بزرگ خاندان و دربارش

+0 به یه ن

یکی بود یکی نبود. تا حدود بیست سال پیش یک بزرگ خاندانی بود که در بین فامیل خیلی برو بیا داشت.مرتب مهمانی می داد و اعضای فامیل را جمع می کرد. در مهمانی ها راجع چی صحبت می کردند؟ ازدواج ها و طلاق های صورت گرفته در فامیل را تجزیه و تحلیل می کردند. اگر یک ازدواج معمولی به دور از هیاهو و رسوایی بود در جمع مهمانی   حتما بایستی  تحلیل می شد که داماد بیشتر در این ازدواج «سود» کرده یا عروس؟ (انگار که معامله است!)اگر ازدواج همراه با جنجال و رسوایی بود ماه ها درباره اش بحث می شد. همه اتفاقات شاخ و برگ داده می شد.

اعضای فامیل که اهل مطالعه بودند و این قبیل بحث ها را دون شان خود می دانستند گاهی در مقابل شرکت در این مهمانی ها مقاومت می کردند. می خواستند روز جمعه در خانه بنشینندو کتابی بخوانند یا کارهنری کنند یا با دوستانی که به لحاظ سطح فکر وسواد همپایه خود هستند معاشرت کنند. اما در یک خانواده گسترده که چنان بزرگ خاندانی دارد اختیار روزهای تعطیل آدم دست خود آدم نیست. مگر این که کاملا اعلان جنگ نماید که بیشتر آدم ها می دیدند نمی ارزد.

اون اعضای فامیل که نسبت به بهداشت حساس بودند هم زیاد از پذیرایی آن خانه مطمئن نبودند. می گفتند در رستوران ها و اغذیه فروشی ها کارکنان تست های پزشکی می دهند و آموزش بهداشتی می بینند. اما ما که نمی دانیم آشپز این خانه آسکاریس دارد یا نه.  از کجا معلوم روزی که با خانم خانه حرفش شده از روی حرصش در غذا مهمان ها تف نکرده باشد؟


اعضای فامیل می دانستند به لحاظ مالی از این بزرگ فامیل  بخاری برایشان بلند نمی شه. می دانستند اگر روزی نیاز به قرض گرفتن پول داشته باشند آخرین کسی که ممکن هست به آنها پول قرض دهد همین بزرگ فامیل خواهد بود و آن هم تحت شرایطی بسیار نامطلوب (و بعد از این که همه شهر موضوع را فهمیدند!).
اعضای فامیل باز هم می دانستند که وقتی بزرگ فامیل یکی همپایه خود به لحاظ اقتصادی می بیند به زحمت جواب سلام اینها را می دهد.

با همه این ایرادهایی که گفتم دربار بزرگ خاندان بسیار محبوب بود، درست همان طوری که مجلات زرد وسریال ها تلویزیونی شبکه جم در همه جای دنیا محبوبند!
البته یک کاربردی هم مهمانی های بزرگ فامیل داشت. دختران دم بخت در این مهمانی ها خواستگار سنتی می یافتند. پذیرایی در مهمانی ها تابع هیرارشی سفت وسختی بود. خدمتکارها چایی می گرفتند و بشقاب های میوه را تمیز می کردند. دختران دم بخت بسته به این که چه قدر مورد تایید و تکریم بزرگ خاندان باشند شیرینی ها را جلوی مهمان ها -به منظور جلب توجه خواستگاران احتمالی- می گرفتند. پرمایه ترین شیرینی توسط عزیزترین دختر دم بخت گرفته می شد و به این ترتیب، شانس جذب ثروتمندترین خواستگار برای او بالا می رفت.

کم کم نسلی بالا آمدند که علاقه ای به این نوع ازدواج نداشتند. بی توجه به تجزیه و تحلیل های متعارف در  این نوع مهمانی ها کسی را برای ازدواج انتخاب کردند که اصلا خارج از این جمع بسته بود و در کلاس بندی های آنها نمی گنجید. اهداف زندگی اش هم متفاوت بود.
در ابتدای کار بزرگ خاندان وا نداد. می خواست نفوذ خود را بر این قبیل جوانان و همسرشان هم اعمال کند. روشی هم که برگزید کوک کردن پدر و مادر این جوان خودسر علیه او  و همسرش بود. امروز با آب زیرکاهی نکته ای عنوان می کرد که پدر و مادر آن تازه عروس یا تازه داماد را علیه فرزندش تحریک می کرد. فردا در خانه آنها دعوا می شد. پس فردا بزرگ خاندان آنها را دعوت می کرد و با ریش سفیدی و گیس سفیدی آشتی شان می داد. روی هم  را می بوسیدند اما هنگام خداحافظی باز بزرگ خاندان یواشکی در گوش پدر  و مادر چیزی می خواند که فتنه ای نو شروع می شد و روز از نو و روزی از نو.
اولین موج این نوع ازدواج ها که شروع شد  برخی از جوان های بعدی تصمیم گرفتند شمشیر را از رو ببندند و راه دخالت  بزرگ خاندان را کامل سد کنند. خیلی آسان نبود. والدین توسط بزرگ خاندان به شدت بسیاری علیه فرزندانشان تحریک شدند و آزار روحی ای به فرزندانشان روا داشتند که فرد باوجدان نسبت به فرزند دشمنش روا نمی دارد.
اما جوانان فهمیدند که از اوقات فراغت خود می توانند استفاده بهینه ای کنند.  حتی از لحاظ همان مسایل مالی که ظاهرا نقطه قوت بزرگ خاندان بود و نبود آن در دستان خودشان اهرم فشار والدین بر آنها!
  به تدریج فهمیدند اگر از سیطره آن بزرگ خاندان که به عمد همه را  از خود پایین تر نگاه می داشت بیرون آیند می توانند  دوستانی بیابند که آنها را در سرمایه گذاری های سودده راهنمایی کنند.
بعد از بیست سال آنها که خود را به موقع از سیطره بیرون کشیدند به لحاظ مالی هم از کسانی که در مهمانی های بزرگ فامیل همسر یافتند جلوتر افتاده اند. (از لحاظ صمیمیت و یکرنگی و رمانس در خانه که ناگفته پیداست کدام یک خوشبخت ترند.)

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نظر سنجی در مورد انتقال آب ارس به تبریز

+0 به یه ن

دوستان عزیز وبلاگ و کانال مینجیق

در ستون کناری وبلاگ یک نظر سنجی در مورد انتقال آب ارس به تبریز گذاشته ام. متشکر می شوم اگر در آن شرکت کنیدو نظر خود را بیان دارید.

گزینه ها به این قرار هستند:

۱)  موافقم.
اگر خواستید نظر تفصیلی خود را با کلیک روی دگمه «باخیش» در زیر بنویسید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

چشم و همچشمی در برگزاری مراسم سوگواری موقوف!

+0 به یه ن

امروز فضای مجازی پر بود از فیلم ها و مطالب راجع به تشییع جنازه باشکوه خانم پرستاری در خرم آباد که از کرونا فوت شده است.
روحش شاد و یادش گرامی!
اما تشییع جنازه باشکوه به چه دردی می خورد؟ ای کاش آن عزیز یک پرستار گمنام در خرم آباد می ماند اما می ماند!

اگر واقعا کادر درمانی کشورمان را عزیز می داریم،
با رعایت فاصله اجتماعی و توصیه های بهداشتی مربوطه در سلامت این عزیزان زحمتکش و فداکار
بکوشیم.

🍀@minjigh

اگر خدای ناکرده در شهر شما یکی از کادر درمانی از کرونا فوت کرد شمارابه خدا تلاش نکنید مراسمی باشکوه تر از مراسم خرم آباد برگزار کنید.

چشم و همچشمی بین شهری تان را بذارید برای یک کار سازنده تر و کم خطرتر.

خود همان کادر درمانی دارند تقریبا التماس می کنند مراسم سوگواری را تا کرونا هست برگزار نکنید چون که بدترین جا برای انتقال ویروس هستند!

این نوع مراسم
به نام کادر درمانی است اما به کام کرونا!

حالا منهای قضیه خطر انتشار کرونا، چشم همچشمی برای کش دادن و گسترش مراسم سوگواری یکی از مزخرف ترین و احمقانه ترین چشم و همچشمی هاست.

جامعه ما به شادی و تفریح کم خرج احتیاج دارد نه سوگواری طویل مدت رنگین و پرهزینه.
🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

چگونه کمتر مجبور به شستن دست ها شویم!

+0 به یه ن

می خواهم  توجه شما را به یک کاری که من برای حفظ محیط زیست انجام می دهم جلب کنم. در ماه های کرونایی این کار یک مقدار کار مرا در آشپزخانه سبک تر کرده و خیالم را راحت تر کرده.

من معمولا کیسه های نایلونی مخصوص خرید میوه جات را بیش از یک بار استفاده می کنم تا محیط زیست کمتر آلوده شود.
در فصل تابستان میوه ها  له شدنی هستند و درنتیجه علاوه بر نایلون به یک کاسه هم نیاز دارند.
من این کاسه و نایلون مربوطه را  تا خرید بعدی می ذارم پشت پنجره. دو سه روزی آفتاب به 
آنها می خورد و کروناهایشان کشته می شود. ( درسته که دما به آن اندازه نمی رسد که فوری ویروس کرونا را بکشد اما عمر کرونا با در دمای بالا کمتر هست.)
کاسه و نایلونی که دیگه مال ما شده و کرونایش هم مرده، قابل اعتماد تر از کاسه و نایلونی است که از مغازه می گیریم و امکان دارد آلوده باشد.

حالا که صحبت از کرونا شد یادآوری می کنم اگر می توانیم در خانه بمانیم و اگر باید از خانه خارج شویم فاصله اجتماعی را رعایت کنیم. عدم رعایت این نکات  قهرمانی  و شجاعتی قابل ستایش و افتخار نیست! کاملا برعکس! نشانه بی وجدانی ای شرم آور  است. کادر درمانی تحت فشار و خطرند. با بی ملاحظگی و لاف  لوطی گری آنها را بیشتر اذیت نکنیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

خواهی نشوی رسوا

+0 به یه ن

اگر دانش آموز مدرسه فرزانگان هستید و اگر هدف شما درخشیدن در مرزهای دانش و فن آوری است خارج از آموزه های مدرسه فرزانگان دنبال منابع الهام بخش و انگیزه بخش باشید. گمان نمی کنم آموزه ها و شعارهای فرزانگان در این جهت کمک زیادی به شما بکنند. مبادا توی این خط بیافتید که برای این که فضای مدرسه فرزانگان را از خود راضی سازید و زنی مطابق آموزه های آنان شوید، تیپی به هم بزنید وشعارهایی دهید که جامعه از شما بیزار شود. خیلی روی این که EQ بالا داشته باشید و به این وسیله، نورچشمی مسئولان سمپاد شوید تلاش نکنید. ای-کیو ای که آنها به شما می آموزند شما را در بین فامیل و همسایه ها منفور خواهد ساخت. چه بسا باعث خواهد شد بین شما و والدین یا خواهربرادرتان تنش به وجود آید. 


 شما همان به ریاضی و فیزیک و شیمی و .... بچسبید. در این صورت به لحاظ علمی می درخشید. در جامعه هم منفور هم نخواهید شد. اگر نه همه،  دست کم قشری از جامعه هستند که به کسی که در این رشته ها می درخشد با دیده تحسین می نگرند. وقتی دانشگاه رفتید، از بین همین قشر، عاشق هم براتون پیدا می شه. یک زندگی نرمال خانوادگی هم می توانید داشته باشید. 

 اما اگر بخواهید خیلی دنبال آن باشید که مطابق آموزه های مسئولان سمپاد ای-کیو بالا داشته باشید، جامعه به شما به چشم جوجه تئوریسین های گشت ارشاد و نظایر آن خواهد نگریست و از شما کینه به دل خواهد گرفت. روز به روز هم این بیزاری دارد بیشترو عمیق ترمی شود. برای جذب شما به آن سو،   از طرف مدرسه مرتب در گوشتان خواهند خواند که "آدم نباید "تک بعدی باشد. Eq برتر از iq آمد پدید. تنها با فرمول های ریاضی نمی شود به جامعه خدمت کرد. و....." اگر خیلی نگران خدمت به جامعه و تک بعدی نشدن هستید در کارهای خانه یک مقدار کمک والدین تان کنید! یک کار نیمه وقت برای خودتان راه بیاندازید تا به این وسیله وارد جامعه شوید. این طوری به طور دست اول جامعه را خواهید شناخت. آن چه که مسئولان سمپاد به عنوان شناساندن جامعه به خوردشما می دهند لزوما خیلی واقعگرایانه نیست. اگر خییییلییییی دیگه می خواهید جامعه را بشناسید  و واقعا به جامعه خدمت کنید، به یکی از این سمن ها یا بنیادهای خیریه ای  که جدی کار می کنند همیاری دهید. با شعار نویسی و چسپاندن چند تا مقوا به دستور مسئولان مدرسه تان شما از تک بعدی بودن در نخواهید آمد. اون طوری اون یک بعدتان را هم ازدست می دهید تبدیل به نقطه می شوید! 🍀@minjigh 


 بر خلاف نظر عمومی، افرادی  که اولویت شان کارپژوهشی در علوم پایه هست بیشتر از رازهای معمولی مردم باخبر می شوند تا اونهایی که دغدغه اصلی شان سرک کشیدن در زندگی مردم هست. می دانید چرا؟! چون مردم با تمام قوا، رازهای خودشان را از فضولی باشی محله واداره و فامیل و مدرسه پنهان می کنند اما وقتی به این قبیل افراد می رسند رازهای دلشان را می گویند چون به درستی می دانند اونها همونجا می شنوند و بعد که آنها رفتند می روند سراغ ضرب وتقسیم خودشان و از راز ایشان سو استفاده خاصی نمی کنند. یعنی اصلا وقت و حوصله این که نقشه بکشند تا از راز یک نفر سو استفاده کنند یا به کس دیگر بازگو نمایند ندارند. البته این همه درددل که می شنوند کم کم تصویری از جهان بیرون و دنیای آدم های اطراف برایشان  می سازد که حتی فضولترین ها هم شانس آن را ندارند که به چنین تصویری دست یابند.  

توی خط ای-کیو افتادن به سبک آن چه که مسئولان مدرسه در یک کشور ایدئولوژیک بچه ها را به آن تشویق می کنند اثری کاملا عکس دارد. مردم خود واقعی شان را جلوی این قبیل دانش آموزان که توی خط ای-کیو افتاده اند نشان نمی دهند. یارو داشته آهنگ داریوش گوش می کرده اون جوانکی را که توی خط ای-کیو افتاده را دیده و به او گفته داشتم نوحه گوش می دادم. به این ترتیب اون دانش آموز همان جامعه دوروبر خودش را هم به اندازه همکلاسی که دغدغه ای جز حل مسایل ریاضی و فیزیک نداره نمی شناسه. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مزایای احیای قنات

+0 به یه ن

من یک محاسبه سرانگشتی کردم دیدم که اگر هزینه واقعی برق ( ٧٢١ تومان بر کیلووات ساعت بنا بر گزارش سال ١٣٩٧ ایرنا) را در نظر بگیریم و اختلاف ارتفاع ارس و تبریز را ٦٠٠ متر بگیریم ، هزینه برق انتقال آب بر هر مترمکعب معادل هزار و چهارصد تومان خواهد بود. در حالی که هزینه تهیه متوسط آب شهری بر مترمکعب ١٠٠٠ تومان هست توجه کنید ١٤٠٠ تومن تنها هزینه برق برای پمپاژ هست. به این مبلغ هزینه تصفیه و .... را هم باید اضافه کرد. حالا هزینه لوله کشی از ارس به تبریز بماند! این که گفتم با فرض آن بود که لوله ها قبلا کار گذاشته شده اند. در حالی که برای آب قنات نیازی به پمپاژ نیست. در نتیجه این بودجه بزرگ می ماند در جیب مان. 


 فقط هم بحث سود اقتصادی نیست. اگر قنات و برج خلعت پوشان هر دو سروسامانی یابند مقصد بسیار خوبی برای تورهای یکروزه دانش آموزان شهر خواهد بود. دانش آموزان هم با قنات آشنا می شوند هم در مورد تاریخ شهر با بازدید از برج خلعت پوشان می آموزند و هم از سایت کشاورزی بازدید می کنند و چیزهایی در مورد کشاورزی یاد می گیرند چی بهتر از این؟ آینده شهر و توسعه پایدار آن نیاز دارد که دانش آموزان چنین آموزش هایی را از طریق بازدیدو برنامه نیمه تفریحی -نیمه آموزشی ببینند. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

چرا فمینیزم به نفع مردان هست؟

+0 به یه ن

من زیاد دیده ام که مردم تعجب می کنند از این که می بینند فلان خانم که عقاید فمینیستی راسخ داره در زندگی زناشویی بسیار سازگارتر از دیگران زنان هست که اتفاقا ضدفمینیست هستند! به نظر عموم متناقض می آد. تناقضی در کار نیست! طبیعی هست که فمینیست ها در زندگی زناشویی موفق تر و سازگارتر باشند. چرا؟! چون که در ذهن یک فمینیست این طور نیست که مرد علی الاصول یک موجود خارق العاده هست. در نتیجه وقتی ضعف های همسرشان را می بینند خیلی به هم نمی ریزند. او را هم یک آدم می دانند مثل خودشان که از جهاتی ممکنه از خودشان قوی تر باشه و از جهاتی ضعیف تر. در صورتی که زنانی که به برتری اعتقاد قلبی دارند وقتی با انواع و اقسام ضعف ها ی همسرشان مواجه می شوند به هم می ریزند و او را با گفتن "مرد نیستی" تحقیر می کنند و قشقرق به پا می کنند.


 فمینیست این توهم را نداره که مرد موجود کامل تری است درنتیجه با ضعف های همسرش هم منطقی تر برخورد می کنه. در جوامع فمینیست تر مردها راحت ترند. لازم نیست از خودشان یک تصویر ابرانسان بسازند تا تحقیر نشوند.لازم نیست ضعف هایشان را با هارت و پورت بپوشانند.

 من اگر پسری داشتم قطعا ترجیح می دادم با یک زن فمینیست ازدواج کنه تا زنی که از روی آموزه های صدا وسیما می خواهد شوهردارى کنه! تاکید می کنم زن فمینیست آزاداندیش! نه خدای ناکرده از اون تیپ زنها که گوش به فرمان یک ایدئولوگ دارند که شیرشان می کنه شما باید ثابت کنید از مردها کمتر نیستید. اون قبیل زنها را که به فرمان ایدئولوگ میخواهد ثابت کنه از مرد ها کمتر نیست خدا نصیب گرگ بیابان هم نکنه! همان زن سنتی صدها بار از اونها بهتره. دست کم نرمخوتر و انعطاف پذیرتره 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

به قول دوستان ترکیه ای: «عشق درد ندارد.»

+0 به یه ن

در بخش نظرات پست قبلی یکی از خوانندگان عزیز وبلاگ با نام مستعار «یه نفر» لینک صحبت های نایب رئیس شورای  حوزه علمیه یزد را فرستاد که در آن می گفت ازدواج جوانان به تعویق افتاده و جوانات مجبورند روزه ۱۵ ساله جنسی بگیرند و از دید خودش مسئله را آسیب شناسی و علت یابی کرده.  


در مورد این لینک بحث مفصل و پردامنه ای کردیم که با کلیک روی آردینی اوخو  در زیر می توانید بخوانید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل
آردینی اوخو

خلعت پوشان

+0 به یه ن

وقتی از تبریز به سمت تهران رهسپار می شوید در ۵ کیلومتری مرکز تبریز اگر به سمت راست خود بنگرید در دشتی سرسبز برجی آجری قدیمی به چشم تان خواهد خورد که باز مانده از عهد صفوی است. در دوران قاجار در این برج مراسم اعطای خلعت توسط ولیعهد انجام می گرفت. به همین دلیل نام این منطقه خلعت پوشان هست.

این منطقه اکنون دردست سایت تحقیقات کشاورزی وابسته به دانشگاه تبریز هست.

قنات مادر تبریز هم در این منطقه قرار دارد. چنان که در زیر می آورم روز یکشنبه آینده (۱۲ مرداد) سخنرانی ای در فضای مجازی  توسط استاد اعظمی  در مورد قنات های تبریز ارائه خواهد شد.
اگر از مسئولان و دست اندر کاران حفظ میراث فرهنگی کسی را می شناسید حتما او را تشویق کنید که در این وبینار شرکت کند. باشد که این سخنرانی انگیزه ای باشد تا هم قنات های تبریز سروسامانی یابند و کمبود آب تبریز را جبران نمایند و هم برج خلعت پوشان به عنوان یک میراث فرهنگی ارزشمند و جاذبه گردشگری حفظ و صیانت شود.

پی نوشت: یکشنبه آینده روز ۱۲ مرداد ساعت ۸ شب  جناب آقای دکتر اعظمی سخنرانی ای در فضای مجازی در مورد قنات های تبریز ارائه خواهند نمود. شرکت در این سخنرانی در فضای مجازی رایگان هست و به همه کس توصیه می شود. برای ثبت نام به سایت زیر مراجعه نمایید:
هدف از سخنرانی صیانت و حفاظت از قنات های باقی مانده تبریز به خصوص قنات مادر و سرچشممه منطقه خلعت پوشان هست.
 برگزار کننده ها «انجمن سبزاندیشان تبریز» و «سازمان مردم نهادخانه معماران چلیپا» هستند.
برای شرکت کننده ها گواهی حضور هم صادر می شود.
لطفا همه علاقه مندان را دعوت به شرکت در این برنامه نمایید. به خصوص  دوست داران محیط زیست، مهندسان و مسئولان و دست اندرکاران حفظ میراث فرهنگی را.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آب تبریز

+0 به یه ن

در هفته های اخیر هر از گاهی آب مناطقی از تبریز قطع می شود. در این شرایط گرما و کرونا این قطعی آب بی اندازه آزاردهنده هست. 

یکی از نماینده های تبریز اخیرا از کارشکنی در انتقال آب ارس به تبریز گفته و این کارشکنی را دال بر مظلومیت تبریز دانسته.
واقعیت این هست که در اطراف خود تبریز به اندازه کافی آب هست و نیازی به  پروژه  زمانبر، پر هزینه و مناقشه بر انگیز انتقال آب از ارس نیست. حدود۳۰-۴۰  درصد آب مصرفی شهری، در شبکه آبرسانی از مبدا (پشت سدها) تا به خانه مردم برسد به هدر می رود. حجم زیادی از آب  (دست کم به اندازه مصرف یک شهر ۲۵۰ هزار نفری) در صنایع بزرگ مادر در اطراف تبریز  به هدر می رود.
علت این هست که از تکنولوژی های منسوخ و لوازم فرسوده استفاده می کنند. با هزینه ای بسی کمتر از هزینه انتقال آب از ارس می شود اینها را بهینه کرد تا اتلاف آب به حداقل برسد.  خوشبختانه شرکت های مهندسی خودتبریز قادرند که این صنایع را به تکنولوژی روز مجهز سازند تا اتلاف آب به حداقل رسد. در واقع شرکت های مهندسی خود تبریز برای شهرهای دیگر از این نوع پروژه ها انجام داده اند و تجربه کافی دارند. اگر مسئولان صنایع مادر تبریز -که غالبا دولتی هستند- دستی بالا کنند و چنین پروژه ای به شرکت های مهندسی برای بهینه کردن سیستم بسپارند  صرفه جویی ای که در مصرف آب خواهد شد بیشتر از میزان کمبود آبی است که اکنون وجود دارد.
 
 از آن سو  قنات های تبریز اگر پاس داشته شوند و سامان دهی شوند می توانند آب بخش قابل توجهی از شهر را تامین نمایند.  خوشبختانه در شهر تبریز کارشناسان آگاهی در این زمینه داریم که دانش کافی برای احیای سیستم قنات تبریز را دارند. امیدوارم مسئولان شهری به این نکته توجه کنند وپروژه سامان دهی  قنات ها رابه این کارشناسان عزیز بسپارند.

 برای این که این اهداف عملی شوند نیاز آن هست که مسئولان به فکر باشند و پی گیری نمایند.
فشار افکار عمومی در چند هفته اخیر مسئولان را در چند مورد وادار ساخته است که با خواسته های مردم کنار بیایند.
تا شرایط به گونه ای است که مسئولان به افکار عمومی سر خم می کنند، این موضوع را در فضای مجازی پی گیری کنید، به امید این که ترتیبی دهند که مشکل آب تبریز  برای همیشه و به طور اصولی حل شود و در تابستان های  آینده قطعی آب نداشته باشیم.


پی نوشت: یکشنبه آینده روز ۱۲ مرداد ساعت ۸ شب  جناب آقای دکتر اعظمی سخنرانی ای در فضای مجازی در مورد قنات های تبریز ارائه خواهند نمود. شرکت در این سخنرانی در فضای مجازی رایگان هست و به همه کس توصیه می شود. برای ثبت نام به سایت زیر مراجعه نمایید:
هدف از سخنرانی صیانت و حفاظت از قنات های باقی مانده تبریز به خصوص قنات مادر و سرچشممه منطقه خلعت پوشان هست.
 برگزار کننده ها «انجمن سبزاندیشان تبریز» و «سازمان مردم نهادخانه معماران چلیپا» هستند.
برای شرکت کننده ها گواهی حضور هم صادر می شود.
لطفا همه علاقه مندان را دعوت به شرکت در این برنامه نمایید. به خصوص  دوست داران محیط زیست، مهندسان و مسئولان و دست اندرکاران حفظ میراث فرهنگی را.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل