میزان اهمیت نجات دریاچه اورمیه در سطح ملی

+0 به یه ن

اگر دریاچه اورمیه خشک شود حدود سه میلیون نفر از اهالی حوضه دریاچه باید دیار خود را ترک کنند اون هم نه مهاجرت با دست پر! ملک و باغشان را دیگر کسی نمی خرد که با سرمایه جایی بروند! با دست خالی مجبور خواهند شد مهاجرت کنند!


 آیا تهران و کرج وشهرهای دیگر جا برای جذب سه میلیون حاشیه نشین دارد؟! معلومه که نه! به علت مسایل محیط زیستی و خشک شدن هامون چند سالی است حاشیه تهران پذیرای موجی از مهاجران از سیستان و بلوچستان هست. متاسفانه در فقر مطلق زندگی می کنند! هرکجای ایران دست بگذارید مشکلات محیط زیستی خود را دارد و ابدا کشش جذب سه میلیون مهاجر جدید را ندارد. در شمال هم که آب به نسبت زیاد هست، مشکل زباله و گرانی زمین و....بیداد می کند! 

 مسئله شوخی بردار نیست! اکنون جلوی فاجعه را باید بگیریم. و الا فردا بدبختی های بسیار خواهیم داشت. همان کشاورز و باغدار آذربایجانی را در نظر بگیرید که الان باغش آباد است و درآمدی بیش از یک استاد دانشگاه دارد. فردا باغش به علت خشک شدن دریاچه اورمیه تبدیل به شوره زار شود چه می خواهد بکند؟! برود در حاشیه تهران حاشیه نشین شود؟! تصور کنید به لحاظ روحی چه ضربه ای به او وارد خواهد شد! از بالا به پایین رفتن خیلی سخت هست. به خصوص برای مردها! 
 الان این همه مشکلات روانشناسی و اجتماعی داریم. ببینید آن زمان چه خواهد شد! با مسئله ای به این ابعاد و بزرگی سر وکار داریم. مسئله چشم همچشمی با فلان شهر یا استان نیست! اینها را باید مطرح کنیم.  لطفا این مطلب را به اشتراک بگذارید.🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قابل توجه فرزندان باغداران و کشاورزان

+0 به یه ن

علی الاصول فرزندان باغداران و کشاورزان حاشیه دریاچه اورمیه باید بیش از همه خواهان تغییر الگوی کشت برای حفظ دریاچه اورمیه باشند چرا که بیش از همه ذینفع هستند. فرض کنید کشاورزی چند هکتار زمین دارد. اگر آباد باشد ثروتی برای فرزندانشان هست. اما اگر دریاچه خشک شود این زمین تبدیل به شوره زار می شود و ارث پدری دیگر مفت نمی ارزد!


 کیست که بخواهد شوره زاری را از آنها بخرد؟! اگر فرزندان کشاورزان به این مسئله واقف شوند خود پیشقدم تغییر خواهند بود. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

حداقل کاری که می توانیم بکنیم!

+0 به یه ن

هربار که از دریاچه اورمیه و فعالیت های محیط زیست در آذربایجان در کانال مینجیق می نویسم دو سه نفری کانال را ترک می کنند!  


با فحش دادن به مسئولان یا نوستالژی زمان هایده مشکلات مملکت درست نمی شه! با حمایت از فعالان مدنی است که می شه به آینده امید بست! استخوان های پوسیده فلان اعلی حضرت دردی از امروز و فردای ما دوا نخواهد کرد! 
خودمان باید آستین بالا بزنیم. اگر هم تن پرورتر از آنیم که در صف مقدم فعالیت مدنی باشیم دست کم از فعالان آن پشتیبانی کنیم! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گروه احیای دریاچه اورمیه

+0 به یه ن

🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹


 حدود دو هفته است که در گروهی تحت عنوان"دریاچه اورمیه را احیا می کنیم" عضو شده ام. مدیران گروه (ادمین ها) فعالان محیط زیست بسیار جدی از تبریز هستند و برنامه های متنوعی را تا کنون (تا جایی که کارشکنی ها اجازه داده اند) پیش برده اند و با انرژی همچنان پیش می برند. پیشنهاد می کنم اگر مسایل محیط زیستی -به خصوص به دو مقوله احیای دریاچه اورمیه و حفظ درختان قره داغ (ارسباران) - علاقه مندید در این گروه با کلیک بر لینک زیر عضو شوید. لطفا همین نوشته مرا هم در گروه ها و کانال ها به اشتراک بگذارید تا عده بیشتری آن را ببینند. هر چه اعضای گروه بیشتر باشد اثرگذاری آن بیشتر خواهد شد.

 چند نکته در مورد این گروه: 

 ١- قانون این گروه آن است که در آن مطلب غیرمرتبط با محیط زیست منتشر نشود. اما همان گونه که می توان حدس زد برخی از اعضای گروه این قانون را رعایت نمی کنند و مطالبی بیربط به محیط زیست (و گاه به لحاظ معنایی غیر قابل قبول"!!) منتشر می کنند. اگر مطالب نامربوط در گروه دیدید زود واکنش نشان ندهید چرا که تا چند ساعت بعد مدیران گروه مطالب نا مربوط را پاک می کنند. اگر وارد بحث با افرادی شوید که مطلب نامربوط منتشر کرده اند کار ادمین ها را دشوار کرده اید. با توجه به این که همین ادمین ها هستند که در فضای واقعی هم دارند کار اساسی برای محیط زیست می کنند اخلاقا بهتر است که وقت آنها را با بحث های پوچ به هدر ندهیم. 

 ٢-بیشتر مطالب گروه به فارسی است اما گاهی به ترکی هم می نویسند. بنا به قوانین گروه نوشتن به هر سه زبان ترکی ، فارسی و انگلیسی آزاد هست. اگر در خواندن نوشته ها به ترکی مشکل دارید این نوشته ها را نخوانید اما وارد بحث نشوید که حتما باید همه نوشته ها به فارسی باشد. این نوع بحث ها هم انرژی ادمین ها را به هدر خواهد داد. ماشالله به همان زبان فارسی هم اون قدر مطلب در گروه می آید که مجبوریم نوشته بسیاری را نخوانده بگذاریم.

 ٣-گاهی ادمین ها برای کارهای عملی یا جلسات فراخوان می دهند. اصل کار گروه همین هست. اگر امکانش را دارید شرکت کنید. من که دور از محل زندگی می کنم نقشی بیش از سیاهی لشکر نمی توانم داشته باشم. کار اصلی را همانها می کنند که در فراخوان ها شرکت می کنند! خدا قوت! البته همین سیاهی لشکر هم در قوت دادن به لشکر مهم هستند و نباید کنار گذاشته شوند 🍀@minjigj لینک گروه https://t.me/joinchat/AjhvuzzTbxQL5kgzN5OEqw

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

افسردگی دختران نوجوان

+0 به یه ن

متاسفانه در فصل بهار خبرهای ناگوار اقدام به خودکشی دختران نوجوان را بیشتر می شنویم. اقدام به خودکشی  توسط دختران نوجوان در دهه های پیشین هم زیاد اتفاق می افتاد اما قبلا دخترها در خفا اقدام به این کار می کردند و والدین برای آبروداری آن را قایم می کردند. اما الان خیلی از دخترها خیابان های شلوغ را برای این کار انتخاب می کنند و دیگر نمی توان لاپوشانی کرد و در نتیجه در جامعه انعکاس پیدا می کند.
خوشبختانه خودکشی دخترها و خانم ها در اغلب موارد منجر به مرگ نمی شود چرا که اطرافیان زود جلوی آن را می گیرند. در واقع وقتی جنس لطیف اقدام به این کار می کند سناریو را طوری می چیند که بازگشت ممکن باشد. (من از بازوی خود دارم بسی شکر که زور خودآزاری ندارد).  شاید از این گفته من به این نتیجه برسید که پس فقط برای جلب توجه دست به این کار می زنند و مسئله آن قدر جدی نیست. این نتیجه گیری نا درست  و ظالمانه است.  در واقع این گونه باید به مسئله نگریست: "ببنید که به چه استیصالی افتاده که برای جلب اندکی توجه با جان شیرین خود بازی می کند!" واقعا فاجعه است.
این روزها همه چیز را به بد بودن وضعیت اقتصادی نسبت می دهیم. اما من فکر نمی کنم در افسردگی دختران نوجوان (زیر 18 سال) وضع بد اقتصادی عامل اصلی باشد.  فشار اقتصادی به طور مستقیم روی این قشر نیست چرا که اغلب نان آور خانه نیستند. اگر این مشکلات اقتصادی حل شود و فشار معیشتی از دوش والدین این دختران برداشته شود باز هم گمان نمی کنم وضع روحی این دختران بهبود قابل ملاحظه ای بیابد.
اگر آزادی های اجتماعی بیشتر شود تا این دختران در خارج از محیط خانواده در جمع های سالم-نظیر گروه های طرفدار محیط زیست یا .... بتوانند فعالیت موثر و ثمربخش داشته باشند اثر مثبت بیشتری در روحیه شان خواهد داشت.


فکر می کنم تضاد فرهنگی بین این دختران و خانواده آنها  و نیز فشاری که والدین -به خصوص مادران- روی این دخترها می گذارند تا آنها دقیقا مطابق ایده آل آنها رفتار کنند عامل موثرتری در به هم ریختن روح و روان این دختران نوجوان باشد.

برای این که زمینه افسردگی فراگیر دختران نوجوان را از بین ببریم لازم نیست صبر کنیم که اوضاع اقتصادی مملکت حل شود. همین الان هم می توانیم در این راه کمکی نماییم.

1) با دختران نوجوان مهربان تر باشیم حتی اگر از رفتار و پوشش آنها مطابق میل ما نیست. فوری به آنها انگ نچسبانیم. این دخترها باید در دوران نوجوانی رفتارهای مختلف را بیازمایند تا راه خود را بیابند. اگر یک قالب از پیش طراحی شده را به آنها تحمیل کنیم لزوما موفق عمل نکرده ایم. خیلی هاشون ریا می کنند و آن را برمی گیرند. خیلی هاشون افسرده می شوند. خیلی هاشون یاغی می شوند  و با حرف حساب ما  هم لج می کنند. 
آن قدر در مسایل کوچک و پیش پا افتاده امر و نهی نکنیم که فردا وقتی مسئله مهمی هم پیش آمد که دخالت ما لازم شد از روی لج سرباز بزنند.

2) وقتی مادری آمد و از دختر نوجوانش بدگویی کرد و از فداکاری های خود دادسخن داد،  آفرین و بارک الله به این مادر نگوییم.  اگر زن با درایت و فهمیده ای بود از عزیزترین کسش جلوی بقیه بدگویی نمی کرد. به خاطر رودربایستی با این زن نفهم و بی درایت نیاییم حرف هایش را تایید کنیم که خوشش بیاید. خوش آمدن یک زن نفهم و بی درایت به چه کار ما می آید؟!

3) در فرهنگ ما اگر دختر بچه ای زمین بخورد و زخم جدی ای بردارد شب پدر برسر مادر غرولند می کند که تو چرا به حد کافی مراقب نبودی. اما در زمان نوجوانی همین دختر، اگر مادر  از روی نادانی   روح و روان دختر نوجوان را در هم بریزد، همان پدر کوچکترین دخالتی نمی کند چرا که گمان می برد احوالات دختران نوجوان را مادرشان بهتر از هر کس می فهمند! من فکر می کنم این تصور درست نیست. من فکر می کنم پدرها بیشتر از این باید با دختران نوجوانشان نزدیک باشند به خصوص وقتی دایم بین مادر  و دختر دعواست. راه حل درست چیست؟ من نمی دانم اما حتما روانشناسان و کارشناسان تربیتی در این باره راهکار دارند. پدران مهربان! اگر دیدید بین دختر نوجوانتان و مادرش در خانه جنگ است آن را سرسری نگیرید. به یک مشاور روانشناسی فهمیده و کاردان مراجعه کنید و ببینید شما باید چه کنید که دختر نوجوانتان ضربه نخورد.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

دانای کل

+0 به یه ن

هر چه قدر آدم ها کمتر می دانند و می فهمند، همان قدر خود را بیشتر دانای کل می دانند. معمولا پدر و مادر هایی که مطالعات وسیع دارند و سفرهای های متعدد کرده اند، کمتر از والدین کم سواد که بیشتر از محیط پیرامون خود (محله و طبقه اجتماعی خود) ندیده اند ادعا می کنند که صلاح فرزند خود را به طور تمام و کمال می دانند و درنتیجه فرزندشان بی چون و چرا باید از آنها اطاعت کند. 🍀@minjigh

نمونه اش همین مسئله انتخاب رشته! والدینى که مطالعه وسیع دارند می فهمند که رشته ها سیال هستند. بسته به ظهور فن آوری های جدید و عوامل متعدد دیگر برخی رشته ها ومشاغل روی بورس می آیند و برخی دیگر از بورس می افتند. به علاوه این را هم می فهمند که اگر درس را با علاقه نخوانیم هیچ چی نمی شیم. در نتیجه در انتخاب رشته خیلی روی نوجوان فشارنمی آورند. اما والدین کم سوادتر و کم فهم تر جز یکی دو رشته چیزی نمی شناسند و با فشار بسیار اصرار دارند فرزندشان حتما یکی از این دو رشته را (عموما پزشکی) بخواند 🍀@minjigh

والدین با دانش تر با افق های دید وسیع تر معمولا به جای آن که فشار بیاورند که فرزندشان رشته خاصی را بخونه سعی می کنند شرایطی فراهم کنند که فرزندشان با رشته های متنوع تری آشنا بشه تا با توجه به روحیات خاص خودش بهترین انتخاب را بکنه و بعد از انتخاب با شیوه بهتری در اون رشته ادامه بده. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

تبریزین کابلی کؤرپوسونن اؤزلرین آتان قیزلار

+0 به یه ن

گئچن ایکی اوچ ایلده، نچچه یول اولوپ کی جوان قیزلار ایستییپلر اؤزلرین تبریزین کؤرپولرینن آتیپ اؤلدورله! خوشبختانه اوردا کی قهرمان آقا لار مانع اولوپ قیزلاری نجات وریپلر.

آممان خودکشیه اقدام ائلماخ اؤزی بیر بغرنج و چرکین مسئله دی. بیر انسان ایکی ایل تمام خودکشی کونو سوندا فیکیرلشر سورا اقدام ائلر.
او سن ده کی قیزلارین خودکشیه اقدام ائلمه سی، تازا بیر مسئله دییر.  20-30 ایل قاباخدا او سن ده قیزلار تبریز خودکشی اقدام ائلردیلر. آممان نحوه سی فرقلی دیر. او زامان لار ائو لرینده سم یییردیلر. آتا آنا بیلیپ، تزلیخ جا بیمارستانا آپاراردیلار. سورا دا فامیللره دییردیلر، ائشیه ده ساندویچ  ییپ مسموم اولوپ! آممان بیز اوندا، او قیزلارینان همسن دوخ. علتی ائشیدردوخ. قولاغیزیما یئتیشردی نییین نه سی دی.

ایندی قیزلار گئدیپ خیابان دا خودکشی ائلیر چوخ راخ گؤزه گلیر.
جماعت ایکی  عامل ساییر بو یوخاری آمارا:
1) سطح بالا جماعت اقتصادی مسایلی علت بیلیر و مملکتین اقتصادین کؤریینلری لعنت ائلیر.
من بو نظرینن ائله موافق دییرم. خودکشی الئلیینر جوان قیزلاردیلار. اقتصادی فشار مستقیم بو سنی ده قیزلارین اوستونده دییر (علی الاخصوص تبریز محیطین ده). اگر میانسال آقالار اولسیدیلر، اقتصادی مالی عامل اصلی عامل ساییلا بولردی. آمما 16-17 یاشیندا قیز اوچون، خیر!
2) غیبت ائلیینلر دییلر او قیزلار ائلچی آختاریللار!!!!! آخی منیم باجیم! منیم قارداشیم! ائلچی آختاران اؤزون اولدورمز کی!  خودکشی ائله سه، ائلچی لر بیله سینن قاچارلار!

آممان گؤراخ نیه بیر بئله تبریز ده، او سن ده کی قیزلارین خودکشیه اقدام ائلماخ آماری یوخاری دی؟!
خودکشیه نچچه عامل با هم گرک اولا.
آممان منیم نظریمه اصلی عامل او فشار دی کی آنالاری او قیزلارین اوستونه کامل و perfectionistاولماخ اوچون قویوللار. والله هیچ یئر بیر بئله کی تبریز ده، آنالار قیزلارینا امر  و نهی ائللیر و هر ایشلرینه  دخالت ائللیر ائلمه ز لر!
من تهران دا استخره گئدرم، تبریز ده ده. تبریز ده همیشه رخت کن ده، آنا قیز آراسیندا دعوا دی. آنا پیله ائلییر کی مایووی بئله قییمه، ائله قیی.  قیز دا تنگه گلیر آنانین micromanagement الیندن!

لباس و قییماخدا آنالار قیزلارین تنگه گتیریللر.
درسلر و نمره اوستونده آنالارقیزلارین تنگه گتیریللر.
........

هلم آنالار بوجور پیله ائلماغی اؤزلرینین یاخچی لیغی و فداکارلیغی ساییللار!
نتیجه بو یوخاری خودکشی آماری دی.
یوخاری افسردگی آماری دی.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

شهرزاد

+0 به یه ن

احتمالا در اخبار خوانده اید که یکی از تهیه کننده های شهرزاد را این روزها به اتهام فساد مالی محاکمه می کنند. من از علاقه مندان این سریال بودم. در مجموع ترانه علیدوستی خیلی به دلم می نشینه.

این محاکمه مرا یاد دو نکته در سریال انداخت که ذهنم را مشغول کرده بود. یکجا آقا بزرگ و نوچه هایش یک انبار بزرگ گندم را آتش می زنند. بگذریم از این که گمان نمی کنم در دهه سی چنین سازه بزرگ بتنی در تهران بوده باشد. (مهندسان عزیز ! اگر اشتباه می کنم لطفا بگویید.) اون نوچه ها همگی بالای ٥٠ سال داشتند یعنی کاملا قحطی بزرگ جنگ جهانی اول را به خاطر داشتند. چه طور چنین جمعی می تواند انبار غله آتش بزند؟! شاید بتواند آدم بکشد اما فکر نمی کنم وجدانش به او اجازه دهد که بتواند انبار غله آتش بزند.
من یادمه که وقتی بچه بودم مسن تر ها حتی دور ریختن یک دانه برنج یا تکه نانی با حجم یک دهم سی سی را هم گناه می دانستند.

دوم این که در جایی در مقایسه بزرگ آقا با رقیبانش در بزرگ منشی او گفته می شود شاید در قحطی گندم احتکار کرده باشد اما آن قدر نامرد نبود که به تجارت تریاک آلوده شود. احتکار گندم در قحطی به نظرم کاری بسیار وحشتناک تر از تجارت تریاک هست. احتکار گندم در قحطی یعنی از گرسنگی جان دادن کودکان بیگناه! یعنی سو تغذیه بچه هایی که یک عمر از آن زجر خواهند دید!

الان قحطی نیست اما چند سال پیش خود کمیته امداد اعلام کرد ٢٠٠هزار کودک زیر ٧ سال در ایران دچار سو تغذیه هستند. از آن زمان تا کنون فقر بیشتر شده و این آمار هم لابد بالا رفته است! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نیمچه آزادی هایمان را به آسانی به دست خود به باد نسپاریم

+0 به یه ن

ترامپ خیلی داره هارت و پورت می کنه و زور می گه. در این شرایط، بخش بزرگی از مردم ایران -که اتفاقا من خودم هم جزوشان هستم- بیشتر احساسات ناسیونالیستی و مقاومت در برابر اجنبی پیدا می کنند. در جریانات هفته اخیر هم چنین اتفاقی افتاده است.
اما یک نکته اضافه کنم! به خاطر تهدید خارجی و زورگویی ترامپ من حاضر نیستم در داخل نیمچه آزادی های مدنی را که داریم قربانی کنم! حاضر نیستم وقتی کسی از مسایل محیط زیست می گوید و از مسئولان انتقاد می کند همصدا با سرکوبگران بگویم:"هیس! ما الان تهدیدات حیاتی تری داریم !"
حاضر نیستم وقتی فعالان حقوق زنان فریاد دادخواهی سر می کشند با سرکوبگران به بهانه تهدید خارجی هم آواز شوم! تجربه سیمین دانشور در اسفند ١٣٥٧ ما را بس!
مبارزه با تهدیدات خارجی جای خود، کوشش برای ایجاد جامعه مدنی و به دست آوردن آزادی های فردی و اجتماعی جای خود! تهدید خارجی را بهانه ای برای سرکوب فعالیت های مدنی در داخل قرار ندهیم! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

دتکتور دود

+0 به یه ن

آتش نشان ها وقتی فراخوانده می شوند معمولا اهمال نمی کنند تا حدی که امکان داره سریع خود را می رسانند چون می دانند هر چی دیرتر برسند جان خودشان هست که به خطر بیشتری می افته! منتهی باید به موقع فراخوانده بشوند. دتکتور دود این کار را اتوماتیک می کته گیریم دولت خرج آثار باستانی نمی کنه (که نمی کنه). بازاریان تبریز و صاحبان حجره های- متری خدا تومن-نمی توانستند پول جمع کنند بدهند دتکتور نصب کنند؟! ببینید! من -خیر سرش-در پیشرفته ترین و پیشروترین پژوهشگاه فیزیک این مملکت در حال کارم. خوب می دونم همین جا جا انداختن یک نکته ایمنی مستلزم چه قدر جنگه. یادتان باشه چند ماه پیش چه قدر گلو پاره کردم که درهای ایمنی سالن آمفی تىاتر را به هنگام برگزاری همایش قفل نکنید. حکمتی داشته که سه در گذاشته اند! با این وضعیت موضع گرفتن یک بازار سنتی نسبت به نصب دتکتور دود برایم عجیب نیست! اما باید بنویسیم که جا بیافته! خیلی خودخواهی است که فلان بازاری میلیاردر در نصب دتکتور و بازبینی سالانه آن توسط متخصص اهمال ورزد ولی بعد انتظار داشته باشد آتش نشان برای حفظ اموال وی جان و سلامت خود را به خطر بیاندازد. به خدا آن آتش نشان هم زن و بچه دارد! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

چه کنیم؟ چه نکنیم؟

+0 به یه ن

در شهرهای بزرگ ایران، این روزها یک عده از مردم که زیاد مذهبی نیستند به برخی از مردم عادی که تیپ وظاهر مذهبی دارند خیلی پرخاش و تندی می کنند. گویی هر بلایی که گشت ارشاد (و اسلاف آن نظیر ثارالله و....) سر مان در این سالها آورده و هر دکانی که به اسم مذهب عده ای باز کرده اند و مردم را چاپیده اند از چشم هر شخص مذهبی در دور و بر می بینند. دستشان که به بالا بالا ها نمی رسه! زورشان هم به گشت ارشاد چماق به دست نمی رسه! حرصشان را سر خانم چادری همسایه خالی می کنند که جرمش اینه که در فلان مولودی شله زرد نذری می ده! باور کنید اغلب این قبیل خانم ها -دست کم در شهرهای بزرگ- از من وشما هم بیشتر از گشت ارشاد بدشان می آید. چون فکر می کنند گشت ارشاد اونها را نامحبوب کرده! ی

ک عده قلیلی از این نوع پرخاش ها می کنند اما عده بسیار بیشتری عملا اونها را تشویق به این پرخاش ها می کنند! من از این روند خوشنود نیستم! فکر نمی کنم راه به جای خوبی ببره. اونهایی که کشور ما را به این روز انداختند بارشان را هم بسته اند و اگر تقی به توقی بخوره تشریف می برند کانادا! ما این وسط به جون هم نیافتیم! این نوع نفرت پراکنی ها آخر و عاقبت نداره! ما باید به سمتی پیش برویم که رعایت اصول حقوق بشر در کشور جا بیافته. کسی به لباس و پوشش دیگری یا اعتقاد دیگری کاری نداشته باشه. نه آن که از اون ور بام بیافتیم.

استالین و مائو در ابعاد وسیع لیدر های مذهبی در کشورهاى پهناور خود را اعدام کردند. نتیجه یک کشور مدرن که به دور از خرافات و به صورت علمی اداره بشه نبود. بعدش اصلاحات اقتصادی بر اساس علم اقتصاد و علوم مدرن جدید بود که وضع چین را بهبود داد نه راهب بودایی کشی!

من فکرمی کنم ما هم باید انرژی مان را بذارین تا دو چیز را جا بیاندازیم : ١) اهمیت حقوق بشر ٢) اهمیت اداره امور کشور با علم روز به دور از خرافات، به دور از ایدئولوژی، به دور از کیش شخصیت و به دور از نوستالژی و احساسات! بلکه با منطق و با به کار فنون وعلوم روز دنیا!

البته یه چیزی را هم بگم ها! همین اتفاقات نا خوشایند باعث شده که یک عده که به ملت زور می گویند کمی تا قسمتی بترسند و حاضر شوند اندکى کوتاه بیایند. الان وقتش هست که فعالان حقوق زنان مطالبات حقوقی خود را با صدای بلند دوباره مطرح کنند! باشد که به نتیجه برسند! انرژی مان را سر این موضوع بذاریم نه کوبیدن خانم چادری همسایه! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

لزوم حمایت از ستاد احیای دریاچه اورمیه در مقابل اصحاب قدرت

+0 به یه ن

ما معمولا وقتی از یکی بدمون می آد نه تنها خوبی هایش را نمی بینیم، بلکه هر چیز یا کس که به او وابسته بدانیم از چشممان می افتد. از پارسال که قیمت دلار و به دنبال آن قیمت گوشت و.... بالا رفت روحانی بدجوری نامحبوب شد. مردم از او ناراضی بودند و بعد ازاین تورم ناراضی تر هم شدند. حق هم داشتند. اما نگرانی من این هست که ستاد احیای دریاچه اورمیه را هم چیزی وابسته به دولت حسن روحانی ببینند و لجشان را سر آن در بیاورند!

راستش من بیشتر از آن که ستاد احیای دریاچه اورمیه را نهادی سیاسی مربوط به دولت روحانی بدانم آن را دستاورد جنبش های محیط زیستی اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود (قبل از روحانی) می دانم. مگر یادتان رفته چه قدر آن زمان در مورد لزوم نجات دریاچه در فضای مجازی نوشتیم؟! چه قدر گرافیست ها بنر طراحی کردند؟! چه قدر اجتماعات اعتراضی برپا شد؟ چه قدر معترضین باتوم خوردند و بازداشت شدند؟! نتیجه این جنبش، ایجاد ستاد احیا بود. والا اگر به خود “اینا" بود اصلا محیط زیست ایران مهم نبود که بخواهند ستاد احیا ایجاد کنند. الان هم ستاد احیا را یک نهاد علمی-اجرایی و منتسب به دانشگاه می دانم.

درسته پر شدن دریاچه مدیون باران هاست اما اگر رودخانه ها به موقع لایه روبی نشده بودند و رها سازی آب پشت سدها به طور اصولی و علمی تنظیم نشده بود سیل راه می افتاد در مزارع و مراتع ، چند برابر هزینه لایه روبی خسارت به اموال مردم و اموال عمومی می زد، دست آخر هم به دریاچه نمی رسید. نگاه کنید به سایت ستاد احیا: http://www.ulrp.ir/fa/ همه اش طرح سنجیده برای بهینه کردن وضع کشاورزی است. معلومه کار جدی کرده اند. والا به جای طرح، الان برای ما "شعر تحویل می دادند!"

دقت کنید در سایت: نه حرف احساسی بی سر و ته در آن هست، نه شکوه و شکایت از جنس فرافکنی و فرار رو به جلو. اگر ستاد احیا جزو نهادهایی بود که بودجه ای گرفته بود و حیف و میل کرده بود حالا برای ما شعر می بافت و بعد هم جلوتر از همه، از زمین و زمان انتقاد می کردو هر روز با یک جنجال آفرینی جدید مردم را مشغول می کرد! اما ستاد به طور متین و به دور ازجنجال آفرینی می گوید برای این که مصرف آب کشاورزی کم شود در فلان منطقه کینوا بکارید در بهمان منطقه گل سرخ. بازار مصرفش هم فلان جا و بهمان جاست. کشاورز هم دچار تضرر اقتصادی نمی شود.
این حرفی نیست که معمولا ما از مسئولان می شنویم. مسئولان ترجیح می دهند به جای این نوع طرح ها که مبتنی بر مطالعه است اول در مورد سرخی گل سرخ شعر بگویند، بعد یک مرثیه نوستالژیک پر سوز و گداز برای دریاچه بخوانند بعد هم بگویند پول بدهید تا سفینه بسازیم و چهل سال دیگر از مریخ آب بیاوریم. دست آخر هم می گویند دشمنان نگذاشتند کارمان را بکنیم!
بعد از این همه تلاش ستادی یافته ایم که درست و درمون و علمی دارد کار می کند. دست کم قدر آن را بدانیم. 🍀@minjigh

تعریف هایى را که از ستاد احیاى دریاچه اورمیه کردم ابدا به معناى رنگ تقدس زدن و والاتر از نقد قرار دادن، نگیرید! ستاد احیا یک نهاد با فضایى دانشگاهی و آکادمیک است و طرح ها و فرضیه هاى آن باید در فضای دانشگاهی توسط اهل فن مورد موشکافی قرار گیرد تا طرحى بهینه دست آخر آماده شود. بنا به طبیعت رویکرد دانشگاهی و علمی در بطن ستاد احیا هم شاید کارشناسان مختلف دقیقا یک نظر نداشته باشند و با هم وارد جدل شوند. نکته اینجاست که تکلیف این جدل باید در خود فضای آکادمیک روشن شود. قرار نیست مردان قدرت و سیاست از بالا بیایند این جدل ها را برای دانشگاهیان حل کنند.

وقتی می گویم باید پشتیبانی خود را از ستاد احیا اعلام داریم منظورم این هست که به کاندیداهای مجلس و ریاست جمهوری پیام دهیم که با بستن در ستاد احیا یا قطع بودجه آن رای خود را از دست خواهند داد.

از این هم که ببینید در یک فضای دانشگاهی استادان سر فرضیه ها با هم تندی می کنند خیلی تعجب نکنید و چنین نتیجه گیری نکنید که باید در اونجا را بست! شما مکاتبات ابن سینا و ابوریحان را بخوانید می بینید خیلی جاها به هم می پریدند! دعواهاى نیوتن و لایپ نیتس با هم شهره خاص و عام هست اما به خاطر دعوای آن دو در کمبریج را نبستند...... 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

جنگ زرگری

+0 به یه ن

وقتی به مسایل محیط زیستی نظیر احیای دریاچه اورمیه یا جازموریان یا سوبسید داروهای بیماری های خاص می رسیم، می گویند وضع اقتصاد کشور خراب هست و بودجه نیست. فردای همان روز خبر اختلاس یک آقازاده جدید را می شنویم با رقم اختلاسی قابل مقایسه با مبلغ موردنیاز.دود از کله آدم بلند می شه. 🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯

اگر بودجه نیست پس چه طور اینها این همه اختلاس می کنند؟! درسته که زورمون به این جماعت نمی رسه ولی دیگه در زمین اینها بازی نکنیم! نیاییم وارد این حرف و حدیث ها بشویم که حفظ محیط زیست مهمتره یا تامین داروی بیماری های خاص. دریاچه اورمیه در آذربایجان مهمتره یا دریاچه بختگان در استان فارس و ...... اینها از خداشونه ما را با این دعواها مشغول کنند بعد خودشان با خیال راحت بیت المال را که حق همه مون هست، بچاپند. به جای این که سر هم داد بزنیم سر اینها داد بزنیم که بودجه ای که برای حل مشکلات کشور باید خرج بشه ندزدند! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

علم و شبه علم در مورد دریاچه اورمیه

+0 به یه ن

چندی پیش در روزنامه شرق مقاله ای با عنوان راه های تشخیص علم از شبه علم منتشر کرده بودم. اینجا لینک آن را دو باره قرار می دهم.


در زمینه خشک شدن دریاچه اورمیه هم فرضیه های شبه علمی زیادی در فضای مجازی دست به دست می شود. من قصد ندارم که دانه به دانه آنها را تحلیل کنم. این کار وقت تلف کردن است! اما یک مورد را به طور خاص مطرح می کنم. یک ویدئو چند دقیقه ای این روزها پخش می شود که ادعا می کند گاز متان ساطع شده از دریاچه اورمیه مانع از بارش ابرها می شود. این ادعا قسمت قابل توجهی از ویژگی های شبه علم را که در مقاله ام توضیح دادم در بر دارد.

اولا دو سه اصطلاح علمی را بلغور می کند. گاز متان کلمه نسبتا علمی است که وقتی عوام آن را می شنوند فکر می کنند خیلی حرف علمی ای زده شد. اما اگر اندکی شیمی دبیرستان را به خاطر آوریم حتما این سئوال برایمان پیش می آید که چرا باید دریاچه نمکینی مثل دریاچه اورمیه که از نظر حضور پلانکتون و جانواران دریایی بسیار ضعیف بود گاز آلی متان را ساطع کند؟! مگه متان همان سی-هاش-٤ نیست که از مرداب های مملو از گیاه واز معده گاوها در می آید؟! دریاچه اورمیه را چه به متان؟! (داخل پارانتز عرض کنم که متان جزو گازهای گلخانه ای پرضرر برای گرم شدن سراسری زمین هست اما آن تاثیرات که در آن فیلم ادعا می شود ندارد!)

دوم این که این فرضیه شبه علمی پیش بینی ای دارد که با مشاهده نمی خواند. پیش بینی می کند که باران نخواهد آمد درصورتی که همین امسال اون قدر باران آمد که نزدیک بود سیل بیاد. در علم اگر پیش بینی با مشاهده نخواند فروتنانه به اشتباه یاکاستی اقرار می کنیم اما مروجان شبه علم با این چیزها از رو نمی روند!

مهمتر از همه آن که مروجان شبه علم آتوریته مجامع علمی را به رسمیت نمی شناسند. ادعا می کنند یا دانشگاهیان نمی فهمند اینها چه می گویند و یا توطئه ای در کار است که حقیقت را انکار می کنند. ستاد احیا وجود هاله ای حول دریاچه را که مانع از بارش می شود رد می کند. کارشناسان ستاد احیا استادان دانشگاه معتبر کشور نظیر دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه تبریز هستند که در رشته خود صاحبنظرند و حرف چرند نمی زنند. حالا چی شده استادان معتبرترین دانشگاه های کشور را قبول نمی کنیم اما حرف گوینده ای را که معلوم نیست کیه و ازکجا آمده قبول می کنیم؟!

ببینید هر فیلمی که چهارتا اصطلاحی علمی را بلغور می کنه و گوینده آن تن صدای گیرایی داره فیلم مستند علمی قابل استناد نیست. می دانم همه مان دل در گروی احیای دریاچه اورمیه داریم ولی با بازنشر شایعات و مطالب شبه علمی نه تنها به نجات دریاچه اورمیه کمکی نمی کنیم بلکه این نیروی اجتماعی را هم که می تونه پشتیبان پیشبرد طرح های موثر احیا باشه به هدر می دهیم. اگر مطلبی در تضاد با موضع ستاد احیا ی دریاچه باشه لطفا بازنشر ندهید.

پی نوشت مهم: فرضیه آقای دکتر ساری صراف شاید درست باشه. باید در موردش مطالعه بیشتری بشه. اون چیزی که در اون فیلم که می گفت گاز متان که از دریاچه اورمیه ساطع می شه مانع بارش باران می شه بی معنی بود. در اون فیلم برخی از اصطلاحات فرضیه دکتر ساری صراف هم به کاربرده شده بود. این هم از ویژگی های شبه علم هست که چند اصطلاح از متون علمی وام می گیرند و نابجا استفاده می کنند. یک وقت سو تفاهم نشه که من -خدای ناکرده- فرضیه دکتر ساری صراف را زیر سئوال بردم. فرضیه ایشان ، فرضیه ای علمی است که در کنار فرضیه ها ی دیگر باید به بوته آزمایش با متدلوژی علمی سپرده بشه تا تایید یا رد بشه. 🍀@minjigh

🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

طرح های نسنجیده ممنوع!

+0 به یه ن

اگر هرکس بخواهد از رختخوابش بلند بشه برای مسئله دریاچه اورمیه راه حل بده که به جایی نمی رسیم.


 یکى از اون ور می گفت خاک بریزید روی دریاچه! اون یکی از اون ور می گفت آب ارس را منتقل کنیم. (از کجا معلوم این راه حل نبوغ آمیز طبیعت جلفا را به هم نریزه؟! آیا جمهوری آذربایجان وارمنستان ساکت می نشینند که ما از این کارها بکنیم؟! بودجه اش را از کجا بیاوریم؟!) این یکی می گه یالله میانگذر را تخریب کنید! (از کجا معلوم صدمات محیط زیستی ناشی از پروسه تخریب این سازه بیشتر از حضورش نباشه؟! مطالعه ای شده؟!)

 مطالعه ای برای این طرح ها نشده که! هرکسی از رختخوابش بلند شده یک طرح شاذ به ذهنش رسیده داره بلغور می کنه که توجه جلب کنه و معروف بشه! هرچی طرح شاذ تر، جلب توجه بیشتر! اما ستاد احیا ی دریاچه اورمیه چند سالی است داره جوانب امر را بررسی می کنه و به جمع بندی و راهکار هم رسیده. وقتی گزارش ها و جمع بندی هایشان را به دقت می خوانیم می بینیم سنجیده و حساب شده و مطالعه شده است.  

عوض این که هر روز یک طرح شاذ را بلغور کنیم بیاییم انرژی مان را بذاریم که از همین برنامه های پیشنهادی و مورد تایید ستاد احیا پشتیبانی کنیم. باور کنید این کار سخت خیلی به حمایت روحی و فکری ما نیاز داره. 

الان عرض می کنم چرا پشتیبانی ما مهمه: آخر امسال یک انتخابات مجلس دیگر در پی هست. اگر این طرح های شاز مزخرف در بین افکار عمومی محبوبیت پیدا کنند بلافاصله تبدیل به شعار انتخاباتی کاندیداها خواهند شد! بعدش هم هر کدام با بوق و کرنا به طرح های سنجیده ستاد احیا خواهند تاخت و کارشکنی خواهند کرد (یا مستقیم یا با تحریک کشاورزان). بیایید چنان محکم پشت سر طرح های ستاد احیای دریاچه بایستیم که فردا کاندیداهای مجلس هم برای جمع آوری رای حمایت خود را از طرح های مورد تایید ستاد احیا اعلام بدارند 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل