انقلاب فرهنگی چین

+0 به یه ن

یه فیلمی بود در مورد یک خانواده معمولی چینی که اتفاقات زندگی شان متاثرمی شد از وقایع سیاسی چین نظیر انقلاب فرهنگی و... اسم فیلم یادم نیست. همین صدا و سیما چند سال پیش پخشش کرد. در یک بخش دختر جوان خانواده بیمار بود یا می خواست زایمان کنه (درست یادم نیست) بردنش بیمارستان. در بیمارستان پزشکی نبود. بیمارستان را پرستارانی می گرداندند که در واقع پرستار هم نبودند. یعنی هیچ آموزش آکادمیک ندیده بودند. اعضای حزب بودند که آمده بودند به توده ها خدمت کنند و مخالف " سوسول بازی سرمایه دارانه تحصیلات و امتیازهای ناشی از آن هم" بودند. خلاصه دختر بیچاره خونریزی کردو این دخترها هم کاری بلد نبودند بکنند. به اصرار مادر دختر فرستادند دنبال دکتر. آقای دکتر اومد! یک پلاک هم به گردنش آویزون کرده بودند که این فرد عامل کاپیتالیسم هست. با چند تف هم به استقبالش رفتند و سرکوفت هم زدند که ببین نیروهای مردمی چه به خلق خدمت می کنند اون وقت تو با ذهنیت کاپیتالیستی ات برای خودت اشرافیت به هم زده بودی. دکتر آن قدر گرسنه بود که نا نداشت بره سراغ مریض. کمی مادر مریض به او غذا داد تا جون بگیره. تا دکتر بره سر مریض، اون دختر جوان تموم کرد!
سیستم درمانی آلمان و سوئد خوبه. همین طور سیستم آموزشی شان. نزدیک به ایده آل هست. اما آنها با تف انداختن به صورت دکتر و معلم ومدیر کاپیتالیست این سیستم را درست نکرده اند. حکومتشان خوب سیاستگذاری کرده. هم دکتر راضی هست هم مریض و هم همراه مریض

پدر و مادر دوست چینی من انقلاب فرهنگی چین را تجربه کرده بودند. چیز وحشتناکی بوده. مادر دوستم را از 18 سالگی تا 28 سالگی فرستاده بودند یه یک دهکوره. به دور از خانواده تنها و بیکس! نه برای این که اونجا کار معلمی یا پرستاری بکنه تا وضع مردم محل بهتر بشه. فقط و فقط برای زجر دادن این جوانان که از خانواده های نسبتا مرفه بودند.
می خواستند غرور و نشاط و جوانی را از آنها بگیرند.
انقلاب فرهنگی چین سالها بعد از روی کار آمدن مائو بوده. در یک مقطعی احساسات ضد سرمایه داری را بخشی از جامعه تحریک کردند آنها را انداختند به جان بقیه جامعه .

نرمش نسبی که از جانب انقلابیون در فیلم "آخرین امپراطور" دیدیم مال قبل از انقلاب فرهنگی چین بود. در جریان انقلاب فرهنگی از این نرمش ها وشفقت ها خبری نبوده. البته با اون امپراطور خائن که عملا برای حفظ قدرت شخصی کشورشان را دودستی تقدیم به ژاپنی ها کرده بود کاری نداشتند. او کرنش کافی را کرده بود و باهاشون همکاری لازم را کرده بود و عزیز دردونه شده بود. حمله را آوردند به دختر و پسرهای 18 ساله خانواده های متوسط و پزشکان و مدیران مدارس و.....

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

فایده ای داره؟

+0 به یه ن

عزیزی می گفت تردید دارد انتقاداتی نظیر سریال مهران مدیری و بحث هایی که به دنبال آن می شود تاثیر مثبت داشته باشد. ابراز نگرانی می کرد که این حرکت بدتر قبح عمل را بریزد و بی وجدانی حرفه ای را عادی جلوه دهد. برعکس این عزیز من مطمئن هستم در دراز مدت این بحث ها مثمر ثمر خواهد بود. اگر دقت کنید می بینید که عقلای قوم پزشکان ساکت گوشه ای نشسته اند و بی آن که نظری بدهند دارند بحث ها را دنبال می کنند. اگر نتیجه استمزاجشان آن باشد که عده ای از همکاران بی وجدانشان آبروی این صنف را دارند می برند و اعتباری که در جامعه دارند خدشه دار می کنند حتما چاره ای می اندیشند و جلو تاخت و تاز آنها را می گیرند. الحق و الانصاف عقلا و بزرگان قوم پزشکان واقعا با درایت هستند. این نفوذ و قدرت اجتماعی صنف پزشک هم تا حدود زیادی به عقل و درایت آنها بر می گردد. اگر ما دانشگاهیان هم از این عقلابه اندازه کافی داشتیم حال و روزمان این نبود و در جامعه ما هم منزلتی داشتیم! متاسفانه در جامعه دانشگاهی ایران بزرگان قوم عقلشان را نمی دهند که از حقوق صنفی جمعی دفاعی کنند. عقل و درایتشان را صرف این می کنند که بر سر نسل جوان تر اساتید که فعال تر و باسوادتر هستند بکوبند و آنها را بنشانند سر جایی که بزرگان قوم دانشگاهی تعیین می کنند. در این راه از هوچی گری هم ابا ندارند.
اما بزرگان قوم پزشکان اهل هوچی گری نیستند. اگر بخواهند عضوی از صنف خود را که آبروریزی می کند تنبیه کنند جلوی من و شما نخواهند کرد. آن قدر شعور دارند که بدانند این نوع هوچی گری به نفع مصلحت صنفی شان نیست. این اتحاد صنفی بین پزشکان خیلی ریشه دار هست. ما معمولا گمان می کنیم قسم بقراط یک سوگند اخلاقی است. اما الان داشتم می خواندم و دیدم جنبه صنفی آن غالب هست. حتی بخش های اخلاقی آن هم دراز مدت در خدمت اهداف و بسط نفوذ صنفی است.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

100 میلیون در آمد نوش جانشان اما....

+0 به یه ن

مصاحبه آقای دکتر پزشکیان نماینده تبریز را در مورد وضعیت درمانی کشور دیدم. (البته خیلی با دقت نخواندم) در این مصاحبه آمده:
"این قضیه اصلا اصلاح نخواهد شد. تا هنگامی که بی‌عدالتی وجود دارد و فاصله درآمدی‌ها از همدیگر ‌زیاد است، ایجاد نظم و تعادل غیر ممکن است. تعادل ‌نوعی عدالت است. تا وقتی که فردی می‌تواند به آسانی ۱۰۰ میلیون تومان درآمد داشته باشد و عده دیگری به هر دلیل نتوانند و چهارچوب‌های ما هم نتواند کمک کند، این وضعیت اصلاح نخواهد شد. "
برایم شدیدا این سئوال پیش آمده که چرا در ذهن من درآمد 100 میلیونی برخی از پزشکان مسئله ساز نیست.
مسئله من با جامعه پزشکی ایران چیزهای دیگری است. مهم تر از همه آن که شاهد آن بودم که حتی در پرطمطراق ترین دانشکده های پزشکی کشور هم دانشجویانی نمره عالی می گرفتند که شب امتحان از روی جزوه استاد چیزهایی حفظ می کردند. دانشجویانی که در طول ترم از روی مراجع معتبر با دقت و تحلیل وتفکر و تعمق درس می خواندند نمره کمتری می گرفتند هر چند پزشکان به مراتب حاذق تری می شدند. مشکل من این هست که سیستم آموزش پزشکی در کشور تقویت استدلال و استنتاج را تشویق نمی کند. استدلال و استنتاج لازمه تشخیص بیماری و تجویز درمان درست است. والا با حفظ کردن و به کار بردن واژه "اپیس تاکسیس" به جای "خون دماغ شدن" کسی پزشک حاذق نمی شود! استنتاج را با حفظ کردن جزوه استاد در شب امتحان نمی توان آموخت. سیستم آموزش پزشکی در ایران استنتاج را نمی آموزد. برخی پزشکان ایران متاسفانه هیچ گاه نمی آموزند. . سیستم آموزش پزشکی ایران بیشتر آموختن اصطلاحات و با ژست به کار بردن آنها را تشویق و ترویج می کند. این به نظر من مشکل اساسی پزشکی در ایران هست. اگر پزشکی این وسط خود استدلال و استنتاج کردن را آموخت و پزشک حاذقی شد و جان انسان ها را نجات داد 100 میلیون درآمد و یا حتی بیشتر گوارای وجودش!
مشکل دوم هم این هست که اغلب پزشکان ایران برعکس پزشکان کشورهای پیشرفته به بیماران اطلاعات کافی نمی دهند. تو گویی در بی خبری و جهل نگاه داشتن بیمار را بیشتر می پسندند! هرچه بیمار و همراهش بیخبر تر و بی اطلاع تر باشند Hierarchyمورد نظرشان بهتر تثبیت می شود. گویا صد سال پیش در اروپا هم همین گونه بوده. اما در این صد سال روابط بیمار و پزشک در دنیا عوض شده اما در ایران نه.
مشکل سوم هم این هست که اغلب پزشکان ایرانی فقط برای وقت خود ارزش قایل هستند و پیش فرض همیشگی و غیر قابل تردیدشان این هست که بیمار و همراهش علاف هستند و هیچ اشکالی ندارد معطل بمانند. مثل مدیران جهان سومی بر این باور هستند که هر چه بیمار بیشتر پشت در بسته علاف بماند و کلاس و منزلت آنها بالاتر می رود.
این سه مورد مشکلی بود که من با مقوله درمانی در کشور دارم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مهران مدیری و طرفدارانش

+0 به یه ن

من همیشه از طرفداران مهران مدیری بودم و هستم. خیلی هنر و جرئت می خواهد در این منطقه از کره زمین  با این فرهنگ خاص و این همه خط قرمز آدم کار طنز بکند و لبخندی به لبی بنشاند.  مدیری توهین قومیتی نمی کند. فیلم انیمیشن تهران
1500
که مهران مدیری در آن نقش پیرمرد ترک میلیاردر و هنرمند را بازی می کرد به نظر من شاهکار بود. واقعا لذت بردم از این فیلم.
سریال "درحاشیه" را ندیدم و نمی توانم قضاوت کنم. اما آن گونه که از دوستان شنیده ام بانمک بوده و ایرادی نداشته. مشکل من با این سریال و یا مهران مدیری نیست. من از واکنش تندرویان در طرفداری از این سریال و عواقب بعدی می ترسم.   همان ها که سال ها بر  مهران مدیری طعنه می زدند که چرا فضا را کمی بازتر و فراخ تر می کند حالا از او سریال او به عنوان حربه ای برای کوبیدن بر سر پزشکان استفاده می کنند! بوی خوبی از این طرفداری به مشام نمی رسد. طرفداری آنان از مهران مدیری با طرفداری امثال ما فرق دارد. انتقادشان از وضعیت درمانی کشور هم با انتقادات ما فرق دارد.

یکی از قسمت های سریال "شوخی کردم" مهران مدیری هم راجع وضعیت درمان در کشور بود. اونو دیده بودم. خیلی طنزش ظریف و دقیق بود.
اعتراض و شکایت چندانی هم از جانب پزشکان به دنبال نداشت

نظر یک دانشجوی فیزیک:

ولی به نظر من این سریال، هجوِ جهت دار در راستای نخبه کشی نبود، اصلا ربطی به نخبه کشی نداشت، یک طنز انتقادی اجتماعی بود. اتفاقا من دوست داشتم کسی به آقای مدیری پیشنهاد بده که یه طنزی هم راجع به دانشجویان تحصیلات تکمیلی بسازه، که مثلا چطور خیلی از این دانشجوها الکی الکی بدون زحمت کشیدن با روش های مختلف از استادا نمره می گیرن و پایان نامه هاشونو هم پول میدن دیگران انجام بدن، بعدشم کلی ادعای نخبه بودن دارن! نمونه اش جلوی چشمم بود، یارو با ارشد تربیت بدنی دانشگاه آزاد، هیئت علمی دانشگاه آزاد شده حالا هم تو همون دانشگاه آزاد دکترا می خونه رساله اش هم که همش پرسشنامه پر کردن بود حال نداشت انجام بده، پول داده یکی دیگه از استادای دانشگاه آزاد که مدرکش ارشده! براش انجام بده!!! اون وقت چندتا از نخبه های فارغ التحصیل دانشگاه ما هنوز بیکار می چرخند و حق التدریس اند!
حالا اگه یه کارگردانی پیدا شه و به زبان طنز این دردها رو نشون بده، منی که تو ارشد، نهایتِ زحمت رو برای پایان نامه ام کشیدم و تو دکترا هم الان با جان و دل دارم کار می کنم، نه تنها بهم بر نمی خوره، خوشحال هم میشم. اون وقت همچون طنزی دقیقا به اون دانشجویانی بر می خوره که ذره ای زحمت نکشیدند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

پذیرش دانشجوی دکتری

+0 به یه ن

پژوهشکده فیزیک در سال تحصیلی 95-94 از طریق آزمون سراسری ورودی دکتری در گرایش‌هایی که پژوهشکده در آن فعال است دانشجو می‌پذیرد. این گرایش‌ها عبارتند از فیزیک ذرات- کد 2916- (پدیده‌شناسی و فیزیک انرژی‌های بالا- شاخه نظری) و فیزیک محاسباتی-کد 2921- (فیزیک ماده چگال، ماده نرم و آماری). اطلاعات مربوط به جزئیات سایر مراحل انتخاب و پذیرش دانشجو شامل امتحان و مصاحبه در پژوهشگاه پس از مرحله اول آزمون سراسری متعاقباً اعلام خواهد شد. لازم به ذکر است متقاضیانی که مطابق ضوابط وزارتی مشمول استفاده از سهمیه استعدادهای درخشان می‌شوند، برای پذیرش باید در امتحان و مصاحبه ورودی پژوهشگاه نیز شرکت نمایند. 
 
Salaam,

 Please look at http://ipm.ac.ir/fa/ViewNewsInfo.jsp?NTID=1419. You need to take part in our entrance exam. Further information about the exact date and form of exam will be given on the website, once they are available.

Best regards,
Sheikh-Jabbari.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

از حاشیه بگذریم و متن را بنگریم

+0 به یه ن

سریال در حاشیه مهران مدیری در ماه های  اخیر حاشیه های بسیار داشته است و منجر به بحث زیادی شده. متاسفانه به دعواهای نه چندان مودبانه هم ختم شده. یک سو پزشکان و سوی دیگر بقیه ملت!
واقعیت آن هست که پزشکان جوان تحت فشار بسیار هستند. فشاری کشنده. سیاستگذاری ها آن گونه بوده که فشار های استثماری بر آنها روز به روز بیشتر و بیشتر و بیشتر شده. مردم از این فشارها آگاه نیستند. خیال می کنند که پزشک لای پر قو زندگی می کند و پول پارو می کند. در مورد دسته ای از پزشکان جا افتاده شاید این تصور درست باشد اما زندگی  پزشک جوان با این تصور فرسنگ ها فاصله دارد. تا 45 سالگی یک پزشک متخصص هنوز درست و حسابی تثبیت نمی شود!
فشارها برخی از پزشکان را عصبی می کند و در مقابل انتقادات و توقعات بسیار زودرنج و پرخاشگر می سازد.
دعوا را ختم کنیم و چاره ای بیاندیشیم. به نظرم پزشکان چوان برای انتخابات مجلس پیش رو باید فعالانه عمل کنند و بخواهند کسانی به مجلس بفرستند که جلوی لایحه ها وطرح هایی که فشار را بر آنها بیشتر می کند بگیرند. از قرار معلوم چه اصلاح طلب چه اصولگرا و چه میانه رو مدبر و پرامید در سخت تر کردن اوضاع بر پزشکان جوان به یک اندازه مصر بوده اند. صدایی نو و فکری نو می خواهد که در عمل مدافع حقوق صنفی باشد نه آن که شعار بدهد.
مسئولان ما  در بهترین وجه نگاه می کنند ببینند سیستم انگلیس و ترکیه و سنگاپور چیست بعد سعی می کنند آن را در ایران پیاده کنند. بودجه و زیرساخت مناسب نیست؟! خوب نباشد! فشار را می آوریم سر نسل جوان تر بهمان صنف. دنده شان نرم تحمل می کنند! نتیجه همین شده که شده. پزشک ناراضی، بیمار ناراضی. افتاده اند به جان هم!
به جای این که به جای هم بیافتیم  به فکر چاره باشیم.

متن زیر را از یک پزشک دریافت کردم:


یازار: یک پزشک

در مورد سریال مذکور باید بگم که اولا بین " طنز " و " هجو" خط باریکی وجود داره. طنز سازنده هست و هجو ویران کننده. و این مجموعه هجو جهت دار  بود که کاملا برنامه ریزی شده و حساب شده در جهت اجرای اصل نخبه کشی اجرا شد. و حتی حذف ان هم حساب شده بود.
رویکرد حال جامعه ما بر اساس نخبه کشی و حاکمیت طبقه مستضعف بر سایر اقشار بنا شده.
منظور از مستضعف فقط توان مالی و ریالی نیست بلکه توان علمی و عملی و سیاسی و .... هم میباشد.
پزشکان، مهندسان، اساتید، نویسندگان از جمله اقشاری در جامعه هستند که در قشر مستضعف نمیگنجند حال چه وضع مالی خوب داشته باشند چه از نظر مالی در حد کارگر ساده باشند.  ولی متاسفانه پزشکان ملموسترین و محبوبترین دسته از این قشر " هرگز مستضعف" میباشند. و در صف اول حملات قرار گرفته اند.
قدر مسلم عامه جامعه که مخاطب این برنامه های صدا و سیما هستند هیچ شناخت و پیش داوری و برخوردی با اساتید دانشگاهی و نویسندگان و نخبگان دیگر ندارند ولی همه انها کم و بیش با پزشکان مراوده داشته اند. لذا کاستن از محبوبیت و به اصطلاح ترور شخصیتی این گروه میتواند
میتواند مقاصد  نخبه کشی  را براورده کند.
قبل از سریال مذکور برنامه های دیگری در صدا و سیما تهیه و پخش شد که پزشکان را جمیعا خائن و پول خوار و زیر میزی! خور و تشنه به خون مردم نشان میداد که عملا و منطقا به دور از واقعیت است. و حتی عامه مردم هم ان را قبول ندارند. ولی میتواند در صورت تکرار و تمرین به صورت یک اصل در اید.
هدف نخبه کشی این است: اموزش این نکته به مردم عامی که از شما بهتران! خون شما را میمکند! و این را در درجه اول با پزشکان شروع کرده اند و در صورت پذیرش عمومی به سایر اقشار هم گسترش خواهند داد.
به صورت منطقی هم که در نظر بگیریم اولین کسی که به هیچ عنوان حاضر نیست بیماری بمیرد یا دچار عارضه شود پزشک است. حتی قبل از بستگان درجه اول بیمار.
مثلا من خودم مریضی داشتم که خونریزی بعد از زایمان داشت و خون در بیمارستان این شهر محروم محل خدمتم موجود نبود. گروه خونی بیمار با من یکی بودو من از وسط عمل جراحی خارج شدم و یک کیسه خون دادم و به عمل برگشتم. این در حالی بود که اطرافیان بیمار هیچکدام حاضر به اهدا خون نشدند. ( شامل شوهر و برادر شوهر بیمار)
!!!
در ان لحظه تنها کسی که برای زندگی بیمار پر پر میزد من بودم. چون اگاه به وضعیت بیمار بودم و به خطری که او را تهدید میکرد واقف بودم.
 چنین حرکاتی از سوی پزشکان که کم تعداد هم نیست معمولا در کشور ما رسانه ای نمیشود که برمیگردد به همان نخبه کشی و مبارزه با فرهیختگی در جامعه. ولی بسیاری از همکاران به این روال عادت کرده اند و علی رغم تمامی ناملایمات به حرفه خود ادامه میدهند.حال اگر ارائه دهندکان سیاست نخبه کشی ، حصار ها بشکنند بالطبع جمعی از همکاران تحمل نکرده و اعتراض خود را نشان خواهند داد.
اصولا پزشکان به دلیل زندگی و کار در نقاط مختلف و نشست و برخاست با طیف بسیار وسیعی از اقشار جامعه نسبت به ناملایمات تحمل وصف ناپذیری دارند، ولی همکاران جوان زمانی که این ناملایمات به حد مرز های قرمز برسد مسلما واکنش نشان خواهند داد.
یاسمن جان از تو میخواهم به عنوان یک نخبه واقعی در وبلاگت اگر مصلحت دانستی نظرات من را که در بالا اوردم منعکس کنی. در ضمن ازت میخواهم که در جمله " فشار ها برخی از پزشکان را عصبی و زود رنج میکند و .... " در وبلاگت تجدید نظر کنی چون همانطور که گفتم پزشکان به خاطر نوع کاری که انجام میدهند و تجربیات متنوع از نشست و بر خواست با اقشار مختلف اکثرا از زمره متحمل ترین ها هستند.
منتظر نظر تو و سایر دوستان عزیز هستم

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گزارش دوم

+0 به یه ن

من تا سه شنبه ظهر مطابق برنامه عمل کردم اما بعد از ظهرش رفتیم همدان. در سفر هم که می دانید همه برنامه ها به هم می خوره. از فردا بر می گردم به برنامه
مهمان دانشگاه بوعلی سینای همدان بودیم. عجب دانشگاه قشنگی دارند. دانشگاه دریاچه داره. دانشکده علوم هم معماری خیلی خاص و زیبایی داره. اصلا همدان در شهرسازی و معماری صاحب سبک هست. (دیروز روز معمار بود. روز معمار مبارک!)

لالجین هم رفتیم. شهر سفال هست. ساکنین آن اغلب ترک هستند. این شهر در سال های اخیر از راه همین صادرات سفال و همچنین فروش سفال به توریست ها خیلی ترقی کرده. در طرح هاو تکنیک های سفال هم نوآوری های متعددی داشته اند. قابل تحسین  هست.
در استان  همدان چهار قوم ترک و فارس و لر و کرد کنار هم زندگی می کنند. یهودی ها هم بودند که البته اغلب مهاجرت کرده اند و اکنون جمعیتشان در استان همدان خیلی کم شده. برای بازدید آرامگاه استر هم رفتیم. این مکان برای کلیمیان بسیار مقدس هست. استر ملکه یهودی هخامنشی بوده. یکی از کتاب های مقدس یهودیان هم کتاب استر نام دارد. ای کاش سرمایه گذاری بهتری شود تا این آرامگاه بتواند توریست و زائر یهودی جذب کند. خیلی برای یهودی ها مذهبی این مکان مهم هست.

به گنبد علویان هم رفتیم که بسته بود. گنبد علویان اواخر دوره سلجوقی بنا نهاده شده و از نظر معماری اثری ارزشمند هست. من خیلی به دوره تاریخ ایران از زمان سلجوقی تا اول صفوی علاقه مندم. دوره ای است که به عقیده من پایه های فرهنگ ایرانی -آن گونه که امروز می شناسیم در آن بنیان نهاده شده است. اما این دوره در سیاست های فرهنگی دولت های صد سال اخیر چندان جایی ندارد.  نه فیلم و سریالی در مورد این دوره ها می سازند نه در کتب درسی آن چنان که باید به این دوره ها می پردازند نه در بروشورهای توریستی خیلی به آثار آن دوره بها می دهند  نه بودجه چندانی برای مرمت آثار آن دوره اختصاص می دهند..... با این که در جابه جای ایران از این دوره آثار تاریخی می بینیم. شعرای بزرگ  عمدتا مال این دوره اند. هنر های مختلف ایران در این دوره تکوین یافته اند اما مورد بی مهری دولتیان قرار می گیرد. به زور می خواهند ریشه های  فرهنگ ایران را به زمان ها و مکان ها دیگر گره بزنند اما توی ذوق می خورد از بس که این گره زدن  زورکی هست.. ردپای فرهنگی که در این دوره شکل گرفته در زندگی روزمره مردم این دیار بارز هست.  مردم به طور سنتی از میراث این دوره  پاسداری می کنند. خیلی نیاز به کار مستشرقان و .... حس نمی شود. برای بخشی از مردم این سرزمین پاسداشت از میراث آن دوره بخشی از زندگی است.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

اطلاعیه مهم

+0 به یه ن

من و دکتر جباری هر دو امسال قصد دانشجو گرفتن داریم. اگر می خواهید با ما کار کنید در فرم های انتخاب رشته همان گرایش فیزیک ذرات را انتخاب کنید.

پی نوشت: کد 2916
را انتخاب کنید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گزارش اول

+0 به یه ن

من این هفته به برنامه ورزش و رژیم غذایی ام وفادار بودم. ممنونم که با شرکت در این طرح به من انگیزه می دهید. بدون این طرح بعید بود می توانستم با این نظم برنامه را پیش ببرم.
منتظر خواندن گزارش های شما هستم. همین طور منتظر پیوستن افراد جدید به طرح همه با هم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سخنرانی در مورد زلزله

+0 به یه ن

فایل صوتی سخنرانی آقای دکتر زارع در مورد زلزله

اسلاید های سخنرانی

فیلم سخنرانی هم آماده هست. اگر علاقه مند باشید می توانید دی-وی-دی آن را از دفتر پژوهشکده تهیه کنید.

مطلب زیر را من  از سایت "نشنال جیوگرافی" کپی می کنم:

How Your Phone Could Save You From an Impending Earthquake

A new study says cell phones could give you enough time to get to safety.


The epicenter of a major earthquake is someplace you really don’t want to be. Not only does the shaking tend to be most violent there, but there’s also no time to look for shelter. Even a few seconds of warning can make the difference between life and death. And now, scientists say, there's an app for that.  

Writing in the journal Science Advances, Sarah Minson of the U.S. Geological Survey (USGS) and California Institute of Technology and several colleagues claim that plain old smartphones can detect quakes, pinpoint their location, and calculate when the shaking will arrive.

The USGS is spending tens of millions of dollars developing an early warning system called ShakeAlert that will use texts and emails to alert people that a quake has just let loose.

But some earthquake-prone nations—in Central and South America, for example, or the Caribbean, or south Asia—don’t have tens of millions of dollars to spare, or networks of seismographs. That’s why Minson and the USGS Earthquake Hazards Program are working on a much cheaper alternative. “This is a really clever idea that leverages an existing resource," says Kristine Larson, a University of Colorado aerospace engineer who studies how GPS systems can be useful in the earth sciences. Larson wasn’t involved in this research.

Smartphones could be ideal for rapid earthquake warning, Minson and her colleagues realized, because they have built-in GPS sensors and accelerometers, which detect movement. That's how they know where they are at all times, and when they’re being shaken. Phones closer to the epicenter will start shaking first, followed by phones a little farther away, so the timing and the intensity—which drops off with distance—allows the system to calculate where and how powerful the quake is.

The phones are also part of a pre-existing data network, so it’s trivially easy to program them to send news of a quake to a central location, where the data are merged to form an overall picture of the unfolding disaster. And that same network can blast an alert out to anyone in the danger zone.

The phone signals and processing happen at nearly light speed, but it’s reasonable to wonder if even that is fast enough. If your phone is already shaking, it’s arguably too late to do anything about it.

With even a few seconds of warning, you can get under your desk, or pull your car off the road.

But in fact, says Minson, an earthquake creates two distinct types of waves through the solid earth. “The damaging shaking comes from S waves,” she says, which shake the ground back and forth. A quake also sends out P waves, which simply compress the earth in front of them as they go—and, says Minson, “P waves travel faster, so they get to you first. It’s like the midnight ride of Paul Revere,” she says. “He began riding after the British landed, but he was far enough ahead of them to warn people.”

   

When Seconds Matter

It’s the P waves that earthquake early warning systems pick up on, and while the dangerous S waves can arrive very quickly afterward, that can be enough time to take action. “With even a few seconds of warning,” says Minson, “you can get under your desk, or pull your car off the road. If you’re a surgeon,” she says, alluding to a scenario with particularly gruesome potential, “it’s long enough to retract your scalpel and step away from the patient.” It’s also long enough for subways and other trains to be brought to a halt and elevators to be stopped at, rather than between, floors.

The authors of the new report tested the idea with two simulations—a hypothetical magnitude-7 quake on California’s Hayward Fault, in the Bay Area, and another based on the devastating magnitude-9 quake that struck off the shore of Japan in 2011, triggering a killer tsunami. The simulations show that a system relying on just two-tenths of a percent of smartphone users could pinpoint the strength and location of a quake within just five seconds.

“In an ideal world,” says Minson, “we would test the system with actual phones and actual earthquakes.” And in fact, that’s already in process: A pilot program funded by the U.S. Agency for International Development should be in place within the year to do just that.

There are a few potential pitfalls, observes John Vidale, a seismologist at the University of Washington who wasn’t involved in this project. “A system like this would not necessarily be free of false alarms,” he says, “nor immune to pranksters or worse who wanted to cause turmoil from malicious hoaxes.”  

Still, he says, “The idea is creative and sound, and we could see crude versions of such apps very soon."



اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

حقوق شهروندی نه دعوای عرب و عجم

+0 به یه ن

متن زیر را طوری نوشتم که اگر خواستید راحت به وایبر کپی کنید و به دوستان خود و گروه هایی که در آن عضو هستید بفرستید:






در جنوب غربی ایران شهروندان عرب ساکن هستند. بنا به برخی مطالعات ژنتیکی نسب آنها به تمدن سومری می رسد. همان قومی که یکی از اولین تمدن ها را بنا نهادند. تمدنی که در زمان خود بسیار پیشرفته بود. بسیاری از حجاری های تخت جمشید هم در واقع وام گرفته از حجاری های معابد و کاخ های آنهاست. کمابیش همان نقش ها در تمدن های بعدی -ازجمله تمدن هخامنشی- تکرار می شود. حدود هزار سال پیش ابن هیثم-پدر علم نورشناسی- از میان همین قوم عرب در نزدیکی بصره برخاست. او یکی از بزرگترین مغزهای متفکری بود که بر روی زمین راه رفته اند. قرن ها از زمان خود جلوتر می اندیشید.






ادبیات امروز دنیا دور مفاهیم چون حقوق شهروندی، حقوق زنان، حقوق اقلیت های دینی قومی و زبانی می چرخد. حقوق شهروندان ایرانی هم که در خارج از مرزها مورد تعرض قرار گرفته اند باید در  چارچوب همین مفاهیم روز مطالبه شود. نه دعوای پوسیده عرب و عجم.







به کار بردن عباراتی مانند عرب سوسمارخور دردی از ما دوا نمی کند. چه بپذیریم چه نپذیریم سبک زندگی امروز مردم شبه جزیره عربستان جزو اعیانی ترین ها در دنیاست! موزه لوور پاریس هم که می روید تبلیغ لوور ابوظبی را می بینید. لباس خواب های گشاد چیت را در عربستان زوار ایرانی و اندونزیایی و کنیایی و.... می خرند. خودشان کلکسیون  خواب ویکتوریا سکرت را خریداری می کنند.  البته این همه تجملات و مصرفگرایی  غلط هست اما امروزه استفاده از عبارت عرب سوسمارخور تنها باعث شرمندگی خود آدم می شوند و می تواند به حسادت یا عقده تعبیر شود.  به واقع، عزت و کرامت  انسانی نه به  سوسمار خواری است نه به  خاویار و لابستر خواری.  انسانیت و اخلاقیات و علم ودانش را معیار قرار دهیم.

 فرد وارسته در تحقیر دیگران سودی نمی بیند.







متن هایی که درفضای مجازی  به کوروش نسبت داده می شوند چه قدر سندیت تاریخی دارد؟ بعید می دانم این همه سخن از زبان کوروش مکتوب و مستند مانده باشد.  در هر صورت ادبیات نژادپرستانه از زبان هر کسی مذموم هست.







اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

شیار 143

+0 به یه ن

امروز بالاخره فیلم شیار 143 را دیدیم. مدت ها بود این قیلم را می خواستم تماشا کنم اما همسرم می گفت بذار برای یک وقت دیگه. فیلم البته فیلم بسیار قوی ای بود. با بازی فوق العاده مریلا زارعی. مریلا زارعی به نظر این حقیر برترین هنرپیشه زن سینمای ایران هست. نقشش در فیلم "درباره الی" و نیز "جدایی نادر از سیمین" هم خیلی خوب بود. گاهی تعجب می کنم چرا آن قدر ها که باید معروف نیست. الغرض  این نقش بسیاربسیار دشوار را فوق العاده بازی کرده بود.
اما راستش فیلم شیار 143 انتظار مرا از این فیلم برآورده نکرد. من خیال می کردم این فیلم در مورد ویرانی ها و بدبختی هایی که جنگ برای زنان بار می آورد هست. اما فیلم را که می دیدی این نکته آن قدر ها که باید برجسته نبود! نتیجه ای که از فیلم می گرفتی آن بود که انسان باید راضی باشد به رضای خدا  و  همواره مراقب باشد تا حتی از فرزند هم بت نسازد که اولاد نیز در کنار اموال جزو ابزارهایی که خدا با آن انسان ها را می آزماید. به نظر من پیام فیلم این بود که به جای خود پیام مهمی است اما این مصیبت برای زن اول فیلم می توانست به علت تصادف رانندگی یا زلزله یا ..... هم به وجود آید. آن طور که باید و شاید و تمام قد در ذم جنگ پیامی نمی داد.
واقعا جای فیلمی که مصایب ویژه زنان خوزستان و غرب کشور را در طول و پس از جنگ به تصویر بکشد خالی است. در مورد زلزله رودبار و مصایب آن فیلم زیاد ساخته اند. اما مصایب جنگ از زلزله هم بیشتر است. خیلی بیشتر. ابعاد انسانی اش و مین های بعدی اش خیلی مصیبت بار تر هستند.  هنوز در سینمای جنگ حق این مطلب ادا نشده.

در ماهنامه زنان امروز با نویسنده و کارگردان این فیلم خانم نرگس آبیار مصاحبه ای شده بود. گویا ایشان ابتدا قصد داشتند محل  داستان را بیجار انتخاب کنند. ولی چون زبان کردی برای ما بینندگان غیر کرد قابل فهم نیست و  نیاز به زیرنویس پیدا می شد کرمان را انتخاب کردند. خود خانم آبیار یزدی است. گویا گویش اصیل یزد هم کمتر برای ما قابل فهم هست برای همین گویش کرمانی را که برای ما قابل فهم تر هست ترجیح داده اند.
 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

طرح همه با هم

+0 به یه ن

چند تن از دوستان به من پیشنهاد کردند که طرح همه با هم را دوباره احیا کنیم. برای دوستانی که با آن آشنا نیستند طرح را شرح می دهم. هر کدام از ما برنامه هایی داریم که اجرایشان برایمان اراده ویژه می خواهد. مثلا من نیاز به رژیم غذایی کاهش وزن دارم. برخی برای کنکور می خواهند آماده شوند. دوستانی مایل به ترک سیگار هستند و.....
در این طرح با هم جمع می شویم و در وبلاگ از همدیگر حمایت روحی می کنیم تا بتوانیم با انضباط طرح را پیش ببریم.  هدف در درجه اول همین جو دوستانه هست. کسی که رژیم می گیرد دغدغه اش کاهش نیست. دغدغه اصلی اش اعمال این انضباط هست و نیز در جمع از دیگران حمایت روحی کردن. از اندام و بدن خود ناراحت نیست. می داند در هر صورت جمع با او مهربان هست و او را می پذیرد. کسی که برای کنکور خود را آماده می کند دایم نگران نتایج کنکور نیست.  هر رتبه ای هم بگیرد از طرف جمع حمایت روحی دریافت خواهد کرد. اما تلاش خود را می کند. با انضیاط و نظم هم  تلاش می کند. گرما و محبت جمع سختی و سردی انضباط برنامه را نرم و دلپذیر می کند. قبلا این طرح را در بهار سال 91 اجرا کردیم و نتیجه خوبی گرفتیم. از فردا تا 15 خرداد می خواهم این طرح را اجرا کنیم. هر جمعه می آییم و اینجا گزارش می دهیم. هرکسی برنامه خودش را می ریزد.
اگر دوست دارید به این طرح بپیوندید. به  هر کسی که مایل به اجرای طرحی و شرکت در این جمع و حمایت روحی از دیگران هست- فرای همه تقسیم بندی های رایج اجتماعی (زبان، محل زندگی, وضع اقتصادی، جنسیت، عقاید، سبک زندگی، سلیقه، سلامت و....)- خوش آمد می گوییم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آن چه البته به جای نرسد....

+0 به یه ن

فردا روز زن و مادر در تقویم رسمی ایران است. حدود 20-25 سالی است در این روز تصویر ی از زن ایده آل یا "نمونه"  از رسانه های رسمی نظیر صدا و سیما ارائه می شود. چند سال پیش از طرف صدا و سیما با من در چنین روزی تماس گرفتند و خواستند به عنوان "زن نمونه" با من مصاحبه ای پخش کنند. گفتم من با کلمه "نمونه" مشکل دارم. انسان-چه مرد و چه زن- پیچیده تر از آن هست که برایش الگوی نمونه برید.  هر کسی ویژگی های خود را دارد. البته دیدند به درد چنین مصاحبه ای نمی خورم ودیگه به چنین مناسبت هایی با من تماس نگرفتند.
رسانه وبلاگ بستری فراهم نموده است که  خانم های ایرانی خود را کمابیش همان گونه که هستند بنمایانند. تا دو سه سال پیش  خانم های ایرانی به نیکویی هم از این رسانه در این جهت سود می جستند. در وبلاگستان ایرانی ما شاهد بوستانی رنگارنگ از هویت های زنانه بودیم با رنگ و بویی که کمتر در صدا و سیما-به خصوص به مناسبت روز زن- دیده می شوند.
اما به نظرم می رسد وبلاگستان زنانه ایرانی این رنگارنگی و تنوع را دارد از دست می دهد. خانم های وبلاگ نویس  که همان تصویر استاندارد صدا و سیما را از خود نمایش می دهند با قدرت تمام در وبلاگستان به راه خود ادامه می دهند (و البته تشویق هم می شوند). اما خانم هایی که هویت خود رامتفاوت تصویر می کردند این روزها خیلی کمتر در وبلاگستان حضور پیدا می کنند. وبلاگشان نیمه تعطیل شده. وبلاگستان به نظرم به سمت تک صدایی -آن هم صدای استاندارد مورد نظر-پیش می رود.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

متنی کپی شده از سایت تابناک در مورد حج عمره

+0 به یه ن

متن زیر را از سایت تابناک کپی کرده ام:
تابناک:
در روزهای گذشته، اقدام شنیع مأموران فرودگاه جده با دو جوان ایرانی، باعث عصبانیت نمایندگان مجلس شد، به گونه‌ای که در روز گذشته، نمایندگان با امضای طرح دوفوریتی ـ که بالغ بر ۸۰ امضا در ذیل آن بود ـ خواستار تصویب قانونی شدند که برای مدتی سفر به عربستان را محدود می‌کرد.

به گزارش «تابناک»، این نمایندگان بر این باور هستند که در شرایط موجود و با توجه به اینکه حج عمره، امر واجبی نیست لزومی برای آن وجود ندارد و تا حصول نتیجه و ادب شدن دولتمردان سعودی باید از ‌این کار ‌جلوگیری کرد.

دکتر امیر حسین قاضی‌زاده هاشمی، که یکی از نمایندگان این امضا بود، در گفت‌و‌گوی خود با تابناک، با ابراز تأسف از این اقدام سعودی‌ها اظهار داشت: متأسفانه بی‌حرمتی‌های زیادی در ایام عمره و تمتع به زائران ایرانی می‌شود و گویا میزبان نیز ظرفیت و توانایی مناسب این کار را ندارد؛ تحمیل افکار مذهبی خود، تحمیل سنت‌ها و رفتارهای آیینی خود، حاکم کردن نیروهای انظباطی خود بر سر زوار و همچنین برخوردهای تند و زننده، نمونه‌هایی از رفتارهای سعودی‌ها با ایرانیان است.

وی با اشاره به هزینه‌های انجام شده در عربستان گفت: خدمات‌ عربستان نسبت به هزینه‌هایی که ایرانی‌‌ها در آنجا می‌کنند، بسیار ضعیف است؛ ایرانیان ‌کمترین خدمات بهداشتی و درمانی، ایمنی و موارد دیگر را دارند، حال با این همه مشکلات، بداخلاقی‌هایی نظیر ‌این هم می‌بینید که اتفاق می‌افتد.

وی با بیان اینکه حج عمره تنها مختص ایران نیست، گفت: ایران به غیر از مسائل ملی باید به عنوان یک عضو مؤثر در سازمان کشورهای اسلامی، اجماعی تشکیل دهد و مدیریت حج را از دست این کشور خارج کند. حج باید از دست عربستان خارج ‌و ‌‌جهانی اداره شود؛ یعنی یک سازمان جهانی بر این کار نظارت کند یا حتی مدیریت سرزمین‌های مقدس را به دست بگیرد.

وی گفت‌ ‌حج عمره یک امر مستحب است و عنوان داشت: ضرورتی نیست که همه عمره گذار باشند. زیارت‌ها که تنها عمره نیست، اگر هم کسی علاقه به زیارت دارد، به مشهد، کربلا یا جاهای از این دست برود تا ما تکلیف عربستان را روشن کنیم. البته حج تمتع واجب است و شاید نشود در این مورد این گونه راحت صحبت کرد، ولی عمره باید متوقف شود تا راهکاری برای آن یافت.

همچنین عبدالرضا مصری، دیگر نماینده‌ای بود که با این طرح موافق است و در گفت‌و‌گوی خود با تابناک اظهار داشت: عمره ‌کار مستحبی است و ما هم در مقابل مستحبات مردم نمی‌توانیم تصمیم بگیریم، ولی به نظر من آگاه‌سازی مردم، بهترین راه برای این کار است.

این نماینده مجلس گفت: من اگر میلیارد‌ها دلار ثروت داشتم و امکانات گسترده در کنار یک هواپیمای اختصاصی که من را به مکه ببرد و باز‌گرداند، باز این کار را انجام نمی‌دهم، چون عزت یک کشور، مهم‌تر از هر چیز دیگری است.

وی با بیان اینکه کار انجام شده یک اتفاق نیست، گفت: ما عربستان را می‌شناسیم. این کار یک عمل سازماندهی ‌و ‌برنامه‌ریزی شده بوده است. ما در عربستان شهید دادیم و به آن افتخار می‌کنیم. به نظر من، کسی که عمره می‌گذارد، در کنار یک کار مستحب، یک کار خائنانه نیز در حق ملت و کشور خود نیز مرتکب می‌شود.

وی با ابراز ناراحتی از این موضوع خاطر‌نشان کرد‌: من به شخصه موافق این نیستم که قانون در این زمینه صادر شود. چقدر زیباست که ما یک نفر هم متقاضی عمره نداشته باشیم و مردم به این آگاهی برسند که به این سفر نروند. مگر مردم همه باید به زیارت بروند و مگر الان که سال‌هاست کسی به سوریه نرفته است، اتفاقی افتاده؟

این نماینده در پایان تأکید داشت: خانه کعبه در همه جا وجود دارد. اگر مقصود خداست، خدا همه جا هست. اگر کسی بخواهد از اینجا هم به آن می‌رسد، مردم باید یکجا بایستند و بگویند ‌به عمره نمی‌روند تا این‌ها ادب شوند و این کار قانون نمی‌خواهد.

وی در ادامه افزود: اگر سازمان حج و زیارت به خاطر پول این کار را انجام می‌دهد، بیاید و هر چقدر اعتبار لازم دارد، ما دو برابر آن را از بودجه به آ‌نها بدهیم. غرور یک کشور نمی‌ارزد که با پول معامله شود و عزت و شرف یک ملت زیر سؤال رود.

پی نوشت: من حج عمره رفته ام. در مسجد النبی سر هر نماز در بخش زنانه به طور متوسط سه زن به آدم تنه می زنند که یکی از آنها چنان ضربه ای وارد می کند که به زمین می افتی. تا جایی که من دیده ام در حرم امام رضا اصلا امکان ندارد کسی مزاحم نماز خواندن دیگری شود. زوار امام رضا عموما با هم مهربان هستند و اگر کسی نیازی داشت کمک می کنند. دست کم همدیگر را به شکلاتی یا اگر نباشد لبخندی مهمان می کنند. خدام امام رضا هم حرمت زائر نگاه می دارند و اسوه ادب و نزاکتند. موزه های متعدد حرم امام رضا گنجینه عظیم ملی است. همین طور معماری حرم امام رضا و انواع و اقسام هنرهای ظریفه که از عهد تیموری به امروز در آن مجموعه هست. آن هم هنری از روی عشق و در نهایت حد متصور نه هنر تجاری  و باسمه ای.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل