اقدامات انجام گرفته جهت نجات دریاچه اورمیه

+0 به یه ن

نقل از تابناک
 رئیس ستاد احیای دریاچه اورمیه درباره مهمترین اقدامات صورت گرفته برای نجات‌بخشی ارومیه گفت:

خدا را شکر می‌کنیم که بارندگی‌ها کاهش ۷۰ درصدی نداشته اما نباید اقدامات دولت را کم اثر جلوه دهیم. مهمترین اقدام ستاد احیای دریاچه ارومیه همین بود که رودخانه‌هایی را که مملو از رسوبات و گل و لای بود لایروبی کرد تا امروز همین آب باران بتواند به دریاچه برسد، سه‌بار دریاچه سد بوکان باز شد و بخشی از حقابه ارومیه رهاسازی شد، بیش از ۲۰۰۰ حلقه چاه غیر مجاز مسدود شد و برخی چاه‌های دیگر به کنتورهای هوشمند مجهز شد، ما نیز در سازمان حفاظت محیط زیست با کمک دولت ژاپن و سازمان ملل توانستیم برای ۱۱۰ روستا برنامه‌ریزی کرده و آنها را آموزش دهیم تا الگوی کشتشان را از چغندر قند به محصولات با نیاز آبی کمتر سوق دهند، نتیجه این اقدامات آموزشی ما که اکنون وارد چهارمین سال خود می‌شود این بود که موفق شدیم حدود ۲۰ درصد از مصرف آب روستاییان و حتی ۲۵ درصد از میزان مصرف سموم و کود شیمیایی در بیش از ۹۰ روستا بکاهیم، از سوی دیگر وزارت جهاد کشاورزی نیز موفق شده با همکاری کشاورزان و تجهیز برخی مزارع به آبیاری قطره‌ای و تغییر الگوی کشت، راندمان آبیاری را بالاتر برده و در مجموع ۱۸ درصد میزان مصرف آب را کم کند که تمامی گزارش‌های آن در جلسه‌ای که کشاورزان و تشکل‌های زیست‌محیطی و خبرنگاران حضور داشتند و خود شما هم بودید به طور کامل و مبسوط ارائه شد.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آن خط آبی بازیگر دور از دسترس

+0 به یه ن

اون پیک سال 73 تا 74 خیلی خوب یادم هست. سال اول دانشگاه بودم و دیدم این نوسان وحشتناک چه طور روحیه و اخلاقیات مردم را عوض کرد.
چه طور مردم مادی شدند و همدلی و همکاری جای خود را حرص به داشتن بیشتر داد. چه طور ارزش نان ز بازوی خویش خوردن جایش را به شهوت کسب ثروت در قمار خرید سکه و دلار داد. چه طور سرزمین گل و بلبل ما تبدیل شد به یک کازینو 1648195 کیلومتر مربعی. پیک را که می بینم با خود می گویم آیا جز این انتظار داشتی؟

شش سال از جنگ گذشته بود!آیا نتیجه "رکود بعد از جنگ" بود یا دسته گل ریاست جمهوری وقت؟

حال روند آرام 76 تا 84 را بنگرید. "شقایق" اتفاقی نیست.
نوسان های بعدی در زمان احمدی نژاد را هم می بینید. این خط آبی خیره سر داشت می رفت بالا رکورد آقای رفسنجانی را هم بزند که سال 92 شد و.... فعلا در این 4 سال هم این خط شکسته بازیگوش سر به زیر شده. اما اگر یکی دیگه بیاد سرکار معلوم نیست باز هوس کنه بره اون بالا و بالا ها یا نه!
روحانی بمونه کمابیش انتظار داریم خط آبی همین ورها برای خودش بالا پایین مختصری بکنه. ما هم می تونیم فکری به حال خودمان بکنیم. اما وقتی سر به فلک می کشه اصلا همه چیز از کنترل در می ره

منبع نمودار


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قابل توجه جریان هویت گرایی

+0 به یه ن

نامگذاری خیابان ها و محلات از جمله اختیارات شورای شهر هست. اگر برایتان مهم هست که نام هایی برای خیابان ها و محلات شهر یا روستایتان برگزیده شود که با هویت که می پسندید سازگار باشد انتخابات شورای شهر دقیقا جایی است که باید در آن تاثیر گذار باشید.
گاهی اوقات نام های شایسته ای برای خیابان ها و محلات انتخاب می کنند. مثلا انتخاب نام محله رشدیه در تبریز بسیار پسندیده بود. یا نامگذاری خیابانی در تهران به نام خانم پروفسور پروانه وثوق ( پزشک مهربان کودکان) جای تقدیر دارد. اما خیلی وقت ها هم نام هایی را انتخاب می کنند که اصلا پذیرفته نیست. مثلا این که نام های قدیمی و جاافتاده خیابان ها را عوض می کنند و با نام هایی می خوانند که در بین مردم جا نمی افتد بسیار در عمل باعث سردرگمی می شود.
ما که دغدغه هویت و زبان ترکی داریم از این که نام های ترکی را فارسیزه می کنند شاکی هستیم. همینجا در انتخابات شوراهاست که باید توجه کنیم افرادی را راهی شوراها کنیم که به این دغدغه ما احترام قایل شوند.
این تنها مسئله جریان هویت طلبی آذربایجان یا سایر ترک های ایران نیست. 
یک دغدغه ملی هم هست. مثلا هیج خیابانی به نام دکتر مصدق نیست! زمانی اسم خیابانی را به نام خالداسلامبولی گذاشته بودند که خشم دولت مصر را برانگیخته بود (انگار بالاخره نام را عوض کردند.) آخه خالد اسلامبولی را به ما چه؟ این همه شهید این همه افراد بزرگ خودمان داشتیم. برای چی برداشته بودند اسم خیابانی را به نام یک غریبه کرده بودند که برایمان بار منفی سیاسی هم داشته باشد؟!
اگر در انتخاب اعضای شورا دقت کنیم این گونه حرکت های اشتباه تکرار نمی شوند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

اگر بودجه فرهنگی شهرداری ها درست خرج شود چه شود!

+0 به یه ن

دوستان عزیز!
به جای دعوا و یکی به دو بیایید دست به دست هم بدهیم تا کاندیداهای شایسته که داریم به شوراها راه یابند.
اگر چنین شود بودجه هنگفت شهرداری را در جهت بالا بردن سطح آگاهی مردم به کار می برند. اون وقت در انتخابات دیگر هم مردم اگاه دست به بهترین انتخاب ها خواهند زد.
مثلا از طریق تجهیز کتابخانه های عمومی و....
یا توزیع کتاب های مفید در مدارس. 
الان هم شهرداری ها به مدارس کتاب و ... اهدا می کنند اما لزوما کتاب هایی نیستند که به بالا رفتن آگاهی مردم بیانجامد. اگاهی از ان دست که دیدگاه آنها را چنان وسیع کند که بهترین انتخاب ها را بکنند.

در سال های اخیر کاملا قابل مشاهده هست که طبقه متوسط ایران خیلی مودب تر و از نظر اجتماعی مسئول تر شده اند. منظورم از طبقه متوسط طبقه ای است که برای تفریح شان-ازجنس مسافرت در داخل ایران و رفتن به کنسرت و کافی شاپ به همراه دوستان- خرج می کنند اما ویلای شخصی ندارند. این قشر به طرز محسوس در خیابان ها نسبت به غریبه ها مودب تر شده اند. نسبت به محیط زیست و حیوانات هم همین طور. نتیجه همون تفریحات جمعی است. از همدیگه یاد گرفته اند. درصورتی که اونهایی که به ویلای شخصی شان می روند و اونهایی که برای آن قبیل تفریح ها خرجی نمی کنند به همان حالت قبل مانده اند و تغییری در رفتارشان نمی بینیم. اگر اعضای شورای شهر افراد شایسته ای باشند فضاهای عمومی تفریحی و فرهنگی را گسترش می دهند به گونه ای که فرهنگ اون قشر متوسط گسترش پیدا کند. اگر چنین شود درصد بیشتری از مردم به حقوق دیگران و نیز مسایل محیط زیستی احترام قایل خواهند شد.

به خصوص در بین طبقه متوسط محبت به حیوانات خیلی بیشتر شده. یک جوری مد شده که وقتی سگ و گربه می بینند از دور "ماچ موچ" کنند. قبلا فریادمی زدند فرار می کردند. حتی برخی سنگ می زدند.
نتیجه همون پیک نیک و پارک رفتن های جمعی است.
هر چه پارک و جای تفریح جمعی بیشتر بشه. این رفتارهای اجتماعی بیشتر گسترش پیدا می کنه. دیگه مردم در پیله های خود نمی خزند و نسبت به غریبه ها گارد نمی گیرند. رفتارهایی نظیر دوبله پارک کردن و... نتیجه همین گارد گرفتن هاست. اگر مردم حس کنند ماشینی که می خواهند کنارش دوبله پارک کنند متعلق به خانم یا آقایی است که در پارک لاله ها وقتی چشم تو چشم شدند به هم لبخند زدند و تعارف کردند بفرمایید شما اول رد بشوید کمتر احتمال داره راه عبور و مرورش را با پارک دوبله سد کنند.

شهرداری ها بودجه هنگفتی هم برای مسایل فرهنگی دارند. به خصوص تهران که اقیانوس هست. اما شهردارها در حال حاضر این بودجه ها را بیشتر صرف تبلیغ برای خودشان می کنند. اگر شورای شهر را آدم حسابی ها تشکیل بدهند اون بودجه هم صرف اعتلای فرهنگی و اجتماعی شهروندان خواهد شد. این هم یک دلیل دیگه برای این که رفتار شهروندی از این که چه کسانی در شورای شهر رای می آورند متاثر می شه.

در حال حاضر از هرچند تا بیلبورد شهرداری که توصیه های اخلاقی شیربرنجی می ده، یکی دو موردش هم حرف حساب مفید باشه مردم اون قدر از ریا کاری شهرداری دلزده هستند که برای دهن کجی هم که شده می آیند برعکسش را می کنند

من خودم هر وقت بیلبورد شهرداری را می بینم که می گه از دستفروش ها خرید نکنید از لجشان همون روز می روم از دستفروش ها خرید می کنم. دستفروشی نکنند پس چه کنند آقای شهردار؟! از دیوار مردم بالا بروند؟! یا مثل پینه دوز داستان "پینه دوز و شاه عباس" پاپلی یزدی ...... (بروید داستان را خودتان بخوانید.) شهرداری باید محل هایی مناسب برای دستفروش در محلات درست کند نه آن که بیافتد به جانشان.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

یک واقعیت

+0 به یه ن

ای کسانی که در دوران اساطیر سیر می کنید!
ای کسانی که اجداد محتشم خود را سومریان یا آشوریان می دانید!
ای کسانی که به دوران هخامنشی افتخار می کنید!
ای کسانی که دوران اشکانی را سرچشمه هویت خود می دانید!
ای کسانی که دوران ساسانی را دوران طلایی می پندارید!
.... 
ای کسانی که دوران مشروطه را برگ زرین تاریخ ایران می دانید!
ای کسانی که دوران پهلوی اول را می پسندید!
ای کسانی که تکرار دوران دهه 20 را آرزومندید!
ای مصدقی ها!
ای آنان که در نوستالژی دوران شوی رنگارنگ به سر می برید!
ای کسانی که آرزوی دوران خاتمی را می کنید!
با هر کدام از این دوره ها حال می کنید خوش به حالتان! ما که بخیل نیستیم حال کنید! من هم خودم با دوران غزنویان تا آق قویونلوها حال می کنم! اما باور کنیم که داریم در ایران سال 1396 زندگی می کنیم و کیفیت زندگی ما تا حد زیادی به این بستگی دارد که چه کسانی تصمیم سازان شهرها و روستاهایمان باشند! حالا که عده ای آدم حسابی کاندید شوراها شده اند و -گوش شیطان کر- تایید صلاحیت هم شده اند فرصت را دریابیم! تا 29 اردیبهشت گذشته ها را به گذشته ها واگذاریم و در این فرصت یک کاری بکنیم کاندیداهای شایسته به شوراها راه یابند. چنین فرصتی شاید دوباره پیش نیاید. بعدش تا ابدیت می توانیم در خیالات خودمان با دوره ای از تاریخ که شکوهمند می پنداریم حال کنیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سیمرغ بلورین به فیلم ائو رسید

+0 به یه ن

فیلم ائو که به زبان ترکی و در تبریز ساخته شده بود سیمرغ بلورین گرفت. تبریک فراوان!


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آینده توریزم ایران چه می شود؟

+0 به یه ن

گفته بودم اگر بودجه ای که برای احیای دریاچه اورمیه تصویب شده واریز نشه به روحانی رای نمی دهم. هنوز هم پای حرفم هستم. اما یک نکته را هم بگویم. در یک زمینه عملکرد روحانی قابل قبول بود و اون در زمینه جذب توریست بود. هم خود گردشگران ایرانی در سال های اخیر خیلی زیاد در گوشه کنار کشور سفر می کنند و باعث رونق اقتصادی می شوند. هم توریست خارجی زیاد شده.  خیلی زیاد تر از قبل.
اگر کس دیگری جز روحانی رئیس جمهور بشه چه بسا این رونق بخوابه.
بعدش برای سال بعد ما برنامه تبریز 2018 را داریم. اگر کسی رئیس جمهور بشه که با توریزم سرسازگاری نداره خیلی این برنامه ضربه می خوره.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قابل توجه دانشجو های کارشناسی ارشد سال اول و سال آخر لیسانس فیزیک

+0 به یه ن

با توجه به تجاربی که در دوازده سال و نیم گذشته داشته ام پس از این قصد دارم هر ساله یک یا دو دانشجوی کارشناسی ارشد قبول کنم. پروسه انتخاب دانشجو چند ماهی طول خواهد کشید. دانشجویانی که مایل هستند تز کارشناسی ارشد خود را با این جانب کار کنند در کلاس های این جانب که روزهای شنبه و دوشنبه از ساعت 10 تا دوازده تشکیل می شود شرکت نمایند.  بعد از ظهر همین روزها از ساعت 1:15تا 1:45 جلسه بحث و گفت و گو داریم. در این جلسات دانشجویان بناست مطلبی را ارائه دهند. (ترجیحا به زبان انگلیسی). بر اساس میزان فعال بودن در این جلسات  دانشجویان را انتخاب خواهم کرد.
چند نکته:
1) شرکت در کلاس ها و جلسات بحث برای همگان آزاد است. اطلاعات کلاس در لینک زیر قابل دسترس است:
http://physics.ipm.ac.ir/phd-courses/semester13/iteu/index.jsp
2)  امسال تنها دانشجوی دختر می پذیرم.
3) اگر تصمیم بر این شد که راهنمایی پایان نامه با من باشد بر عهده خود دانشجوست که کارهای اداری مربوطه در دانشکده خود را انجام دهد و دانشکده را راضی کند تا استاد راهنمای خارج از دانشکده داشته باشد.
4) در انتخاب دانشجویان  این که از کدام دانشگاه فارغ التحصیل شده اند ویا در کدام دانشکده مشغول به تحصیل هستند از جانب من اهمیتی ندارد. معیار اصلی تلاش -تلاش واقعی نه تصنعی- در جهت انجام دادن و ارائه هر چه بهتر پروژه است.
5) شرکت در کلاس ها و در جلسات شرط لازم برای انتخاب هست اما شرط کافی نیست.
برای آشنایی با من و مقالاتم به  سایت زیر مراجعه کنید:

http://physics.ipm.ac.ir/~farzan/
 http://inspirehep.net/author/profile/Y.Farzan.1

با احترام
یاسمن فرزان

محل برگزاری کلاس ها: تهران، خیابان فرمانیه، بین کامرانیه و دیباجی شمالی (بین کوه نور و باغ سفارت ایتالیا)، جنب فربین، پلاک 70، پژوهشگاه دانش های بنیادی، ساختمان شش طبقه، همکف، کلاس A

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قوچ داشی بهترین نماد برای تبریز ۲۰۱۸- قسمت دوم

+0 به یه ن

در فرهنگ آذربایجان قوچ نماد قدرت هست. سنگ مزارها ی قدیمی به شکل قوچ در سراسر آذربایجان و زنجان دیده می شوند. نام ترکی این مجسمه ها قوچ داشی است. داش به ترکی یعنی سنگ.  در محوطه روباز موزه آذربایجان واقع در بین مسجد کبود و موزه آذربایجان می توانید نمونه های مختلفی از آن را ببینید. برای ورود به محوطه بلیط لازم نیست. 

در مورد تاریخچه این مجسمه ها اختلاف نظر هست. برخی بر این باورند که سابقه ساخت این مجسمه ها به دوران  قبل از اسلام باز می گردد. اما آن چه مسلم هست در دوران ۱۵۰ ساله ای که تبریز پایتخت و مرکز حکومت ها ی قره قویونلو  آق قویونلو و صفوی  (از سال ۱۳۷۵ میلادی تا اوایل شاه تهماسب صفوی یعنی  سال ۱۵۲۵ میلادی) بود ساخت مجسمه های سنگی قوچ بسیار رواج داشت. بنابراین این مجسمه ها اغلب قدمتی بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ سال دارند. 
به لحاظ تاریخ مجسمه سازی  قوچ داشی اهمیت ویژه دارد چرا که در دوره ای ساخته می شدند که به دلایل منع مذهبی  هنر مجسمه سازی در ایران رو به نابودی بود. در واقع سازندگان گمنام این قوچ های سنگی بودند که  هنر مجسمه سازی را در منطقه از خطر زوال نجات دادند.
پس از گفت و گو بادوستانم به این نتیجه رسیدیم که این مجسمه بهترین نماد برای تبریز ۲۰۱۸ (پایتخت گردشگری جهان اسلام) می تواند باشد. ای کاش مسئولان سفارش دهند که  ماکت این مجسمه ها به شکل مجسمه هایی از سنگ یا سفال (لعاب دار یا بی لعاب) در اندازه های کوچک که در کف دست جا بگیرند ساخته شوند و برای فروش به گردشگران عرضه گردند. بهتر است در سه اندازه مختلف ساخته شود. هر چه تنوع در اندازه و جنس بیشتر باشد جذابیت برای خریدار بیشتر خواهد بود چرا که خریدار امروزی  طبع تنوع طلبی دارد.
ساخت آن نباید چندان دشوار باشد اما زیبا و برازنده خواهد شد و طرفدار خواهد داشت. من  هم برای کتابخانه و دفتر کار خودم  و همسرم می خرم و هم می خرم تا به دوستان خارجی ام هدیه دهم.
پزشک ها و .... برای تزئین مطب شان  طالب این مجسمه ها خواهند بود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قوچ داشی بهترین نماد برای تبریز ۲۰۱۸

+0 به یه ن

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

انتخابات

+0 به یه ن

انتخابات ریاست جمهوری و نیز شوراها در پیش است. عملکرد آقای روحانی را دیده ایم. در مورد کاندیداها هم دیگران که از من آگاه ترند می نویسند و سخنرانی می کنند. من قصد ندارم این مطالب را در وبلاگم منعکس کنم. اما صرفنظر از این چه کسی کاندید شده و چه کسی به مقام برسد من و شما باید انتظارات خود را از آنها صریح و روشن بیان کنیم. انتظار من و شما ایجاد اشتغال برای جوانان   بهبود خدمات درمانی و بیمه ها جلوگیری از کالایی شدن آموزش و اصرار بر استفاده از تمامی ظرفیت دانشکاه های دولتی برای جذب دانشجوی غیر پولی  بهبود ایمنی راه ها مبارزه با دزدی و ایجاد امنیت حمایت از کارآفرینان کوچک  نجات دریاچه اورمیه و هامون و بختگان و هورالعظیم و زاینده رود و.... است. اینها اما در عوالمات خود سیر می کنند و برای خودشان در آن عوالمات نوشابه هم باز می کنند!!

دایم باید به آنها  وظایف شان را یاد آور شویم. دعوای اصلاح طللب و اصولگرایشان هم الکی دعوا بر سر لحاف ملانصرالدین هست که سر ما را شیره بمالند! دارند وظایف خود را فرافکنی می کنند.
مطابق قانون اساسی دانشگاه های دولتی نباید از دانشجو پول بگیرند. شامورتی بازی ای در آورده اند به نام دانشجوی شبانه. آخه چرا باید مدد جویان تحت کفالت من که با همه سختی ها در کنکور سراسری قبول شده است برای تحصیل این همه پول بدهند.
به خدا حق آن یتیم از این کشور (حقی که قانون اساسی به او داده) خوردن ندارد!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نظر من در مورد گردشگران آمریکایی

+0 به یه ن

من فکر می کنم خوبه که دولت ایران با تسهیل خدمات کنسولی و تبلیغات، شهروندان معمولی آمریکا را تشویق کنه که به ایران بیایند. به لحاظ سیاسی من فکر می کنم برامون خوب باشه. می آیند ایران مهمان نوازی ایرانی ها را می بینند حال و هوای ایرانی ها را می بینند بعد می روند در کشورشان به همه می گویند که مردم ایران چه قدر مهربانند و خطری برای کسی نیستند.

در این شرایط اون تیپ از آمریکایی ها می آیند که اهل حفظ محیط زیست و مبارزه با نژادپرستی و مرمت آثار باستانی هستند و خیلی مراقب این هستند که  مبادا کسی را برنجانند. حضورشان در جامعه ما به لحاظ فرهنگی مفید خواهد بود. اگر روابط بهتر از این بود طیف دیگری از آمریکایی ها می آمدند که به دنبال سودجویی و استثمار بودند بعد کینه به وجود می آوردند. اما در شرایط فعلی قشر ناز نازی آمریکایی ها یا به قول خودشان قشر گل نعنا آمریکایی ها می آیند. تیپی که به دل ایرانی ها می نشینند. این تیپ خیلی پولدار شاید نباشند اما فقیر و آویزون هم نیستند. دعوت از آنها صرفه اقتصادی هم داره و باعث می شه اشتغال زایی قوام بگیره. 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

معرفی کتاب و مشکلات پرورش پژوهشگر در ایران

+0 به یه ن



این کتاب با این که یک مقدار قدیمی هست اما همچنان جالبه. خواندنش را به دانشجویان علوم پایه توصیه می کنم. به خصوص فصل ۶ و همچنین فصول ۱۰ و ۱۱ را. اگر فرصت ندارید همه کتاب را بخوانید دست کم فصل ۶ و بخش مربوط به سید حسین نصر را مطالعه کنید.


به عنوان کسی که بخشی از کارش پرورش پژوهشگر هست من می بینم که مشکلات در راه علم که در اکثر کشورهای اسلامی هست خوشبختانه در کشور ما حل شده اند. قدم های بزرگی در ایران برداشته شده است. شاید بتوان گفت از این لحاظ به اروپا نزدیک تریم تا سایر کشورهای اسلامی.
اما دو مشکل بزرگ من در پرورش پژوهشگر در ایران می بینم که مختص این آب و خاک و این دوره و زمانه هست. یکی آن که تا یک کار نسبتا خوب ارائه می دهند این توهم به آنها دست می دهد که دیگه فلک را شکافته اند و همین برایشان بس هست. دیگه بالاتر از آن که رفته اند قرار نیست کسی برود. فکر می کردم ارتباط با همکاران غربی می تواند این توهم را برطرف کند اما ظاهرا تاثیر لازم را ندارد. اتفاقا این رفتار در بین خارج رفته ها-به طور عمومی- شدیدتر هم هست. گویا برای ایرانی یک جور استاندارد تعریف می کنند برای خارجی یک جور دیگر! در همین جهت هست که ما نیاز داریم مستندی در مورد علی جوان تهیه گردد. او که در سن پایین لیزر گازی را ساخت تا هشتاد و چند سالگی انگیزه خود برای پژوهش از دست نداد. مهم هست که پژوهشگران جوان ما که در اول راه هستند ایشان را بشناسند.

دوم این هست که وقتی پژوهشگران جوان ما در محاسبات کم می آورند در توهمات خود آن را به عمق زیاد و عارف مسلکی خود نسبت می دهند. فصل ۶ کتاب پرویز هودبوی که معرفی کردم شاید بتواند این توهم را از بین ببرد.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قاشق زنی: همین امسال همین اینجا (نه در اعماق تاریخ و نه در سرزمین های دور)

+0 به یه ن

در کالیفرنیا که بودیم در شب هالووین دسته دسته بچه ها با لباس های خاص می اومدند
ما هم شکلات آماده می کردیم که از شون پذیرایی کنیم.

مامان هاشون ازدور مراقب بچه ها می ایستادند.

خیلی اونجامرسوم بود.

روز بعدش هم استادان مسن استنفورد که سن شکلات خوردنشان گذشته بود بقیه شکلات هایی که برای اون شب تهیه کرده بودند می آوردند در دانشکده

یادمه یک بار برت ریچتر (برنده جایزه نوبل فیزیک به خاطر کشف ذره جی/اپسای) یک عالمه اسمارتیز آورد.


اینجا در مجتمع ما هر سال بیش از دو بچه برای قاشق زنی نمی آیند. احتمالا اونها هم از آمریکا اومده اند به عادت اونجا می خواهند این سنت ها را زنده نگاه دارند.
به سبک اونجا هم لباس های مخصوص می پوشند.
امسال نیمتاج و تور زده بودند.
پارسال از اون ماسک های ونیزی با پر و تشکیلا ت زده بودند.

سال دیگه می خواهم یک سربنده و پیراهن شبیه لباس سنتی آذربایجانی تهیه کنم.
وقتی بچه ها می آیند برای قاشق زنی اون طوری در باز کنم. با ساز و آواز و گل و تزئینات!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آثار تاریخی شهر سمنان یادگارهای دوران ترکان سلجوقی، تیموری و ایلخانان مغول

+0 به یه ن

دیروز رفته بودیم شهر سمنان. مسجد جامع آن یادگار دوره سلجوقی است. مناره این مسجد با ارتفاع 31 متر قدیمی ترین منارجنبان ایران هست. برای زمان خودش آسمان خراشی بوده. گویا ترکان سلجوقی در آن دوران و در این حوالی به بناهای بلند علاقه داشته اند. یکی اش هم برج طغرل در جنوب تهران هست.
از دوران ایلخانان مغول چندبنای مهم باقی مانده.
مسجد اصلی شهر هم که امروزه به آن مسجد امام گفته می شود در دوران فتحعلی شاه قاجار ساخته شده است. معماری اش هم در مقیاس خرد و هم در مقیاس کلان بسیار هوشمندانه و حساب شده هست. من با دید زنانه ام ظرافت های تزئیات را می دیدم و به شاهین نشان می دادم. شاهین با دید هُلیستیک مردانه اش هوشمندی طراحی کل مجموعه را می دید و به من نشان می داد. هر دو حسرت می خوردیم که چه طور آن زمان این همه فکر و هوشمندی در ساخت بنا به خرج داده شده بود و از ماست مالی و سمبل کاری و "بزن در رو" و "بساز بنداز های"  امروزه در ساخت بنا خبری نبود.
حمام موزه سمنان هم دیدنی است.

اگر در شرق تهران زندگی می کنید و مانند من به آثار تاریخی به جا مانده از دوره های مختلف زمامداران ایل ها و خاندان های ترک در این منطقه از کشور علاقه مند هستید حتما سری به سمنان بزنید. اگر در شمال شرق تهران هستید از جاده فیروز کوه بروید بهتر هست.
البته مردم سمنان ترک نیستند. به گویش های خاصی از فارسی تکلم می کنند که گفته می شود از قدیمی ترین گویش های فارسی است که با زبان های دیگر ادغام نشده.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل