+0 به یه ن
امروز روز جهانی زبان مادری است.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
امروز روز جهانی زبان مادری است.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
سایت میدان در ایران فیلتر است. در این سایت همواره اخبار اعتصابات صنفی (معلم ها، کارگرها و....) گزارش می شود.
در سال چند بار خبر خودکشی یا خودسوزی کارگرانی که از کار بیکار شده اند در آن منعکس می شود.
سایت میدان اخبار اقشار فرودست جامعه را از گوشه و کنار ایران گزارش می دهد. دامنه پوشش آن محدود به تهران و اصفهان و یزد نیست.
این سایت پر خواننده نیست اما طیف خاصی که به این نوع اخبار علاقه مند هستند آن را دنبال می کنند. بیشتر دوستان صمیمی من از خوانندگان این سایت هستند. برخی از دوستانم، حتی شاکی هستند که این سایت با عینک بدبینی می نگرد و نیمه های پر لیوان را نمی بیند.
خلاصه چنین سایتی است که دارد می گوید شایعه مرغان تریاکی جای نگرانی ندارد!
به شایعاتی که در هفته های اخیر (از زمان سرنگونی هواپیما) تا به امروز ذهن جامعه را در گیر کرد توجه کنید:
آفلاتوکسین در شیر، مرغان تریاکی!!!
منشأ این شایعات سایت های معتبر منتقد از قبیل میدان نبوده اند!
صدا و سیما آفلاتوکسین در شیر را مطرح کرد که بعد معلوم شد هوچی گری بوده!
دست کم من یکی با علم کردن آفلاتوکسین در شیر یا مرغان تریاکی ماجرای های آبان و سرنگونی هواپیما ومشکلات محیط زیستی ایران را فراموش نخواهم کرد!
🍀@minjigh
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
به دنبال نوشته کوتاه وعامیانه من مبنی بر قابل مقایسه بودن سطح زندگی طبقه متوسط در اروپا و ایران (اما بسیار پایین تر بودن سطح رفاه طبقه کارگری در ایران) و تاثیر آن بر روند پیر شدن بحثی با آقای دکتر حامد قدوسی (اقتصاد دان) داشتیم که در زیر می خوانید:
ح ق: نکتهای که توصیف کردید در نیمه اول دهه هشتاد ایران صادق بود که ترکیبی از رونق اقتصادی در داخل ایران و نرخ ارز ارزان-نگاه-داشته-شده بود. بلی یک متخصص ایرانی در آن زمان کمابیش معادل زندگی یک متخصص متوسط مشابه در کشورهای اروپایی (نه آمریکای شمالی) را داشت. ولی از سال ۸۴ این وضعیت دچار شکاف شده و الان قطعا دیگر این برابری وجود ندارد.
مینجیق: بیشتر نسل خودمان در نظرم بود. فرقش با اروپا در این بود که اونهایی که در دهه ۸۰ طبقه متوسط بودند در ایران روی ملک سرمایه گذاری کرده اند و هنوز وضعشان خوبه و قابل مقایسه با مشابهان اروپایی شان هست. همتایان اروپایی امکان چنین سرمایه گذاری سود آوری روی ملک نداشتند. در مورد نسل جدید تر حق باشماست. سخت تر شده. من بیشتر روی حرفم با همنسلانم بود که اوضاع خود را تیره تر از آن چه که واقعا هست می پندارند و خیال می کنند بقیه جاها چه خبره!
مینجیق: در مورد تفاوت اروپا و آمریکا هم حق باشماست. اتفاقا من با دقت به این نکنه نوشته بودم. قسمت اول وضع رفاه را با اروپا مقایسه کردم نه با آمریکای شمالی. اما پیرشدن را با هر دو مقایسه کردم. سبک زندگی آمریکایی و اون رقابت نفس گیر در آمریکا تاثیر مخرب خودش را می ذاره. همین که یک زن ایرانی هر روز صبح بلند می شه تا شب در مورد برتری blonde skinnyمی شنوه به اندازه کافی پیر کننده است. در صورتی که با همین چهره و اندام ایرانی در منطقه مدیترانه (ایتالیا اسپانیا فرانسه) زندکی کنی طوری با شما برخورد می شه که جسابی حس اعتماد به نفس می کنی. در اروپا خانم های اروپایی طوری رفتار می کنند که حس می کنی از لای صفحات هزار و یک شب پریدی بیرون!🤣🤣🤣
ح ق: یک نکته را هم اضافه کنم: مقایسه شما «مشروط به بودن در طبقه متوسط» درست است. اتفاقی که در این ۱۵ سال در ایران افتاده، کمتر و کمتر شدن شانس قرار گرفتن یک فرد معمولی در این طبقه هم هست*. یعنی اگر مقایسه تان را روی امید ریاضی نامشروط ببرید، شکاف خیلی واضحتر شده است.
* در نسل من و شما (و چند سالی قبل از آن) یک مهندس برق یا مکانیک فارغالتحصیل دانشگاه خوب یا متوسط میتوانست با چند سال کار سخت به زندگی طبقه متوسط برسد. الان (اگر از حوزه علوم رایانه صرفنظر کنیم) مهندس فارغالتحصیل بهترین دانشگاه کشور مشکل کار پیدا کردن دارد. در نتیجه مراقب باشیم که دچار خطای گزینش نمونه (Selection Bias) نشویم. بلی من هم هر وقت میآیم ایران و مثلا دوستانی را میبینم که یک زوج هر دو دانشگاهی یا فعال صنعت فناوری اطلاعات هستند، زندگیشان چه بسا بهتر از متوسط متخصصان اروپایی است. ولی این مشاهده به شدت محدود به این «نمونه گزینش شده» است و میانگین غیرمشروط همه زوجهای با تحصیلات بالا نیست.
مینجیق: درست می گید. اما راستش در ماه های اخیر (به خصوص از زمان گران شدن بنزین تا کنون و علی الاخصوص بعد از سرنگونی هواپیما) همین قشر مرفه صبح تا شب دارند به حال خود دل می سوزانند و حسرت مشابهان خود در کشورهای خارجی را می خورند. صبح تا شب به معنای واقعی کلمه (literally). روی صحبت من بیشتر آنها بودند. صد البته همه ما حق داریم از وضع موجود ناراضی باشیم و اعتراض کنیم. در راقع به نظر من وظیفه ماست که اعتراض کنیم. ولی با یک دید واقعگرایانه. نه با تصورات غلط. اون پزشک جراح ۵۰ ساله که الان ۵-۶ تا آپارتمان دارد وقتی از بی پولی می نالد مسخره دیده می شود. هنوز خیلی مانده که او به مضیقه مالی بیافتد. اما می تواند بگوید که مریض هایم دارند بی پول تر می شوند. مهندس ۵۰ ساله ای که ۳ تا آپارتمان دارد نباید از بی پولی بنالد. اما می تواند بگوید فرزندم که مهندسی می خواند نخواهد توانست همتای من استاندارد زندگی ترتیب دهد.
ح ق: من مستقل از جزییات فنی این بحث، روحیه مثبت و سازنده شما را تحسین میکنم ولی خطر آن طرف آن طرفش این است که فشارهای سنگین روی مردم عادی را تحت این دیسکورس عادیسازی کنیم.
مینجیق: الان این وضعیتی روحی که بین طبقه متوسط پدید آمده حتی برای اعتراض معطوف به نتیجه مثبت مناسب نیست. دارند صبح تا شب به حال خودشان دل می سوزانند در دل همدیگر اضطراب می افکنند و هیچ نمی کنند. اگر به جای این کار یک پلی بزنند و مشکلات واقعی (نه مانند مشکلات خودشان خیالی) طبقه کارگری را برشمارند و در اعتراضات با آنها همدل و همگام شوند اون وقت شاید نتیجه مثبتی به بار آورد.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به: