روز کوروش و روز بابک

+0 به یه ن

نظرتان در مورد رویدادهایی نظیر برگزاری روز کوروش در کنار پاسارگاد یا برگزاری روز بابک در قلعه بابک چیست؟
آیا این ها  حرکت سیاسی هستند؟
چه قدر در جامعه عمق دارند؟
آیا همردیف قرار دادن این دو روبداد درست هست یا به نظرتون با هم تفاوت ریشه ای دارند؟
به نظرتان چرا حاکمیت نظر خوشی به این گونه رویدادها نداره؟
آیا به بالاتر رفتن فهم تاریخی مردم منجر می شه؟
آیا هویت سازی به این صورت حول و حوش شخصیت های تاریخی مثبت هست؟
ضرر هایش چی هستند؟ منفعت هایش چی هستند؟

نظر خودتان را بدون خودسانسوری بنویسید. اما اگر دیدم انتشار نظرتان برای وبلاگ من دردسر می آفریند آن را منتشر نمی کنم یا بخش هایی از آن را حذف می کنم.
نظر خودم را هم بگویم: هر دو رویداد در دو زمینه اشتراک دارند. یکی این که رویکردی هویتی به مقوله تاریخ دارند و قهرمانی در گذشته برای زمان حال می جویند. دوم این که با قرائت رسمی از تاریخ که توسط ارگان های تبلیغاتی مثل صدا و سیما روی آن تاکید می شود فرق دارند. صدا و سیما سرمایه عظیم می ریزد تا در مورد تاریخ اسلام سریال بسازد. این حرکت ها می خواهند بگویند ما خودمان تاریخ داریم. اگر شما برایش هزینه نمی کنید ما خود آستین بالا می زنیم.

اما نظر خودم: با این نظر که ما خودمان تاریخ داریم موافقم و رویکرد صدا و سیما را نمی پسندم. به خصوص که آن سریال ها گاهی باعث دلخوری اقلیت های مذهبی می شود. به نظرم صدا وسیما و .... باید برای دوره های مختلف تاریخی کشور خودمان بودجه بگذارد و در موردش کار فرهنگی کند. تاریخ ایران هم محدود به دوره هخامنشی نمی شود. اتفاقا از قرن هفت هجری تا قرن 10 هجری که دوره بسیار سرنوشت سازی بوده ما هیچ سریال و فیلمی نداریم. به خصوص در مورد دو دوره مهم و قدرتمند تاریخ ایران یعتی قراقویونلو ها و آق قویونلو ها که در تبریز پایتخت بوده فیلمی ساخته نشده. در صورتی که دوره مهمی بوده اند. صلح  و مدارای مذهبی نسبی بوده و در نتیجه رونق اقتصادی. یکی از فانتزی هایم آن هست که بعد از بازنشستگی رمان تاریخی در مورد آن دوره بنویسم.

در مورد هویت: هویت خود را در این دوران به نظر من به صورت امروزی باید تعریف کنیم. به تاکید زیاد روی فرزند کوروش یا فرزند بابک بودن خودمان انتقاد دارم. ما در عصری زندگی می کنیم که می توان رفت آزمایش دی -ان-ای گرفت و دید اجدادمان مال کجا بودند. به طور آماری هم خون همه اقوامی که در این سرزمین ها آمده و رفته اند در رگ های ما جاری است. بعید نیست کسی که افتخار می کند من فرزند کوروش هستم آزمایش دی ان ای بدهد و نتیجه این باشد که اجداد او اغلب عرب بوده اند! بهتر هست ادعایی نکنیم و هویت خود را برپایه ای بنا نسازیم که فردا با یک آزمایش ساده کل هویتمان و غرور مان فرو بریزد و سرخورده شویم!


خوبه تاریخ خود و همچنین افسانه ها و اسطوره های خود را بشناسیم  تا در همین دنیای مدرن امروزی از آنها با متد های امروزی بهره ببریم. برای جذب توریست, برای خلاقیت هنری  و ادبی و......  میراث گذشتگان مثل مواد خام هستند.  اما نباید فکر کرد هنر نزد ما هست و بس. اقوام دیگه هم از زیر بته که بیرون نیامده اند! در همان عربستان خشک و بی آب و علف هم هزار سال قبل از کوروش تمدن بزرگ و پیشرفته سبا یوده با مهندسی پیشرفته و سدسازی و روش آبیاری بسیار هوشمندانه.
کسی که باور داشته باشد "هنر نزد ایرانیان است و بس" یک سر برود ایتالیا و یا اسپانیا یا موزه لوور پاریس  یا موزه های هنر  چین دیوانه می شود آن همه هنر غیر ایرانی می بیند.
ایرانی ها خلاقیت هنری  و ادبی داشته اند و دارند. حرف برای گفتن  در این زمینه ها زیاد دارند. اما ملل دیگر هم هستند که حرف برای گفتن زیاد دارند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل
آردینی اوخو

آیا من و دکتر جباری برای سال آینده دانشجو ی دکتری می گیریم؟

+0 به یه ن

جواب سئوال منفی است. تصمیم بر این شد که دیگر دانشجوی دکتری نگیریم. اما من مایلم دانشجوی فوق لیسانس داشته باشم. البته دانشجوی فوق لیسانسی که اهل کار کردن باشد نه اهل لاف!
دانشجویی را ترجیح خواهم داد که بتواند مسئله حل کند و در عمل در کار پژوهشی کمک من باشد نه آن که فقط "اعتماد به نفس" داشته باشد و در مورد موفقیت هایش رویا پردازی کند.


قدم اول شرکت در کلاس های آنالیز داده من هست که روزهای شنبه و دوشنبه ساعت 10تا 12 تشکیل می شود. تا کنون تنها یک جلسه تشکیل شده. اگر دانشجویی در این کلاس ها شرکت کند و در امتحان آن نمره قابل قبولی بیاورد  و مایل باشد که با من کار کند و دانشگاهش هم با این مسئله مشکل نداشته باشد خوشحال خواهم شد که راهنمایی پایان نامه کارشناسی ارشد او را در موضوعی که با هم تعیین می کنیم برعهده بگیرم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سخنرانی دیگری از استاد رنانی

+0 به یه ن

این سخنرانی استاد رنانی را حتما سر فرصت بشنوید. خیلی جالب  و ارزشمند هست.


پی نوشت: اگر صحبت های استاد رضا کیانیان را که قبلا لینک داده بودم هنوز گوش نکرده اید توصیه می کنم حتما گوش بکنید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

جنگ و صلح

+0 به یه ن

سال هاست درغرب بحث های زیادی هست که آیا اسلام دین صلح هست یا جنگ. حملات تروریستی منسوب به مسلمانان علت اصلی این نوع بحث هاست. آنها که می گویند اسلام دین صلح است به درستی اشاره می کنند که اکثریت قاطع مسلمانان مردمان صلح طلبی هستند که دغدغه شان خانواده شان هست و کینه از غرب به دل ندارند.
آنها هم که می گویند که اسلام دین جنگ هست از یک طرف به حملات تروریستی اشاره می کنند و از طرف دیگر به برخی آیات قرآن یا احادیث و حوادث تاریخی صدر اسلام تاکید می ورزند که بر جنگاوری تاکید دارند.

نظر این حقیر را بخواهید اسلام نه دین جنگ هست نه دین صلح. از ویژگی های این دین ایجاد توازن بین عملگرایی و عزت طلبی است. اسلام در دوره ای پا به عرصه نهاد که خشونت سکه رایج بود. خیلی متداول بود که می رفتند از قوم همسایه دختر پسرهای جوان را می دزدیدند و می آوردند برده خودشان می کردند. دقت کنید گفتم در آن دوره. نگفتم در آن سرزمین. احتمالا باستانگراهای ایرانی بل خواهند گرفت که عرب های وحشی چنین بودند. این امر اختصاص به عربستان نداشت. در همان شاهنامه با آب و تاب نوشته که بیژن قهرمان پارسی به همراه رفیقش گرگین یک کاره بلند شدند بروند از سرزمین توران دختر بدزدند (که البته عاشق شد و بقیه ماجرا.) باز خودباختگان غرب بُل نگیرند که کل مشرق زمین همین بوده. همین سعدی خودمان را رومی ها دزدیده بودند و به بردگی وا داشتند. حکایت برده گیری شان در آفریقا هم که نیاز به بازگویی ندارد.
در چنین دنیایی حرف از صلح گرایی زدن بیهوده هست. نمی جنگیدی می آمدند برده ات می کردند. می آمدند آذوقه ات را ازت می گرفتند باید خودت و فرزندت از گرسنگی می مردی.

دنیا تغییر کرده. دنیا هنوز هم محیط خشنی دارد اما نوع خشونت فرق کرده. دیگه آن نوع خشونت عریان را نمی بینیم. خشونت این دوران بیشتر از جنس رقابت کاری خشن و ناسالم و دزدیدن منابع خام یکدیگر به هزینه تخریب محیط زیست، تست کردن داروها بر روی مردم جهان سوم و... است.  گاهی هم که خشونت عریان نشان می دهند با قدرت رسانه ای خود آن را کوچک نشان می دهند. (برعکس زمان چنگیز که خشونت خود را برای جنگ روانی چند مرتبه بیشتر نشان می دادند.) دم از صلح زدن مبلغان مسیحی در کشورهای جهان سوم هم از آن روست که ملت جهان سومی چشم بر این واقعیات ببندند و تسلیم باشند. والا کجای مسیحیت دین صلح هست؟! پاپ ها خود جنگاوران دست اولی بوده اند. جنگ هایی که فرقه های مختلف مسیحی با هم در همان اروپا کرده اند فاجعه بوده است.

نظر این حقیر آن هست که اکنون مسلمانان باید دنیای امروز را بشناسند و برای خشونت نوع امروزی خود را آماده سازند. راه های هزار سال پیش برای مقابله با خشونت نه تنها به درد امروز نمی خورد بلکه باعث دردسر می شود. مشکل اینجاست که برخی مسلمانان روح زمان را دریافت نشناخته اند و با سلاح های مدرن در دنیای 1400 سال پیش زندگی می کنند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

رضا کیانیان در جمع جوانان حزب اللهی

+0 به یه ن

این نشست آقای کیانیان با جوانان حزب اللهی خیلی آموزنده و در خور توجه هست. 

فیلم کاملش در  لینک زیر هست. می ارزه وقت بگذارید و همه را از اول تا آخر ببینید. من از اولش هم رضا کیانیان را دوست داشتم با دیدن این فیلم احترامم دو چندان شد.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

ایرانی های فرانسه

+0 به یه ن

در پاریس ایرانی ها چنان با حرارت از این که مهاجران پاریس را به گند می کشند حرف می زنند که خود لوپن (رهبر یکی از احزاب فرانسه که به شدت ضدمهاجر هست)  هم نمی زنه. حالا لوپن به کنار. خود جناب شاه خورشید لویی چهاردهم هم به پای ایرانی های پاریس در این که فرانسه را ملک طلق خود بدونند نمی رسید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل
آردینی اوخو

حسرت صفای دیروز

+0 به یه ن

من نمی دانم کی جلوی کسانی که حسرت سادگی گذشته را می خورند گرفته که همین  امروز ساده و صمیمی  وباصفا باشند؟!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مایع حیات

+0 به یه ن

در این گوشه از زمین که خاور میانه اش می خوانند از قدیم الایام مشکل کمبود آب وجود داشته و دارد و خواهد داشت. از زمان سومریان تا کنون  همیشه بر سر آن کشمکش وجود داشته و خواهد داشت. برگ برنده تمدن های بزرگ منطقه توانمندی استفاده بهینه از آب بوده. تمدن هزاران ساله سبا در جنوب عربستان (یمن) در زمان خود شاهکار های مهندسی برای استفاده از آب ابداع نموده بود. در زمان  فراعنه و سپس سلسله هخامنشی نیز آبیاری مورد توجه ویژه بود. سلسله صفوی هم در مورد مدیریت آب خوش درخشید. خلاصه هر زمان رونقی در این منطقه بوده در سایه مدیریت صحیح آب بوده.


هم اکنون هم «آب» در منطقه  در کنار مسایل ایدئولوژیک عامل اصلی تنش هست. راستش را بخواهید من باور دارم مسئله آب حتی مهم تر هست. اگر کمبود آب نباشد مردم کشاورزی و ماهیگیری شان را می کنند و نان از عمل خویش می خورند و چشم به صدقه های  قطر وسعودی نمی دوزند تا از دل آن داعش و القاعده متولد شود. خیلی از این گرایش های افراطی از سر بیکاری است. آب بود بیکار نمی ماندند.

برای کم شدن تنش در منطقه باید دو کار کرد: یکی آن که از ادبیات تنش زا (از نوع توهین های مذهبی و یا قومی ) باید حذر کرد. دوم این که باید در مدیریت آب نهایت دقت را نمود. در ایران وقتی اسم صرفه جویی در مصرف آب می آید همه زورشان به خانم های خانه دار می رسد و بس! فوری در مدارس در گوش بچه ها می خوانند «به مامان هاتون بگویید موقع ظرف شستن ....»
البته در موقع ظرف شستن باید صرفه جویی کنیم. ولی باور کنید ما خانم های متولد دهه پنجاه تا حد وسواس در صرفه جویی در آب دقت می کنیم. اما جای دیگه به صورت کلان آب به هدر می ره! یکی در کشاورزی.  دولت باید برای بهینه کردن مصرف آب در بخش کشاورزی اهتمام کنه. یک کم هم به کشاورزان بگویید رعایت کنند. فقط زورتان به خانم های خانه دار می رسه؟! ای نمایندگانی که به رای کشاورزان محتاجید! چند نفرتان جرئت آن را دارید که به کشاورزان بگویید چاه های غیر مجازشان را ببندند؟! الکی چرا خود را «سوپر من» نشان می دهید و می گویید نماینده بشوم مشکل آب تان را حل می کنم؟! چه طوری حل می کنید؟! بدون همکاری کشاورزان امکان ندارد. صادق باشید و این را بگویید.
حالا بیایید سراغ شهر! ای کسانی که مرتب بر سر زنان در آشپزخانه می زنید که موقع شستن قاشق چایخوری فوری شیر را ببندند! چرا نگران نشتی از لوله های شهری نیستید که در صد قابل توجهی از آب را می فرستند مستقیم به سوی پی خانه های مردم.
باور کنید من می بینم در اروپا ملت یک دهم من و دوستانم در صرفه جویی در مصرف آب وسواس نشان نمی دهند. اما آمارها نشان می دهد که اتلاف آب شهری در اروپا خیلی کمتر از ایران هست. چرا!؟ چون لوله های شهری نشتی ندارند. لوله های فرسوده فوری جایگزین می شوند.

و اما دریاچه عزیز خودمان. همه تان می دانید من چه قدر دغدغه احیای این دریاچه را داشتم و دارم. اما هر وقت می شنوم که آب فلان رود خانه را می خواهند به سوی دریاچه منحرف کنند پشتم می لرزه. همین تیپ کارها باعث شده که دریاچه به این روز بیافته. آب را منحرف می کنند اکوسیستم یک منطقه دیگر را خراب می کنند  آب هم سر راه تلف می شه و به دریاچه نمی رسه. یک اصطلاح جالب هست که می گه «چاه را این روزها برای آبش نمی زنند برای نانش می زنند!» بله! همین طوره! برای شرکت های نورچشمی این پروژه ها «نون و آب» می شه. اما برای دریاچه اورمیه آب نمی شه. کلی از بیت المال پول تلف می شه. صدای بقیه استان ها در می آد و تنش ایجاد می شه و.....
راه نجات دریاچه اورمیه این چیزها نیست. راهش اصلاح الگوی مصرف آب در کشاورزی در حاشیه دریاچه هست. محصولات پرمصرف باید حذف بشوند. چاه های غیرمجاز باید بسته شوند. روش های آبیاری باید بهینه شوند. صنایع تبدیلی کم مصرف باید ایجاد شوند. بستر رودخانه ها باید به طور مرتب لایه روبی شود. 
  

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

تاثیر منفی جوک های قومیتی بر اقتصاد

+0 به یه ن

سخنرانی دکتر رنانی در مورد تاثیر منفی جوک های قومی و جنسیتی بر رشد و توسعه اقتصادی را می توانید اینجا ببینید.


دکتر رنانی به روایت ویکی پدیا: «محسن رنانی عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان است. در سال ۱۳۴۴ در رهنان اصفهان بدنیا آمد. وی تا دیپلم را در اصفهان تحصیل کرده و سپس مدارج کارشناسی (۱۳۶۶)، کارشناسی ارشد (۱۳۶۸) و دکترای (۱۳۷۵) خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه تهران اخذ کرد.[۱]

رنانی هم اکنون دارای رتبه «استاد تمام» در دانشگاه اصفهان و از صاحب‌نظران اقتصاد کشور است.

وی تاکنون بیش از ۱۵ عنوان کتاب به طور مستقل یا مشترک تالیف و ترجمه و بیش از یکصد مقاله علمی به چاپ رسانده‌است. دو کتاب ایشان به عنوان کتاب سال دانشگاهی برگزیده شده‌است.»



ای کاش افراد بیشتری چون دکتر رنانی داشتیم!

اما با کمال افتخار باید بگویم در هیچ کدام از گروه های تلگرامی که من عضوم  جوک قومیتی رد و بدل نمی شه. همگی مخالف این کار هستیم.


بی ربط و باربط: موسسه جهان عرب در پاریس 

با این که به اسم جهان عرب هست در مورد ایران و ترکیه هم زیاد مطلب داره. تقریبا یک سومش در مورد ایران یا ترکیه هست نه کشورهای عربی. کتابقروشی اش هم همین طور. فیلم های کیارستمی و..... را هم داره. ای کاش این دعوای عرب و غیر عرب از منطقه پاک بشه. من خیلی از آخر عاقبت شاخ و شونه و یکی به دو با عرب ها می ترسم. بالاخره همسایه مون هستند. دعوا بشه دودش به چشم همه می ره. صلح باشه فرش و پسته مون را می تونیم به اونها بفروشیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گفت و گویی در مورد مراسم عزاداری محرم

+0 به یه ن

خسته: {اهدای خون به جای قمه زنی} حرکت خوبیه! ولی ما یه جا پیشنهاد دادیم به جای نذری پختن پولش صرف کارای خیریه ی بهتری باشه یا حداقل این نذری جایی داده باشه که به دست نیازمندان برسه همچین بهمون برخاش کردن  بعدم انگ تحت تاثیر شبکه های اجتماعی قرار گرفتن و مغز نخودی بودن زدند! حالا حالاها طول میکشه تا فرهنگ این مردم درست بشه هر حرفی هم بزنی هزار انگ بهت میزنن که کمترینش بی عقلی و بی دینیه. خسته شدم از این همه حماقت...


مینجیق:  البته که برخورد اونها با شما بد بوده نباید به انگ زدن متوسل می شدند. اما یک نکته درست و بسیار قابل تامل در اصرار اونها هست که جامعه سکولار و همین طور مذهبی های امروزی تر نمی بینند و توجه نمی کنند.
اون هم قدرت این هیأت های مذهبی در ایجاد همدلی و حس همکاری هست. به قول خارجی ها sense of community.

یکی از پایه های قدرت مذهبی های سنتی در دنیا همین هست. و نداشتنش مایه ضعف فرهنگ سکولار در کشورهای جهان سومی.

تیپ روشنفکر ما خیلی کم می تونند با هم همکاری کنند و کار گروهی انجام بدهند. اما در همین مراسم سنتی می بینی چه طور افراد مذهبی سنتی -فارغ از ثروت و عنوان و تحصیلات و حشمت و مکنت و جنسیت و....- آستین بالا می زنند و همکاری می کنند.
همسایه مادرشوهرم اهل کرمانشاه هستند و هر سال تاسوعا حلیم می پزند. بین همسایه ها هم پخش می شه که الحمدالله اغلب مرفه هستند. در واقع یکی از اون نذری هایی طیقه متوسط برای طیقه متوسط هست. اما کارکرد خودش را داره. همه همسایه ها جمع می شوند همدیگر را می بینند. همکاری می کنند. یکدل می شوند ......
معادل این را در فرهنگ سکولار یا فرهنگ مذهبی غیر سنتی نداریم.

این کار گروهی تمرین خیلی بزرگ و مهمی است که سکولارهای جامعه ما ندارند. همین تمرین و آمادگی باعث می شه که در بزنگاه های تاریخی برای ارزش های سیاسی و اجتماعی شان بتونند گروهی و هماهنگ عمل کنند و در قدرت باشند و بمانند.

حتی قمه زنی هم زمانی کارکرد داشت. ترس از زخم و خون را می ریخت. در نتیجه سربازان دلیرانه تر می جنگیدند. چه یسا اگر این سنت نبود سربازان دلیر قزلباش نمی توانستند با استعمار مبارزه کنند. ایران هم مثل کنگو مستعمره پرتغالی ها می شد و ما الان خیلی خیلی عقب افتاده تر از آن چه الان هستیم می بودیم. (چیزی در ردیف کنگو!)
اما دیگه زمان اون قبیل جنگ ها گذشته. الان جنگ بیشتر رسانه ای و تبلیغاتی هست. در میدان امروز قمه زنی بیشتر ضرر داره. خیلی بیشتر! خون دادن به جای قمه زدن از هر لحاظ بهتر است. هم بهداشتی است هم متمدنانه. هم برای بیماران مفید
بهانه به دست بدخواهان برای تبلیغات منفی نمی دهد.

مزیت و کارکرد قمه زنی را هم دارد: ترس از خون و زخم را هم می ریزد و فرد را شجاع می کند.
قمه زنی مختص مردها بود. خون دادن بین زنان و مردان مشترک هست و هر دو بخش جامعه را شجاع می کند.

یکی از خوانندگان به خسته: چرا در مورد هزینه های مراسم عروسی این حرف ها زده نمیشه؟ یا انواع و اقسام جشن های دیگه مثل جشن تولد و غیره و ذلک

خسته:  
من فکر میکردم هدف نذری دادن اطعام فقراست ولی گویا اینطور نیست! و من هم کمابیش قانع شدم. از اولش هم اصراری به تحمیل نظرم نداشتم فقط یه پیشنهاد بود. راستش مردم اینقد در ظواهر (برگزاری نوحه خونی و مراسم عزاداری و نذری خوردن و نذری دادن غرق شدند که هدف اصلی قیام امام حسین کم کم داره فراموش میشه به قول یکی از بزرگان وقتی در جامعه ای روی ظواهر دینی خیلی تاکید میشه بدونین که روح دین رو دارن میکشن)
اما در مورد عروسی و سایر مراسمها هم این حرفا زده میشه 
ولی بهرحال اون مراسمها موردش فرق میکنه اونجا هدف چیز دیگه ایه. بگذریم که من با خیلی از اون مراسما هم مخالفم و مثلا ترجیح میدم اول زندگی این همه اسراف نکنم ولی هرکسی شرایطش متفاوته و انتخاب خودشه. دیگه نمیشه گفت که مثلا مردم به دید و بازدید فامیل و دوستان هم نرن و به جاش به خانه ی سالمندان و بیمارستانا سر بزنن. 

مینجیق:
رویداد های عظیم اجتماعی نظیر عزاداری امام حسین جنبه ها و کاردکرد های متنوعی داره. کمک به نیازمندان یکی از جنبه ها و کارکرد هاست نه همه آن. 
اگر بخواهیم یک حرکت و رویداد را اصلاح کنیم و جنبه های منفی اش را بکاهیم باید جوانب مختلف آن را بشناسیم. کار جامعه شناسانه و روانشناسانه عظیمی می طلبه.
فروکاستن آن به یک جنبه و تنها آن را نقد کردن و بر آن اساس راه حل دادن کمکی نمی کنه. حتی ممکنه تنش ایجاد کنه  و فرد را خسته کنه

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل