حاشیه های فیلم آتابای

+0 به یه ن

برای این که برای آینده کشورمان کاری بتوانیم بکنیم و بتوانیم با ظلم و فساد و تباهی بجنگیم باید اتحاد داشته باشیم.
همان طوری که دعوای مرد و زن یا دعوای قومی  به این هدف آسیب می رسانه دعوا و خط کشی ایران نشین و خارج نشین هم برای اتحاد مضر هست. از ادبیاتی که بین ایرانی داخل و خارج تفرقه می اندازه باید حذر کرد.
ایرانی مقیم داخل به یک نوع می تونه برای بهبود اوضاع تلاش کنه ایرانی مقیم خارج به یک شکل دیگر.
قرار هم نیست همگی یک شعار واحد بدهیم تا متحد بمونیم. هر کدام دغدغه های خودمان را که مهم و با ارزش می دانیم مطرح می کنیم اما همسو با هم. نه در تضاد با هم.

مثلا یک ترک هویتگرا مثل خودم می تواند شعار در مورد تکریم زبان مادری دهد اما دوست و همدل باشد با دیگر ایرانی که دغدغه اش به جای زبان مادری  محافظت از تخت جمشید هست. دلیلی نداره روی یک موضوع تمرکز کنیم. دلیلی هم نداره که به هم بپریم.
من آذربایجانی که دغدغه اصلی ام زبان مادری و دریاچه اورمیه هست وقتی با شیرازی که دغدغه اش تخت جمشید هست می رسم می توانم با او همدلی کنم و او را به این کار تشویق کنم  و اضافه کنم«شهریری» و «تخت سلیمان» هم نیاز به ساماندهی و محافظت دارند. 
این طوری به هدف هامون زودتر می رسیم.
اما اگر وقتی او در مورد تخت جمشید می گوید من پرخاش کنم که چرا فکر می کنی تخت جمشید مهمتر از آثار باستانی در آذربایجان هست به جایی نمی رسیم. 
چرا با این پرخاش اوقات خود را تلخ کنیم؟!  با او دوستانه تر صحبت کنیم اون وقت او وقتی توریست خارجی در شیراز می بیند برای آثار باستانی آذربایجان هم تبلیغ می کند. چرا!؟ تا به خارجی ها پز داده باشد که کشورش از اونی که اونها تصور  کرده اند هم غنی تر هست! این به نفع ماست. تبلیغ مفت و مجانی و موثر است برای توریسم آذربایجان!



در ضمن ده روز دیگه روز جهانی زبان مادری است. اگر برنامه ای برای این کار می خواهید ترتیب دهیددست به کار شوید. اما هر کاری می کنید دیگران را علیه این حرکت تحریک نکنید . سعی کنید از زاویه ای وارد شوید که اونها هم همدل شوند نه آن که تحریک شوند ستیزه جویی کنند. چند تا ضرب المثل یا متل با مزه به ترکی و ترجمه فارسی بیاورید. از لالایی های ترکی  مادران بگویید. از دستاوردهای جدید علوم شناختی و تربیتی در زمینه آموزش کودکان به زبان مادری بگویید و......
🍀@minjigh


من این مطلب را دو سال پیش نوشته بودم.

فکر کردم بهتره دوباره آن را نشر دهم. ده روز دیگر واقعا روزجهانی زبان مادری است.

[In reply to مینجیق]
شاید برخی به من اعتراض کنند که ما کار خودمان را می کنیم و قصدمان ستیزه جویى نیست. دیگران هستند که به دلیل نگاه فاشیستی حتی یک فیلم عاشقانه به زبان غیر فارسی را در ایران بر نمی تابند و به آن معترضند. آنها هستند که ستیزه جویی می کنند. (اشاره به حاشیه های کنفرانس مطبوعاتی فیلم آتاباى ساخته خانم نیکى کریمى و سئوال معترضانه یک خبرنگار به زبان این فیلم که ترکی آذربایجانی بود)


راستش من خوشحالم که اون حاشیه ها به وجود آمد. باعث شد فروش این فیلم در اورمیه بالا برود. چند سال پیش فیلم بسیار ارزشمند "ائو" به زبان ترکی بسیار اصیل (نه مخلوط فارسی و ترکی) اکران شد اما به اندازه ارزش هنری این فیلم سالن های سینما در تهران پر نشدند. ارزش و حق آن فیلم بسی بیشتر از آن میزان استقبال بود. حقش بود جلوى سینماهای صف می کشیدند. 


اما چندنکته کلی تر:
١- برخی با نگاه فاشیستی با کارهای فرهنگی به زبان غیر فارسی مخالفند. اما نه همه. در مثال همین فیلم آتابای خانم نیکی کریمی را می بینیم که آن قدر حامی این حرکت فرهنگی بوده که تهیه کنندگی فیلم را بر عهده گرفته. 
چه حمایتی بالاتر از این؟!

در تعمیم دادن هایمان محتاط باشیم. اغراق نکنیم که "همه" فاشیست هستند و....


٢- در زمین کسانی که با اظهارات فاشیستی زمینه هیجانات را فراهم می کنند بازی نکنیم. 
خودمان زمینه ساز باشیم.
چرا فقط وقتی یکی مثل اون خبرنگار می آید و حرف های تند می زند ما غیرتمان می جوشد که باید برویم و فیلم را ببینیم؟! چرا باید دیده شدن فیلم ها به زبان ترکی نیازمند یک جنجال آفرین مخالف باشد؟!
چرا همین غیرت و جوش و خروش را در مورد فیلم "ائو" به خرج ندادیم؟! حتما باید یکی بیاید و مخالفتی بکند که یادمان بیافتد ما باید از محصولات فرهنگی به زبان ترکی حمایت کنیم؟!

البته روی صحبت ام بیشتر با ترک های ساکن مرکز هست. در خود تبریز از فیلم ائو استقبال سرشاری شد.


🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

شهرزاد

+0 به یه ن

احتمالا در اخبار خوانده اید که یکی از تهیه کننده های شهرزاد را این روزها به اتهام فساد مالی محاکمه می کنند. من از علاقه مندان این سریال بودم. در مجموع ترانه علیدوستی خیلی به دلم می نشینه.

این محاکمه مرا یاد دو نکته در سریال انداخت که ذهنم را مشغول کرده بود. یکجا آقا بزرگ و نوچه هایش یک انبار بزرگ گندم را آتش می زنند. بگذریم از این که گمان نمی کنم در دهه سی چنین سازه بزرگ بتنی در تهران بوده باشد. (مهندسان عزیز ! اگر اشتباه می کنم لطفا بگویید.) اون نوچه ها همگی بالای ٥٠ سال داشتند یعنی کاملا قحطی بزرگ جنگ جهانی اول را به خاطر داشتند. چه طور چنین جمعی می تواند انبار غله آتش بزند؟! شاید بتواند آدم بکشد اما فکر نمی کنم وجدانش به او اجازه دهد که بتواند انبار غله آتش بزند.
من یادمه که وقتی بچه بودم مسن تر ها حتی دور ریختن یک دانه برنج یا تکه نانی با حجم یک دهم سی سی را هم گناه می دانستند.

دوم این که در جایی در مقایسه بزرگ آقا با رقیبانش در بزرگ منشی او گفته می شود شاید در قحطی گندم احتکار کرده باشد اما آن قدر نامرد نبود که به تجارت تریاک آلوده شود. احتکار گندم در قحطی به نظرم کاری بسیار وحشتناک تر از تجارت تریاک هست. احتکار گندم در قحطی یعنی از گرسنگی جان دادن کودکان بیگناه! یعنی سو تغذیه بچه هایی که یک عمر از آن زجر خواهند دید!

الان قحطی نیست اما چند سال پیش خود کمیته امداد اعلام کرد ٢٠٠هزار کودک زیر ٧ سال در ایران دچار سو تغذیه هستند. از آن زمان تا کنون فقر بیشتر شده و این آمار هم لابد بالا رفته است! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آنا دیلی گونو موتلی اولسون

+0 به یه ن

امروز روز جهان زبان مادری است. به این مناسبت و در ادامه بحث قبلی مان در مورد جنگ ویرانگر قره باغ من  فیلم رامی ساخته آقای بابک شیرین صفت از مشکین شهر (خیاو) را معرفی می کنم. فیلم در مورد عشق و انسانیت در بستر این جنگ ویرانگر ضدانسانی است.
من چند سال پیش فیلم را یوتیوب دیدم. آن نسخه از فیلم که من دیدم به زبان ترکی آذربایجانی با زیر نویس انگلیسی بود. با کیفیت زبان و همچنین ترجمه بسیار عالی.
تیتراژ فیلم هم بخش هایی از اپرای اصلی کرم بود که یک جور تداعی گر تکرار تاریخ بود و بسیار مناسب انتخاب شده بود.
اگر توانستید فیلم را پیدا کنید حتما از این فیلم لذت خواهید برد. هم به لحاظ هنری در سطح بالایی هست و هم حاوی مسایل عمیق انسانی و اجتماعی است. ای دریغ که آن چنان که باید شناخته شده نیست.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

جاده قدیم

+0 به یه ن

امروز رفتیم فیلم جاده قدیم خانم منیژه حکمت را در سینما دیدیم. فیلم فوق العاده قوی ای است. با بازی هایی درخشان.

اما اصلا برای بچه ها مناسب نیست. 
دیدن فیلم را بدون بچه ها توصیه می کنم. سینماهای تبریز هم دارند فیلم را اکران می کنند.
دیدم خیلی از منتقدان از فیلم بد نوشته اند. نقدها را خواندم اما با عرض معذرت به نظرم اصلا فیلم را نفهمیده بودند.
 برعکس ادعای منتقدان فیلم خیلی با فیلم فروشنده اصغر فرهادی  فرق دارد. در فیلم فروشنده هیچ به احوالات زن پس از حادثه پرداخته نشده بود. فقط روی احوالات شوهر او مانور داده شده بود.
داستان های موازی در اول فیلم -برعکس ادعای منتقدان-  حاشیه نبود! داشت نشان می داد این زن در مواجهه با مسایل چگونه برخورد می کند. نشان  می داد چگونه نقش ستون خیمه زندگی را بازی می کند.
به نظر من نکته اصلی فیلم که منتقدان اصلا نفمیدند این نکته بود که برای شخصی چون مینو که خو گرفته تکیه گاه باشد به یکباره قربانی شدن  چه قدر سخت است!  قربانی شدن برای آدم های قوی بسی سخت تر از آدم های ضعیف است!
به یاد نمی آورم هیچ فیلمی چه ایرانی چه خارجی به  این موضوع پرداخته باشد. در مورد فیلم های ایرانی که به قطعیت می توانم بگویم به این موضوع نپرداخته اند.
در این فیلم شخصیت قوی که قربانی می شود یک زن هست. ای کاش کارگردانان به نام و قَدَر ما-مثلا همین اصغر فرهادی- فیلمی با این مضمون بسازند که در مورد مرد باشد. اتفاقا مردها هم با این مسئله (قربانی شدن ظلم جباران علی رغم عمری تکیه گاه بودن و  سپس دشواری رویارویی با این واقعیت) به تواتر بیشتری رو به رو می شوند و هم اجتماع کمتر با آنها مدارا می کند. در مورد قهرمان این فیلم به دلیل زن بودنش همه اطرافیان بسیار مدارا کردند. هر چند او خود نمی توانست (و حق هم داشت) بپذیرد که قربانی شده اما دور و بری هایش به دلیل جنسیت او خیلی راحت باور می کردند که قربانی شده. اما اگر مردی قربانی ظلمی  (هر جور ظلمی) شود دور و بری ها هم باور نمی کنند یا سخت باور می کنند!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

ملی و راه های نرفته اش

+0 به یه ن

فیلم "ملی و راه های نرفته اش" تهمینه میلانی را دیده اید؟
نظرتون در موردش چیه؟

این قبیل فعالیت ها و فیلم های تهمینه میلانی بی تاثیر نیست. هرچند قوانین عوض نمی شه اما در تعبیر قوانین توسط قاضی ها اثر می ذاره.
در یکی دو سال اخیر همین نوع فعالیت های فمینیست ها باعث شده طلاق ها را آسان تر بگیرند و راحت تر حضانت کودکان را به مادر بسپارند. برای همین باید فیلم های تهمینه میلانی را جدی گرفت و با جدیت نقد کرد.

به نظر من فیلم خوبی بود اما دو سه جایش را نمی فهمم یا با آن مشکل دارم.

1) برخی رفتارهای مرد- مثل این که موبایل دوست دخترش را پنهانی چک می کرد یا با شوخی و صمیمیت دایی همسرش با او مشکل داشت- خیلی غیر عادی است و پذیرفتنی نیست. کتک کاری هایش هم که اصلا بخشودنی نبود. اما ناراحتی او از این که همسرش با آرایشی که توجه و متلک بر می انگیخت به محل کارش آمده بود چی؟ فیلم این رفتارها را در یک کاسه می ذاشت.
به نظرم یکی نیست.درجه شان خیلی فرق دارد.
مردی که از شوخی دایی خانمش هم برمی آشوبد یا موبایل را چک می کند بیمار روانی است اما نمی توان گفت اگر از متلک گویی مردان در محل کارش عصبانی می شود بیمار هست.
این دو را در یک ردیف گذاشتن به نظرم برای پیشبرد اهداف فمینیستی ضرر دارد چون با این تعریف بالای 90 درصد مردان ایرانی بیمار می شوند.
نظر شما چیست؟
2) آیا ملیحه که در همین مملکت بزرگ شده تشخیص نمی داد با اون آرایش برود به گاراژ تاکسی رانی سوت و متلک می شنود؟ خیلی تعجب آمیز بود که مردی که از شوخی دایی همسرش برآشفته شود از این موضوع عصبانی بشود؟ پس چرا راه افتاد با اون شرایط رفت اونجا ؟
او که آن قدر قدرت نداشت که بخواهد جامعه را عوض کند! خودش می گفت یک زندگی آرام برایش بس هست. کسی سودای عوض کردن جامعه در سر می پروراند که پشت اش محکم باشد و شرایط روحی اش پولادین. ملیحه که خیلی شکننده بود و هیچ حامی هم نداشت برای چی خودش را در معرض اون متلک ها و بعدش اون شماتت ها قرار داد؟
یادمه ما هم که نوجوان بودیم گاهی بلند می شدیم می رفتیم به محیط های کاملا مردانه که عادت به دیدن دختر در میان خود نداشتند. البته با آرایش و اینا نمی رفتیم. با همان مانتوهای بلند اپل دار و مقنعه چانه دار معروف دهه شصت و هفتاد می رفتیم. این کار را می کردیم که به حضور زنان عادت کنند. اما می دانستیم اتفاقی نمی افتد اگر هم بیافتد خانواده مان مثل کوه پشت مان خواهند بود. شرایط خانوادگی ما با ملیحه بی پناه فرق داشت.  به نسبت هم موفق شدیم فضا را برای حضور خانم ها باز تر کنیم.
3) مردی که از حرف مردم در مورد زنش این قدر وحشت دارد، چه طور شب عروسی ، عروس خانم را در حجله تنها می گذارد و می رود پیش مامان جونش (که با ازدواج هم مخالف بود) می خوابد؟ از این موضوع که بیشتر می شه حرف در آورد! یعنی اون قدر بچه بوده که نفهمیده این حرکت او چه معناهایی می تواند بدهد و چه حرف و حدیث هایی را برانگیزد؟ همان فرهنگ مردسالاری و ادعای مردانگی و تصاحب زن آفتاب مهتاب ندیده ایجاب می کرد که آن شب قهر نکند برودپیش مامان جونش!

پی نوشت: در ترکیه به دریای سیاه می گویند "کارا دنیز" به مردمی هم در جنوب آن زندگی می کنند می گویند "کارا دنیزلی لر". خیلی هم زیاد باهاشون شوخی می کنند و جوک براشون می سازند. در فیلم هایشان این طور نشان می ده که اینها رسمشان هست کوزه می ذارند روی سقف خانه عروس و داماد. روز بعد از عروسی داماد با تیر می زنه کوزه را می شکنه.


پی نوشت دوم: یک عده به خانم میلانی ایراد گرفته اند که قصه اش تکراری است. واقعا هم تکراری هست. اما این قصه ای است که متاسفانه هنوز داره در جهان واقع هم تکرار می شه. تا ریشه کن نشده خانم میلانی و امثال او این قصه را باز خواهند گفت.  قسمت جدید داستان به وجود آمدن "خانه امن" برای زنان خشونت دیده است که انقلابی است در تاریخ تمدن. در فیلم "دو زن" تهمینه میلانی یا "قرمز" فریدون جیرانی خانه امنی وجود نداشت. هنوز هم خیلی ها از وجود چنین خانه هایی بی اطلاع هستند پس تهمینه میلانی باید فیلم بسازد تا آنها را معرفی کند ولو به قیمت شعاری شدن یا آموزشی شدن فیلم اش.
نکته جدید دیگر داستان ملی وجود خواهر شوهری است که از او حمایت می کند. درست برعکس خواهر شوهر در فیلم قرمز فریدون جیرانی در 20 سال پیش. این واقعا پدیده  جدیدی هست و پدید آمدنش مدیون مجاهدت های امثال خانم میلانی.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آزادی به قید شرط

+0 به یه ن


دی وی دی «آزاد به قید شرط» به تازگی به بازار آمده. اگر این فیلم را ندیده اید توصیه می کنم حتما ببینید. به عقیده من تصویر بسیار واقعگرایانه ای از فساد در جامعه کنونی ایران می دهد.
یک نکته ای در فیلم هست که به بحث چند همسری هم که کردیم مربوط می شود. 
در این فیلم یک زن که عاشق شوهرش بوده از او که زندانی است طلاق می گیرد. بعد هم با یک مرد گردن کلفت عروسی می کند و می شود همسر دوم او. مرد گردن کلفت دست بزن هم دارد.
در میانه فیلم می فهمیم زن برای این که آن مرد گردن کلفت از نفوذش استفاده کند و شوهر اول خانم را آزاد کند تن به ازدواج داده.
بعد هم می فهمیم بنا به قانون آزاد شدن حق مرد بوده و مرد گردن کلفت خیلی هم کار مهمی انجام نداده جز آن که روند رسیدگی به پرونده را اندکی تسریع کرده. یعنی اگر او هم نبود مرد آزاد می شد اما یکی دو سال دیرتر.
من فکر می کنم این خیلی واقعگرایانه است. افراد کم اطلاع از حقوق خودشان در جامعه ما به دام گردن کلفت هایی می افتند که نیازهای آنها سو استفاده می کنند.
اگر زن اون اشتباه را نمی کرد مرد با کمی تاخیر آزاد می شد. زودتر از آزاد شدن او چه فایده ای برایش داشت. در زندان که راحت تر بود! آزاد شد که ببیند یک لندهور وارد زندگی اش شده یک روز دخترش را کتک می زند و یک روز عشقش را و او هم باید دندان روی جگر بگذارد و دم نزند!. چه آزادی لذت بخشی!!!!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

افتتاح پردیس سینمایی و اکران فیلم ائو در تبریز

+0 به یه ن


🎞📽
افتتاح سینما الف، بزرگترین سالن سینمایی تبریز در مجتمع فرهنگی هنری ۲۹ بهمن تبریز، توسط موسسه بین المللی الف به بهره برداری میرسد.
پردیس سینمایی با چهار سالن مجزی نیز طی ماه های آتی به بهره برداری خواهد رسید
این پردیس سینمایی با گنجایش ۴۰۰ نفر و آخرین فناوری های روز ور عرصه سالنهای سینمایی ساخته شده است.
سینما الف از آخرین فناوریهای صوتی و تصویری دیجیتالی برخوردار بوده و برای بازسازی مجتمع و راه اندازی آن تاکنون هفت میلیارد ریال هزینه شده است.
سینما الف قرار است ساعت ۱۸ یکشنبه ۲۷ اسفندماه با اکران فیلم ائو رسما به بهره برداری برسد.
فیلم ائو به کارگردانی اصغر یوسف نژاد محصول هنرمندان تبریزی است که در جشنواره بین المللی فیلم فجر در سال گذشته عنوان بهترین فیلم را از آن خود کرده بود.
@alefsite
در آیین افتتاح، علاوه بر مسئولان استانی، هنرمندان و سینماگران آذربایجان شرقی حضور خواهند یافت.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سیمرغ بلورین برای فیلم برادران ارک

+0 به یه ن

فیلم حیوان برادران ارک از تبریز سیمرغ بلورین فیلم کوتاه جشنواره فجر را از آن خود کرد.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مصاحبه آپاراتچی با عوامل فیلم ائو

+0 به یه ن

 آپاراتچی برنامه جالبی است. با سینماگران در مورد فیلم ها مصاحبه می کند. اخیرا مصاحبه ای با کارگردان و بازیگر نقش اول فیلم ائو انجام داده است. مصاحبه را می توانید اینجا مشاهده کنید. سئوال اول در مورد  استفاده از زبان ترکی برای ساخت این فیلم هست. مصاحبه خیلی جالب و آموزنده است. سعی کنید که حتما ببینید.


اگر هنوز فیلم ائو را ندیده اید پیشنهاد می کنم زودتر ببینید. فیلم زیر نویس فارسی بسیار خوبی هم دارد. برای کسانی که ترکی نمی دانند هم بسیار جذاب است.


برای اطلاع از زمان بندی و محل اکران فیلم به این سایت مراجعه کنید. فیلم به زبان ترکی و به گویش تبریز هست. با ترکی سلیس. از آن نوع که شهریار می پسندید:
«تورکون دیلی تک سئوگیلی ایسته کلی دیل اولماز

اؤزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز

اؤز شعرینی فارسا – عربه قاتماسا شاعیر

شعری اوخویانلار ، ائشیدنلر کسیل اولماز»



اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

دو فیلم دیدنی

+0 به یه ن

دو تا فیلم خوب هست که دی وی دی اش به بازار اومده: ۱- ویلایی ها ۲- نفس. کارگردان و نویسنده هر دو هم خانم هستند. حتما این دو فیلم را ببینید.

پی نوشت:  فیلم "سارا و آیدا" هم خیلی دیدنی هست. موضوعش تازگی داره. داستان داره. از فیلم های بی سر وته روشنفکری نیست.
پی نوشت دوم: فیلم "فصل نرگس" را هم ببینید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل
آردینی اوخو


  • [ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ]