بحثی در مورد هدررفت آب در حوضه دریاچه اورمیه

+0 به یه ن

آقای مهندس قولنجی از اورمیه:

خانم دکتر ضمن احترام به نقطه نظرات ارزنده جنابعالی

باید بپذیریم که انتقال حوضه به حوضه آب بر گرفتاریهای زیست محیطی دامن زده و مناطق وسیعی از جغرافیای کشور را از نظر اکوسیستمی نا پایدار کرده است شاید قریب به ۴میلیارد مترمکعب طی سی سال گذشته تحت عنوان تامین آب شرب کلان شهر تبریز و شهرهای اقماری در مسیر خط انتقال آن از جغاتا چای معروف به اسم امروزی زرینه رود از حوضه دریاچه ارومیه خارج شده و تاثیرات غیر مستقیمی نیز از بابت غلظت دریاچه و کاهش میزان رطوبت هوا و میزان بارش و کلا تغییر در کلیماتولوژی آذربایجانات غربی و شرقی داشته است اما توسعه پایدار می گوید اگر طرحی داری تحت عنوان آبرسانی

تصفیه خانه فاضلاب و خط انتقال مدرن داشته باش و حدود 80درصد آب مصرفی را که تبدیل به فاضلاب میشود در صنایع بعنوان باز تخصیص و جایگزین سایر تخصیص‌های آب صنایع آب بر کن و در نهایت پساب منطبق بر استاندارد محیط های پذیرنده را روانه دریاچه کن

حال یک قطره از آب خارج شده حوضه دریاچه به دریاچه برگشت نخورده. چرا تصفیه خانه تبریز از نظر کمی و کیفی مشکل دارد و ذاتا خط انتقال هدایت به دریاچه یا رودخانه پذیرنده تکمیل نشده

تازه می شد با اجرای طرح آبرسانی از حق آبه ایران از آراز چایی و خدا آفرین بخش دیگری از آب شرب تبریز را از حوضه دیگر تامین اما پساب تولیدی را به حوضه دریاچه ارومیه هدایت کرد بدیعی است فاکتورهای دیگر هم مزید بر علت بود در خشکاندن نه خشکیدن. دریاچه ارومیه. اما آبرسانی تبریز موثر تر بوده بنظرم

در هر حال سو‌مدیریت یا برخی مسایل سیاسی و منطقه ای که منجر به عدم تخصیص اعتبارات مکفی میشود محرز است .

مینجیق:

در مورد تصفیه خانه تبریز موافقم. علاوه بر آن همواره من و سایر دوستداران محیط زیست تبریز گفته ایم و از مسئولان آب شهری تبریز مطالبه کرده ایم که ۱) قنات های تبریز را سر وسامان دهند تا بخشی از آب تبریز از همانجا تامین شود و نیاز کمتری به انتقال آب از حوضه دیگر باشد. در حال حاضر حتی نقشه قنات های تبریز وجود ندارد. آب قنات ها که علی الاصول نعمت و برکت هست به خاطر فشل بودن عملکرد شهرداری تبریز شده بلای جان ساخت و ساز . چون نقشه قنات های تبریز نیست پی سازه را گاه در محل قنات می گذارند بعد مجبور می شوند کلی از آب قنات را به هدر دهند تا سازه ساخته شود. ما چند سال پیش حسابی به این کار اعتراض کردیم اما اعتراضمان به جایی نرسید. البته مشکلاتی مشابه در خیلی از شهرهای دیگر ایران مثل کرج هم وجود دارد. ما فرافکنی نکردیم. مطالبه کردیم اما زورمان نرسید. ۲) فعالان محیط زیست تبریز مدت هاست از مسئولان می خواهند که لوله کشی داخلی شهر را ترمیم کند تا آب شرب کمتر هدر رود. دست کم فعالان محیط زیست تبریز را با گفتن این که در اورمیه آب هدر می رود نمی توان مجاب به سکوت کرد. درسته زورشان به مسئولان نمی رسدولی دست کم با پیش کشیدن حرف استان مجاور ساکت نمی شوند و خود توجیه گر عملکرد ضعیف مسئولان شهری نمی شوند که مبادا جلوی اورمیه یا هر شهر دیگر (حتی اصفهان که با آن به شدت چشم-همچشمی دارند) کم بیاورند.

در تبریز یک کاری هم کردیم که من هم در ان نقشی داشتم. یک بار حساب و کتاب کردم دیدم مقدار زیادی اب بارندگی (اگر درست یادم باشد یک دهم آن چه که از زرینه رود یا جغاتای منتقل می شود) هر ساله در اطراف همین قوری چای به خاطر زهکشی نامناسب خیابان ها به هدر می رود. یعنی به جای این که به سمت قوری چای برود و سپس به آجی چای بپیوندد و به سمت دریاچه سرازیر شود در معابر باعث دردسر شهروندان می شود. همان زمان یک عده خانم خانه دار تبریزی بودند که به طور داوطلبانه به تمیز کردن جوب ها و نهرها می پرداختند. به اونها پیشنهاد کردم عکس و آدرس جوب های بسته منطقه «چای قیراقی» را تهیه کنند و به شهرداری منطقه دهند. این کار را انجام دادند و آن سال به وضعیت جوب های ان منطقه رسیدگی شد و آن معضل حل شد. کاری که از دست ما بر بیاید انجام می دهیم. نمی گیم همه اش تقصیر استان مجاور هست.

مهندس قولنجی:

اصلا در شهر اصفهان سیستم plc و ابزار دقیق و کنترل مدیریت مصرف و سیستم هشدار اتوماتیک هشدار نشتی و ....بر روی خطوط انتقال و شیر آلات شبکه توزیع نصب شده ومدولاسیون مدیریت بهینه آبگیری مخازن و میزان دبی عبوری از شیر آلات هر زون یا لوپ بطور اتوماتیک انجام می گیرد پرت و هدر رفت آب بالای ۳۵درصد در شهر های ارومیه و تبریز و البته همه شهرها اسف بار است 

مینجیق:

و اما در مورد میزان آب منتقل شده. گفتید ۴میلیارد متر مکعب در سی سال. فکر کنم آمارتان درست هست. یعنی حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب در سال. آماری هم که من به یاد دارم از همین مرتبه بود. هدررفت آب حوضه دریاچه در سال در بخش کشاورزی حدود یکی دو میلیارد مترمکعب در سال هست. دقت کنید هدررفت را عرض می کنم. کل بخش کشاورزی چند برابر این مقدار آب مصرف می کند. می توان با بهبود الگوی کشاورزی و کم کردن سطح زیر کشت (وبه جایش گسترش صنایع تبدیلی در روستاهای برای جبران کاهش درامد کشاورزی مردم) مصرف آب را بهینه کرد و این هدررفت یکی دو میلیارد مترمکعبی را در سال به زیر ۲۰۰ -۳۰۰ میلیون مترمکعب هدررفت آب در بخش کشاورزی کاهش داد. این خیلی اثرش بیشتر از قطع انتقال آب شرب به آذربایجان شرقی است. بخش عمده هدررفت آب کشاورزی در آذربایجان غربی هست. اما اسم انتقال آب به آذربایجان شرقی را پیش می کشند که سرپوشی بگذارند به هدررفت آب در بخش کشاورزی. ۴ میلیارد مترمکعب در سی سال به آذربایجان شرقی منتقل شده اما همین ۴ میلیارد مترمکعب در ظرف دو سه سال در آذربایجان غربی در بخش کشاورزی به هدر می رود. منتهی مردم آذربایجان غربی چشم بر آن می بندند..

البته که گفتم هدررفت آب شهری در شهرهای استان آذربایجان شرقی هم اصلا قابل توجیه نیست. این که ده برابرش در آذربایجان غربی در بخش کشاورزی هدر می رود اصلا دلیلی نمی شود که مسئولان شهر تبریز در تهیه نقشه قنات های تبریز یا بهینه سازی شبکه آبرسانی تبریز یا اصلاح شبکه تصفیه فاضلاب تبریز اهمال ورزند. این هم که مسئولان کارشان را درست انجام نمی دهند باز توجیه گر آن نیست که شهروندان تبریز یا شهرهای دیگر در خانه و محل کار در مصرف آب دقت نکنند و آب هدر دهند. الان یادم افتاد. یکی دیگر از چیزهایی که ما فرافکنی نکردیم و به شدت به آن پرداختیم ( اما زورمان نرسید) هدررفت آب در بخش فضای سبز شهری توسط باغبان های شهرداری بود. این که در مزارع آذربایجان غربی آب کشاورزی به هدر می رود توجیهی برای تبدیل چمن های کاشته شده توسط شهرداری به دریاچه نمی تواند باشد. 

برای نجات دریاچه اورمیه در آن حوضه باید جلوی همه جور هدررفت آب را گرفت. همین ۵ درصد، ده درصد ها جمع می شوند ومی شوند صد در صد. به بخش کشاورزی هم که می رسیم که بالای ۸۰ درصد هدررفت آب را منجر می شود پیاز کار می گوید من فقط  (به طور مثال)۱۰ درصد مصرف می کنم تقصیر بقیه هست. چغندر کار می گوید من فقط (به طور مثال) ۲۰ در صد مصرف می کنم تقصیر باغ سیب هست. باغدار سیب کار می گوید ........ همین طوری فرافکنی می کنند و تقصیر بقیه می اندازند. همین ده درصد، ۵ درصد را باید دریافت.

مهندس قولنجی:

موافقم. اون اقدامات مکانیزه کردن کشاورزی و تغییر الگوی کشت و ...موثره ولی در اراضی حوضه دریاچه ارومیه قبل از تغییر اقلیم آبیاری کشاورزی فجیع تر از حال حاضر بوده ولی دریاچه درحوالی سال ۷۳فکر کنم بالای سی میلیارد متر مکعب را تجربه کرده بود

یعنی جلوگیری از هدر رفت آب کشاورزی جهت استیبل نمودن و افزایش ضریب اطمینان عالی است هر چند در حال حاضر برای نجات موثر است روشی که اسراییل برای آبادانی تلاویو و حیفا استفاده کرده همان مدیریت آب جلوگیری از هدر رفت و باز چرخانی بوده

باصطلاح انتظار بر این است همه اقدامات بموازات پیش بروند و البته این امر مستلزم سرمایه گذاری و مدیریت صحیح و عملیات اجرایی موثر سریع و بی وقفه می باشد و فعالیتهای فرهنگی و آموزش نیز موثر است

جمع بندی مینجیق:  

حدود ده درصد آبی که در بخش کشاورزی آذربایجان غربی هدر می ره به استان آذربایجان شرقی منتقل

 میشه. هم باید کوشید این آب انتقالی کاهش پیدا کنه (در بالا گفتم راهش چیست) و هم باید کوشید آب در بخش کشاورزی در دو استان (به خصوص استان آذربایجان غربی که بیشتر کشاورزی داره) کمتر هدر بره. اثر این دومی مهمتره.

 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قومیت نماینده

+0 به یه ن

گویا در انتخابات اخیر در برخی شهرهای آذربایجان غربی نمایندگان کرد انتخاب شده اند. قومگرایان ترک هم فریاد واویلا سر داده اند. مگه چه فرقی می کنه نماینده ها ترک باشند یا کرد؟ مهم این بود که برای نجات دریاچه اورمیه کاری موثر می کردند که نمی کنند! چه ترک چه کرد، گلی بر سر دریاچه اورمیه نزدند! این هست که جای واویلا گفتن دارد!


دوره پیش، یکی از اعضای شورای شهر تبریز فارس بود. جای واویلایی هم نبود. مردم او را انتخاب کرده بودند. انتخاب جریان های حفظ محیط زیست او بود. چون به نسبت بقیه عنایت بیشتری به مسایل محیط زیستی داشت.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

تکرار نوشته پارسالم. آسمان هنوز به همان رنگ هست البته خشک شدن دریاچه قربانی سرطانی بیشتری در این مدت گرفته!

+0 به یه ن

فرضا ما بحث گشت ارشاد را کنار گذاشتیم و فقط از نجات دریاچه اورمیه گفتیم. بعدش چه می شه؟
هیچ چی! مسئله در مجلس مطرح می شه. یکی از نمایندگان از اون منطقه در صحن مجلس شعر و متن احساسی در رثای دریاچه اورمیه می خونه. دیگری در دفاع از دریاچه اورمیه در صحن مجلس عربده می کشه و تاکید می کنه غیر از او و البته رای دهندگان فهمیده به او ، هیچ کس به فکر دریاحه اورمیه نیست. آن دیگری ژست فرد فرهیخته می گیرد و با وقار و طمانینه از برنامه های نجات اورمیه که تنها به انگشت حکمت و درایت وی قابل انجام هست می گوید. خلاصه هر کدام با ترفندی خود را در سایه کمپین نجات دریاچه به رخ می کشند.
اگر خیلی خیلی خوش شانس باشیم باز یک بودجه ای برای نجات دریاچه اورمیه تصویب می کنند و در جراید در بوق و کرنا می کنند.بعد از مدتها کش و قوس و چند برابر شدن هزینه ها به علت تورم، با منت یک دهم مبلغ اعلام شده را واریز می کنند. اما در این مورد صحبتی نمی شود. مردم جنوب و غرب ایران خیال می کنند کل اون مبلغ واریز شده و تا سالها گله مند می شوند که پس چرا به شمال غرب رسیدگی می شود اما به مشکلات آن مناطق رسیدگی نمی شود. (کمابیش همان طور که مردم آذربایجان شاکی هستند که چرا به یزد و کرمان و اصفهان می رسند ولی به آذربایجان نمی رسند).
اون یک دهم واریز شده هم حیف و میل می شود و به نجات دریاچه اورمیه منجر نمی شه. مرتب هم به مردم آدرس غلط می دهند تا کسی پی گیر حیف و میل بودجه نباشد.
این راه را قبلا رفته ایم و اینجا رسیده ایم. پس چه کنیم؟ این دفعه به جای این که انرژی خود را صرف آن کنیم بر سر جنبش های دیگر داد بزنیم که دغدغه ما مهمتر هست بذاریم همه این جنبش ها بسته به مومنتوم خود پیش بروند. بین جنبش ها اصطکاک ایجاد نکنیم. ظاهرا هیچ کدام از این جنبش ها به تنهایی اون قدر قدرت ندارند که تحول اساسی ایجاد کنند. مخصوصا با این اصطکاک ها که با جنبش های دیگر پیدا می کنند انرژی خود را از دست می دهند. این بار بذارید که این جنبش ها به موازات هم پیش بروند. جنبش زنان، محیط زیست ، کارگران ، معلمان، زبان مادری و جنبش ضد فساد مالی و جنبش مطالبه معیشتی در کنار هم اون قدر قدرت خواهد داشت که تحول اساسی به وجود آورد. رسیدن به مطالباتی نظیر احیای دریاچه اورمیه تحولات اساسی می طلبد. با این ساختار فاسدو آلوده به ریا و تزویر و بدون نهاد نظارتی و قبول پاسخگویی مسئولان به عنوان یک اصل، پروژه نجات دریاچه اورمیه به جایی نمی رسد. اگر بودجه ای هم برایش تصویب شود باز حیف و میل می شود و از آن آبی به دریاچه نمی رسد.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

این یک ذره آبی که به دریاچه اورمیه ریخته شده آن را احیا نمی کند

+0 به یه ن

از قرار معلوم دارند یک موج تبلیغاتی در مورد حال خوب دریاچه اورمیه راه می اندازند. باور نکنید. بنا به گزارش های خودشان در حال حاضر آب دریاچه ۱.۵ میلیارد مکعب هست. برای احیای دریاچه دست کم ۱۲ میلیارد مترمکعب آب لازم هست. یعنی حدود ده برابر میزان فعلی آب. دیدم یکی با خوشحال عکس ۱۲ دی ۱۴۰۱ و عکس روزهای اخیر دریاچه را کنار هم گذاشته و ابراز شادی کرده که دریاچه دارد احیا می شود. تغییرات فصلی همیشه بوده و هست و نشانی از احیا ندارد. دور از انتظار نیست در اول بهار آب دریاچه بیش از زمستان باشد.
به این آب انتقالی از سد کانی سیب هم زیاد دل نبندید. تنها ۶۵ مترمکعب در ثانیه آب وارد دریاچه می کند. با این آهنگ اگر بخواهد ۱۲ میلیارد مترمکعب آب بیاورد 6 سال زمان نیاز دارد. قطعا در فصول کم آب تابستان دبی آب از این مجرا بسی کمتر خواهد بود.
باید مصرف آب های محلی را مدیریت کرد.نابسامانی های مدیریتی در بخش کشاورزی سالانه میلیاردها مترمکعب آب به هدر می دهد.جلوی آن را باید گرفت. آبی که در مصارف شهری به هدر می رود هم قابل چشم پوشی نیست. البته فشار را نیاورید روی خانم های خانه دار! اصل هدررفت آب شهری در شبکه های فرسوده آبرسانی هست، بعد در بخش صنعت، بعد در بخش خدمات شهرداری و خدمات و دست آخر در مصارف خانگی.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نقشه راه نجات دریاچه اورمیه

+0 به یه ن

1-عاجزانه  التماس و تمنا می کنم راهکار های من-درآوردی برای نجات دریاچه اورمیه ندهید!

هر راهکار من در آوردی ای که خطاب به مردم برای نجات دریاچه اورمیه می دهید یک مدت ملت را مشغول می کنید. به این ترتیب، برای مسئولان زمان می خرید که به جای نجات دریاچه ثروت های ملی را بچاپند.

از این راهکارهایی که با جملاتی نظیر «حالا درسته که حکومت کاری برای نجات دریاچه نمی کنه اما ما مردم باید خودمان آستین بالا بزنیم و....» شروع می شه ندهید.  اختیارات و امکاناتی که در دست مردم هست در حدی نیست که به تنهایی پروژه عظیمی مانند نجات دریاچه اورمیه را به سرانجام برساند.

 چند تا محاسبه سرانگشتی بکنید خودتان خواهید فهمید که چرا این راهکارهای من دراوردی که برای انتقال آب به دریاچه اورمیه توسط مردم بدون کمک نهاد های دولتی می دهید غیرواقعگرایانه هست. برای نجات دریاچه اورمیه حدود ۱۰ میلیارد مترمکعب آب نیاز هست. حجم آب تانکرهای بزرگ که بر تریلی ها سوار می شوند ازمرتبه ۲۰ مترمکعب هست. یعنی از مرتبه ۵۰۰ میلیون از آن تانکرها لازم هست. ۸۰ میلیون ایرانی ای که اغلب هم زیر خط فقر هستند ۵۰۰ میلیون تانکر از کجا بیاورند؟ جاده های ما کشش این همه تردد را دارد؟! احتمال می دهم ریزگرد های ناشی ازاگزوز  ۵۰۰ میلیون تریلی از ریزگردهای ناشی ازخشکیدن دریاچه اورمیه هم بیشتر و خطرناک تر باشند (این باید بررسی کارشناسی شود.)

حداکثر کاری که مردمی که آستین بالا زده اند می توانند انجام دهند (وباید انجام دهند) این هست که سعی کنند  در سطح مزرعه، باغ، خانه و کارخانه و شرکت خود آب را کمتر مصرف کنند. فعالان محیط زیستی هم طرح پایلوت در سطح مزرعه و حداکثر چند دهکده اجرا کنند. اگراین طرح های پایلوت موفقیت آمیز بودند اجرا در سطح چند صدهزار کشتزار تسهیلات دولتی می طلبد. حتی آموزش آن در آن سطح، بسیار بالاتر از امکانات ان-جی-او هاست.

وقتی تشویق میکنید مردم باید خود آستین بالا بزنند نتیجه این خواهد شد. یک عده احساساتی و سانتی مانتال -که چندان هم اهل ضرب و تقسیم  و برآورد عملی بودن طرح ها نیستند یا اگر اهلش باشند بلد نیستند- کلمن های خانه را برخواهند داشت ازجایی پر آب خواهند کرد و به سمت دریاچه اورمیه خواهند شتافت. این وسط چندین نفر هم در تصادف خواهند مرد و خانواده خود- و اگر کمابیش در فضای مجازی مشهور باشند – فضای مجازی را داغدار خواهند ساخت. بعدش هم این افراد به بقیه مردم تشر خواهند زد که ما هرچه می توانستیم کردیم شما چرا نشسته اید و کلمن هایتان پر نمی کنید ببرید در دریاچه بریزید. بین مردم دعوا خواهد شد حال آن که در این وضعیت مردم باید متحدانه از حکمرانی  مطالبه نجات دریاچه اورمیه کنند.


2- برای نجات دریاچه اورمیه  باید حدود ۱۰ میلیارد مترمکعب  آب به آن اضافه شود. سالیانه حدود چند میلیارد مترمکعب بارندگی در حوضه دریاچه صورت می گیرد. بخشی از آن بخار می شود و دوباره به هوا بر می گردد یا در زمین فرو می رود. بخش بزرگی از آن که باقی می ماند به مصارف کشاورزی و صنعتی می رسد. میزان هدررفت در این بخش آن قدر زیاد هست که آب زیادی برای دریاچه باقی نمی ماند و حقابه آن نمی رسد. برای نجات دریاچه اورمیه به مدت ده سال حدود دومیلیارد مکعب آب بیشتر از آن چه که از آب دریاچه در زمین فرو می رود و تبخیر می شود، باید به دریاچه برسد.

۱-برای کمتر شدن تبخیر سطحی از دریاچه باید میانگذر اصلاح شود (با ایجاد چند کالورت که هزینه احداث آن از هزینه ساخت یک زیرگذر شهری کمتر است!).  اگر جریان های درون دریاچه ای   از سر گرفته شوند بخش بزرگی از انرژی خورشیدی صرف انرژی جنبشی این جریانات می شود و تبخیر سطحی کاهش می یابد.

۲- برای کاهش نفوذ آب دریاچه در زمین باید چاه های غیرمجاز اطراف پلمب شوند و بی حساب و کتاب  مجوزحفر چاه آب ندهند. وقتی سطح آب های زیر زمینی پایین می رود آب بیشتری از کف دریاچه به سمت آنها سرازیر می شود. این آب با خود هم نمک می برد و آب چاه ها را شور وغیرقابل استفاده می نماید.

۳- مهمتر از همه آن که حقابه دریاچه از  آب رودخانه ها باید  پرداخته شود. این از وظایف وزارت نیروست که متاسفانه همکاری لازم را نمی کند و آب ها را برای کشاورزان نگاه می دارد تا صدای کشاورزان در نیاید.

برای این که کشاورزان متضرر نشوند باید جلوی هدررفت آب در بخش کشاورزی را گرفت .برای این کار، تسهیلات دولتی  ووضع ضوابط مناسب لازم هست. برای این که علی رغم کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی وضع معیشتی کشاورزان بهبود یابد راه های مختلفی هست: ایجاد صنایع تبدیلی، گسترش صنایع دستی، ایجاد دیتابیس کشاورزی جهت جلوگیری از تولید یک محصول بیش از بازار مصرف، گسترش توریسم و بومگردی و.... 

فعالان محیط زیست (ان-جی-او ها ) در همه این زمینه ها تلاش خود را کرده اند. حتی برخی از صنایع دستی در حال انقراض منطقه رااحیا نموده اند و سعی کرده اند تا در نمایشگاه های تجاری کشورهای منطقه (آذربایجان و ترکیه)  عرضه کنند. اما توان و اختیارات نیروهای مردمی خیلی محدود هست و با چرخش قلمی از جانب مسئولان تمام تدابیرشان و زحمات چندین ساله شان در لحظه ای به باد می رود. (مثلا با فیلترینگ  تلگرام بسیاری از برنامه ها جهت ایجاد اشتغال های جایگزین  ناکام ماند!)

سازمان ها و وزارت خانه های مختلف دولتی باید با هماهنگی با هم این اقدامات را شروع کنند. آن وقت فعالان محیط زیست منطقه تمام اعتبارشان را می گذارند تا اعتماد کشاورزان را جهت همراهی جلب کنند. تجربیات خود را از این همه فعالیت در منطقه در اختیار مسئولان می گذارند. مثلا ازروی  تجربه خود با ارتباط با مردم محلی  و طبیعت آن، به سرمایه گذاران بخش خصوصی یا دولتی می گویند کدام منطقه ظرفیت بومگردی دارد و کدام ندارد. این قبیل اطلاعات را می توانند بدهند تا طرح ها به بازده برسد. اما خودشان توان آن را ندارند که بدون امکانات دولتی دریاچه اورمیه را نجات دهند.


3- فیلم مستند اکیزلر در مورد دریاچه اورمیه

اکیز به ترکی یعنی دوقلو. پسوند «اوز» به معنای «قلو» هست. د‌‌‌ؤردوز یعنی چهارقلو. اوچوز یعنی سه قلو و....

فیلم در سال ۲۰۱۴ در کناره دریاچه اورمیه آغاز می شود و بخشی از زندگی دو برادر خردسال دوقلو را نشان می دهد. در سال ۲۰۱۷ به کناره دریاچه آرال می رود و در سال ۲۰۲۲ به همان روستا باز می گردد.

این فیلم -که ساخت آقای علیمرادی هست- برنده چند جایزه  بین المللی  است. در زیر لینکش را می بینید.فیلم به عینه مشکلاتی را که خشک شدن دریاچه اورمیه برای مردم محل به وجود آورده نشان می دهد. 

بعد دیدن فیلم خواهید فهمید چرا بخش عمده تلاش های تشکلات محیط زیستی تبریز، صرف کارهای خیریه جهت کم کردن آلام مردم مناطقی می شود که پیش از بقیه قربانی تخریب محیط زیست شده اند.

علاوه بر مسایل انسانی این نوع خدمات خیریه برای اعتماد سازی لازم هستند. فرض کنیم حکمرانی اصلاح شود و سر عقل هم بیاید و بخواهد در جهت نجات دریاچه اورمیه اقدامات درست انجام دهد. اقدامات درست از طریق ایجاد ضوابط و فراهم ساختن تسهیلات برای روستاییان خواهد بود تا کمتر در مصارف کشاورزی آب به هدر بدهند. این تعامل همکاری روستاییان را می طلبد. اعتماد آنها را می طلبد. در کشور ما مردم به دلایل تاریخی کمتر به برنامه های حکومتی اعتماد می کنند. روستاییان (باز به دلایل تاریخی) حتی کمتر از مردم شهری اعتماد می ورزند. تا یکی از طرف دولتی به روستاها می رود، ریش سفیدان روستا جمع می شوند و مردم محل را توجیه می کنند که چه طور به آنها دروغ بگویند! آن روستایی ساده دل و خوش باور که در فیلمفارسی های دهه ۴۰ و ۵۰ به تصویر کشیده بود زاییده ذهن رمانتیک فیلمنامه نویسان بود و خارج از ذهن و خارج از پرده سینما  واقعیت ندارد. اتفاقا روستاییان خیلی دیرباورند. نهایت سعی شان را هم می کنند که با طرح ها همراهی نکنند. خیلی وقت ها هم طرح هایی که به نفع دراز مدت آنها را با همین دوز و کلک نقش بر اب می کنند و در دراز مدت خود ضربه می بینند.  از بس در طول تاریخ غریبه ها به آنها ظلم کرده اند که غریبه ستیز شده اند و اولین واکنش شان در برابر طرح های غریبه ها، از زیر آن در رفتن با دوز و کلک هست. نمونه آن را  در دهه هشتاد و در زمان دولت احمدی نژاد دیدیم. دولت اعتباری برای مقاوم سازی خانه های روستایی تخصیص داده بود. روستاییان وام را گرفتند اما به زعم خود زرنگی کردند وکلک زدند، به جای مصرف آن برای کاری که قولش را داده بودند سفر زیارتی رفتند یا عروسی راه انداختند. به زعم خودشان خیلی زرنگ بودند اما چوبش را هم خوردند.

