پوستر

+0 به یه ن

وقتی در اسلك برروی پایان نامه ام كار می كردم مایكل پسكین-نویسنده كتاب معروف نظریه میدان و همچنین رئیس بخش تئوری اسلك- استاد راهنمایم بود. یك بار می خواستم برای شركت در یك همایش به فرمی لب بروم و در آنجا پوستری ارائه دهم. قبل از تهیه پوستر مایكل نطق مفصلی در اهمیت پوستر و خصوصیات یك پوستر خوب برایم كرد. بعد از این كه من طرح اولیه پوستر را ریختم آن را به دقت مطالعه كرد و سفارش های مفیدی را برای بهتر شدن نحوه ارائه پوستربه من گوشزد كرد. بعد هم مرا با خود به بخش گرافیك اسلك برد و كلی سفارشم را كرد.
با وجود چنین پارتی كلفتی تكنیسین های آنجا برای تهیه پوسترم سنگ تمام گذاشتند.



مدت ها بود كه پوستر ارائه نكرده بودم تا این كه چند هفته پیش برای شركت در سمپوزیم
LP07
به كره رفتم.در این همایش حدودا 80 نفر پوستر ارائه كردند كه یكی از آنها من بودم.

دو جلسه دو ساعتی به پوستر ها اختصاص داده شده بود. ما در كنار پوستر هایمان ایستادیم و برای هر كدام از علاقمندان یك سمینار اختصاصی دادیم و به سئوال هایشان پاسخ گفتیم. پس از جلسه به شدت خسته شده بودیم امابه زحمتش می ارزید كلی بحث مفید در گرفت. ارائه پوستر اگر به نحو صحیح باشد از ارائه سمینار هم مفید ترواقع می شود.

سه‌شنبه ۴ سپتامبر ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

شعبه ی دانشگاه آزاد در قطب جنوب

+0 به یه ن

قطب جنوب شاید تنها سرزمینی باشد كه تمام ساكنین آن به نوعی با پژوهش سروكار دارند. علاوه بر آنان كه بر روی پنگوئن ها و آب و هوای قطبی تحقیق می كنند عده ای فیزیك پیشه نیز  در این سرزمین زندگی می كنند كه عموما وابسته به پروژه آیس كیوب می باشند. آیس كیوب عبارت است از چندین رشته آشكارساز كه در عمق چند كیلومتری یخ ها جا سازی شده است. یخ ها نقش ملائی را بازی می كنند كه از آن تابش چرنكوف ساطع می شود.


سرمایه گذاران در این پروژه دانشگاه های اروپایی آمریكایی و ژاپنی هستند. شایعه سرما یه گذاری دانشگاه آزاد در آن گوشه از دنیا كذب است اما ای كاش واقعی می بود! ای كاش دانشگاه های غیر دولتی ما آنقدر پولدار بودند و در عین حال شوراهای تصمیم گیری آنها آن قدر وسعت دید داشتند كه در این گونه پروژه ها سرمایه گذاری می كردند!


فرض كنید این خیال به واقعیت بپیوندد و واقعا دانشگاه آزاددر چنین جایی چنین سرمایه گذاری ای بكند. گمان می كنم مردم كوچه -بازار عموما به این پروژه مباهات خواهند كرد. اما فكر می كنید عكس العمل دانشگاهیان ما چه خواهد بود؟

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سلسله مراتب

+0 به یه ن

سلسله مراتب

تاهمین اواخر دو جریان فكری رقیب برای اداره مراكز
علمی و دانشگاهی در ایران رواج داشت. اولی كه ریشه های عمیق
در تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم دارد همان تئوری دیكتاتوری محض است. رئیس دانشكده ویا پژوهشكده همه چیز را تحت كنترل خود می خواهد. از این كه چه مبلی را در كدام اتاق قرار دهند ویا این كه برای تولد منشی آیا همكاران می توانند دسته جمعی هدیه ای تهیه كنند تا تصمیم گیری های كلان برای گسترش موسسه و...

طبیعی است كه چنین سیستمی در موسسه ای كه همه اعضای آن دكتری دارند سالی چند بار به خارج می روند صاحب اندیشه هستندو مهمتر از همه این كه اگر اراده كنند در خارج از مملكت می توانند كار دایم داشته باشند كار نمی كند. نه رئیس می تواند به همه این مسایل به نحو احسن برسد و نه مرئوسانی كه خودرا صاحب اندیشه و نظر میدانند زیر بار می روند.هرچه این رئیس جوان تر باشد تنش هم بیشتر خواهد بود.

روش دوم بر مساوات كامل استوار است. ریشه این جریان فكری را در قرائتی سطحی از برخی ایدئولوژی هایی كه در دهه پنجاه و شصت هجری
در بین دانشگاهیان رواج داشت
می توان یا فت. علی رغم ظاهر شیك این طرز فكر در عمل این روش ناموفق تر از روش اول بوده. در روش اول اگر رئیس استاد مرئوس بوده باشد دانشجوی سابق معمولابه احترام استاد قدیم در برخی موارد كوتاه می آید. اما در روش دوم از همان ابتدا ناسازگاری ها رو می نمایند


واقعیت این است كه در جمع های آكادمیك افراد برابر نیستند. آن كه بیست سال در موضوع خاصی كار كرده با آن كه تازه وارد كار شده برابر نیست. همین طور آن كه برای گرفتن بودجه وقت صرف می كند با همكار دیگر كه تمام وقت خود را صرف تحقیق می كند به یك اندازه در تصمیم گیری صرف بودجه نمی توانند حق رای داشته باشند. اگر به هر دو به یك اندازه حق رای دهیم دیگر كسی این گونه وظایف و مسئولیت ها را تقبل نخواهد كرد.

خوشبختانه جامعه دانشگاهی ایران كم كم به این نتیجه می رسد كه باید هر دوی این روش ها را به كناری بگذارد
.
باید به روشی فكر كرد تا تقسیم وظایف و اختیارات به نحو معقولی انجام شده باشد. در تصمیم گیری ها نظر محققین منعكس شود اما در عین حال قدر و منزلت آن كسی كه با تلاش وی موسسه پا می گیرد ویا دوام می یابد در عمل شنا خته شود.

چنین روشی را مطمئمنا نمی توان از خارج وارد كرد. هر یك از دانشكاه های بنام دنیابه روش متفاوتی دست یافته اند كه ریشه در فرهنگ محلی آن ها دارد.

اگر عمری باشد در مورد نحوه اداره موسسات دیرپای اروپایی و آمریكایی به حد معلومات خودم خواهم نوشت. شما هم لطفا معلومات و نظرات خود را منعكس كنید
 
شنبه ۱۹ مهٔ ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بو فالو های آزمایشگاه فیزیك ذرات

+0 به یه ن

بیشتر فیزیكدانان جزو طرفداران پروپا قرص حفاظت از محیط زیست هستند. در شتابگر خطی استنفورد
خیلی از استادان من عضو تشكل های حفاظت از محیط زیست بودند. در محوطه این آزمایشگاه فیزیك انواع و اقسام حیوانات آزادانه زندگی می كنند.

برای مراعات حال این حیوانات
هم به طور مداوم توصیه ها و رهنمود هایی به كارمندان و محققان فرستاده می شوند كه خیلی جدی مورد توجه قرار می گیرند.

در آزمایشگاه های دیگر فیزیك ذرات هم وضع به همین منوال است. به طور مثال بوفالو های آزمایشگاه فرمی (آزمایشگاه عظیمی درنزدیكی شیكاگو)شهرت جهانی پیدا كرده اند.

پنجشنبه ۱۰ مهٔ ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آیا من حتما باید درمورد كتاب "خواندن لولیتا در تهران" صاحبنظر باشم؟

+0 به یه ن

در سالهای اخیر كتابخانه های غرب پرند از كتاب های جورواجور درباره ایران. همینطور بازار بحث های آزاد درباره ایران هم بین ایرانیان اهل مطالعه وهم بین خود غربی ها داغ داغ است. من هر وقت به كشورهای غربی می روم سعی می كنم از این گونه كتابها و بحث ها دوری كنم. چون باور دارم اگر خود را درگیر كنم فرصتی برای وسیع تر كردن افق های دیدم درباره جامعه
فیزیك نخواهد ماند. بیشتر علاقه دارم درباره تاریخ پیشرفت فیزیك در سی چهل سال اخیر بخوانم. ترجیح می دهم از سازوكار اداره موسسات و دانشگاه های باسابقه چون استنفورد هاروارد و غیره بدانم. برایم خیلی جا لب است بفهمم چه مكانیسمی باعث شده این موسسات علی رغم قدمت پویا بمانند و فسیل نشوند. می خواهم بفهمم چه آزمایش هایی آینده فیزیك در رشته های مورد علاقه من را رقم خواهند زد و چیز هایی از این دست. این گونه اطلاعات وقتی در ایران هستم به دردم می خورند تا آنچه كه می خواهم بسازم. به نظر من آن نوع دیگر بحث ها ازفرنگ برگشته ها تنها ماشین غرزنی
می سازد.
نظر شما چیست؟  

سه‌شنبه ۱۷ آوریل ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

1648195

+0 به یه ن

عدد بالا چه چیزی در ذهن شما تداعی میكند؟ بله درست است! مساحت ایران بر حسب كیلومتر مربع این اندازه است. در مدرسه بار ها و بار ها معلمین مجبورمان كرده اند كه این عدد را به خاطر بسپاریم. تاكید هم می كردند كه اگر رقم آخر را به جای پنج شش بنویسیم همه نمره را از دست خواهیم داد. من هم بحث می كردم كه با توجه به عدم دقت در مرز ها خصوصا مرز های آبی آن دو سه رقم آخر بی معنی است. بالاخره هم نفهمیدم این عدد از كجا آمده. این عدد حتی بر حسب مایل مربع هم عدد روندی نیست كه بخواهیم از آن نتیجه دایی جان ناپلئونی بگیریم.
حالا چی شد كه من به یاد این عدد افتادم؟! آخر سال پیش مدتی در ایتالیا بودم و سر میز شام همكاران اروپایی چند بار از من درباره مسا حت ایران سئوال كردند. این گونه بحث ها برای كار آدم خیلی مفیدند چون فرصتی پیش می آید تا افراد جوان وتازه كاری مثل من خود و ایده های خود را به افراد مجرب تر و متنفذ تر بشناسانند. حتی صحبت های غیر علمی از نوعی كه گفتم در شكل گیری تصویر آدم در ذهن همكاران جا افتاده تر نقش دارند. بی نهایت مهم است كه شخص بتواند خود را با معلومات گسترده و در عین حال به دور از تعصبات نشان دهد. در دل از معلمان مدرسه مان تشكر كردم. من در مجموع به آموزشی كه در مدرسه دیده ام افتخار می كنم. خیلی ها هستند كه از آموزش تاریخ در مدارس انتقا د می كنند. به نظر آنها این نوع آموزش بچه ها را سردر گم ویا حتی ریاكار می سازد چرا كه چیزی را كه بچه ها در مدرسه و خانه در مورد تاریخسازان این مرزوبوم می شنوند اغلب در تضاد هستند. به نظر من این نقطه قوت است چرا كه باعث شده ما از همان ابتدا دید تحلیلی درباره تاریخ پیدا كنیم و حقیقت را به سادگی آنچه كه در كتا ب ها نوشته اند ندانیم. این چیزی است كه در این دهكده مدرن جهانی به خصوص برای یك پژوهشگر بی اندازه لازم است. نسل قبل از ما چنین شانسی را نداشته اند. به یاد دارم وقتی در استنفورد بودم یك آقای میانسال فیزیكدان ایرانی كه اتفاقا گرایش ملی گرایانه نیز داشت سخنرانی درباره علوم مدرن در ایران ارائه داد. سخنرانی در مجموع جالب بود اما یكی از اسلاید های این آقا باعث سوء برداشت وحشتناكی در ذهن آمریكا یی ها شد.این اسلاید سوء برداشت افكن چیزی نبود جز نقشه قلمرو امپراطوری هخامنشی!

البته نشان دادن این اسلاید در جمع ایرانیان مشكلی ایجاد نمی كند اما در آن جمع معنای دیگری می داد كه مطمئنا مد نظر این آقای میانسال محترم نبود.

شنبه ۷ آوریل ۲۰۰۷

 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

ما ایرانی ها و ابرنواخترها

+0 به یه ن

از هر منظر كه بنگریم ابر نواختر ها-یا همان سو پر نوا ها- پدیده های خارق العاده ای هستند. در عرض حدود چند هفته ابر نو اختر به اندازه 10 میلیارد سال خورشید انرژی به صورت نور ساطع می كند. این در حالی است كه انرژیی كه به صورت نوترینو آن هم در ظرف تنها 10 ثانیه ساطع می شود 100برابر این مقدار است! نور ساطع شده از ابرنواخترها از دیرباز توجه ستاره شناسان را جلب كرده اما تا كنون نوترینوی ساطع شده از فقط یك ابرنواختر مشاهده شده است. این ابر نواختر كه اس-ان-1987نام گرفته بیست سال پیش مشاهده شده است. امسال در گوشه و كنار دنیا مراسم بیست سالگی این مشاهده را به جا آوردند. چند ابرنواختر از نظر تاریخ اختر فیزیك اهمیت ویژه دارد:الف- اولین ابرنواختری كه در دوره هخامنشیان توسط ستاره شناسان چینی ثبت شد. ب)ابرنواختری كه هزار سال پیش (یعنی در همان بروبروی تمدن اسلامی-ایرانی) توسط غیر ایرانی ها به ثبت رسید. ج)ودیگری همین اس-ان-1987 كه در بحبوحه بمباران شهر های ایران اتفاق افتاد. ایرانیها در مطالعه هیچكدام از اینها نقشی نداشتند! توجه داشته باشید كه دو تای اینها دقیقا در دوره هایی اتفاق افتاده اند كه  دوران شكوفایی تمدن این حوزه ی فرهنگی بود. ببینیم در مطالعه ابرنواختر بعدی ما چه نقشی خواهیم داشت.

چهارشنبه ۲۸ مارس ۲۰۰۷

 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

رویش لاله بر بام تون انبار

+0 به یه ن

یكی از پیشرفته ترین تلسكوپ های جهان به نام هس
در كشور نامیبیا واقع است. نامیبیا واقع در شمال غربی آفریقای جنوبی یكی از "پسرفته ترین" كشورهای دنیاست كه با مشكلات فراوانی دست در گریبان است.

در ایران بیشتر مردم به این گونه اطلاعات توجهی ندارند. اما درصد قابل توجهی از مردم
از این گونه اخبار به شدت متاثر می شوند و شروع می كنند به تاسف خوردن و مرثیه ای برای تمدن دو هزار و پانصد ساله سر دادن و غیره. كمتر كسی سعی دارد مطالعه عمیقی درباره این گونه پدیده ها دا شته باشد. خوب هر فیزیكدان علاقه مندی لیست موسسات سهیم در این پروژه رادر سایت رسمی آن می بیند و ملاحظه می كند كه بیشتر آن ها اروپایی هستند. اما خوب این اطلاع هم كافی نیست! بیایید در این باره بیشتر بخوانیم و بحث كنیم. تاثیر این پروژه بر دانشگاه های محلی چیست؟ چرا این نقطه از جهان را بر گزیده اند و غیره.

توضیح: عنوان این نوشته بر گردانی است از یك ضرب المثل تركی. تون انبار هم محل سوخت حمام های قدیمی بوده كه ظاهرا چندان جای دلپذیری هم محسوب نمی شده

دوشنبه ۷ مهٔ ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

هنوز هم طبیعت چند گام جلوتر از پیشرفته ترین ساخته بشر است

+0 به یه ن

پیشرفت فیزیك ذرات بنیادی در نیمه اول قرن بیستم مدیون ذرات پر انرژی پرتو كیهانی بود.ذرات زیادی در این دوره توسط آشكارسازهایی كه در بالونهایی كه بر فراز زمین پرواز می كردندو پرتوهای كیهانی را مطالعه می نمودند كشف شدند.
ازآن جمله می توان به ذرات بنیادی میون و پوزیترون اشاره كرد.
ازنیمه دوم قرن بیستم شتابگر های ساخت دست بشر نقش اصلی را در كشف ذرات عهده دار شدند. چند سال پیش یك شتابگر بسیار پیشرفته  به نام ال-اچ-سی در سویس راه اندازی شد.بیراه نخواهد بود اگر آن رانقطه اوج فن آوری در عصر حاضر به حساب آوریم. كشورهای زیادی در این پروژه عظیم سهیم هستند. ایران یكی از این كشورهاست.

با این حال درست نیست كه بگوییم كه دوره آزمایش های داخل بالون به سر آمده. آزمایش های بالون متعددی بر فراز قطب جنوب انجام می گیرند كه از جمله پیش رفته ترین
آن ها پروژه
آنیتا است

بد نیست بدانیم برخی ذرات پرتوكیهانی (در دستگاه سكون زمین) بیش از ده به توان 20 الكترون-ولت انرژی دارند.انرژی دردستگاه مركز جرم چنین ذره ای با پروتون های واقع در زمین صد برابر بیشتر از انرژی مركز جرم ال-اچ-سی است. شاید بپرسید با وجود این ذرات خدادادی چرا به سراغ پروژه جند میلیارد دلاری ال-اچ-سی رفته ایم. خوب تعداد چنین ذراتی كم است. اما بامطالعه همین تعداد كم هم می توان اطلاعات ارزشمندی در باره فیزیك انرژی های بالا به دست آورد. اگر فرصتی باشد به تدریج درباره آن خواهم نوشت.

نسخه ی به روز شده ی متن نوشته شده در

دوشنبه ۳۰ آوریل ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بهرام گور

+0 به یه ن

سال پیش مركز یك مهمان آمریكایی داشت.او با تحسین می گفت كه در ایران استقبال مردم در استفاده از لامپ كم مصرف چشمگیر است. می گفت متاسفانه در آمریكا مردم به استفاده از لامپ های پر مصرف گرایش بیشتری دارند چون قیمت این لامپ ها كمتر است. اظهار تاسف می كرد از این كه هموطنانش فقط سود كوتاه مدت را در خرید هایشان ملاك قرار می دهند. با خود گفتم چه عجب! در یك مورد هم ما پیشرفته تر باشعورتر و آینده نگر تر عمل كرده ایم.


حفاظت از محیط زیست جزو علایق و دغدغه های شخصی من است. اما غرضم از نوشتن این مطالب در هموردا چیز دیگری است. معمولا ما نمی دانیم سر صحبت رابا فیزیكدانان غربی چكونه باز كنیم. از كدام در وارد شویم تا صحبت رابه بحث مورد علاقه مان در مورد فیزیك بكشانیم و از معلوماتشان استفاده كنیم. مسایل مربوط به محیط زیست (برعكس بحث در موارد سیاسی مذهبی و فرهنگی) از جمله مواردی است كه
منجر به سوء تفاهم و تنش نمی شود. امابا این حال بحث در باره آن برای همكاران خارجی جذاب است.

متاسفانه معلومات ما درباره محیط زیست كشور خودمان كم است.
گمان نمی كنم در صد قابل توجهی از همكاران ما بدانند
آن گوری كه بهرام می گرفت چه نوع جانوری بود.

سه‌شنبه ۱۵ مهٔ ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

احوالات گویی مادربزرگم

+0 به یه ن

مادربزرگم وسایر خانمهای فامیل پس از هر عروسی جلسه ای ترتیب می دهند تحت عنوان جلسه "بازگویی احوالات". در این جلسه با لذت و آب و تاب زیاد لباس عروس، چیدمان سفره عقد وسایر جزئیات را برای هم تشریح می كنند. به مرور زبان تكنیكی شان بسیار پیشرفت كرده به گونه ای كه با مینیمم جملات می توانند تمام تزئینات را باز آفرینی كنند و الگوی لباس عروس راهم در آورند. در نحوه پخت و چیدن تك تك آن بیست جور شیرینی سنتی خانگی ده ها نكته می یابند و در این كه كدام دختر خانم باقلوا را جلوی مهمان ها گرفته چندین پیام(بازرگانی)! از نسبت مساحت جانبی به حجم شیرینی های گردویی سفید حدس می زنند كه آیا این شیرینی پیشكش خانواده داماد بوده یا عروس و غیره. این قسمتی از فرهنگ زنانه ما تبریزی ها است. من هم در آستانه دهه سوم زندگانی از شنیدن این احوالات لذت می برم. فكرش را كه می كنم خیلی از كارهای خودم ریشه در همین فرهنگ دارد. مثلا هر گاه از یك همایش بین المللی بر می گردم تا چند هفته در سمینارهای هفتگی آنچه را كه شنیده ام باز گو می كنم. اگر از سمیناری خوشم بیاید از با گرفتن اجازه از سخنران و البته با ذكر نام وی و دادن
credit
به او اسلاید هایش را دان-لود می كنم و به قول خارجی ها ریسایكلشان می كنم
.

توضیح: شیرینی گردویی سفید از سفیده تخم مرغ تهیه می شود. اگر به اندازه كافی سفیده زده شود شیرینی گرد تر می بندد.


سوال خطاب به همكاران پژوهشگر در زمینه ماده ی نرم: نمی خواهی مدل تپه های شنی ات را به شیرینی گردویی تعمیم دهی؟ شاید به این تر تیب فرهنگ ما هم جهانی شد.

پی نوشت: این نوشته را 6 سال قبل نوشته بودم الان 36 سالمه

شنبه ۱۶ ژوئن ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مطالعه دی-ان-ای با استفاده از آزمایشگاه های فیزیك ذرات بنیادی

+0 به یه ن

قبلا هم در این وب-نوشت اشاره كرده بودم كه اشعه ایكس ساطع شده از شتابگر
هایی كه به منظور مطالعات ذرات بنیادی ساخته شده اند در تحقیقات كاربردی مورد استفاده قرار می گیرند. این در حالی است كه این اشعه برای شتابگر در واقع نوعی انرژی هدر رفته محسوب می شود. جالب است بدانیم كه نوبل شیمی امسال به شخصی كه با استفاده با این تابش به مطالعه دی-ان-ای می پرداخت اختصاص یافت. برای اطلاعات بیشتر مراجعه كنید به این وبگاه

یكشنبه ۲۵ مارس ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بتاترون یا بواترون

+0 به یه ن

بتاترون یك اسم عام است وبه نوعی از شتابگر اطلاق می شود كه الكترون ها را تا انرژی چند صد مگاالكترون ولت شتاب می دهد.در حالی كه بواترون نام یك شتابگر خاص است. در زیر سرگذشت مختصری درباره بواترون آمده است.

 

سه‌شنبه ۶ فوریهٔ ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

شیر پیر

+0 به یه ن

بواترون نام شتابگری قدیمی در بركلی است كه در دهه پنجاه میلادی شروع به كار كرد. این شتابگر كه به منظور مطالعه ذرات بنیادی ساخته شده بود اولین پادپروتون های ساخت بشر را تولید كرد. پس از چند دهه هنگامی كه این شتابگر برای آزمایش های فیزیك ذرات قدیمی شد،آن را تغییر كاربری دادند واز آن در تحقیقات كاربردی استفاده كردند. اما اكنون مدتی است این آزمایشگاه عظیم متروكه شده. عده ای می خواهند آن را تخریب كنند و آزمایشگاهی دیگر درمحل آن بسازند.قیمت زمین در بركلی از شمال تهران هم بالا تر است درنتیجه نمی خواهند زمین بلا استفاده بماند. از طرفی طرفداران محیط زیست با این تخریب به شدت مخالفت می كنند چون نگرانند این تخریب باعث رها سازی فلزات سنگین در محیط شودو پیشنهاد می كنند كه از بواترون به عنوان جاذبه گردشگری استفاده شود.

 

دوشنبه ۵ فوریهٔ ۲۰۰۷

پی نوشت: این نوشته حدود شش سال پیش نگاشته شده. الان آن آزمایشگاه تخریب شده. ذهنیت سرمایه داری بر ذهنیت دوستداران محیط زیست و دوستداران تاریخ علم غلبه یافت. جز این می شد جای تعجب داشت!

 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

همه كاره ی هیچ كاره

+0 به یه ن

در جامعه علمی ایران افراد زیادی را می بینیم كه به تمام معنی همه كاره هیچ كاره هستند. وقتی در كار تخصصی خود كم می آورند می گویند، ما در اصل سیاستمداریم، كار علمی را فقط به طور تفننی دنبال می كنیم. وقتی در سیاست "سوتی" می دهند، در جمع های غیر دانشگاهی معركه می گیرن كه ای فغان این عوام الناس نوابغی چون ما را بازی نمی دهند. در جمع های دانشگاهی هم كه دیگر این بازی ها را نمی توانند در بیاورند، ژست می گیرند كه ما كه مثل شما تك بعدی نیستیم! ما دانشمند، خبر نگار، سیاست مدار، ادیب و ...هستیم چند تا اشتباه هم كه اینجا وآنجااز ما سر می زند وشما عواقبش را می كشید فدای سرمان. شما آدم های تك بعدی كه كار مهمی نمی كنید ، چشمتان كور حداقل جور كش خطا های ما باشید. وبه عنوان حسن ختام هم اضافه می كنند كه در خارج هم افراد" كاردرست"، "چند بعدی" هستند. بعد هم برای این كه معلومات خود را به رخ بكشند نام چند دانشمند معروف را كه در رشته هایی غیر از تخصصشان نیز صاحب نظر بوده اند می برند.منظورم گله یا افشا گری نیست بلكه می خواهم تاكیدكنم دوران این گونه افراد به سر آمده! در زمان آنها به علت قحط الرجال هر كسی بانیمچه مدركی می توانست كار دایم منا سب پیدا كند. اكنون افراد تحصیلكرده بسیار بیشتر ند و رقابت برای كار پیدا كردن سخت تر شده. با همه فن حریف بازی نمی توان راه به جایی برد باید تمركز بیشتری روی كار علمی خود داشت تا در این فضای رقابتی به جایی رسید.اما در مورد آن دانشمند ان خارجی "چند بعدی". من خوشبختانه این شانس را داشته ام كه این گونه افراد را از نزدیك بشناسم. شباهتی به همه كاره های وطنی ندارند. كاملا بر عكس، ابتدا در كار تخصصی خوذ متمركز می شوند تا در آن به جایی برسند. پس از چند سال در كار دیگری به طور تخصصی و با تمركز بالا وارد عمل می شوند. مثلا گلمان،برنده جایزه نوبل فیزیك، كه روزگاری تمام وقت كاری خود را صرف مطالعه ذرات بنیادی می كرد اكنون با همان جدیت زبانشناس شده. همینطورند فیزیكدانانی كه پس از مدتی واردكار سیاست می شوند. طبیعی است كه تجارب قبلی آنها را در كار جدید یاری می دهد. معمولا فیزیكدانانی كه وارد سیاست می شوند نقش مشاور علمی را ایفا می كنند به جای آنكه راجع به اقتصاد یا ترافیك شهری نظر دهند مگر این كه در این موضوعات نیز چندین سال كار جدی كرده باشند.

شنبه ۳ فوریهٔ ۲۰۰۷

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل