اشد مجازات مفسدین اقتصادی دانه درشت را پس از محاکمه در اسرع وقت خواهانم.

+0 به یه ن

هر هفته که می گذره  خبر یک اختلاس چند صد میلیارد تومانی را می شنویم.  این نوع خبرها برامون عادی شده!
 دانه درشت ها  این حرف را توی دهن مردم انداخته اند:
"مشکل فرهنگی است. فساد فقط اون بالا بالاها نیست که. کارمند جزء هم وقتی دستشان برسه در حد و حدود خودشان اختلاس می کنند. گیریم اون بالادستی ها را مجازات کردند با این پایین دستی ها چه باید کرد. نمی شه که همه ملت را مجازات کرد! باید فرهنگ درست بشه که اون درست نمی شه!!!!! تا بوده همین بوده!"
مردم ساده دل ما هم این حرف را تکرار می کنند

ابدا با این استدلال موافق نیستم.  اولا  "همه ملت" دزد نیستند. هنوز هم بسیار ند که حتی اگر بچه شان گرسنه بخوابد حاضر نیستند دست کجی کنندو لو آن که امکان دزدی و اختلاس راهم داشته باشند. دور برتان را نگاه کنید. این افراد هنوز هستند. وای بر ما که به جایی رسیده ایم که آنها را نمی بینیم!!!!
در ثانی، اون پایین دستی هم که دزدی می کنه  خودش را  این جور توجیه می کنه: اون بالادستی ها وقتی می خورند چرا من  نخورم؟!
بالا دستی های مفسد مجازات شوند پایین دستی ها هم حساب کار  دستشان می آید.
من فکر می کنم باید هرچه سریع تر مفسدان اقتصادی را که اختلاس بالای 100 میلیارد تومان دارند محاکمه کرد. اگر جرمشان اثبات شد در چارچوب قانون شدیدترین مجازاتی که برای آن جرم در نظر گرفته شده بی معطلی اعمال کرد.
این کار را بکنند مفسدان دست پایین هم ماست ها را کیسه می کنند.
امیدی هم به جامعه بر می گرده که همه چی به فساد ختم نمی شه. می شه به آینده اقتصادی کشور امید وار بود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بازگشت به گذشته

+0 به یه ن

گویا در اعتراضات اخیر عده ای شعار به نفع رضا شاه می دادند و از شکوه آریایی خودشان حرف می زدند!
به این شعارها که از روی استیصال و نداشتن هیچ آلترناتیو در ذهن بود کاری ندارم. اما چیزی که جدی تر هست این هست که الان جامعه روشنفکری تهران به دو چیز روی آورده. یکی این که فکر می کنند مشکلات به دست توانمند کسانی که علوم انسانی نظیر اقتصادو جامعه شناسی خوانده اند قراره حل بشه. پای صحبت هایشان بنشینید زیاد می شنوید  که تکنوکرات ها عامل مشکلات هستند ما هم مثل غربی ها جامعه مان را بسپاریم دست "جامعه شناسان" مشکل حل می شود.
دوم این که بین این علوم انسانی خوانده ها هم گرایش به دیدگاه های چپگرا خیلی زیاد شده.

راستش من با هر دو ی این نگرش ها مخالف هستم.
1) در این که علوم انسانی بسیار مهم هستند شکی نیست. اما جامعه آکادمیک علوم انسانی در ایران چه قدر به استاندارد های جهانی اش نزدیک هست؟ در مدارس- تقریبا از همان ابتدای تشکیل مدارس مدرن- به علوم انسانی بی مهری می شده. در 30-40 سال اخیر هم که حکومت بر علوم انسانی حسابی تاخته. در این وضعیت علوم انسانی در کشور ما چه قدر می تونسته رشد پیدا کنه که الان پختگی لازم برای حل این همه مشکل را داشته باشه؟! من خوشبین نیستم. می گویند تکنوکرات ها خیلی مشکل ایجاد کرده اند. درسته! اما خیلی از مشکلات را هم حل کرده اند. مثلا همین برقی که بی آن که هشیار باشیم همه زندگی امروزی بر پایه آن می چرخد مدیون همین تکنوکرات ها هستیم.  دیکته نانوشته غلط ندارد! تکنوکرات ها دیکته شان را نوشته اند چند تا هم در آن غلط داشته اند. 20 نگرفته اند 15 اما  که می گیرند. اما فضا طوری بوده که علوم انسانی خوانده های هنوز فرصت مشق کردن هم پیدا نکرده اند. اون روز یک برنامه به نام زاویه در تلویزیون بود که جامعه شناس به نام استاد محدثی  در مورد ناآرامی های اخیر سخنانی می گفت. حرف های شجاعانه ای هم زد که به دل مردم نشست و زود مشهور شد. اما در برنامه مرتب وسط حرفش پریدند. اجازه ندادند کامل حرفش را بزند. ما هم خوشحال شدیم برایش کف زدیم چرا که بعد از مدت ها حرف هایی که در تاکسی و اتوبوس و دورهمی های خانوادگی باهم می زدیم یک استاد دانشگاه جامعه شناس در تلویزیون داره می گه. اصلا نذاشتند حرفش را بزنه ببینیم این آقای جامعه شناس بیش از حرفی که ما هم در تاکسی می زنیم حرف حساب داشت یا نداشت. اگر هم داشت نذاشتند ما بشنویم! در این فضا فکر نمی کنم علوم انسانی در کشور ما اون قدر رشد داشته باشد که از پس حل مشکلات برآید.
باید به سمتی پیش برویم که علوم انسانی آزادی لازم برای رشد را داشته باشند ولی فعلا من خوشبین نیستم که این بدنه علوم انسانی که در کشور ماست از عهده مشکلات برآید. چند نفر جامعه شناس و اقتصاد دان خوب داریم اما نه آن قدر که از عهده حل مشکلات برآیند.
باز جامعه مهندسی و تکنوکرات کشور به نسبت کمتر تحت فشار بوده اند و امکان رشد بیشتر داشته اند. من فکر می کنم  در این شرایط و موقعیت همین مهندسان و تکنوکرات های حاضر -باز بیشتر به حل مشکلات کمک خواهند کرد تا جامعه شناسانی که فرصت مشق کردن هم نداشته اند چه برسد به این که دیکته نوشته باشند تا ببینیم چند می گیرند!

ما ایرانی ها "مظلوم پرست" هستیم.  فکر می کنیم مظلوم را بیاوریم بذاریم روی سرمان خیلی کار خوبی کرده ایم. مظلوم را بلافاصله بعد از رفع ظلم بنشانی روی سرت، خودش تبدیل به ظالم می شود. درستش این هست که بعد از رفع ظلم به مظلوم آرامش و امکاناتی بدهی که به رشدی که از او دریغ شده برسد و جراحات جسمی و روحی ناشی از ظلم را مداوا کند.  این سالها طول می کشد. در جامعه ما هم 30-40 سالی است که به علوم انسانی دارد ظلم می شود. باید از آن رفع ظلم کرد بعد شرایط فراهم کرد که جراحت ظلم را مداوا کند. هر وقت تنومند شد آنگاه از آن می توان انتظار رفع مشکلات کشور داشت. نه فردای روز رفع ظلم!

2) در دهه شصت به تقلید از شوروی و... یک سری سیاست های اقتصادی چپگرا اجرا شده. هم در ایران و هم در شوروی و هم در سایر کشورها این طرح ها به شکست خورد . چه کاری هست بیاییم دوباره آنها را احیا کنیم؟
به جایش ببینیم تکنوکرات های موفق -اما مستقل کشورمان- چه پیش نیازهایی می خواهند. نمایندگان راستین کارگران را هم دعوت کنیم ببینیم چه کنیم که حقوق کارگران محفوظ باشد. فعالان محیط زیست را هم همین طور.


این مصاحبه مالجو را بخوانید. در نبود آلترناتیوی دندان گیر حرف های او بین روشنفکران تهرانی خیلی محبوب واقع شده. خدا به خیر کند. به نظر من پیشنهادهایش اجرا شود از بد ، بدتر خواهد شد. سرفرصت می نویسم که چرا چنین نظری دارم!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مشکل ساختاری است نه افراد ویا اسم نهاد ها

+0 به یه ن

در بیان اعتراضات از وضعیت اقتصادی و بی عدالتی در جامعه باید توجه داشت که   مشکل نه افراد هستند و نه اسم نهادها. مشکل ساختاری است.
قبل از انقلاب و زمان شاه، یک سری بنیادها تشکیل داده بودند که تحت لوای دربار بودند و به مجلس پاسخگو نبودند. ظاهرا هم هدف و نیت شان خیر بود (مثل کمک به مستمندان). اما تحت عنوان این هدف نیکو، انواع و اقسام فساد مالی رواج داشت. به نام مستمندان بود به کام مفسدان.
بعد از انقلاب این نهاد ها را مصادره کردند، اسم شان را عوض کردند. به جای یک اسم طاغوتی یک اسم مذهبی رویش گذاشتند. چند تا مشابهش هم ایجاد کردند. عریض و طویل تر شان هم کردند. اما تغییر ساختاری ندادند. آنها را پاسخگو نکردند. نهاد نظارتی بر آنها نبود. باز هم همان آش همان کاسه شد. البته هم آش اش چربتر شد هم کاسه اش گنده تر.  باز هم به اسم مستمندان ولی به کام مفسدان!
مشکل افراد یا نام نهاد ها نیستند مهم ساختار آنهاست. با تغییر سرپرست و تعویض نام بنیاد فاسد تبدیل به بنیاد عاری از فساد نمی شود!

الان هم اگر به برخی قشرها و برخی نهاد ها انتقاد هست انتقاد را نباید شخصی کرد! اپوزیسیون خارج از کشور و طرفدارانش در داخل مسایل را شخصی می کنند. مثلا استریوتایپ درست می کنند که فلان صنف که لباس خاصی هم می پوشد بداخلاق، بد دهن، شکمو، حیز و.... هست.
در ایران که زندگی بکنید می بینید در بین همه صنف ها از جمله همان صنف های نورچشمی هم آدم چشم پاک پیدا می شود هم آدم حیز. هم بددهن پیدا می شود هم مودب. اونها هم استثنا نیستند. حتی می شه گفت اون صنف های عزیز کرده از متوسط مردم ایران مردمدارتر هستند (اگه خواستید تعبیر کنید عوامفریب تر ولی من تعبیر مردمداری را به انصاف نزدیک تر می دانم). از متوسط مردم هم معمولا کمتر پرخاشگر هستند. چون فشار اقتصادی کمتری به آنها می آیند در نتیجه اعصابشان راحت تر هست. چون کمتر از دیگر مردم از این که حق و حقوق شان پایمال شود و کسی نباشد از آنها دفاع کنند نگرانی دارند -به طور معمول- آرامتر از بقیه مردم هستند (کاملا برعکس آن استریوتایپ ها).
مشکل این نیست که اینها افراد خیلی بدی هستند (که نیستند!). مشکل این هست که از امتیازات خاصی برخوردارند. مثلا اگر بخواهند کار اقتصادی کنند دست کم از رانت اطلاعاتی برخوردارند که یک سرمایه گذار عادی برخوردار نیست (اونها از قبل می دانند چی قراره وارد بشه و ..... می دانند کجا قراره راه و جاده کشیده بشه و....) در نتیجه بقیه مردم را یارای رقابت اقتصادی با آنها نیست.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

اقداماتی که مرا در این برهه راضی می کنند!

+0 به یه ن

تعداد کسانی که از فساد ساختاری در کشور و از بی عدالتی اجتماعی در رنجند و به آن معترضند بسیار یسیار بیشتر از عده ای است که به خیابان ها آمدند.
علت این که آن جمعیت کثیر به ظاهر سکوت کرده اند این هست که آلترناتیو خوبی هنوز در افق نیست.
شعارهایی که در اعتراضات به نفع پهلوی و یا با درونمایه برتری آریایی به عرب سر داده شد مقبول آن دسته از ناراضیان ساکت اما فعال و شجاع نبود. برای پهلوی یا  به خاطر سر دادن شعارهای آریایی پرستی و عرب ستیزی این عده نمی آیند به خیابان، خطر سرکوب را به جان بخرند!
اما آلترناتیو روشن و قابل قبول باشه خیلی ها با خیزش همراهی می کنند.
داشتم فکر می کردم من خودم چه انتظاراتی در این برهه دارم. چه اتفاقی بیافته راضی می شم. اینها به ذهنم رسید:
1) محاکمه دانه درشت های فساد مالی و مجازات آنها مطابق قانون. قانون معمولا بازه ای از مجازات را تعیین می کنه. در حال حاضر در اون بازه ه قانون معین کرده باید شدید ترین مجازات ها را علیه مفسدان اقتصادی دانه درشت اعمال کرد.
2) آزادسازی تشکل های صنفی و آزادسازی فعالان تشکل های صنفی و دلجویی از آنها
3) تشکیل انجمنی مشاورتی متشکل از سران همین فعالان صنفی حقوق کارگری، نمایندگان اتاق های بازرگانی از شهرهای مختلف ایران، جامعه مهندسان ، نمایندگانی از کارخانه داران و کشاورزان و دامداران، فعالان محیط زیست..... برای بررسی راه هایی برای تسهیل کسب و کار. (در سال های اخیر حکومت  برای رونق کسب و کار نکرده   جز محدود تر کردن حق وحقوق کارگر. این که نشد! برای رونق کسب و کار باید مقررات دست و پا گیر اداری را برداشت. فساد را کم کرد. شفافیت را بیشتر کرد. رانت های خواص را قطع کرد. مناقصه ها را عادلانه برگزار کرد. نمایندگان کارگران و فعالان محیط زیست هم باید باشند که تصمیم ها برای توسعه از جیب کارگر و طبیعت نباشه.)
انجمن 4 ماه فرصت داشته باشه راهکار بده.
در این مدت هر آماری که لازم داره نهاد ها موظف باشند بلافاصله در اختیارشان بگذارند. (تاکید می کنم چون می دانم هر انجمنی که بخواهد کار اساسی کنه به آمار نیاز داره. نهاد های ذیربط هم آمارشان را در اختیار دیگران نمی گذارند. این هم نمونه ای دیگر از عدم شفافیت در کشورماست که  در راه توسعه مانع بزرگی است. آمار باید در دسترس منتقدان تصمیم سازان و محققا ن باشه.)
راهکارهایی که انجمن می ده باید به مجلس برده بشه و به طور قوانین لازم الا جرا دربیاد.
4) پاسخگو کردن همه نهاد های حکومتی از ریز و درشت به مجلس (شاید بگویید مجلس هم خودش ایراد داره. باشه! همین مجلس ایراد دار هم وقتی نظارت می کنه باز یک مقدار جلوی فساد گرفته می شه.)
5) شفاف سازی فعالیت های اقتصادی نهادهای حکومتی و نظامی و ایجاد برابری در مناقصه ها
6) بیشتر کردن بودجه حمایت از محیط زیست و بازتر کردن دست این نهاد (طوری که بتواند به عملکرد همه وزراتخانه ها نظارت داشته باشدو این وزارتخانه ها ملزم به رعایت ضوابط آن باشند.)
7) این آخری ظاهرا اقتصادی نیست اما دست آخر اقتصادی می شه: ملغی کردن گشت ارشاد. من خودم هیچ وقت از گشت ارشاد تذکر دریافت نکرده ام اما آدم شب جمعه می ره پارک، خیر سرش تفریح کنه می بینه گشت ارشاد به دختر پسرها گیر می ده. دخترک مثل ابر بهار گریه می کنه و  چنان التماس می کنه  که مشاهده اش  تفریح را برای هر رهگذری  زهرمار می کنه! این برخوردهت چهره کشورمان را هم در دنیا خراب کرده، درنتیجه توریست کم می آد. وقتی طبقه متوسط در همین پارک ها نمی توانند تمدد اعصاب کنند تا فرصت می کنند می روند کشور خارج. این طوری هست که به اقتصاد ضربه می زنه. پزشک ها و پرستارها برای تعطیلات عید یک ماه می روند خارج ، یک ماه درمان تعطیله و بدبخت کسی که اون موقع مریض بشه. دکتره در همان پارک شهر خودش بتونه تمدد اعصاب کنه این قدر دنبال سفر خارج در زمان عید نخواهد بود. در همین ترکیه دکتر ها هیچ وقت تعطیلات طولانی مدت نمی روند. در همان شهر مورد اقامت شان اون قدر تفریح هست که نیاز ندارند برای تمدد اعصاب (که برای شغل پراسترسی مثل پزشکی لازمه) بروند آن سر دنیا. گشت ارشاد گیر نده در همین ایران هم می شه این کار را کرد. ما کم پارک و رستوران و جای تفریحی... نداریم. بذارند مردم زندگی شان رابکنند.
ببینید! گروه های کوهنوردی از همه جای ایران می روند در دامنه کوه های سراسر کشور چادر می زنند. جمع ها مختلط هست از اقوام مختلف. شهری ها هستند. محلی ها اعم بر روستایی یا عشایر هستند. بچه پولداری هم هست که کفش و کاپشن اش به اندازه ماشین رویاهای بغل دستی اش می ارزه. گشت ارشاد هم نیست. نه یک مورد-خدای ناکرده- تعرض جنسی پیش اومده نه یک مورد دعوای قومی نه یک مورد دعوای طبقاتی. همه کنار هم خوشند.
بیخودی ما را می ترسانند که ایران سوریه خواهد شد. قرار بود سوریه بشه پای کوه ها باید سوریه می شد!

اینها چیزهایی بود که مرا راضی می کنه
(خوب دیگه "خواب دیدم خیر باشه" وقتشه بیدار بشم!)



اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مقاله ای طولانی اما مهم

+0 به یه ن

این مقاله را که در تحلیل اعتراضات اخیر هست بخوانید. هرچند طولانی است اما ارزش خواندن دارد. مقاله را بخوانید بعد با هم بحث کنیم ببینیم منو شما چه می توانیم بکنیم و چه باید بکنیم یا نکنیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

چرا من از زلزله خیلی وحشت زده نشدم؟

+0 به یه ن

چهارشنبه شب  گذشته که زلزله آمد ما خوابیده بودیم. زلزله بیدارمان کرد. بعدش هم بی آن که  از رختخواب بلند شویم دوباره گرفتیم خوابیدیم! صبح بلند شدم دیدم در تلگرام غوغا ست. خیلی از دوستان عزیز هم نگران من بودند که چرا خبری از من نیست؟! خونسردی ام را که دیدند خیلی تعجب کردند.
راستش من خیلی نگران این نیستم که من یا همسرم یا مادرم در زلزله بمیریم ولو این که زلزله 7.5 ریشتری هم به تهران یا تبریز بیاید. شخصا همیشه فکر می کنم احتمال این که یک راننده روانگردان مصرف کرده یا  یک راننده هشیار با یک ماشین قراضه ترمز بریده  یا یک موتوری در پیاده روی های روزانه ام مرا زیر بگیرد بسی بیش از آن هست که من در اثر زلزله بمیرم یا فلج شوم.
 البته زلزله خطر بزرگی برای تهران و تبریز و اکثر شهرهای ایران هست اما من  زیاد نگران خودم و خانواده درجه یک خودم نیستم بیشتر نگران بقیه و بلبشوی بعد از زلزله هستم.  نه به خاطر این که خییییییللللللللیییییییی آدم از خودگذشته و فداکاری باشم!  همچین ادعایی نکردم. بلکه به این علت که ساختمان هایی که ما و اقوام درجه یک ام در آنها زندگی و کار می کنیم نسبتا خوب ساخته شده اند در حریم گسل (فاصله یک کیلومتری) آن هم نیستند. در دکوراسیون و چیدمان هم خیلی دقت کرده ایم که چیز سنگین و شل نباشه. به خصوص  ما در انتخاب لوستر اتاق خواب دقت کرده ایم که هیچ آویزی نداشته باشد. آینه میز توالت ام را هم مهار زده ایم که در زلزله  واژگون نشود. آب را هم به جای لیوان در بطری پلاستیکی می ذارم روی پاتختی. در نتیجه در زلزله فکر کردم تخت خودمان جزو امن ترین جاهاست. در تاریکی و ازدحام و وحشت همسایه ها اگر  می خواستیم 8 طبقه از پله اضطراری بیاییم پایین احتمال آسیب بیشتر بود. در نتیجه سرم را گذاشتم راحت خوابیدم.


وقتی با مهندسان عمران  صحبت می کنی می گویند ساختمان اگر خوب ساخته شده باشد و در حریم گسل نباشد زلزله 7 تا 7.5 ریشتر را دوام می آورد (بسته به این که زلزله طولی و یا عرضی هست ، طول مدت زلزله چند ثانیه هست و....).  خلاصه  کلام این که زلزله های متعارف قوی در ایران را دوام می آورد.  در این فلات هم زلزله 8 -9 ریشتری نمی آید. اون زلزله ها ی وحشتناک 8-9 ریشتری  مال کنار اقیانوس هاست. جاهایی مثل ژاپن. مهندسان محاسب وطن خودمان بلدند طوری طراحی کنند که زلزله های متعارف ایران را دوام بیاورد. سازنده هم اگر اون قدر شعور و وجدان داشته باشد که مهندسان ناظر جدی ای استخدام کند همان طرح اجرا می شود.  اگر ترس زلزله به جانتان نشسته توصیه می کنم با مهندسان عمران صحبت کنید. ژورنالیست ها با اطلاعات و بعضا نادرست شان زیادی شلوغ می کنند و استرس به جامعه وارد می کنند. استرسی که هیچ فایده ای ندارد.


از دوستانم در تبریز شنیده ام که می گویند "خیر سرمان ما گشتیم یک خانه ضد زلزله خریدیم اما در زلزله چنان می لرزید!" این نکته مهمی است!  خواهش می کنم به این نکته دقت کنید و به بقیه هم بگویید. ساختمان های قدیمی را سنگین می ساختند. برای مقاومت در برابر زلزله طوری می ساختند که در زلزله تکان نخورد. از حدود سی سال پیش که محاسبات کامپیوتری شد نگرش هم عوض شد. ساختمان مدرن ضد زلزله جدید در زلزله نوسان می کنند اما تخریب نمی شوند. یعنی از بنیان نمی ریزند اما سقف کاذب و..... شاید بریزد. این نوع طراحی به صرفه تر است و برای ساختن بلند مرتبه ها مناسب تر.  مزایای زیادی دارد. اما عیبش هم این هست که هرچند اسکلت ساختمان فرو نمی ریزد اما تابلو و لوستر و گچ بری ها و..... شاید در نوسان ها شل بشوند و بریزند روی سر یکی.  برای همین در چیدمان و طراحی داخلی ساختمان باید بسیار دقت کرد. اگر در ساختمان ضد زلزله زندگی می کنید حواستان به این چیزها باشه.


این مطلب در تخصص من نبود. اما باور کنید بسیاری از ژورنالیست ها که برخی  از خواندن مقالاتشان در جراید و فضای مجازی از زلزله وحشتزده می شوندوحرفشان را دربست می پذیرند  اطلاعاتی به مراتب کمتر از من در مورد زلزله دارند!  از مهندسان عمران، آرشیتکت ها و طراحان داخلی استدعا دارم پیشنهاد ها و انتقادات تخصصی خود را در مورد نوشته من  بنویسند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

پسته خندان در هلند

+0 به یه ن

ایلنا: سفارت ایران در لاهه در بیانیه‌ای با بیان اینکه تبریک سال نو برای مقامات و شخصیت‌های هلندی فارغ از جنسیت آنها ارسال شده، اعلام کرد: تعداد زیادی از بانوان جزو دریافت کنندگان پیام تبریک سفیر ایران بوده‌اند.

به گزارش ایلنا، سفارت جمهوری اسلامی ایران در لاهه در خصوص ویدئوی منتشره از دور انداختن هدیه کریسمس این سفارتخانه توسط یک چهره حزبی هلند از سوی یک شبکه تلویزیونی غیرجدی و زرد اعلام کرد: سفارت بنا بر سنت هر ساله در آستانه سال نو میلادی کارت تبریک و هدیه کوچکی از سوغات ایرانی را برای مقامات رسمی و شخصیت‌های هلندی ارسال می‌کند. امسال فهرست دریافت کنندگان تبریک افرایش یافت و برای چهره‌های احزاب در پارلمان نیز تبریک سال نو فرستاده شد.

در این بیانیه آمده است: متاسفانه این فرد بدون تحقیق و با ذهنیت ناقص و منفی در مورد نظام جمهوری اسلامی ایران مدعی شده تبریک سفارت تنها برای مردان ارسال شده در حالی که واقعیت آن است که تبریک سال نو برای مقامات و شخصیت‌ها فارغ از جنسیت آنها ارسال شده و تعداد زیادی از بانوان جزو دریافت‌کنندگان پیام تبریک سفیر ایران بوده‌اند. با پیگیری سفارت، وزارت امور خارجه هلند از این اقدام ناآگاهانه این چهره حزبی هلند ابراز تاسف کرده است.

بسیاری از ایرانیان مقیم هلند نیز در تماس با سفارت این اقدام را تقبیح کرده و خواهان عذرخواهی این فرد شده‌اند.

مینجیق:  انصافا مقامات ایرانی هزار و یک ایراد هم داشته باشند هزار و دومی را که تبعیض جنسیتی در هدیه دادن به خارجی ها باشه ندارند.
آخه وقتی داره از پول ملت ایران هدیه می ده چی کار داره خسیس بازی در بیاره و به زنها هدیه نده؟!. از وقتی ایرانی ها با غربی ها آشنا شده اند در هدیه دادن گشاده دست بوده اند. هدیه هایشان هم گاهی کار دست مقامات خارجی داده. مثل هدیه شاه به نیکسون رئیس جمهور آمریکا!
البته من به هدیه دادن سفارت ایران در هلند هیچ ایرادی نمی گیرم ولو این که از جیب ملت باشه! چرا که این خرج ها راه دوری نمی ره و چندین برابر علی الاصول می تونه برگرده. تبلیغ برای پسته ایران می شه.
این کار لوسی هم این یارو هلندی کرده اگر با هوشیاری و هوشمندی ایرانیان مقیم خارج همراه باشه می تونه به صادرات بیشتر خشکبار کمک کنه.

می گم هموطنان عزیز مقیم خارج! "توهین شده" و این حرف ها را فعلا ول کنید که هیچ کمکی به ایرانی های داخل که زیر خط فقر زندگی می کنند نمی کنه. به جایش  فرصت را دریابید تا می توانید برای کشمش و پسته و برگه زردآلو ایرانی تبلیغ کنید.  باز این کار خیرش به طبقه مستضعف غیر مستقیم می رسه.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

شب یلدا در پیش است

+0 به یه ن

اون همه که در فضای مجازی طرفداران "فرهنگ اصیل ایرانی" نگران این هستند که مبادا ملت کریسمس برگزار کنند و  دم به دقیقه یادآوری می کنند کریسمس مال ما نیست، یاد  شب یلدا نیستند!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

پی نوشت نوشته قبلی ام

+0 به یه ن



ببینید! من ارزش صدقه دادن را که زیر سئوال نمی برم! من این عقیده خرافی را که با دادن صدقه می شود خطرات ناشی از عدم رعایت نکات ایمنی را کاهش داد زیر سئوال می برم!
وقتی پیامبر می فرماید صدقه هفتاد نوع بلا را دفع می کند قطعا منظور این نیست که شما اگر صدقه بدهید و بعد خود را از پشت بام بیاندازید سالم به زمین می رسید! خدا که نمی آد به خاطر صدقه دادن یک نفر قوانین طبیعتش را تغییر بدهد! اصلا خود خدا در قرآن می فرماید با دست خود خود را به مهلکه نیاندازید. در دنیای مدرن معنای آن یعنی نکات ایمنی را جدی بگیرید.
منظور از هفتاد نوع بلا که صدقه قراره دفع کنه فقر شدید و حرص و آز و..... هست. بلاهایی که به واقع جامعه ما گرفتار آن هست و هر روز هم بیشتر می شود.
یک عده متاسفانه در جامعه ما عوضی گرفته اند. شاید برای خوانندگان وبلاگ من عجیب باشد (چون دینداری خوانندگان این وبلاگ عوامانه نیست) اما باور کنید بسیارند در جامعه ما که خیال می کنند با دادن یک مقدار صدقه ایمن شده اند و لازم نیست که به نکات ایمنی توجه کنند. خیلی زیاد هستند این عده. فکر کنم 20 درصد از جامعه همین طور فکر می کند.حتی یک عده مسخره تر از این فکر می کنند. خیال می کنند پشت ماشینشان بنویسند "بیمه حضرت رقیه" دیگه کار تمومه. لازم نیست در رانندگی احتیاط کنند. نیروهای انتظامی از دست این عده جانشان به لبشان آمده. اما خیلی نمی توانند جلویشان بایستند چون پای اعتقادات مردم وسط هست و از تحریک احساسات مذهبی مردم می ترسند.

متاسفانه عده قابل توجهی از مسئولان کشور ما هم از همان عده هستند که نسبت به دین عقاید خرافی دارند. مسکن مهر هم که می سازند با اون وضعیت افتضاح می سازند. فساد مالی و بیسوادی و بیکفایتی یک طرف! اما هر چه قدر هم فاسد و بیکفایت باشند اگر سر خودشان را با خرافات شیره نمالند باز وجدانشان تشر می زند که "با این وضع افتضاح خانه می سازی یک زلزله بیاید تو قاتل صدها نفر بیگناه خواهی بود". اما با توجیه گری های خرافی این تشر وجدان آرام می گیرد: "اگر خدا بخواد طوری نمی شه. ایمنی میمنی همه هواست" "ساخلیین ساخلار....." بابا جون! خود خدا در قرآنش می گه خودتان را بادست خودتان در مهلکه نیاندازید. شما می آیید با بی کفایتی و فساد مسکن مهر می سازید و مردم بیگناه را به دست خود در مهلکه می اندازید.
علی الاصول عالمان دینی باید جلوی این کج فهمی ها بایستند. اما متاسفانه راه عافیت پیش می گیرند و سکوت می کنند. برخی حتی به آن دامن می زنند.

در وبلاگم اینها را می نویسم که شما خواننده روشن بین وبلاگ نسبت به موضوع حساس باشید و در جامعه مروج علمی اندیشیدن و مبارز علیه خرافات باشید.
شاید با خود بگویید "صدقه که چیز خوبی است. گیریم یک نفر یا یک تصور غلط خرافی تشویق به صدقه دادن می شه" چرا تصور غلط او را بگیرم و مانع از انجام دادن کار خیر بشوم؟! بذار در همان فکر خرافی خود بماند و کار خیر انجام بدهد."

نکته ام این هست که ضرر این عقاید خرافی بیش از خیر آن صدقه هست. صدقه می دهد گرسنه ای را شبی سیر می کند اما در کارگاهشان نکات ایمنی را رعایت نمی کند کارگر یا کارگرانی می میرند و کودکانی یتیم می شوند و عمری گرسنگی می کشند! یا کارگر علیل می شود و خودش و خانواده اش عمری سختی می کشند!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سئوال: آیا خشونت در ایران بیشتر شده؟

+0 به یه ن


جواب مینجیق: بستگی داره چه نوع حشونتی منظورتون باشه. خشونت ها ی خیلی شدید و فجیع از نوع حریان بنیتا و ملیکا و.... به دلیل ظهور مواد مثل شیشه بیشتر شده.
اما در قدیم انواع و اقسام خشونت روزمره علیه کودکان و زنان و حیوان های زبان بسته اعمال می شد که به نظرشان طبیعی به نظر می رسید. این نوع خشونت ها به دلیل تغییر دیدگاه مردم بسیار کمتر شده. آن نوع خشونتی که در گذشته نه چندان دور طبیعی می نمود اکنون ناهنجاری می نماید.
شما سریال های "خانه سبز" و " پدر سالار" و "در پناه تو" را به مردم امروز نشان دهید از میزان خشونت خانگی در آن بهت زده می شوند. در حالی که 20 سال پیش خیلی باصفا هم به نظر می رسیدند!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سخنی با همشهری ها به منظور جذب توریست

+0 به یه ن

به دنبال نوشته قبلی ام  با عنوان "

حرکت های مردمی رمز موفقیت توریزم ایران

یک عده از خواننده ها از برخورد  نامناسب برخی از تبریزی ها با غیر تبریزی ها شکایت داشتند. کاری به علت آن ندارم. کاری به این که  دامنه دار  هست یا نیست هم ندارم. کاری هم به این ندارم که " کسی که یه تنه به قاضی بره راضی بر می گرده". به این هم کاری ندارم که با ما در شهرهای دیگه چه برخوردهایی می شه..... به هیچ کدام از این ها کاری ندارم.

اما به این کار دارم که وضعیت  اشتغال در شهرمان خوب نیست. جوانان جویای کار بسیارند.بیکاری جوانان افسردگی و اعتیاد و هزاران معضل اجتماعی دیگر در پی خواهد داشت.

توریزم می تواند راه حل باشد. آن نوع برخورد ها توریست ها را پس می زنند. برای ایجاد اشتغال برای جوانان شهر خودمان به توریست ها آدرس غلط ندهید و لهجه شان را به تمسخر نگیرید. حتی اگر برخی رفتارهایشان را لوس یافتید به روی خودتان نیاورید.  درسته که در شهرهای دیگر با ما ممکنه صد مرتبه بدتر هم برخورد کنند اما انتقام گیری از توریست ها فقط به اقتصاد شهر خودمان ضربه می زند.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

رونمایی از مجسمه مریم میرزاخانی

+0 به یه ن

دیروز از مجسمه مریم در کتابخانه ملی رونمایی شد. طبق معمول یک عده دارند ایراد می گیرند. اصلا این عده ایراد نگیرند نمی شه! شعار این عده این هست: «من ایراد می گیرم پس هستم!»

از نظر هنری صاحبنظران باید نظر بدهند که آیا این سردیس به لحاظ هنری والا هست یا نه. من نظری از این جهت ندارم که بدهم.
اما نفس عمل بسیار مثبت هست. نصب دانشمندان بزرگ در فضاهای آکادمیک کار بسیار مرسومی هست. تیپ و پوشش زمان دانشجویی مریم را هم انتخاب کرده اند. به نظرم انتخاب خوبی بوده. چون کمک می کنه دخترهای دانشجوی ایرانی با او راحت تر احساس همذات پنداری کنند.
دست باعث و بانی ساخته شدن و نصب این مجسمه درد نکنه!
بیرون گود نشستن و ایراد گرفتن آسونه! اما پی گیری کردن ساخت چنین مجسمه یادبودی خیلی سخته. باید گفت دستشان درد نکنه. یادگاری برای نسل های بعد می مونه

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

امیدی نه چندان رویاپردازانه برای آینده

+0 به یه ن

هرچند هستند کسانی هم که از راه حلال وضع مالی خوبی رسیده اند ولی متاسفانه درصد قابل توجهی هم از ثروتمندان همچنان که بسیاز می شنویم از راه نادرست پولدار شده اند.

الان جامعه ما در حال گذار هست یک عده از جوان های پر امید و خلاق و تلاشگر هم دارند به بیزنس های مدرن و ایده های خلاقانه می اندیشند. من فکر می کنم برخی از آنها موفق خواهند شد. به این ترتیب ما نسل نوی از طبقه مرفه خواهیم داشت که نان از ابتکار عمل خود می خورند.
این عزیزان تا ۲۰ سال آینده خیلی از مناسبات اجتماعی را عوض می کنند. من برایشان آرزوی موفقیت می کنم و به لحاظ روحی پشتیبانشان هستم. 
خیلی دوست دارم مددجویان بنیاد کودک که اکنون دانشجو هستند توی این خط بیافتند. تا جایی که از دستم بر می آید تشویق می کنم اما سخت هست. اغلب جوانانی که توی این خط ها می افتند فرزندان مهندسان خوش فکری هستند که مسافرت کاری به خارج هم زیاد داشته اند.
دوست دارم مددجویان دانشجو با این تیپ جوانان حشر و نشر کنند.

مشابه این اتفاق صد سال پیش و در همان هیری ویری های جنگ جهانی اول و غارت غله ایران توسط قوای مهاجم روس و انگلیس و قحطی و وبا اتفاق افتاد. 
یک نسل نویی اومدند کارخانه زدند. برای ایران خیلی ایده جدیدی بود، قبلش ثروتمندان ایران یا خان ها بودند یا تاجران، انقلاب اکتبر روسیه به تجار شمال کشور از خراسان تا آذربایجان ضربه زد. اونها هم اومدند کارخانه زدند. بعضی هاشون تا الان مونده مثل کارخانه کبریت سازی ممتاز و توکلی یا کارخانه صابون سازی طراوت در تبریز. 

الان یک عده هم مثل اون زمان می آیند در صنایع نو و یا فضای مجازی سرمایه گذاری می کنند. طبقه ای نو سربلند می کنه و مناسبات را تغییر می ده.
اگر چنین جوانانی در دور و بر دارید از پاشون نکشید. تشویق شان کنید. حامی شان باشید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

چسب هل

+0 به یه ن

این روزها بحث کارخانه چسب هل داغ هست و روشنفکران ما در محکوم کردن و ابراز بیزاری از صاحب این کارخانه با هم مسابقه گذاشته اند. با گوگل  چسب هل را جست و جو کنید ده ها مطلب درباره اش می یابید. به واقع هم ضوابط این صاحب کارخانه غیرقابل دفاع و نا متعارف است.  اما با توجه به واقعیات موجود جامعه این همه تاختن را  روا و به مصلحت نمی دانم. گیریم فردا در این کارخانه را بستند. پس فردا چه می شود؟. این همه کارگر از کار بیکار می شوند! وضعیت اشتغال نگران کننده است.

به جای این کار اگر واقعا حسن نیت داریم به اون صاحب کارخانه بگوییم که چرا رفتارش درست نیست.
از منظر اخلاقی خیلی ها ایراد گرفته اند. من از منظر مدیریتی نقد می کنم.
آقای مدیر عامل!
اگر قرار باشه این همه رفتارهای جزئی کارگران را زیر ذره بین بگیری مجبوری چندین خبرکش بر هر کدام بگماری. این یعنی نیروی کار اضافی ، یعنی خرج بیشتر روی دست خودت. به علاوه خبرکش ها صد تا فتنه به پا می کنند.

 وقتی این جور در همه چی امر و نهی می کنی و جریمه می خواهی نتیجه آن می شود که کارگرانت برای اموال کارخانه دل نمی سوزانند. نتیجه همان می شود که از جیب شما از تبریز تا مرند با ۵۰۰ هزار تومان تاکسی دربست می گیرند! اگر به آزادی عمل شان ارزش قابل می شدی اونها بیش از خودت برای اموال کارخانه ات دل می سوزاندند. اگر قرار باشه سر مسایل کوچکی نظیر مسافرت کاری یک کارگر از تبریز به مرند تو این همه از اعصابت مایه بذاری که -دور از جون- سکته می کنی! این که نشد مدیریت!

 اصلا تو چی کار داری کارگر نماز می خونه یا نمی خونه؟! خودش می دونه ، خدای خودش. به زور که نمی تونی اونها را به بهشت ببری! تو کارخانه خودت را اداره کن.

ان شالله که کارخانه ات روز به روز با شیوه های مدرن  و امروزی مدیریتی پیشرفت کنه و کارگران بیشتری استخدام کنی!
آقای مدیر عامل! این روش مدیریتی شما اسمش 
micromanaging
هست. دیگه الان دنیا به این نتیجه رسیده که این روش کار نمی کنه. اگر کار می کرد شرکت هایی مثل گوگل و مایکروسافت اون را به کار می گرفتند. این که کارگرت ۵۰۰ هزار
تومان می ده تا از تبریز به مرند بره و بعدش تو این طور باید حرص بخوری تا او را بیرون کنی یعنی شیوه مدیریتی ات نا کار آمد هست. تصور کن بیل گیتس می خواست به شیوه تو مسافرت های ۷۰ کیلو متری همه کارمند هایش را کنترل کنه! آیا وقت می کرد این همه کارهای مهم بکنه؟!  از طرف دیگه اگر هر کارمندش می خواست برای هر سفر کاری ۱۰۰ برابر هزینه واقعی به شرکت تحمیل کنه آیا شرکت به اینجا می رسید؟! 

پی نوشت: سر اون آدم هایی که خیال می کنند خیلی زرنگ هستند و مو از ماست بیرون می کشند بیش از همه کلاه می ره. هرکدام از کارگران و صنعتگران و کارمندان در حرفه خود ده ها شگرد بلد هستند که به عقل جن هم نمی رسه و با آن شگرد ها می توانند حال یکی را بگیرندو سرش کلاه بذارند. معمولا وجدان کاری مانع از این می شه که این شگردها را به کار ببرند به خصوص اگر طرف حسابشان فرد ساده و بی ادعایی باشه اما اگر بیاد هارت و پورت کنه که من این طوری مو از لای ماست بیرون می کشم اونها هم تحریک می شوند که حال یارو را بگیرند.
بعد اون یارو اصلا نمی فهمه از کجا خورده!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آیا کتاب های هری پاتر مناسب هستند؟

+0 به یه ن

هری پاتر:
سلام، شما چه جور کتابها یا برنامه هایی رو برای پروش خلاقیت و قدرت تفکر در کودکان و نوجوانان پیشنهاد میدین؟ به نظرتون کتابای هری پاتر می تونه براشون مناسب باشه یا تازه باعث میشه یه سمت خرافه پرستی و موهومات سوق داده بشن؟
مینجیق:
سلام
من صاحبنظر نیستم. از دوست صاحبنظری سئوال کردم و برداشت خودم را از جواب ایشان می گویم.
بچه ها باید کتاب های متنوع بخوانند تا یک کتاب همه دنیاشون نشه.
اگر علاقه دارند کتاب های نظیر هری پاتر را بخوانند اشکالی نداره! در کنار ده ها کتاب دیگه بگذارید آنها را هم بخوانند.
اما بهتره والدین در کنار کتاب های این چنینی کتاب های آموزنده و پر محتوا و علمی نیز انتخاب کنند و در کنار بچه ها بخوانند. بچه ها به ذوق والدین یواش یواش به کتاب های پرمحتواتر علاقه مند می شوند

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ][ 5 ][ 6 ][ 7 ]