بادیگارد

+0 به یه ن

دی وی دی فیلم بادیگارد به بازار اومده.
قیلم ساخته ابراهیم حاتمی کیاست. پرویز پرستویی و مریلا زارعی در آن بازی می کنند. طبق معمول بازی ای شایان تحسین.
اما من با هر کسی صحبت می کنم نسبت به فیلم موضع منفی داره.
خوششان نیامده. حتی بی تفاوت هم نیستند!  می گویند فیلم بدی بود.
نه به لحاظ فرم بلکه به لحاظ محتوا.

این عزیزان که باهاشون صحبت کردم از تیپ های مختلف هستند. برخی شان اطلاعات مربوط به جنگ بالایی هم دارند.
برخی شان هم مثل خود من از جنگ چیزی نمی دانند. اما نقطه اشتراک انتقادها یک چیز هست:
پدیده جنگ را نباید به مفاهیمی چون "مرام  و مروت و معرفت و مردانگی" حواله داد. این نوع فیلم ها و این نوع تبلیغات پرهزینه با حواله دادن پدیده جنگ به مفاهیمی پهلوانی دارند جفای بزرگی به کشور می کنند.
جنگ دو وجه عمده دارد: یکی وجه ویرانی و دیگر وجه محاسبه و تکنیک و استراتژی.
آری! جنگ ویرانگر هست. آسیبی که به زیرساخت های کشور و محیط زیست می زند بیش از هر پدیده دیگری است. آسیب های جبران ناپذیر با ویرانی هایی که به بار می آورد به اقتصاد کشور جنگ زده می زند. اما همه این آسیب های اقتصادی در مقابل آسیب های انسانی که می زند هیچ هست. جنگ یعنی ویرانی. جنگ یعنی بدبختی برای چند نسل پیاپی. جنگ یعنی ظلم به مرد و زن و کودک. جنگ یعنی برادر کشی. جنگ برای نسل آینده یعنی پدر کشی. جنگ یعنی مبدا کینه های بسیار بعدی.

دومین وجه جنگ وجه محاسبه و استراتژی سازی هست. پیروزی در جنگ "عقل" می خواهد نه "احساس". نه لاف های احساسی.
تبلیغاتی که  جنگ را در لاف مرام و مروت خلاصه می کند دارد به کشور جفا می کند. جفایی بزرگ!

به جای این نوع تبلیغات باید "عقلگرایی" را تبلیغ کرد تا کشور و منطقه کمتر گرفتار جنگ های ویرانگر شود. با عقلگرایی باید جلوی جنگ گرفت.
اگر هم خدای ناکرده جنگی تحمیل شد باز هم باید "عقل" را به کار گرفت تا جنگ کمترین مدت زمان کمترین تلفات و کمترین هزینه ها را داشته باشد. زودتر تمام شود و شرش کم شود. این "عقل" می طلبد. محاسبات ریاضی می طلبد. آموختن فنون جنگی می طلبد . نه تاکید به مسایل احساسی

از صمیم قلب و با تمام وجود ادای احترام می کنم به رزمندگان و جانبازان و خانواده شهدا. هر چه داریم از اونها داریم. اما ادای احترام راستین این می بود که با عقلانیت ترتیبی می دادند که ریسک کمتری آنها را تهدید می کرد. این عقل می خواهد نه حرکات احساسی.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

والدینی که فراتر از نوک بینی می بینند

+0 به یه ن

من فکر می کنم دغدغه حفظ دریاچه اورمیه یا بناهایی مثل ارگ علیشاه  باید دغدغه همه مادرها و پدرهایی باشه که یک کم فراتر از نوک بینی شان را می بینند. فردا بچه ها که بزرگ شدند کجا با نامزدشان قرار بذارند؟ فقط رستوران ومرکز خرید؟ نتیجه می شه اضافه وزن و مصرفگرایی و چشم همچشمی های ناشی از آن. دریاچه ای باشه و پارکی در کنارش، بنای تاریخی ای باشه و محوطه قدم زدنی کنارش، جوان احساس نیاز نمی کنه به خاطر یک هواخوری با نامزدش باید از شهر مهاجرت کنه بره. همکار خارجی وشریک تجاری که می آد می شه بردش به این مکان ها

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

ما و مسئولان غیربومی

+0 به یه ن

نظرتون در مورد خبر زیر چیه؟  خبر در مورد واکنش نماینده گیلان در مورد انتصاب مسئول غیربومی در استان هست.

 اگر ما آذربایجانی ها و یا ما ترک های ساکن سایر جاهای ایران بخواهیم سهم بیشتری در اداره مملکت داشته باشیم باید بدانیم این راهی که نماینده گیلان برگزیده راه درست نیست. به جای این کار ها باید سعی کنیم متخصصان بیشتری که توانمندی اداره کشور را دارند بپرورانیم. نباید خودمان را کنار بکشیم. باید دنبال ساختن ساختارهایی باشیم که بتوانند متخصصان زبده را به جایی برسانند. در خود تبریز در همان دوران طلایی اش در دوران قاجار افراد زبده ای مثل امیر کبیر و قائم مقام فراهانی   بودند که ازقضا در جاهای دیگر ایران زاده شده بودند. آذربایجانی بودند. اما مردم تبریز در آن زمان آن قدر شعور داشتند که بفهمند این مردان بزرگ گنجینه ای هستند که باید قدرشان را دانست. اونها هم به تبریز عشق می ورزیدند و بعدها حسرت روزهای تبریز را می خوردند.
اگر سهم بیشتری از قدرت می خواهیم روشش آن نیست که احوال بر مدیران غیر بومی سخت بگیریم. اگر مدیر غیر بومی زبده بود قدرش را باید بدانیم. معیار باید توانایی فرد باشد نه محل تولدش. اگر سهم بیشتری برای مدیران لایق بومی می خواهیم باید تعداد بیشتری از آنها را بپرورانیم.
اگر برفرض محال یکی مثل امیرکبیر را گماردند شرط عقل آن هست که  در تبریز همان قدر حامی  اوباشیم که در زمان امیرکبیر بودیم. بعد هم سعی کنیم از او یاد بگیریم. امیرکبیر که خود در تربیت نسل نو کوشا بود. نسل نوی از مدیران از یکی مثل امیرکبیر می تواند بیاموزد و ترقی کند.

راستش من باور دارم اتفاقا تبریزی ها در این زمینه خوب عمل می کنند. معمولا فرد زبده و دلسوز غیر بومی  را ارج می دهند. کسانی را بیرون می کنند که مضر هستند.  همین روش خودمان را که امیر کبیر را پایبند و دلبند می کند ولی مستوفی (حاکم آخری که رضا شاه بر آذربایجان گمارد) را شاکی و دلزده می سازد ادامه دهیم بهتر است. یه وقت از نماینده گیلان تبعیت نکنیم. روش خودمان بهتر هست.


از سوی نماینده مجلس :

گیلانی ها به ندادن مالیات دعوت شدند/ علت درخواست عجیب

یک نماینده مجلس در اظهارات عجیب و سوال برانگیز از مردم استان گیلان خواسته که مالیات نپردازند.

به گزارش پایگاه خبری بورس پرس به نقل از تسنیم، یکی از نماینده های مجلس از استان گیلان، در اظهاراتی عجیب از مردم این استان خواسته است با سازمان مالیاتی این استان همکاری نکنند.

دلیل وی که از قضا عضو کمیسیون اقتصادی نیز هست، انتصاب مدیری غیربومی برای اداره مالیات استان گیلان عنوان شده است.

این نماینده مجلس گفته است" اگر پاسخ درخوری به وزارت اقتصاد به علت انتصاب یک مدیر از مرز افغانستان و پاکستان داده نشود، ممکن است دفعه بعد از خود افغانستان و پاکستان برای این استان مظلوم مدیر وارد کنند. از همین جا اعلام می کنم به آنها خواهم فهماند گیلان جای این برنامه ها نیست"!

این نماینده مجلس با بیان اینکه به عنوان یک عضو هیات رئیسه کمیسیون اقتصاد اجازه نخواهم داد بی احترامی وزارت اقتصاد به مردم گیلان بی پاسخ بماند، گفته است" آقای وزیر اقتصاد! شما که از مرز افغانستان برای گیلان مدیر می آوری از نیروهای گیلان کجا استفاده کرده اید؟ مگر می شود فردی که با مشکلات و فرهنگ این مردم آشنایی ندارد شبانه بر مسند مدیرکلی تکیه بزند؟ بنده سه ساعت با معاون وزیر صحبت کردم اما وی جسورانه پاسخ می دهد، وزارت اقتصاد مطمئن باشد تاوان این انتصاب را خواهد داد، معاون وزیر حق ندارد با انتصاب یک غیر بومی در استان عرض اندام کند، این بی احترامی به مردم گیلان است که پشت دست بنشینند و ببندند".

این سخنان در حالی توسط یک عضو هیأت رئیسه کمیسیون اقتصادی که قاعدتا باید منادی و حامی قانون و اجرای طرح جامع مالیاتی است، بیان شده است که از نمایندگان مجلس انتظار می رود مصلحت و بعضاً ضرورت انتصاب مدیران  غیر بومی را که خصوصاً در حوزه مالیات، امری طبیعی و کاملا معمول در نظام مدیریتی کشور است درک کند. نمایندگان مجلس حتما اذعان دارند که در انتصاب مدیران دولتی، اصل بر توانمندی و تخصص و تعهد آنها است و زادگاه، قومیت و نژاد نمی تواند معیاری سنجیده و مبتنی بر عدالت برای انتصاب مدیران باشد.

در پیگیری های که از سازمان امور مالیاتی کشور انجام شده نیز نشان می دهد از دیرباز بخش اعظمی از مدیران استانی به گونه ای غیر بومی منصوب می شوند و این انتصاب ها تاکنون مورد انتقاد قرار نگرفته است.

این نماینده مجلس در اظهارنظری که با سیاست های اقتصاد مقاومتی نیز منافات دارد، از مردم گیلان می خواهد "با اداره امور مالیاتی همکاری نکنند چرا که اگر پاسخ درخوری به وزارت اقتصاد و دارایی به علت انتصاب یک مدیر از مرز افغانستان و پاکستان داده نشود، ممکن است دفعه بعد از خود افغانستان و پاکستان برای این استان مظلوم مدیر وارد کنند"!

سؤال اینجاست که آیا اینگونه سخن گفتن از بی قانونی و مالیات گریزی آن هم در شرایطی که اقتصاد کشور با حمایت همه ارکان نظام به سمت اقتصاد مقاومتی و اتکای بودجه کشور به درآمدهای مالیاتی حرکت می کند، اقدامی اصولی است؟ آیا به این دلیل که خراسان هم مرز افغانستان است، باید با حقارت از آن سخن گفت؟ آن هم در شرایطی که مردم افغانستان هم از دیرباز برادران دینی ما محسوب می شوند و این روزها شهدای مدافع حرم افغانستانی با افتخار بر دوش همین مردم تشییع می شوند. آیا این نماینده مجلس ضررها و خساراتی که شهروندان این استان به دلیل عدم پرداخت مالیات گریبانشان را خواهد گرفت را به گردن می گیرد و جرایم عدم پرداخت مالیاتشان را که مطابق قانون وضع می گردد متقبل می شود؟

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

روز کوروش و روز بابک

+0 به یه ن

نظرتان در مورد رویدادهایی نظیر برگزاری روز کوروش در کنار پاسارگاد یا برگزاری روز بابک در قلعه بابک چیست؟
آیا این ها  حرکت سیاسی هستند؟
چه قدر در جامعه عمق دارند؟
آیا همردیف قرار دادن این دو روبداد درست هست یا به نظرتون با هم تفاوت ریشه ای دارند؟
به نظرتان چرا حاکمیت نظر خوشی به این گونه رویدادها نداره؟
آیا به بالاتر رفتن فهم تاریخی مردم منجر می شه؟
آیا هویت سازی به این صورت حول و حوش شخصیت های تاریخی مثبت هست؟
ضرر هایش چی هستند؟ منفعت هایش چی هستند؟

نظر خودتان را بدون خودسانسوری بنویسید. اما اگر دیدم انتشار نظرتان برای وبلاگ من دردسر می آفریند آن را منتشر نمی کنم یا بخش هایی از آن را حذف می کنم.
نظر خودم را هم بگویم: هر دو رویداد در دو زمینه اشتراک دارند. یکی این که رویکردی هویتی به مقوله تاریخ دارند و قهرمانی در گذشته برای زمان حال می جویند. دوم این که با قرائت رسمی از تاریخ که توسط ارگان های تبلیغاتی مثل صدا و سیما روی آن تاکید می شود فرق دارند. صدا و سیما سرمایه عظیم می ریزد تا در مورد تاریخ اسلام سریال بسازد. این حرکت ها می خواهند بگویند ما خودمان تاریخ داریم. اگر شما برایش هزینه نمی کنید ما خود آستین بالا می زنیم.

اما نظر خودم: با این نظر که ما خودمان تاریخ داریم موافقم و رویکرد صدا و سیما را نمی پسندم. به خصوص که آن سریال ها گاهی باعث دلخوری اقلیت های مذهبی می شود. به نظرم صدا وسیما و .... باید برای دوره های مختلف تاریخی کشور خودمان بودجه بگذارد و در موردش کار فرهنگی کند. تاریخ ایران هم محدود به دوره هخامنشی نمی شود. اتفاقا از قرن هفت هجری تا قرن 10 هجری که دوره بسیار سرنوشت سازی بوده ما هیچ سریال و فیلمی نداریم. به خصوص در مورد دو دوره مهم و قدرتمند تاریخ ایران یعتی قراقویونلو ها و آق قویونلو ها که در تبریز پایتخت بوده فیلمی ساخته نشده. در صورتی که دوره مهمی بوده اند. صلح  و مدارای مذهبی نسبی بوده و در نتیجه رونق اقتصادی. یکی از فانتزی هایم آن هست که بعد از بازنشستگی رمان تاریخی در مورد آن دوره بنویسم.

در مورد هویت: هویت خود را در این دوران به نظر من به صورت امروزی باید تعریف کنیم. به تاکید زیاد روی فرزند کوروش یا فرزند بابک بودن خودمان انتقاد دارم. ما در عصری زندگی می کنیم که می توان رفت آزمایش دی -ان-ای گرفت و دید اجدادمان مال کجا بودند. به طور آماری هم خون همه اقوامی که در این سرزمین ها آمده و رفته اند در رگ های ما جاری است. بعید نیست کسی که افتخار می کند من فرزند کوروش هستم آزمایش دی ان ای بدهد و نتیجه این باشد که اجداد او اغلب عرب بوده اند! بهتر هست ادعایی نکنیم و هویت خود را برپایه ای بنا نسازیم که فردا با یک آزمایش ساده کل هویتمان و غرور مان فرو بریزد و سرخورده شویم!


خوبه تاریخ خود و همچنین افسانه ها و اسطوره های خود را بشناسیم  تا در همین دنیای مدرن امروزی از آنها با متد های امروزی بهره ببریم. برای جذب توریست, برای خلاقیت هنری  و ادبی و......  میراث گذشتگان مثل مواد خام هستند.  اما نباید فکر کرد هنر نزد ما هست و بس. اقوام دیگه هم از زیر بته که بیرون نیامده اند! در همان عربستان خشک و بی آب و علف هم هزار سال قبل از کوروش تمدن بزرگ و پیشرفته سبا یوده با مهندسی پیشرفته و سدسازی و روش آبیاری بسیار هوشمندانه.
کسی که باور داشته باشد "هنر نزد ایرانیان است و بس" یک سر برود ایتالیا و یا اسپانیا یا موزه لوور پاریس  یا موزه های هنر  چین دیوانه می شود آن همه هنر غیر ایرانی می بیند.
ایرانی ها خلاقیت هنری  و ادبی داشته اند و دارند. حرف برای گفتن  در این زمینه ها زیاد دارند. اما ملل دیگر هم هستند که حرف برای گفتن زیاد دارند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل
آردینی اوخو

آیا من و دکتر جباری برای سال آینده دانشجو ی دکتری می گیریم؟

+0 به یه ن

جواب سئوال منفی است. تصمیم بر این شد که دیگر دانشجوی دکتری نگیریم. اما من مایلم دانشجوی فوق لیسانس داشته باشم. البته دانشجوی فوق لیسانسی که اهل کار کردن باشد نه اهل لاف!
دانشجویی را ترجیح خواهم داد که بتواند مسئله حل کند و در عمل در کار پژوهشی کمک من باشد نه آن که فقط "اعتماد به نفس" داشته باشد و در مورد موفقیت هایش رویا پردازی کند.


قدم اول شرکت در کلاس های آنالیز داده من هست که روزهای شنبه و دوشنبه ساعت 10تا 12 تشکیل می شود. تا کنون تنها یک جلسه تشکیل شده. اگر دانشجویی در این کلاس ها شرکت کند و در امتحان آن نمره قابل قبولی بیاورد  و مایل باشد که با من کار کند و دانشگاهش هم با این مسئله مشکل نداشته باشد خوشحال خواهم شد که راهنمایی پایان نامه کارشناسی ارشد او را در موضوعی که با هم تعیین می کنیم برعهده بگیرم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سخنرانی دیگری از استاد رنانی

+0 به یه ن

این سخنرانی استاد رنانی را حتما سر فرصت بشنوید. خیلی جالب  و ارزشمند هست.


پی نوشت: اگر صحبت های استاد رضا کیانیان را که قبلا لینک داده بودم هنوز گوش نکرده اید توصیه می کنم حتما گوش بکنید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

جنگ و صلح

+0 به یه ن

سال هاست درغرب بحث های زیادی هست که آیا اسلام دین صلح هست یا جنگ. حملات تروریستی منسوب به مسلمانان علت اصلی این نوع بحث هاست. آنها که می گویند اسلام دین صلح است به درستی اشاره می کنند که اکثریت قاطع مسلمانان مردمان صلح طلبی هستند که دغدغه شان خانواده شان هست و کینه از غرب به دل ندارند.
آنها هم که می گویند که اسلام دین جنگ هست از یک طرف به حملات تروریستی اشاره می کنند و از طرف دیگر به برخی آیات قرآن یا احادیث و حوادث تاریخی صدر اسلام تاکید می ورزند که بر جنگاوری تاکید دارند.

نظر این حقیر را بخواهید اسلام نه دین جنگ هست نه دین صلح. از ویژگی های این دین ایجاد توازن بین عملگرایی و عزت طلبی است. اسلام در دوره ای پا به عرصه نهاد که خشونت سکه رایج بود. خیلی متداول بود که می رفتند از قوم همسایه دختر پسرهای جوان را می دزدیدند و می آوردند برده خودشان می کردند. دقت کنید گفتم در آن دوره. نگفتم در آن سرزمین. احتمالا باستانگراهای ایرانی بل خواهند گرفت که عرب های وحشی چنین بودند. این امر اختصاص به عربستان نداشت. در همان شاهنامه با آب و تاب نوشته که بیژن قهرمان پارسی به همراه رفیقش گرگین یک کاره بلند شدند بروند از سرزمین توران دختر بدزدند (که البته عاشق شد و بقیه ماجرا.) باز خودباختگان غرب بُل نگیرند که کل مشرق زمین همین بوده. همین سعدی خودمان را رومی ها دزدیده بودند و به بردگی وا داشتند. حکایت برده گیری شان در آفریقا هم که نیاز به بازگویی ندارد.
در چنین دنیایی حرف از صلح گرایی زدن بیهوده هست. نمی جنگیدی می آمدند برده ات می کردند. می آمدند آذوقه ات را ازت می گرفتند باید خودت و فرزندت از گرسنگی می مردی.

دنیا تغییر کرده. دنیا هنوز هم محیط خشنی دارد اما نوع خشونت فرق کرده. دیگه آن نوع خشونت عریان را نمی بینیم. خشونت این دوران بیشتر از جنس رقابت کاری خشن و ناسالم و دزدیدن منابع خام یکدیگر به هزینه تخریب محیط زیست، تست کردن داروها بر روی مردم جهان سوم و... است.  گاهی هم که خشونت عریان نشان می دهند با قدرت رسانه ای خود آن را کوچک نشان می دهند. (برعکس زمان چنگیز که خشونت خود را برای جنگ روانی چند مرتبه بیشتر نشان می دادند.) دم از صلح زدن مبلغان مسیحی در کشورهای جهان سوم هم از آن روست که ملت جهان سومی چشم بر این واقعیات ببندند و تسلیم باشند. والا کجای مسیحیت دین صلح هست؟! پاپ ها خود جنگاوران دست اولی بوده اند. جنگ هایی که فرقه های مختلف مسیحی با هم در همان اروپا کرده اند فاجعه بوده است.

نظر این حقیر آن هست که اکنون مسلمانان باید دنیای امروز را بشناسند و برای خشونت نوع امروزی خود را آماده سازند. راه های هزار سال پیش برای مقابله با خشونت نه تنها به درد امروز نمی خورد بلکه باعث دردسر می شود. مشکل اینجاست که برخی مسلمانان روح زمان را دریافت نشناخته اند و با سلاح های مدرن در دنیای 1400 سال پیش زندگی می کنند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

رضا کیانیان در جمع جوانان حزب اللهی

+0 به یه ن

این نشست آقای کیانیان با جوانان حزب اللهی خیلی آموزنده و در خور توجه هست. 

فیلم کاملش در  لینک زیر هست. می ارزه وقت بگذارید و همه را از اول تا آخر ببینید. من از اولش هم رضا کیانیان را دوست داشتم با دیدن این فیلم احترامم دو چندان شد.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

ایرانی های فرانسه

+0 به یه ن

در پاریس ایرانی ها چنان با حرارت از این که مهاجران پاریس را به گند می کشند حرف می زنند که خود لوپن (رهبر یکی از احزاب فرانسه که به شدت ضدمهاجر هست)  هم نمی زنه. حالا لوپن به کنار. خود جناب شاه خورشید لویی چهاردهم هم به پای ایرانی های پاریس در این که فرانسه را ملک طلق خود بدونند نمی رسید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل
آردینی اوخو

حسرت صفای دیروز

+0 به یه ن

من نمی دانم کی جلوی کسانی که حسرت سادگی گذشته را می خورند گرفته که همین  امروز ساده و صمیمی  وباصفا باشند؟!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مایع حیات

+0 به یه ن

در این گوشه از زمین که خاور میانه اش می خوانند از قدیم الایام مشکل کمبود آب وجود داشته و دارد و خواهد داشت. از زمان سومریان تا کنون  همیشه بر سر آن کشمکش وجود داشته و خواهد داشت. برگ برنده تمدن های بزرگ منطقه توانمندی استفاده بهینه از آب بوده. تمدن هزاران ساله سبا در جنوب عربستان (یمن) در زمان خود شاهکار های مهندسی برای استفاده از آب ابداع نموده بود. در زمان  فراعنه و سپس سلسله هخامنشی نیز آبیاری مورد توجه ویژه بود. سلسله صفوی هم در مورد مدیریت آب خوش درخشید. خلاصه هر زمان رونقی در این منطقه بوده در سایه مدیریت صحیح آب بوده.


هم اکنون هم «آب» در منطقه  در کنار مسایل ایدئولوژیک عامل اصلی تنش هست. راستش را بخواهید من باور دارم مسئله آب حتی مهم تر هست. اگر کمبود آب نباشد مردم کشاورزی و ماهیگیری شان را می کنند و نان از عمل خویش می خورند و چشم به صدقه های  قطر وسعودی نمی دوزند تا از دل آن داعش و القاعده متولد شود. خیلی از این گرایش های افراطی از سر بیکاری است. آب بود بیکار نمی ماندند.

برای کم شدن تنش در منطقه باید دو کار کرد: یکی آن که از ادبیات تنش زا (از نوع توهین های مذهبی و یا قومی ) باید حذر کرد. دوم این که باید در مدیریت آب نهایت دقت را نمود. در ایران وقتی اسم صرفه جویی در مصرف آب می آید همه زورشان به خانم های خانه دار می رسد و بس! فوری در مدارس در گوش بچه ها می خوانند «به مامان هاتون بگویید موقع ظرف شستن ....»
البته در موقع ظرف شستن باید صرفه جویی کنیم. ولی باور کنید ما خانم های متولد دهه پنجاه تا حد وسواس در صرفه جویی در آب دقت می کنیم. اما جای دیگه به صورت کلان آب به هدر می ره! یکی در کشاورزی.  دولت باید برای بهینه کردن مصرف آب در بخش کشاورزی اهتمام کنه. یک کم هم به کشاورزان بگویید رعایت کنند. فقط زورتان به خانم های خانه دار می رسه؟! ای نمایندگانی که به رای کشاورزان محتاجید! چند نفرتان جرئت آن را دارید که به کشاورزان بگویید چاه های غیر مجازشان را ببندند؟! الکی چرا خود را «سوپر من» نشان می دهید و می گویید نماینده بشوم مشکل آب تان را حل می کنم؟! چه طوری حل می کنید؟! بدون همکاری کشاورزان امکان ندارد. صادق باشید و این را بگویید.
حالا بیایید سراغ شهر! ای کسانی که مرتب بر سر زنان در آشپزخانه می زنید که موقع شستن قاشق چایخوری فوری شیر را ببندند! چرا نگران نشتی از لوله های شهری نیستید که در صد قابل توجهی از آب را می فرستند مستقیم به سوی پی خانه های مردم.
باور کنید من می بینم در اروپا ملت یک دهم من و دوستانم در صرفه جویی در مصرف آب وسواس نشان نمی دهند. اما آمارها نشان می دهد که اتلاف آب شهری در اروپا خیلی کمتر از ایران هست. چرا!؟ چون لوله های شهری نشتی ندارند. لوله های فرسوده فوری جایگزین می شوند.

و اما دریاچه عزیز خودمان. همه تان می دانید من چه قدر دغدغه احیای این دریاچه را داشتم و دارم. اما هر وقت می شنوم که آب فلان رود خانه را می خواهند به سوی دریاچه منحرف کنند پشتم می لرزه. همین تیپ کارها باعث شده که دریاچه به این روز بیافته. آب را منحرف می کنند اکوسیستم یک منطقه دیگر را خراب می کنند  آب هم سر راه تلف می شه و به دریاچه نمی رسه. یک اصطلاح جالب هست که می گه «چاه را این روزها برای آبش نمی زنند برای نانش می زنند!» بله! همین طوره! برای شرکت های نورچشمی این پروژه ها «نون و آب» می شه. اما برای دریاچه اورمیه آب نمی شه. کلی از بیت المال پول تلف می شه. صدای بقیه استان ها در می آد و تنش ایجاد می شه و.....
راه نجات دریاچه اورمیه این چیزها نیست. راهش اصلاح الگوی مصرف آب در کشاورزی در حاشیه دریاچه هست. محصولات پرمصرف باید حذف بشوند. چاه های غیرمجاز باید بسته شوند. روش های آبیاری باید بهینه شوند. صنایع تبدیلی کم مصرف باید ایجاد شوند. بستر رودخانه ها باید به طور مرتب لایه روبی شود. 
  

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

تاثیر منفی جوک های قومیتی بر اقتصاد

+0 به یه ن

سخنرانی دکتر رنانی در مورد تاثیر منفی جوک های قومی و جنسیتی بر رشد و توسعه اقتصادی را می توانید اینجا ببینید.


دکتر رنانی به روایت ویکی پدیا: «محسن رنانی عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان است. در سال ۱۳۴۴ در رهنان اصفهان بدنیا آمد. وی تا دیپلم را در اصفهان تحصیل کرده و سپس مدارج کارشناسی (۱۳۶۶)، کارشناسی ارشد (۱۳۶۸) و دکترای (۱۳۷۵) خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه تهران اخذ کرد.[۱]

رنانی هم اکنون دارای رتبه «استاد تمام» در دانشگاه اصفهان و از صاحب‌نظران اقتصاد کشور است.

وی تاکنون بیش از ۱۵ عنوان کتاب به طور مستقل یا مشترک تالیف و ترجمه و بیش از یکصد مقاله علمی به چاپ رسانده‌است. دو کتاب ایشان به عنوان کتاب سال دانشگاهی برگزیده شده‌است.»



ای کاش افراد بیشتری چون دکتر رنانی داشتیم!

اما با کمال افتخار باید بگویم در هیچ کدام از گروه های تلگرامی که من عضوم  جوک قومیتی رد و بدل نمی شه. همگی مخالف این کار هستیم.


بی ربط و باربط: موسسه جهان عرب در پاریس 

با این که به اسم جهان عرب هست در مورد ایران و ترکیه هم زیاد مطلب داره. تقریبا یک سومش در مورد ایران یا ترکیه هست نه کشورهای عربی. کتابقروشی اش هم همین طور. فیلم های کیارستمی و..... را هم داره. ای کاش این دعوای عرب و غیر عرب از منطقه پاک بشه. من خیلی از آخر عاقبت شاخ و شونه و یکی به دو با عرب ها می ترسم. بالاخره همسایه مون هستند. دعوا بشه دودش به چشم همه می ره. صلح باشه فرش و پسته مون را می تونیم به اونها بفروشیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گفت و گویی در مورد مراسم عزاداری محرم

+0 به یه ن

خسته: {اهدای خون به جای قمه زنی} حرکت خوبیه! ولی ما یه جا پیشنهاد دادیم به جای نذری پختن پولش صرف کارای خیریه ی بهتری باشه یا حداقل این نذری جایی داده باشه که به دست نیازمندان برسه همچین بهمون برخاش کردن  بعدم انگ تحت تاثیر شبکه های اجتماعی قرار گرفتن و مغز نخودی بودن زدند! حالا حالاها طول میکشه تا فرهنگ این مردم درست بشه هر حرفی هم بزنی هزار انگ بهت میزنن که کمترینش بی عقلی و بی دینیه. خسته شدم از این همه حماقت...


مینجیق:  البته که برخورد اونها با شما بد بوده نباید به انگ زدن متوسل می شدند. اما یک نکته درست و بسیار قابل تامل در اصرار اونها هست که جامعه سکولار و همین طور مذهبی های امروزی تر نمی بینند و توجه نمی کنند.
اون هم قدرت این هیأت های مذهبی در ایجاد همدلی و حس همکاری هست. به قول خارجی ها sense of community.

یکی از پایه های قدرت مذهبی های سنتی در دنیا همین هست. و نداشتنش مایه ضعف فرهنگ سکولار در کشورهای جهان سومی.

تیپ روشنفکر ما خیلی کم می تونند با هم همکاری کنند و کار گروهی انجام بدهند. اما در همین مراسم سنتی می بینی چه طور افراد مذهبی سنتی -فارغ از ثروت و عنوان و تحصیلات و حشمت و مکنت و جنسیت و....- آستین بالا می زنند و همکاری می کنند.
همسایه مادرشوهرم اهل کرمانشاه هستند و هر سال تاسوعا حلیم می پزند. بین همسایه ها هم پخش می شه که الحمدالله اغلب مرفه هستند. در واقع یکی از اون نذری هایی طیقه متوسط برای طیقه متوسط هست. اما کارکرد خودش را داره. همه همسایه ها جمع می شوند همدیگر را می بینند. همکاری می کنند. یکدل می شوند ......
معادل این را در فرهنگ سکولار یا فرهنگ مذهبی غیر سنتی نداریم.

این کار گروهی تمرین خیلی بزرگ و مهمی است که سکولارهای جامعه ما ندارند. همین تمرین و آمادگی باعث می شه که در بزنگاه های تاریخی برای ارزش های سیاسی و اجتماعی شان بتونند گروهی و هماهنگ عمل کنند و در قدرت باشند و بمانند.

حتی قمه زنی هم زمانی کارکرد داشت. ترس از زخم و خون را می ریخت. در نتیجه سربازان دلیرانه تر می جنگیدند. چه یسا اگر این سنت نبود سربازان دلیر قزلباش نمی توانستند با استعمار مبارزه کنند. ایران هم مثل کنگو مستعمره پرتغالی ها می شد و ما الان خیلی خیلی عقب افتاده تر از آن چه الان هستیم می بودیم. (چیزی در ردیف کنگو!)
اما دیگه زمان اون قبیل جنگ ها گذشته. الان جنگ بیشتر رسانه ای و تبلیغاتی هست. در میدان امروز قمه زنی بیشتر ضرر داره. خیلی بیشتر! خون دادن به جای قمه زدن از هر لحاظ بهتر است. هم بهداشتی است هم متمدنانه. هم برای بیماران مفید
بهانه به دست بدخواهان برای تبلیغات منفی نمی دهد.

مزیت و کارکرد قمه زنی را هم دارد: ترس از خون و زخم را هم می ریزد و فرد را شجاع می کند.
قمه زنی مختص مردها بود. خون دادن بین زنان و مردان مشترک هست و هر دو بخش جامعه را شجاع می کند.

یکی از خوانندگان به خسته: چرا در مورد هزینه های مراسم عروسی این حرف ها زده نمیشه؟ یا انواع و اقسام جشن های دیگه مثل جشن تولد و غیره و ذلک

خسته:  
من فکر میکردم هدف نذری دادن اطعام فقراست ولی گویا اینطور نیست! و من هم کمابیش قانع شدم. از اولش هم اصراری به تحمیل نظرم نداشتم فقط یه پیشنهاد بود. راستش مردم اینقد در ظواهر (برگزاری نوحه خونی و مراسم عزاداری و نذری خوردن و نذری دادن غرق شدند که هدف اصلی قیام امام حسین کم کم داره فراموش میشه به قول یکی از بزرگان وقتی در جامعه ای روی ظواهر دینی خیلی تاکید میشه بدونین که روح دین رو دارن میکشن)
اما در مورد عروسی و سایر مراسمها هم این حرفا زده میشه 
ولی بهرحال اون مراسمها موردش فرق میکنه اونجا هدف چیز دیگه ایه. بگذریم که من با خیلی از اون مراسما هم مخالفم و مثلا ترجیح میدم اول زندگی این همه اسراف نکنم ولی هرکسی شرایطش متفاوته و انتخاب خودشه. دیگه نمیشه گفت که مثلا مردم به دید و بازدید فامیل و دوستان هم نرن و به جاش به خانه ی سالمندان و بیمارستانا سر بزنن. 

مینجیق:
رویداد های عظیم اجتماعی نظیر عزاداری امام حسین جنبه ها و کاردکرد های متنوعی داره. کمک به نیازمندان یکی از جنبه ها و کارکرد هاست نه همه آن. 
اگر بخواهیم یک حرکت و رویداد را اصلاح کنیم و جنبه های منفی اش را بکاهیم باید جوانب مختلف آن را بشناسیم. کار جامعه شناسانه و روانشناسانه عظیمی می طلبه.
فروکاستن آن به یک جنبه و تنها آن را نقد کردن و بر آن اساس راه حل دادن کمکی نمی کنه. حتی ممکنه تنش ایجاد کنه  و فرد را خسته کنه

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

روزی که سال ها برایش روزشماری می کردیم

+0 به یه ن

رئیس گروه زبان و ادبیات ترکی دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز از آغاز به تحصیل دانشجویان نخستین دوره این رشته در این دانشگاه خبر داد.
کد خبر:۶۲۹۳۶۰
تاریخ انتشار:۱۴ مهر ۱۳۹۵ - ۲۰:۴۱05 October 2016
 رئیس گروه زبان و ادبیات ترکی دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز از آغاز به تحصیل دانشجویان نخستین دوره این رشته در این دانشگاه خبر داد.

احمد فرشبافیان در گفت و گو با ایرنا، اظهار کرد: برای این رشته از سوی سازمان سنجش و دانشگاه تبریز40 نفر اعلام ظرفیت شده بود که حدود 80 تا 82 نفر این رشته را انتخاب کردند.

وی افزود: البته برخی از رسانه ها به اشتباه و از قول رئیس دانشگاه تعداد ثبت نامی های این رشته در دانشگاه را 82 نفر اعلام کرده بودند.

وی خاطرنشان کرد: از 82 نفری که این رشته را انتخاب کرده بودند 40 نفر به دانشگاه برای نوبت اول و دوم روزانه و شبانه معرفی شدند و 29 نیز در این رشته ثبت نام کرده اند.

فرشبافیان به ایرنا گفت: کلاس های درس برای این تعداد از دهم مهرماه جاری و با ارایه 20 واحد درسی شامل 12 واحد تخصصی در 6 درس و 8 واحد عمومی در سه درس شروع شده است.
وی اضافه کرد: برای این رشته فعلا کتاب های منسجم درسی تنظیم نشده اما منابع موجود برای هر درسی لحاظ شده و اساتید از داخل این منابع، مطالب درسی را انتخاب و به دانشجویان ارایه می کنند.

فرشبافیان خاطرنشان کرد: بیشتر دانشجویانی که رشته زبان و ادبیات ترکی را برای ادامه تحصیل انتخاب کرده اند از استان های آذری زبان هستند و در این دوره دانشجوی فارس زبان نداریم.
وی ابراز امیدواری کرد مردم با ابراز علاقه به این رشته، برای پایداری آن و رونق علمی این زبان تلاش کنند.

وی در مورد ایجاد مقاطع تحصیلی بالاتر برای این رشته، اظهار کرد: ابتدا باید اولین دوره فارغ التحصیلان این رشته مشخص شود و بعد از این مرحله است که مجوز تحصیلات تکمیلی داده می شود.

رئیس گروه زبان و ادبیات ترکی دانشگاه تبریز گفت: با توجه به اینکه این رشته نوپا بوده لذا تلاشمان این است در گام اول زیرساخت های آن را محکم کنیم و در گام بعدی در مورد مسائل جانبی تصمیم گیری خواهیم کرد.

فرشبافیان گفت: تلاشمان این است که این رشته و دانشجویان آن به صورت علمی و انسجام یافته پیش برود.

وی افزود: متاسفانه ذهنیت بدی در نزد عده ای در جامعه وجود دارد و اینگونه تلقی و تبلیغ می کنند که زبان ترکی در جامعه مرده و از بین رفته است که اینگونه نیست بلکه این زبان وجود دارد و فرهنگ و ادبیات آن زنده است و ما می خواهیم به این زبان شکل و انسجام علمی بدهیم.

وی اضافه کرد: این زبان وجود دارد، مردم به آن تکلم می کنند و در تمامی ابعاد داستانی و هنری انسجام دارد و ما در واقع به دنبال نهادینه کردن بعد این زبان و ساختارمند کردن آن هستیم.

فرشبافیان گفت: همان منابعی که در بین مردم وجود دارد همانند دیوان فضولی، دیوان شهریار و دیوان نباتی که شخصیت های ادبی هستند و آثار این شخصیت ها ورد زبان مردم است، در دانشگاه در مسیر ساختارمند شدن قرار می گیرد.

وی افزود: با بکارگیری اساتید مجرب و آکادمیک در پیشبرد این رشته تلاش خواهیم کرد.
وی خاطرنشان کرد: منطقه آذربایجان در جمهوری اسلامی قرار دارد و خط ملی ایران الفبای مرسوم فارسی و عربی است و در تاریخ آذربایجان نیز، قبل از رسم الخط کیریل، تمامی منابع شامل ادبی و هنری و عملی و ادبی آذربایجان با این الفبا بود، لذا الفبای مورد استفاده، نظامی، فضولی و شهریار در رشته زبان و ادبیات ترکی استفاده خواهد شد.

وی در مورد لهجه ای که در این رشته تدریس خواهد شد افزود: آذربایجان در ایران با محوریت تبریز مستقر است و با لهجه تبریز که همان لهجه شهریار و حتی لهجه فضولی است دروس این رشته اداره خواهد شد.

وی در مورد منابع ارایه شده برای تدریس در این رشته گفت: منابع داخلی تنها منابع گروه است و خوشبختانه منابع داخلی زبان و ادبیات ترکی به قدری غنی است که نیازی به منابع خارجی دیده نمی شود.

فرشبافیان گفت: در ایجاد این رشته و پیشبرد آن بر سه حلقه حفظ فرهنگ منطقه ای با تکیه بر وحدت و انسجام ملی با تکیه بر هویت دینی و اسلامی قائل هستیم و معتقدیم فرهنگ آذربایجان باید با تکیه بر پیوستگی وحدت ملی زنده بماند و ادبیات و زبان آذربایجان زنده نمی ماند مگر با پیوستگی با وحدت ملی و این دو زنده نمی ماند مگر با اتکا به هویت دینی و اسلامی.

وی افزود: ایجاد حساسیت برای این گروه نوپا نیاز نیست زیراکه این گروه نیز همانند دیگر رشته های دانشگاهی، علمی بوده و باید با دید علمی به آن نگریسته شود و کاستن از بار علمی گروه از طریق شایعات سیاسی انصاف نیست.

فرشبافیان گفت: فرهنگ آذربایجان زمانیکه با شعار و سیاسی کاری همراه شود رشد نخواهد کرد.

اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به اهمیت آموزش و جایگاه زبان مادری و نبودن منع قانونی آن پرداخته، چنانکه صریحا اعلام داشته است که زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است ؛ اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏ های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.

حجت الاسلام والمسلیمن دکتر حسن روحانی در تبلیغات ریاست جمهوری خرداد ماه 1392 تاکید کرد: از نظر من اصول 15، 19، 12، و 3 قانون اساسی با اصل اول، اصل آخر، برابر است و همه مردم ایران باید احساس کنند که حقوق شهروندی واحد خواهند داشت.

رییس جمهوری وعده داد که شهروندان ایران زمین با هر زبانی و قومیتی که دارند بتوانند بر اساس اصل قانون اساسی در دانشگاه ها به زبان مادری خودشان ادامه تحصیل دهند.

حسین توکلی مشاور عالی سازمان سنجش و آموزش کشور در همین زمینه در گفت و گو با ایرنا از امکان انتخاب رشته داوطلبان برای ثبت نام در رشته های تحصیلی زبان و ادبیات ترکی و زبان در مقطع کارشناسی در سال تحصیلی 96-95خبر داده بود.

راه اندازی رشته زبان و ادبیات ترکی در دانشگاه تبریز، گامی در راستای عمل به وعده های دولت تدبیر و امید مبنی بر رعایت حقوق شهروندی و ارزش دادن به فرهنگ های بومی در چارچوب مام میهن است

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

کمپین «من دریاچه اورمیه هستم.»

+0 به یه ن




مینجیق: 
نظرتون در مورد کمپین «من دریاچه اورمیه هستم» چیه؟
هرچند متن نامه هیچ کدام از استانداردها ی لازم را برای متن یک طومار نداره من امضایش کردم. نه به خاطر این که اگر یک میلیون امضا جمع بشه امید هست که سازمان ملل مثل شاهزاده رویاها بیاد و عروس خانم ما را نجات بده! بلکه به این علت که حالا که این کمپین را راه انداخته اند و یکی از پر بیننده ترین برنامه تلویزیون ایران (خندوانه) و اغلب سلبریتی های وطنی هم برای آن تبلیغ کرده اند باز یک میلیون امضا جمع نشه فاجعه خواهد بود!
در دنیایی که امیر تتلو چند میلیون فالوور داره 
اگه یک میلیون امضا برای نجات دریاچه جمع نشه سیاستمداران چی فکر می کنند؟! با خود می گویند نجات دریاچه اورمیه برای من یک میلیون رای هم نمی آره پس چرا در برنامه هایم به آن اولویت بدهم؟! به جای آن با بودجه خیلی کمتر تبلیغات پوپولیستی می کنم. یه پولی می دهم به یکی از اون سلبریتی ها که برایم تبلیغ کنه! مرا با حال نشان بده چند میلیون همین طوری الکی جمع می کنم. چرا برای برنامه سخت و جدی ای مثل نجات دریاچه اورمیه وقت بذارم وقتی برایم چندان رای آوری هم نداره؟

اگر سیاستمداران این طور فکر کنند اگر این پیام را از جمع نشدن حتی یک میلیون امضا دریافت کنند مرگ دریاچه اورمیه حتمی خواهد بود.

پس بهتره بریم امضا کنیم. خرج یا خطری امضا کردن نداره اما جمع نشدن یک میلیون امضا خیلی خطر داره.


لینک پیوستن به کمپین:
http://yon.ir/t5E2

روش جایگزین: عدد 1 را به 30007040 بفرستید

یولداش:

مطرح کردن مداوم نجات دریاچه ارومیه و از طرفی فعالیت و تلاش ناچیز برای فراهم آوردن مقدمات عملی شدن احیای دریاچه، بیشتر به پروژه سیاسی و کمپین تبلیغاتی می ماند! تا نظر دوستان چه باشد. و الله اعلم.

مینجیق:

الله اعلم! اما چاره ای جز خوش بینی و امیدواری نیست. ناامیدی برادر مرگ هست. همون «تلاش و فعالیت ناچیز» هم دنیایی فرق ایجاد می کنه. همین که رودخانه ها را لایه روبی کنند کلی تفاوت ایجاد می کنه. اگر بودجه برای لایه روبی رودخانه ها اختصاص داده نشه باران های فصلی به جای پر کردن دریاچه به صورت سیل وارد مزارع و خانه های مردم می شه و خسارت به بار می آره. 

اگر سیاستمداران خیال کنند مردم دیگه به دریاچه حساس نیستند و این مسأله در رای آوری آنها تاثیر چندانی نداره همین بودجه را هم برای لایه روبی رودخانه ها اختصاص نمی دهند بعد من و شما باید کمپین کنیم برای جمع آوری کمک برای سیل زدگان!
علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.

ببینید! فرض کنید ما نشسته ایم در یک کشتی که داره غرق می شه و می خواهیم خودمان را نجات بدهیم. یکی قایق نجات کوچکی می فرسته که در هر رفت و برگشت چند نفر ما را نجات می ده. فرصت اون نیست که فکرمان را به این بدهیم که انگیزه یارو چیه؟! می خواهد بهره برداری سیاسی بکنه. چرا قایق بزرگتر نفرستاده یا......
با او دعوا کنیم یا به او نشان بدهیم که فهمیدیم که کارش خیلی هم از روی انسان دوستی نیست شاید همین قایق را هم پس بگیره
باید به این فکر کنیم که طرحی بریزیم بیشترین افراد ر با همین قایق نجات بدهیم.
وضعیت دریاچه اورمیه دقیقا همینه!

اون قبلی همین قایق کوچک را هم نه تنها نفرستاد کسانی را که داد می زدند «کمک!» هم خفه می کرد


یولداش:

موافقم، البته بشرط آنکه با آگاهی و شناخت در کمپین شرکت کنیم و در مراحل بعدی چشم و گوشمان را باز کنیم و اجازه ندهیم از ماها بعنوان ابزار شوی تبلیغاتی و بازیچه امیال سیاسی خود استفاده کنند.

مینجیق: 

درسته.
اوضاع خیلی وخیم هست. اگر دریاچه نجات پیدا نکنه تمدن چند هزار ساله حاشیه دریاچه از بین می ره. سه و نیم میلیون نفر بی خانمان می شوند. تبریز اورمیه شبستر مراغه و..... به خاطره ها می پیوندند. با چنین وضعیت وخیمی رو به رو هستیم.

در طول تاریخ تمدن های زیادی بوده اند که به خاطر تحولات محیط زیست خاطره شده اند مثل شهر سوخته در سیستان یا طبس در مصر که به علت تغییر مسیر رودخانه از بین رفته اند. ما که نمی خواهیم مثل اونها بشیم.
سه و نیم میلیون نفر حاشیه دریاچه کجا می تونند بروند؟ تهران و کرج و اسلامشهر و .... که همین طوری هم دارند از زیادی جمعیت می ترکند.


۱ مهر ۱۳۸۹ وبلاگ منجوق

«تهران انار ندارد» نام فیلم مستند زیبایی است که می توان سی-دی آن را به قیمت 1500تومان از بقالی محل خرید. موسیقی متن این مستند زیبا، کار محسن نامجو است. هیچ فیلمی را تا به حال ندیده ام که تا این حد با گروه خونی ما، متولدین دهه ی پنجاه خوب بسازد. ما از نابودی باغ ها و جایگزینی آنها با آپارتمان ها و مجتمع های تجاری و بلوار ها و آزاد راه ها متاسف می شویم. اما چاره چیست؟! جمعیت زیاد شده و جمعیت زیاد-که ما نیز جزو آنهاییم- مسکن می خواهد و به امکانات تفریحی و مرکز خرید و... نیاز دارد. به علاوه آپارتمان، پارک و فضای سبز و دیگر تجهیزات شهری هم به جای خود زیبا می توانند باشند.
فیلم «تهران انار ندارد» در سال 1387 ساخته شده ودر همان سال طوماری در اعتراض به خشک شدن دریاچه ی ارومیه تنظیم شده که جمله ای از آن چنین است: "با توجه به اینکه برطبق گزارش مسئولان ذیربط تاکنون ١۵٠ هزار هکتار از اراضی حاشیه ای دریاچه به شوره زار تبدیل شده ...." می دانید 150 هزار هکتار یعنی چه قدر ؟! مساحت زمینی به ابعاد 30 در 50 کیلومتر همین قدر می شود. یعنی به اندازه ی مساحت کل شهر تهران، شاید هم اندکی بزرگتر!
وقتی باغی خریداری می شود تا به جای آن آپارتمانی احداث شود پول خوبی گیر صاحب ملک می آید. معمولا، یک مقدار پول هم به سرایدار می دهند تا خانه ای رهن کند. اما آن کس که باغش را شوره زار می گیرد، چی؟ وای به روزی که باغ ویران شود و جای آن را شوره زار بی مصرف بگیرد! نه پولی عاید صاحب ملک می شود ونه عاید سرایدار.قرار است چه برسر کسی آید که محل درآمدش آن باغ بود؟! 
می توان همین طومار را خواند و در مورد امضا کردن و یا نکردنش تامل کرد. می توان آن را به دیگران هم نشان داد. می توان کار اساسی تری کرداما متاسفانه منجوق نمی داند چگونه.بالاخره می توان دست روی دست گذاشت و هیچ کاری نکرد.
به فیلم «تهران انار ندارد» بازگردیم. اون آقایی که در فیلم مرتب از او نظر می خواهند اهل ارومیه است. به آخرین مصاحبه ی او در فیلم که راجع به پارک ها در تهران است به دقت گوش دهید: یک بار به عنوان قسمتی از فیلم و بار دوم با در نظر گرفتن آن چه که بر سر ساکنان حاشیه دریاچه ی ارومیه دارد می آید! نپسندیم که 20 سال دیگر تاکستان های ارومیه تبدیل به خاطره شوند. امیدوارم اگر 20 سال بعد چند جوان متولد دهه ی 80 در مورد ارومیه مستندی بسازند نامش را «ارومیه انگور دارد» بگذارند.

سلام:
من از مدت ها پیش گروهشان را در تلگرام دیدم.افراد زیادی همین سئوال ها را میکردند و جواب میدادند اگر برایتان مقدور هست میتوانید آنها را بخوانید من خودم هم خیلی پیگیر بودم که ببینم چه سمت و سویی دارند بالاخره تصمیم گرفتم رای دهم.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل