گزارش همه با هم

+0 به یه ن

این هفته هم من به برنامه وفا دا ر بودم . خوب بود

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

اوماج آشی

+0 به یه ن

این هفته خوب به ورزش و .... رسیدم و یک کیلو وزن کم کردم.

سه شنبه از آلودگی هوا ترسیدم و پیاده روی نرفتم اما به جای آن در خانه ورزش کردم.
امروز هم اوماج آشی پختم.  از آش ها سنتی آذربایجان است. اولین بارم بود. یادم نیست مادر یا مادربزرگم هم پخته باشند. دستور پختش را یکی از دوستانم فرستاده بود. در زیر براتون دستور پختش را می فرستم. چند توضیح لازم است. اول این که آن چه که ما به آن اشکنه می گیم همان آب مرغ یا گوشت است. دوم این که در تهران سبزی را دسته ای می فروشند. من ده دسته از هر نوع سبزی گرفتم. اندازه شد. سوم آن که  با این حجم خیلی زیادی آش درست می شود. شما اگر برای دو نفر می خواهید درست کنید اندازه ها را یک پنجم کنید.  پنجم این که یارما یعنی جو. بلغور جو بزنید. ششم آن که در طبقه آخر اطلس مال تبریز در رستوران دکتر نیک هم می توانید اوماج آشی سفارش بدهید. 




و اما اوماج آشى
مواد لازم:ریحان مرزه تره(سوزى) ١/٥کیلو
عدس:یک پیمانه
بلغور(یارما):٢پیمانه
پیاز خیلى ریز:دو پیمانه
اشکنه گوشت یا مرغ
نمک 
فلفل به اندازه دلخواه شاید کسى تند دوست داره😜
زرد چوبه:دو ق غ
اوماج:آرد و آب ونمک فلفل را مخلوط میکنیم وخمیر درست میکنیم طورى که از خمیر نآن خیلى سفت تَر باشد بعد رنده میکنیم باید به شکل دانه هاى برنج باشد
طرز تهیه :ابتداااااااعدس وبلغور را در آب واشکنه و زرد چویه کاملا میپزیم بعد سبزى خورد وآما ده شده رو اضافه میکنیم بعدش پیازها رو که پوست کنده وشستیم اضافه میکنیم کمى که پیاز ها نیم پر شد آخر سر اوماج رو اضافه میکنیم(یواش یواش اضافه کرده ومرتب هم میزنیم)بعد از چند جوش که جا افتاد زیرشو خاموش میکنیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گزارش پنجم همه با هم.

+0 به یه ن

این هفته هفته ترویج علم بود و من هم به برنامه های متعددی در این زمینه دعوت بودم. مثلا دیروز نکوداشت استاد ثبوتی بود. امروز اتجمن ساروس برنامه داشت. (حالا بعدا لینکش را می ذارم).

متاسفانه برنامه ورزشم یک کم به هم خورد.
هفته دیگه که دیگه خبری نیست سعی می کنم جبران کنم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گزارش چهارم همه با هم

+0 به یه ن

این هفته خیلی خوب برنامه را نتوانستم اجرا کنم.
شنبه یک بر نامه  ضبط با رادیو گفت و گو داشتیم که  باعث شد نتونم پیاده روی کنم. پنجشنبه  و جمعه هم مهمان داشتم.  در نتیجه وقت نکردم این دو روز را ورزش کنم. بخور بخور هم که در این دو روز "از زانو" بود. (گرته برداری از ترکی آذربایجانی). اما بقیه هفته خوب به برنامه وفادار بودم.  حتی روز سه شنبه که داشت بارون می آمد زیر باران پیاده روی ام را کردم. برای خودم نوشابه باز کنم: بسیار قهرمانانه بود!

از این که دیروز نتوستم گزارش بدهم عذر می خواهم. آرزوبلاگ دیروز یک مشکل تکنیکی داشت که نشد وارد وبسایت بشم.
اما دیدم  عزیز گزارش خصوصی داده. در گزارشش به خودش سخت گرفته که این هفته نتونسته به دلیل افسردگی و هجوم افکار منفی به ورزش بپردازه. پیش می آد! این قدر به خودتان سخت نگیرید. این هفته هر دومون سعی کنیم که جبران کنیم.
در جواب سئوال ایشان هم بگم: من روانشناس یا روانپزشک خوب سراغ ندارم.  اما شدید تاکید می کنم سراغ روانشناس یا روانپزشک  ضعیف نروید. چون می بینم حال بد را بدتر می کنند. تا مطمئن نشدید طرف کارش درسته روح و روانتان را در معرض او قرار ندهید. فعلا بیایید همین هفته هم با هم سعی کنیم برنامه هفتگی را جلو ببریم. ببینیم چی می شه.  هر وقت هم دیدیم افکار منفی به ذهنمان هجوم آورد به افکار منفی می گیم بروند گم شوند. گزارش هفته بعد شامل این هم خواهد بود که چند بار افکار منفی به ذهنمان اومد و ما به آنها گفتیم بروند گم شوند. این که شما فکر می کنید به اندازه دلخواه تان موفق نبوده اید آن قدر ها مسئله بزرگ و گنده ای نیست که با همین روش ساده قابل حل نباشه. اگر مسئله خیلی حاد تر از این بود من جرئت نمی کردم توصیه ای بکنم. اما این که چرا به اندازه دلخواهمان موفق نیستیم چیزی است که به ذهن خیلی ها می آد. هرچه قدر فهمیده تر و با همت تر باشند بیشتر هم می آد.
یکی از کسانی که دایم با این فکر دست به گریبان بود می دونید کی بود؟ لئوناردو داوینچی! خنده داره! اما داوینچی دایم خود خوری می کرد که به اندازه قابل توجه دستاورد در زندگی نداشته! خیلی خنده داره. به جوک شبیهه! وقتی افکار منفی اومد سراغتان، بگید بره سراغ قبر لئوناردو داوینچی.

پی نوشت:  در مورد روانپزشک خوب در تهران پرس و جو کردم این خانم را معرفی کردند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گزارش سوم همه با هم

+0 به یه ن

من این هفته خوب به برنامه وفادار بودم. خودم هم حس می کنم که وزنم کم شده اما ترازو این را نشان نمی ده! ادامه بدهیم ببینیم چی می شه

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گزارش دوم همه با هم

+0 به یه ن

این هفته  به برنامه رژیم غذایی و ورزش وفادار بودم جز سه شنبه شب که مهمان داشتیم.


از برنامه های شما چه خبر؟

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گزارش اول همه با هم

+0 به یه ن

خوشبختانه من این هفته توانستم اندکی بیش از یک کیلو وزن کم کنم. هفته بعد باید از حضورم در فضای مجازی کم کم کنم و بیشتر  نرمش کنم. هفته دوم معمولا آهنگ وزن کم کردن خیلی کند تر می شود. اما نباید ناامید شد!

باید ادامه داد.


خطاب به همراهان کنکوری! حتما به برنامه همه با هم بپیوندید و هر هفته گزارش درس هایی را  که خوانده اید بدهید.
درس های عمومی را جدی بگیرید. اگر فیزیک یا مهندسی یا ریاضی انتخاب کنید شما دیگر فرصت نخواهید کرد ادبیات فارسی و عربی و ..... یاد بگیرید. اما در زندگی روزمره نیاز خواهید داشت نامه نگاری های اداری کنید تا به حق و حقوق خود دست یابید. در نامه نگاری های اداری بسیاری کلمات عربی خواهید یافت که اگر معنا و ریشه آن را ندانید خوف برتان می دارد. هر چه تسلط بیشتر بر عربی داشته باشید شانس موفقیت تان بیشتر می شود.
بخش عمده ای از فرهنگ ما  متاثر از دین اسلام هست و آن هم با زبان عربی عجین شده. اگر در عربی ضعف داشته باشید بخش عمده ای از این فرهنگ را نخواهید فهمید. حتی اگر بخواهید با دید نقادانه به این بخش از فرهنگ بنگرید اول باید آن را بفهمید بعد نقد کنید. 
بسیاری از روشنفکرانی که در دهه سی و چهل مدرسه رفتند چون با عربی نا آشنا بودند از این بخش از فرهنگ نقد های آبکی کردند که بیشتر متعصبان دینی را تندرو کرد. چوب این بی دانشی را هم بدجوری خوردند!
در کشور هایی مثل چچن و ترکیه و .... که سواد عربی عمومی ناچیز هست بنیادگرایی دینی به صورت بسیار متحجرانه امکان رشد بیشتری دارد. در ایران امروز بخش بزرگی از جامعه آن قدر با عربی آشنایی دارند که هر جمله عربی را «ماورایی» و «مقدس» نپندارند. در نتیجه کمتر از این لحاظ گول می خورند. 
شاید بگویید پس چرا در خود کشورهای عربی این همه گرایش های دینی واپسگرایانه رواج دارد؟ دیدگاه آنها به کل فرق دارد. مال اونها با ناسیونالیزم وپان عربیسم قاطی شده. این چچنی های بخت برگشته را هم سپر بلای خود برای اهداف ناسیونالیستی شان می خواهند. سر ما ایرانی ها دیگه محاله از این قبیل کلاه ها بره!
(کلاه های نوع دیگه سرمان می ره اما نه دیگه تا این حد گشاد!)
خلاصه این که به جای این که به این فکر کنید که «چرا باید عربی بخوانم؟» فکر تان را به این بدهید که برنامه ای بریزید که برای کنکور خوب آماده شوید. هم درس های عمومی را خوب بخوانید هم تخصصی را!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

یک دور همه با هم جدید

+0 به یه ن

قرار شد من  و یکی از همراهان وبلاگ از شنبه آینده تا 20 آذر یک برنامه" همه با هم"  جدید جهت کم کردن وزن شروع کنیم.
در این دو ماه ما تصمیم داریم 6 کیلو وزن کم کنیم.
فکر کنم با نحوه این برنامه آشنا هستید. هر کدام از ما که برنامه ای می خواهیم اجرا کنیم که تنهایی سخت مان هست (مثل وزن کم کردن، مثل ترک سیگار، مثل آماده شدن برای کنکور، مثل جست و جو کار و....) به این برنامه می پیوندیم. و هر هفته می آییم گزارش می دهیم که آیا به برنامه خود پایبند بودیم یا خیر.
از تجارب تلخ و شیرین هم در این زمینه می گوییم تا از همفکری هم سود ببریم. تجربه نشان داده که این برنامه موفق خواهد بود.
البته نه ادعای روانشناسی داریم نه ادعا متخصص تغذیه بودن.
از من پرسیدند برنامه لاغری ات چیست.
اینجا می نویسم ولی بهتر است به سایت دکتر کرمانی (متخصص تغذیه) برای نظر تخصصی مراجعه کنید. این رویه که من در زیر عرض می کنم برای من خوب هست. یعنی بدون این که به سلامتی ام آسیب برسد وزن کم می کنم. فکر نکنم برای یک نفر که سلامت نسبی دارد کم کردن 6 کیلو در دوماه آن قدر پیچیده باشد که نیاز به مراجعه دکتر داشته باشد. اما اگر کسی بخواهد بعد از این دوماه بیشتر وزن کم کند یا بیماری خاصی داشته باشد بهتر است زیر نظر دکتر وزن کم کند که آسیبی نبیند.
و اما روش خود من:
من روزانه یک ساعت و نیم پیاده روی می کنیم. از فرمانیه تا سر پارک جمشیدیه که سربالایی است. برای صبحانه دو عدد بیسکویت ساقه طلایی با پنیر می خورم. برای ناهار 6 قاشق برنج پخته (یا یک کف دست نان بربری) با خورشتی که اجزای آن سرخ نشده باشد. برای شام هم همین طور.
میان وعده هم سه عدد میوه متوسط هست مثل سیب و پرتقال. نارنگی یا خیار بخواهم بخورم به جای یکی دو تا می خورم.  شیرینی و آجیل و چیپس و ..... هم که تعطیل! سالاد بدون سس هم تا بخواهی. برای دم کردن برنج از روغن زیتون امساک نمی کنم چون برای بدن ویتامین دی محلول در روغن لازم است. خیلی هم هوس شیرینی بکنم تا دو عدد خرما مجازم که بخورم. لوبیا سبز پخته را هم به جای سالاد می شه مصرف کرد.
سعی می کنم علاوه بر پیاده روی روزی نیم ساعت هم نرمش کنم. از همان نرمش هایی که در مدرسه معلم ورزش مان یادمان می داد.


دوستانم یک سری رژیم غذایی ترکیه ای هم به من یاد داده بودند. ولی راستش اونها را اجرا کردن برای زندگی معمولی ایرانی یک کم دردسر دارد. این که من اجرا می کنم همون روند معمول زندگی است با کمی دقت!
اگر دوست دارید شما هم به برنامه همه با هم بپیوندید. از همین الان شروع می شه.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گزارش پنجم

+0 به یه ن

روزهای اول این هفته من به ورزش و کم خوری وفا دار بودم. از دوشنبه تا دیشب به کرمان رفتیم. 

کرمان خیلی شهر زیبایی است. مردم کرمان هم بسیار مهربان و مهمان نواز هستند.
 اگر امکانش را دارید به کرمان سفر کنید. حتما به شما در کرمان  خوش می گذره.

متاسفانه سفر داخلی خیلی گران تمام می شه. مثلا با میزبان هامون در کرمان می گفتند ماهان ایر یک روز در میان به تبریز پرواز داره اما بلیط یک میلیون تومان تمام می شه. یعنی یک خانواده چهار نفری از تبریز به کرمان بخواد سفر کنه یا از کرمان به تبریز بخواد سفر کنه فقط ۴ میلیون باید پول بلیط بده. خوب خیلی زیاده.

ماه رمضان رسید و قراره این آخرین گزارش باشه.  به نظر می رسه در این مدت جمعی از همراهان مینجیق خوب انگیزه برای برنامه های زیبای خود یافته اند. امیدوارم ادامه پیدا کند و به نتیجه های شیرین برسد. همگی موفق باشید.
برخی از دوستان هم بودند که با افکار منفی  خود را آزار می دادند. امیدوارم این افکار را از ذهن بیرون کنید. همه می دانیم که اوضاع مملکت خوب نیست. به خصوص به جوان ها فشار زیادی می آد. شغل کمیابه. به موقع نمی توانند مستقل از خانواده بشوند و ازدواج کنند و..... همه این مشکلات هست. مقصر هم من و شما و پدرمادرهایمان نیستیم.  زندگی به قدر کافی سخت هست. شما دیگه به خودتان بیشتر سخت نگیرید. 
خود را با این فکر که هنوز  مستقل از خانواده نشده اید آزار ندهید. مطمئن باشید اون دو لقمه ای که شما سر سفره والدین تان می خورید فشاری به آنها وارد نمی کنه. اگر هم احیانا غری می زنند خیلی از ته دل نیست. اما اگر با این خود خوری ها افسرده بشوید یا بلایی سرتان بیاید اون موقع راستی راستی داغون می شوند. قدر خود را بدانید.
 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گزارش چهارم

+0 به یه ن

دیروز آرزوبلاگ مشکل فنی داشت من نتونستم گزارش بدهم. الان می دهم. هفته قبل ورزشم مرتب بود. غذا هم زیاد نخوردم اما مهمان های ترکیه ای مون "لقوم" آورده بودند. خیلی خوشمزه بود جلوی خودم را نتونستم بگیرم.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گزارش سوم

+0 به یه ن

این هفته ورزشم مرتب بود. پرخوری نکردم اما خیلی هم کم نخوردم. وزنم یک کوچولو کم شده.



درروزهای گذشته خبرهایی بود که تکانم داد. اوضاع اصلا خوب نیست و به نظر می رسه روزهای سخت تری در پیش باشه. خیلی باید مراقب خودمان و دوروبری های خودمان و عزیزانمان باشیم. 
من با کسانی که می گویند «فرقی نمی کند چه کسی حاکم باشد تا وقتی من و تو تغییر نکنیم و در کوچه آشغال بریزیم» موافق نیستم. اصلا بزرگی مقیاس خرابکاری هایی که من و تو با هم می توانیم بکنیم با بزرگی مقیاس خرابکاری هایی که حاکمان کشور می کنند یکی نیست. به طور مثال یک محاسبه سر انگشتی ساده نشان می دهد من و تو به همراه همه شهروندان ایرانی به طور دسته جمعی هرچه در موقع مسواک زدن  و حمام رفتن اسراف کنیم باز کمتر  از یک دهم آبی خواهد بود که در اثر سیاست گذاری های غلط آبی کشور در بخش کشاورزی و در شبکه های فرسوده آبرسانی دولتی به هدر می رود. یا من و تو تمام تلاش خود را در فضای مجازی و حقیقی می کنیم  که چهره خوبی از ایران ارائه بدهیم و یکی دو نفر توریست جذب کنیم. یکی از این آقایان حاکم یک حرف نسنجیده می زند تیتر صفحه اول همه روزنامه های دنیا می شود و تا یک سال خارجی ها می ترسند بیایند ایران. وووووووو
ولی فعلا چاره ای نیست جز آن که خودمان را با «باید از خود شروع کرد» دلخوش کنیم! چون در حال حاضر این «خود» تنها کسی است که زور من و تو به او می رسد. اگر من و تو بخواهیم از «اینا» شروع کنیم می زنند دهنمان را سرویس می کنند. به علاوه آلترناتیو دندانگیری هم فعلا نیست.
فعلا سعی کنیم حرکت اجتماعی و فرهنگی مثبت اما بی خطر انجام دهیم ببینیم چی می شه.
من بعد از این حرف سیاسی نمی زنم  و از انتشار کامنت های سیاسی و انتقادی هم معذورم. تلگرام را که بستند دست کم این پنجره کوچک می خواهم باز بماند تا هوایی بچرخد. 

چه طوره در پاییز یک برنامه پاکسازی خبایان ها از زباله دسته جمعی شروع کنیم؟
تمرین کارگروهی و هماهنگی هم خواهد بود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گزارش اول همه با هم

+0 به یه ن

این هفته مهمان بازی مان زیاد شد نتونستم به رژیم غذایی وفادار باشم. اما هفته بعد سعی می کنم جبران کنم. هفته بعد جدی تر خواهم بود

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

همه با هم

+0 به یه ن

دوستان عزیز و همراهان گرامی وبلاگ مینجیق

طرح همه با هم از همین لحظه آغاز می شود. تا آغاز ماه رمضان هر هفته جمعه می آییم اینجا و از پیشبرد برنامه ای که در نظر گرفته ایم می نویسیم. برنامه من رژیم غذایی و ورزش مرتب است. توجه کنید که قرار نیست از نتیجه (در مورد من کم کردن وزن) گزارش بدهیم. هدف آن هست که در کنار هم برای هدفی تلاش کنیم اگر نتیجه هم گرفتیم که چه بهتر! اما اگر نتیجه هم نگرفتیم مهم این همراهی و همدلی و با هم بودن است. قرار است اینجا به هم کمک فکری و روحی کنیم تا در کنار هم برنامه هایمان را پیش ببریم.
اگر برنامه کم کردن وزن دارید  اگر قصد ترک سیگار یا اعتیاد سبک دیگری دارید اگر دنبال کار می گردید اگر برای کنکور یا امتحانات خود را آماده می کنید اگر قصد آموختن زبان یا مهارت مشابهی دارید برنامه ای برای خود بریزید و به ما بپیوندید.
هر هفته جمعه گزارش دهید که تا چه اندازه در برنامه جلو رفته اید و با چه چالش هایی رو به رو شده اید. همفکری بقیه می تواند راهگشا باشد.
ما اینجا روانشناس و مشاور رسمی  نیستیم اما  برخی همفکری ها یمان (غیر تخصصی) می تواند راهگشا باشد.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

همه با هم: حرف مردم اهمیتی ندارد! پیش به سوی هدف!

+0 به یه ن

در چند ماه اخیر چند نفر به طور خصوصی یا عمومی در این وبلاگ نظر گذاشته اند و ابراز نگرانی کرده اند که  در عید دیدنی ها، فامیل سین جیم خواهند کرد که "کار پیدا کردی؟! ازدواج نمی کنی؟! دکتری نمی گیری ؟! ....."
به خدا حرف مردم و قضاوت هایشان اون قدر مهم نیست که شما سه ماه تمام آن  نیم ساعت گفت و گویی که در عید با آنها ممکن است داشته باشید در ذهن مرور کنید! اگر این سئوال ها را پرسیدند و شما دلتان نخواست جواب بدهبد جواب سربالا بدهید.  پرسیدند کار پیدا کردید: " خدا را شکر! آب باریکه ای هست و مشغولیم!"
پرسیدند :"عروسی کردید؟!" بسته به سن و موقعیت و روحیه طرف یک جواب سربالا پیدا کنید بدهید......
کاری نداره. به عنوان یک تمرین روابط عمومی به آن فکر کنید. در بقیه زندگی تان به این مهارت نیاز خواهید داشت!


 اگر در جست و جوی شغل هستید به جای این که فکر تان را بدهید به چیزها برنامه ای برای جست و جوی کار برای خود بریزید که بلافاصله بعد از اتمام تعطیلات با تمام انرژی به دنبالش باشید. در دید و بازدید ها ی عید هم شاید بتوانید یار و یاور پیدا کنید. سه راه بیشتر نیست:
1) استخدام شدن
2) خود اشتغالی
3) مهاجرت (من این سومی را خیلی توصیه نمی کنم اما بهتر از زانوی غم به بغل گرفتن و خودخوری در پستوی خانه است.)
در این چند روز خوب فکر کنید ببینید کدام یک برای شما مناسب تر هست. همان را انتخاب کنید بعد بر این اساس برنامه بریزید. از 5 فروردین شروع کنید به اجرای برنامه تان برای دست و پا کردن شغل. برای ادامه راه نیاز به همفکری و حمایت روحی دارید.
اگر تمایل داشته باشید در همین وبلاگ مثل سال 91 یک برنامه "همه با هم" راه می اندازیم تا این حمایت فکری روحی فراهم شود.  نظرات و درددل ها هرچه که هست همینجا بنویسید تا فکری برایش بکنیم. از سال آینده دیگر درددل نخواهیم کرد فقط با انرژی دنبال برنامه ها خواهیم بود.  به همدیگر انگیزه و امید خواهیم داد. یک کم دغدغه ها را بنویسید تا ببینیم ویژگی های "همه با هم" امسال چه باشد.

پی نوشت: به جای این که سین جیم های عید دیدنی ها را در ذهن مرور کنید سئوال هایی را که در مصاحبه استخدامی یا بستن قرار داد ممکن است پرسیده شود تجسم کنید و پاسخ بیابید. مصاحبه استخدامی است که در آینده شما اهمیت دارد نه صحبت های عید دیدنی!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نمودار های جالب

+0 به یه ن

نمودار های این مقاله را ببینید. به خصوص به آمار استان قم و خراسان رضوی توجه کنید!
آمار استان البرز و استان بوشهر هم جالبه. 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ][ 2 ][ 3 ]