+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
جامعه ما به سرعت در حال تغییر و پوست اندازی است. اگر این تغییرات به سمت وسوی علمی تر اندیشیدن باشد آینده ای روشن در انتظار کشور ما خواهد بود. با این ملاحظه دوشنبه هفته قبل (۴ بهمن ماه) از خانم دکتر سیما قاسمی، ترویجگر و پژوهشگر ترویج علم دعوت نمودیم تا در مورد رویکردها و چالش های ترویج علم سخنرانی نمایند. سخنرانی ایشان بسیار ارزشمند و آموزنده است. لینک فایل سخنرانی را در زیر می گذارم تا مورد استفاده همگان قرار گیرد. شنیدن این سخنرانی را به همگان قویا توصیه می کنم. در ابتدا، حدود ۱۰ دقیقه آقای دکتر شیخ جباری در مورد رویکردهای مختلف ترویج علم صحبت می کنند. بقیه سخنرانی خانم دکتر سیما قاسمی و پاسخ به سئوالات توسط ایشان هست:
https://www.aparat.com/v/L3xKC
در لینک زیر ادامه پاسخ های خانم دکتر قاسمی به سئوالات را می شنویم. همچنین این جانب توضیحاتی در مورد پوستر برنامه می دهم:
https://www.aparat.com/v/KRNGB
در لینک های زیر فایل پی دی اف طرحی که دکتر شیخ جباری با همکاری چند نفر از اساتید در حوزه ترویج علم برای فرهنگستان علوم انجام داده بودند قابل دسترس هست:
http://physics.ipm.ac.ir/tarvij/tarvij1.pdf
http://physics.ipm.ac.ir/tarvij/tarvij2.pdf
خواندن این مقالات را هم قویا توصیه می کنم. حاصل سه سال کار پژوهشی و خواندن مقالات متعدد در این حوزه هستند.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
در نوشته پیشین ام اشاره کردم که اغلب بزرگسالان از قبل عقایدی دارند و انتظار دارند که یک دانشمند یا مروج علم آن را تایید کند و تاکید کند که عقاید وی مبنای علمی دارد. اگر جز این بشنود دلخور می شود. اغلب بزرگسالان اگر از زبان یک ترویجگر علم بشنوند که عقایدشان علمی نیست عالم بودن مروج را (مستقل از جایگاه علمی او) زیر سئوال می برند نه عقاید غیر علمی خود را! یک ترویجگر آماتور علم (نظیر خود ما که تفننی هرازگاهی قدم در راه ترویج علم می گذاریم و کار اصلی مان پژوهش علمی یا آموزش رسمی علم در مدارس و دانشگاه هاست) وسوسه می شود که برای متقاعد کردن مخاطب از جایگاه علمی خود یا استادش مایه بگذارد. وسوسه می شود که به مخاطب بگوید «من یا استادم که فلان مدرک علمی را داریم و از بهمان جایگاه علمی برخورداریم این طوری می گیم، تو چی می گی؟!» یک ترویجگر حرفه ای علم می داند که این راه درستی نیست و نتیجه معکوس خواهد داد. با خرج کردن از آتوریته علمی نمی توان افراد را مجاب نمود که علمی بیاندیشند و تحلیل نمایند!
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اگر تجربه «ترویج علمی فکر کردن» در بین بزرگسالان داشته باشید، خواهید دید چه قدر به لحاظ اجتماعی دشوار هست. طولی نخواهد کشید که عده ای علیه شما صف خواهند بست و نیش و کنایه های زهرآلود به شما شلیک خواهند کرد. ظاهرا دوستانه اما در واقع بسیار خصمانه. حتی وقتی تولدشان را هم تبریک می گویید (تولدی که علی الاصول قرار نبود یادتان باشد اما یادتان بود) با نیش و کنایه از خجالت شما در می آیند. تعجب می کنید که مگر من چه کرده ام که مستحق این همه نیش و کنایه و بدگویی های این افراد شده ام؟!
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
به این ترتیب دانشجویان از همه ایران و حتی از افغانستان می توانند متنفع گردند. با این بودجه ناچیز و اندکی کار اجرایی می توان جلوی فاجعه بیسوادی نسل آینده فیزیکدانان و مهندسان و... نسل آینده را گرفت. همچنین با بودجه ای اندک،نهاد مزبور اعتبار نیکی در سطح دانشگاه های کشور به دست می آورد.
توجه کنید: سال اول دانشگاه زمانی است که شخصیت دانشجویی شخص شکل می گیرد. وقتی دانشجویی سر کلاس ترم فیزیک ۱ ملاحظه می کند که مطالب را به علت عدم تسلط به مفاهیم ریاضی نمی فهمد یا سرخورده می شود و حس کودنی به او دست می دهد. یا ملاحظه می کند که دیگران هم نمی فهمند و این نتیجه را می گیرد که دانشگاه جایی است که ۱- استاد درس می دهد ۲-دانشجوها هم نمی فهمند.۳- آخر سر هم استاد برای این که همه از درس نیافتند چندین نمره اضافه می کند. در نتیجه حتی بعد از این که انتگرال را هم یاد گرفت در فهمیدن دروس «شل» می شوند. اگر قبل از حذف انتگرال و... از دروس دبیرستان حدود ۲۰ درصد دانشجوها در دانشگاه شل بودند بعد از این اتفاق حدود ۸۰ درصد همان ترم اول شل می شوند. این یعنی فاجعه برای آینده کشور. این یعنی سونامی بیسوادی و ناکارآمدی.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
در متن زیر، در مورد برنامه ترویج علم که در روز دوشنبه چهارم بهمن ساعت ۹-۱۱ صبح در فضای مجازی برگزار خواهد شد توضیحاتی تکمیلی ارائه می دهم.
لینک رویداد:
https://www.skyroom.online/ch/schoolofphysics/physicsseminar
پژوهش در فیزیک یک امر جهانی است. وقتی سخنرانی ای در مورد کارهای پژوهشی خود ارائه می دهیم چندان برایمان فرقی ندارد که مخاطبان ایرانی هستند یا خارجی. همین طور وقتی درس تخصصی ارائه می دهیم ملیت دانشجویان تاثیری در انتخاب مطالب و نوع مباحث ندارد. اما، ترویج علم مقوله دیگری است. در ترویج علم، فرهنگ محلی و ساختارها بی اندازه مهم هست. تقلید از برنامه های ترویج در کشورهای دیگر، بدون آن که حکمت این برنامه ها را بفهمیم و بدانیم، می تواند بیشتر منجر به سردرگمی و سوتفاهم شود. ازاین روست که برنامه هایی در مورد هدف ترویج علم و شیوه های آن قبل از هر اقدامی در جهت ترویج علم لازم است. برنامه روز چهارم بهمن در همین راستا هست. قبلا درباره این برنامه توضیحاتی داده ام که می توانید آن را در لینک زیر ملاحظه بفرمایید:
http://physics.ipm.ac.ir/terc.jsp
برخی تفاوت های فرهنگی و ساختاری بین کشورها و ملت ها که به عقیده این جانب در برنامه های ترویج علم باید مورد توجه قرار گیرند از این قرارند:
1) بسیاری از برنامه های outreach موسسات در کشورهای اروپایی یا آمریکای شمالی برای این هست که تصمیم سازان و نیز مالیات دهندگان را مجاب سازد که از آن موسسه ، حمایت مالی بنمایند. در کشور ما حمایت مالی از موسسات، تابع قوانین نانوشته دیگری است که چه بسا برنامه outreach به تقلید از موسسات خارجی کمکی در آن جهت نکند و در بهترین وجه فقط وقت و سرمایه انسانی و گاه مالی به هدر دهد.
2) هدف دیگر برنامه های outreach در کشور های غربی علاقه مند کردن و جذب استعداد های جوان می باشد. ما نیز در پژوهشکده فیزیک به این موضوع اهمیت زیادی می دهیم و در این هدف با همتایانمان در کشورهای غربی مشترکیم. در نحوه عمل، به دلایل فرهنگی تفاوت هایی باید وجود داشته باشد. بخشی از این تفاوت ها را در این برنامه بیان نموده ام:
https://www.aparat.com/v/F09Qr/
به دلیل اهمیت این موضوع برای پژوهشکده فیزیک، اگر عمری باقی باشد، در اواخر پاییز سال آینده برنامه ای دیگر با تمرکز کامل روی این موضوع ترتیب خواهیم داد.
3) در برنامه های آوت-ریچ در غرب از دستاوردهای موسسات دیگر هم نام برده می شود و جامعه هم خرده ای نمی گیرد. مثلا وقتی در برنامه های آوت-ریچ سرن در اروپا، از دستاورد های آزمایشگاه فرمی در آمریکا یاد می شود کسی ایرادی نمی بیند چرا که این دو آزمایشگاه بزرگ دنیا به واقع همراه و همگام هستند. اما اگر موسسه ای در ایران بخواهد دایم در برنامه های آوت-ریچ اش از دستاوردهای موسسات مهم دنیا بنویسد، کم کم انتقادات را بر می انگیزد که «من آنم که رستم بود پهلوان!». دیر یا زود مخاطبان را از خود دلزده می کند. این حس را در مخاطبان به وجود می آورد که ما در این وسط هیچ کاره ایم و حداکثر بتوانیم برنامه های آوت-ریچ آنها را کپی-پیست یا احیانا ترجمه کنیم.
4) توجه داشته باشیم که اروپا ، جنبش عظیم رنسانس را از سر گذرانده. اروپای شمالی علاوه بر آن عصر روشنگری و دوره صنعتی شدن را هم پشت سر گذاشته و به اینجا رسیده. این جنبش ها تفاوت های مهمی در نگرش عمومی مردم به وجود آورده است. از منظر من به عنوان یک فیزیکدان که گوشه چشمی هم به ترویج فیزیک دارد یکی از مهمترین تفاوت ها در کمی اندیشیدن هست. یک خانم یا آقای میانسال انگلیسی که حتی تحصیلات عالیه هم ندارد برای این که بفهمد دمای فلان کشور سرد هست یا گرم، دمای متوسط را سئوال می کند در صورتی که همتای ایرانی یا حتی ایتالیایی و اسپانیایی او فقط از حس گرما و سرما در آنجا می پرسد و نیاز زیادی به کمّی کردن این حس از راه اندازه گیری نمی بیند. همان خانم یا آقای انگلیسی وقتی آدرس می دهد می گوید « ۵۰۰ متر به سمت شرق برو و بعد ۲۰۰ متر به سمت شمال» اما همتای ایرانی یا ایتالیایی اش با دست اشاره می کند که «این وری برو، بعد که رسیدی به یک بستنی فروشی دوباره سئوال کن»! کمّی اندیشیدن و حس کردن در کودکستان های اروپای شمالی از طریق وزن کردن و مترکردن و..... به کودکان آموزش داده می شود.
آموزشی که کودکان ما نمی بینند و برنامه ریزان و صاحبنظران درسی ما هم اغلب در هیچ سطحی نیازی برای آن نمی بینند چرا که خود پرورده تمدنی هستند که مراحل رنسانس و روشنگری و صنعتی شدن را طی نکرده اند. خود من که این حرف ها را می نویسم، می دانم که در درک و حس مقیاس های روزمره مشکل دارم. هرچند حس و درک خیلی خوبی از تفاوت کیلو پارسک و مگا پارسک یا انرژی ام-ای-وی و جی-ای-وی دارم و به دانشجوهای خود هم به خوبی یاد می دهم، باید محاسبه سرانگشتی نمایم تا بتوانم برآورد کنم که مثلا یک عدد قرص استامینوفن کمتر از یک گرم وزن دارد یا بیشتر! خیلی از تحصیلکرده های ما همین برآورد را هم بلد نیستند. در امتحان جامع برخی از دانشجویان دکتری فیزیک که اتفاقا برخی آنها را «ستارگان آینده آسمان فیزیک ایران» می خواندند وقتی سئوال می کردید که وزن اجسام روزمره را تخمین بزنند عموما عاجز می ماندند و عملا پرخاش می کردند که «من دارم به مسایل عمیق فکر می نمایم. پس شما به چه حقی از من چنین سئوالات پیش پا افتاده ای می نمایید!»
در امر ترویج علم باید دقت کنیم که ما در بستر این جامعه داریم به ترویج علم می پردازیم نه در بستر جامعه انگلیس و یا آلمان. نیازهایی که ما در این زمینه داریم با نیاز های کشورهای اروپای شمالی متفاوت هست.
در بحث بالا دو مقوله ترویج علم و برنامه های آوت-ریچ که معنا و هدف متفاوت از هم دارند به یکجا آوردم. در ابتدای جلسه چهارم بهمن ماه، دکتر شیخ جباری به طور مختصر به تفاوت های این دو خواهند پرداخت. سپس خانم دکتر سیما قاسمی از تجارب بسیار ارزشمند خود در زمینه ترویج علم در بطن جامعه سخن خواهند گفت. در آخر این جانب در این باره سخن می گویم که یک موسسه پژوهشی در این میان چه نقشی می تواند ایفا کند. کار و هدف یک موسسه پژوهشی، پژوهش در مرزهای دانش هست نه ترویج علم در میان مردم. اما با تعاملات ولو محدود با ترویجگران حرفه ای دانش در میان مردم (در حد یک یا دو جلسه در سال برای هر عضو پژوهشکده) ، می تواند نقش مهم و بسزایی در سوق دادن جامعه به سوی علمی اندیشیدن داشته باشد. به زعم نگارنده، ضعف این حلقه از زنجیر، زنجیر را ضعیف و شکننده می سازد. برای رفع این ضعف هست که چنین برنامه هایی ترتیب می دهیم.
با احترام
یاسمن فرزان
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
از منظر من مسئله واکسن یک مسئله صرفا علمی هست و تنها متخصصان امر (پزشکان و داروسازان و... ) شایستگی دارند درباره آن اظهار نظر کنند.
به گزارش تابناک، روسای سه رکن سازمان نظام پزشکی به همراه رئیس مجمع انجمن های علمی کشور در نامه ای به ریاست جمهوری خواستار به کارگیری تمام مساعی دولت برای تهیه واکسن مطمئن و مورد تأیید مراجع علمی از طرق مختلف و با استفاده از همه ظرفیتهای بخش دولتی و خصوصی شدند.
به گزارش روابط عمومی سازمان نظام پزشکی، در نامه دکتر محمدرضا ظفرقندی - رییس کل، دکتر مصطفی معین – رییس شورای عالی و دکتر عباس آقازاده مسرور – رییس مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی و همچنین دکتر ایرج فاضل – رییس مجمع انجمن های علمی گروه پزشکی ایران، خطاب به رییس جمهور آمده است:« همانطور که استحضار دارید امروز مهمترین مقوله حوزه سلامت در جهان، مواجهه صحیح، علمی و مدبرانه در مقابل همهگیری بیماری کرونا و تنها راه غلبه و قطع زنجیره این بیماری مهلک که هر روز جان انسانهای زیادی را تهدید میکند تأمین سریع و استفاده از واکسن مناسب و مؤثر بر اساس اولویتهای تعیین شده است.
یقیناً جنابعالی اطلاع دارید که بسیاری از کشورهای منطقه و جهان واکسیناسیون علیه بیماری کووید-19 را شروع کرده و حتی بعضی از کشورهای منطقه درصد قابل توجهی از مردم را تحت پوشش واکسن قرار دادهاند.
جناب آقای رییس جمهور، امروز اولویت تهیه و خرید واکسن، نیازی حیاتی و ضروریست که باید صرفاً بر اساس نگرشی علمی و بر اساس مصالح ملی و فارغ از مسائل سیاسی به آن پرداخته شود و در کوتاهترین زمان ممکن در اختیار مردم و اقشار آسیبپذیر و گروههای پر خطر و کادر خدوم و فداکار درمان قرار گیرد.
اگر چه تلاشهای بیوقفه همکاران و دانشمندان کشور در جهت تولید واکسن داخلی بسیار ارزشمند و موجب تثبیت پایههای تولید واکسن در کشور خواهد شد ولی جنابعالی واقفید که طی مراحل علمی و تولید انبوه واکسن داخلی به زودی مسیر نخواهد شد.
حتی انحصار تهیه واکسن از مسیر سازمان جهانی بهداشت (کانال کواکس) نیز با توجه به درخواستهای کشورهای متقاضی متعدد و سهمیهبندی انجام شده به هیچ وجه برای واکسیناسیون قابل قبول در زمان مناسب، کفایت نمیکند.
لذا اینجانبان به عنوان نمایندگان جامعه پزشکی کشور مؤکداً از جنابعالی میخواهیم در جهت تأمین حقوق بدیهی مردم و انتظارات بر حق کادر درمان، تمام مساعی دولت محترم را برای تهیه واکسن مطمئن و مورد تأیید مراجع علمی از طرق مختلف و با استفاده از همه ظرفیتهای بخش دولتی و خصوصی و به دور از مسائل سیاسی مبذول نمایید.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
در این نوشته ام معمایی مطرح کردم: «چرا تکه های جدا شده از هالی، از آن عقب می مانند؟»
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
گویا عده ای امروز را روز کوروش نام نهاده اند. عده ای از این باستانگرا ها هم باز امروز در فضای مجازی دور برداشته اند تا به اعتبار این که در استوانه حقوق بشر کوروش انسان ها برابر دانسته شده اند، تا می توانند به عرب ها بتازند و تحقیرشان کنند!
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
به سنت دیرینه مینجیق می خواهم یک سئوال علمی-مامانی مطرح کنم. شهاب باران جبارى که این شب ها زمینیان شاهد آن می باشند از بقایای هالی است. وقتی هالی به خورشید نزدیک می شه یخش آب می شه ودر نتیجه تکه سنگ هایی از آن جدا می شه که ما بعدا آن را به صورت شهاب باران می بینیم. حالا سئوال: سرعت این تکه سنگ ها در هنگام جدا شدن که برابر سرعت خود جناب هالی بوده اند. از سوی دیگر هم که ما اصل هم ارزی گرانشی را داریم که می گه جرم اینرسی هر جسم برابر جرم گرانشی آن هست و درنتیجه شتابی که جسم در میدان گرانشی می گیره مستقل از جرم آن هست. بنابراین هم سرعت اولیه و هم شتاب تکه کنده شده باید برابر سرعت و شتاب خود جناب هالی باشه. پس چرا تکه ها از هالی عقب می مانند؟ ظاهرا که باید الان تکه ها همانجا باشند که هالی هست! در جواب دو عامل به نظرم می رسه اما به سنت سئوال های علمی-مامانی نمی گم تا بحث بشه. 🍀@minjigh
اشتراک و ارسال مطلب به: