+0 به یه ن
ویژه نامه یلدایی دیپلوک با عنوان «این ایده باید بمبرد» منتشر شد. در این ویژه نامه من مقاله ای دارم با عنوان «از زیبایی در علم تا کیش شخصیت». دکتر شیخ جباری هم مقاله ای دارد با عنوان«ثابت کیهانشناسی».
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
ویژه نامه یلدایی دیپلوک با عنوان «این ایده باید بمبرد» منتشر شد. در این ویژه نامه من مقاله ای دارم با عنوان «از زیبایی در علم تا کیش شخصیت». دکتر شیخ جباری هم مقاله ای دارد با عنوان«ثابت کیهانشناسی».
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
بیست
وسومین برنامه «چرخ» با موضوع سیاه چاله چیست؟ با اجرای محمدرضا مقدسیان
وحسین فروتن با میزبانی دکتر محمدمهدی شیخ جباری، فیزیکدان و عضو فرهنگستان
علوم و هیات علمی پژوهشکده فیزیک پژوهشگاه دانشهای بنیادی صورت گرفت .
دکتر
شیخ جباری در پاسخ به این سوال که سیاه چاله چیست؟ گفت: سیاه چاله ها یکی
از پیش بینی های نظریه نسبیت عام اینشتین هستند. نظریه نسبت عام مانند هر
نظریه دیگر فیزیکی با مجموعه ای از معادلات ریاضی توصیف می شود و سیاه چاله
ها جوابهایی از معادلات اینشتین هستند که به لحاظ تاریخی جزء اولین جوابها
بودند. نسبیت عام را می توان به صورت تصحیحی بر نظریه گرانش نیوتونی دید.
بر اساس گرانش نیوتونی نیروی گرانشی دو جرم نقطه ای متناسب عکس مجذور فاصله آنهاست. در نسبیت عام این قانون عکس مجذوری وقتی دو جرم از هم دور هستند تقریب بسیار خوبی از نیروی گرانشی آنهاست
اما وقتی دو جرم به هم نزدیک باشند مطابق نسبیت عام این نیرو قوی تر از
قانون عکس مجذوری می شود. حال تصور کنید که توده بزرگ جرمی به صورت کروی
را در فضایی بسیار کوچک فشرده کرده باشیم و به این جرم بسیار نزدیک شویم.
در این صورت انحراف از قانون عکس مجذوری می تواند بسیار بزرگ باشد. دیگر
ویژگی نسبیت عام آن است که حتی نور هم تحت اثر گرانش قرار می گیرد. مثلا
نور ستاره های دیگر که از کنار خورشید می گذرند در میدان گرانشی خورشید کمی
از مسیر معمول خود که خط راست است منحرف می شوند؛ این چشمه های گرانشی
مانند عدسی همگرا عمل می کنند. در مورد نوری که از کنار خورشید می گذرد این
انحراف بسیار بسیار کوچک و در حد یک ثانیه قوسی است. حال تصور کنید که جرم
کروی بسیار زیاد و شعاع آن کوچک باشد اثر گرانشی روی نور می تواند آنقدر
بزرگ شود که نور نتواند از سطح جسم به بیرون تابیده شود. در این صورت ما که
در بیرون از توده جرم و در فواصل دوردست قرار داریم توده جرم را «سیاه»
می بینیم چون هیچ نوری از آن به بیرون تابش نمی شود. برای آن که این اتفاق
بیافتد و «سیاه چاله» شکل بگیرد باید جرمی به بزرگی جرم خورشید در کره ای
به شعاع کمتر از سه کیلومتر فشرده شود. هرچند از سیاه چاله چیزی به بیرون
تابیده نمی شود، از بیرون اجرام و نور به داخل آن جذب می شود و فرو می
ریزد. سیاه چاله «افقی» دارد که هر چه از آن رد شود و به «داخل» آن بیافتد
دیگر از آن بیرون نخواهد آمد. با این توصیف نام سیاه چاله بسیار مناسب و با
مسما انتخاب شده است. مشاهده و یافتن سیاه چاله ها، اگر واقعا در جهان
وجود داشته باشند، به این علت که سیاه چاله هیچ چیزی تابش نمی کنند به لحاظ
رصدی کاری بسیار دشوار است. درست است که سیاه چاله ها از جوابها یا به
عبارت دیگر «پیش بینی های» نسبیت عام هستند اما آیا در جهان واقع هم الزاما
وجود دارند؟!
به لحاظ نظری و بر اساس مدل تحول ستاره ها بیش از ۵۰ سال است که می دانیم ستارههای معمول اگر جرمی حدود ده برابر یا بیشتر از جرم خورشید داشته باشند در انتهای دوره تحول خود پس از انفجار ابرنواختر (سوپرنوا) می توانند به سیاهچاله تبدیل شوند. جرم این سیاهچالهها عموماً چند برابر جرم خورشید است. یعنی ماده معمول با تحول متعارف شناخته شده میتواند به سیاهچاله تبدیل شود. اگر این درست باشد باید در کهکشان ما یا کهکشانهای اطراف تعداد معتنابهی سیاهچاله با حدود جرم خورشید وجود داشته باشد. مواد (سیارهها و ستارههای) میتوانند به درون میدان گرانش این سیاهچالهها بیافتند و پس از از دست دادن انرژی خود به درون سیاهچاله سقوط کنند. در این فرآیند و قبل از فرورقتن در سیاهچاله این اجرام به شدت شتاب میگیرند و شروع به تابش با انرژی بسیار بالا--مثلاً اشعه ایکس یا پرتو گاما-- میکنند. اما سوال این است که از کجا میتوان مطمئن بود که هسته جاذب این اجرام واقعاً یک سیاهچاله بوده و نه مثلاً یک ستاره خاموش و پر جرم و فشرده دیگر؟
این سئوال از مسائل جالب و باز اخترفیزیک رصدی است وبر روی آن بسیار کار میشود. اما در حدود سه-چهار سال اخیر با استفاده از آشکارسازی امواج گرانشی شواهد مستقیمتر رصدی برای سیاهچالهها پیدا کردهایم. فرض کنید دوسیاهچاله داریم که به دور هم میچرخند این سیستم میتواند به تابش موج گرانشی به مرور انرژی از دست بدهد و نهایتاً آن قدر مدار آنها حول یکدیگر کوچک میشوند که دو سیاهچاله درهم روند. در این مرحله درهمروی مقدار زیادی انرژی- چندین برابر کل انرژی که خورشید در طول عمر خود تابش میکند-- در زمانی بسیار کوچک از مرتبه چند ثانیه به صورت امواج گرانشی تابش میکنند. امروزه فناوری به اندازهای پیشرفت کرده که این امواج گرانشی را روی زمین رصد کنند. امواج گرانشی و آشکارسازی آنها و بالتبع سیاهچالهها از شاخههای بسیار داغ پژوهشی در فیزیک امروز هستند.
«چرخ»
به تهیه کنندگی الهه بهبودی کاری از گروه دانش شبکه چهار سیما است که
شنبهها ساعت ۲۱ به صورت زنده از شبکه چهار سیما پخش میشود.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
امشب ساعت نه من در برنامه چرخ شبکه ٤ در مورد ماده تاریک صحبت خواهم کرد.
گفتند یک
سئوال پیامکی هم تهیه کن. من سئوال زیر را تهیه کردم که مقبولشان نیافتاد.
دیدم حیفه سئوال را دور بریزم. اینجا مطرحش می کنم:
کدامیک از خانم های زیر برنده جایزه نوبل شده اند:
١) ورا روبین منجم معروف و از سردمداران کشف شواهد مشاهداتی ماده تاریک
٢) رزالیند فرانکلین
٣) چین شوینگ وو کاشف نقض تقارن وارونى فضا
٤) ماریا گوپرت مایر فیزیکدان هسته ای
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
صفحه ۱۴۰ کتاب علم و جامعه: Smith believed that when each individual aims at his own personal pros- perity, the result is the prosperity of the community. A baker does not consciously set out to serve society by baking bread - he only intends to make money for himself; but natural economic forces lead him to perform a public service, since if he were not doing something useful, people would not pay him for it. Adam Smith expressed this idea in the following way: “As every individual, therefore, endeavours as much as he can, both to employ his capital in support of domestic industry, and so to direct that industry that its produce may be of greatest value, each individual necessarily labours to render the annual revenue of the Society as great as he can.” “He generally, indeed, neither intends to promote the public interest, nor knows how much he is promoting it. By preferring the support of domestic to that of foreign industry, he intends only his own security; and by directing that industry in such a manner as its produce may be of the greatest value, he intends only his own gain; and he is in this, as in many other cases, led by an invisible hand to promote an end which was no part of his intention. Nor is it always the worse for Society that it was no part of it. By pursuing his own interest, he frequently promotes that of society more effectively than when he really intends to promote it.” In Adam Smith’s optimistic view, an “invisible hand” guides individuals to promote the public good, while they consciously seek only their own gain. This vision was enthusiastically adopted adopted by the vigorously growing industrial nations of the west. It is the basis of much of modern history; but there proved to be shortcomings in Smith’s theory. A collection of individu- als, almost entirely free from governmental regulation, each guided only by his or her desire for personal gain - this proved to be a formula for maximum economic growth; but certain modifications were needed before it could lead to widely shared happiness and social justice. متن بالا در باره دیدگاه های اقتصادی آدام اسمیت اقتصاددان بزرگ اسکاتلندی در قرن ۱۸ میلادی است. به دو دلیل نقل کردم. یکی جدی و دیگری طنز! اول این که دیدگاه روشن و ساده اش به گمان من به درد امروز ما می خورد. به عقیده این حقیر ما امروز به همین آدم های عاقل و دور اندیش نیاز داریم نه به ایده آ ل گرایانی با چند شعارآرمانگرایانه که بد را بدتر کنند و پس فردا به بهانه و منت آن که برایمان فداکاری کرده اند باقی مانده حق و حقوقمان را بالا بکشند! دومین دلیل طنز هست! یادم هست که زمانی یک سری جوک ها رایج بود که در آن اسکاتلندی راهی برای صرفه جویی ارائه می داد و همه را مفتون هوشمندی خود می ساخت!سپس یک اسکویی وارد صحنه می شد و چیزی می گفت که اسکاتلندی لنگ می انداخت! الان هم امیدوارم یک اقتصاددان از اسکو ظهور کند وروی دست آدام اسمیت بزند و ما را از این بن بست اقتصادی خارج سازد.😉. 🍀@minjigh
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
SCIENCE AND SOCIETY, 2nd Edition John Avery H.C. Ørsted Institute, Copenhagen, 2005 Members of the commercial middle class needed a clear and realistic view of the world in order to succeed with their enterprises. (An aristocrat of the period, on the other hand, might have been more comfortable with a somewhat romanticized and out-of-focus vision, which would allow him to overlook the suffering and injustice upon which his privilages were based.) The rise of the commercial middle class, with its virtues of industriousness, common sense and realism, went hand in hand with the rise of experimental science, which required the same virtues for its success. از صفحه ۱۲۴ کتاب علم وجامعه نقل کردم. توصیف قرن ۱۸ اروپاست. عجب قرنی بوده این قرن! به لحاظ تولد افکار و پیشرفت دانش!
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
همان طوری که اعلام شده است روز چهارشنبه، آقای دکتر شیخ جباری در سالن آمفی تئاتر پژوهشگاه دانش های بنیادی سخنرانی ای در مورد «دستاوردهای علمی هاوکینگ» ارائه خواهند داد. این سخنرانی تکرار سخنرانی ای است که چند ماه پیش ایشان در دانشگاه تهران ارائه دادند. من از این سخنرانی به قدری لذت بردم و آموختم که از ایشان خواهش کردم بار دیگر سخنرانی را در پژوهشگاه ارائه کنند. پیشگفتاری برای این سخنرانی را اینجا مکتوب می نمایم.
دستاورد های بزرگان علم همچون هاوکینگ را باید در پس زمینه این کوشش عظیم چند هزار ساله بشریت در کشف قوانین طبیعت و فرمول بندی آنها در قالب ریاضی دید. در این راستا دو کتاب معرفی می نمایم. یکی کتاب «انسان خردمند» است که خوشبختانه یک جلد از آن هم برای کتابخانه ساختمان فرمانیه تهیه شده است. اگر علاقه مند باشید می توانید آن را به قرض بگیرید.
دیگری کتاب science and societyنوشته J Averyاست. مژده ای که دارم آن است که این کتاب در دست ترجمه به فارسی است و- به امید خدا- به زودی وارد بازار کتاب می شود. من در حال خواندن این کتاب هستم. بعد از خواندن هر دستاورد در ذهنم فرآیند رسیدن به نتایج توسط دانشمندان وقت را بازسازی می کنم. مثلا در مورد این که چگونه دانشمندان اسکندریه توانستند شعاع زمین و ماه، فاصله ماه و زمین و زمین و خورشید را با مشاهدات ابتدایی زمان خویش به دست آوردند. یا این که چرا «تیکو براهه» نتوانست پدیدهstellar parallaxرا در زمان خویش مشاهده کند؟ (این مشاهده مهم بعدها در قرن نوزدهم توسط بسل-همان شخص که با توابعش آشنایید- صورت گرفت.)
گاهی با دکتر شیخ جباری در مورد عملی بودن این کشفیات به آن صورت که در کتاب شرح داده شده به بحث می نشینیم. مثلا در کتاب ادعا شده است که در قرن 18 با زدن جرقه های الکتریکی به هوا باعث شدند که مولکول های اکسیژن و نیتروژن تجزیه شوند و با یکدیگر ترکیب گردند؛ باقی مانده گاز آرگون خالص بود. چند روز پیش که من و همسرم از سفر باز می گشتیم در هواپیما بحث می کردیم که این ادعا نمی تواند درست باشد چون حتی اگر همه اکسیژن ها با نیتروژن ترکیب شوند باز هم باقی مانده نیتروژن هوا دو مرتبه بزرگی بیش از آرگون موجود خواهد بود. اگر دوستان دیگری این کتاب را خوانده اند خوشحال می شویم جلساتی تفننی داشته باشیم و در مورد کتاب به گفت و گو بنشینیم. به باز شدن افق دید ما به عنوان پژوهشگران دانش می تواند کمک شایانی کند. برای این که کار پژوهش ما در پیشبرد قافله دانش-ولو به میزان بسیار اندک- سهمی داشته باشد لازم است بدانیم پدران و مادران معنوی ما - یعنی پژوهشگران نسل های گذشته همچون ارشمیدس، گالیله، نیوتن، ابوریحان، ابن هیثم، امی نوتر و..... چگونه راه خود را در تاریکی ها یافتند.
به امید این که ترجمه کتاب در ایران به زودی منتشر شود. یکی از آرزوهای من این هست که این کتاب را به دبیران ریاضی خود در دبیرستان هدیه دهم.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
متن زیر به قلم آقای بهمن شهری، پژوهشگر زبان و فرهنگ است:
ضربالمثلی قدیمی میگوید 'از هر چه بترسی سرت میآید.' آیا این اندرز کهن ریشه در واقعیت دارد؟ در نگاه نخست احتمالا با عقل سلیم جور درنمیآید. مگر همه عوامل دنیا دست ماست؟ دنیا همان جوریست که هست و ربطی ندارد به اینکه ما چطور فکر میکنیم. این پاسخ صادق است یعنی واقعا دنیا خارج از تصورات ما وجود دارد و اتفاقاتی در آن میافتد.
اما ظاهرا قضیه به این سادگیها نیست. دنیای ذهن کجای ماجراست؟ مگر نه این که احساسات، قضاوتها و حتی رفتارهایمان همه از عالم ذهن نشات میگیرند؟ مگر دنیای هرکس چیزی است بجز تک تک لحظات زندگی؛ آمیخته با خوشی و رنج و در یک کلام کیفیت ذهنی تجربههایش؟
ویلیام ایزاک تامِس جامعهشناسی بود که سالها پیش به پرسشهایی از این دست فکر میکرد. تامِس در سال ۱۸۶۳ میلادی (۱۲۴۲ شمسی) در شهری کوچک به نام راسِل در ایالت ویرجینیا به دنیا آمد. سالهای زیادی در دانشگاه شیکاگو و در اواخر عمر در هاروارد به تدریس و تحقیق پرداخت. جامعهشناسی مهاجرت از حوزههای پژوهشش بود و علاقه زیادی به مطالعه رفتار و ذهنیت افرادی داشت که از دل فرهنگهای مختلف و متفاوت برآمده بودند و باید در سرزمینی جدید کنار یکدیگر میزیستند.
یکی از دستاوردهای اندیشه تامس مفهومی است بنیادی که در جامعهشناسی معروف است به قضیه تامِس.
قضیه تامِس میگوید "اگر فردی وضعیتی را واقعی فرض کند، پیامدهای آن وضعیت بدل به واقعیت میشوند." به بیان دیگر کنشهای فرد تحتتاثیر تصورات ذهنیاش قرار میگیرد. طبق این قانون، تفسیری که فرد از امور در خیالش میبافد، نتایجش از مرز خیال گذر خواهد کرد و بدل به واقعیت میشود.
بگذارید با ذکر دو مثال خیالی قضیه تامِس را روشن کنم.
مثال اول: فرض کنید کودکی باور دارد که شبهنگام جنها در اتاقش در رفت و آمدند. نتیجه چنان تصوری این است که وی بیشتر شبها بیدار میماند با اینکه جنها در جهان خارج وجود ندارند.
مثال دوم: فرض کنید بهمن به هر دلیلی متقاعد شده که مجتبی از وی متنفر است. او از همان وقت طوری با مجتبی رفتار میکند که رفته رفته رابطهشان شکرآب میشود فارغ از این که آیا تنفر مجتبی از بهمن از همان آغاز واقعی بوده یا توهمی ساخته و پرداخته ذهن بهمن؟
اثرگذاری تامس به دوران خودش محدود نماند. رابرت مِرتون -یکی از چهرههای برجسته جامعهشناسی قرن بیستم- بشدت تحت تاثیر آراء تامس قرار گرفت. او دانشآموخته دانشگاه هاروارد بود و سهم ویژهای در پایهگذاری جامعهشناسی علم داشت. مرتون بیشتر عمرش -از اوایل دهه چهل تا اواسط دهه هشتاد میلادی- در دانشگاه کلمبیا مشغول آموزش و پژوهش بود.
پس از مطالعه دقیق قضیه تامس، مرتون یک مفهوم مهم و تا به امروز تاثیرگذار را به دنیای علم وارد کرد: پیشگویی خودمحقق (self fulfilling prophecy). مرتون این مفهوم را این گونه تعریف میکند:
"پیشگویی خودمحقق در آغاز تعریفی است غلط از وضعیتی که رفتاری جدید را برمیانگیزد و [همان رفتار] باعث میشود تصور غلط اولیه به واقعیت بپیوندد."
به زبانی ساده پیشگویی خودمحقق یک جور غیبگویی است که با ایجاد خطاهای پی در پی به خود واقعیت میبخشد. مرتون از این مفهوم برای توضیح پدیدههای اجتماعی استفاده میکرد؛ مثلا سناریوی زیر را در نظر بگیرید:
عدهای چو میاندازند که فلان بانک با تغییر مدیریت به آشفتگی و ورشکستگی میافتد. مسئولان بانک یا شایعه به گوششان نمیرسد یا آن را جدی نمیگیرند. درست همان روزی که مدیر بانک عوض میشود، مشتریان بسیاری به بانک مراجعه میکنند و پولهای خود را از بیم ورشکستگی از حسابها بیرون میکشند. همین اتفاق باعث میشود شایعه رنگی واقعیتر بگیرد و مشتریان بیشتری از همین رفتار پیروی کنند تا در نهایت به ورشکستگی بانک منجر شود.
پیشگویی خودمحقق کمکم دامنه تاثیرش از جامعهشناسی فراتر رفت و توجه پژوهشگران رشتههای دیگر را جلب کرد. رابرت رُزِنتال، استاد برجسته روانشناسی در دانشگاه کالیفرنیا، شکلی از پیشگویی خودمحقق را در آموزش و پرورش شناسایی و معرفی کرد که معروف است به 'اثر رُزِنتال' یا 'اثر پیگمالیون'. در اساطیر یونان، پیگمالیون نام مجسمهسازی است که عاشق تندیسی شد که خود ساخته بود. او به نزد الهه عشق، آفرودیت، دعا کرد که همسری نصیبش شود که نمونه زنده تندیسش باشد. در بازگشت به خانه دریافت دعایش مستحاب شده و تندیسش جان یافته، سپس با او ازدواج کرد.
اثر پیگمالیون به پدیدهای اشاره میکند که بالا بودن سطح توقع معلمها به عملکرد بهتر دانشآموزان منجر میشود. در پژوهش رُزِنتال، آموزگاران یک مدرسه ابتدایی فهرستی از دانشآموزانی را که نمیشناختند دریافت کردند. در این فهرست نمرات غیرواقعی ضریبهوشی دانشآموزان ثبت شده بود و تعدادی به صورت کاملا تصادفی باهوش معرفی شده بودند. پس از بررسی عملکرد آموزگاران و نمرات دانشآموزان در یک بازه زمانی مشخص شد وقتی معلم یکی را 'باهوش' میپندارد، رفتار و توقعش را بر اساس همان پندار پیش میبرد. نتیجه آنکه پس از مدتی دانشآموز نیز خودش را با توقعات آموزگار تطبیق میدهد و عملکردش بر همان اساس پیشرفت میکند.
عکس اثر پیگمالیون مشهور است به 'اثر گولِم'. واژه گولِم از یک افسانه یهودی میآید درباره موجودی انسانوار که در نتیجه سِحر و جادو از مواد بیجان مثل گِل و رس پدید میآید و نمادی است از درماندگی و حماقت. اثر گولِم میگوید که در محیطهای آموزشی و سازمانی پدیدهای روانی وجود دارد که در آن توقع پایینتر از افراد، چه از طرف بالاسریها چه خود شخص، به عملکرد ضعیفتر فرد میانجامد.
شناسایی این دو شکل از پیشگویی خودمحقق الهامبخش پژوهشها، سیاستگذاریها و دورههای آموزشی مختلفی در حوزههای تعلیم و تربیت و مدیریت منابع انسانی بوده است. پژوهشهای بینارشتهای فراوانی در سالیان اخیر، مفاهیم جدید و صورتهای گوناگونی از پیشگویی خودمحقق و تاثیراتش را شناسایی کردهاند.
پیشگویی خودمحقق میتواند دستاوردهای گرانبهایی داشته باشد، اگر درست به کار گرفته شود و واقعیت را مد نظر قرار دهد؛ مثلا با شناخت تاثیرات پیشگویی خودمحقق، اهمیت قدردانی و بازخورد مثبت در مدیریت منابع انسانی بیش از پیش آشکار میشود یا تحقیقات فراوانی در روانشناسی ورزشی نشان میدهند که ایجاد 'ذهنیت بُرد' در ورزشکاران تاثیر چشمگیری بر عملکرد آنها دارد.
اما غیبگوییهایی که واقعیت را مدنظر قرار نمیدهند میتوانند وحشتناک مخرب باشند؛ از زندگی خصوصی گرفته تا پیشرفت شغلی و اجتماعی، توهمات ذهنی ممکن است پیامدهای سختی داشته باشند. آموزش، یادگیری، آگاهیرسانی، مشاوره و اندیشهورزی از بهترین راههای مبارزه با نتایج زیانبار چنین خیالبافیهایی است.
آن سان که پیداست خیلی اوقات خیالپردازی مثبت افکار مثبت را در پی دارد و افکار مثبت به واژگان و رفتار مثبت میانجامد که خود احتمال نتایج سودمند را بالا میبرد و بالعکس. با این اوصاف شناسایی و آگاهی از پیشبینی خودمحقق بهانه خوبیست تا بنشینیم و برخی رویکردها و داوریهایمان را به پرسش بکشیم؛ مبادا مصداق همان ضربالمثل قدیمی شویم و ترسهایمان بر سرمان خراب شوند.
پی نوشت مینجیق:
کارى که در کانال مینجیق بناست بکنیم چنین چیزى است.
در واقعیت جو عمومى در ایران ناامیدى و وادادگى و تاسف خوردن به حال خود است.
ما آینده نه چندان دورى را می خواهیم تصور کنیم که خود مردم در حول و حوش خود بخواهند تغییراتى ایجاد کنند. یک در صد از جامعه بخواهند به ایجاد چنین تصویری کمک کنند با توجه به این که هر کدام با حدود صد نفر در ارتباط هستند این تصویر همه گیر مى شود. بعد بنا به قانون تامس تحقق می یابد.
فکر مى کنم تغییر تصویر عمومى تا بهار سال ١٣٩٨ شدنى است!
🍀@minjigh
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
در ادامه نوشته قبلی در مورد اهمیت machine learning دو نفر از خوانندگان بلاگ لطف کردند و منابعی برای یادگیری معرفی کردند که اینجا من لینک آنها را می ذارم:
اشتراک و ارسال مطلب به: