آیا فریادرسی نیست؟!

+0 به یه ن

در اواخر دهه هشتاد و اوایل نود هنرمندان بسیاری در آذربایجان از هنر خود استفاده کردند که آگاهی عمومی را در مورد خطر نابودی دریاچه اورمیه بالا ببرند. حرکتی مردمی شروع شده بود و هنرمندان بی هیچ چشمداشت مالی نتیجه هنر خود را در طبق اخلاص می گذاشتند. هنوز هم برخی هنرمندان دریاچه را تنها نگذاشته اند و هر از گاهی اثری در این زمینه منتشر می کنند اما از آن موج عظیم هنری اکنون خبری نیست! شاید دلیل این باشد که هنرمندان اکنون -به درستی-به این نتیجه رسیده اند که صدای مصائب دریاچه به گوش مردم و مسئولان رسیده است پس دیگر نیازی به فعالیت آنها نیست.

 واقعیت این هست که اکنون به نوعی دیگر نیاز به همراهی هنرمندان هست. دیروز بانگ بر می زدند که دریاچه اورمیه نیاز به فریادرس دارد. امروز نیاز هست که با نیروی هنر به گوش مردمان برسانیم که ما چه کمکی به احیای دریاچه می توانیم بکنیم. درسته که ستاد احیای دریاچه هست اما این ستاد —هرچند کمابیش مثبت عمل کرده— اما همت و حمیت لازم را برای نجات نگین آذربایجان ندارد. ستاد احیا قدم های کوچک مثبتی بر می دارد اما قدم های بزرگ و اساسی را خود مردم محل باید بردارند. 

این دلسوزی من وشما را برای دریاچه اورمیه، مسئولان ستاد احیا ندارند! با ستاد احیا باید تعامل و همکاری کنیم اما دست آخر کار اساسی را خودمان باید بکنیم. فریاد رس دلسوز و با همت و حمیت دریاچه اورمیه همین تشکل های مردمی هستند. امروز به اندازه کافی هم تجربه و علم برای نجات دریاچه به دست آورده اند.من و شما اگر به کمک آنها بشتابیم و علم و هنرو سرمایه اجتماعی خود را در اختیارشان بگذاریم قدم های بزرگی برای نجات دریاچه اورمیه برداشته خواهد شد.

الان دیگه مشخص شده که راه نجات دریاچه اورمیه چیست. در سه جبهه باید عمل شود:

 ١-لایه روبی اصولی و به موقع رودخانه ها و رها سازی مناسب و به موقع آب پشت سدها. این از وظایف وزارت نیروست. فشار افکار عمومی باید باشد تا وزارت نیرو به وظیفه اش درست عمل کند.

 ٢-اصلاح میانگذر از طریق ایجاد پل در چپ و راست میانگذر به منظور از سر گرفته شدن جریان های درون دریاچه ای که درجه شوری آب در شمال و جنوب دریاچه را یکنواخت می سازد. هزینه این کار درحد احداث پل هوایی متعارف در کلانشهر های ایران هست. مبلغی سرسام آور در سطح ملی نیست.

 ٣-برگرفتن شیوه های کم مصرف کشاورزی نظیر آبیاری قطره ای و جایگزینی کشت محصولات پرمصرف مثل چغندر با گیاهان کم مصرف تر نظیر باغ انگور و پسته و زعفران و گیاهان دارویی. 

 عملی شدن طرح ها نیاز به آگاهی عمومی دارد و آگاهی عمومی هم به نوبه خود یاری هنرمندان و فعالان حوزه مجازی و حقیقی را می طلبد. 🍀@minjigh 


 # دعوت از هنرمندان زیست محیطی برای تولید محتوای آموزشی و فرهنگی؛ بدین وسیله از کلیه علاقمندان محیط زیست که در بخش های تولید انیمیشن، عکس و فیلم دارای تبحر هستند ،دعوت بهمکاری می‌شود . انجمن زیست محیطی سبز اندیشان تبریز 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 تماس ؛ ۳۴۷۶۲۰۳۳ فقط از ساعت ۹/۳۰ صبح تا ۱۲/۳۰ ظهر 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 https://t.me/Sabzandishanetabriz

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

تقویت اعتماد به نفس از طریق بالا بردن مهارت و دانش میسر است

+0 به یه ن

گفته می شود دانشجویان دختر اعتماد به نفس کافی ندارند و سر کلاس وسر سخنرانی ها ابا دارند که نظری دهند. برای حل این معضل برخی به دختران توصیه می کنند که همانند همکلاسی های پسر خود، در اظهار نظر ابایی نداشته باشند و در کلاس و سر سخنرانی ها "بلند بلند" فکر کنند. 


 به عنوان شخصی که ١٥ سال هست در کار تعلیم دانشجویان تحصیلات تکمیلی در ایران هست و در همایش بین المللی های متعدد رفتار دانشجویان سراسر دنیا را رصد کرده، جسارتا عرض می کنم این رفتار دانشجویان پسر ایرانی ابدا الگو قرار دادنی نیست! در ایران در صد قابل توجهی از دانشجویان پسر از "اعتماد به نفس کاذب" رنج می برند. بدون مطالعه چنان اظهار نظر می کنند که گویی مرزهای علم را دارند می شکافند. وقتی سر سخنرانی ها نکته ای به ذهن شان می رسد با لحنی آن را بیان می کنند که گویی این نکته ناب به ذهن هیچ کس قبل از آنها نرسیده و نخواهد توانست برسد!
 در جمع بسته که افراد در آن سطح دانش پایینی دارند این رفتار زننده به نظر نمی رسد. در جمع نادانان با این اظهافضل ها مورد تشویق هم قرار می گیرند! ولی سر یک سخنرانی تخصصی که تنی چند از افراد عمری بر آن موضوع کار کرده اند بسیار زننده به نظر می رسد! این رفتار به طور غلیظ تر از درصد قابل توجهی از دانشجویان پسر هندی هم سر می زند (شاید چون انگلیسی شان قوی تر از ایرانی هاست بیشتر اظهار فضل می نمایند!) از مردان کشورهای دست دو بلوک شرق (بلغارستان، رومانی و....) هم به نوع دیگر سر می زند. ولی از اروپای غربی وآمریکای شمالی کمتر می بینیم که کسی سر سمینار از روی اعتماد به نفس کاذب اظهار فضل کند! موقع ارائه مطلب شعارشان این هست: Failing to prepare means preparing to fail. یعنی چی؟! یعنی همین جوری الکی بی مطالعه اظهارفضل نکن! هم روی محتوای مطالبت کار کن و هم روی نحوه ارائه مطلبت هم تمرین کن. 

خوشبختانه دختران ایرانی  عموما از این قبیل اعتماد به نفس های کاذب ندارند. اگر می خواهید الگویی برایشان معرفی کنید زنان موفق دنیا را به آنها بشناسانید نه پسران ناموفق متوهم ایرانی را!  

مشکل اعتماد به نفس با بالا بردن دانش و تمرین مهارت های ارائه مطلب رفع می شود نه با لاف زدن، نه با اظهارفضل های مسخره کردن! دختری که به کمبود دانش خود واقف هست اگر به تقلید آن همکلاسی پسر در جلوی یک دانا اظهار فضل کند و در جواب پوزخند بشنود کاملا اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. او که -برعکس همکلاسی اش-متوهم نیست که متوجه پوزخند نگردد! همکلاسی متوهم با پوزخند هم مواجه شود چنین توجیه می کند که آن قدر نکته من نغز بودکه یارو نفهمید! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

روز دختر

+0 به یه ن

فردا در تقویم ایران روز دختر است. سالی سرشار از اعتماد به نفس، اتکا به نفس، خودباوری و خلاقیت و شادابی برای دختران ایرانی آرزومندم! ❤️😘❤️ 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نگاهی دیگر به سون آی

+0 به یه ن

"سون" به زبان ترکی یعنی “پایان". حتما در آخر فیلم های ترکیه دیده اید که می نویسند"son”. "آی" هم که یعنی "ماه". "سون آی" یعنی آخرین ماه و اصلاحا به نزدیک ترین شب چهارده ماه به پایان تابستان گفته می شود. در غروب چنین روزی ماه و خورشید تقریبا روی به روی هم دیده می شوند و منظره زیبایی دارند. گویا در قدیم مراسم و جشنی در آذربایجان در این روز بر پامی شد و افسانه ها و اسطوره های متعددی در این رابطه از قدیم به جا مانده. شخصی به نام آقای دکتر ناصر منظوری در این زمینه تحقیقاتی کرده وتالیفاتی هم دارد. اگر خواستید می توانید با جست و جوی نام وی در اینترنت در این باره اطلاعات بیشتری به دست آورید.  


چند سال پیش در یکی از نشریات آذربایجان مطرح شد که به جای ولنتاین این روز را به عنوان روز عشق جشن بگیریم. دو سه سال بعد از آن هم من در وبلاگم در این باره نوشتم. یادش به خیر که با دوستان وبلاگی از چهارگوشه دنیا با این سوژه کلی تفریح کردیم. حتی یک شب تا سحرگاه کامنت بازی کردیم! ایده البته نگرفت. الان دیگه جشن گرفتن ولنتاین در ایران چنان ریشه دوانده که هیچ چیز جایش را نمی گیرد. 

من خیلی از مراسم ولنتاین خوشم نمی آید. به نام عشق هست ولی به کام مصرفگرایی و بهانه ای برای خرج تراشیدن های بیخود. در همان سریال های کمدی آمریکایی هم معمولا منجربه دعوا می شود نه تعمیق عشق! ما قصد داشتیم مراسم عشقی بنا نهیم که این قدر مصرفگرا نباشد. این همه با چشمهمچشمی و "چلمپگی" (اصطلاح مهران مدیری) گره نخورده باشد. البته سون آی چندان نگرفت! م

ن نمی خواهم امسال سون آی را به عنوان روز عشق مطرح کنم. چندی از عزیزانم در سالهای اخیر متارکه کرده اندو دل ودماغ مطرح کردن روز عشق ندارم. ولنتاین بماند برای تین ایجرها که دل ودماغش را دارند. اما می خواهیم سون آی را جشن بگیریم. نه به یادبود عشق بین زن و مرد بلکه به یادبود دوستی های ماندگار. دوست هایی که ده ها سال در سختی ها و خوشی ها در کنارمان مانده اند. خوشی و موفقیت ما را مال خود دانسته اند ودرد ما را درد خود. روزی برای جشن گرفتن این نوع دوستی ها نداریم. سون آی را به این منظور اختصاص دهیم. در مورد مراسم آن هم فکری می کنیم! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قونشو اومودونه قالان، شامسیز قالار

+0 به یه ن

به تازگی دارند در بوق و کرنا می کنند که قراره از دریاچه وان ترکیه آب به دریاچه اورمیه منتقل بشه و دریاچه نجات پیدا کند.


 نمونه اش متن زیر: " 
 〽️دکتر فرهاد افشار فارغ التحصیل دانشگاه سوئیس و از دانشمندان محیط زیست:  

🔸برای احیای دریاچه ارومیه، یک سال شبکه و لوله کشی از دریاچه وان تا دریاچه ارومیه زمان خواهد برد و ۳ سال نیز زمان پر شدن آن می‌باشد  
🔸برای این طرح حتی یک ریال نیز بودجه دولتی نیاز نیست و در قبال انرژی(برق) که به ترکیه داده می‌شود، این کشور تمامی کارهای احداث شبکه انتقال را انجام خواهد داد  
🔸این طرح مورد قبول و استقبال وزارت خارجه کشور ایران قرار‌ گرفت  
🔸احیای سریع دریاچه ارومیه از طریق انتقال آب از دریاچه وان ترکیه از طریق امام جمعه ارومیه در حال پیگیری است @barishnews | باریش نیوز"

 من نمی دونم این آقای دکتر افشار کیست و چه سمتی دارد که از جانب ترکیه چنین وعده هایی می دهد. حدس می زنم می خواهد برای نمایندگی مجلس کاندیدا شود . 

 در هر صورت نکات زیر به ذهنم آمد:

 ١-با این وعده وعیدهادریاچه اورمیه احیا نمی شه. مردم محل باید رویه مصرف آب را تغییر بدهند، هرساله لایه روبی رودخانه ها درست و به موقع انجام بگیره، میان گذر اصلاح بشه. غیر از این هرکسی هر طرح قهرمانانه ای می ده از جنس فرستادن ما دنبال نخود سیاه هست. دل به این وعده ها نبندیم. به جای آن برنامه ریزی بکنیم ببینیم چه طور می توانیم کشاورزان محلی را با خود همراه کنیم. پیشنهاد من همان طوری که چند بار گفتم تبلیغ در دانشگاه هاست به این امید که فرزندان دانشجوی کشاورزان خود عامل تغییر شوند . نه فقط برای دریاچه! بلکه برای حفظ میراث مادی پدری و تضمین آینده مالی واقتصادی خودشان وقتی زمان تشکیل خانواده شان می رسد.

 ٢- اگر این طرح بر فرض محال هم اجرا بشه و دریاچه اورمیه هم موقتا جانی بگیره باز هم غلطه. باز هم دو کشور جهان سومی همسایه دارند چوب حراج به منابع می زنند و از آینده فرزندشان حاتم بخشی می کنند این ور داره انرژی مفت می ده اون ور آب مفت! هر دو طرف خیال می کنند مفته پس عیب نداره به هدر بروند. این گونه فرهنگ مصرف ترکیه ای ها را هم خراب می کنیم. 

 ٣-چه چیز خاورمیانه با ثبات هست که ما به این قرارداد (حتی اگر صحت داشته باشد) دل ببندیم؟! فردا ترامپ به ترکیه می گوید اگر به ایران آب بدهید تحریمتان می کنم. این قرارداد(اگر احیانا قراردادی در میان باشد و رویا پردازی صرف نباشد) هم می رود روی هوا! به جای این قبیل رویاها و انتظار از دیگران بایدروی نسل جوان ترکشاورزان در حوضه دریاچه حساب باز کنیم. اونهاهستند که تغییر می توانند ایجاد کنند

. ٤-یه ایراد دیگر مطرح کردن این گونه طرح ها ایجاد توقع بیجاست. توقع بیجایی است که ما از ترکیه انتظار داشته باشیم آب دریاچه وان را به ما بدهد. دولتمردان ما عمدتا وقتی پای منافع ملی می رسد پخمه اند!بعید نیست برق مفت نقد را بدهند تا نسیه آب مفت پس فردا پس بگیرند. اما دولتمردان ترکیه در جهت منافع ملی خودشان خیلی هم زرنگند. نقد را می گیرند پس فردا به بهانه ترامپ می زنند زیر وعده نسیه شان. بعد ما می مانیم و گله گذاری های همیشگی و اظهار مظلومیت و ... این بارعلیه دوستان ترکیه ای مان.  

ما می مانیم و شعر "ما ز یاران چشم یاری داشتیم...." برای این شعرها هم کسی به کسی چیزی نمی ده. دیگه به خودمان تشر نمی زنیم که وقتی دولتمردان خودمان، ما را دنبال نخود سیاه فرستادند هشیاری به خرج ندادیم. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

میزان اهمیت نجات دریاچه اورمیه در سطح ملی

+0 به یه ن

اگر دریاچه اورمیه خشک شود حدود سه میلیون نفر از اهالی حوضه دریاچه باید دیار خود را ترک کنند اون هم نه مهاجرت با دست پر! ملک و باغشان را دیگر کسی نمی خرد که با سرمایه جایی بروند! با دست خالی مجبور خواهند شد مهاجرت کنند!


 آیا تهران و کرج وشهرهای دیگر جا برای جذب سه میلیون حاشیه نشین دارد؟! معلومه که نه! به علت مسایل محیط زیستی و خشک شدن هامون چند سالی است حاشیه تهران پذیرای موجی از مهاجران از سیستان و بلوچستان هست. متاسفانه در فقر مطلق زندگی می کنند! هرکجای ایران دست بگذارید مشکلات محیط زیستی خود را دارد و ابدا کشش جذب سه میلیون مهاجر جدید را ندارد. در شمال هم که آب به نسبت زیاد هست، مشکل زباله و گرانی زمین و....بیداد می کند! 

 مسئله شوخی بردار نیست! اکنون جلوی فاجعه را باید بگیریم. و الا فردا بدبختی های بسیار خواهیم داشت. همان کشاورز و باغدار آذربایجانی را در نظر بگیرید که الان باغش آباد است و درآمدی بیش از یک استاد دانشگاه دارد. فردا باغش به علت خشک شدن دریاچه اورمیه تبدیل به شوره زار شود چه می خواهد بکند؟! برود در حاشیه تهران حاشیه نشین شود؟! تصور کنید به لحاظ روحی چه ضربه ای به او وارد خواهد شد! از بالا به پایین رفتن خیلی سخت هست. به خصوص برای مردها! 
 الان این همه مشکلات روانشناسی و اجتماعی داریم. ببینید آن زمان چه خواهد شد! با مسئله ای به این ابعاد و بزرگی سر وکار داریم. مسئله چشم همچشمی با فلان شهر یا استان نیست! اینها را باید مطرح کنیم.  لطفا این مطلب را به اشتراک بگذارید.🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قابل توجه فرزندان باغداران و کشاورزان

+0 به یه ن

علی الاصول فرزندان باغداران و کشاورزان حاشیه دریاچه اورمیه باید بیش از همه خواهان تغییر الگوی کشت برای حفظ دریاچه اورمیه باشند چرا که بیش از همه ذینفع هستند. فرض کنید کشاورزی چند هکتار زمین دارد. اگر آباد باشد ثروتی برای فرزندانشان هست. اما اگر دریاچه خشک شود این زمین تبدیل به شوره زار می شود و ارث پدری دیگر مفت نمی ارزد!


 کیست که بخواهد شوره زاری را از آنها بخرد؟! اگر فرزندان کشاورزان به این مسئله واقف شوند خود پیشقدم تغییر خواهند بود. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

حداقل کاری که می توانیم بکنیم!

+0 به یه ن

هربار که از دریاچه اورمیه و فعالیت های محیط زیست در آذربایجان در کانال مینجیق می نویسم دو سه نفری کانال را ترک می کنند!  


با فحش دادن به مسئولان یا نوستالژی زمان هایده مشکلات مملکت درست نمی شه! با حمایت از فعالان مدنی است که می شه به آینده امید بست! استخوان های پوسیده فلان اعلی حضرت دردی از امروز و فردای ما دوا نخواهد کرد! 
خودمان باید آستین بالا بزنیم. اگر هم تن پرورتر از آنیم که در صف مقدم فعالیت مدنی باشیم دست کم از فعالان آن پشتیبانی کنیم! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گروه احیای دریاچه اورمیه

+0 به یه ن

🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹🌿🌹


 حدود دو هفته است که در گروهی تحت عنوان"دریاچه اورمیه را احیا می کنیم" عضو شده ام. مدیران گروه (ادمین ها) فعالان محیط زیست بسیار جدی از تبریز هستند و برنامه های متنوعی را تا کنون (تا جایی که کارشکنی ها اجازه داده اند) پیش برده اند و با انرژی همچنان پیش می برند. پیشنهاد می کنم اگر مسایل محیط زیستی -به خصوص به دو مقوله احیای دریاچه اورمیه و حفظ درختان قره داغ (ارسباران) - علاقه مندید در این گروه با کلیک بر لینک زیر عضو شوید. لطفا همین نوشته مرا هم در گروه ها و کانال ها به اشتراک بگذارید تا عده بیشتری آن را ببینند. هر چه اعضای گروه بیشتر باشد اثرگذاری آن بیشتر خواهد شد.

 چند نکته در مورد این گروه: 

 ١- قانون این گروه آن است که در آن مطلب غیرمرتبط با محیط زیست منتشر نشود. اما همان گونه که می توان حدس زد برخی از اعضای گروه این قانون را رعایت نمی کنند و مطالبی بیربط به محیط زیست (و گاه به لحاظ معنایی غیر قابل قبول"!!) منتشر می کنند. اگر مطالب نامربوط در گروه دیدید زود واکنش نشان ندهید چرا که تا چند ساعت بعد مدیران گروه مطالب نا مربوط را پاک می کنند. اگر وارد بحث با افرادی شوید که مطلب نامربوط منتشر کرده اند کار ادمین ها را دشوار کرده اید. با توجه به این که همین ادمین ها هستند که در فضای واقعی هم دارند کار اساسی برای محیط زیست می کنند اخلاقا بهتر است که وقت آنها را با بحث های پوچ به هدر ندهیم. 

 ٢-بیشتر مطالب گروه به فارسی است اما گاهی به ترکی هم می نویسند. بنا به قوانین گروه نوشتن به هر سه زبان ترکی ، فارسی و انگلیسی آزاد هست. اگر در خواندن نوشته ها به ترکی مشکل دارید این نوشته ها را نخوانید اما وارد بحث نشوید که حتما باید همه نوشته ها به فارسی باشد. این نوع بحث ها هم انرژی ادمین ها را به هدر خواهد داد. ماشالله به همان زبان فارسی هم اون قدر مطلب در گروه می آید که مجبوریم نوشته بسیاری را نخوانده بگذاریم.

 ٣-گاهی ادمین ها برای کارهای عملی یا جلسات فراخوان می دهند. اصل کار گروه همین هست. اگر امکانش را دارید شرکت کنید. من که دور از محل زندگی می کنم نقشی بیش از سیاهی لشکر نمی توانم داشته باشم. کار اصلی را همانها می کنند که در فراخوان ها شرکت می کنند! خدا قوت! البته همین سیاهی لشکر هم در قوت دادن به لشکر مهم هستند و نباید کنار گذاشته شوند 🍀@minjigj لینک گروه https://t.me/joinchat/AjhvuzzTbxQL5kgzN5OEqw

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

افسردگی دختران نوجوان

+0 به یه ن

متاسفانه در فصل بهار خبرهای ناگوار اقدام به خودکشی دختران نوجوان را بیشتر می شنویم. اقدام به خودکشی  توسط دختران نوجوان در دهه های پیشین هم زیاد اتفاق می افتاد اما قبلا دخترها در خفا اقدام به این کار می کردند و والدین برای آبروداری آن را قایم می کردند. اما الان خیلی از دخترها خیابان های شلوغ را برای این کار انتخاب می کنند و دیگر نمی توان لاپوشانی کرد و در نتیجه در جامعه انعکاس پیدا می کند.
خوشبختانه خودکشی دخترها و خانم ها در اغلب موارد منجر به مرگ نمی شود چرا که اطرافیان زود جلوی آن را می گیرند. در واقع وقتی جنس لطیف اقدام به این کار می کند سناریو را طوری می چیند که بازگشت ممکن باشد. (من از بازوی خود دارم بسی شکر که زور خودآزاری ندارد).  شاید از این گفته من به این نتیجه برسید که پس فقط برای جلب توجه دست به این کار می زنند و مسئله آن قدر جدی نیست. این نتیجه گیری نا درست  و ظالمانه است.  در واقع این گونه باید به مسئله نگریست: "ببنید که به چه استیصالی افتاده که برای جلب اندکی توجه با جان شیرین خود بازی می کند!" واقعا فاجعه است.
این روزها همه چیز را به بد بودن وضعیت اقتصادی نسبت می دهیم. اما من فکر نمی کنم در افسردگی دختران نوجوان (زیر 18 سال) وضع بد اقتصادی عامل اصلی باشد.  فشار اقتصادی به طور مستقیم روی این قشر نیست چرا که اغلب نان آور خانه نیستند. اگر این مشکلات اقتصادی حل شود و فشار معیشتی از دوش والدین این دختران برداشته شود باز هم گمان نمی کنم وضع روحی این دختران بهبود قابل ملاحظه ای بیابد.
اگر آزادی های اجتماعی بیشتر شود تا این دختران در خارج از محیط خانواده در جمع های سالم-نظیر گروه های طرفدار محیط زیست یا .... بتوانند فعالیت موثر و ثمربخش داشته باشند اثر مثبت بیشتری در روحیه شان خواهد داشت.


فکر می کنم تضاد فرهنگی بین این دختران و خانواده آنها  و نیز فشاری که والدین -به خصوص مادران- روی این دخترها می گذارند تا آنها دقیقا مطابق ایده آل آنها رفتار کنند عامل موثرتری در به هم ریختن روح و روان این دختران نوجوان باشد.

برای این که زمینه افسردگی فراگیر دختران نوجوان را از بین ببریم لازم نیست صبر کنیم که اوضاع اقتصادی مملکت حل شود. همین الان هم می توانیم در این راه کمکی نماییم.

1) با دختران نوجوان مهربان تر باشیم حتی اگر از رفتار و پوشش آنها مطابق میل ما نیست. فوری به آنها انگ نچسبانیم. این دخترها باید در دوران نوجوانی رفتارهای مختلف را بیازمایند تا راه خود را بیابند. اگر یک قالب از پیش طراحی شده را به آنها تحمیل کنیم لزوما موفق عمل نکرده ایم. خیلی هاشون ریا می کنند و آن را برمی گیرند. خیلی هاشون افسرده می شوند. خیلی هاشون یاغی می شوند  و با حرف حساب ما  هم لج می کنند. 
آن قدر در مسایل کوچک و پیش پا افتاده امر و نهی نکنیم که فردا وقتی مسئله مهمی هم پیش آمد که دخالت ما لازم شد از روی لج سرباز بزنند.

2) وقتی مادری آمد و از دختر نوجوانش بدگویی کرد و از فداکاری های خود دادسخن داد،  آفرین و بارک الله به این مادر نگوییم.  اگر زن با درایت و فهمیده ای بود از عزیزترین کسش جلوی بقیه بدگویی نمی کرد. به خاطر رودربایستی با این زن نفهم و بی درایت نیاییم حرف هایش را تایید کنیم که خوشش بیاید. خوش آمدن یک زن نفهم و بی درایت به چه کار ما می آید؟!

3) در فرهنگ ما اگر دختر بچه ای زمین بخورد و زخم جدی ای بردارد شب پدر برسر مادر غرولند می کند که تو چرا به حد کافی مراقب نبودی. اما در زمان نوجوانی همین دختر، اگر مادر  از روی نادانی   روح و روان دختر نوجوان را در هم بریزد، همان پدر کوچکترین دخالتی نمی کند چرا که گمان می برد احوالات دختران نوجوان را مادرشان بهتر از هر کس می فهمند! من فکر می کنم این تصور درست نیست. من فکر می کنم پدرها بیشتر از این باید با دختران نوجوانشان نزدیک باشند به خصوص وقتی دایم بین مادر  و دختر دعواست. راه حل درست چیست؟ من نمی دانم اما حتما روانشناسان و کارشناسان تربیتی در این باره راهکار دارند. پدران مهربان! اگر دیدید بین دختر نوجوانتان و مادرش در خانه جنگ است آن را سرسری نگیرید. به یک مشاور روانشناسی فهمیده و کاردان مراجعه کنید و ببینید شما باید چه کنید که دختر نوجوانتان ضربه نخورد.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

دانای کل

+0 به یه ن

هر چه قدر آدم ها کمتر می دانند و می فهمند، همان قدر خود را بیشتر دانای کل می دانند. معمولا پدر و مادر هایی که مطالعات وسیع دارند و سفرهای های متعدد کرده اند، کمتر از والدین کم سواد که بیشتر از محیط پیرامون خود (محله و طبقه اجتماعی خود) ندیده اند ادعا می کنند که صلاح فرزند خود را به طور تمام و کمال می دانند و درنتیجه فرزندشان بی چون و چرا باید از آنها اطاعت کند. 🍀@minjigh

نمونه اش همین مسئله انتخاب رشته! والدینى که مطالعه وسیع دارند می فهمند که رشته ها سیال هستند. بسته به ظهور فن آوری های جدید و عوامل متعدد دیگر برخی رشته ها ومشاغل روی بورس می آیند و برخی دیگر از بورس می افتند. به علاوه این را هم می فهمند که اگر درس را با علاقه نخوانیم هیچ چی نمی شیم. در نتیجه در انتخاب رشته خیلی روی نوجوان فشارنمی آورند. اما والدین کم سوادتر و کم فهم تر جز یکی دو رشته چیزی نمی شناسند و با فشار بسیار اصرار دارند فرزندشان حتما یکی از این دو رشته را (عموما پزشکی) بخواند 🍀@minjigh

والدین با دانش تر با افق های دید وسیع تر معمولا به جای آن که فشار بیاورند که فرزندشان رشته خاصی را بخونه سعی می کنند شرایطی فراهم کنند که فرزندشان با رشته های متنوع تری آشنا بشه تا با توجه به روحیات خاص خودش بهترین انتخاب را بکنه و بعد از انتخاب با شیوه بهتری در اون رشته ادامه بده. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

تبریزین کابلی کؤرپوسونن اؤزلرین آتان قیزلار

+0 به یه ن

گئچن ایکی اوچ ایلده، نچچه یول اولوپ کی جوان قیزلار ایستییپلر اؤزلرین تبریزین کؤرپولرینن آتیپ اؤلدورله! خوشبختانه اوردا کی قهرمان آقا لار مانع اولوپ قیزلاری نجات وریپلر.

آممان خودکشیه اقدام ائلماخ اؤزی بیر بغرنج و چرکین مسئله دی. بیر انسان ایکی ایل تمام خودکشی کونو سوندا فیکیرلشر سورا اقدام ائلر.
او سن ده کی قیزلارین خودکشیه اقدام ائلمه سی، تازا بیر مسئله دییر.  20-30 ایل قاباخدا او سن ده قیزلار تبریز خودکشی اقدام ائلردیلر. آممان نحوه سی فرقلی دیر. او زامان لار ائو لرینده سم یییردیلر. آتا آنا بیلیپ، تزلیخ جا بیمارستانا آپاراردیلار. سورا دا فامیللره دییردیلر، ائشیه ده ساندویچ  ییپ مسموم اولوپ! آممان بیز اوندا، او قیزلارینان همسن دوخ. علتی ائشیدردوخ. قولاغیزیما یئتیشردی نییین نه سی دی.

ایندی قیزلار گئدیپ خیابان دا خودکشی ائلیر چوخ راخ گؤزه گلیر.
جماعت ایکی  عامل ساییر بو یوخاری آمارا:
1) سطح بالا جماعت اقتصادی مسایلی علت بیلیر و مملکتین اقتصادین کؤریینلری لعنت ائلیر.
من بو نظرینن ائله موافق دییرم. خودکشی الئلیینر جوان قیزلاردیلار. اقتصادی فشار مستقیم بو سنی ده قیزلارین اوستونده دییر (علی الاخصوص تبریز محیطین ده). اگر میانسال آقالار اولسیدیلر، اقتصادی مالی عامل اصلی عامل ساییلا بولردی. آمما 16-17 یاشیندا قیز اوچون، خیر!
2) غیبت ائلیینلر دییلر او قیزلار ائلچی آختاریللار!!!!! آخی منیم باجیم! منیم قارداشیم! ائلچی آختاران اؤزون اولدورمز کی!  خودکشی ائله سه، ائلچی لر بیله سینن قاچارلار!

آممان گؤراخ نیه بیر بئله تبریز ده، او سن ده کی قیزلارین خودکشیه اقدام ائلماخ آماری یوخاری دی؟!
خودکشیه نچچه عامل با هم گرک اولا.
آممان منیم نظریمه اصلی عامل او فشار دی کی آنالاری او قیزلارین اوستونه کامل و perfectionistاولماخ اوچون قویوللار. والله هیچ یئر بیر بئله کی تبریز ده، آنالار قیزلارینا امر  و نهی ائللیر و هر ایشلرینه  دخالت ائللیر ائلمه ز لر!
من تهران دا استخره گئدرم، تبریز ده ده. تبریز ده همیشه رخت کن ده، آنا قیز آراسیندا دعوا دی. آنا پیله ائلییر کی مایووی بئله قییمه، ائله قیی.  قیز دا تنگه گلیر آنانین micromanagement الیندن!

لباس و قییماخدا آنالار قیزلارین تنگه گتیریللر.
درسلر و نمره اوستونده آنالارقیزلارین تنگه گتیریللر.
........

هلم آنالار بوجور پیله ائلماغی اؤزلرینین یاخچی لیغی و فداکارلیغی ساییللار!
نتیجه بو یوخاری خودکشی آماری دی.
یوخاری افسردگی آماری دی.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

شهرزاد

+0 به یه ن

احتمالا در اخبار خوانده اید که یکی از تهیه کننده های شهرزاد را این روزها به اتهام فساد مالی محاکمه می کنند. من از علاقه مندان این سریال بودم. در مجموع ترانه علیدوستی خیلی به دلم می نشینه.

این محاکمه مرا یاد دو نکته در سریال انداخت که ذهنم را مشغول کرده بود. یکجا آقا بزرگ و نوچه هایش یک انبار بزرگ گندم را آتش می زنند. بگذریم از این که گمان نمی کنم در دهه سی چنین سازه بزرگ بتنی در تهران بوده باشد. (مهندسان عزیز ! اگر اشتباه می کنم لطفا بگویید.) اون نوچه ها همگی بالای ٥٠ سال داشتند یعنی کاملا قحطی بزرگ جنگ جهانی اول را به خاطر داشتند. چه طور چنین جمعی می تواند انبار غله آتش بزند؟! شاید بتواند آدم بکشد اما فکر نمی کنم وجدانش به او اجازه دهد که بتواند انبار غله آتش بزند.
من یادمه که وقتی بچه بودم مسن تر ها حتی دور ریختن یک دانه برنج یا تکه نانی با حجم یک دهم سی سی را هم گناه می دانستند.

دوم این که در جایی در مقایسه بزرگ آقا با رقیبانش در بزرگ منشی او گفته می شود شاید در قحطی گندم احتکار کرده باشد اما آن قدر نامرد نبود که به تجارت تریاک آلوده شود. احتکار گندم در قحطی به نظرم کاری بسیار وحشتناک تر از تجارت تریاک هست. احتکار گندم در قحطی یعنی از گرسنگی جان دادن کودکان بیگناه! یعنی سو تغذیه بچه هایی که یک عمر از آن زجر خواهند دید!

الان قحطی نیست اما چند سال پیش خود کمیته امداد اعلام کرد ٢٠٠هزار کودک زیر ٧ سال در ایران دچار سو تغذیه هستند. از آن زمان تا کنون فقر بیشتر شده و این آمار هم لابد بالا رفته است! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نیمچه آزادی هایمان را به آسانی به دست خود به باد نسپاریم

+0 به یه ن

ترامپ خیلی داره هارت و پورت می کنه و زور می گه. در این شرایط، بخش بزرگی از مردم ایران -که اتفاقا من خودم هم جزوشان هستم- بیشتر احساسات ناسیونالیستی و مقاومت در برابر اجنبی پیدا می کنند. در جریانات هفته اخیر هم چنین اتفاقی افتاده است.
اما یک نکته اضافه کنم! به خاطر تهدید خارجی و زورگویی ترامپ من حاضر نیستم در داخل نیمچه آزادی های مدنی را که داریم قربانی کنم! حاضر نیستم وقتی کسی از مسایل محیط زیست می گوید و از مسئولان انتقاد می کند همصدا با سرکوبگران بگویم:"هیس! ما الان تهدیدات حیاتی تری داریم !"
حاضر نیستم وقتی فعالان حقوق زنان فریاد دادخواهی سر می کشند با سرکوبگران به بهانه تهدید خارجی هم آواز شوم! تجربه سیمین دانشور در اسفند ١٣٥٧ ما را بس!
مبارزه با تهدیدات خارجی جای خود، کوشش برای ایجاد جامعه مدنی و به دست آوردن آزادی های فردی و اجتماعی جای خود! تهدید خارجی را بهانه ای برای سرکوب فعالیت های مدنی در داخل قرار ندهیم! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

دتکتور دود

+0 به یه ن

آتش نشان ها وقتی فراخوانده می شوند معمولا اهمال نمی کنند تا حدی که امکان داره سریع خود را می رسانند چون می دانند هر چی دیرتر برسند جان خودشان هست که به خطر بیشتری می افته! منتهی باید به موقع فراخوانده بشوند. دتکتور دود این کار را اتوماتیک می کته گیریم دولت خرج آثار باستانی نمی کنه (که نمی کنه). بازاریان تبریز و صاحبان حجره های- متری خدا تومن-نمی توانستند پول جمع کنند بدهند دتکتور نصب کنند؟! ببینید! من -خیر سرش-در پیشرفته ترین و پیشروترین پژوهشگاه فیزیک این مملکت در حال کارم. خوب می دونم همین جا جا انداختن یک نکته ایمنی مستلزم چه قدر جنگه. یادتان باشه چند ماه پیش چه قدر گلو پاره کردم که درهای ایمنی سالن آمفی تىاتر را به هنگام برگزاری همایش قفل نکنید. حکمتی داشته که سه در گذاشته اند! با این وضعیت موضع گرفتن یک بازار سنتی نسبت به نصب دتکتور دود برایم عجیب نیست! اما باید بنویسیم که جا بیافته! خیلی خودخواهی است که فلان بازاری میلیاردر در نصب دتکتور و بازبینی سالانه آن توسط متخصص اهمال ورزد ولی بعد انتظار داشته باشد آتش نشان برای حفظ اموال وی جان و سلامت خود را به خطر بیاندازد. به خدا آن آتش نشان هم زن و بچه دارد! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل