+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
در نوشته پیشین ام اشاره کردم که اغلب بزرگسالان از قبل عقایدی دارند و انتظار دارند که یک دانشمند یا مروج علم آن را تایید کند و تاکید کند که عقاید وی مبنای علمی دارد. اگر جز این بشنود دلخور می شود. اغلب بزرگسالان اگر از زبان یک ترویجگر علم بشنوند که عقایدشان علمی نیست عالم بودن مروج را (مستقل از جایگاه علمی او) زیر سئوال می برند نه عقاید غیر علمی خود را! یک ترویجگر آماتور علم (نظیر خود ما که تفننی هرازگاهی قدم در راه ترویج علم می گذاریم و کار اصلی مان پژوهش علمی یا آموزش رسمی علم در مدارس و دانشگاه هاست) وسوسه می شود که برای متقاعد کردن مخاطب از جایگاه علمی خود یا استادش مایه بگذارد. وسوسه می شود که به مخاطب بگوید «من یا استادم که فلان مدرک علمی را داریم و از بهمان جایگاه علمی برخورداریم این طوری می گیم، تو چی می گی؟!» یک ترویجگر حرفه ای علم می داند که این راه درستی نیست و نتیجه معکوس خواهد داد. با خرج کردن از آتوریته علمی نمی توان افراد را مجاب نمود که علمی بیاندیشند و تحلیل نمایند!
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اگر تجربه «ترویج علمی فکر کردن» در بین بزرگسالان داشته باشید، خواهید دید چه قدر به لحاظ اجتماعی دشوار هست. طولی نخواهد کشید که عده ای علیه شما صف خواهند بست و نیش و کنایه های زهرآلود به شما شلیک خواهند کرد. ظاهرا دوستانه اما در واقع بسیار خصمانه. حتی وقتی تولدشان را هم تبریک می گویید (تولدی که علی الاصول قرار نبود یادتان باشد اما یادتان بود) با نیش و کنایه از خجالت شما در می آیند. تعجب می کنید که مگر من چه کرده ام که مستحق این همه نیش و کنایه و بدگویی های این افراد شده ام؟!
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
به این ترتیب دانشجویان از همه ایران و حتی از افغانستان می توانند متنفع گردند. با این بودجه ناچیز و اندکی کار اجرایی می توان جلوی فاجعه بیسوادی نسل آینده فیزیکدانان و مهندسان و... نسل آینده را گرفت. همچنین با بودجه ای اندک،نهاد مزبور اعتبار نیکی در سطح دانشگاه های کشور به دست می آورد.
توجه کنید: سال اول دانشگاه زمانی است که شخصیت دانشجویی شخص شکل می گیرد. وقتی دانشجویی سر کلاس ترم فیزیک ۱ ملاحظه می کند که مطالب را به علت عدم تسلط به مفاهیم ریاضی نمی فهمد یا سرخورده می شود و حس کودنی به او دست می دهد. یا ملاحظه می کند که دیگران هم نمی فهمند و این نتیجه را می گیرد که دانشگاه جایی است که ۱- استاد درس می دهد ۲-دانشجوها هم نمی فهمند.۳- آخر سر هم استاد برای این که همه از درس نیافتند چندین نمره اضافه می کند. در نتیجه حتی بعد از این که انتگرال را هم یاد گرفت در فهمیدن دروس «شل» می شوند. اگر قبل از حذف انتگرال و... از دروس دبیرستان حدود ۲۰ درصد دانشجوها در دانشگاه شل بودند بعد از این اتفاق حدود ۸۰ درصد همان ترم اول شل می شوند. این یعنی فاجعه برای آینده کشور. این یعنی سونامی بیسوادی و ناکارآمدی.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
۱) در چهارم بهمن ساعت ۹-۱۱ صبح برنامه ای با عنوان «ترویج علم: رویکردها و چالش ها» برگزار خواهد گشت. اطلاعات مفصل تر را در لینک زیر می توانید بیابید.
http://physics.ipm.ac.ir/terc.jsp
اطلاعات تکمیلی در هفته آینده ارسال خواهد شد. پوستر برنامه در پیوست موجود است. عکس پوستر حاوی چهار نکته است. به عنوان چیستان و سرگرمی یا تاپماجا، شما را به چالش یافتن نکات عکس دعوت می نمایم.
۲) فایل سخنرانی شیخ جباری و مقاله ایشان با عنوان «پیشرفت در فیزیک: نقدی بر نظریه ساختارانقلاب های علمی» در لینک های زیر قابل دسترس هستند: https://www.aparat.com/v/urPAB
http://physics.ipm.ir/colfile/1.pdf
۳) خبر جایزه حامد عدمی در این لینک ها قابل دسترس هست:
http://physics.ipm.ac.ir/ViewNewsInfo.jsp?NTID=2751
http://ipm.ac.ir/fa/ViewNewsInfo.jsp?NTID=2751
۴) سه شنبه این هفته موخانف به ایراد سخنرانی در پژوهشکده از طریق مجازی خواهد پرداخت.
http://ipm.ac.ir/calendar/cal_popup.php?op=view&id=5964&uname=
۵) فایلهای سخنرانی همایش IRCHEP1400، سخنرانی های جدید ویتن و بندرز برای پژوهشکده فیزیک و نیز سخنرانی شیخ جباری در بزرگداشت هاوکینگ در سال ۹۷ در کانال آپارات پژوهشکده قابل دسترس هستند. https://www.aparat.com/SchoolofPhysics
۶) برای بازیافت باطری و لوازم الکترونیکی و سی دی مستعمل و همچنین پلاستیک تمیز تمهیداتی در پژوهشکده اندیشیده شده است. در صورت علاقه مندی به همراهی با این طرح محیط زیستی با دفتر پژوهشکده تماس بگیرید.
۷) چهارشنبه این هفته مجموعه سخنرانی هایی به یاد واینبرگ توسط موسسه گالیله در فلورانس برگزارخواهد شد. اطلاعات بیشتر در مورد این رویداد را در زیر کپی می نمایم:
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
با سلام و عرض احترام،
سررسیدن سال میلادی ۲۰۲۲ را که توسط سازمان ملل، «سال علوم پایه برای توسعه پایدار» نامگذاری شده است، خدمت شما تبریک عرض می کنم. در پژوهشکده فیزیک، هر سال، سال علوم بنیادی و همه روز، روز علوم بنیادی است. تفاوت امسال با سال های گذشته در این خواهد بود که بیش از قبل برای مصاحبه یا مقاله نویسی در رسانه های ترویج علم دعوت خواهیم شد. همچنین بیش از گذشته با سئوالات علاقه مندان علم در جامعه که از طریق برنامه های ترویجی به مباحث علمی علاقه مند می شوند، رو به رو خواهیم گشت.
ترویج علم، علاوه بر تسلط بر مباحث علمی، نیاز به آشنایی با ظرایف فرهنگی، اجتماعی و روانشناسی دارد. پژوهشگران علوم پایه لزوما به این ظرایف آگاهی ندارند. اگر ترویج دانش، به شیوه اصولی و با آگاهی به این ظرایف صورت نگیرد، مشکلات عدیده ای به دنبال خواهد داشت. برای آشنایی با بخشی از این ظرایف، سخنرانی و نشستی در چهارم بهمن ۱۴۰۰ در ساعت ۹ تا ۱۱ صبح، در فضای مجازی ترتیب خواهیم داد. از همگان دعوت می شود که در این برنامه شرکت نمایند.
سخنران اصلی این برنامه خانم دکتر سیما قاسمی، فعال و پژوهشگر عرصه ترویج علم، هستند. سپس، این جانب نکاتی در این زمینه مطرح خواهم ساخت. بخش پایانی برنامه به سئوالات و نظرات شرکت کنندگان اختصاص خواهد یافت. توجه داشته باشید که هدف این برنامه ترویج علم نیست بلکه بحث در مورد رویکردهای مختلف در ترویج علم و چالش های آن هست.
عکس روی پوستر (دست کم) چهار نکته دارد. در صحبت هایم به این چهار نکته نیز اشاره خواهم کرد و توضیح خواهم داد که چرا چنین عکسی برای پوستر این برنامه انتخاب شده است.
لینک شرکت در برنامه عبارت است از
https://www.skyroom.online/ch/schoolofphysics/physicsseminar
لازم به ذکر است که این برنامه، دومین برنامه از این سری برنامه هاست. در سال ۹۷، این جانب نکاتی در مورد ترویج علم، با عنوان «ترویج علم، تفاوت های تمدنی، جنسیتی، زبانی از منظر یک پژوهشگر دانش های بنیادی» عرض کرده بودم که می توانید آن را در لینک زیر دانلود کنید:
https://www.aparat.com/v/F09Qr/
در اواخر پاییز ۱۴۰۱، قصد داریم برنامه سومی در مورد ترویج علم ترتیب دهیم. تا آن زمان احتمالا افراد بسیاری درجامعه، از پیر و جوان، در سایه برنامه های ترویجی سال ۲۰۲۲ به دانش های بنیادی علاقه مند خواهند شد. هدف برنامه سوم، حفظ و بسط این علاقه عمومی خواهد بود. راهکارهایی می اندیشیم تا نوجوانی که با مشاهده زیبایی برنامه های ترویجی، پژوهش در علوم بنیادی را به عنوان راه و حرفه زندگی برگزیده، با رو به رو شدن با سختی های کارپژوهشی سرخورده نگردد. بحث می کنیم که چگونه می توان به کسانی که به تازگی قدم در راه پژوهش حرفه ای گذاشته اند نشان داد که برای کسی که برفرمالیزم فیزیک تسلط دارد، هیجان و زیبایی پژوهش -با وجود همه سختی هایش- از زیبایی و هیجان برنامه های ترویجی فیزیک نیز بیشتر است. گمان می برم تا آن موقع، با خیل عظیم کسانی رو به رو خواهیم شد که به خاطر شیوه های نادرست ترویج علم، به تصورات نادرست و گاه مخرب در مورد علوم رسیده اند. در برنامه سوم برای این معضل نیز چاره اندیشی می کنیم.
به امید دیدار در برنامه روز چهارم بهمن ۱۴۰۰،
با احترام،
یاسمن فرزان
برگزار کننده
زمان برنامه: دوشنبه، ۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۹ تا ۱۱
سخنران مدعو:
دکترسیما قاسمی
عنوان سخنرانی اصلی:
حرکت بر لبهی شیروانی: تجربهای از تلاش برای ارتباط علم با جامعه
چکیده سخنرانی:
انرژی مثبت، انرژی منفی، مغناطیس، عالمهای موازی، نسبیت، تشعشع، عدم قطعیت، اینهمه مفهوم علمی در باورهای جدید مردم چه میکند؟ آیا ما فیزیک را ترویج کردهایم؟ آیا اصولاً باید فیزیک را ترویج کنیم؟ آیا ترویج فیزیک با ترویج پزشکی، شیمی، زیستشناسی و دیگر شاخههای علم تفاوت دارد؟ اصلاً هدف از ترویج علم چیست؟ انتقال دانش یا ایجاد علاقه و هیجان نسبت به علم یا یادگیری علم یا ارتباط با علم و روش علمی؟ مخاطب ترویج علم کیست؟ شناخت فرهنگ و تجربههای پیشینی او چه نقشی در شکل ارتباط او با علم دارد؟ اینها سوالهایی است که در مسیر ارتباط علم با جامعه پیش میآید. در این سمینار سعی میکنم بر اساس تجربههای کارهای ترویجیام به این پرسشها بپردازم و نشان بدهم که روش یکتایی برای پاسخ به آنها نمیتوان ارائه کرد. بر خلاف پدیدههای علمی که جهانیاند، ترویج علم روشی جهانی ندارد و وابسته به شرایط فرهنگی و اجتماعی هر جامعه است.
سخنران دوم:
یاسمن فرزان
عنوان: علوم پایه و فانتزی های مردمی با گذشته ای با شکوه
چکیده:
ابتدا، به چهار نکته مربوط به عکس پوستر اشاره می کنم. سپس نقبی می زنم به ذهنیت پدیدآورنده این اثر که به زعم این حقیر، گویای فانتزی های مردم این حوزه تمدنی است. آن گاه اشاره می کنم که چگونه فعالیت های پژوهشی از نوعی که در پژوهشکده فیزیک انجام می گیرد، این گونه نیازهای فکری مردمی را به شیوه ای درست (و نه انحرافی یا موقت) در دراز مدت پاسخ خواهد داد. سپس به برخی از مشابهات بین اصول ترویج علم با سایر آموزش های ترویجی می پردازم. آن گاه به تفاوت ها میان نیاز جامعه ما به مقوله ترویج علم و نیاز جوامع صنعتی و سرمایه داری اشاره می کنم و نشان می دهم که چگونه بی توجهی به این تفاوت ها از یک سو و نیز ترجمه های ضعیف از مقالات و یا ویدئوهای ترویجی که در کشورهای سرمایه داری تولید می شوند، به سوتفاهم ها و سردرگمی های گاه مخرب منجر می شوند.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
در متن زیر، در مورد برنامه ترویج علم که در روز دوشنبه چهارم بهمن ساعت ۹-۱۱ صبح در فضای مجازی برگزار خواهد شد توضیحاتی تکمیلی ارائه می دهم.
لینک رویداد:
https://www.skyroom.online/ch/schoolofphysics/physicsseminar
پژوهش در فیزیک یک امر جهانی است. وقتی سخنرانی ای در مورد کارهای پژوهشی خود ارائه می دهیم چندان برایمان فرقی ندارد که مخاطبان ایرانی هستند یا خارجی. همین طور وقتی درس تخصصی ارائه می دهیم ملیت دانشجویان تاثیری در انتخاب مطالب و نوع مباحث ندارد. اما، ترویج علم مقوله دیگری است. در ترویج علم، فرهنگ محلی و ساختارها بی اندازه مهم هست. تقلید از برنامه های ترویج در کشورهای دیگر، بدون آن که حکمت این برنامه ها را بفهمیم و بدانیم، می تواند بیشتر منجر به سردرگمی و سوتفاهم شود. ازاین روست که برنامه هایی در مورد هدف ترویج علم و شیوه های آن قبل از هر اقدامی در جهت ترویج علم لازم است. برنامه روز چهارم بهمن در همین راستا هست. قبلا درباره این برنامه توضیحاتی داده ام که می توانید آن را در لینک زیر ملاحظه بفرمایید:
http://physics.ipm.ac.ir/terc.jsp
برخی تفاوت های فرهنگی و ساختاری بین کشورها و ملت ها که به عقیده این جانب در برنامه های ترویج علم باید مورد توجه قرار گیرند از این قرارند:
1) بسیاری از برنامه های outreach موسسات در کشورهای اروپایی یا آمریکای شمالی برای این هست که تصمیم سازان و نیز مالیات دهندگان را مجاب سازد که از آن موسسه ، حمایت مالی بنمایند. در کشور ما حمایت مالی از موسسات، تابع قوانین نانوشته دیگری است که چه بسا برنامه outreach به تقلید از موسسات خارجی کمکی در آن جهت نکند و در بهترین وجه فقط وقت و سرمایه انسانی و گاه مالی به هدر دهد.
2) هدف دیگر برنامه های outreach در کشور های غربی علاقه مند کردن و جذب استعداد های جوان می باشد. ما نیز در پژوهشکده فیزیک به این موضوع اهمیت زیادی می دهیم و در این هدف با همتایانمان در کشورهای غربی مشترکیم. در نحوه عمل، به دلایل فرهنگی تفاوت هایی باید وجود داشته باشد. بخشی از این تفاوت ها را در این برنامه بیان نموده ام:
https://www.aparat.com/v/F09Qr/
به دلیل اهمیت این موضوع برای پژوهشکده فیزیک، اگر عمری باقی باشد، در اواخر پاییز سال آینده برنامه ای دیگر با تمرکز کامل روی این موضوع ترتیب خواهیم داد.
3) در برنامه های آوت-ریچ در غرب از دستاوردهای موسسات دیگر هم نام برده می شود و جامعه هم خرده ای نمی گیرد. مثلا وقتی در برنامه های آوت-ریچ سرن در اروپا، از دستاورد های آزمایشگاه فرمی در آمریکا یاد می شود کسی ایرادی نمی بیند چرا که این دو آزمایشگاه بزرگ دنیا به واقع همراه و همگام هستند. اما اگر موسسه ای در ایران بخواهد دایم در برنامه های آوت-ریچ اش از دستاوردهای موسسات مهم دنیا بنویسد، کم کم انتقادات را بر می انگیزد که «من آنم که رستم بود پهلوان!». دیر یا زود مخاطبان را از خود دلزده می کند. این حس را در مخاطبان به وجود می آورد که ما در این وسط هیچ کاره ایم و حداکثر بتوانیم برنامه های آوت-ریچ آنها را کپی-پیست یا احیانا ترجمه کنیم.
4) توجه داشته باشیم که اروپا ، جنبش عظیم رنسانس را از سر گذرانده. اروپای شمالی علاوه بر آن عصر روشنگری و دوره صنعتی شدن را هم پشت سر گذاشته و به اینجا رسیده. این جنبش ها تفاوت های مهمی در نگرش عمومی مردم به وجود آورده است. از منظر من به عنوان یک فیزیکدان که گوشه چشمی هم به ترویج فیزیک دارد یکی از مهمترین تفاوت ها در کمی اندیشیدن هست. یک خانم یا آقای میانسال انگلیسی که حتی تحصیلات عالیه هم ندارد برای این که بفهمد دمای فلان کشور سرد هست یا گرم، دمای متوسط را سئوال می کند در صورتی که همتای ایرانی یا حتی ایتالیایی و اسپانیایی او فقط از حس گرما و سرما در آنجا می پرسد و نیاز زیادی به کمّی کردن این حس از راه اندازه گیری نمی بیند. همان خانم یا آقای انگلیسی وقتی آدرس می دهد می گوید « ۵۰۰ متر به سمت شرق برو و بعد ۲۰۰ متر به سمت شمال» اما همتای ایرانی یا ایتالیایی اش با دست اشاره می کند که «این وری برو، بعد که رسیدی به یک بستنی فروشی دوباره سئوال کن»! کمّی اندیشیدن و حس کردن در کودکستان های اروپای شمالی از طریق وزن کردن و مترکردن و..... به کودکان آموزش داده می شود.
آموزشی که کودکان ما نمی بینند و برنامه ریزان و صاحبنظران درسی ما هم اغلب در هیچ سطحی نیازی برای آن نمی بینند چرا که خود پرورده تمدنی هستند که مراحل رنسانس و روشنگری و صنعتی شدن را طی نکرده اند. خود من که این حرف ها را می نویسم، می دانم که در درک و حس مقیاس های روزمره مشکل دارم. هرچند حس و درک خیلی خوبی از تفاوت کیلو پارسک و مگا پارسک یا انرژی ام-ای-وی و جی-ای-وی دارم و به دانشجوهای خود هم به خوبی یاد می دهم، باید محاسبه سرانگشتی نمایم تا بتوانم برآورد کنم که مثلا یک عدد قرص استامینوفن کمتر از یک گرم وزن دارد یا بیشتر! خیلی از تحصیلکرده های ما همین برآورد را هم بلد نیستند. در امتحان جامع برخی از دانشجویان دکتری فیزیک که اتفاقا برخی آنها را «ستارگان آینده آسمان فیزیک ایران» می خواندند وقتی سئوال می کردید که وزن اجسام روزمره را تخمین بزنند عموما عاجز می ماندند و عملا پرخاش می کردند که «من دارم به مسایل عمیق فکر می نمایم. پس شما به چه حقی از من چنین سئوالات پیش پا افتاده ای می نمایید!»
در امر ترویج علم باید دقت کنیم که ما در بستر این جامعه داریم به ترویج علم می پردازیم نه در بستر جامعه انگلیس و یا آلمان. نیازهایی که ما در این زمینه داریم با نیاز های کشورهای اروپای شمالی متفاوت هست.
در بحث بالا دو مقوله ترویج علم و برنامه های آوت-ریچ که معنا و هدف متفاوت از هم دارند به یکجا آوردم. در ابتدای جلسه چهارم بهمن ماه، دکتر شیخ جباری به طور مختصر به تفاوت های این دو خواهند پرداخت. سپس خانم دکتر سیما قاسمی از تجارب بسیار ارزشمند خود در زمینه ترویج علم در بطن جامعه سخن خواهند گفت. در آخر این جانب در این باره سخن می گویم که یک موسسه پژوهشی در این میان چه نقشی می تواند ایفا کند. کار و هدف یک موسسه پژوهشی، پژوهش در مرزهای دانش هست نه ترویج علم در میان مردم. اما با تعاملات ولو محدود با ترویجگران حرفه ای دانش در میان مردم (در حد یک یا دو جلسه در سال برای هر عضو پژوهشکده) ، می تواند نقش مهم و بسزایی در سوق دادن جامعه به سوی علمی اندیشیدن داشته باشد. به زعم نگارنده، ضعف این حلقه از زنجیر، زنجیر را ضعیف و شکننده می سازد. برای رفع این ضعف هست که چنین برنامه هایی ترتیب می دهیم.
با احترام
یاسمن فرزان
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
از میان هزار و یک ایرادی که ایرانشهری ها دارند و از میان هزار و یک ضربه ای که ایرانشهری ها دارند به ایران می زنند یکی اش هم این هست که وقتی تصمیم به مهاجرت از ایران می گیرند، ملودرام راه می اندازند که چرا با وجود این همه شعار «ایران، ایران» که عمری سر داده اند در ایران نمی مانند و مهاجرت می کنند.
اشتراک و ارسال مطلب به: