یک فیلم از تبریز در جشنواره کن

+0 به یه ن

قیلم "حیوان" ساخته برادران ارک از تبریز در جشنواره کن امسال نمایش داده می شه. فکر نکنم در حوزه هنری خبری مهمتر از این برای تبریز باشه اما در کانالها واخبار مربوط به تبریز  آن چنان که شاید صحبتی از آن به میان نمی آید!  تبزر فیلم را می توانید اینجا ببینید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بیانیه شماره 2 شهر دیگر

+0 به یه ن

در زیر بیانیه شماره2  شهر دیگر را از سایت رسمی آن کپی می کنم تا با این جنبش آشناتر شوید. امیدوارم جنبشی مشابه برای مجلس هم شکل بگیرد و تا انتخابات مجلس ما جناح سومی داشته باشیم که از دو جناح موجود اصلاح طلب و اصولگرا به ایده آل ما نزدیک تر باشد و ما با میل -و نه از روی اکراه و ناچاری و ترس از رو آمدن یکی دیگه- برویم به آنها رای دهیم:

با اعلام نتایج انتخابات پنجمین دوره شورای شهر تهران، لیست «شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان» برنده انتخابات تهران شده است. «شهردیگر» به نمایندگان منتخب شورای شهر تهران تبریک می‌گوید و امیدوار است این شورا با نظارت و مداخله فعالان مدنی و مردم، شورایی شفاف و متفاوت از قبل باشد.

در انتخاباتی که گذشت، مطالبات شهری بیش از گذشته پررنگ شد. مطالباتی نظیر شفافیت شورا و شهرداری، تغییر رویه کسب منابع مالی از شهرفروشی به کسب منابع پایدار، جلوگیری از هزینه‌های غیرضروری در مدیریت شهری، اهمیتِ طرح‌های شهری و بهبود آن‌ها، توجه ویژه به گروه‌های حاشیه‌ای و محروم در شهر، ممانعت از به‌کارگیری کودکان توسط پیمان‌کاران شهرداری و نظارت بیشتر بر آنان و مناسب‌سازی شهر برای معلولان و سالمندان.

«شهر دیگر» ضمن باور به این مطالبات، مسئله اصلی شهر را نه صرفاً تغییر مدیریت شهری بلکه تغییر نگاه به روندهای شهری می‌داند؛ نگاهی که شهر را نه کالا یا بنگاه اقتصادی، که جایی برای زندگی بداند. ما امیدواریم فقدان افراد مستقل در ترکیب شورای پنجم شهر تهران و یک‌دست شدن آن زمینه‌ساز فسادهای جدید در شهرداری و شورای شهر نشود و مردمی که به تمامیِ فهرست یک جناح اعتماد کرده‌اند شاهد تغییرات ملموس در وضعیت شهر باشند. «اتاق شیشه‌ای» مدیریت شهری تهران که یکی از مهم‌ترین مطالبات مردمی و از شعارهای نامزدهای اصلاح‌طلبان بوده است، امروز چه بسا با ترکیب یک‌دست شورا امکان تحقق کمتری دارد. «شهر دیگر» برای پر کردن این خلاء در چهار سال آتی وظیفه خود را نظارت بر شورای شهر، پیگیری شعارها و برجسته‌کردن خواسته‌ها می‌داند و از دیگر ساکنان این شهر نیز دعوت می‌کند تا همکار و همراه آن باشند.

امروز با نهایی‌شدن نتایج آرا می‌توانیم تصویر دقیق‌تری ازجایگاه «شهر دیگر» در میان نیروهای مدنی داشته باشیم. نگاهی به ترکیب آرا نشان می‌دهد نامزدهای مورد حمایت گروه‌های مستقل، از جمله «شهردیگر»، توانسته‌اند بدون بهره‌مندی از حمایت احزاب و چهره‌ها و مقام‌های سیاسی سابق و فعلی، و بدون دسترسی به رسانه‌ها و امکانات مالی گسترده برای تبلیغات، خود را به پشت لیست‌های اصلاح‌طلبان و اصولگرایان برسانند. جایگاه اول تا ۲۱ شورا را لیست اصلاح‌طلبان و نفر ۲۲ تا ۴۲ را لیست اصولگرایان به خود اختصاص داده است. یاشار سلطانی نفر ۴۳ لیست و حسین راغفر نفر ۴۴ تهران شده‌اند (رتبه‌های نهایی فهرست «شهر دیگر» را در پیوست شماره ۲ بخوانید). درباره فرآیند رای لیستی، عوارض آن برای نهادهایی مانند شورا و چگونگی دگرگونی چنین روندی باید بیشتر نوشت و گفت؛ اما آنچه مسلم است اینکه یک نیروی سوم قدرتمند، می‌تواند انحصار حاکم بر فضای انتخابات‌ها را بشکند، و ما بیش از هر زمان دیگری به شکل‌دهی چنین نیرویی نزدیک شده‌ایم. نتایج برآمده از انتخابات نیز گویای شکل‌گیری بدنه‌ای در جامعه است که با ما در اهمیت ساخت نیرویی مدنی همراه شده و به لیست فعالان مدنی رای دادند. «شهر دیگر» ضمن قدردانی از حمایت این کنشگران، تمام نیروی خود را وقف پیوند با این بخش از جامعه مدنی خواهد کرد تا بدنه‌ای اجتماعی برای دیده‌بانی شهر بسازد.

هدف اولیه «شهر دیگر» برجسته کردن نگاه و گفتمانی متفاوت به مقوله شهر بود. بر این مبنا در وهله اول با همکاری متخصصان و فعالان شهری ۱۲ متن سیاستی نوشتیم که بناست به تدریج در طول زمان با همکاری و مشارکت عمومی تکمیل و تصحیح شوند. در نوشتن این برنامه‌ها تلاش کردیم نگاهی انسان‌محور و برابری‌طلبانه به مسائل مختلف شهری داشته‌باشیم. نگاهی که به باور ما عموماً در مدیریت شهری غایب بوده و تنها از سوی رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد برجسته شده است.

از لحظه ورود «شهر دیگر» به فعالیت انتخاباتی می‌دانستیم که پیروزی در انتخابات شورای شهر پنجم، برای فعالان شهردیگر امری دور از دسترس است. در همان آغاز با خود عهد کردیم هدف اصلی «شهردیگر» نه انتخابات، که پیگیری اهداف و مطالبات شهر دیگر در فردای استقرار شورای جدید باشد. به این دلیل علاوه بر تلاش برای افزایش انسجام سازمانی، تکمیل طرح‌های سیاستی و همراه ساختن فعالان و کنشگران مدنی، نظارت بر عملکرد شورای پنجم نیز در برنامه «شهر دیگر» برای روزهای بعد از انتخابات قرار خواهد گرفت. در حال حاضر مشغول به تدوین برنامه این طرح و شیوه‌های مشارکت در آن هستیم و امیدواریم به زودی چارچوب شفاف و مشخصی برای جلب مشارکت دیگر فعالان و گسترش شبکه همبستگی موجود فراهم آوریم.

«شهر دیگر» صداقت را بذر هویت و شفافیت را جانمایه‌ کنش جمعی خود می‌داند. در سه پیوست زیر به شرح فرایند انتخاب کاندیداهای مورد حمایت، رتبه و تعداد آرای این افراد و لیست هزینه‌های انتخاباتی خود می‌پردازیم و از برگزیدگان شوراها و سایر نامزدها نیز درخواست می‌کنیم تا با انتشار لیست هزینه‌ها، منابع تامین آن و شرح فرایند گزینش اعضای موجود در لیست خود، اولین گام را در شفاف‌سازی فعالیت‌های انتخاباتی بردارند.

از همراهی شما در ایام انتخابات سپاسگذاریم و امیدواریم که جمع‌های شکل‌گرفته از هم نگسلد، نامزدهای انتخاباتی شهر را به حال خود وانگذاریم و چهار سال پیش رو را به یک کارزار تمام عیار برای تغییر رویه‌های اساسی در تهران تبدیل کنیم . ما باور داریم که این تنها مسیر رسیدن به شهری دیگر است.

پیوست یک: فرایند گزینش نامزدهای مورد حمایت «شهر دیگر»

«شهر دیگر» در مواجهه با انتخابات، و پس از تصمیم (به واقع دیرهنگام) برای ورود به آن، از دو نفر از افراد مورد اعتماد خود درخواست کاندیداتوری کرد: فرشید مقدم سلیمی، پژوهشگر اجتماعی و فعال حوزه شهر و امیر رئیسیان، وکیل دادگستری. به نظر ما وجود یک پژوهشگر اجتماعی حوزه شهر با دیدگاه‌های برابری خواهانه و یک وکیل معتقد به حقوق شهروندی که سابقه دفاع از این حقوق را داشته است در شورای شهر ثمربخش بود.

همزمان جستجو برای شناسایی افراد با صلاحیتی که امکان کاندیداتوری داشتند آغاز شد. در مرحلۀ بررسی صلاحیت‌ها، صلاحیت هیچ کدام از دو نامزد اولیۀ شهر دیگر احراز نشد. آن‌ها به این تصمیم اعتراض کردند، در مرحله تجدید نظر و تنها یازده روز قبل از برگزاری انتخابات، صلاحیت فرشید مقدم سلیمی احراز شد.

همزمان تلاش برای یافتن سایر چهره‌های مستقل ادامه یافت؛ نامزدهایی که بتوانند گروه‌های کمتر دیده شده را در انتخابات نمایندگی کنند و پاسخگویی و شفافیت شورای شهر و شهرداری را افزایش دهند. با توجه به فضای برآمده از انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی و تجربۀ رأی لیستی به جای رای‌‌های فردی، تصمیم به ارائه  یک لیست حمایتی گرفتیم. در عین حال مصمم بودیم در ورود به انتخابات تنها و تنها از افرادی حمایت کنیم که بتوانیم تا جای ممکن از صلاحیت آنها دفاع کنیم. تصمیم به حمایت از حسین راغفر، یاشار سلطانی، آمنه شیرافکن، آندارنیک سیمونی، بهزاد اشتری و لیلا ارشد نتیجۀ این جستجو بود. حسین راغفر و لیلا ارشد دو چهرۀ دانشگاهی و مدنی مستقل‌اند که از زمان ثبت نام برای انتخابات، گزینه‌های مطرح «شهر دیگر» برای حمایت بودند. یاشار سلطانی نیز به واسطه فعالیت‌هایش در وبسایت معماری نیوز، چهره فراجناحی‌اش در مبارزه با فساد و باورش به شفافیت در فهرست «شهر دیگر» قرار گرفت. بهزاد اشتری و آندرانیک سیمونیان را نیز طی جستجو برای نامزدهای گروه‌های در حاشیه قرارگرفته و اقلیت شناختیم و پس از چند نشست و پرس وجو مواضع و دلایل نامزدی آنها را همسو با مواضع خود تشخیص دادیم. چهره مستقل، سابقه روزنامه‌نگاری شهری و دغدغه آمنه شیرافکن در حوزه زنان و جنسیت نیز نام او را به فهرست نامزدهای مورد حمایت «شهر دیگر» افزود.

در این میان با دو کمپین انتخاباتی مستقل دیگر با عنوان‌های «شهر مردم» و «ائتلاف پیشتازان عدالت» دیدار و گفتگو کردیم. اما به علت فرصت بسیار اندک برای تحقیق و آشنایی کامل با یکایک نامزدهای این گرو‌ه‌ها، برای حمایت از تمامی نامزدهای این دو گروه به نتیجه نرسیدیم. اما نتیجۀ این مرحله، تصمیم ما بود برای وارد کردن خسرو صالحی به فهرست حمایتی «شهردیگر»، کسی که سابقه کاری و دغدغه‌هایش در زمینه کار کودک با مواضع ما هم‌سویی داشت.

فهرست «شهردیگر» در این زمان ۸ نامزد داشت اما چند روز قبل از انتخابات، لیلا ارشد همانطور که در اطلاعیه خود اعلام کرد، به دلیل برخی موانع و محدودیت‌ها از کاندیداتوری انصراف داده و در نتیجه از فهرست نامزدهای مورد حمایت «شهردیگر» نیز خارج شد. اینکه واقعیتِ این موانع و محدودیت‌ها چه بوده است برای «شهر دیگر» نیز دقیقا معلوم نیست اما چنانکه ایشان موافقت نمایند تلاش خواهیم کرد در این رابطه شفاف‌سازی کنیم.



اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

از نتایج انتخابات شورای شهر تهران ناراضی هستم!

+0 به یه ن

در انتخابات شورای شهر تهران رتبه یک تا 21 را لیست اصلاح طلبان آورده. بیست نفربعدی هم گویا از لیست اصولگراست. اصلا خوشحال نیستم. بین مستقل ها بودند کسانی که یک سر و گردن از این چهل نفر لیست اصلاح طلبان و اصولگرایان بالاتر بودند. واقعا متاسفم که مردم تهران این گونه انتخاب کرده اند. هم نمایندگان مجلس تهران و هم شورای شهر آن یک دست از لیست اصلاح طلبان خواهد بود. این یعنی فاجعه. فردا این اصلاح طلبان خدا را هم بنده نخواهند بود. روز به روز هم افت می کنند و بیشتر به رای دهندگان و فعالان جنبش مدنی تبختر می کنند. خیالشان هم تخت هست که مردم را از اصولگرایان خواهند ترسانید و رای به دست خواهند آورد. دلم واقعا می سوزد! وقتی چنان کاندیداهای توانمندی شهر تهران داشت و مردم با محافظه کاری باز رفتند به همون لیست نخ نمای اصلاح طلبان رای دادند!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

تا چهار سال بعد

+0 به یه ن


چیزی که من در چند هفته اخیر دریافتم این هست که آزادی های سیاسی در زمان روحانی خیلی بیشتر شده است. صد البته ما با یک کشور دموکراتیک ایده آل فاصله زیادی داریم. اما با زمانی که هر اعتراضی با باتوم مواجه می شد و هیچ تشکل  مردمی جدی ای برای دفاع از حقوق شهروندان مجاز نبود هم فاصله زیادی گرفته ایم.
به نظرم متاسفانه قدر همین مقدار آزادی را هم نمی دانیم. اگر می دانستیم می توانستیم با همفکری جناح سومی ایجاد کنیم که عیب های دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب را نداشته باشد. در چهار سال گذشته اگر از فرصت  خوب استفاده می کردیم تا به امروز موفق شده بودیم.
خوشبختانه آقای روحانی دوباره رئیس جمهور ایران شد و ما برای چهار سال دیگر هم باز همین فرصت را داریم. از این فرصت بهتر استفاده کنیم. اگر جناح سومی با ایده های نو ایجاد نکنیم سستی و فترت دو جناح موجود را می گیرد و روز به روز افت می کنند. نتیجه آن می شود که مردم چهار سال بعد از هر دو خسته می شوند. دنبال تغییر می گردند و چون آلترناتیو بهتری نساخته ایم به احتمال قوی شخص و طرز فکری را انتخاب می کنند که از همان موجود هم پایین تر باشد.
خلاصه: حفظ وضع موجود ممکن نیست. اگر همتی برای  معرفی چهره های جدید با ایده های نباشد روز به روز همین جناح اصلاح طلب هم افت پیدا خواهد کرد. به خصوص اگر مطمئن باشد با ترساندن مردم از رقیب رایش تضمین شده است.
ناگزیریم که بهتر از این را ایجاد کنیم تا گرفتار بدترها نشویم. خوشبختانه آزادی کافی برای این کار داریم. افراد مستعد با ایده های نو هم کم نیستند. این را هم بدانیم که معجزه ای قرار نیست رخ دهد. "جامعه جهانی" هم چندان برای ما دلشان نسوخته. این خود ماییم که باید دنیال ایده های نو و چهره هایی توانمند با ایده های نو و کارآمد باشیم." شهر دیگر" تلاشی است در این راستا.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

روحانی بیزیم آنا دیلیمیزه نِینییپ؟

+0 به یه ن

روحانی وعده ورمیشدی تورکی دیلی-نه فرهنگستان آچا. بو وعده سی عملی اولمادی.
آممان انصافا فشار هویتچی لرین اوستونن چوخ آزلاشیپ.
یادیزا گلیر احمدی نژاد زمانین دا تبریز ده بیر ایکی مغازه صاحابین توتتولار آپاردیلار زندانا فقط او جُرمه کی مغازانین آدین تورکی قویموشدولار؟
روحانی حداقل، او بیری لر کیمین خلقی محدود ائلمیر. بو اؤزی ائله بیر بویوک قدم دی.
قاباغیمیزی زورو نان آلماسالا اؤزموز اؤز باشیمیزا بیر چاره قیللوخ.
آممان روحانی یه رای ورمَساخ یا قالیباف رئیس جمهور اولار یا رئیسی. بیر بیرینن  شووینیست راخ دیلار. احمدی نژاد دان دا داها بَتَر ایپیمیزی قیراللار!
روحانی ایده آل دییر آمما قویور بیز اؤزوموز فعالیت ائلییاخ. او گلنَن قویوپدی چوخلی تورکی کیتاب چاپ اولسون. چوخلی تورکی کنسرتلر برگزار اولسون!
رئیسی رئیس جمهور اواسا بو ایشلرین قاباغین آلار.
جمعه گئداخ رای وراخ روحانیه. من چوخ قورخورام قالیباف یا رئیسی رئیس جمهور اولسونلار. بو بالاجا آزادلیخ دا کی واریمیز دی ائلیمیزدن آلارلار. احمدی نژاد دان دا بَتَر!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

اقدامات انجام گرفته جهت نجات دریاچه اورمیه

+0 به یه ن

نقل از تابناک
 رئیس ستاد احیای دریاچه اورمیه درباره مهمترین اقدامات صورت گرفته برای نجات‌بخشی ارومیه گفت:

خدا را شکر می‌کنیم که بارندگی‌ها کاهش ۷۰ درصدی نداشته اما نباید اقدامات دولت را کم اثر جلوه دهیم. مهمترین اقدام ستاد احیای دریاچه ارومیه همین بود که رودخانه‌هایی را که مملو از رسوبات و گل و لای بود لایروبی کرد تا امروز همین آب باران بتواند به دریاچه برسد، سه‌بار دریاچه سد بوکان باز شد و بخشی از حقابه ارومیه رهاسازی شد، بیش از ۲۰۰۰ حلقه چاه غیر مجاز مسدود شد و برخی چاه‌های دیگر به کنتورهای هوشمند مجهز شد، ما نیز در سازمان حفاظت محیط زیست با کمک دولت ژاپن و سازمان ملل توانستیم برای ۱۱۰ روستا برنامه‌ریزی کرده و آنها را آموزش دهیم تا الگوی کشتشان را از چغندر قند به محصولات با نیاز آبی کمتر سوق دهند، نتیجه این اقدامات آموزشی ما که اکنون وارد چهارمین سال خود می‌شود این بود که موفق شدیم حدود ۲۰ درصد از مصرف آب روستاییان و حتی ۲۵ درصد از میزان مصرف سموم و کود شیمیایی در بیش از ۹۰ روستا بکاهیم، از سوی دیگر وزارت جهاد کشاورزی نیز موفق شده با همکاری کشاورزان و تجهیز برخی مزارع به آبیاری قطره‌ای و تغییر الگوی کشت، راندمان آبیاری را بالاتر برده و در مجموع ۱۸ درصد میزان مصرف آب را کم کند که تمامی گزارش‌های آن در جلسه‌ای که کشاورزان و تشکل‌های زیست‌محیطی و خبرنگاران حضور داشتند و خود شما هم بودید به طور کامل و مبسوط ارائه شد.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آن خط آبی بازیگر دور از دسترس

+0 به یه ن

اون پیک سال 73 تا 74 خیلی خوب یادم هست. سال اول دانشگاه بودم و دیدم این نوسان وحشتناک چه طور روحیه و اخلاقیات مردم را عوض کرد.
چه طور مردم مادی شدند و همدلی و همکاری جای خود را حرص به داشتن بیشتر داد. چه طور ارزش نان ز بازوی خویش خوردن جایش را به شهوت کسب ثروت در قمار خرید سکه و دلار داد. چه طور سرزمین گل و بلبل ما تبدیل شد به یک کازینو 1648195 کیلومتر مربعی. پیک را که می بینم با خود می گویم آیا جز این انتظار داشتی؟

شش سال از جنگ گذشته بود!آیا نتیجه "رکود بعد از جنگ" بود یا دسته گل ریاست جمهوری وقت؟

حال روند آرام 76 تا 84 را بنگرید. "شقایق" اتفاقی نیست.
نوسان های بعدی در زمان احمدی نژاد را هم می بینید. این خط آبی خیره سر داشت می رفت بالا رکورد آقای رفسنجانی را هم بزند که سال 92 شد و.... فعلا در این 4 سال هم این خط شکسته بازیگوش سر به زیر شده. اما اگر یکی دیگه بیاد سرکار معلوم نیست باز هوس کنه بره اون بالا و بالا ها یا نه!
روحانی بمونه کمابیش انتظار داریم خط آبی همین ورها برای خودش بالا پایین مختصری بکنه. ما هم می تونیم فکری به حال خودمان بکنیم. اما وقتی سر به فلک می کشه اصلا همه چیز از کنترل در می ره

منبع نمودار


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قابل توجه جریان هویت گرایی

+0 به یه ن

نامگذاری خیابان ها و محلات از جمله اختیارات شورای شهر هست. اگر برایتان مهم هست که نام هایی برای خیابان ها و محلات شهر یا روستایتان برگزیده شود که با هویت که می پسندید سازگار باشد انتخابات شورای شهر دقیقا جایی است که باید در آن تاثیر گذار باشید.
گاهی اوقات نام های شایسته ای برای خیابان ها و محلات انتخاب می کنند. مثلا انتخاب نام محله رشدیه در تبریز بسیار پسندیده بود. یا نامگذاری خیابانی در تهران به نام خانم پروفسور پروانه وثوق ( پزشک مهربان کودکان) جای تقدیر دارد. اما خیلی وقت ها هم نام هایی را انتخاب می کنند که اصلا پذیرفته نیست. مثلا این که نام های قدیمی و جاافتاده خیابان ها را عوض می کنند و با نام هایی می خوانند که در بین مردم جا نمی افتد بسیار در عمل باعث سردرگمی می شود.
ما که دغدغه هویت و زبان ترکی داریم از این که نام های ترکی را فارسیزه می کنند شاکی هستیم. همینجا در انتخابات شوراهاست که باید توجه کنیم افرادی را راهی شوراها کنیم که به این دغدغه ما احترام قایل شوند.
این تنها مسئله جریان هویت طلبی آذربایجان یا سایر ترک های ایران نیست. 
یک دغدغه ملی هم هست. مثلا هیج خیابانی به نام دکتر مصدق نیست! زمانی اسم خیابانی را به نام خالداسلامبولی گذاشته بودند که خشم دولت مصر را برانگیخته بود (انگار بالاخره نام را عوض کردند.) آخه خالد اسلامبولی را به ما چه؟ این همه شهید این همه افراد بزرگ خودمان داشتیم. برای چی برداشته بودند اسم خیابانی را به نام یک غریبه کرده بودند که برایمان بار منفی سیاسی هم داشته باشد؟!
اگر در انتخاب اعضای شورا دقت کنیم این گونه حرکت های اشتباه تکرار نمی شوند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

اگر بودجه فرهنگی شهرداری ها درست خرج شود چه شود!

+0 به یه ن

دوستان عزیز!
به جای دعوا و یکی به دو بیایید دست به دست هم بدهیم تا کاندیداهای شایسته که داریم به شوراها راه یابند.
اگر چنین شود بودجه هنگفت شهرداری را در جهت بالا بردن سطح آگاهی مردم به کار می برند. اون وقت در انتخابات دیگر هم مردم اگاه دست به بهترین انتخاب ها خواهند زد.
مثلا از طریق تجهیز کتابخانه های عمومی و....
یا توزیع کتاب های مفید در مدارس. 
الان هم شهرداری ها به مدارس کتاب و ... اهدا می کنند اما لزوما کتاب هایی نیستند که به بالا رفتن آگاهی مردم بیانجامد. اگاهی از ان دست که دیدگاه آنها را چنان وسیع کند که بهترین انتخاب ها را بکنند.

در سال های اخیر کاملا قابل مشاهده هست که طبقه متوسط ایران خیلی مودب تر و از نظر اجتماعی مسئول تر شده اند. منظورم از طبقه متوسط طبقه ای است که برای تفریح شان-ازجنس مسافرت در داخل ایران و رفتن به کنسرت و کافی شاپ به همراه دوستان- خرج می کنند اما ویلای شخصی ندارند. این قشر به طرز محسوس در خیابان ها نسبت به غریبه ها مودب تر شده اند. نسبت به محیط زیست و حیوانات هم همین طور. نتیجه همون تفریحات جمعی است. از همدیگه یاد گرفته اند. درصورتی که اونهایی که به ویلای شخصی شان می روند و اونهایی که برای آن قبیل تفریح ها خرجی نمی کنند به همان حالت قبل مانده اند و تغییری در رفتارشان نمی بینیم. اگر اعضای شورای شهر افراد شایسته ای باشند فضاهای عمومی تفریحی و فرهنگی را گسترش می دهند به گونه ای که فرهنگ اون قشر متوسط گسترش پیدا کند. اگر چنین شود درصد بیشتری از مردم به حقوق دیگران و نیز مسایل محیط زیستی احترام قایل خواهند شد.

به خصوص در بین طبقه متوسط محبت به حیوانات خیلی بیشتر شده. یک جوری مد شده که وقتی سگ و گربه می بینند از دور "ماچ موچ" کنند. قبلا فریادمی زدند فرار می کردند. حتی برخی سنگ می زدند.
نتیجه همون پیک نیک و پارک رفتن های جمعی است.
هر چه پارک و جای تفریح جمعی بیشتر بشه. این رفتارهای اجتماعی بیشتر گسترش پیدا می کنه. دیگه مردم در پیله های خود نمی خزند و نسبت به غریبه ها گارد نمی گیرند. رفتارهایی نظیر دوبله پارک کردن و... نتیجه همین گارد گرفتن هاست. اگر مردم حس کنند ماشینی که می خواهند کنارش دوبله پارک کنند متعلق به خانم یا آقایی است که در پارک لاله ها وقتی چشم تو چشم شدند به هم لبخند زدند و تعارف کردند بفرمایید شما اول رد بشوید کمتر احتمال داره راه عبور و مرورش را با پارک دوبله سد کنند.

شهرداری ها بودجه هنگفتی هم برای مسایل فرهنگی دارند. به خصوص تهران که اقیانوس هست. اما شهردارها در حال حاضر این بودجه ها را بیشتر صرف تبلیغ برای خودشان می کنند. اگر شورای شهر را آدم حسابی ها تشکیل بدهند اون بودجه هم صرف اعتلای فرهنگی و اجتماعی شهروندان خواهد شد. این هم یک دلیل دیگه برای این که رفتار شهروندی از این که چه کسانی در شورای شهر رای می آورند متاثر می شه.

در حال حاضر از هرچند تا بیلبورد شهرداری که توصیه های اخلاقی شیربرنجی می ده، یکی دو موردش هم حرف حساب مفید باشه مردم اون قدر از ریا کاری شهرداری دلزده هستند که برای دهن کجی هم که شده می آیند برعکسش را می کنند

من خودم هر وقت بیلبورد شهرداری را می بینم که می گه از دستفروش ها خرید نکنید از لجشان همون روز می روم از دستفروش ها خرید می کنم. دستفروشی نکنند پس چه کنند آقای شهردار؟! از دیوار مردم بالا بروند؟! یا مثل پینه دوز داستان "پینه دوز و شاه عباس" پاپلی یزدی ...... (بروید داستان را خودتان بخوانید.) شهرداری باید محل هایی مناسب برای دستفروش در محلات درست کند نه آن که بیافتد به جانشان.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

یک واقعیت

+0 به یه ن

ای کسانی که در دوران اساطیر سیر می کنید!
ای کسانی که اجداد محتشم خود را سومریان یا آشوریان می دانید!
ای کسانی که به دوران هخامنشی افتخار می کنید!
ای کسانی که دوران اشکانی را سرچشمه هویت خود می دانید!
ای کسانی که دوران ساسانی را دوران طلایی می پندارید!
.... 
ای کسانی که دوران مشروطه را برگ زرین تاریخ ایران می دانید!
ای کسانی که دوران پهلوی اول را می پسندید!
ای کسانی که تکرار دوران دهه 20 را آرزومندید!
ای مصدقی ها!
ای آنان که در نوستالژی دوران شوی رنگارنگ به سر می برید!
ای کسانی که آرزوی دوران خاتمی را می کنید!
با هر کدام از این دوره ها حال می کنید خوش به حالتان! ما که بخیل نیستیم حال کنید! من هم خودم با دوران غزنویان تا آق قویونلوها حال می کنم! اما باور کنیم که داریم در ایران سال 1396 زندگی می کنیم و کیفیت زندگی ما تا حد زیادی به این بستگی دارد که چه کسانی تصمیم سازان شهرها و روستاهایمان باشند! حالا که عده ای آدم حسابی کاندید شوراها شده اند و -گوش شیطان کر- تایید صلاحیت هم شده اند فرصت را دریابیم! تا 29 اردیبهشت گذشته ها را به گذشته ها واگذاریم و در این فرصت یک کاری بکنیم کاندیداهای شایسته به شوراها راه یابند. چنین فرصتی شاید دوباره پیش نیاید. بعدش تا ابدیت می توانیم در خیالات خودمان با دوره ای از تاریخ که شکوهمند می پنداریم حال کنیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سیمرغ بلورین به فیلم ائو رسید

+0 به یه ن

فیلم ائو که به زبان ترکی و در تبریز ساخته شده بود سیمرغ بلورین گرفت. تبریک فراوان!


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آینده توریزم ایران چه می شود؟

+0 به یه ن

گفته بودم اگر بودجه ای که برای احیای دریاچه اورمیه تصویب شده واریز نشه به روحانی رای نمی دهم. هنوز هم پای حرفم هستم. اما یک نکته را هم بگویم. در یک زمینه عملکرد روحانی قابل قبول بود و اون در زمینه جذب توریست بود. هم خود گردشگران ایرانی در سال های اخیر خیلی زیاد در گوشه کنار کشور سفر می کنند و باعث رونق اقتصادی می شوند. هم توریست خارجی زیاد شده.  خیلی زیاد تر از قبل.
اگر کس دیگری جز روحانی رئیس جمهور بشه چه بسا این رونق بخوابه.
بعدش برای سال بعد ما برنامه تبریز 2018 را داریم. اگر کسی رئیس جمهور بشه که با توریزم سرسازگاری نداره خیلی این برنامه ضربه می خوره.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قوچ داشی بهترین نماد برای تبریز ۲۰۱۸- قسمت دوم

+0 به یه ن

در فرهنگ آذربایجان قوچ نماد قدرت هست. سنگ مزارها ی قدیمی به شکل قوچ در سراسر آذربایجان و زنجان دیده می شوند. نام ترکی این مجسمه ها قوچ داشی است. داش به ترکی یعنی سنگ.  در محوطه روباز موزه آذربایجان واقع در بین مسجد کبود و موزه آذربایجان می توانید نمونه های مختلفی از آن را ببینید. برای ورود به محوطه بلیط لازم نیست. 

در مورد تاریخچه این مجسمه ها اختلاف نظر هست. برخی بر این باورند که سابقه ساخت این مجسمه ها به دوران  قبل از اسلام باز می گردد. اما آن چه مسلم هست در دوران ۱۵۰ ساله ای که تبریز پایتخت و مرکز حکومت ها ی قره قویونلو  آق قویونلو و صفوی  (از سال ۱۳۷۵ میلادی تا اوایل شاه تهماسب صفوی یعنی  سال ۱۵۲۵ میلادی) بود ساخت مجسمه های سنگی قوچ بسیار رواج داشت. بنابراین این مجسمه ها اغلب قدمتی بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ سال دارند. 
به لحاظ تاریخ مجسمه سازی  قوچ داشی اهمیت ویژه دارد چرا که در دوره ای ساخته می شدند که به دلایل منع مذهبی  هنر مجسمه سازی در ایران رو به نابودی بود. در واقع سازندگان گمنام این قوچ های سنگی بودند که  هنر مجسمه سازی را در منطقه از خطر زوال نجات دادند.
پس از گفت و گو بادوستانم به این نتیجه رسیدیم که این مجسمه بهترین نماد برای تبریز ۲۰۱۸ (پایتخت گردشگری جهان اسلام) می تواند باشد. ای کاش مسئولان سفارش دهند که  ماکت این مجسمه ها به شکل مجسمه هایی از سنگ یا سفال (لعاب دار یا بی لعاب) در اندازه های کوچک که در کف دست جا بگیرند ساخته شوند و برای فروش به گردشگران عرضه گردند. بهتر است در سه اندازه مختلف ساخته شود. هر چه تنوع در اندازه و جنس بیشتر باشد جذابیت برای خریدار بیشتر خواهد بود چرا که خریدار امروزی  طبع تنوع طلبی دارد.
ساخت آن نباید چندان دشوار باشد اما زیبا و برازنده خواهد شد و طرفدار خواهد داشت. من  هم برای کتابخانه و دفتر کار خودم  و همسرم می خرم و هم می خرم تا به دوستان خارجی ام هدیه دهم.
پزشک ها و .... برای تزئین مطب شان  طالب این مجسمه ها خواهند بود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قوچ داشی بهترین نماد برای تبریز ۲۰۱۸

+0 به یه ن

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

انتخابات

+0 به یه ن

انتخابات ریاست جمهوری و نیز شوراها در پیش است. عملکرد آقای روحانی را دیده ایم. در مورد کاندیداها هم دیگران که از من آگاه ترند می نویسند و سخنرانی می کنند. من قصد ندارم این مطالب را در وبلاگم منعکس کنم. اما صرفنظر از این چه کسی کاندید شده و چه کسی به مقام برسد من و شما باید انتظارات خود را از آنها صریح و روشن بیان کنیم. انتظار من و شما ایجاد اشتغال برای جوانان   بهبود خدمات درمانی و بیمه ها جلوگیری از کالایی شدن آموزش و اصرار بر استفاده از تمامی ظرفیت دانشکاه های دولتی برای جذب دانشجوی غیر پولی  بهبود ایمنی راه ها مبارزه با دزدی و ایجاد امنیت حمایت از کارآفرینان کوچک  نجات دریاچه اورمیه و هامون و بختگان و هورالعظیم و زاینده رود و.... است. اینها اما در عوالمات خود سیر می کنند و برای خودشان در آن عوالمات نوشابه هم باز می کنند!!

دایم باید به آنها  وظایف شان را یاد آور شویم. دعوای اصلاح طللب و اصولگرایشان هم الکی دعوا بر سر لحاف ملانصرالدین هست که سر ما را شیره بمالند! دارند وظایف خود را فرافکنی می کنند.
مطابق قانون اساسی دانشگاه های دولتی نباید از دانشجو پول بگیرند. شامورتی بازی ای در آورده اند به نام دانشجوی شبانه. آخه چرا باید مدد جویان تحت کفالت من که با همه سختی ها در کنکور سراسری قبول شده است برای تحصیل این همه پول بدهند.
به خدا حق آن یتیم از این کشور (حقی که قانون اساسی به او داده) خوردن ندارد!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل