هر گز یک ایرانی را تهدید نکن!

+0 به یه ن

چندی پیش سر زبان ها افتاده بود که آقای ظریف در مذاکرات هسته ای خطاب به یکی از سفرا ی غربی گفته "هرگز یک ایرانی را تهدید مکن!" این عبارت که بی شباهت به کُرکُری نیست به مذاق خیلی ها خوش آمد. اما من ناراحت شدم شنیدم چنین حرفی زده شده. چیزی که من می خواستم اتفاق بیافتد برداشتن تحریم ها بود نه کرکری خواندن. می ترسیدم باز سر لج و لجبازی که تنها مصرف داخلی دارد تحریم ها بمانند و سخت تر شوند و دودش برود به چشم ملت!
اما خوشبختانه چنین نشد. در مصاحبه دیدنی ظریف در برنامه دید در شب، رشیدپور سئوال می کند که قضیه چه بوده. ظریف جوابی می دهد که  به عقیده من باید بارها و بارها بازگو شود و جا بیافتد. اولا تاکید می کند که او هرگز نمی خواست که صحبت های این چنینی اتاق مذاکره به بیرون درز کند. ثانیا فضا را شرح می دهد و می گوید طرف مقابل چون عصبی بوده دستانش را شدید تکان می داده وبی اختیار خودکار از دستش به سوی یکی از ایرانیان پرت شده. ظریف در چنین فضایی آن جمله را گفته. آقای ظریف از این که نام آن فرد عصبی  را فاش کند امتناع کرد. تاکید هم نمود که بلافاصله بعد از گفتن آن جمله سعی کردیم فضا را از وضعیت متشنج در بیاوریم و به مذاکرات سازنده ادامه دهیم.  عقلانیت حکم کرده که کرکری خواندن را زودتر تمام کنند.
روانشناسی مذاکرات چیز پیچیده ای است. "درشتی و نرمی به هم در به است." خوشبختانه "یار ما (ظریف) این دارد و آن نیز هم!"
این که کجا محکم صحبت کنی و کجا نرمی نشان دهی پختگی و خبرگی و استعداد مذاکره کننده را می رساند.
خوشحالم که  اکنون در سیاست خارجی مان کسانی داریم که در این گونه ظرافت های کلامی  استادند.
در مذاکره بر سر مسایل ریز و درشت داخلی وبین المللی نیز باید چنین عمل کنیم.

به طور خاص اگر می خواهیم مسئولان محلی و نمایندگان ما بروند و کاری اساسی در جهت حفظ محیط زیست (مثل احیای دریاچه اورمیه) یا حقوق زبانی تورکان و.... انجام دهند کسانی را باید انتخاب کنیم که ظرافت های کلامی را بشناسند نه آن که افتخارشان بد فارسی حرف زدن باشد و وقتی هم که ترکی حرف می زنند الکی کرکری بخوانند و حرف هایی بزنند که مجبور شوند فوری پس بگیرند و عذر بخواهند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بد دفاع کردن مضرتر از سکوت هست.

+0 به یه ن

درپی نوشته های اخیرم یکی از خوانندگان وبلاگ نوشت که نباید از روی تنها یک سخنرانی آقای قاضی پور در مورد وی قضاوت کنم. باید سخنان قبلی او را هم در مجلس بشنوم. در زمان مجلس هشتم من بحث های مجلس در مورد نجات دریاچه اورمیه را به دقت و جدیت دنبال می کردم. اظهارات را یادداشت می کردم. محاسبات سرانگشتی می کردم ببینم همین طوری عدد و رقم می پرانند و یا پشت اظهاراتشان کارکارشناسی جدی  است.
نام آقای قاضی پور در این مباحثات زیاد می آمد. همان زمان نیز من رویکرد آقای قاضی پور را نمی پسندیدم. به نظر من نتیجه صحبت هایشان بیشتر سر  زبان انداختن نام خودشان بود نه برداشتن قدم های موثر برای نجات دریاچه اورمیه. این نوشته در شهریور سال 92 و نوشته اخیرم در همین راستاست. عزیزی می گفت علت محبوبیت آقای قاضی پور در بین قشری از مردم آذربایجان و اردبیل و زنجان اظهاراتی است که وی در مجلس در دفاع از ترک ها و زبان ترکی ایراد کرده است.
قدری در اینترنت گشتم  و دیدم که او به هیچ وجه تنها نماینده ترک مجلس نبوده که چنین کرده است. همه نماینده های ترک مجلس اعم بر اصلاح طلب و اصولگرا چنین اظهاراتی در مجلس داشته اند. طبیعی هم هست چنین باشد. اولا که در ده سال اخیر اغلب ترک ها چنین می کنند. (من خودم از وقتی یاد دارم روی این  موضوع تعصب داشتم و توهین بر ترک ها را برنمی تافتم و واکنش نشان می دادم.) ثانیا وقتی نماینده ای ببیند مردم حوزه انتخابیه اش به چنین موضوعی حساسیت دارند "پیاز داغ" واکنش علیه توهین به ترک ها را بیشتر می گذارند که محبوبیت بیشتری کسب کنند. انصافا برخی از نماینده ها به دور از عوامفریبی در این زمینه کارهای خوبی کرده اند. چه اصولگرا  چه اصلاح طلب. بی سرو صدا و جنجال آرام به برخی از نشریات که در آنها توهینی صورت گرفته بود تذکر داده اند و نشریه هم معذرت خواسته و اشتباه خود را تصحیح کرده. این کار قابل تقدیر هست که این نماینده ها نیامده اند برای این که اسمشان سرزبان ها بیافتد  و قهرمان جلوه کنند سر این موضوع جنجال به پا کنند. نتیجه جنجال ضربه خوردن جوانان و دانشجویان ترک بود و ضربه ای دیگر به پیکر نحیف جراید ایران. از آن گونه جنجال هیچ کس سودی  نمی برد. امتیازی هم در جهت حفظ زبان مادری گرفته نمی شد. شاید از جهات دیگر به این نماینده ها انتقادات فراوان وارد باشد اما این که در این مورد پخته عمل کرده اند  و بی سر وصدا جلوی جنجال های ویرانگر را گرفته اند جای تحسین و تقدیر دارد.
آری! در این که آقای قاضی پور در دفاع از زبان ترکی اظهاراتی داشته ابدا تنها نبوده. اغلب نماینده های آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل بارها وبارها همین کار را کرده اند. علت این که آقای قاضی پور جلب توجه کرده این نبوده که بهتر -یا حتی بیشتر- به دفاع پرداخته. کاملا برعکس! چون ادبیات و محتوای گفتارش در شان مجلس نبوده توجه اصحاب رسانه را جلب کرده. در نتیجه حرف هایش تیتر روزنامه ها شده. قسمت های سخنرانی اش در فضای مجازی دست دست گشته. اما وقتی نماینده ای دفاعی وزین در چارچوب مجلس می کند آن قدر برای مردم کوچه بازار جذاب نیست که توجه کنند.
گویا به طور خاص این سخن آقای قاضی پور که "ما حضرت سلیمان نیستیم....." خیلی برای او محبوبیت کسب کرده.  خوب! نه سئوال آقای کوچک زاده در شان مجلس بوده و نه پاسخ آقای قاضی پور. تقبیح نمی کنم که چرا چنان جوابی داده. بالاخره چنان سئوالی چنین جوابی هم دارد! تاسف می خورم که چرا وقت مجلس کشور ما چنین تلف می شود و نماینده ها به جای حل مسایل کشور به چنین یکی به دو هایی می پردازند.  امیدوارم مجلس بعدی وزین تر باشد و مسایل اساسی در آن مطرح شود نه یکی به دو در این سطح نازل.
اما  محتوای حرف ایشان! ببینید اگر منافع ملی ما ایجاب کنه که نماینده بفرستیم به کشور موزامبیک اون نماینده وظیفه دارد که زبان سواهیلی را در حد درجه یک بیاموزد. تمام زیر و بم زبان را یاد بگیرد تا بتواند برای منافع ما در کشور موزامبیک مذاکره کند نه آن که آن زبان را  آن قدر بد حرف بزند که "سوژه خنده" شود!
اگر نمی خواهد یا نمی توانداین کار را بکند شایسته نمایندگی ما برای تامین منافع در موزامبیک نیست. حقوق می گیرد که برود با زبان فصیح سواهیلی با موزامبیکی ها سخن بگوید  و منافع ما را تامین کند. حقوق نمی گیرد که با سواهیلی دست و پا شکسته برود برای مردم موزامبیک هارت و پورت کند خودش را سوژه جراید موزامبیک کند و بعد هم بی آن که دستاوردی داشته برگردد بگوید به من کف بزنید چه قهرمانانه زدم توی دهن مردم موزامبیک.
مثال سواهیلی  و مردم موزامبیک را چون خیلی از ما دور بود  زدم تا منظورم روشن شود.  در مثل جای مناقشه نیست.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

راهی ساده برای امتیاز کسب کردن برای آینده شغلی پسرانمان

+0 به یه ن

الان همه دنیا به اون سمت می ره که فضای حرفه ای را از ادبیات ضد زن پاک کنه. مردهایی که ادبیات ضد زن دارند شانس کمتری دارند که در موسسات و شرکت های سرشناس بین المللی کار پیدا کنند. ایران ما هم به زودی به همین سو خواهد رفت این جریانی هست که ده پانزده سالی است راه افتاده و هر سال هم خروش آن بیشتر می شه.

اگر به یک پسر انگ مردسالاری و ضدزن بودن بخوره شانس ها و موقعیت های شغلی بسیاری را از دست خواهد داد.

من اکر صاحب پسری بودم از این که چنین انگ ضد زن به پسرم بخورد وحشت می کردم.
به نظرم راه چاره بی خرج بی هزینه و بی ریسک آن هست که دست کم از تبریز خانم زهرا ساعی را با رای بالای سیصد هزار نفری راهی مجلس کنیم

چه خوشمان بیاید چه نیاید مردم در همه جای دنیا استریوتایپینگ می کنند. حرکت خوب یا بد یک نفر را به همه همشهری ها و گاه همزبانانش تعمیم می دهند. مثلا انگ می بندند که ترک ها مردسالار هستند. این انگ شاید الان چندان مشکلی برای استخدام پسران ما ایجاد نکنه ولی پنج شش سال بعد که آن موج به ایران هم می رسه برای آینده شغلی پسرانمان ممکنه امتیاز منفی حساب بشه.

از طرف دیگه حرکت مثبت را هم مردم (چه خوشمان بیاید چه نیاید) تعمیم می دهند. مثلا اگر در تبریز مردم به جهت حمایت از حقوق زنان رای بالایی به خانم ساعی بدهندخواهند گفت مردان و پسران تبریزی طرفدار حقوق زنان هستند و این در دنیای مدرن امروزی یک امتیاز به حساب می آید

راحت تر اینه که برویم و امروز رای چند صدهزار نفری به خانم زهرا ساعی بدهیم و این امکان فراهم کنیم که پسرانمان در آینده به عنوان مردانی از شهر طرفدار حقوق زنان همین طور الکی امتیاز مثبت بگیرد تا آن که فردا روزی بیاییم گله کنیم و شکوه سر دهیم که حالا یک نماینده ای آمد چرند و پرندی گفته شما چرا به حساب گل پسر قند عسل چشم بادامی من می نویسید و او را از امتیازات محروم می کنید. به جای این که فردا از این موضوع شکایت کنیم و کسی گوش به حرفمان ندهد امروز سعی کنیم شهرتی مثبت و از جنس زمان برای شهرمان با رای به طرفداران حقوق زنان کسب کنیم.

یک مادر تبریزی برای دفاع از حقوق و آینده پسرش همه کار می کند. رای دادن به یک کاندیدای زن که چیزی نیست
من این را از منظر مفهوم آشنای حفاظت یک مادر از حقوق و آینده شغلی پسرش می گویم.
ما در مورد امروز حرف نمی زنیم. در مورد سه چهار سال آینده حرف می زنیم. اتفاقا تبریزی های اصیل بسیار آینده نگر هستند
اسکویی ها که از تبریزی ها هم آینده نگر ترند.
ما درمورد آینده پسرهای نوجوان امروزی حرف می زنیم. تا زمانی که آنها به مرحله انتخاب شغل برسند شرکت های چند ملیتی هم ایران می آیند. استخدام در آنها مهم می شوند اونها هم به مسایل زنان حساس هستند و مردان زن ستیز را راه نمی دهند. یک مادر آینده نگر تبریزی برای آینده شغلی پسرش می رود و امروز به کاندیدای زن اصلاح طلب طرفدار حقوق زنان رای می دهد تا فردا امتیاز منفی ای از این جهت بیخودی به پسرش ندهند.
چه قدر اثر دارد؟! به اندازه ای اثر دارد که به زحمت نه چندان زیاد رای دادن به یک کاندیدای زن بیارزد

بیر دانا رای ورماخ دی دا! خرجی زحمتی خطری کی یوخدی!
اسکویی ها از تبریزی ها هم آینده نگر ترند. این حساب دو دو تا چهارتایی که من برای آینده شغلی پسرهامون کردم بین اسکویی ها بیشتر هم خریدار خواهد داشت

پی نوشت: این هم از سایت خانم زهرا ساعی

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بهترین واکنش

+0 به یه ن

 من فکر  می کنم بهترین، موثرترین،، کم عارضه ترین، کم خطر و کم ریسک ترین و مفیدترین واکنشی که در برابر سخنان ضد زن منسوب به آقای قاضی پور می توانیم نشان دهیم این هست که سعی کنیم سرکار خانم دکتر زهرا ساعی کاندیدای اصلاح طلب از تبریز دست کم دو برابر آقای قاضی پور رای بیاورند. اگر خانم های تبریزی اسکویی و آذرشهری و باباهای تبریزی  اسکویی آذرشهری دختر دار بروند به خانم زهرا ساعی رای بدهند تعداد رای هایش به راحتی از دوبرابر رای های قاضی پور بیشتر می شه

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

فایده ای داره یا نداره؟!

+0 به یه ن

به نظر من ما ایرانی ها در مواجهه با مسایل سیاسی گاهی از این ور بام می افتیم و خیال می کنیم با شعار های گنده  دادن دنیا را لرزاندیم و بر وفق مراد کردیم. بعد از مدتی هم که دیدیم کسی برای این شعار ها تره هم خرد نکرد از آن سوی بام می افتیم و می گیم هیچ فرقی نمی کنه که ما به سیاست وارد بشویم یا نشویم. "همه تصمیم ها از قبل گرفته شده و ما هم این وسط هیچ کاره ایم!"
واقعیت نه آن هست و نه این. نه با چهار تا شعار ما ارکان قدرت جهانی یا منطقه ای می لرزه و نه اون جور هست که یک عده از ما بهترون  قادر باشند از چندین سال پیش برنامه بریزند که همه را آچمز کنند و ما دربست مجبور اختیارشان باشیم.
در واقع پیچیده تر از هر دو هست. برآیند نیروهای مختلف در جامعه سمت و سوی جهت گیری آن جامعه را نشان می ده. آن چه که در دهه پنجاه و شصت هجری در ایران پیش آمد حاصل برآیند نیروهای مختلف اجتماعی بود که از دهه بیست به این سو داشتند فعالیت می کردند. حاصل ایده هایی که یواش یواش داشتند پخته می شدند. برخی شان در داخل ایران برخی در خارج.
ما فعال مایشا نیستیم اما این وسط بی اراده و دست بسته  هم نیستیم! بسته به این که چه قدر آگاهی داشته باشیم چه قدر خوشفکر باشیم و چه قدر انرژی بذاریم  و چه قدر متحد داشته باشیم در سرنوشت جامعه مان در کنار نیروهای دیگه گاه مخالف ما هستند می توانیم تاثیر گذار باشیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آن چه مجلس جایش نیست کُر کُری خواندن است

+0 به یه ن

قسمت عمده کار نماینده های مجلس خارج از جلسات مجلس هست. نماینده خوبی که به واقع مدافع یک هدف نظیر احیای دریاچه اورمیه هست لزوما کسی نیست که زیاد سر این موضوع در صحن مجلس سر وصدا راه می اندازد. نماینده ای در راه اهدافی از این دست بیشتر و پیشتر می سازد که در کمیسیون های تخصصی فعال باشد و در ساعاتی خارج از جلسات مجلس بقیه سایر نمایندگان را با خوشرویی ولی با زبان و منطقی که برایشان قابل فهم باشد مجاب نماید که از طرح های مفید و کارآمد در این زمینه دفاع کند. باید آنها را مجاب کند که این طرح ها به مخارجش می ارزد. منافعی دارد در حد ملی.اگر طرح اجرا نگردد کل ملت متضرر می گردند نه فقط مردم حوزه انتخابیه وی (به یاد آورید که بنا به قانون اساسی نمایندگان مجلس در برابر کل ملت باید پاسخگو باشند نه فقط در برابر حوزه انتخابیه خود)
مثلا به بقیه نماینده ها توضیح دهد که اگر طرح احیای دریاچه اورمیه اجرا نگردد سه میلیون کشاورز حوضه در یاچه (این حوضه با آن حوزه فرق دارد) از کار بیکار می شوند. باغ هایشان شوره زار می شود مجبور می شوند دست خالی و بدون سرمایه به تهران و... مهاجرت کنند و این یعنی فاجعه در سطح ملی.
این گونه هست که می توان به نتیجه رسید. با سر و صدا در صحن مجلس و کُرکُری خواندن برای سایر نمایندگان دریاچه اورمیه احیا نمی گردد.
این نوشته  را در 29 شهریور سال 1390  (اواخر مجلس هشتم) در پی جنجالی بی اساس که برخی نمایندگان در مجلس  علیه سایر نمایندگان به پا کرده بودند منتشر کرده بودم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

خطاب به بابا های مهربون آذرشهری اسکویی و تبریزی

+0 به یه ن

در دور اول انتخابات مجلس دهم 14 خانم به مجلس راه یافتند. 7 نفر آنها از تهران و 2 نفر از اصفهان بودند که همگی اصلاح طلب می باشند. یک خانم اصلاح طلب هم از قزوین آمده. 8 نفر خانم هم به مرحله دوم انتخابات راه یافتند که تنها یکی از آنها یعنی خانم زهرا ساعی از تبریز اصلاح طلب هست. امیدوارم همشهریانم در مرحله دوم به خانم دکتر زهرا ساعی رای بیشتری بدهند تا به مجلس راه یابد. ده خانم اصلاح طلب طرفدار حقوق زنان در مجلس کافی نیست. حتی یک خانم بیشتر می تواند صدای آنها را در مجلس به طرز محسوسی رساتر کند. من از خانم های تبریزی اسکویی و آذرشهری طرفدار حقوق زنان و همه باباهای مهربان در این شهر ها که دختر دارند خواهشمندم در مرحله دوم انتخابات به خانم زهرا ساعی رای بدهند. قدرت گرفتن زنان اصلاح طلب به معنای اجحاف  کمتر در حق دختران شماست. یک رای می تواند تفاوت قابل توجهی در زندگی آنها ایفا کند. بابا های گرامی شما که برنمی تابید غریبه ای به دخترتان بگوید بالای چشمش ابروست نباید نسبت به این موضوع بی تفاوت باشید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

غیر خودی و در اولویت آخر بودن به ضرر ماست!

+0 به یه ن

از نظر من خیلی هم بین اصولگراها و اصلاح طلبان تفاوتی نیست. اما چیزی که در این میان اهمیت ندارد نظر من و امثال من هست! مهم اینه که خودشان فکر می کنند یا وانمود می کنند خیلی با هم فرق دارند.  شاید سر یک دیگ پلو بنشینند و با هم بخورند اما وقتی به گره از کار مردم گشودن می رسد خط کشی های خیلی پررنگ جناحی و خودی-غیر خودی دارند. برایشان خیلی مهم هست کی با آنها ست و کی با آنها نیست.
الان در تهران و شهرهای بزرگ دیگه اصلاح طلبان رای آورده اند. نتیجه تبریز هنوز معلوم نیست. اگر اصلاح طلبان در تبریز بالا نیایند این حوزه انتخابیه غیرخودی می تواند حساب شود و در تخصیص امکانات در اولویت آخر قرار می گیرد.
در مملکتی که همه راه ها به تهران ختم می شود و همه پروژه ها به درآمد نفتی وابسته هست   غیرخودی شدن در مجلس شوخی بردار نیست و می تواند سال ها رشد منطقه را به عقب راند. غیرخودی باشیم  دریاچه مان هم غیرخودی می شود و خشک شدنش بی اهمیت!
به نظر من بی تفاوتی در این لحظه عواقب جبران ناپذیری خواهد شد. هرکه را که در تبریز یا اسکو یا آذرشهر می شناسید با توضیح آن چه که صراحتا در بالا گفتم تشویق کنید که بروند در مرحله دوم انتخابات به لیست اصلاح طلب در زیر رای دهند:
1) بی مقدار
2) زهرا ساعی
3) عباس عباس زاده
4) علی اصغر الموسوی


لطفا این متن را در فضای مجازی انتشار دهید و مفاد آن را در فضای واقعی با آشنایان خود در میان بگذارید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مرحله دوم انتخابات تبریز

+0 به یه ن

همان گونه که می دانیم در تهران و برخی دیگر از کلانشهرها اکثریت نمایندگان  مجلس از جناح اصلاح طلب خواهند بود. بنابراین در مجلس دهم اصلاح طلبان غالب خواهند بود. هنوز چهار نماینده از شش نماینده تبریز مشخص نشده است. اگر آنها از جناح غالب اصلاح طلب نباشند حتی اگر نماینده های خوبی باشند نمی توانند برنامه های خود را جلو ببرند. نگرانم که اگر این چهار نماینده اصلاح طلب نباشند در اصطکاک های بین اصلاح طلبان و اصولگرایان و خط کشی های خودی نخودی که هر دو جناح دارند طرح احیای دریاچه اورمیه جزو قربانیان شود. با این ملاحظه فکر می کنم باید در روزهای آتی و تا روز مرحله دوم انتخابات هم و غم مان را بگذاریم برای این که تبریزی ها و اسکویی ها و اذرشهری ها را تشویق و مجاب کنیم بروند به چهار کاندیدای زیر رای دهند:
1) بی مقدار
2) زهرا ساعی
3) عباس عباس زاده
4) علی اصغر الموسوی




فکر کنم در حال حاضر این بهترین کاری هست که می شه کرد.  لطفا این نوشته را به اشتراک بگذارید و مفاد آن را به اشنایان خود بگویید.



بعد از انتخابات این نوشته حذف می شه.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مرحله اول انتخابات در تبریز

+0 به یه ن

در انتخابات مرحله اول تبریز آقایان پزشکیان و علیرضا بیگی انتخاب شدند. 8 نفر هم رفتند مرحله دوم که از بین آنها قراره 4 نفر انتخاب بشوند.
این نتیجه در خور توجه هست. توجه کنید هر دوی این آقایان قبلا مقامی داشتند که  از سوی مقامات بالاتر  به آن مقام "منصوب" شده بودند. آقای پزشکیان در دوره آقای خاتمی مدتی وزیر بهداشت و درمان بودند. آقای علیرضا بیگی در زمان آقای احمدی نژاد یعنی از سال 87 تا سال 92 استاندار آذربایجان شرقی شدند.
لابد مردم تبریز در دوره مسئولیت ایشان در این کارهای اجرایی از عملکردشان رضایت نسبی داشتند که رفته اند  به آنها رای داده اند.  هر دویشان (که یکی در دوره "اصولگرای" احمدی نژاد به مقام منصوب شده بود. دیگری در دوره خاتمی و اصلاح طلبان) بالای دویست هزار رای آورده اند که از یک حوزه انتخابیه حدود  دو میلیون نفری کم رقمی نیست. آقای پزشکیان سرلیست کاندیداهای اصلاح طلبان بود ولی آقای بیگی در آن لیست نبود. بگذریم از این که پزشکیان نیز شناخته شده تر از آن بود و هست که حضور یا عدم حضورش در آن لیست در تعداد رای هایش تاثیر قابل توجهی داشته باشد.

به نظر من این انتخاب پیام ها در دل خود دارد:
1) صرفنظر از اصولگرایی و اصلاح طلبی مردم تبریز به عملکردرای می دهند. رایشان به چهره های شناخته شده ای هست که در عرصه اجرایی کلان امتحان پس داده باشند و نمره نسبتا خوب گرفته باشند.
2)  پیام مردم تبریز به همشهری های خود که میز انتصابی در اختیار دارند این هست: این میز به  مسئولین قبل از تو وفا نکرد به تو هم وفا نخواهد کرد. اگر می خواهی در عرصه سیاست بمانی باید در عملکردت دغدغه های ما را منظور کنی. اگر از تو نسبتا راضی باشیم در انتخابات تو را به عرصه سیاست باز می گردانیم. اگر چنین چشم اندازی بعد از دوره مسئولیتت می خواهی هوای دغدغه های ما را داشته باش. بودن یا نبودنت در یک لیست یا انتسابت به فلان و بهمان جناح سیاسی خیلی برای ما مهم نیست.

به نظر من پیام های رسایی هستند. می توانند نوید بخش آینده ای بهتر باشند به شرط این که دغدغه های مردمی از حالت درخواست های عوامانه بیرون بیاید.  دست کم صورت ظاهر قضیه  چندان عوامانه نیست. دو نکته برجسته ای که در کارنامه آقای علیرضا بیگی در دوره استانداری آذربایجان شرقی در ویکی پدیا نوشته شده از این قرارند:

"وی به همراه آیت‌الله شبستری، نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی، بعد از وقوع زلزله آذربایجان شرقی، دو روز عزای عمومی در آذربایجان شرقی اعلام نمود.[۴] وی به سرعت عازم مناطق زلزله زده آذربایجان شرقی، شده و از میزان رسیدگی به زلزله دیدگان بازدیدهای پی در پی نمود. وی که قول بازسازی مناطق زلزله زده و ساخت واحدهای مسکونی را در همان روزهای اول طی دو ماه یعنی تا پایان مهرماه ۱۳۹۱ را داد.[۵]

تقویت روابط با کشورهای خارجی

وی تلاش‌های زیادی را برای بالا بردن سطح روابط بین تبریز، و دیگر کشورها از جمله: جمهوری آذربایجان، چین، ترکیه و... از لحاظ گردشگری، سرمایه‌گذاری، فرهنگی و... با سرمایه‌گذاری کشورهای خارجی در آذربایجان شرقی می‌باشد.[۶][۷] خواهرخواندگی استانبول و تبریز در ترکیه و با هیئتی با حضور وی انجام شد"

هر دوی اینها کارهای مهم اساسی به نظر می رسد. چه طور بگم؟! از جنس توزیع گونی سیب زمینی یا شکل مدرن تر آن " وعده دادن شارژ" نیست!

یا مثلا آقای پزشکیان برنامه های اصلی خود را مدیریت آب (به  خصوص نجات دریاچه اورمیه) و تلاش برای بهتر کردن راه ها (به خصوص راه آهن) عنوان می کردند (دوره نهم انتخابات این طور عنوان می نمودند) این دوره سخنرانی هایشان را تعقیب نکرده ام و اطلاع ندارم.

خوب! اینها درخواست های سطح بالا و معقولی هستند. پس مردم تبریز دغدغه های علی الاصول خوبی هم دارند.

اما نکته اینجاست که وعده ها چه قدر عملی خواهند شد؟! برای پی گیری وعده ها و ارزیابی عملکرد مسئولین و نماینده ها  باید روزنامه ها -به خصوص روزنامه های محلی- قوی تر باشند. نمایندگان و مسئولان را به چالش بکشند. منظورم هوچی گری نیست! باید کارگروه های تخصصی جدی باشند که عملکردها را ارزیابی کنند.

 با حلوا حلوا دهان شیرین نمی شه!
با جنجال به پا کردن هم دریاچه اورمیه پر نمی شه.
با ژست حکیمانه گرفتن هم دریاچه اورمیه پر نمی شه! پی گیری جدی و تخصصی می خواهد. بودجه می خواهد! کلی عرض کردم مستقل از چهره ها و شخصیت ها.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل