خشم خدایان

+0 به یه ن

اغلب زنان جامعه ما خیال می کنند اگر بروند درمورد روانشناسی نوجوان و دلایل افسردگی در نوجوانان مطالعه کنند و آگاهی های خود را بالا ببرند گناه کرده اند. فکر می کنند تنها باید در مقابل این مسئله لب بگزند و استغفرالله استغفرالله بگویند و مادر نوجوان افسرده را دعا نمایند. 

گمان کنند اگر ورای دعا و بازگو کردن یک سری حرف پیش پا افتاده نصیحت گونه پیرزنها، بروند و در این زمینه مطالعه ای روی توصیه های روانشناسان مدرن کنند خدایان پشت کوه قاف بر آنها غضب می کنند وبلایی سر بچه های خودشان می آید!  

آن چه که می گویم مختص زنان کم سواد حاشیه ای نیست! بسیاری از تحصیلکرده ها با مدارک دانشگاهی دهان پر کن هم همین قدر در این زمینه خرافی مى اندیشند.  
تا حد زیادی به خاطر همین باور های خرافی است که روز به روز افسردگی میان نوجوان ها بیشتر در دوروبر ما نمود پیدا می کند. نیاز روحی نوجوان امروزی را با توصیه هاى پیرزن هاى فامیل یا خودسری لجوجانه از سر ناآگاهی نمی شود ارضا کرد. نیاز به مطالعه و کسب توصیه از روانشناسان و کارشناسان تربیتی مدرن دارد. اغلب والدین حاضر نیستند زحمت این مطالعه را به خود بدهند. وقتی هم بلایی بر سر نوجوانى به علت ندانم کاری های والدین می آید مادر نقش قربانی را خوب بازی می کند. زنان دیگر هم گمان می کنند با دلسوزی به حال این قربانى خشم خدایان را از خانواده خود به دور خواهند کرد و نیازی به کسب دانش بیشتر نخواهند داشت. و این چرخه معیوب ادامه می یابد..... 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بهترین مادر دنیا

+0 به یه ن

وقتی نوجوانی خودکشی می کنه زنان کشور ما از مادر او یک قدیسه می سازند! کدوم قدیسه!؟ اما سخنی با نوجوانانی که گرفتار والدین بی تفاوت و بی مسئولیت هستند تا حدی که بی مهری آنها آنان را از زندگی سیر می کند.بر عکس آن که در اجتماع گفته می شود همه مادر ها فرشته نیستند! شما یک وقت به خاطر انتقام از نامهربانی والدینت بلایی سر خود نیاورید! در چارچوب فرهنگ خاورمیانه مادرتان با این کار نه تنها از کرده ها و نامهربانی ها پشیمان نخواهد شد بلکه می شه مرکز توجه کل شهر . همه شما را فراموش می کنندو کمر به خدمت مادر شما می بندند. هر بداخلاقی اش و هر بدعنقی بعد از این توسط دوست و دشمن تحمل می شود چون او را مظلوم قلمداد می کنند. تازه در غیاب شما بالای منبر هم می ره که من بهترین مادر دنیابودم قدرم را ندانست! بهترین انتقامی که از این نامهربانی هامی توانید بگیرید که سعی کنید زنده بمانید و روز به روز در درس یا ورزش یا هنر یا بیزنس یا ... موفق تر شوید. هر چه زودتر از آن نامهربانان بگسلید و آشیانه مهربانانه خود را بسازید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

کارگران مهاجر

+0 به یه ن

من و همسرم فیلم ایرانی زیاد نگاه می کنیم. از حدود ١٠ سال پیش هر دی وی دی که به سوپرمارکت ها آمده خریده ایم و تماشا کرده ایم. با این که به طور محسوسی کمبود سوژه دارند اما به یاد ندارم هیچ کدام سراغ سوژه مصائب کارگران ایرانی در ژاپن یا جاهای دیگه رفته باشند!  


ما در خانه ماهواره نداریم وسینمای ترکیه را هم زیاد جدی دنبال نمی کنیم. درواقع تلویزیون ترکیه را فقط موقع مهمانی رفتن دیده ام. با این حال همین الان می توانم چند فیلم ترکی به خاطر آورم که در مورد کارگران ترک آلمان بود. خیلی وقت ها در مورد مشکلات آنها در تلویزیون ترکیه میزگرد می ذارند.

 ترکیه ای ها دلیل خوبی برای این حمایت تمام قد از هموطنان کارگر خود در آلمان دارند! آنها ارز وارد کشور ترکیه می کنند. دهه هشتاد ونود میلادی وقتی در محله های فقیر نشین ازمیر که قدم می زدی می دیدی در برخی کوچه ها یکی از خانه ها برو بیایی دارد. جلوی در آن هم یک بنز پارک کرده! ظاهرا کارگران ترک اجازه داشتند با خود یک بنز بدون گمرک وارد ترکیه کنند. این بنز پرستیژ کل کوچه بود! اهالی محله هم مرتب خانه کارگر بازنشسته از آلمان برگشته مهمان بودند. کارگر بازنشسته قرض ها ونسیه ها را صاف می کرد. موقع عروسی بنز را قرض می دادو ....... معلومه که این شخص محبوبیت پیدا می کرد! 

 این فرهنگ مخصوص ترکیه نیست. در جنوب هند هم خیلی رایج است. در قرن گذشته در ایتالیا هم رایج بوده. همین ایرلند که اکنون چنین اقتصاد شکوفایی دارد تا چندی پیش روی پول هایی که مهاجران ایرلندی به کشور می فرستادند کلی حساب می کرد. 

 کره ای ها زمانی می آمدند ایران کار می کردند. برعکس آن چه که برخی از ایرانی ها فکر می کنند این کار از ارزش کره ای ها ابدا نمی کاهد ودلیل بر برتری ایرانی ها بر آنها نمی شود! کار که عار نیست. به جای این که در کشور خود بیکار بنشینندو از بیکاری افسرده شوند و رو به مواد مخدر آورند رفتند و در کشوری دیگر کار کردند و آینده خودشان و مملکت شان را ساختند.

 این امر چنان اهمیت دارد که در انگلیسی کلمه ای خاص برایش وجود دارد: Remittance

 فرض کنید فردا مسئولانی دلسوز برای ملت سرکار آیند. با این اقتصاد خراب چگونه برای جوانان بیکار اشتغال ایجاد کنند؟ معجزه که نمی توانند بکنند. یک راه حل طبیعی آن است که راه مهاجرت کارگران را هموار سازند. تسهیلات بانکی برای انتقال ارز به ایران تدارک ببینند. با مقامات کشور میزان در زمینه بهینه کردن وضعیت بیمه و مالیات کارگران مذاکره کنند. کارگران مهاجر را به حقوق و نیز تکالیف خود آگاه سازند و در احقاق حق شان یاری رسانند.  

علی الاصول مهاجرت برای کار برای خود شخص هم خوب هست. در مهاجرت با یک فرهنگ جدید آشنا می شویم و افق های دیدمان بازتر می شود. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

اندر حکایت آرامش

+0 به یه ن

یادمه در یک گروه دسته جمعی تلگرامی مدتی عضو بودم ( الان سالهاست از آن خارج شده ام). یکی از اعضای گروه که خیلی هم بین اعضا محبوب بود و بقیه او را در مقام یک قدیسه بالا می بردند همه را دعوت به آرامش می کرد. این دغدغه هایی که من مطرح می کنم (نظیر خشک شدن دریاچه اورمیه، از بین بردن اعتماد به نفس دخترها در زمینه های علمی توسط جامعه مردسالار، گسترش خرافات اعم بر مدرن و غیر مدرن، عدم تشخیص علم وشبه علم توسط عموم مردم و تبعات عملی دهشتناک آن برای جامعه و...) وقتی عنوان می شد او چون قدیسه ای که ورای همه چیز را می بیند ما را به سعه صدر فرا می خواند! 

هر روز صبح هم یک پیام نصیحت آمیز می فرستاد که "دنیا را با عینک خوشبینی ببینید. اگر جاری تان یک دست مبل جدید خرید به جای نیش زدن و حسد ورزیدن با او مهربان باشید. اگر خواهر شوهرتان مسافرت رفت دردلتان ولوله به پا نشود آرامش داشته باشید!"

 چی بگم!؟ هر وقت سطح دغدغه های من به خرید مبل تازه جاری ام و مسافرت های خواهر شوهرم تنزل کرد نه تنها نصیحت های این قدیسه به کارم خواهد آمد بلکه اسم خود را از "یاسمن فرزان" به "قلیدون قلیدون پور" تغییر خواهم داد! اما فعلا با دغدغه هایی که هم اکنون دارم این قبیل نصایح قدیسان به درد من نمی خورند! 🍀@minjigh 

یک عده واقعا آرامش قلبی دارند و آدم در کنارشان به آرامش می رسه. البته این عده، ورد زبانشان نصیحت های پیش پا افتاده از آن دست که در بالا گفتم نیست. داشتم فکر می کردم راز آرامش آنها چیست. راز آرامششان عرفان های آبدوغ خیاری یا ورد خواندن نیست! این چند چیز را وجه اشتراک آدم های با آرامش یافتم: 

 ١- مهارت های اجتماعی شان بالاست. بی آن که نیاز به پرخاش احساس کنند به موقع خواست خود را بی آن دلخوری ای پیش آید بیان می کنند. حتی اگر بخواهند "نه" بگویند دست کم به عزیزان شان طوری "نه" را بیان می کنند که شیرین به نظر می آید. البته "فداکار" هم نیستند. یعنی ادعای "فداکاری" ندارند. وقتی چیزی را نخواهند "نه" می گویند اما با ظرافت. برای توجیه "نه" گفتن به دروغ هم توجیه نمی تراشند. هنرشان این هست که بی پرخاش و بی دروغ در زمان لازم "نه" را می گویند. 

 ٢- در زندگی می دانند دنبال چه هستند. موقعیت و شرایط را و نیز توانمندی خود را خوب می سنجند و خواسته هایشان را بسته به آن تعدیل می کنند.

 ٣-می دانند نمی شود هم خدا را داشت هم خرما را. وقتی وارد همکاری یا بده ستان می شوند می دانند نمی توانند همه چیز را به دست آورند. واقفند که برخی چیزها را باید از دست بدهند در نتیجه بعدا کمتر شاکی می شوند. با ورد خواندن و ادای عرفا را در آوردن ندیدم کسی به آرامش برسد.

 اغلب اینان که ادعای عرفان را دارند به شدت پرخاشگرند. حتی پرخاشگرتر از متوسط ایرانیان!

 آن چه که گفتم در مقیاس شخصی بود. در مقیاس اجتماعی آرامش یک جامعه خیلی به میزان ثبات اقتصادی و صلح بستگی دارد. اگر یادتان باشد حدود چهارسال پیش که تورم کم بود همین مردم ایران در کوچه بازار خیلی آرام تر و خوش اخلاق تر شده بودند. تاقیمت دلار بالا کشید خلق ها تنگ شد! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

پیشنهاد

+0 به یه ن

اگر یک عده در هر محله همت کنند و در روز های تاسوعا و عاشورا که تعطیل هم هستند در بین تماشاگران دسته های عزاداری و یا جاهایی که نذری پخش می کنند با یک کیسه زباله به دست زباله هایی که مردم به زمین می ریزند خم بشوند و بردارند (بی آن که پرخاشی کنند) درصد قابل توجهی از افرادی که شاهد این کار هستند دیگه زباله بر زمین نخواهند ریخت. مردم نذر می کنند که در روز های عاشورا و تاسوعا خیرات بدهند. چه اشکالی داره یک عده هم نذر کنند که در این روزها زباله های به زمین ریخته شده را جمع کنند؟ پاکبان های عزیز دعا به جونش می کنند. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

و اما یوز پلنگ!

+0 به یه ن

و اما در مورد یوزپلنگ! من خودم به این گونه فعالیت محیط زیستی نپرداخته ام و قصد هم ندارم بپردازم. ترجیح می دهم که روی موضوعی تمرکز کنم که مستقیم با سلامت انسانها و معیشت اقشار مستضعف در ارتباط هست. ولی کسانی را که فعالیت هایی در جهت حفظ یوزپلنگ دارند نه تنها مسخره نمی کنم بلکه تحسین می نمایم.


 این گونه حیوانات و نیز این نوع حرکت ها ارزش سمبولیک دارند. این روزها اگر کشوری و ملتی در جهت حفظ یک گونه جانوری قدمی بردارد در جوامع بین المللی اعتبار و ارزش بیشتری می یابد. در واقع این گونه فعالیت های محیط زیستی برای کشور آبرو می خرند.

 کشورهای مختلف یک حیوان ملی دارند. در مراودات دیپلماتیک هم اینها اهمیت دارند. مقامات چینی به نشانه دوستی پاندا به روسای جمهور دیگر کشورها هدیه می دهند. مقامات ترکمنستان و برخی کشورهای عربی اسب. 

در طول تاریخ این نوع مراودات بوده و ثبت شده. مثلا هارون الرشید به شارلمان فیل داده بود. کلئوپاترا به رومی ها زرافه هدیه داده بود. (راستی! در نقاشی ها کلئوپاترا را در کنار یوزپلنگ می کشند) به آن می گویند: animal diplomacy. طبعا خیلی توجه افکار عمومی را جلب می کند. در اینترنت 
جست وجو کنید مطالب جالبی در این باره می یابید.  🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

لزوم تعامل کارآفرینان و طرفداران محیط زیست

+0 به یه ن

به نظرم یک بدبینی دوسویه بین سرمایه داران و کارآفرینان از یک طرف و حامیان محیط زیست از سوی دیگر وجود داره. سرمایه داران و کارآفرینان گروه دوم را یک مشت آدم مزاحم که مخالف کار و پیشرفت هستند و می خواهند در هر واحد تولیدی یا گردشگری را به بهانه تخریب محیط زیست ببندند می دانند. از نظر اونها طرفداران محیط زیست یک مشت آدم سانتی مانتال هستند که دلشان برای فلامینگو و کفتر و یوزپلنگ بیشتر می سوزه تا کارگری که کارخانه اش تعطیل شده و شرمنده خانواده اش گشته!


 از سوی دیگر حامیان محیط زیست هم کارآفرینان را یک عده آدم خودخواه سود جو که جز منفعت شخصی به چیزی فکر نمی کنند و برای حرص و آز و طمع طبیعت و کارگران را استثمار می کنند می بینند.

 واقعیت اینه که هر دوی این نگاه ها غلط هستند. اگر این بدبینی متقابل کنار نهاده بشه و دیالوگی بین این دو برقرار بشه، راه حل های عملی و سنجیده ای برای حل مشکلات محیط زیست و توسعه پایدار یافت می شه. سرمایه دار ها باید بفهمند که حامیان محیط زیست در پی تعطیل کردن مشاغل نیستند بلکه می خواهند توسعه پایدار باشد. می خواهند کسب و کار قرن ها ادامه داشته باشد نه آن که ظرف ده سال سودجویی چنان محیط زیست تخریب شود که دیگر در آن کار و زندگی نتوان کرد.

 از سوی دیگر حامیان محیط زیست باید این عینک بدبینی را نسبت به سرمایه داران کارآفرین کنار بگذارند. اگر این اشخاص خودخواه بودند دلالی مفت خورانه می کردند نه کارآفرینی. یا سرمایه شان را بر می داشتند می بردند کانادا. در سرزمین خود مانده وکارآفرینی می کنند تا فلان کارگر شرمنده خانواده نشود. فکر می کنید ساده است؟! اون هم با این وضع اقتصاد داغون مملکت ما و سیستم مالیاتی داغون تر کشور ما که از دلالان مفت خور مالیاتی نمی گیرد اما کار آفرین را به صلابه می کشد؟! فکر می کنید برای کارآفرین ساده است که واحد خود را کوچک کند و کارگر خود را بیرون نماید؟!

 ای کاش این بدبینی دوسویه جای خود را به تعامل و دیالوگ بدهد. باید بین سرمایه داران و طرفداران محیط زیست دیالوگی برقرار بشه تا با هم به راه حلی برسند که با وجود ادامه کسب وکار تخریب محیط زیست به حداقل برسه. چه بسا این راه حل به نفع مالی کوتاه مدت هم باشه چون با جلوگیری از مصرفگرایی، هزینه ها کاهش پیدا می کنه.

 یک اخلاقی کارآفرین ها دارند که اتفاقا ایده آل محیط زیستی ها هم هست: کارآفرین ها اهل ریخت و پاش و مصرفگرایی نیستند. این استریوتایپ که در تلویزیون و سینما می بینیم که ثروتمند غذا پرت می کنه و لباسش را پاره می کنه و می زنه ظرف می شکنه، شاید در مورد فرزندان دلال ها صادق باشه اما در مورد کارآفرین ها و فرزندانشان صادق نیست. کارآفرین ها حساب شده خرج و مصرف می کنند. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

لزوم دوره های بازآموزی برای کارشناسان کشاورزی

+0 به یه ن

به نظرم اگر کارشناسان جهاد کشاورزی به مسایل محیط زیستی حساس بشوند نصف مشکلات محیط زیست کشور حل می شه.

 در حال حاضر همه سیاست گذاری ها و توصیه های این کارشناسان به کشاورزان تنها در جهت افزایش تولید کشاورزی است بی توجه به تبعات محیط زیستی آن. این عدم توجه به نقص آموزشی این کارشناسان باز می گردد. از قرار معلوم واحد محیط زیستی در دانشگاه نمی گذرانند.

 نظام پزشکی هر از گاهی برای پزشکان کلاس بازآموزی می ذاره و به آنها یافته های جدید پزشکی و دارویی را آموزش می ده. پزشکان جوان هم برای گرفتن یک سری امتیاز ها (نظیر حق مطب در کلانشهرها) مایل به شرکت می شوند. نظام مهندسی هم دوره های بازآموزی می ذاره و مهندسان برای امتیازهایی در آنها شرکت می کنند. چرا نظام مهندسی با همکاری محیط زیست یا فعالان محیط زیست کلاس بازآموزی محیط زیستی برای مهندسان کشاورزی نذاره؟!

 می شه ترفیع یا فلان اضافه حقوق در جهاد کشاورزی را منوط به گذراندن این دوره ها کرد. اگر در آیین نامه گنجانده بشه که برای ارتقا گذراندن چنین دوره ای لازمه کارمندان مربوطه برای چنین دوره هایی صف می بندند. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

باز هم کینوا

+0 به یه ن

کینوا یک نوع غله است که بومی کشورهای آمریکای مرکزی مثل پرو است. از طرف سازمان های جهانی مثل فائو به کشورهای کم آب مثل ایران توصیه می شه که گندم وبرنج را با کینوا جایگزین کنند چون هم سالم تره و هم کاشت آن کمتر آب مصرف می کنه.

 در سال های اخیر از پرو در بسته بندی های شیک کینوا به ایران وارد می کنند. در رستوران های نسبتا شیک هم سالاد و سوپ کینوا می فروشند. به آن در ایران خاویار گیاهی هم می گویند. ترکیه هم به تازگی کشت وسیع کینوا را شروع کرده. در ایران هم قرار بود کشت بشه اما مثل اغلب برنامه ها و طرح ها در ایران معلوم نشد چی شد!

 در اوایل امسال در سایت ستاد احیا یک مقاله بود که می گفت طرح پایلوت کشاورزی کم مصرف قراره در حوضه دریاچه اجرا بشه کینوا از جمله گیاهانی بود که بنا به مقاله قرار بود بکارند. نمی دونم طرح ستاد احیا به کجا کشید! حتی مقاله را هم از سایت برداشتند!!!

 الان دولت به گندم سوبسید می ده که نان نسبتا ارزان هست. اگر نان گندم با نان کینوا (تولید داخل) جایگزین بشه به نفع دولت هست چون کشت کینوا کمتر از کشت گندم خرج داره. به خودکفایی در نان هم می رسیم بی آن که منابع آبمان را زیاد از بین ببریم چون کینوا کمتر آب نیاز داره. 🍀@minjigh 

 انگلیسی کینوا quinoa است. مقالات زیادی را با جست و جوی quinoa می توانید بیابید. مثل این یکی: http://www.fao.org/iran/programmes-and-projects/success-stories/en/  
من وقتی مهمان دارم با کینوا سالاد و سوپ درست می کنم. مهمان ها می پسندند. دستور پخت انواع غذا با کینوا 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

من در مصرف آب صرفه جویی می کنم

+0 به یه ن

من در مصرف آب همیشه صرفه جویی می کنم. سعی می کنم ظرف ها را بعد از کثیف شدن زود وقبل از سفت شدن چرک ها بشویم تا مصرف آب کم شود. بشقاب ها و لیوان ها را اول می شویم تا قابلمه با همان آب پر شود. دیگه برای پر کردن قابلمه جهت خیس خوردن، آب باز نمی کنم. موقع حمام هم ظرفی همراه می برم. جلوی آب را که باز می کنم تا آب گرم برسد این ظرف را پر می کنم که بعدا در تمیزکاری حمام و دستشویی از آن استفاده کنم. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

به همین راحتی

+0 به یه ن

در حوضه دریاچه اورمیه سالی چهار میلیاردو ٣٠٠ میلیون مترمکعب آب صرف کشاورزی می شود. با برگیری روش های صرفه جویانه کشاورزی این آب مصرفی می تواند به نصف کاهش یابد. به این ترتیب سالی حدود دو میلیارد بیشتر آب می تواند به سوی دریاچه روانه شود. پس بعد از هشت سال حجم ١٦ میلیارد مترمکعبی لازم جمع می گردد. به همین سادگی! اگر بخواهند از دریاچه وان آب منتقل کنند مطمئن باشید بیش از ٨ سال طول خواهد کشید! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آنتالیا

+0 به یه ن

خطاب به کسانی که دل بسته اند که از دریاچه وان ترکیه آب به دریاچه اورمیه منتقل خواهد شد و آن را احیا خواهد کرد! یه وقت این طرح رویایی شما به سرنوشت جشنواره گردشگری آنتالیا مبتلا نشه؟! کسی که به شام همسایه امیدببنده شب بی شام سر بر بالین خواهد گذاشت! خودمان با اصرار بر سه راهکار اصلاح میانگذر دریاچه اورمیه، لایه روبی به موقع رودخانه ها و کاهش آب مصرفی دریاچه را احیا می کنیم بعد ده تا دهکده توریستی مناسب تر از آنتالیا در ساحل دریاچه اورمیه می سازیم! 🍀@minjighج

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

لزوم روشن شدن راهکارهای نجات دریاچه برای مردم

+0 به یه ن

خیلی مهم هست که تا قبل از شروع شدن هیاهوی انتخابات مجلس بعدی در ذهن مردم روشن باشد که راهکار نجات دریاچه اورمیه چیست! تا رقابت های انتخاباتی شروع شود تعداد قابل توجهی "سوپر من قلابی" به صحنه خواهند آمد و انواع و اقسام وعده های عجیب و غریب و کاملا غیر عملی برای نجات دریاچه مطرح خواهند ساخت.


 مهم هست که مردم بتوانند سره از ناسره تشخیص دهند و به جای دل خوش کردن به راه حل های غیرواقعگرایانه -نظیر انتقال آب از دریاچه وان یا رودخانه ارس یا کره مریخ- مسئولیت و نقش خود را در راه کمک به نجات دریاچه بشناسند.

 شاید نقش من به عنوان یک شهرنشین تنها این شود که به عنوان مصرف کننده عادت غذایی ام را چنان تغییر دهم که از محصولات کشاورزی کم مصرف (نظیر انگور و کشمش) بیشتر استفاده کنم تا محصولات پرمصرف (نظیر قند وشکر که از چغندر تهیه می شود). اما مهم هست که نقش و مسئولیت را بشناسم و بدانم انتخاب درست موقع خرید برای من چیست. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مزایای فعالیت محیط زیستی برای دانشجویان

+0 به یه ن

اگر دانشجویان ایرانی هم در فعالیت های محیط زیستی فعال تر بودند این همه افسردگی بین آنها رواج پیدا نمی کرد! در جمعی بودن و در کنار این جمع برای هدفی والا تلاش کردن به زندگی معنا می دهد و جلوی افسردگی را می گیرد. 


 اگر دانشجویان ایرانی در جمع های دوستداران محیط زیست بیشتر می گشتند، بعد از این که فارغ التحصیل شدند و جایی استخدام گشتند کمتر حرص و جوش برای ثروت بیشتر و مصرفگرایی بیشتر می زدند. دنبال این راه نمی افتادند که با راه های نادرست به ثروت بیشتر دست پیدا کنند. فساد مالی کمتر موضوعیت پیدا می کرد. زندگی ساده وبه دور از مصرفگرایی با تار وپود فعالیت های محیط زیستی عجین شده. به هنگام دانشجویی وقتی شخصیت اجتماعی دانشجو شکل می گیرد اگر به این نوع فعالیت ها بگرود تا آخر عمر اختلاس برای داشتن ماشین مدل بالا و لباس و کیف و کفش مارکدار را دون شأن خود خواهد دانست. 

 نه تنها دنبال اختلاس نمی رود بلکه گوشه ای هم نمی نشیند به حال خود به علت نداشتن ثروت غصه بخورد. وقتی زندگی خود و خانواده خود را تامین کرد به اهداف والاتر می اندیشد نه داشتن کیف پوست مار! غبطه داشته های ثروتمندان را هم نمی خورد چون می داند خود چیزهای با ارزش تری دارد. اصلا مسئله اش این نخواهد بود که دیگران چه ثروت هایی دارند! به این موضوع اصلا فکر نمی کند که زجر هم بکشد. مسایلی مهمتر برای فکرکردن و اندیشیدن دارد. 

 در کنار دوستداران محیط زیست می آموزد پیدا کردن راه حل های آسان برای مشکلات بزرگ یک اصل هست. در این زمینه مهارت کسب می کند و در حل مشکلات زندگی خود به کار می بندد و جلو می رود. در کنار دوستداران محیط زیست می آموزد استفاده دوباره از وسایل زندگی، تنها کار قدیمی ها و دمده ها و مسکینان نیست. یک نگرش پست-مدرن که افراد با فهم و درک بالا و با ارزش های انسانی والاتر که فراتر از چشم همچشمی های سطح پایین در مصرفگرایی می اندیشند به آن مبادرت می ورزند. به این ترتیب خرجش در زندگی به مراتب کمتر می شود. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

چرا دانشجویان باید فعال محیط زیستی باشند؟

+0 به یه ن

در اغلب کشورهای دنیا فعالان محیط زیست عمدتا دانشجویان هستند. از طرف والدین خود هم تشویق می شوند که در این فعالیت ها شرکت داشته باشند. فرصت خوبی است که در آن کار گروهی در جهت یک هدف را تمرین کنند. در این فعالیت هاشبکه ای از دوستان وآشنایان می سازند که فردا در کار تخصصی خودشان به کمک آنها می آیند. فرصتی است که در آن برخی از مهارت های خود را به دیگران بشناسانند. مثلا اگر گرافیست یا فیلمساز یا عکاس باشند و در راستای هدف محیط زیستی اثری در خور توجه منتشر کنند شناخته شده تر می شوند و بعد از آن پروژه ها ی پرسود به آنها وا گذار می شوند. اگر می بینید در کشورهای غربی افراد در کار گروهی از ما موفق ترند و می توانند پروژه های بزرگ را به طور گروهی به سرانجام برسانند یک دلیلش هم همین هست: این افراد در دوران دانشجویی همکاری برای فعالیت هایی از قبیل فعالیت های محیط زیستی را تجربه کرده اند. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل