و اما یوز پلنگ!

+0 به یه ن

و اما در مورد یوزپلنگ! من خودم به این گونه فعالیت محیط زیستی نپرداخته ام و قصد هم ندارم بپردازم. ترجیح می دهم که روی موضوعی تمرکز کنم که مستقیم با سلامت انسانها و معیشت اقشار مستضعف در ارتباط هست. ولی کسانی را که فعالیت هایی در جهت حفظ یوزپلنگ دارند نه تنها مسخره نمی کنم بلکه تحسین می نمایم.


 این گونه حیوانات و نیز این نوع حرکت ها ارزش سمبولیک دارند. این روزها اگر کشوری و ملتی در جهت حفظ یک گونه جانوری قدمی بردارد در جوامع بین المللی اعتبار و ارزش بیشتری می یابد. در واقع این گونه فعالیت های محیط زیستی برای کشور آبرو می خرند.

 کشورهای مختلف یک حیوان ملی دارند. در مراودات دیپلماتیک هم اینها اهمیت دارند. مقامات چینی به نشانه دوستی پاندا به روسای جمهور دیگر کشورها هدیه می دهند. مقامات ترکمنستان و برخی کشورهای عربی اسب. 

در طول تاریخ این نوع مراودات بوده و ثبت شده. مثلا هارون الرشید به شارلمان فیل داده بود. کلئوپاترا به رومی ها زرافه هدیه داده بود. (راستی! در نقاشی ها کلئوپاترا را در کنار یوزپلنگ می کشند) به آن می گویند: animal diplomacy. طبعا خیلی توجه افکار عمومی را جلب می کند. در اینترنت 
جست وجو کنید مطالب جالبی در این باره می یابید.  🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

لزوم تعامل کارآفرینان و طرفداران محیط زیست

+0 به یه ن

به نظرم یک بدبینی دوسویه بین سرمایه داران و کارآفرینان از یک طرف و حامیان محیط زیست از سوی دیگر وجود داره. سرمایه داران و کارآفرینان گروه دوم را یک مشت آدم مزاحم که مخالف کار و پیشرفت هستند و می خواهند در هر واحد تولیدی یا گردشگری را به بهانه تخریب محیط زیست ببندند می دانند. از نظر اونها طرفداران محیط زیست یک مشت آدم سانتی مانتال هستند که دلشان برای فلامینگو و کفتر و یوزپلنگ بیشتر می سوزه تا کارگری که کارخانه اش تعطیل شده و شرمنده خانواده اش گشته!


 از سوی دیگر حامیان محیط زیست هم کارآفرینان را یک عده آدم خودخواه سود جو که جز منفعت شخصی به چیزی فکر نمی کنند و برای حرص و آز و طمع طبیعت و کارگران را استثمار می کنند می بینند.

 واقعیت اینه که هر دوی این نگاه ها غلط هستند. اگر این بدبینی متقابل کنار نهاده بشه و دیالوگی بین این دو برقرار بشه، راه حل های عملی و سنجیده ای برای حل مشکلات محیط زیست و توسعه پایدار یافت می شه. سرمایه دار ها باید بفهمند که حامیان محیط زیست در پی تعطیل کردن مشاغل نیستند بلکه می خواهند توسعه پایدار باشد. می خواهند کسب و کار قرن ها ادامه داشته باشد نه آن که ظرف ده سال سودجویی چنان محیط زیست تخریب شود که دیگر در آن کار و زندگی نتوان کرد.

 از سوی دیگر حامیان محیط زیست باید این عینک بدبینی را نسبت به سرمایه داران کارآفرین کنار بگذارند. اگر این اشخاص خودخواه بودند دلالی مفت خورانه می کردند نه کارآفرینی. یا سرمایه شان را بر می داشتند می بردند کانادا. در سرزمین خود مانده وکارآفرینی می کنند تا فلان کارگر شرمنده خانواده نشود. فکر می کنید ساده است؟! اون هم با این وضع اقتصاد داغون مملکت ما و سیستم مالیاتی داغون تر کشور ما که از دلالان مفت خور مالیاتی نمی گیرد اما کار آفرین را به صلابه می کشد؟! فکر می کنید برای کارآفرین ساده است که واحد خود را کوچک کند و کارگر خود را بیرون نماید؟!

 ای کاش این بدبینی دوسویه جای خود را به تعامل و دیالوگ بدهد. باید بین سرمایه داران و طرفداران محیط زیست دیالوگی برقرار بشه تا با هم به راه حلی برسند که با وجود ادامه کسب وکار تخریب محیط زیست به حداقل برسه. چه بسا این راه حل به نفع مالی کوتاه مدت هم باشه چون با جلوگیری از مصرفگرایی، هزینه ها کاهش پیدا می کنه.

 یک اخلاقی کارآفرین ها دارند که اتفاقا ایده آل محیط زیستی ها هم هست: کارآفرین ها اهل ریخت و پاش و مصرفگرایی نیستند. این استریوتایپ که در تلویزیون و سینما می بینیم که ثروتمند غذا پرت می کنه و لباسش را پاره می کنه و می زنه ظرف می شکنه، شاید در مورد فرزندان دلال ها صادق باشه اما در مورد کارآفرین ها و فرزندانشان صادق نیست. کارآفرین ها حساب شده خرج و مصرف می کنند. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

لزوم دوره های بازآموزی برای کارشناسان کشاورزی

+0 به یه ن

به نظرم اگر کارشناسان جهاد کشاورزی به مسایل محیط زیستی حساس بشوند نصف مشکلات محیط زیست کشور حل می شه.

 در حال حاضر همه سیاست گذاری ها و توصیه های این کارشناسان به کشاورزان تنها در جهت افزایش تولید کشاورزی است بی توجه به تبعات محیط زیستی آن. این عدم توجه به نقص آموزشی این کارشناسان باز می گردد. از قرار معلوم واحد محیط زیستی در دانشگاه نمی گذرانند.

 نظام پزشکی هر از گاهی برای پزشکان کلاس بازآموزی می ذاره و به آنها یافته های جدید پزشکی و دارویی را آموزش می ده. پزشکان جوان هم برای گرفتن یک سری امتیاز ها (نظیر حق مطب در کلانشهرها) مایل به شرکت می شوند. نظام مهندسی هم دوره های بازآموزی می ذاره و مهندسان برای امتیازهایی در آنها شرکت می کنند. چرا نظام مهندسی با همکاری محیط زیست یا فعالان محیط زیست کلاس بازآموزی محیط زیستی برای مهندسان کشاورزی نذاره؟!

 می شه ترفیع یا فلان اضافه حقوق در جهاد کشاورزی را منوط به گذراندن این دوره ها کرد. اگر در آیین نامه گنجانده بشه که برای ارتقا گذراندن چنین دوره ای لازمه کارمندان مربوطه برای چنین دوره هایی صف می بندند. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

باز هم کینوا

+0 به یه ن

کینوا یک نوع غله است که بومی کشورهای آمریکای مرکزی مثل پرو است. از طرف سازمان های جهانی مثل فائو به کشورهای کم آب مثل ایران توصیه می شه که گندم وبرنج را با کینوا جایگزین کنند چون هم سالم تره و هم کاشت آن کمتر آب مصرف می کنه.

 در سال های اخیر از پرو در بسته بندی های شیک کینوا به ایران وارد می کنند. در رستوران های نسبتا شیک هم سالاد و سوپ کینوا می فروشند. به آن در ایران خاویار گیاهی هم می گویند. ترکیه هم به تازگی کشت وسیع کینوا را شروع کرده. در ایران هم قرار بود کشت بشه اما مثل اغلب برنامه ها و طرح ها در ایران معلوم نشد چی شد!

 در اوایل امسال در سایت ستاد احیا یک مقاله بود که می گفت طرح پایلوت کشاورزی کم مصرف قراره در حوضه دریاچه اجرا بشه کینوا از جمله گیاهانی بود که بنا به مقاله قرار بود بکارند. نمی دونم طرح ستاد احیا به کجا کشید! حتی مقاله را هم از سایت برداشتند!!!

 الان دولت به گندم سوبسید می ده که نان نسبتا ارزان هست. اگر نان گندم با نان کینوا (تولید داخل) جایگزین بشه به نفع دولت هست چون کشت کینوا کمتر از کشت گندم خرج داره. به خودکفایی در نان هم می رسیم بی آن که منابع آبمان را زیاد از بین ببریم چون کینوا کمتر آب نیاز داره. 🍀@minjigh 

 انگلیسی کینوا quinoa است. مقالات زیادی را با جست و جوی quinoa می توانید بیابید. مثل این یکی: http://www.fao.org/iran/programmes-and-projects/success-stories/en/  
من وقتی مهمان دارم با کینوا سالاد و سوپ درست می کنم. مهمان ها می پسندند. دستور پخت انواع غذا با کینوا 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

من در مصرف آب صرفه جویی می کنم

+0 به یه ن

من در مصرف آب همیشه صرفه جویی می کنم. سعی می کنم ظرف ها را بعد از کثیف شدن زود وقبل از سفت شدن چرک ها بشویم تا مصرف آب کم شود. بشقاب ها و لیوان ها را اول می شویم تا قابلمه با همان آب پر شود. دیگه برای پر کردن قابلمه جهت خیس خوردن، آب باز نمی کنم. موقع حمام هم ظرفی همراه می برم. جلوی آب را که باز می کنم تا آب گرم برسد این ظرف را پر می کنم که بعدا در تمیزکاری حمام و دستشویی از آن استفاده کنم. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

به همین راحتی

+0 به یه ن

در حوضه دریاچه اورمیه سالی چهار میلیاردو ٣٠٠ میلیون مترمکعب آب صرف کشاورزی می شود. با برگیری روش های صرفه جویانه کشاورزی این آب مصرفی می تواند به نصف کاهش یابد. به این ترتیب سالی حدود دو میلیارد بیشتر آب می تواند به سوی دریاچه روانه شود. پس بعد از هشت سال حجم ١٦ میلیارد مترمکعبی لازم جمع می گردد. به همین سادگی! اگر بخواهند از دریاچه وان آب منتقل کنند مطمئن باشید بیش از ٨ سال طول خواهد کشید! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آنتالیا

+0 به یه ن

خطاب به کسانی که دل بسته اند که از دریاچه وان ترکیه آب به دریاچه اورمیه منتقل خواهد شد و آن را احیا خواهد کرد! یه وقت این طرح رویایی شما به سرنوشت جشنواره گردشگری آنتالیا مبتلا نشه؟! کسی که به شام همسایه امیدببنده شب بی شام سر بر بالین خواهد گذاشت! خودمان با اصرار بر سه راهکار اصلاح میانگذر دریاچه اورمیه، لایه روبی به موقع رودخانه ها و کاهش آب مصرفی دریاچه را احیا می کنیم بعد ده تا دهکده توریستی مناسب تر از آنتالیا در ساحل دریاچه اورمیه می سازیم! 🍀@minjighج

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

لزوم روشن شدن راهکارهای نجات دریاچه برای مردم

+0 به یه ن

خیلی مهم هست که تا قبل از شروع شدن هیاهوی انتخابات مجلس بعدی در ذهن مردم روشن باشد که راهکار نجات دریاچه اورمیه چیست! تا رقابت های انتخاباتی شروع شود تعداد قابل توجهی "سوپر من قلابی" به صحنه خواهند آمد و انواع و اقسام وعده های عجیب و غریب و کاملا غیر عملی برای نجات دریاچه مطرح خواهند ساخت.


 مهم هست که مردم بتوانند سره از ناسره تشخیص دهند و به جای دل خوش کردن به راه حل های غیرواقعگرایانه -نظیر انتقال آب از دریاچه وان یا رودخانه ارس یا کره مریخ- مسئولیت و نقش خود را در راه کمک به نجات دریاچه بشناسند.

 شاید نقش من به عنوان یک شهرنشین تنها این شود که به عنوان مصرف کننده عادت غذایی ام را چنان تغییر دهم که از محصولات کشاورزی کم مصرف (نظیر انگور و کشمش) بیشتر استفاده کنم تا محصولات پرمصرف (نظیر قند وشکر که از چغندر تهیه می شود). اما مهم هست که نقش و مسئولیت را بشناسم و بدانم انتخاب درست موقع خرید برای من چیست. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مزایای فعالیت محیط زیستی برای دانشجویان

+0 به یه ن

اگر دانشجویان ایرانی هم در فعالیت های محیط زیستی فعال تر بودند این همه افسردگی بین آنها رواج پیدا نمی کرد! در جمعی بودن و در کنار این جمع برای هدفی والا تلاش کردن به زندگی معنا می دهد و جلوی افسردگی را می گیرد. 


 اگر دانشجویان ایرانی در جمع های دوستداران محیط زیست بیشتر می گشتند، بعد از این که فارغ التحصیل شدند و جایی استخدام گشتند کمتر حرص و جوش برای ثروت بیشتر و مصرفگرایی بیشتر می زدند. دنبال این راه نمی افتادند که با راه های نادرست به ثروت بیشتر دست پیدا کنند. فساد مالی کمتر موضوعیت پیدا می کرد. زندگی ساده وبه دور از مصرفگرایی با تار وپود فعالیت های محیط زیستی عجین شده. به هنگام دانشجویی وقتی شخصیت اجتماعی دانشجو شکل می گیرد اگر به این نوع فعالیت ها بگرود تا آخر عمر اختلاس برای داشتن ماشین مدل بالا و لباس و کیف و کفش مارکدار را دون شأن خود خواهد دانست. 

 نه تنها دنبال اختلاس نمی رود بلکه گوشه ای هم نمی نشیند به حال خود به علت نداشتن ثروت غصه بخورد. وقتی زندگی خود و خانواده خود را تامین کرد به اهداف والاتر می اندیشد نه داشتن کیف پوست مار! غبطه داشته های ثروتمندان را هم نمی خورد چون می داند خود چیزهای با ارزش تری دارد. اصلا مسئله اش این نخواهد بود که دیگران چه ثروت هایی دارند! به این موضوع اصلا فکر نمی کند که زجر هم بکشد. مسایلی مهمتر برای فکرکردن و اندیشیدن دارد. 

 در کنار دوستداران محیط زیست می آموزد پیدا کردن راه حل های آسان برای مشکلات بزرگ یک اصل هست. در این زمینه مهارت کسب می کند و در حل مشکلات زندگی خود به کار می بندد و جلو می رود. در کنار دوستداران محیط زیست می آموزد استفاده دوباره از وسایل زندگی، تنها کار قدیمی ها و دمده ها و مسکینان نیست. یک نگرش پست-مدرن که افراد با فهم و درک بالا و با ارزش های انسانی والاتر که فراتر از چشم همچشمی های سطح پایین در مصرفگرایی می اندیشند به آن مبادرت می ورزند. به این ترتیب خرجش در زندگی به مراتب کمتر می شود. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

چرا دانشجویان باید فعال محیط زیستی باشند؟

+0 به یه ن

در اغلب کشورهای دنیا فعالان محیط زیست عمدتا دانشجویان هستند. از طرف والدین خود هم تشویق می شوند که در این فعالیت ها شرکت داشته باشند. فرصت خوبی است که در آن کار گروهی در جهت یک هدف را تمرین کنند. در این فعالیت هاشبکه ای از دوستان وآشنایان می سازند که فردا در کار تخصصی خودشان به کمک آنها می آیند. فرصتی است که در آن برخی از مهارت های خود را به دیگران بشناسانند. مثلا اگر گرافیست یا فیلمساز یا عکاس باشند و در راستای هدف محیط زیستی اثری در خور توجه منتشر کنند شناخته شده تر می شوند و بعد از آن پروژه ها ی پرسود به آنها وا گذار می شوند. اگر می بینید در کشورهای غربی افراد در کار گروهی از ما موفق ترند و می توانند پروژه های بزرگ را به طور گروهی به سرانجام برسانند یک دلیلش هم همین هست: این افراد در دوران دانشجویی همکاری برای فعالیت هایی از قبیل فعالیت های محیط زیستی را تجربه کرده اند. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آیا فریادرسی نیست؟!

+0 به یه ن

در اواخر دهه هشتاد و اوایل نود هنرمندان بسیاری در آذربایجان از هنر خود استفاده کردند که آگاهی عمومی را در مورد خطر نابودی دریاچه اورمیه بالا ببرند. حرکتی مردمی شروع شده بود و هنرمندان بی هیچ چشمداشت مالی نتیجه هنر خود را در طبق اخلاص می گذاشتند. هنوز هم برخی هنرمندان دریاچه را تنها نگذاشته اند و هر از گاهی اثری در این زمینه منتشر می کنند اما از آن موج عظیم هنری اکنون خبری نیست! شاید دلیل این باشد که هنرمندان اکنون -به درستی-به این نتیجه رسیده اند که صدای مصائب دریاچه به گوش مردم و مسئولان رسیده است پس دیگر نیازی به فعالیت آنها نیست.

 واقعیت این هست که اکنون به نوعی دیگر نیاز به همراهی هنرمندان هست. دیروز بانگ بر می زدند که دریاچه اورمیه نیاز به فریادرس دارد. امروز نیاز هست که با نیروی هنر به گوش مردمان برسانیم که ما چه کمکی به احیای دریاچه می توانیم بکنیم. درسته که ستاد احیای دریاچه هست اما این ستاد —هرچند کمابیش مثبت عمل کرده— اما همت و حمیت لازم را برای نجات نگین آذربایجان ندارد. ستاد احیا قدم های کوچک مثبتی بر می دارد اما قدم های بزرگ و اساسی را خود مردم محل باید بردارند. 

این دلسوزی من وشما را برای دریاچه اورمیه، مسئولان ستاد احیا ندارند! با ستاد احیا باید تعامل و همکاری کنیم اما دست آخر کار اساسی را خودمان باید بکنیم. فریاد رس دلسوز و با همت و حمیت دریاچه اورمیه همین تشکل های مردمی هستند. امروز به اندازه کافی هم تجربه و علم برای نجات دریاچه به دست آورده اند.من و شما اگر به کمک آنها بشتابیم و علم و هنرو سرمایه اجتماعی خود را در اختیارشان بگذاریم قدم های بزرگی برای نجات دریاچه اورمیه برداشته خواهد شد.

الان دیگه مشخص شده که راه نجات دریاچه اورمیه چیست. در سه جبهه باید عمل شود:

 ١-لایه روبی اصولی و به موقع رودخانه ها و رها سازی مناسب و به موقع آب پشت سدها. این از وظایف وزارت نیروست. فشار افکار عمومی باید باشد تا وزارت نیرو به وظیفه اش درست عمل کند.

 ٢-اصلاح میانگذر از طریق ایجاد پل در چپ و راست میانگذر به منظور از سر گرفته شدن جریان های درون دریاچه ای که درجه شوری آب در شمال و جنوب دریاچه را یکنواخت می سازد. هزینه این کار درحد احداث پل هوایی متعارف در کلانشهر های ایران هست. مبلغی سرسام آور در سطح ملی نیست.

 ٣-برگرفتن شیوه های کم مصرف کشاورزی نظیر آبیاری قطره ای و جایگزینی کشت محصولات پرمصرف مثل چغندر با گیاهان کم مصرف تر نظیر باغ انگور و پسته و زعفران و گیاهان دارویی. 

 عملی شدن طرح ها نیاز به آگاهی عمومی دارد و آگاهی عمومی هم به نوبه خود یاری هنرمندان و فعالان حوزه مجازی و حقیقی را می طلبد. 🍀@minjigh 


 # دعوت از هنرمندان زیست محیطی برای تولید محتوای آموزشی و فرهنگی؛ بدین وسیله از کلیه علاقمندان محیط زیست که در بخش های تولید انیمیشن، عکس و فیلم دارای تبحر هستند ،دعوت بهمکاری می‌شود . انجمن زیست محیطی سبز اندیشان تبریز 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 تماس ؛ ۳۴۷۶۲۰۳۳ فقط از ساعت ۹/۳۰ صبح تا ۱۲/۳۰ ظهر 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 https://t.me/Sabzandishanetabriz

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

تقویت اعتماد به نفس از طریق بالا بردن مهارت و دانش میسر است

+0 به یه ن

گفته می شود دانشجویان دختر اعتماد به نفس کافی ندارند و سر کلاس وسر سخنرانی ها ابا دارند که نظری دهند. برای حل این معضل برخی به دختران توصیه می کنند که همانند همکلاسی های پسر خود، در اظهار نظر ابایی نداشته باشند و در کلاس و سر سخنرانی ها "بلند بلند" فکر کنند. 


 به عنوان شخصی که ١٥ سال هست در کار تعلیم دانشجویان تحصیلات تکمیلی در ایران هست و در همایش بین المللی های متعدد رفتار دانشجویان سراسر دنیا را رصد کرده، جسارتا عرض می کنم این رفتار دانشجویان پسر ایرانی ابدا الگو قرار دادنی نیست! در ایران در صد قابل توجهی از دانشجویان پسر از "اعتماد به نفس کاذب" رنج می برند. بدون مطالعه چنان اظهار نظر می کنند که گویی مرزهای علم را دارند می شکافند. وقتی سر سخنرانی ها نکته ای به ذهن شان می رسد با لحنی آن را بیان می کنند که گویی این نکته ناب به ذهن هیچ کس قبل از آنها نرسیده و نخواهد توانست برسد!
 در جمع بسته که افراد در آن سطح دانش پایینی دارند این رفتار زننده به نظر نمی رسد. در جمع نادانان با این اظهافضل ها مورد تشویق هم قرار می گیرند! ولی سر یک سخنرانی تخصصی که تنی چند از افراد عمری بر آن موضوع کار کرده اند بسیار زننده به نظر می رسد! این رفتار به طور غلیظ تر از درصد قابل توجهی از دانشجویان پسر هندی هم سر می زند (شاید چون انگلیسی شان قوی تر از ایرانی هاست بیشتر اظهار فضل می نمایند!) از مردان کشورهای دست دو بلوک شرق (بلغارستان، رومانی و....) هم به نوع دیگر سر می زند. ولی از اروپای غربی وآمریکای شمالی کمتر می بینیم که کسی سر سمینار از روی اعتماد به نفس کاذب اظهار فضل کند! موقع ارائه مطلب شعارشان این هست: Failing to prepare means preparing to fail. یعنی چی؟! یعنی همین جوری الکی بی مطالعه اظهارفضل نکن! هم روی محتوای مطالبت کار کن و هم روی نحوه ارائه مطلبت هم تمرین کن. 

خوشبختانه دختران ایرانی  عموما از این قبیل اعتماد به نفس های کاذب ندارند. اگر می خواهید الگویی برایشان معرفی کنید زنان موفق دنیا را به آنها بشناسانید نه پسران ناموفق متوهم ایرانی را!  

مشکل اعتماد به نفس با بالا بردن دانش و تمرین مهارت های ارائه مطلب رفع می شود نه با لاف زدن، نه با اظهارفضل های مسخره کردن! دختری که به کمبود دانش خود واقف هست اگر به تقلید آن همکلاسی پسر در جلوی یک دانا اظهار فضل کند و در جواب پوزخند بشنود کاملا اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. او که -برعکس همکلاسی اش-متوهم نیست که متوجه پوزخند نگردد! همکلاسی متوهم با پوزخند هم مواجه شود چنین توجیه می کند که آن قدر نکته من نغز بودکه یارو نفهمید! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

روز دختر

+0 به یه ن

فردا در تقویم ایران روز دختر است. سالی سرشار از اعتماد به نفس، اتکا به نفس، خودباوری و خلاقیت و شادابی برای دختران ایرانی آرزومندم! ❤️😘❤️ 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نگاهی دیگر به سون آی

+0 به یه ن

"سون" به زبان ترکی یعنی “پایان". حتما در آخر فیلم های ترکیه دیده اید که می نویسند"son”. "آی" هم که یعنی "ماه". "سون آی" یعنی آخرین ماه و اصلاحا به نزدیک ترین شب چهارده ماه به پایان تابستان گفته می شود. در غروب چنین روزی ماه و خورشید تقریبا روی به روی هم دیده می شوند و منظره زیبایی دارند. گویا در قدیم مراسم و جشنی در آذربایجان در این روز بر پامی شد و افسانه ها و اسطوره های متعددی در این رابطه از قدیم به جا مانده. شخصی به نام آقای دکتر ناصر منظوری در این زمینه تحقیقاتی کرده وتالیفاتی هم دارد. اگر خواستید می توانید با جست و جوی نام وی در اینترنت در این باره اطلاعات بیشتری به دست آورید.  


چند سال پیش در یکی از نشریات آذربایجان مطرح شد که به جای ولنتاین این روز را به عنوان روز عشق جشن بگیریم. دو سه سال بعد از آن هم من در وبلاگم در این باره نوشتم. یادش به خیر که با دوستان وبلاگی از چهارگوشه دنیا با این سوژه کلی تفریح کردیم. حتی یک شب تا سحرگاه کامنت بازی کردیم! ایده البته نگرفت. الان دیگه جشن گرفتن ولنتاین در ایران چنان ریشه دوانده که هیچ چیز جایش را نمی گیرد. 

من خیلی از مراسم ولنتاین خوشم نمی آید. به نام عشق هست ولی به کام مصرفگرایی و بهانه ای برای خرج تراشیدن های بیخود. در همان سریال های کمدی آمریکایی هم معمولا منجربه دعوا می شود نه تعمیق عشق! ما قصد داشتیم مراسم عشقی بنا نهیم که این قدر مصرفگرا نباشد. این همه با چشمهمچشمی و "چلمپگی" (اصطلاح مهران مدیری) گره نخورده باشد. البته سون آی چندان نگرفت! م

ن نمی خواهم امسال سون آی را به عنوان روز عشق مطرح کنم. چندی از عزیزانم در سالهای اخیر متارکه کرده اندو دل ودماغ مطرح کردن روز عشق ندارم. ولنتاین بماند برای تین ایجرها که دل ودماغش را دارند. اما می خواهیم سون آی را جشن بگیریم. نه به یادبود عشق بین زن و مرد بلکه به یادبود دوستی های ماندگار. دوست هایی که ده ها سال در سختی ها و خوشی ها در کنارمان مانده اند. خوشی و موفقیت ما را مال خود دانسته اند ودرد ما را درد خود. روزی برای جشن گرفتن این نوع دوستی ها نداریم. سون آی را به این منظور اختصاص دهیم. در مورد مراسم آن هم فکری می کنیم! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قونشو اومودونه قالان، شامسیز قالار

+0 به یه ن

به تازگی دارند در بوق و کرنا می کنند که قراره از دریاچه وان ترکیه آب به دریاچه اورمیه منتقل بشه و دریاچه نجات پیدا کند.


 نمونه اش متن زیر: " 
 〽️دکتر فرهاد افشار فارغ التحصیل دانشگاه سوئیس و از دانشمندان محیط زیست:  

🔸برای احیای دریاچه ارومیه، یک سال شبکه و لوله کشی از دریاچه وان تا دریاچه ارومیه زمان خواهد برد و ۳ سال نیز زمان پر شدن آن می‌باشد  
🔸برای این طرح حتی یک ریال نیز بودجه دولتی نیاز نیست و در قبال انرژی(برق) که به ترکیه داده می‌شود، این کشور تمامی کارهای احداث شبکه انتقال را انجام خواهد داد  
🔸این طرح مورد قبول و استقبال وزارت خارجه کشور ایران قرار‌ گرفت  
🔸احیای سریع دریاچه ارومیه از طریق انتقال آب از دریاچه وان ترکیه از طریق امام جمعه ارومیه در حال پیگیری است @barishnews | باریش نیوز"

 من نمی دونم این آقای دکتر افشار کیست و چه سمتی دارد که از جانب ترکیه چنین وعده هایی می دهد. حدس می زنم می خواهد برای نمایندگی مجلس کاندیدا شود . 

 در هر صورت نکات زیر به ذهنم آمد:

 ١-با این وعده وعیدهادریاچه اورمیه احیا نمی شه. مردم محل باید رویه مصرف آب را تغییر بدهند، هرساله لایه روبی رودخانه ها درست و به موقع انجام بگیره، میان گذر اصلاح بشه. غیر از این هرکسی هر طرح قهرمانانه ای می ده از جنس فرستادن ما دنبال نخود سیاه هست. دل به این وعده ها نبندیم. به جای آن برنامه ریزی بکنیم ببینیم چه طور می توانیم کشاورزان محلی را با خود همراه کنیم. پیشنهاد من همان طوری که چند بار گفتم تبلیغ در دانشگاه هاست به این امید که فرزندان دانشجوی کشاورزان خود عامل تغییر شوند . نه فقط برای دریاچه! بلکه برای حفظ میراث مادی پدری و تضمین آینده مالی واقتصادی خودشان وقتی زمان تشکیل خانواده شان می رسد.

 ٢- اگر این طرح بر فرض محال هم اجرا بشه و دریاچه اورمیه هم موقتا جانی بگیره باز هم غلطه. باز هم دو کشور جهان سومی همسایه دارند چوب حراج به منابع می زنند و از آینده فرزندشان حاتم بخشی می کنند این ور داره انرژی مفت می ده اون ور آب مفت! هر دو طرف خیال می کنند مفته پس عیب نداره به هدر بروند. این گونه فرهنگ مصرف ترکیه ای ها را هم خراب می کنیم. 

 ٣-چه چیز خاورمیانه با ثبات هست که ما به این قرارداد (حتی اگر صحت داشته باشد) دل ببندیم؟! فردا ترامپ به ترکیه می گوید اگر به ایران آب بدهید تحریمتان می کنم. این قرارداد(اگر احیانا قراردادی در میان باشد و رویا پردازی صرف نباشد) هم می رود روی هوا! به جای این قبیل رویاها و انتظار از دیگران بایدروی نسل جوان ترکشاورزان در حوضه دریاچه حساب باز کنیم. اونهاهستند که تغییر می توانند ایجاد کنند

. ٤-یه ایراد دیگر مطرح کردن این گونه طرح ها ایجاد توقع بیجاست. توقع بیجایی است که ما از ترکیه انتظار داشته باشیم آب دریاچه وان را به ما بدهد. دولتمردان ما عمدتا وقتی پای منافع ملی می رسد پخمه اند!بعید نیست برق مفت نقد را بدهند تا نسیه آب مفت پس فردا پس بگیرند. اما دولتمردان ترکیه در جهت منافع ملی خودشان خیلی هم زرنگند. نقد را می گیرند پس فردا به بهانه ترامپ می زنند زیر وعده نسیه شان. بعد ما می مانیم و گله گذاری های همیشگی و اظهار مظلومیت و ... این بارعلیه دوستان ترکیه ای مان.  

ما می مانیم و شعر "ما ز یاران چشم یاری داشتیم...." برای این شعرها هم کسی به کسی چیزی نمی ده. دیگه به خودمان تشر نمی زنیم که وقتی دولتمردان خودمان، ما را دنبال نخود سیاه فرستادند هشیاری به خرج ندادیم. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل