+0 به یه ن
به تازگی سریع القلم صحبت هایی کرده که جنجال آفرین شده.لب کلامش هم این بوده که طبقات فرودست نباید راه داشته باشند که به حاکمیت برسند. با اشاره به عبارات زشت و به لحاظ دیپلماتیک بسیار نامتعارف و مضر که برخی دولتمردان و جراید وابسته به حاکمیت در مورد دولتمردان و دولتزنان غربی بر زبان رانده اند ادعا کرده است که اینان چون فرزندان طبقات فرودست بوده اند چنین عباراتی به کار برده اند.ادعا کرده است که فرزندان خانواده های برخوردار چنین سخن نمی گویند و با این عبارات سخیف برای کشور مشکلات سیاسی به وجود نمی آورند. در این که آن عبارات سخیف توهین آمیز علیه مقامات کشورهای دیگر برای کشور ما هزینه های گزافی دارد (و هزینه ها را ما ملت مظلوم می دهیم) شکی نیست. اما آیا واقعا گوینده همه این عبارات سخیف کسانی بوده اند که در کودکی در فقر بزرگ شده اند؟ اصلا و ابدا چنین نیست! برعکس آن چه که در دوران چپزدگی دهه شصت و هفتاد جلوه داده شد، آنان که بعد از انقلاب ۵۷ به قدرت رسیدند لزوما از طبقات فرودست نبودند. بسیاری از آنان که اکنون بر اسب قدرت سوارند از نوادگان مجتهدان اواخر قرن نوزدهم ویا اوایل قرن بیستم هستند. شاید عموم طلبه ها و ملاهای متعارف در آن زمان -مثل اکثریت مردم آن روزگار- در فقروفاقه می زیستند اما زندگی بیشتر مجتهدان از همان زمان ها هم لاکچری بوده. خیلی هاشون جزو طبقه مالکان و اعیانان بودند. اتفاقا برخی از کسانی که تندترین آن عبارات سخیف را به کار برده اند و نظر جراید غربی را به صورت منفی جلب کرده اند از همین خاندان ها بوده اند و از کودکی در ناز و نعمت بزرگ شده اند.
به کار بردن این عبارات توسط دولتمردان ایرانی ریشه در فقر کودکی آنها ندارد بلکه به خاطر آن هست که می بینند به خاطر به کار بردن این عبارات از امتیازات بیشتری برخوردار می شوند و عیب هایشان نادیده گرفته می شود. چون سیستم حاکمیت این ادبیات را تشویق می کنند آنها هم به کار می برند تا بیشتر از«سفره انقلاب» سهم بردارند و کمتر به دلیل زمین خواری و نظایر آن تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.
من این عمر ۴۹ ساله را کرده ام و هیچ گونه ربطی بین میزان فقر یا ثروت با میزان ادب افراد ندیده ام. درصد افراد مودب (یا بی ادب) در بین فقرا را همان قدر دیده ام که بین اغنیا. درصد افراد چشم و دل سیر را بین فقرا همان قدر یافته ام که بین اغنیا. درصد افراد با استعداد در زمینه های مختلف را در بین فقرا همان قدر دیده ام که بین اغنیا. اگر تفاوت قابل ملاحظه ای بود متوجه می شدم اما تفاوت یا نیست یا اگر هم باشد اون قدر کم هست که محسوس نیست.
قبلا پیش داوری داشتم که پولدار ها باید علی الاصول خوش-استیل تر و خوش سلیقه تر باشند.( خوش-استیل بودن برای یک دیپلمات مهم هست.) اما کم کم مشاهداتم به من نشان داد که حتی در این زمینه هم تفاوت آن قدر زیاد نیست. یکبار در یکی از این فیلم های فقر-نگاری به نظرم می آمد خانمی که نقش مادر خانواده فرودست را بازی کرده زیادی خوش استیل هست و مثل ملکه ها می ماند! به نظرم این نکته ایراد فیلم آمد! جست و جو کردم ببینم که هنرپیشه آن کیست که این طور مثل ملکه ها می ایستد و به نظر منِ ناآگاه، به مادر خانواده فقر زده نمی آید! با کمال ناباوری فهمیدم اون خانم هنرپیشه حرفه ای نبوده و در واقعیت از زنی که نقشش را بازی می کرد بسی فقیر تر و بینواتر بوده و مدت ها کارتون خوابی کرده!
در دهه شصت و هفتاد و در اوج چپزدگی هر که را پولدار بود می کوبیدند. حالا هم از اون ور بام می خواهند بیافتند. با این جور تقسیم بندی های الکی خودمان را از استعدادهای گوناگون کشور محروم نکنیم. درود بر آن کارگردان که در آن خانم کارتون خواب پتانسیل هنرپیشگی دید! از او یاد بگیریم.
سیستم آموزشی و تربیتی کشور باید چنان باشد که استعداد های گوناگون از اقشار و طبقات مختلف کشور را شکوفا کند. سیستم سیاسی هم باید طوری باشد که اجازه ورود نیروهای جوان مستعد از همه طیف ها و طبقات را به بدنه سیاسی کشور فراهم آورد. آن چه که گفتم ایده آلیستی که باید برای به دست آوردن آن بکوشیم نه آن که توجیه های مزخرف برای زیر سئوال آن بتراشیم.
سریع القلم برای توجیه نظر باطل خود (باطل به جهت این که می توان مثال نقض آورد و ابطال نمود!) به خاطره ورودش به دانشگاهی در آمریکا اشاره می کند. در هنگام ورود از او پرسش کرده بودند که آیا در کودکی اتاقی از آن خود داشته؟ گویا آنان را که اتاق نداشته اند رد می کردند. سریع القلم چنان می گوید که ببینید چه قدر کار درستی می کردند و ما باید از آنها بیاموزیم!. البته خودش هم می گوید که استادش گفته به دلیل شکایات سیاهپوستان -پس از دوسه سال- آن سئوال و آن معیار را برداشته اند. اگر در این داستان چیزی برای تحسین و آموختن باشد دقیقا همان سیستم هست که اجازه می دهد که گروه های مختلف شکایت خود را ابراز کنند و سیستم خطای خود را رفع می کند و بر سرنگاه داشتن یک سیاست معیوب لجبازی نمی کند. این جنبه از آن سیستم را باید بیاموزیم نه اشتباهشان را که خودشان متوجه شدند و رفع کردند.
اشتراک و ارسال مطلب به: