بر دریاچه اورمیه چه می گذرد؟ قسمت اول

+0 به یه ن

نتایج شوم خشک شدن دریاچه اورمیه دیرزمانی است که آرام آرام شروع شده!


چند روزی می خواهم اختصاصا در مورد دریاچه در حال احتضار اورمیه بنویسم. دعا کنید در این چند روز فاجعه حاد جدیدی مثل فاجعه پلاسکو و متروپل و ساقط کردن هواپیمای اوکراینی و…. رخ ندهد تا بتوانیم روی فاجعه مزمن خشک شدن دریاچه اورمیه تمرکز کنیم.

اگر دریاچه خشک شود بادهای محلی نمک آن را به تدریج در باغ ها و مزارع اطراف می گستراند و آنها را لم یزرع می کند و صاحبان آنها را فقیر و بی چیز می سازد. همین طور این بادها انواع و اقسام بیماری های تنفسی و پوستی در منطقه به وجود خواهند آورد.

 در واقع این فجایع دیر زمانی است شروع شده. اما زیاد پوشش خبری نمی دهند. حکومت به دلایل خود. فعالان مدنی هم ترجیح می دهند این فجایع را زیاد بازتاب ندهند چون که می دانند نه تنها خیری نخواهد رساند و همتی از مسئولان برنخواهد خاست بلکه دلالان زمین سو استفاده خواهند کرد و زمین نیمه شوره زار کشاورزان فقیر را به ثمن بخس از کف آنها  در خواهند آورد. پانیکی که پوشش خبری منجر خواهد شد سریع تر از خود خشک شدن دریاچه ضربه خواهد زد. در نتیجه به سکوت برگزار می شود و شما زیاد در رسانه ها در مورد تبعات خشک شدن دریاچه نمی شنوید.

اما فجایع آن سالهاست شروع شده . البته هنوز به ماکزیمم نرسیده. اگر کاری نشود  فجایع بیشتر وبیشتر خواهد شد.

هم اکنون آمار نشان می دهد سقط جنین در روستاهای شوره زار شده در اطراف دریاچه بیشتر شده. کشاورزان هم مانده اند چه بکارند! آیا محصولات سنتی خاک حاصلخیز با آب شیرین چاه خود را بکارند؟! یا دنبال محصولی بگردند که در این خاک شور شده و آب چاه شور شده رشد کند؟ این هم جزو سردرگمی های کشاورزان محلی است و کسی هم جوابی ندارد که به آنها بدهد.

#save_urmia_lake

🍀@minjigh

اهمیت دریاچه برای گردشگری

اگر دریاچه اورمیه سرحال باشد، از محل گردشگری می تواند درآمدزایی چشمگیر کند و برای ده ها هزار نفر اشتغال ایجاد نماید.

در دهه هفتاد که دریاچه سرحال بود یک عده از سرمایه گذاران محلی در بخش گردشگری سرمایه گذاری کرده بودند. الان زیرساخت ها  و کشتی هایشان روی دستشان مانده.🥲برای نگهداری آنها در آن محیط مستعد زنگ زدگی باید کلی همه ساله خرج کنند. آدم دلش می گیره! 😥

#save_urmia_lake

🍀@minjigh

کارکرد این سری نوشته های من

همان طوری که توجه کرده اید من اینجا در این سری نوشته ها در مورد دریاچه اورمیه آمار دقیق یا آدرس دقیق نمی دهم. علت فقط تنبلی در جمع آوری اطلاعات دقیق نیست.  می توانستم تعداد نوشته ها را کمتر کنم اما در عوض وقت را بذارم تا آمار یا آدرس دقیق تر به شما بدهم. اما این کار را نمی کنم چون می دانم در این صورت و در این چارچوب اصل مطلب در حاشیه جدل در مورد این که فلان رقم ٣.٥ هست یا ٤ گم خواهد شد. برای بحثی که من اینجا راه انداخته ام تنها دانستن و درک صحیح از بزرگی مقیاس کافی است. کافی است که بدانیم دریاچه اورمیه را با  ١٠٠میلیون مترمکعب آب نمی توان نجات داد اما احتیاج به ١٠٠ میلیون کیلومترمکعب آب هم ندارد.

ببینید! من چند سال پای صحبت کارشناسان دریاچه اورمیه نشستم. کسانی که برای این کار حقوق می گرفتند. چیزی که دستگیرم شد این بود که آمار وارقام دادن توسط آنها به مردم یک راه برای فرافکنی مسئولیت از خود هست. با آمار وارقام اون قدر بازی می کنند که ثابت نمایند تقصیر و کوتاهی از بخش آنها نیست بلکه تقصیر بخش دیگری است!

همان طوری که قبلا گفتم فرافکنی مشکل اصلی عدم احیای دریاچه اورمیه هست. یکی از رذیلانه ترین این فرافکنی ها این هست که مسئولانی که برای حفظ محیط زیست حقوق می گیرند کوتاهی را گردن فعالان محیط زیست و ان-جی-او ها می اندازند. من در این مورد بیشتر خواهم نوشت. امکانات و اختیارات ان-جی-او ها بسیار محدود تر از نهادهای حکومتی است! حداکثر کاری که ان-جی-او می تواند انجام دهد از یک سو مطالبه گری از نهادهای مسئول و از سوی دیگری تسهیل گری طرح های مفید نهادهای مسئول از طریق جلب اعتماد مردم محل هست. این کارکرد درست ان-جی-او هاست. از ان-جی-او ها انتظار معجزه نداشته باشید که با دست خالی مشکلاتی به این بزرگی را حل کنند. در این مورد بیشتر خواهم نوشت.

نهادهای ذیربط که از بودجه کشور تغذیه می شوند تمام امکانات لازم برای نجات دریاچه اورمیه را دارند اما افکار عمومی را دنبال نخود سیاه می فرستند. هدف این سری نوشته های من آن هست که موضوع برای خوانندگان روشن شود بلکه ان شالله این دنبال نخود سیاه فرستادن ها خنثی گردد.

#save_urmia_lake

🦩@minjigh

صحبت های طولانی من با کشاورزی از منطقه میاندو آب

پارسال تقریبا همین موقع ها من در فضای تلگرام صحبت طولانی با یکی از کشاورزان کوشا و بسیار فهمیده منطقه میاندو آب داشتم. درددلی طولانی در مورد آن چه بر سر دریاچه اورمیه می آید. در چند نوشته بعدی ام آن چه که از گفته های ایشان فهمیدم بازگو می نمایم. هنوز اثرات مخرب خشک شدن دریاچه به میاندوآب نرسیده. اونجا هنوز آب هست و سطح زیر کشت  و حفر چاه روز به روز بیشتر و بیشتر می شود اما کشاورزان فقیرتر می گردند. بیشتر به این علت که محصولاتی می کارند که مازاد بازار مصرف داخلی است. صادرات که  قطع می شود محصولات پر آب بَرآنها روی دستشان می ماند و فاسد می شود. محصولات سنتی آنها نظیر نخود و گندم و جو دیمی قابل انبار کردن بوده اما محصولاتی نظیر گوجه فرنگی یا پیاز که در سال های اخیر به آنها رو آورده اند زود فاسد می شود. در مورد فضای اجتماعی و نیز اقتصادی که آنها را با سمت "قمار"کاشت محصولاتی نظیر گوجه فرنگی و پیاز (علی رغم تمام سختی ها و ریسک های موجود ) سوق می دهد خواهم نوشت. روی کلمه قمار تاکید می کنم. در سالهایی این محصولات صادر می شوند و قیمتشان بالا می رود و کشاورز به شدت سود می کند. به طمع همین سود آنی سالها و سالها  این قمار را تکرار می کنند و می بازند. اگر فقط باخت خودشان بود می شد زمزمه کرد که "خنک آن قماربازی که بباخت هر بودش، نماند هیچش الا هوس قمار دیگر…."

اما نکته اینجاست که در این قمار دریاچه اورمیه هم داره به سمت مرگ می ره.

#save_urmia_lake

🦩🦩@minjigh

فضای اجتماعی این روزهای روستاهای اطراف دریاچه

در نوشته قبلی ام نوشتم که سال گذشته صحبتی طولانی با کشاورز فهمیده ای از منطقه میاندوآب داشتم. نکاتی که از فضای اجتماعی آنجا دستگیرم شد در زیر می آورم:

١- روستاییان آن منطقه (حتی میانسالان آنها) به همان اندازه شهری ها با اینترنت  مانوسند. انواع و اقسام فیلتر شکن ها را نصب می کنند. گروه های تلگرامی خود را دارند. 

شبکه های روستایی سنتی خود در قهوه خانه روستا را هم دارند. وقتی فصل کاشت می رسد در این شبکه های مجازی ونیز سنتی، همه در مورد کشت محصولات پرآب بر نیز گوجه فرنگی و پیاز صحبت می کنند. فضا طوری است که شخص به طور طبیعی به این نتیجه می رسد که اگر از بقیه در این مورد پیروی نکند از قافله عقب می ماند. کمتر کسی می آید هزینه و فایده ها را بسنجد و تصمیم بگیرد در مزرعه اش چه بکارد. جوگیر می شود و همان را می کارد که بقیه می کارند.

٢- کشت پیاز بسیار سخت تر از کشت محصولات سنتی اون منطقه که کم آب بر بودند هست. زحمت زیادی می طلبد. قبلا سطح زیر کشت کم بود و فضا برای دامداری روستایی وجود داشت. الان از بس سطح زیر کشت بالا رفته نه فضایی برای چرای دام ها مانده نه گل خودرویی برای پروش زنبور عسل. به علاوه کشت محصولاتی مثل پیاز تمام وقت کشاورز را می گیرد و زمانی برای دامداری در کنار آن نمی ماند.کشاورز امروزی، برای مصرف اهل خانه هم مانند شهری باید لبنیات از فروشگاه بخرد که هزینه زیادی تحمیل می کند.

٣- این را صحبت با عزیزی دیگر فهمیدم: در روستاهای آذربایجان(شبیه شهرهایش) هر خاندانی برای خودش یک "آدم مهم" دارد که به بقیه خط می دهد. آدم مهم روستا که با اغلب اهالی روستا هم فامیل هست معمولا تاجر محصولات کشاورزی است که نصف زمان خود را در شهر و نصف دیگر را در ییلاقات روستا می گذراند. در سالهای صادرات محصولات کشاورزی نظیر گوجه فرنگی و بالا رفتن قیمتشان این "آدم مهم" سود افسانه ای به جیب می زند. در سال هایی هم که این محصولات کنار جاده می گندد کشاورزان هستند که ضرر می بینند نه این "آدم مهم". 

همین "آدم مهم" هست که همه ساله، جو راه می اندازد که فلان محصول را بکارید که به سود سرشار برسید.

حدس می زنم آدم مهم های روستاهای آذربایجان مانند آدم مهم های خانواده های شهری اش ، در واقع از کسی دستگیری نمی کنند اما یک سری نمایش های پوپولیستی  در عروسی و عزا راه می اندازند که همگان گمان می کنند که او شهی است که همه آوازه ها از اوست و اگر نباشد خانواده ها در کار خود در می مانند. در نتیجه همه سعی می کنند به حرف او گوش دهند.

٤-کشاورزان اون منطقه از یکی از برنامه های  رادیویی اورمیه (به زبان ترکی) مطالب مفید برای کشاورزی می آموزند. اما این رهنمود ها فقط در جهت بهتر عمل آوردن محصول هست.  در جهت توسعه پایدار کشاورزی با عنایت به حفظ محیط زیست وسلامت نیست! کشاورزان برنامه های شبکه کشاورزی ترکیه را هم دنبال می کنند. در همین برنامه ها آموخته اند که محیط زیست چه قدر مهم هست اما آن برنامه ها برای حفظ محیط زیست ترکیه طراحی شده اند نه محیط زیست کشور همسایه. قونشو ا اموت باغلیین گجه شامسیز قالار.

٥- جهاد کشاورزی کارشناسانی دارد که وظیفه شان دادن اطلاعات مفید و آموزش به کشاورزان و باغداران هست. بیشتر شهریانی که در ییلاقات باغداری می کنند از خدمات این کارشناسان بهره مند می شوند. این کارشناسان که تحصیلات دانشگاهی دارند آن قدر به زبان ترکی  تسلط ندارند که بتوانند با روستاییان ارتباط تنگاتنگ داشته باشند. درسته اغلب خود ترک هستند اما ترکی ای که بلدند به درد این ارتباط نمی خورد خیلی از کلمات ترکی را با فارسی جایگزین کرده اند.

٦- در صحبت با آن آقای کشاورز تمام دانش زبان  ترکی ام را که از قصه های پرستار روستایی ام در ٤-٥ سالگی آموخته بودم به کارم آمد. خوشحالم که می فهمیدم "ناخیرچی" چیست. "پَتَک" همان کندوست و….. اگر این نوع کلمات ترکی را ندانید نمی توانید با آنها ارتباط برقرار کنید. نجات دریاچه بدون ارتباط تنگاتنگ و فهم متقابل کشاورزان میسر نخواهد شد. 

#save_urmia_lake

🦩🦩🦩@minjigh

آیا باد می تواند بلورهای به هم چسبیده نمک سطح دریاچه را بلند کند؟

طبعا بلند کردن بلورهای به هم چسبیده نمک برای باد سخت تر هست تا بلند کردن ماسه نرم بستر رودخانه ها و تالاب های خشک شده. اما این به آن معنا نیست که خطری وجود ندارد و ریزگرد خطرناکی از سطح دریاچه اورمیه برنخواهد خاست! طبعا بستگی به شدت باد ونیز جهت آن دارد. همچنین به پروفایل سرعت باد نسبت به ارتفاع از سطح زمین. 

اگر فیلم مستند مادرکشی را ندیده اید توصیه می کنم حتما ببینید. فیلم درمورد خشک شدن همه تالاب های ایران هست و بخشی از آن هم به دریاچه اورمیه اختصاص دارد. در این فیلم تصویر باد نمکینی که از سطح خشک شده دریاچه اورمیه بر می خیزد نشان داده می شود. تصویر واقعی است. شبیه سازی نیست. فیلم مال ٦ سال پیش هست. الان که دریاچه خشک تر شده حتما وضعیت خطرناک تر گشته است.

برخی شبیه سازی ها برای برخاستن ریزگردها از سطح دریاچه شده. نتیجه برخی از شبیه سازی های قدیمی آن بود که ریزگردی از دریاچه برنخواهدخاست. هر کسی این شبیه سازی را انجام داده زیادی ساده سازی کرده ! یا هم به کل اشتباه کرده. آن را که عیان هست چه حاجت به شبیه سازی است! بروید فیلم مادرکشی را ببینید تا به چشم خود عیان ببینید که چه ریزگردهایی از سطح دریاچه اورمیه بر می خیزند!

https://m.youtube.com/watch?v=C9xf_PaGE5s

متاسفانه برخی با ماشین شاسی بلند در بستر خشکیده دریاچه برای تفریح مانور می دهند. این کار باعث می شود بلورهای نمک بشکنند و در اثر باد راحت تر برخیزند وریزگرد شوند به ریه های مردم فرود آیند.

از آن بدتر این که می خواهند از بستر دریاچه به طور صنعتی مواد معدنی استخراج کنند. چه کیسه ای هم دوخته اند برای این ثروت بادآورده! نکته اینجاست که هیچ کاری را اصولی انجام نمی دهند. باعث خواهند شد نمک های به هم چسبیده پودر شوند و راحت تر به باد سپرده گردند. روند ریزگرد سازی را تسهیل خواهند کرد. راه سرطان گرفتن مردم را هموارتر خواهند ساخت. نفس را بر بیماران آسمی خواهند برید!

🦩🦩🦩🦩@minjigh

آیا کشاورزان روستایی با رهنمودهای محیط زیستی فعالان محیط زیست همراهی می کنند؟

بین روستاییان - مثل شهری ها -هم فقیر داریم هم پولدار. فعالان محیط زیستی (که عموما ذهنیت عدالت طلبانه طبقاتی هم دارند) معمولا می روند سراغ کشاورزان فقیرتر. برخی از این کشاورزان علاقه مند به همراهی هستند اما امکانات لازم را ندارند. مثلا بودجه کافی برای خرید وسایل آبیاری قطره ای ندارند. سه سال پیش بودجه ای در حدود ٢٠ میلیون تومن می خواست که اونها نداشتند، فعالان محیط زیستی - با امکانات بسیار بسیار محدود و علی رغم انواع واقسام کارشکنی ها که ناشی از تنگ نظری مالوف در کشورماست سعی می کنند آن امکانات را فراهم کنند . اما فقر و نداری بدچیزی است! خیلی مشکل هست با وجود فقر ، پروژه ای را به سرانجام رساندن. 

مشکلاتی در راه فقرا پیش می آید که حتی به ذهن اغنیا هم نمی رسد که چنین مشکلاتی ممکن هست باشد!

در این راه اون قدر مشکلات پیش بینی نشده رخ می نماید که عملا به نتیجه ای نمی رسد.

در این میان برخی از کشاورزان پولدارتر خود از ماجرا خبر دار می شوند و خود اظهار تمایل می کنند که با هزینه شخصی خود اقدامات لازم را انجام دهند. در اقدامات نوآورانه  نظیر آبیاری قطره ای یا جایگزینی با محصولات کم مصرف کمتر شناخته شده ، پیشرو می شوند. نتیجه مثبت هم می گیرند. سرمایه گذاری خوب جواب می دهد و آب هم کمتر مصرف می شود . اما چند سال بعد که می بینند بقیه مثل قبل آب زیادی مصرف می کنند این افراد هم وسوسه می شوند که سطح زیر کشت را بیشتر کنند. رهنمودها دست آخر به کمتر مصرف شدن آب منجر نمی شود. فقط سطح زیر کشت بالاتر می رود و پولدار پولدارتر می شود.

با همین ملاحظات هست که عرض می کنم از دست فعالان محیط زیست مستقل و ان-جی-او ها به تنهایی کار زیادی بر نمی آید. امکانات در دست نهاد حکومت هست. اونها باید تسهیلات لازم را بدهند، ضوابط لازم را وضع کنند و سیاستگذاری های لازم را انجام دهند که کشاورزان به سمت کمتر مصرف کردن آب پیش روند. بدون چنین سیاستگذاری های کلان موثر، چند تا ان-جی-او کارزیادی از پیش نمی تواند ببرد. هر چه قدر هم سخت بکوشد باز نمی تواند. در این ٢٠ سال فعالان محیط زیست منطقه از جان مایه گذاشته اند اما چندان کاری از پیش نبرده اند.


🦩🦩🦩🦩🦩@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مصرف خانگی آب شهری

+0 به یه ن

باز هم تاکید می کنم که  هدررفت  آب در مصارف خانگی تنها بخش (بسیار) کوچکی از مشکل دریاچه اورمیه هست. بخش اصلی مشکل، درهدررفت آب در بخش کشاورزی و سپس صنعتی است. اما این ملاحظه جواز هدر دادن آب در منازل و ادارات نیست. توجه داشته باشیم که هرچند مصرف  آب شهری نسبت به آب کشاورزی کم هست اما به لحاظ کیفی بهترین آب به شهر ها آورده می شود.  آب با این کیفیت محدود تر هست.  بنابراین باید در صرفه جویی در مصرف آب کوشا باشیم. 

معمولا طیف تحصیلکرده و اهل مطالعه (مانند اکثریت خوانندگان کانال مینجیق) خود در صرفه جویی در آب کوشا هستند و نیازی نیست امثال من آنها را نصیحت کنیم که کمتر آب مصرف کنند. خودشان بهتر از من می دانند. فقط اینجا چند نکته می گویم که شاید زندگی را برایشان راحت تر کند:

۱-آبکش پلاستیکی را با آبکش فلزی جایگزین کنید. شستن آبکش فلزی خیلی راحت تر هست و آب کمتری هم می خواهد. سالم تر هم هست. آبکش فلزی دوام خیلی بالایی هم دارد.۲- بورد پلاستیکی را با بشقاب بزرگ شیشه ای و تخته سنتی جایگزین کنید. برای ساطوری کردن شیشه مناسب نیست چون اصطکاک آن کم هست اما تخته مناسب تر هست. شستن شیشه  راحت تر هست و کمتر آب می برد تا پلاستیک. تخته را هم می شه در ماشین ظرفشویی گذاشت. برخلاف تصور اولیه ماشین ظرفشویی به راحتی  و تمیزتخته را می شوید. ۳- هنگام شست و شو دقت کنید که تنها به اندازه لازم مواد شوینده بزنید. در این صورت برای آب کشیدن کمتر آب لازم خواهید داشت. سریع تر هم  شست و شو انجام می گیرد.

از این نوع توصیه ها اگر دارید برایم بنویسید. توصیه هایی که هم مصرف آب را کاهش می دهد و هم حجم کار را کاهش می دهد.

همین طور اگر تجربه ای دارید که به بچه کوچک چگونه باید آموخت که نباید به هنگام بازی در حیاط یا حمام شیر آب را باز بگذارد ممنون می شوم.

با کمال تاسف، طیفی که کمتر اهل مطالعه هستند آب بسیاری به هدر می دهند. در پارک ها و ادارات باغبان ها بیش از اندازه چمن ها را آب می دهند. در ادارات آبدارچی ها (به خصوص آبدار چی های مسن تر) شیر آب را باز می گذارند. زنان خانه دار با تحصیلات پایین همه چی را با آب فراوان بارها و بارها می شویند و چندان در بند بستن شیر آب هم نیستند.  من نمی دانم چگونه باید با اینها برخورد کرد که دست از هدر دادن آب بردارند. در مورد  ادارات و... شاید طرف این طوری دق دلی خود را از بالا نبودن حقوقش خالی می کند. اما زنان خانه دار خوب می دانند که قرار هست که قبض آب را خود پرداخت کنند. اصلا این طیف حساب این چیزها را نمی کند. طرز فکرشان یک جور دیگر هست و آینده نگری ها و  حسابگری هایی را که ما در زندگی می کنیم برای آن ها مسخره هست. معیار رفتارهایشان بیشتر حرف مردم هست تا حسابگری. این طوری با هدر دادن آب (در کنار هدر دادن منابع دیگر) با سلیقه بودن و اعیان طبع بودن خود را به رخ بقیه می کشند.  با افتخار می گویند:«این سبزی را می بینی؟ نیم ساعت با شلنگ رویش آب بستم تا پاک شود.» 

 جمعیت این طیف هم بسیار زیاد هست. شامل اکثریت حاشیه نشین ها و بخش بزرگی از طبقه متوسط می شود. در واقع طیف اهل مطالعه در اقلیت هستند. در حاشیه ها همان عده ای که تا چند سال پیش آب لوله کشی نداشتند و با دبه آب  از تانکر با زحمت می آوردند، آب را هدر می دهند! انتظار داریم این افراد قدر آب را خوب بدانند اما هدر دادن آب لوله کشی از منظر آنها نشانه آن هست سال های سخت حمل آب  دیگر گذشته است. برخی از انها هم گمان می کنند که همان طوری که در روستا آب چشمه همین طور سرازیر هست آب شیر آب هم باید همیشه سرازیر باشد!

اگر راهی برای قانع کردن این قشر برای صرفه جویی در مصرف آب دارید بگویید

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

چرا مشکل دریاچه اورمیه حل نمی شود؟

+0 به یه ن

بعد از این ده دوازده سال که روند دردناک خشک شدن دریاچه اورمیه را دنبال کردم دیدم اصل اصل اصل مشکل فرافکنی هست.


هر کدام از بخش ها  و واحدها ، حدودا ده پانزده درصد آب را هدر می دهند و بعد می گویند بروید بقیه بخش ها را درست کنید که سهم من زیر ده درصد هست.

آذربایجان غربی می اندازه گردن آذربایجان شرقی. آذربایجان شرقی می اندازه گردن  آذربایجان غربی.

شهری می اندازه تقصیر کشاورز. روستایی می اندازه تقصیر شهری. چغندرکار می اندازه گردن پیاز کار، پیازکار می اندازه تقصیر باغداران سیب. ترک می اندازه کرد، کرد می اندازه تقصیر ترک. همه از زیر بار مسئولیت در می روند و خبر هم ندارند که با این روند دریاچه خشک می شود و همه با هم ضربات جبران ناپذیر می بینند.


🍀@minjigh

انتقال آب زرینه رود به آذربایجان شرقی

همین طور که قبلا گفتم یکی از دلایل اصلی عدم احیای دریاچه اورمیه، فرافکنی هست. هر بخش و هر واحدی ادعا می کند که مقدار آبی که از حقابه دریاچه اورمیه بالا می کشد ناچیز است و تقصیر اصلی بخش دیگری است. از سال ۷۸ به این سو سالانه ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب به شهرهای تبریز و ۵ شهر دیگر آذربایجان شرقی منتقل می شود. منبع


 در اورمیه، چه عامی و چه تحصیلکرده، چه وابسته به حکومت و چه مردمی، کاسه کوزه ها را با انواع و اقسام استدلال ها بر سر همین انتقال آب از زرینه رود می شکنند. عوام می گویند «همه آب را می برند». تحصیلکرده ها که عدد و رقم سرشان می شود به جای ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب در سال، حجم کل آب انتقالی در ۲۳ سال گذشته را بر زبان می رانند که حجم آب خیلی زیاد به نظر برسد و بتوانند تمام کاسه کوزه ها را بر سر همین انتقال بشکنند.

 ابتدا موضع ام را در مورد انتقال آب بنویسم. من با پروژه های انتقال آب از مناطق دور دست به تبریز مخالفم.  به جای آن شبکه سنتی قنات تبریز را احیا کنند. از هدر رفتن آب در آبیاری فضای سبز و نیز لوله های فرسوده شهری جلوگیری کنند. با مدیریت صحیح آب های همجوار تبریز نیاز زیادی برای انتقال آب از مناطق دوردست تر نخواهد بود. هزینه آن هم بسیار کمتر می شود. احیای شبکه قنات سنتی تبریز جاذبه توریستی هم دارد. 


این از این! حالا که نظرم را گفتم  این را هم باید اضافه کنم که اگر این ۲۰۰ میلیون مترمکعب منتقل هم نشود باز مشکل حل نمی شود. بخش عمده آب در بخش کشاورزی به هدر می رود. 

همه ساله حجم عظیمی از محصولات کشاورزی مختلف به دلیل سو مدیریت دور ریخته می شود. حجم آبی که به خاطر این محصولات دورریز در همین حوضه دریاچه اورمیه به  هدر می رود از مرتبه چند میلیارد مترمکعب هست. یعنی بیش از ده برابر حجم آب انتقالی به تبریز. دقت کنید من از همه آب مصرفی در بخش کشاورزی سخن نمی گویم. فقط بخشی که به صورت محصولات دورریز به هدر می رود مورد نظر من هست. ابدا هم معتقد به آن نیستم که بخش کشاورزی را باید تعطیل کرد. أصلا و ابدا. کشاورزی لازم هست. اما جلوی این نابسامانی ها و دورریز ها را باید گرفت.اگر  به طرز اصولی کشاورزی و تجارت محصولات کشاورزی بشود این  معضلات به وجود نمی آیند.


در نوشته های بعدی در مورد کاهش آب مصرفی شهری در مصارف خانگی خواهم نوشت. فقط به دلیل «از خود شروع کردن». والا می دانم که فقط بخش کوچکی از مشکل از آشپز خانه ها و حمام دستشویی هاست. هرچند می دانم با «از خود شروع کردن و با خود تمام کردن» معضل را حل نخواهد کرد اما از خود شروع کنیم ببینیم چی می شه.🍀@minjigh



بی نیازی از انتقال آب

شهروندان تبریزی، به طور متوسط، یک چیزی حدود ۲۰ در صد بیشتر از نیاز آب مصرف می کنند. از آن سو هم یک چیزی حدود بیست درصد آب در لوله های فرسوده شهری هدر می ره. اگر جلوی اینها گرفته بشه حدود ۴۰ در صد آب کمتر مصرف می شه. از آن سو هم قنات ها را داریم که اگر درست  بهره برداری بشه نیاز حدود ده درصد  مصرف آب شهر را تامین می کنه (کما این که ۵۰ سال پیش که جمعیت یک دهم این بود همه آب مصرفی را همین منبع تامین می کرد. درسته اون موقع مردم کمتر حمام می رفتند اما عوضش خیلی از خوراکی ها را در باغچه خودشان به عمل می آوردند که آب می خواست.) 

خلاصه اگر جلوی این هدررفت ها گرفته بشه مصرف حدودا نصف می شه. یعنی به اندازه مصرف سال ۱۳۷۰ (قبل از انتقال آب از زرینه رود) می رسه که در آن جمعیت حدود نصف این بوده. 

باز هم می گم اگر انتقال آب از زرینه رود  به تبریز قطع بشه  فقط قسمت خیلی کوچکی از مشکل حل می شه. لطفا همه کاسه کوزه ها را بر سر این انتقال نشکنید که بخش کشاورزی بسیار بیشتر آب هدر می ده. اما به هر حال ۲۰۰ میلیون مترمکعب هم کم حجمی نیست. اگر بشه این حجم آب انتقالی  را کمتر کرد قطعا به نفع محیط زیست خواهد بود.

 معضل دیگ م زه کشی خیابان هاست که باید درست بشه. آب باران که در جوب ها جمع می شه و در شهر مشکلات به وجود می آره چندان هم کم نیست. همین آب اگر به سمت مهرانرود (قوری چای) هدایت بشه و به دریاچه برسه  از چند نظر به نفع مان هست. باران که روی خاک دشت ها می باره در خاک نفوذ می کنه و آب های زیر زمینی را غنی می کنه. اما در شهرها روی آسفالت و موزاییک و پشت آشغال های جوب ها گیر می افتاده و دردسر درست می کنه تا این که تبخیر سطحی بشه.


طبعا در گاه عمل کارشناسان با دسترسی به آمار دقیق باید طرحی بریزند اما ما اینجا فقط بحث وبلاگی می کنیم تا تصویر کلی روشن بشه. شاید کارشناسان با مطالعات دقیق شان بگویند تا این اندازه بیشتر اگر از آب قنات ها استفاده بشه نشست زمین تسریع می شه. شاید بگویند مقداری انتقال آب لازم هست (قطعا نه این قدر که الان هست).  هدف من این هست که تصریح کنم که آب های محلی خیلی داره بد مدیریت می شه. حتی نقشه قنات های تبریز مشخص نیست. هر از گاهی موقع خاکبرداری برای ساخت و ساز به آب قنات می رسند و برای پیشبرد برنامه ساخت و ساز آب قنات را تخلیه می کنند و به هدر می دهند. با  وجود این همه نیاز به آب این طوری آب پاک قنات ها هدر می ره!! 

خلاصه یک همچین وضعیت افتضاحی برای مدیریت آب شهری است. در نوشته های بعدی ام به مدیریت آب کشاورزی هم می رسم. وضعیت مدیریت آب کشاورزی از این هم افتضاح تر و اسفناک تره. با این که وضعیت مدیریت این هست بعدش تقصیر را بر گردن طبیعت می اندازند! من در مورد مدیریت آب در آذربایجان اطلاع دارم ودرباره آن نظر می دهم. احتمالا جاهایی در همین ایران هست که مدیریت آب آن  بهتره. ولی حدسم اینه که در عموم جاهای ایران وضع مدیریت آب از این هم بدتر هست. اینها را برای این نمی گم که عده ای  بْل بگیرند تا علیه آذربایجان بگویند. به هر حال،َ اینها مسایل جدی ماست. از ترس حرف مردم نباید قایمشان کنیم. حرف مردم باد هواست اما اگر دریاچه خشک بشه ما مشکل واقعی خواهیم داشت.          🍀

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

وقتی محیط زیست جای جای ایران تخریب می شه، ۸۰ میلیون ایرانی کجا بروند؟

+0 به یه ن

با مبلغ یک قلم از این اختلاس ها می توان کل محیط زیست ایران را نجات داد

من اخبار  آمار و این اختلاس ها را مدت هاست تعقیب نمی کنم. دیروز با عزیزی صحبت می کردیم. حساب کرده بود که اختلاسی که چند سال پیش، یکی از مدیران رده میانی پیش کرده و روی دلار سرمایه گذاری کرده بود، الان مبلغی معادل ٩ میلیارد دلار می شود.
تازه این فقط یک رقم از این اختلاس هاست  و اون جانور اختلاسگر، یک مسئول نه چندان رده بالا است.
خودتان ببینید که چه خبره؟!

نه میلیارد دلار رقم خیلی بالایی است. اگر مدیریت و برنامه ریزی ها درست باشد نجات دریاچه اورمیه با ٥٠٠ میلیون دلار هم مقدور خواهد بود. 
اگر مدیریت ودیدگاه مدیریتی درست باشد، با ٩ میلیارد دلار همه مشکلات محیط زیستی این کشور، از آلودگی هوای تهران گرفته تا قطع درختان جنگل های هیرکانی (یعنی همه جنگل ها مناطق شمال ایران از قره داغ گرفته تا گلستان)  تا خشکی هامون و هورالعظیم قابل حل هست.

با این فجایع محیط زیستی که مسئولان کشور به وجود آورده اند بیشتر مناطق پرجمعیت ایران تا ٢٠ سال دیگر غیر قابل زیست خواهند شد. مشکلی است که با یک قلم از اختلاس هایشان قابل حل هست. این تمدن ٦-٧ هزار ساله دارد از بین می رود فقط به خاطر این که چند مسئول تازه به دوران رسیده با هم مسابقه چاپیدن گذاشته اند.

در کشور ما هم متخصص کافی برای حل معضلات محیط زیستی هست هم بودجه کافی. اما حرص و ولع چاپیدن مانع از آن می شود که کار را بسپارند
دست اهلش. اگر هم در برخی موارد تقصیر علی الظاهر از فرهنگ مصرف یا تولید غلط مردم باشد باز هم مشکل از مسئولان سرچشمه گرفته. سه نسل قبل از ما نه در تولید و نه در مصرف محیط زیست را تخریب نمی کردند. حتی ثروتمند های ٣٠-٤٠ سال پیش  هم مصرفگرایی لجام گسیخته نداشتند و مراقب آب و خاک و درخت و حیات وحش بودند. آموزش ها و بسته های تشویقی غلط باعث شد که مردم ما سبکی از زندگی بر گیرند که مخرب محیط زیست هست. در نروژ به برکت کشف سوخت فسیلی وضع زندگی و رفاه مردم سریع تر از این منطقه بهبود یافته و از این رو به اون رو شده. اما چون برنامه ریزی های حکومتشان درست بوده این مشکلات پدید نیامده.


وقتی مردم جمع می شوند و به تخریب محیط زیست اعتراض می کنند، بعد از مدتی بگیر و ببند، قول رسیدگی می دهند. اما چه رسیدگی ای؟! رسیدگی شان هم در واقع نقشه ای است برای یک طرح مخرب محیط زیست جدید که به بهانه اجرای آن بیشتر بچاپند. بعد هم با گزارش های دروغ وانمود می کنند که مشکل را حل کرده اند. بعله! دریاچه نجات یافته اما مانند آن داستان معروف  لباس پادشاه، فقط  "حلالزاده ها " می بینند که دریاچه  پر از آب شده!

ای کاش استان های مختلف تقصیر نابسامانی های محیط زیستی را گردن همدیگر نیاندازند!. اگر مدیریت مسئولان معقول بود در همه استان ها هم وضع اقتصادی و معیشت و اشتغال بهتر از این می شد و هم محیط زیست هایشان از این سالم تر می ماند. بیخودی خشم خود را (که کاملا موجه هست) بر سر مردم استانی دیگر نریزید. اونهایی که دارند مملکت را می چاپند همین را می خواهند که مردم خشم خود را بر سر استان دیگر بریزند تا خود با فراغ بال اختلاس های میلیارد دلاری نمایند.

تقصیر نه از استان مجاور هست نه از ترکیه و یا سایر کشور های خارجی. آدرس غلط ندهیم. 


-----------------------

فیلم مادرکشی

توصیه می کنم فیلم مستند مادر کشی را حتما ببینید. فیلم در مورد بحران آب و نیز فرونشست زمین در مناطق مختلف ایران هست. به دریاچه اورمیه مفصل می پردازد. تصویری از هیولای باد نمکین که به سمت تبریز روان هست هم نشان می دهد. در دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان متخصصان ریزگرد ادعا می کردند که چون بلورهای نمک به هم می چسبند چنین اتفاقی نخواهد افتاد. این تصاویر به وضوح نشان می دهند که فرضیه ایشان غلط بوده است. آن را که عیان هست چه حاجت به شبیه سازی است؟!
توصیه می کنم همگان به خصوص گروه مطالعه ریزگرد در زنجان این فیلم را با دقت ببینند.
چنین  طوفان های نمکینی به آسانی قادر خواهند بود که در فاصله زمانی ۱۰-۲۰ سال تبریز و تمدن چند هزار ساله منطقه را از بین ببرند. در طول تاریخ هم کم نبوده اند تمدن هایی که در اثر تغییرات اقلیمی از بین رفته اند. مثل شهر سوخته سیستان. فرقش اینه که این بار به دست خود داریم خود را نابود می کنیم.

این نابودی فقط مختص شمال غرب کشور نیست. فیلم نشان می دهد که سیاستگذاری غلط در همدان چه بلایی بر سر زمین آورده. 
فیلم مفصل به روستای ورزنه اصفهان هم می پردازد. زندگی یک «کشاورز نمونه» را که اکنون بی آب مانده نشان می دهد. لوح های تقدیر او در دهه ۷۰ را هم نشان می دهد.
در دهه ۷۰ شمسی، سیاست دولت سوق دادن کشاورزان به سوی تولید بیشتر به قیمت مصرف بی رویه آب بود. کشاورزان هم خوب سود کردند و سبک زندگی شان عوض شد.
 اما این ماه عسل زیاد طولی نکشید. چون آب کم آمد و دیگر کشاورزی به اون صورت مقدور نشد.



فیلم مستند از زمان پهلوی شروع می شود. اگر از آنهایی هستید که تا کوچکترین  نقدی به دوران پهلوی می شود فوری رگ گردنتان بیرون می زند و می خواهید سر منتقد را ببرید، چند دقیقه اول فیلم را رد کنید که خدای ناکرده سکته نکنید.
عمده انتقاد فیلم به مسئولان حاضر هست هرچند به درستی اشاره می کند که این مشکل از زمان ورود مدرنیزم به روستا های ایران شروع شد که مقارن بود با دوره پهلوی دوم. اتفاقا فیلم نشان می دهد چه قدر روستاییان در آن دوره خوشحال بودند که وضع شان دارد بهتر می شود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

اثرات اختلاس و تخریب محیط زیست بر کیفیت زندگی سالمندان و دیگر شهروندان

+0 به یه ن

از نظر من  احترام بزرگ تر و احترام معلم را در جامعه نگه داشتن یعنی  این که سیستم اداره کشور طوری باشه که پس انداز یک عمر زحمت آنها را در صندوق بازنشستگی کسی نتونه بالا بکشه! اون همه روده درازی در مورد مقام والای معلم در سر صف های صبحگاهی یا در صدا و سیما  به چه درد معلم بازنشسته می خوره؟! به همه اون روده درازی ها یک دونه نون لواش هم نمی دهند!  اگر می خواهیم بزرگتر ها در جامعه احترام داشته باشند، کاری کنیم که فساد مالی برچیده بشه تا اونها با حقوق بازنشستگی شان و با پس اندازشان زندگی مرفه و آرامی  بدون منت هیچ کس (از جمله بچه هایشان) داشته باشند. به جای این کار ، فشار را می آوریم روی جوان هایی که خود زیر منگنه فشارهای اقتصادی خانواده کوچک خود  هستند.    تخریب محیط زیست هم اثرات خیلی وحشتناکی بر روی زندگی و معاش میلیون  ها بازنشسته و سالمند در  دهه های آتی خواهد داشت. در نوشته بعدی ام توضیح می دهم که چرا این ادعا را می کنم. به جای این که توی سر بچه ها و جوان ها بزنید که چرا مثل چینی ها پای بزرگترها را نمی شویید یا مثل نیجریه ای ها جلوی بزرگترها به خاک نمی افتید، به فکر حل معضلات جامعه مثل خشک شدن تالاب ها و فساد و اختلاس باشید. در جوامعی حال سالمندان خوبه که این معضلات را کم کرده اند. اتفاقا  مطابق آمار  هر چه در جوامع نمایش احترام به سالمند (از پا شستن گرفته تا به خاک افتادن) بیشتر رواج داره سالمند آزاری هم رواجش بیشتره. این نمایش های  مسخره،  برای کسی حرمت واقعی نمی آره و  یادگار فرهنگ بندگی و برده واری و استثمار و ظلم هست و بس!  https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC5291158/  



اثرمخرب خشک شدن تالاب ها  بر زندگی سالمندان در آینده

خانواده روستایی را در نظر بگیرید که  خانه ای و باغ  و مزرعه ای دارند و از محل آن از  زندگی مرفهی در سطح روستا برخوردارند. علی الاصول نگرانی زیادی هم از آینده ندارند چون که وقتی به سن بازنشستگی رسیدند مزرعه شان را به کسی اجاره می دهند یا به فرزندان خود می سپارند و از درآمد آن باز هم زندگی راحتی می گذرانند. اما اگر تالاب های مجاور خشکیده شود، باغ و مزرعه آنها هم شوره زار می شود  و نمی تواند زندگی آنها را تامین کند. هوای محل هم آلوده می شود و مجبور می شوند به حاشیه شهرها با دست خالی مهاجرت کنند. کسی باغ و مزرعه شان را نمی خرد که بتوانند با دست پر  مهاجرت کنند. اگر فرزندانشان هم تنها با کشاورزی آشنا باشند در شهر کاری نخواهند یافت. مجبورند در یک محله حاشیه ای در خانه ای کوچک و تنگ اجاره نشین شوند. کار هم نمی یابند و اجاره را هم نمی پردازند. کسانی که عمری در روستا برو بیایی داشتند و خانه ای و مزرعه و باغی دلگشا مجبورند در یک اتاق تنگ زندگی کنند.

در این وضعیت انواع  و اقسام مشکلات اجتماعی، از جمله سالمند آزاری رشد خواهد کرد. با نصیحت و تاکید بر احترام بزرگترها  هم نمی شه جلوی فجایع را گرفت. خیلی روی تکریم سالمند تاکید کنند پسر خانواده -که خود بیش از هم تحت فشار هست- احترام سالمندان را نگه می دارد  اما  حرصش را سر زن و بچه اش می ریزد.
راه حلش آن هست که جلوی این نوع فجایع محیط زیستی را بگیریم تا در آینده نه چندان دور آن گونه فجایع اجتماعی و خانوادگی را کاهش دهیم.

تاثیر خشک شدن دریاچه ها و تالاب ها بر زندگی شهری


تالاب و یا دریاچه ای که درفاصله حدود صد کیلومتری  از شهری قرار دارد در تعادل دمایی آن و ملایمت و تلطیف هوای آن  شهر، نقش کلیدی ایفا می کند.  اگر تالاب یا دریاچه خشک شود،  تابستان ها داغ تر و زمستان ها سردتر می شوند. بنابراین باید سوخت بیشتری برای گرمایش در زمستان و برق بیشتری برای سرمایش در تابستان مصرف شود. هزینه ها بالاتر می رود.
به علاوه تعادل رطوبت هوا هم که در لطافت آن تاثیر زیادی دارد به هم می خورد.
به جای آن ریزگرد ها می آیند. خانه داری سخت می شود و باید همه روزه چند بار  گردگیری کرد. نفس کشیدن برای بیماران آسمی تبدیل به شکنجه می شود. افراد سالم هم ممکن هست ناراحتی های تنفسی بگیرند.

در مجموع اگر هوا خوب و لطیف باشد روحیه مردم بهترهست. اثرات خشک شدن تالاب ها بر آب و هوا، مردم را عصبی تر 
خواهد کرد.

اگر تالاب ها و دریاچه ها زنده بمانند هم خود جاذبه توریستی خواهند بود و هم هوای متعادل ناشی از آنها،  گردشگران را جذب خواهد کرد. اما اگر خشک شوند، نه تنها گردشگر از منطقه گریزان می شود بلکه مهاجرت از شهر شدت می گیرد. اقشار آسیب پذیر و طبقه متوسط رو به پایین از هزینه های بالای سرمایش و گرمایش و دارو و درمان ضربه می بینند. ثروتمندان هم از کاهش ارزش املاکشان ضربه می بینند.

برای جلوگیری از این همه ضرر و زیان باید در جهت حفظ دریاچه اورمیه و سایر تالاب ها و دریاچه های کشور بکوشیم.

لطفا این متن را به اشتراک بگذارید.
#دریاچه_اورمیه

#هورالعظیم

#هامون

#جازموریان

#گاوخونی

#بختگان

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سئوال

+0 به یه ن

بودو نبود دریاچه اورمیه برای من و خانواده ام چه پیامدی دارد؟

پاسخ شما به این سئوال چیه؟

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

انتقال آب راه حل مشکلات نیست!

+0 به یه ن

١-سئوال: آیا با انتقال آب از طریق کانال کانی سیب مشکل دریاچه اورمیه قبل از آسیب رساندن به اقتصاد محلی رفع می شود؟

پاسخ: خیر!
این تونل حدود ٦٠٠ میلیون مترمکعب در سال آب منتقل خواهد ساخت. حال آن که برای احیا دست کم ۶میلیاردمترمکعب آب باید به دریاچه افزوده شود. یعنی دست کم ۱۰ سال لازم هست.

٢- آیا با افزودن آب به دریاچه مشکل حل می شود؟
پاسخ: خیر!
میانگذر دریاچه جریان های درون دریاچه ای را مختل نموده است. برای حفظ اکوسیستم دریاچه باید اقدام به ایجاد آب زیرگذر (کالورت) در دوسوی میانگذر نمود.

٣- آیا می توان اطمینان داشت که حقابه دریاچه در مسیر به طور غیرقانونی به سمت مزارع و باغ ها منحرف نگردد؟
پاسخ: خیر. برای جلوگیری از این اتفاق باید روش های کم مصرف کشاورزی به کشاورزان و باغداران آموزش داده شود و تسهیلات لازم جهت تغییر الگوی کشاورزی برای ایشان فراهم گردد.

٤- آیا باید نگران بود که در صورت تخصیص بودجه برای نجات دریاچه مردم سایر استان ها و مناطق کشور توقع و انتظار بودجه برای نجات دریاچه ها و تالاب ها و رودخانه های محل زندگی خود پیدا کنند؟
پاسخ: خیر. نه تنها نباید نگران دغدغه مندی مردم برای حفظ محیط زیست بود بلکه باید آن را تشویق نمود. آن چه مایه نگرانی منطقی است آن هست که به دلیل از بین رفتن محیط زیست گوشه های مختلف کشور ساکنان آن منطقه ،مشاغل سنتی و منابع درآمد خود را از دست بدهند و مجبورشوند که به حاشیه شهرهای بزرگ کوچ نمایند و یا در شرایط زیر خط فقر به سر برند. هزینه نمودن برای محیط زیست جای جای کشور یک ضرورت هست. هر چه زودتر اقدام شود هزینه ها کمتر خواهند بود. پس چه بهتر که مردم دغدغه مند شوند و خود پی گیر اجرای طرح های مفید برای حفظ محیط زیست محل زندگی خود شوند.
🍀@minjigh 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

خطاب به نمایندگان مجلس: نجات دریاچه اورمیه نیازمند بودجه هست.

+0 به یه ن

پنجشنبه هفته گذشته، ۱۳ آذرماه، لایحه بودجه سال ۱۴۰۰ تقدیم مجلس شده است. در این لایحه بودجه ای که برای احیای دریاچه اورمیه در نظر گرفته شده است تنها ۴۹۸ میلیون تومان است. این لایحه هنوز به تصویب مجلس نرسیده است. بنابراین هر چه زودتر مراتب اعتراض خود را به این بودجه ناچیز برای احیای دریاچه باید به گوش نمایندگان مجلس برسانیم. خواهشمندم این متن را در فضای مجازی دست به دست کنید. باشد که مورد توجه نمایندگان مجلس قرار بگیرد


برخلاف آن چه که برخی مسئولان اعلام نمودند دریاچه ارومیه هنوز احیا نگشته است. در پر آب ترین فصل حجم دریاچه در دوسال گذشته به حدود ۶ میلیارد مترمکعب رسید. این در حالی است که حجم لازم برای احیای دریاچه ۱۲ میلیارد متر مکعب هست. با توجه به میزان هدررفت آب در حوضه دریاچه، اگر در سال های آتی خشکسالی باشد، خشک شدن دریاچه واقعیت تلخی خواهد بود که معیشت میلیون ها کشاورز در حوضه دریاچه را به خطر خواهد انداخت چرا که خشک شدن دریاچه منجر به تبدیل مزارع و باغ ها به شوره زار لم یزرع می شود. به این ترتیب چند میلیون نفر به حاشیه نشین ها شهری اضافه خواهد بود. هرچند این نوشته سیاسی نیست اما نمی توان از تبعات اجتماعی و سیاسی شوم افزوده شدن چند میلیون حاشیه نشین نا آشنا به مهارت های زندگی شهری چشم پوشید.


با توجه به این تبعات لازم هست بودجه کافی برای احیای دریاچه منظور گردد. مبلغ ۴۹۸ میلیون حتی برای خرید یک دستگاه خودروی مناسب برای سرکشی به روستاهای صعب العبور منطقه (به منظور آموزش روش های کشاورزی کم مصرف) نیز کافی نیست!  


در بودجه سال ۱۴۰۰ مبلغ ۹۵ میلیارد  تومان (حدود ۲۰۰ برابر بودجه دریاچه) برای تیم پرسپولیس و مبلغ ۶۹ میلیارد تومان برای تیم استقلال در نظر گرفته شده است. این در حالی است که علی الاصول تیم های فوتبال خود نهادهای پولساز هستند و نیاز به دریافت بودجه دولتی ندارند. در اغلب کشور های دنیا،  دولت از باشگاه های فوتبال مالیات هم می گیرد تا صرف رفع  نیازهای ضروری کشورنظیر حفظ محیط زیست نماید. آیا انتظار بیجایی هست که بودجه در نظر گرفته شده برای این دو تیم به یک چهارم مبلغ پیشنهاد شده تقلیل یابد و مابقی به احیای  دریاچه اورمیه  و  دریاچه هامون و هورالعظیم اختصاص یابد؟

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

حقایق تلخ در لایحه بودجه سال ۱۴۰۰

+0 به یه ن

٤٩٨ میلیون تومان دردلایحه بودجه سال ١٤٠٠ برای دریاچه اورمیه اختصاص داده اند. ١٧ برابر آن به بنیاد "فرهنگی شهید سلیمانی " اختصاص داده اند. دختر سردار سلیمانی گفته این پول را به حل مشکلات مردم اختصاص دهید.
راست گفته. دریاچه اورمیه اگر خشک بشه، چند میلیون نفر با دست خالی باید آواره بشوند. دریاچه اورمیه برای احیا به بسی بیش از یک هفدم بودجه بنیاد فرهنگی شهید سلیمانی نیاز داره!

🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

پیشنهاد من برای تشویق باغداران و کشاورزان برای صرفه جویی در آب کشاورزی

+0 به یه ن

در دهه چهل هجری به این سو بسیاری از روستا به شهر مهاجرت کرده اند و زندگی شهری را بر گرفته اند اما زمینی موروثی در روستا دارند.  اگر بتوانیم این قشر را در همین فضای مجازی جذب کنیم و متقاعد کنیم که  فن آوری های جدید در روش های آبیاری را برگیرند تاثیر قابل توجهی خواهد داشت.

همین طور شهریانی هستند که در سال های اخیر در روستاهای اطراف کلانشهر ها ملکی خریده اند. منظورم ثروتمندان رانت خوار آن چنانی نیست. آن قبیل افراد خیلی اهمیتی به محیط زیست نخواهند داد. خودخواه تر از آن هستند که برایشان اهمیتی داشته باشد. منظورم کسانی هستند  درردیف استادان دانشگاه، مهندسان، پزشکان، پرستاران، روسای شعب بانک ها و.... که پس اندازی داشته اند و برای این که در تورم  این پس انداز  بی ارزش نشود ملکی در روستاهای اطراف شهر خریداری کرده اند. قطعات کوچک هزار متر مربعی و......  این افراد را هم می توان  متقاعد نمود که از روش های صرفه جویانه در آب بهره گیرند.

حتی نسل دوم و سوم مهاجران  از شهر ها به روستاها ممکن هست علاقه مند شوند که سری به املاک موروثی بزنند و آنها را احیا سازند.  اتفاقا نسل های دوم و سوم چه بسا بیشتر راغب باشند. چون ممکن هست نسل اول از روستا به خاطر خاطرات نه چندان دلچسب محرومیت گریزان باشد، اما نسل دوم و سومی نسبت به آن به دیده رمانتیک بنگرد. شاید بگویید این افراد رمانتیک با دیدن واقعیت فقر و محروم روستا رمانتیسم را دور می ریزند و به شهر بر می گردند و دیگر پشت سرشان را هم نگاه نمی کنند.

نکته مهمی که به نظر من  باید به آن تاکید شود آن هست که با برگرفتن فن آوری های نوین دیگه  زندگی روستایی مترادف با فقرو فلاکت و مشقت نخواهد بود.

پارسال فیلمی در مورد کشاورزی اتوماتیک دیدم. فکر میکردم این قبیل فن آوری ها مال «از ما بهتران» هست. مال کالیفرنیا و..... اما چند روز پیش جوانی  که هم متخصص کشاورزی است و هم مهندس الکترونیک، به من گفت در خود تبریز هم شرکت هایی  هستند که همین تکنولوژی را در روستاهای اطراف تبریز و اورمیه می توانند راه اندازی کنند.
اگر این  قبیل اطلاعات  به شهریانی که ملکی موروثی در روستا دارند برسد حتما علاقه مند می شوند که دستی به سر و روی ملک موروثی بکشند.

در ذهن یک شهری تیپیکال زندگی روستا یا یک زندگی بی آلایش رمانتیک آرمانی هست یا زندگی توام با مشقت. برای من که در تبریز بزرگ شدم زندگی روستایی مترادف بود با زندگی سراپا مشقت اوشین در خانه مادر شوهرش یا پدرش.
اما الان متخصصان کشاورزی  می گویند با صرف یک هزینه نه چندان زیاد می توان آبیاری قطره ای را در صیفی کاری ها و مزارع  ترتیب داد. با هزینه ای حدود بیست میلیون تومان در هر هکتار. با صرف مبلغی اندکی بیشتر می شه آن را اتوماتیک کرد. به گونه ای که هر جای دنیا که باشید (حتی در خارج ) می توانید رطوبت خاک را مانیتور کنید و آبیاری را وصل یا قطع کنید!! این تصویر  خیلی با تصورات اوشینی من متفاوت بود!!!

۲۰ میلیون تومان پول زیادی برای  حتی یک کارمند مثل استاد دانشگاه یا رییس شعبه بانک نیست. برای پزشکها ی جاافتاده و.... که اصلا رقمی نیست. اگر شخصی در شهر شغلی از این دست داشته باشد و در روستا ملکی موروثی نسبتا آسان می تواند هزینه آبیاری قطره ای را خود بپردازد. به جای این که با آن مبلغ دلار و سکه بخرد و نگران بالا و پایین رفتن قیمت باشد می تواند آن ۲۰ میلیون را صرف این کار کند اما در عوض مطمئن باشد آب چاه مزرعه اش برای ۲۰ سال دیگر هم خواهد ماند. ۵ سال دیگه  ملکش لم یزرع نمی شود. (۵ سال و ۲۰ سال را همین طوری پراندم) این را متخصصان با مطالعه بگویند که به ازای هزینه کرد ۲۰ میلیون امروز چه قدر بر ارزش ملک شان در دراز مدت افزوده می شود.

برای این قشری که ذکرش شد (شهریانی که در روستا ملکی دارند و خود جزو طبقه متوسط رو به بالای شهر ) هستند مشکل نه عدم فهم و درک هست نه مشکل سرمایه. بیست میلیون را می توانند جور کنند. توضیح هم بدهید که الان این پول صرف می کنی اما ملک مرغوب تری برای فرزند به ارث می ذاری کاملا می فهمند و متقاعد می شوند. مشکل و کمبودشان وقت هست.

اینجاست که می توان به آنها گفت که شرکت های معتبری هستند که این تاسیسات را برایتان راه اندازی می کنند. صد البته  به ازای پول. مثلا به جای ۲۰ میلیون در هکتار ۲۲ میلیون در هکتار به این شرکت ها می دهید و آنها برایتان تاسیسات را راه می اندازند و تحویل می دهند.  پسر باغبان محلی تان را هم آموزش می دهند  که چه جور از این تاسیسات استفاده کنند.  فرض کنید فلان آقای دکتر روستا زاده در شهر با چنین امکاناتی آشنا می شود. آیا به نظر شما این آقای دکتر علاقه مند نمی شود که ملک پدری را به این صورت احیا کند. با پرداخت هزینه ای که نسبت به جیب او آن قدر ها بزرگ نیست.

خدمات پس از نصب و اطمینان از آن هم خیلی مهم هست. اگر شهر نشین بداند که شرکتی معتبر و با ثبات وابسته به دانشگاه  هست که اگر این تاسیسات را نصب کند بعدا خدمات پس از فروش خواهد داد و اگر خراب شد تعمیر می کند راغب می شود.






اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل