اهمیت معماران در هویت شهری

+0 به یه ن

همان طوری که گفتم مشهورترین آرشیتکت بارسلون که نام او دایم به زبان می آید گائودی، نابغه قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰بارسلونایی است. اما من و شاهین آثار استاد او یعنی «مونتنر» را بیشتر پسندیدیم.

دو اثر معروف او یکی  سالن اپرا و دیگری یک بیمارستان هست. در مورد این آثار بیشتر خواهم نوشت. اما اینجا می خواهم به اهمیت آرشیتکت ها به هویت بخشی به یک شهر و یک فرهنگ بنویسم. در بارسلون نام شاهان را نمی شنویم. نام شعرا را هم زیاد نمی شنویم. اما تا دلتان بخواهد نام این دو آرشیتکت را می شنویم. 

آثار همین دو نفر بارسلون را تبدیل به یکی از توریستی ترین شهرهای دنیا ساخته است.

جا دارد ما در ایران هم بیشتر قدر آرشیتکت های برجسته قرن بیستم مان را بدانیم.  نام های اساتیدی مانند مهندس سیحون، مهندس کامران دیبا و .... باید به اندازه سهراب سپهری و شاملو و.... در بین خانواده های ایرانی شناخته شوند چرا که در هویت سازی مدرن ما همان قدر نقش بازی  می توانند بکنند. 

اخیرا برای سایت پژوهشکده فیزیک، متنی تهیه کرده ایم که در آن به معرفی دیدنی های نزدیک پردیس پرداخته ایم.

https://physics.ipm.ac.ir/sightseeing.pdf

 در ان نوشته من  عمد داشتم که نام معمار ساختمان نیاوران پژوهشگاه یعنی مهندس کامران دیبا را ببرم و درباره او بنویسم. این ساختمان برای بقیه شاید یادآور دخترعموی مشهور این مهندس یعنی فرح دیبا پهلوی باشد ولی برای من طراح ساختمان بود که اصل بود وبرای همین بر  نام او تاکید کرده ام


متاسفانه مهندس سیحون دنیای ما را ترک گفته. اما مهندس کامران دیبا  در اینستا گرام فعال هستند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سون آی ۱۴۰۳

+0 به یه ن

من آخر تابستان امسال مفصل سون آی را جشن گرفتم. تقریبا به اندازه عید نوروز برایش مایه گذاشتم.  متن زیر را به مناسبت سون آی برای مهمانانم آماده کرده بودم:


 «سون آی» آخرین بدر  تابستان است. امسال (۱۴۰۳) این روز مصادف با ۲۸ شهریور است. در هنگام غروب منظره ماه و خورشید در مقابل هم،  تصویری دل انگیز و رویایی ایجاد می نماید.«سون» در ترکی به معنای پایان و «آی» به معنای ماه هست. مطابق اسطوره های آذربایجان-به خصوص منطقه میانه- ماه وخورشید عاشقان ابدی هستند که تنها برای لحظه ای کوتاه در غروب سون آی می توانند بر هم نظر اندازند. در گذشته در روستاهای میانه،  مردم در هنگام غروب  «سون آی» در مزارع جمع می شدند و با سر دادن آواز «آواوا» این پدیده طبیعی  زیبا را جشن می گرفتند. در دهه ۹۰ خورشیدی، این مراسم مورد توجه دوباره قرار گرفت و  رمان و پایان نامه هایی مبتنی بر این مراسم منتشر گردید.


به لحاظ کشاورزی این روز اهمیت دارد چرا که نور ماه  کمک به برداشت محصول می کند. در فرهنگ غربی به «سون آی»،  «ماه برداشت» (

Harvest moon( 

گفته می شود. جشن گرفتن این مناسبت طبیعی در فرهنگ های مختلف نیم کره شمالی- از چینیان گرفته تا بومیان آمریکا- مرسوم بوده است.  چینیان به این مناسبت کیکی مخصوص  تهیه می کنند و فانوس های رنگارنگ روشن می نمایند. در اینترنت تصاویر مراسم چینیان را می توانید بیابید.

در دهه ۹۰ پیشنهاد شد که این روز را به جای روز ولنتاین به عنوان روز عشق جشن بگیریم. از سوی دیگر روز سپندارمذگان در اسفند به این منظور پیشنهاد شده بود که البته چنان که ملاحظه می کنید تا به امروز هیچ کدام از این دو پیشنهاد، مقبولیت عام نیافته است. به هر حال سون آی، یک رویداد طبیعی زیباست که می توانید با رفتن به دل طبیعت یا پارک به همراه دوستان و آشنایان خود از زیبایی آن لذت ببرید.  مناسبت هایی که معمولا جشن گرفته می شوند (از نوروز و یلدا گرفته تا اعیاد دینی تا مراسم وارد شده از غرب نظیر کریسمس و والنتاین) همگی رسم و رسوم تعریف شده ای دارند و هر کدام هم هیرارشی و باید ونباید های  دست و پا گیر خود را دارند  که گاه استرس بی جهتی تحمیل می نمایند و باعث کدورت می شوند. «سون آی» به آن معنی هنوز «صاحب» ندارد  بنابراین می توانید به سلیقه خود آن را جشن بگیرید و از آن، چنان که می خواهید -بدون نگرانی از بایدها ونباید ها- لذت ببرید. نحوه تهیه  یک غذای پیشنهادی برای این شب را برایتان می گذارم. کوفته های سفید، شبیه ماه هستند.

سون آی خاطره انگیزی برایتان -در کنار هر که می خواهید ویا به تنهایی- آرزو می کنم.  (مناسبتی است که  هنوز پروتکل ندارد. بنابراین با هر که می خواهید یا به تنهایی می توانید از آن لذت ببرید.  سون آی مانند شب یلدا یا نوروز یا کریسمس یا ولنتاین نیست  که جامعه حتما به شما دیکته کند که باید در کنار چه کسانی سپری شود! 

ایتالیایی ها ضرب المثل شعرگونه ای دارند که می گوید

Natale con i tuoi

Pasqua con chi vuoi

یعنی کریسمس را باید با خانواده  گسترده ات بگذاری ولی عید پاک را با هر که دوست داری می توانی بگذرانی. ما عیدی نداریم که در آن مختار باشیم با هر که می خواهیم سر کنیم! فرهنگ ما برایمان دقیقا دیکته می کند که حتما نوروز و یلدا را  چگونه بگذرانیم. غریبه ها هم مدام ما را چک می کنند که مبادا به این پروتکل وفادار نبوده باشیم و در صورت تخطی با تیغ ملامت و نصیحت و تلاش برای ایجاد حس عذاب وجدان، بر سر ما می ریزند. از این رو، احیای مراسم سون آی می تواند خلائی را پر کند.)

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گشتی در موزه قوم شناسی

+0 به یه ن

در محله گوتیک بارسلون، علاوه بر کلیساهای عظیم به سبک گوتیک موزه های متعددی نیز وجود دارد. برخی از آنها مثل موزه پیکاسو خیلی مشهورند. اما من و شاهین سراغ این موزه نرفتیم. همین طور اتفاقی دیدیم یک موزه قوم شناسی 

(ethnology)

هست و از آن دیدن کردیم. علت انتخابمان این بود که انواع و اقسام موزه های دیگر را در جاهای دیگر دیده بودیم اما این یکی برایمان تازگی داشت. موزه مجموعه ای از مجسمه های قوم ها ی بدوی از گوشه و کنار دنیا را به نمایش می گذاشت. چند سالن از موزه به هنر گینه نو اختصاص داشت. برایم بسیار جالب بود چون اندکی قبل از بازدید موزه پادکستی در بی-چنل در مورد ساحره سوزی در گینه نو شنیده بودم. ظاهرا  هر از چند گاهی در این منطقه دنیا، زنی را متهم به ساحرگی می کنند و با شرایط وحشتناکی به قتل می رسانند. در مورد قرون وسطی حرف نمی زنیم. در همین قرن ۲۱ این اتفاق می افتد! ته و توی هر ماجرا را هم در بیاورید می بینید که در واقع یک قتل سیاسی  (سیاست بدوی همان روستا منظورم هست) بوده است. وقتی زنی قدرتی به دست می آورد ویا از چیزهایی باخبر می شود که ممکن هست قدرت ریش سفیدها را به خطر بیاندازد به او انگ ساحرگی  می بندند و به طرز فجیعی او را سربه نیست می کنند. البته اینها را در پادکست شنیدم. در موزه به  ساحره سوزی  اشاره ای نشده بود. اما تا بخواهید در مورد این که این مجسمه ها برای فلان  مراسم مردانه ساخته می شوند توضیح داده شده بود. تاکید شده بود که در این مراسم زنان حق حضور ندارند. گویا مردان گینه نو، مرتب سبیل به سبیل دور هم جمع می شوند و به مردانگی خود می بالند.


داشتم فکر می کردم هرچه جامعه زنان خود را بیشتر سرکوب کند عقب مانده تر می ماند. زنان علاوه بر این که خود در پیشبرد فرهنگ و تمدن نقش دارند انگیزه توسعه و پیشرفت و ... هم در مردان ایجاد می کنند. وقتی زنان سرکوب می شوند و به هیچ گرفته می شوند در مردان هم انگیزه ای برای حرکت به وجود نمی آید. آخه  از سبیل به سبیل نشستن و در مورد مردانگی همدیگر داد سخن دادن چه زایش تمدنی می توان انتظار داشت؟ در جوامعی که کمتر مردسالار هستند مردان   برای به دست آوردن دل زنان، حرکتی می زنند و خود را به زحمت می اندازند و این طوری اقتصاد و هنر و .... به پیش می رود.

هنر جامعه مردسالاری مانند گینه نو از آن هنر بدوی جلوتر نمی رود. موسیقی اش «فور الیز» نمی شود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سبک گوتیک

+0 به یه ن

گوتیک سبکی در معماری است که فرانسویان در قرون وسطی ابداع کرده اند. این سبک معماری امکان می دهد که بناهای بلند با پنجره های بزرگ بسازند. کلیساهای بزرگ قرون وسطی عموما به این سبک ساخته شده اند. مثلا کلیسای نوتردام پاریس به سبک گوتیک هست. در محله گوتیک بارسلون دو  کلیسای بزرگ گوتیک هست. یکی کلیسای جامع آنهاست که از قضا نسبتا جدید هست. در قرن پانزده ساخته شده. با این که در قرن پانزده سبک معماری در ایتالیا عوض شده بود و سبک رنسانس ظهور کرده بود اما بارسلون  هنوز این سبک را برنگرفته بود.

کلیسای گوتیک مهم دیگر کلیسای دریاست که نزدیک دریا ساخته شده است. این کلیسا را مردم فقیر شهر در قرون وسطی ساخته اند. کارگران باربر سنگ در ساخت آن تلاش بسیار کرده اند. در واقع این کلیسا کلیسای آنهاست. در بارسلون از آن زمان این سنت در بین فقرا وجود داشت که مردم فقیر  چنین بناهای باشکوه عمومی از آن خود داشته باشند. من جای دیگر ندیده و نشنیده ام که مردم فقیر چنین بناهای مهم و عظیمی را از آن خود کنند. به این ویژگی در خور توجه بارسلون باز هم خواهم پرداخت.

در مورد کلیسای دریا رمانی تاریخی نوشته شده است که من خوانده بودم. علاقه مند بودم که کلیسا را ببینم. گویا سریالی هم از روی این رمان طولانی ساخته شده است.

سبک گوتیک چند ویژگی دارد که استحکام آن را بالا می برد. یکی المان هایی موسوم به باترس هست  که در این سایت در مورد آنها توضیح داده شده است. 



گویا گائودی از این باترس ها خوشش نمی آمده و در بناهای خود  سیستمی ابداع کرده است که آنها را حذف نماید.

اما نکته دیگر و مهم تر سبک گوتیک طاق های تیز آن هست. این نوع طاق های تیز سبک منطقه ماست. سبک ایران و سایر تمد ن های خاورمیانه. معماران فرانسوی در  قرون وسطی  این سبک طاق را از اجداد ما آموختند و برگرفتند و البته توسعه دادند. یک کف مرتب برای اجدادمان بزنید. یک کف مرتب دیگر برای اجداد فرانسویان بزنید که عرضه داشتند که از دیگران بیاموزند و آموخته را توسعه دهند. یک «هووووو» هم بکشید به مسئولان میراث تاریخی در ایران که این نکته را --که من غیرمتخصص هم می دانم-- نمی دانند و گند می زنند به برخی آثار تاریخی ما.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آثار صد سال اخیر می تواند جاذبه توریستی چشمگیری باشد.

+0 به یه ن

قدمت بارسلون به امپراطوری روم باز می گردد. بخش هایی از تمدن رومی در این شهر باقی مانده است. اما جاذبه اصلی توریستی بارسلون قسمت باستانی آن نیست. توریست ها از دوردست ها برای تماشای بخش باستانی شهر نمی آیند. جاذبه اصلی توریستی بارسلون اماکن دیدنی ای است که در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ ساخته شده است. گویا در آن دوره  بارسلون کارخانه داران ثروتمند زیادی داشت. معماران بزرگی هم داشت. از این دوره ساختمان های دیدنی بسیاری باقی مانده هست که بارسلون به آنها مشهور و معروف هست. توریست ها هم اغلب به خاطر آنها از دور دست ها به این شهر زیبا اما بسیار گران می آیند و خرج می کنند.

در نزد توریست ها بعد از آثار بجا مانده از صد سال پیش،  محله «گوتیک»  مقام دوم محبوبیت را دارد. درمورد واژه «گوتیک» و این سبک معماری- در حد سواد محدود خودم- در نوشته های بعدی خواهم نوشت. منتهی اینجا می خواهم به اهمیت تنوع  در اماکن دیدنی در جذب  توریست بنویسم. 

قبل از آن یک مقدار هم از پاریس بنویسیم. پاریس زیبا  چندان قدیمی نیست! قدمت آن – برعکس بارسلون و لندن و... به دوره رومی ها باز نمی گردد. در قرون وسطی پاریس دهکده کوچکی بوده و قدیمی ترین آثار تاریخی آن به همین دوره باز می گردد نه پیشتر. مشهورترین بنا در پاریس یعنی برج ایفل اواخر قرن نوزده بنا شده. با این قدمت نه چندان طولانی پاریس آن قدر دیدنی برای عرضه به توریست ها دارد که عروس شهرهای دنیا شناخته می شود. (بارسلون خیلی زیبا بود اما خیلی مانده که در زیبایی به پاریس برسد. پاریس چیز دیگری است!)

این ها را برای چی می گم؟! برای این که باستانگرایان ایرانی فکر می کنند تخت جمشید برای جذب توریست کافی است و گاه آثار دوره های بعدی و قبلی را تحقیر می کنند. تخت جمشید البته بسیار ارزشمند است. متاسفانه یک صدم رسیدگی لازم به تخت جمشید نمی شود. رویکردی که «تخت جمشید پرستان» یا «پاسارگاد پرستان» برگرفته اند گلی به سر این دو بنا نزده.  پاسارگاد سجده جوان ایرانی را لازم ندارد! پاسارگاد نگهداری علمی نیاز دارد. نگهداری علمی هم پول نیاز دارد. پول هم از طریق توریزم باید جذب شود. رویکرد باید عوض شود. هیچ شهروند ترکیه ای جلوی آثار باستانی پرتعداد این کشور سجده نمی کند اما هر کدام از آن بناها بارها و بارها بهتر از تخت جمشید و پاسارگاد نگهداری می شوند.  در این باره باز هم خواهم نوشت

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سفر بارسلون

+0 به یه ن

در ماه نوامبر امسال (۱۰ آبان تا ۱۰ آذر ۱۴۰۳) من و همسرم برای مسافرت کاری، در بارسلون بودیم.  آخرهفته های آفتابی، از دیدنی های شهر بازدید می کردیم.تجربه مفیدی بود که می خواهم بخشی از آن را با شما در میان بگذارم. بخشی که به نظرم برای ما ایرانیانی که می خواهیم با اتکا به داشته های فرهنگی مان آینده ای بهتر از گذشته بسازیم آموزنده خواهد بود.

این دومین باری بود که من به بارسلون سفر کردم. قبلا دو روز برای گردش در این شهر بودم و بیشتر اماکن مشهور دیدنی آن را سیاحت کرده بودم. برخی از آنها رااین بار به اتفاق همسرم سرفرصت بیشتری دیدیم. در مقام مقایسه باید بگویم تفاوت این بار دیدن من با بار قبل که از جنس توریستی بود تفاوت چلوکباب بود با  پفک نمکی! آگاهی که در سفرهای توریستی شتابزده به دست می آید خیلی سطحی تر از آن آگاهی هست که فرد مدت زمان نسبتا زیادی در شهری می ماند و سرفرصت به دیدن امکان توریستی می دهد و در این میان با محلی ها حشر و نشر- و احیانا همکاری- می کند.


--------

معمار  مشهور بارسلون:


وقتی نام بارسلون می آید اکثر افراد به یاد تیم فوتبال مشهور آن می افتند. اما من آگاهی چندانی در مورد فوتبال ندارم و در این باره سخن نخواهم گفت. توریست هایی که به این شهر سفر می کنند مدام نام آرشیتکت شهیر این شهر یعنی گائودی را می شنوند. گائودی معمار بزرگ بارسلونایی بود که در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ می زیست. مشهورترین اثر وی که شهرت جهانی دارد کلیسای مشهور ساگرادا فمیلیا (خانواده مقدس = مریم مقدس، عیسی مسیح و همسر مریم مقدس) هست.ساخت این کلیسا بیش از صدوسی وپنج سال  پیش آغاز شده است اما هنوز به اتمام نرسیده. گفته می شود قدیمی ترین ساختمان در حال ساخت جهان هست. باز گفته می شود که ساخت این کلیسا دو سال دیگر بالاخره تمام خواهد شد.

سبک این کلیسا با همه کلیساهای دنیا فرق دارد. گائودی طبیعتگرا بوده و در طراحی این اثر این گرایش خود را به طور هنرمندانه ای به نمایش گذاشته است.

اگر نام 

Gaudi 

یا Sagrada Familia

را جست و جو کنید مطالب ارزنده ای می یابید.

در این مورد مطالب بسیاری هست. من خیلی به کارهای گائودی نخواهم پرداخت چرا که دیگران بهتر از من در باره اش نوشته اند و گفته اند. اما حیف می دانم این نکته تکنیکی بسیار هوشمندانه گائودی را نگویم. زمانی که گائودی این کلیسای عظیم را طراحی می کرد کامپیوتر که نبود! با روش های محاسباتی آن زمان امکان نداشت انحنای طاق ها را به درستی محاسبه نمود. تکنیکی که گائودی ابداع کرد استفاده از طناب بود. طناب در اثر گرانش به گونه ای می ایستد که تصویر آینه ای آن  مقاوم ترین انحنا برای ساخت طاق هست. برای طراحی گائودی، مدلی از سازه را از طناب ساخت. به جای محل ستون ها وزنه هایی آویزان نمود. البته در جنگ های داخلی مدل او از بین رفته. منتهی در موزه واقع در زیر زمین کلیسا مدل را بازسازی کرده اند. در مورد این تکنیک طراحی در یوتیوب ویدئوهایی هست. توصیه می کنم که حتما دقیقه ۴ تا ۹  این ویدئو را تماشا کنید.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

عاشورای سال ۱۳۷۳

+0 به یه ن

در عاشورای سال ۱۳۷۳  در عملی جنایتکارانه در حرم امام رضا بمب گذاری شد و متاسفانه ۲۶ نفر جان باختند.

 صفحه ویکی پدیای این حادثه را با دقت و کامل بخوانید. به خصوص بخش مظنونان را.

آن چیزی که در اخبار آن روزها به ما گفته شد مورد شک و ظن جدی است. این را مسئولان خود جمهوری اسلامی می گویند.

حتما بخوانید . مرور این حادثه تلخ در  این روزها که انقلابی در سوریه  اتفاق افتاده از اوجب واجبات هست.  خوشبختانه انقلابیون سنی مذهب با سلام و صلوات وارد حرم حضرت زینب شده اند و احترام گذاشته اند.    تا کنون خوشبختانه تعرض خاصی علیه علویان این کشور رخ نداده. امیدوارم آنان که نمی خواهند سوریه روی آرامش را ببیند  نتوانند با خرابکاری بین مذاهب و اقوام  سوریه  اختلاف بیاندازد و همدلی شان را از بین ببرد.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

یکی از تفاوت های ما و ایتالیایی ها

+0 به یه ن

گفته می شه ما و ایتالیایی ها خیلی اشتراکات فرهنگی داریم. بیراه هم نیست. مشابهت های ما با ایتالیایی ها قطعا خیلی بیشتر از تشابهمان با ژاپنی ها یا فنلاندی هاست. اما تفاوت ها هم بین فرهنگ ایتالیایی و ایرانی  کم نیست. من ندیدم در جایی کسی به این تفاوت ها اشاره کنه. گویی چنان از کشف تشابه ها هیجان زده می شویم که تفاوت ها را نمی بینیم.

فکر کنم بد نباشد یک سری نوشته منتشر کنم که از تفاوت ها بگم.

در برخی از این تفاوت به نظر من ما ایرانی ها ازایتالیایی ها بهتر هستیم. درسته که مد شده و هی توی سرخودمان می زنیم ولی باور کنید نقاط قوت بسیاری هم داریم که بدیهی فرض می کنیم. وقتی با ایتالیایی هایی که گمان می کنیم عین خودمان هستند مقایسه می نمایم تازه می فهمیم که چنین حسنی داشتیم.

در خیلی از موارد هم از ایتالیایی ها- این آغازگران رنسانس- عقب تریم. حال که در آستانه یک رنسانس ایرانی هستیم بد نیست در این موارد بنویسیم و تحلیل کنیم.

یک سری نوشته دراین باره سرفرصت منتشر خواهم نمود. اما فعلا یا توجه به حوادثی که در سوریه رخ می دهد عجالتا به یک مورد بسنده می کنم.

ایتالیایی ها  بناها و مجسمه های اعصار قبلی خود را در فراز و نشیب های تحولات سیاسی و جنگ ها حفظ می کنند.  فراز و نشیب هم از زمان باستان تا کنون کم نداشته اند. آنها هم مثل ما بارها توسط اقوام مهاجم غارت شده اند. بارها اختلافات فرقه ای و مذهبی در کشورشان رخ داده. چندین بار اشغال شده اند. در عصر مدرن انواع و اقسام ایدئولوژی های تند و تیز در آن جولان داده اند و باهم  تا آستانه جنگ داخلی پیش رفته اند. 

ایتالیایی های امروزین اغلب از موسولینی و فاشیسم بیزارند. در زمان موسولینی، بناهای باشکوه زیادی ساخته شده که برخی آشکارا نمادهای فاشیسم دارد. اما ایتالیایی ها در عین  بیزاری از آن ایدئولوژی بناها را به عنوان یادگار بخشی از تاریخ شان نگاه داشته اند.

این ویژگی ایتالیایی ها نه تنها ما خاورمیانه ای ها را متعجب می کند بلکه حتی مردم کشورهای سایر کشورهای اروپایی نظیر آلمان را شکفت زده می کند. 

این ویژگی به نظر من قوی ترین نقاط قوت فرهنگ ایتالیایی است.

یادم هست در بحثی یک هندی با افتخار در مورد بناهایی که مودی می سازد داد سخن می داد. دوست ایتالیایی گفت« ببین! موسولینی هم خیلی بنا ساخته. با انگشت هم اشاره کرد به ساختمان های عظیمی که در همان میدان از آن دوران به یادگار مانده است. با این همه او بدترین دولتمرد ایتالیایی تا کنون بوده است.»

برایم جای تاسف دارد که می بینم در فضای مجازی ایرانیان از دیدن آتش زدن مقبره حافظ اسد هلهله می کنند. آزادی زندانیان سیاسی از سیاهچاله های اسد جای شادی و هلهله دارد اما دیدن آتش سوزی در مقبره خیر!

صد تا مقبره حاکم ظالم فدای یک تار موی کودکانی که توسط حاکمان ظالم برای ماندن بر تخت قدرت کشته می شوند. اما با تخریب آن مقبره ها ظلم و دیکتاتوری پایان نمی یابد. می توان مقبره ها را نگاه داشت و تغییر کاربری داد . ایتالیایی های امروز با تخریب آثار دوران موسولینی به آزادی نرسیده اند. با  مهار تفکر فاشیسم و اموختن از گذشته، این آزادی را به دست آورده اند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مقبره ظالمان

+0 به یه ن

انقلابیون  مقبره حافظ اسد را آتش زدند. من با آتش زدن مخالفم. نگهش دارند و تغییر کاربری اش بدهند. بالاخره پول ملت صرف ساختش شده. آجر وبتن و تیر آهن و….. که گناهی ندارند. آتش که می زنند هوا را هم آلوده می کند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

+0 به یه ن

همان طوری که چندین بار در ماه های اخیر نوشته ام شرایط ایران آبستن تغییرات و تحولات عمیق هست. اتفاقاتی که در چند روز اخیر در سوریه افتاد این تغییرات را تسریع خواهد کرد.

در میان مدت وضعیت سوریه آشوبناک خواهد بود. اما نتیجه تحولاتی که در ایران اتفاق خواهد افتاد در مجموع مثبت خواهد و وضع ایران بهبود خواهد یافت. منظورم از بهبود این هست که ساختار مالی ای جایگزین خواهد شد که کمتر فساد خیز هست، آزادی های فردی و اجتماعی بیشتر خواهد شد، اقلیت های دینی و قومی  و زبانی وجنسی  منزلت بیشتری خواهند یافت، حقوق بشر به طور عام و حقوق زن به طور خاص بیشتر به رسمیت شناخته خواهد شد، اداره کشور به خصص در زمینه اقتصادی و نیز زمینه محیط زیست و همچنین قوه قضاییه اندکی علمی تر و معقول تر خواهد گشت، آموزه های ایدئولوژیک کمتر بر گلوی آموزش در مدارس فشار خواهد آورد، از سیاست خارجی مان هم تنش زدایی خواهد شد.

این تحولات دیر یا زود در ایران اتفاق خواهند افتاد.  ملت ایران به زودی این تحولات را به وجود خواهند آورد. اتفاقات سوریه -مستقل از این که کدام گروه سرکار بیایند و از اسد بهتر باشند یا بدتر- تحولات قریب الوقوع ایران را  تسریع خواهد کرد.

بعد که اوضاع ایران بهتر شد کل منطقه به آرامش بیشتری خواهد رسید. سوریه و افغانستان هم خیر آن را خواهند دید.

امیدوارم تا آن موقع کمتر در سوریه کشت و کشتار شود و کمتر اموال  عمومی این ملت زجر کشیده آسیب ببیند.

چرا این آرزو را برای سوریه می کنم وبرای ایران نمی کنم؟ برای این که در سوریه دستم به هیچ جا بند نیست و جز آرزو برایش هیچ نمی توانم بکنم. اما  در ایران در حد دور و بر خودم می توانم تاثیر گذار باشم و سعی نمایم که در تحولات آسیب کمینه شود. حتی همین نوشته هایی هم که در مورد بارسلون منتشر می کنم تاحدودی با همین هدف هست.

تحولات بسیار سریع خواهند بود. الان وقت آن هست که آگاهی عمومی را چنان بالا ببریم که در تحولات بسیار سریع داشته های ارزشمندمان را از دست ندهیم

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل