرفه جویی می کنم

+0 به یه ن

من در مصرف آب همیشه صرفه جویی می کنم. سعی می کنم ظرف ها را بعد از کثیف شدن زود وقبل از سفت شدن چرک ها بشویم تا مصرف آب کم شود. بشقاب ها و لیوان ها را اول می شویم تا قابلمه با همان آب پر شود. دیگه برای پر کردن قابلمه جهت خیس خوردن، آب باز نمی کنم. موقع حمام هم ظرفی همراه می برم. جلوی آب را که باز می کنم تا آب گرم برسد این ظرف را پر می کنم که بعدا در تمیزکاری حمام و دستشویی از آن استفاده کنم. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

دتکتور دود

+0 به یه ن

آتش نشان ها وقتی فراخوانده می شوند معمولا اهمال نمی کنند تا حدی که امکان داره سریع خود را می رسانند چون می دانند هر چی دیرتر برسند جان خودشان هست که به خطر بیشتری می افته! منتهی باید به موقع فراخوانده بشوند. دتکتور دود این کار را اتوماتیک می کته گیریم دولت خرج آثار باستانی نمی کنه (که نمی کنه). بازاریان تبریز و صاحبان حجره های- متری خدا تومن-نمی توانستند پول جمع کنند بدهند دتکتور نصب کنند؟! ببینید! من -خیر سرش-در پیشرفته ترین و پیشروترین پژوهشگاه فیزیک این مملکت در حال کارم. خوب می دونم همین جا جا انداختن یک نکته ایمنی مستلزم چه قدر جنگه. یادتان باشه چند ماه پیش چه قدر گلو پاره کردم که درهای ایمنی سالن آمفی تىاتر را به هنگام برگزاری همایش قفل نکنید. حکمتی داشته که سه در گذاشته اند! با این وضعیت موضع گرفتن یک بازار سنتی نسبت به نصب دتکتور دود برایم عجیب نیست! اما باید بنویسیم که جا بیافته! خیلی خودخواهی است که فلان بازاری میلیاردر در نصب دتکتور و بازبینی سالانه آن توسط متخصص اهمال ورزد ولی بعد انتظار داشته باشد آتش نشان برای حفظ اموال وی جان و سلامت خود را به خطر بیاندازد. به خدا آن آتش نشان هم زن و بچه دارد! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نوشابه ای برای خود!

+0 به یه ن

مادر و خانواده برادر دوستم با اتوبوس از تبریز رفته بودند شیراز. دیروز هنگام سیل در دروازه قرآن گیر افتاده بودند. برادرش فیلم اش را فرستاده. ماشالله همه با متانت در اتوبوس نشسته بودند و به توصیه های پلیس عمل می کردند. خوشبختانه اتفاقی برایشان نیافتاد.
هیچ یک از مسافران اتوبوس داد و بیداد نمی کرد و حرکت نامعقولی از کسی سر نزد.
داشتم فکر می کردم اگر از ژاپن چنین فیلمی می آمد همه دنیا چه قدر حلوا حلوا می کردند که مردم ژاپن فرهنگ والا دارند. STOIC هستند و...

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

لجبازی ممنوع! با نیروهای امدادی همکاری کنیم!

+0 به یه ن

وقتی سیل و زلزله و..... اتفاق می افته بازار شایعه هم داغ می شه. مراقب باشیم که با بازنشر شایعاتی که باعث اضطراب بیش از حد مردم می شه وضعیت بد را بدتر نکنیم! در هنگام اضطراب توده های مردم کارهای مخربی ممکنه بکنند که بعدا خودشان تعجب کنند که آیا این من بودم که چنین کاری کردم؟! دست کم مراقب باشیم ما به آن دامن نزنیم!

الان وقت کار سیاسی هم نیست! فعلا فلان شازده یا بهمان پرزیدنت از اون سر دنیا یا بهمان شاه از توی گور کاری نمی تونه برای سیل زده ها بکنه. با همین ماموران هلال احمر و پلیس و.... که در کف خیابان ها، جانشان را کف دستشان گرفته اند تا جان مردم را نجات دهند همکاری کنیم و از خودرایی و قهرمان بازی های الکی بپرهیزیم تا سیل رد بشه بره ببینیم چه کار می خواهیم بعدش بکنیم! 🍀@minjigh

حتما پیامک های زیر را دریافت کردید. به هر حال بازنشر آنها ضرری ندارد: سازمان مدیریت بحران کشور

-1 -حفظ آرامش در مواجهه با خطرات احتمالی و توجه به هشدارهای مسولین محلی. -عدم استقرار و نصب چادر در مناطق ساحلی, رودخانه ها و مناطق کوهستانی بخصوص در مناطق با شیب زیاد و مسیل ها. سازمان مدیریت بحران کشور

-2 -عدم تردد از مسیر های منتهی به رودخانه هایی که سیل در آنها جریان دارد(موکدا عدم تردد از روی پلها تا زمان فروکش کردن سیل). -عدم تردد در زمان بارندگی شدید از مسیر های کوهستانی که امکان ریزش سنگ و یا بهمن وجود دارد. سازمان مدیریت بحران کشور

-3 -در جاده های کوهستانی برفگیر از زدن بوق، بخصوص بوق های ممتد خودداری گردد(هشدار سقوط بهمن). 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

روز فقط امروز نیست

+0 به یه ن

یادمه وقتی پارسال در اوج بی آبی و گرما در مورد لزوم لایه روبی رودخانه ها و باز نگاه داشتن مسیل ها در وبلاگم نوشتم، یک عده گفتند لزومی نداره چون که در کشور باران نخواهد آمد! 😑😑 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سه نکته با ربط و بیربط

+0 به یه ن


1) برخی همکلاسی های دوره ابتدایی من معلم شده اند. این دوستانم هر از گاهی از راه هایی که مدیر مدرسه شان به کار می گیرند تا  در معلم ها ی مدرسه  احساس تعلق ایجاد کنند می گویند.
ظاهرا مدیران مدارس این روزها در زمینه شیوه های نوین مدیریتی برای یک محیط علمی که در دنیا به کار برده می شود به طور مستمر مطالعه میکنند.
به مدیران نسل جدید مدارس در همین شهرستان های کشور خودمان، آموزش داده می شود که یک محیط علمی را با الدرم بلدرم و فرمایش از بالا نمی توان اداره کرد. باید کاری کرد که معلم ها احساس تعلق کنند تا  با به کارگیری هنر معلمی خوبش، بهترین شرایط را برای آموزش پدید آورند.

2) هراز چند کاهی نظام مهندسی یا نظام پزشکی برای اعضای خود کلاس های بازآموزی می گذارد که اطلاعات خود را از پیشرفت های فن خود  به روز کنند.. آموزش و پرورش هم  هر از گاهی برای معلم ها کلاس می گذارد که شیوه های آموزشی جدید را فرا بگیرند.
آیا مدیران رده بالای ما در این سی چهل سال  که به میز  یا میزهای خود چسبیده اند یک خط در مورد شیوه های جدید مدیریتی مطالعه ای داشته اند؟


3) اغلب شاهان ایران که دهه ها بر تحت سلطنت حا خوش می کردند کاری نمی کردند جز آن که والیانی را که خود منصوب کرده بودند به جان هم بیاندازند. والیان  که تمام مدت  با هم درگیر بودند دیگر رمق آن که قدرت شاه را به چالش بکشند نداشتند. مَلِک دهه ها بر تخت سلطنت می ماند  اما در نتیجه این سیاست  مُلک  ویران می شد.
دست آخر هم اغلب  این شاهان یا ترور شدند یا چنان دچار پارانویا شدند که بچه هایشان را کشتند یا کور کردند.
در تمام این مدت پیشکارهایشان  مرتب "درایت" آنها را می ستودند!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

تجارب شما در مورد ترویج علم

+0 به یه ن

لطفا تجارب تلخ و شیرین، موفق و ناموفق خود را از ترویج علم و نیز مبارزه با خرافات در بخش نظر (باخیش) بنگارید.
به خصوص اگر تجربه شما در خارج از تهران اتفاق افتاده باشد.
می خواهم در هفته بعد مطلبی در مورد ترویج علم در تبریز منتشر کنم.
این کار رویای من برای بعد از بازنشستگی است. بعد از بازنشستگی می خواهم به تبریز برگردم و به صورت خیلی جدی به کار ترویج علم بپردازم.
قبلا می گفتم رستوران می زنم. اون که شوخی بود. ولی ترویج علم جدی است. به امید خدا، عملی اش می کنیم.
10-15 سال دیگه جو فرهنگی تبریز چنان خواهد بود که بسیار پذیرای ترویج علم خواهد گشت.
الان نگرانی های اقتصادی خیلی از دغدغه ها را تحت الشعاع قرار داده. من پیش بینی می کنم از این بحران اقتصادی تبریز به صورت یک قطب اقتصادی خیلی شاخص بیرون خواهد آمد. چرا؟!  به این علت که گفتم. طیقه متوسط تبریز قوی است و نگاه به آینده دارد. راهی برای برون رفت از این بحران اقتصادی خواهد یافت. راهی با اتکا به فن آوری های نوین. همین اتکا  فرزندان آنها را به علم علاقه مند تر خواهد ساخت.
در سال های اخیر در تبریز گرایش به هنر هم چشمگیر شده. کنسرت ها و تئاتر ها در تبریز هم کیفیت بالایی دارند هم مورد استقبال حیرت انگیزی قرار می گیرند.
رشد طبقه متوسط، توجه به فن آوری های نوین برای پیشرفت و علاقه به هنر ویژگی های شهرهای مهم ایتالیا در رنسانس بود.
مردم شهرهای ایتالیا در آن سالها دنبال این چیزها بودند.
اول میکل آنژ و لئوناردو داوینچی ظهور کردند و چند دهه بعد گالیله سر برآورد.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

هر جوره سینه قابیمیز وار!

+0 به یه ن

من خودم در ایران مهمان خارجى خیلى زیاد داشتم. براشون ایران خیلى جالبه. براى غربى ها تازگی داره و جالبه. معمولا ایتالیایى ها و اسپانیایى ها، آثار باستانی مثل تخت جمشید را می پسندند. براى ایتالیایی ها، بازار سنتى خیلی جذابیت نداره چون خودشان مشابهش را دارند. اما مردم اروپای شمالی و آمریکایی ها و حتی روس ها بازار را جالب می بینند. مخصوصا انگلیسی ها. توریست هاى آذربایجانی و ترکیه ای ریشه های مشترک را جالب مى بینند. این که در ترکی ما برخی از اصطلاحات هست که اونها فراموش کردند براشون جالبه. آثار دوره سلجوقیان (که خوشبختانه در سراسر ایران هم مشهوده) براشون جذاب تره. بازار را هم دوست دارند اما به علتی متفاوت از غربی ها. در بازار با مردم محلى همکلام می شوند و خرید می کنند و سوغاتی می خرند. از این جهت براشون جالبه. فکر کنم برای عرب ها جنگل هاى شمال ایران جالب باشه اما اروپایی ها کویر را ترجیح می دهند. براى همه شان هم معمارى که در آن کاشیکاری با تنوع رنگ باشه جذابه. اگر در تهران مهمان خارجى داشته باشید، مستقل از ملیت او حتما برنامه بازدید از کاخ گلستان بذارید. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

جذب گردشگر

+0 به یه ن

همین تیپ هاى سنتى (کمى تا قسمتى مذهبی اما غیر سیاسى و اهل مدارا) در کشور ما بهترین روش را براى جذب گردشگر پیدا می کنند. وقتی با هیجان و افتخار از شله زرد نذری می گویند توریست خارجى هم لذت می بره.

پرویز پرستویی یک سری فیلم کمدی بازی کرده بود که در آنها در مجلس بزم آهنگ "قر تو کمر" می خواند و درمجلس عزا "نوحه"! اتفاقا همون تیپ ها -که در ایران ما کم هم نیستند- بهتر از همه در جذب توریست ها موفق هستند.

اگر در خارج زندگی مى کنید، ازاین که دوستان خارجى تان را به ایران بفرستید مقید نباشید. فکر نکنید که باید همه چی مرتب باشد که یک وقت آبرومان نرود! اونها یی که علاقه مند به سفر به ایران هستند دنبال جایی که همه چی مرتب باشه نیستند. دنبال دیدن همین رسم و رسومات و همین رابطه های انسانی با مردم ساده کوچه بازار هستند.

اگر در ایران زندگی می کنید و خیال می کنید از مردم متوسط ایران خیلی سطح بالاتر هستید، بدانید که حوصله توریست خارجی از شما سر خواهد رفت! بذارید بروند در کوچه و بازار با مردم کوچه بازار گپ بزنند! اونها براشون جالب ترند. فوقش جیب شان را هم زدند! طوری نیست که! در متروی پاریس دایم این اتفاق می افته! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گوجه فرنگی

+0 به یه ن

گوجه فرنگی را از باغچه ای که هرگز کود یا سم شیمیایی به خود ندیده هم که می چینی و می بُری توش سفیدی پیدا می کنی.  اون چیزهایی که در اینترنت علیه سفیدی داخل گوجه فرنگی می نویسند شایعه است. 

سیب کاملا ارگانیک را هم که از درخت می چینید می گذارید توی انباری، بعد از چند روز روی پوستش چرب می شه. طبیعی هست. این که میوه فروش واکس می زنند باز از شایعه های بی اساسه.
تجربه شخصی ام بود!
در مورد مرغ و گوشت هم شایعات از این قبیل بی اساس زیاد هست.  من هروقت از این پیام ها دریافت می کنم به برادر شوهرم که دامپزشک هست می فرستم می گه بیخود می گن!
بیخودی در این گرانی مواد غذایی را بیرون نریزید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مدارس تیزهوشان و اختلاف طبقاتی

+0 به یه ن

یک پیش داوری  هم معلم های تیزهوشان  در مورد دانش آموزان این مدارس دارند آن است که این دانش  آموزان همگی بسیار مرفه هستند و لای پرقو بزرگ شده اند و در خانه والدین همه چیز را برایشان در حد ایده آل فراهم می کنند. از موضوعاتی که بسیار به دانش آموزان این مدارس گفته می شود این ادعاست که اگر بقیه هم امکانات افسانه ای آنها را داشتند خیلی خیلی از اینها جلو بودند.

نمی دانم معلم های این مدارس بر چه اساسی به این نتایج می رسند! اتفاقا در هردوره  ازتیزهوشان  تعداد قابل توجهی از دانش آموزان هستند که زیر خط فقر بزرگ شده اند. من روانشناس یا کارشناس علوم تربیتی نیستم و تصوری ندارم که این قبیل اظهارات معلمان بر روحیه این دسته از دانش آموزان سمپادی چه تاثیری دارد. اگر در این مدارس معلم بودم قبل از چنین اظهار نظری حتما با یک مشاور روانشناسی مشورت می کردم ببینم آیا این قبیل حرف ها روی روح و روان آن دسته از دانش آموزان تاثیر منفی می تواند بگذارد یا نه. اگر هم مشاور سراغ نداشتم احتیاط می کردم و نمی گفتم!
مدتی است که در محلات گوناگون کلانشهرها سمپاد شعبه زده است تا  رفت و آمد آسان باشد. این پیش داوری که در مدارس بالاشهر دانش آموزان همه ثروتمند هستند بازهم درست نیست. بچه های سرایدار و ..... بالا شهری ها هم در همین محلات مدرسه می روند.
به علاوه این پیش داوری که بچه های خانواده های مرفه و یا تحصیلکرده   در یک آرمانشهر بزرگ شده اند درست نیست. یک خورده از این ظاهر آراسته وجذاب عمیق تر بروید می بینید که  بچه های خیلی  از همین استادان دانشگاه و دکتر ها و......محرومیت خیلی شدیدتر از متوسط بچه های زیر خط فقر دارند. این را از دوستانم که مشاور روانشناسی و ..... هستند  (بدون ذکر نام )شنیده ام.  مشاور مدرسه از روی رازداری اینها را نمی آد به بقیه معلم ها بگه. 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ][ 5 ][ 6 ]