اگر فردا بهترین تسهیلات را برای تغییر الگوی کشت در منطقه جهت نجات دریاچه دریافت کنند باز همان طوری بیخودی خرج می کنند و به هدر می دهند. مگر این که فعالان محیط زیستی که سالیان سال در سختی ها در کنارشان بوده اند واسطه شوند و اعتماد سازی نمایند. اهمیت طرح را برای روستاییان به زبان خود آنها توجیه و تشریح کنند و آموزش های لازم را بدهند.

چشمم آب نمی خوره که در دولت رئیسی گامی برای نجات دریاچه اورمیه برداشته بشه.  همین طور، چشمم آب نمی خوره که اگر اصلاح طلبان سر کار بیایند قدمی بر داشته بشه. اما فشار اعتراضات مردمی از سراسر کشور (که انگیزه اصلی آن مسایل اقتصادی خانوارها نظیر فقر و بیکاری یا مالباختگی به سیستم فاسد ومفسد  هست) به اندازه کافی بالا برود (که دیر یا زود به این حد خواهد رسید) تغییرات اساسی صورت می گیرد. اگر - علی رغم هزاران مشکل و بدبختی حاد دیگر-  بتوانیم تا زمانی که حکمرانی واقع بینانه و مردمسالارانه و نسبتا پاک از فساد می شود، مطالباتی نظیر نجات دریاچه اورمیه را در بین افکار عمومی زنده نگاه داریم، نجات دادن دریاچه اورمیه آن قدر ها کار سختی نخواهد و در یک بازه زمانی حدود ده ساله- با مشارکت نهاد های دولتی  با تشکلات محیط زیستی و مردم محلی- با بودجه ای  معقول انجام شدنی خواهد بود. هزینه لازم -اگر فساد ها و بخور بخورها نباشند- در ابعاد ملی رقم درشتی نیست و قطعا نسبت به خسارات خشک شدن دریاچه اورمیه بسیار کمتر هست.


پی نوشت: در فیلم روستاییان هم-مانند مردم تبریز- به «لقمه»، «تیکه»  می گویند . «بَلله» نمی گویند. نمی دانم بلله مال کدام گویش هست. ریشه کلمه تیکه را هم نمی دانم. آیا همان تکه فارسی است؟

https://www.youtube.com/watch?v=jONletz5sPQ&t=3s

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

جنبه های مغفول نجات دریاچه اورمیه

+0 به یه ن

چندی پیش من یک سری نوشته درمورد دریاچه اورمیه در کانال منتشر کردم که با نگاهی متفاوت از آن چه که معمولا شنیده ایم نوشته شده بود.  در این سری نوشته  مسئله از زوایای مختلف  بررسی شده. این زوایا، معمولا ناگفته و نانوشته  باقی می ماند. نوشته ها، حاصل تجارب من از ارتباط با گروه های فعال مردمی جهت نجات دریاچه اورمیه هستند. این مجموعه نوشته در لینک های زیر قابل دسترس هستند. خواهشمندم این لینک ها را به علاقه مندان بفرستید:

http://yasamanfarzan.arzublog.com/post/108498

http://yasamanfarzan.arzublog.com/post/108538

قسمت آخر نوشته به اندازه اهمیت موضوع مورد توجه قرار نگرفت. خواهشمندم این نوشته ها را تا می توانید به دوستان و آشنایان خود بفرستید. علت اهمیت این نوشته آن هست که کج فهمی نقش مردم و حکمرانی در مدیریت آب آتویی دست حکومت و از طرفی اپوزیسیون می دهد که فرافکنی کنند. 


حکومت خواهد گفت: «اونه ها! کشاورزان دارند در مصرف آب اسراف می کنند . تقصیر خودشان هست! به ما چه که فردا دچار مشکلات تنفسی می شوند؟! می خواستند حریص نباشند!» (وقتی در مورد مالباختگان ثامن الحجج چنین گفتند در مورد قربانیان خشک شدن دریاچه اورمیه هم قطعا چنین خواهند گفت.) از سوی دیگه  تنها با تقبیح حکمرانی- به شیوه اپوزیسیون- هم نمی شود دریاچه اورمیه  را نجات داد چرا که تغییرات اساسی در سبک زندگی و شیوه کشت و کار و صنعت در حوضه دریاچه اورمیه لازم هست که در گرو همت مردم هست. اگر فقط حکومت را سرزنش کنیم مردم چنین باور خواهند کرد که خودشان لازم نیست کاری انجام دهند. 


نقش  ان-جی-او ها و فعالان محیط زیستی این وسط چیست؟ نقش آنها مطالبه گری از حکومت و نیز  تسهیلگری از طریق آموزش و جلب اعتماد مردم محلی در صورت اجرای طرح های  مثبت و مفید دولتی هست. بیش از این از ان-جی-او ها انتظار نداشته باشید. این آدرس غلط را هم ندهید که «گیریم حکومت کاری نمی کند. ان-جی-او ها چرا دست روی دست گذاشته اند؟!» این آدرس بسیار غلط و بسیار مخرب هست. چون که آتو دست مسئولان می دهد که باز فرافکنی کنند و کم کاری خود را بپوشانند.  ان-جی-او باید از مسئولانی که امکانات و اختیارات در دستشان هست مطالبه گری کند. در  کشور ما برعکس شده و مسئولان گاهی با وقاحت و پررویی تمام  از ان-جی-او ها مطالبه گری می کنند. می دانید چه کسانی جواز این درجه از پررویی مسئولان را صادر می کنند؟ کسانی که از خارج گود و بی آن که قدمی در راه نجات دریاچه برداشته باشند یا اطلاعات لازم از عملکرد ان-جی-او ها داشته باشند، از کار آنها ایراد می گیرند و آنها را به بی عملی متهم می سازند.


 این نقد آنها دو ایراد اساسی دارد:

1) ان جی او ها برخلاف ادعای این منتقدان دست روی دست نگذاشته اند. فعالیت های گوناگون می کنند. اما به دلیل عدم همراهی مسئولان اغلب این تلاش ها بی نتیجه می ماند به جز جنبه خیریه کارهای آنها. علی الاصول وظیفه یک تشکل محیط زیستی کمک به فقرا و مبارزه با فقر حاد در منطقه نیست. اما شرایط به گونه ای وخیم شده است که ان-جی-اوهای فعال محیط زیستی چاره ای نمی بینند جز آن که بخش عمده وقت و انرژی و بودجه خود را صرف کمک به کسانی کنند که به خاطر تخریب محیط زیست به فقر مطلق گرفتار آمده اند. دست کم این کار را انجام می دهند و به نتیجه می رسد. 

2) ابعاد مسئله ای مثل خشک شدن دریاچه اورمیه چیزی نیست که در توان یک یا چند ان -جی -او با بودجه و امکانات انسانی و امکانات مادی بسیار بسیار محدود باشد. امکاناتی که ان-جی-او ها دارند در حد حق عضویت اعضاست (اغلبشان معلم های بازنشسته و افرادی با سطح درآمد مشابه هستند. پس می توانید تصور کنید که این حق عضویت در چه حد خواهد بود!) . دیگر امکاناتی که دارند عبارت هست از  ماشین ها و تبلت های شخصی  اعضا که در جاده های خاکی منتهی به روستا ها خراب می شوند و اعضا  (همان تیپ های معلم های بازنشسته) باید از جیب خود خرج سرسام آور تعمیرات آنها را بپردازند. با این امکانات بسیار محدود حداکثر بشه-  تک و توک- کشاورز فهمیده ای یافت که قبول کند آموزش ببیند و تغییر رویه بدهد. اما تک و توک.  حداکثر معجزه ای که با این امکانات محدود می توان انجام داد آن هست که  صد یا دویست نفر کشاورز از این دست  بیابیم!  برای نجات دریاچه اورمیه باید صدها هزار کشاورز همکاری کنند. یعنی بیش از هزار برابر تعداد افرادی که  در توان جذب ان-جی-او هاست. اگر ده برابر بود جای شانسی بود که آن ده درصد هسته ای تشکیل دهند که بقیه را هم به دنبال خود بکشند اما اقلیت یک در هزار کاری از پیش نمی تواند ببرد. همراه ساختن جمعیت چند صد هزار نفری کشاورزان سیاستگذاری ها و امکانات دولتی می خواهد. در مقایسه با  امکانات ناچیز ان-جی-او ها، نهادهایی مثل جهاد کشاورزی استانها ثروت افسانه ای دارند. امکانات آنها لازم هست که مسئله حل شود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

فرق عملکرد تشکل های مردمی محیط زیستی در ایران و در کشورهای دموکراتیک

+0 به یه ن

١- در کشورهای دموکراتیک وقتی حکومت کارنادرست انجام می دهد تشکل های مدنی با روش های قانونی اعتراض خود را ابلاغ می کنند و با اهرم هایی که کشور دموکراتیک در اختیارشان می  گذارد اون قدر فشار می آورند که راهش را درست کند. اینجا اعتراض همان، و انگ های جاسوسی و تجزیه طلبی همان و داغ ودرفش همان!


٢-در کشورهایی مثل کانادا حکومت یک سری برنامه مناسب برای نجات محیط زیست می خواهد پیاده کند. تشکلها همراهی و تسهیلگری می کنند. به این ترتیب دیده می شوند و کردیت کار را هم دریافت می کنند.

اینجا سالهاست برای نجات دریاچه از طرف حکومتی کارمفیدی انجام نشده که تشکل های مردمی بخواهند تسهیلگری کنند 


٣- در کشورهایی که اقتصاد شکوفا دارند تشکل ها هم ثروتمندند و ثروت قدرت و توانمندی می آورد.

اینجا با چندرغاز کمک های مردمی و حق عضویت، دست تشکل های مردمی آن قدر باز نیست که کار زیادی از پیش ببرد. اگر هم هنوز سرپاست و در آن بسته نشده، از فداکاری و از جان گذشتگی برخی از اعضای آن هست.


٤- در همه جای دنیا، تشکل های مردمی تخصصی قدرت خود را از مردمداری به دست می آورند. از به دست آوردن دل اقشار مختلف جامعه. برای این مردمداری باید در بحران هایی که گریبانگیر اقشار مختلف می شود در کنارشان باشند. همه جای دنیا چنین هست. اما فرق ایران با جایی مثل کانادا آن هست که تواتر بحران ها اینجا بسیار بسیار بسیار بسیار بیشتر هست. تقریبا می شه گفت روزی بدون بحران نداریم.  علاوه بر بحران های بزرگ که در جراید می آید و شما هم می شنوید بحران های ریز خانوادگی هم هست. مگه می شه که یک تشکل که از حمایت های فلان تاجر یا بهمان پزشک یا بهمان مهندس بهره مند می شود، وقتی نوه او در تصادف فوت می کند در مراسم شرکت نکند؟! در ایران تواتر این بحران ها چنان زیاد هست که برای کار اصلی زمان کمی می ماند.


٥-در کانادا  و در کشورهای مشابه کامیونیتی های کوچک این همه دچار  فقر نیستند. تشکلی که برای محیط زیست آنها تلاش می کند لزومی نمی بیند در جبهه ای دیگر برای رفع فقر آنها بجگند. تشکل ها ی محیط زیستی هر وقت برای کاری برای دریاچه اورمیه می روند با فقر شدید افراد محلی رو به رو می شوند و بخش عظیمی از وقت و انرژی و بودجه شان صرف آن می شود که مشکلات حاد فقر اون مردم را برطرف کنند.


٦- در سایر کشورها فعالان محیط زیست با روزنامه های بین المللی مصاحبه می کنند و مشکل را بازگو می کنند و کم کم در سطح بین المللی شناخته می شوند و جوایز بین المللی می گیرند. این طوری در بین جامعه شناخته می شوند و امکانات می گیرند. در ایران فعالان محیط زیستی حتی جرئت نمی کنند با روزنامه های داخلی مثل شرق مصاحبه کنند. تا مشهور بشوند امکان بگیر و ببندشان بالا می رود. اگر با رسانه های خارجی مصاحبه کنند که انگ عامل خارجی بودن و سپس بگیر و ببند حتمی هست. در نتیجه ناشناخته باقی می مانند.


٧-در ایران تشکل های مردمی علاوه بر همه مشکلات باید با انواع و اقسام شایعات و تئوری های توطئه هم مبارزه کنند. در خارج هم شایعات و تئوری های توطئه هستند. اما در ایران بیشترند. هم تئوری های توطئه آنها را ترجمه می کنیم هم تئوری توطئه خود را می سازیم. پنهانکاری ها و دروغ پردازی های مکرر حکومتیان هم بر تئوری های توطئه دامن می زند. اعتماد سازی-که بخشی از وظایف ان جی او هاست- در ایران بسیار سخت تر هست تا در خارج.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

هیس! از مسایل زنان نگید که مسایل مهمتری هست!

+0 به یه ن

هروقت از حقوق زنان گفته می شه عده ای می گویند مسایل مهمتری هست. مسایل زنان را واگذارید به روزی که مسایل مهم تر حل شوند. اونهایی که خودشان را عقل کل می دانستند در اسفند ٥٧ زنان را دعوت به سازگاری کردند چون که می خواستند کار مهمتر مبارزه با امپریالیزم را به سرانجام برسانند. همچین امپریالیزم جهانی را له ولورده کردند که در سال های بعدی خودشان و به همراه میلیون ها نفر از همشهری هاشون سر ودست شکستند  که ساکن همین کشورهای امپریالیست شوند.


الان هم برخی می گن از مسایل زنان و گشت ارشاد نگید چون که مسئله مهمتری نظیر خشک شدن دریاچه اورمیه هست. می دانید بدتر از تحمل از گرما و ریزگردهای ناشی از خشک شدن دریاچه های اورمیه و هورالعظیم و هامون و…. چیست؟! تحمل همان گرما و ریزگردها در کنار گشت ارشاد!


اما آیا اگر بحث گشت ارشاد را کنار بذاریم و تنها روی دریاچه اورمیه تمرکز کنیم مشکل خشک شدن دریاچه حل می شود؟! در نوشته بعدی ام به جواب این سئوال می پردازم.


#save_urmia_lake


🍀@minjigh

فرضا ما بحث گشت ارشاد را کنار گذاشتیم و فقط از نجات دریاچه اورمیه گفتیم. بعدش چه می شه؟


هیچ چی! مسئله در مجلس مطرح می شه. یکی از نمایندگان از اون منطقه در صحن مجلس شعر و متن احساسی در رثای دریاچه اورمیه می خونه. دیگری در دفاع از دریاچه اورمیه در صحن مجلس عربده می کشه و تاکید می کنه غیر از او و البته رای دهندگان فهمیده به او ، هیچ کس به فکر دریاحه اورمیه نیست. آن دیگری ژست فرد فرهیخته می گیرد و با وقار و طمانینه از برنامه های نجات اورمیه که تنها به انگشت حکمت و درایت وی قابل انجام هست می گوید. خلاصه هر کدام با ترفندی خود را در سایه کمپین نجات دریاچه به رخ می کشند.


اگر خیلی خیلی خوش شانس  باشیم باز یک بودجه ای برای نجات دریاچه اورمیه تصویب می کنند و در جراید در بوق و کرنا می کنند.بعد از مدتها کش و قوس و چند برابر شدن هزینه ها به علت تورم، با منت یک دهم مبلغ اعلام شده را واریز می کنند. اما در این مورد صحبتی نمی شود. مردم جنوب و غرب ایران خیال می کنند کل اون مبلغ واریز شده و تا سالها گله مند می شوند که پس چرا به شمال غرب رسیدگی می شود اما به مشکلات آن مناطق رسیدگی نمی شود. (کمابیش همان طور که مردم آذربایجان شاکی هستند که چرا به یزد و کرمان و اصفهان می رسند ولی به آذربایجان نمی رسند).

اون یک دهم واریز شده هم حیف و میل می شود  و به نجات دریاچه اورمیه منجر نمی شه. مرتب هم به مردم آدرس غلط می دهند تا کسی پی گیر حیف و میل بودجه نباشد.



این راه را قبلا رفته ایم و اینجا رسیده ایم. پس چه کنیم؟ این دفعه به جای این که انرژی خود را صرف آن کنیم بر سر جنبش های دیگر داد بزنیم که دغدغه ما مهمتر هست بذاریم همه این جنبش ها بسته به مومنتوم خود پیش بروند. بین جنبش ها اصطکاک ایجاد نکنیم. ظاهرا هیچ کدام از این جنبش ها به تنهایی اون قدر قدرت ندارند که تحول اساسی ایجاد کنند. مخصوصا با این اصطکاک ها که با جنبش های دیگر پیدا می کنند انرژی خود را از دست می دهند. این بار بذارید که این جنبش ها به موازات هم پیش بروند. جنبش زنان، محیط زیست ، کارگران ، معلمان، زبان مادری و جنبش ضد فساد مالی و جنبش مطالبه معیشتی در کنار هم اون قدر قدرت خواهد داشت که تحول اساسی به وجود آورد. رسیدن به مطالباتی نظیر احیای دریاچه اورمیه تحولات اساسی می طلبد. با این ساختار فاسدو آلوده به ریا و تزویر و بدون نهاد نظارتی و قبول پاسخگویی مسئولان به عنوان یک اصل، پروژه نجات دریاچه اورمیه به جایی نمی رسد. اگر بودجه ای هم برایش تصویب شود باز حیف و میل می شود و از آن آبی به دریاچه نمی رسد.

#save_urmia_lake


🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

دو کارزار جمع امضا خطاب به مسئولان مختلف برای حفظ دریاچه اورمیه

+0 به یه ن

۱) #save_urmia_lake

https://www.karzar.net/49910


۲)  خبر خوش دیگه 


متن مربوط به "هادی ، شاعر کوچک" را در فیس بوک هم گذاشتم. یکی از دوستان فیس بوکی  کفالتش را بر عهده گرفت. خدا عمرش دهد! امیدوارم این دوست عزیز، شیرینی روزی را که هادی به موفقیت های بزرگ برسد، بچشد.



امثال هادی در میان مددجویان بنیاد کودک کم نیستند. با مراجعه به سایت بنیاد کودک و قبول کفالت، می توانیم در شکوفایی استعداد های این مرز و بوم که در زیر خط فقر له می شوند نقشی داشته باشیم. 


Http://www.childf.com


ما که در فرزانگان دانش آموز بودیم هفته ای نمی گذشت که یکی از معلم ها برسرمان نمی کوفت که از شما با استعدادتر در میان فقرا و حاشیه نشین ها بسیارند اما فرصت شکوفایی نداشته اند. کفالت مددجویان بنیاد کودک دقیقا این فرصت را فراهم می سازد. 


برای پیوستن به جمع حامیان بنیاد کودک می توانید به لینک زیر مراجعه کنید و پس از تکمیل فرم مددجوی مورد نظر را انتخاب نمایید.https://www.childf.com/forms/kafil/Default.aspx

🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بر دریاچه اورمیه چه می گذرد؟- قسمت دوم

+0 به یه ن

...یا روستاییان می توانند در این دنیای  دایم در حال تحول امور خود را  خود بسامان کنند؟


اون آقا ی کشاورز از میاندوآب ابراز تاسف می کرد که با وجود مشکل بی آبی روز به روز به تعداد چاه های غیرمجاز افزوده می شود. گویا موردی را خود دیده بود وسط یک جاده روستایی چاه آب حفر کرده بودند!!! یعنی تا این حد پیش رفته اند که نه تنها در باغ و مزرعه خود بلکه حتی وسط جاده هم چاه می زنند!!!!

اون آقا درددل می کرد که چرا مردم روستا متوجه نمی شوند که برای نفع عمومی که در دراز مدت (یا حتی در کوتاه مدت) خود و فرزندانشان هم بهره مند خواهند شد اندکی از زیاده خواهی دست بکشند. مثال هم می زد که راه روستایی که بناست تراکتور از آن عبور کند بسیار باریک هست و روستاییان نخواسته اند اندکی از زمین خود را بدهند تا راه تعریض شود و آن همه مشکلات نباشد. البته من جواب دادم در شهرهایمان هم همین هست. می روند به شهرداری پول می دهند تا در کوحه باریک بلند مرتبه بسازند و……

تاکید نمودم که شهری ها هم سری سوا ندارند!


شاید تک و توک روستاها یا محلاتی باشند که اون قدر فهم و حس مشارکت داشته باشند که خود امور خود از این دست را بسامان کنند اما مشاهده نشان می دهد که استثنا هستند. یک سری ضوابط برای بسامان کردن باید وضع نمود و به طور قانونمند (و نه سلیقه ای) اعمال کرد.


قدیم ها که سرعت تحولات پایین بود روستایی ها و شهری ها به تدریج آموخته بودند خود امور خود را بسامان کنند. اما الان مدرنیزاسیون چنان سرعت تحولات را سریع کرده که انتظار بیخودی است که مردم خودشان بتوانند این قبیل امور را سر وسامان دهند.

به علاوه کاندیداهای شوراها و مجلس مرتب با وعده های توخالی مردم روستاها را بدعادت می کنند. الکی برای جمع کردن رای به آنها وعده می دهند که از سر کوه قاف آب خواهند آورد پس لزومی ندارد آنها رویه کشت وکار خود را تغییر دهند. همین وعده های توخالی از جمله عواملی است که مانع از آن شده که روستاییان فکر اساسی برای کمتر مصرف کردن آب کنند! مدرنیزاسیون "نیم بند"دست در دست دموکراسی "ربع بند"، مانع از ایجاد فرهنگ همبستگی روستایی برای بسامان کردن اوضاع روستا شده. (وضع شهرهامان حتی بدتر هست.)

#save_urmia_lake

🍀@minjigh



وقتی برخی از مسىولان واقعا احساس مسئولیت می کنند


گاهی پیش می آید که مدیران رده میانی برخی نهادهای دولتی  در استان ها فرد شایسته ای است که واقعا می خواهد کار انجام دهد. در این مواقع -که ندرتا پیش می آید- همکاری ان-جی-او ها تحولات مثبت چشمگیری در مدت کوتاه به بار می آید. نهاد های دولتی حتی اگر پول نقد زیادی نداشته باشند بسیار بسیار بیشتر از ان-جی-او امکانات و تجهیزات دارند. ان جی او هایی که همواره با دست کاملا خالی قدم هایی بر می دارند وقتی از  اندکی از این امکانات بهره مند می شوند معجزه می آفرینند. 

اما ای دریغ که عمر مدیریت چنان مسئولانی در کشور ما کوتاه هست.

تصور کنید اگر شایسته سالاری در اداره کشور برقرار شود. با این امکانات چه ها که نمی توان کرد!


#save_urmia_lake

🍀@minjigh


خشک شدن دریاچه اورمیه:تقصیر  مردم یا تقصیر مسئولان؟


قصدم از پیدا کردن مقصر، یافتن راهی برای جلوگیری از ادامه تقصیر هست.


همان طوری که در نوشته های قبلی ام تشریح شد مردم روستا ها در زیاده روی در مصرف آب کشاورزی سهیم هستند. گاهی اوقات اپوزیسیون مسئله را به استخر باغ های لاکچری مسئولان تقلیل می دهد. البته این قبیل لاکچری ها هم هستند اما فقط بخشی از مشکلند نه همه آن. اگر چاه های باغ های شخصی مسئولان و بستگانشان هم پلمب شود (که حتما باید بشود) و جلوی آب  دزدی آنها برای مراکز کشت و صنعتی که راه انداخته اند بسته شود تنها بخشی از مشکل حل می شود. در نوشته های بالا دیدیم که روستاییان عادی هم دست به حفر چاه غیر مجاز می زنند. همین طور آب رودخانه های منتهی به دریاچه را به سمت مزارع و باغ های خود منحرف می کنند و اصطلاحا آب دزدی می کنند. 

با این حال باز هم ساده سازی است که  اظهار کنیم تقصیر مردم بوده است. مردم داشتند به شیوه آبا و اجدادی کشت و زرع دیمی خود را می کردند و به کم هم قانع بودند. این حکومت بود که با انواع و اقسام مشوق در برهه ای کشاورزان را به سمت بالا بردن سطح زیر کشت سوق داد. باز در فیلم مستند مادرکشی به این موضوع به  طور دقیق می پردازد.


https://m.youtube.com/watch?v=C9xf_PaGE5s


این طور شد که آب مصرفی کشاورزی به طور بی رویه بالا رفت. در کل ایران این اتفاق افتاد و باعث فجایع محیط زیستی در جای جای ایران شد. 


یک تحول بزرگ منفی ومخرب محیط زیستی با مشوق های دولتی و سیاستگذاری های مرتبط در دهه هفتاد و هشتاد اتفاق افتاده. درست کردن آن هم باز مستلزم مشوق های کلان در سطح ملی وسیاستگذاری های کلان حکومتی می طلبد. انتظار بیهوده ای است که با نصیحت و موعظه روستاییان به روش های کمتر مخرب رو بیاورند. 

تک و توک کشاورزان فهمیده نظیر همان آقا که من با او صحبت کردم در حفظ محیطزیست کوشا هستند اما اگر فقط مشوق وجدان و اخلاقیات باشد در اقلیت خواهند بود.

توقع مسخره ای است که چند ان جی او یا فعال محیط زیست با دست خالی و با وجود انواع و اقسام فشارها از پس تغییر دوباره سبک کشاورزی میلیون ها کشاورز برآیند. چنین تغییری امکانات و اختیارات کلان ملی می خواهد که در دست حکومت هست نه در دست مردم یا نهادهای مردم نهاد!

فعالان محیط زیستی می توانند از تجارب خود در اختیار سیاستگذاران بگذارند یا با جلب اعتماد دوباره مردم به اجرای طرح های مفید کمک کنند. یا اطلاع رسانی کنند. می توانند طرح پایلوت در ابعاد کوچک اجرا کنند. کمک هایی از این دست از دستشان بر می آید. 

اما تغییر فرهنگ هزاران روستای ریز و درشت و میلیون ها کشاورز کار چند ان جی او نیست!


#save_urmia_lake


🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل