+0 به یه ن
تاثیر روشنفکران زمان در جنبش مشروطه کاملا انکار ناشدنی است. همین طور در جنبش مهسا. تا حدود قابل توجهی در نهضت مصدق نیز هم.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
تاثیر روشنفکران زمان در جنبش مشروطه کاملا انکار ناشدنی است. همین طور در جنبش مهسا. تا حدود قابل توجهی در نهضت مصدق نیز هم.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
با سلام و عرض احترام
امروز یازدهم فوریه و روزجهانی زنان در علم هست.
به این مناسبت لینک سخنرانی ها به عناوین «زنان تاثیرگذار در فیزیک ذرات» و «زنان تاثیرگذار در نجوم» را در زیر خدمت شما ارسال می نمایم. درانتهای هر دو سخنرانی نکاتی در مورد مسایل رایج فرا روی زنان پیشروی تحصیلکرده در جامعه امروز ایران عنوان شده اند.
با احترام
یاسمن فرزان
https://www.aparat.com/v/brf3m00?refererRef=channel_page
https://www.aparat.com/v/zvbbe0b?refererRef=channel_page
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
داشتم فکر می کردم از قدیم، در چارچوب همین فرهنگ و تمدن خودمان هر وقت تنگدستی و ظلم و بیداد بیشتر از پیش می شد و از حدی فراتر می رفت، یک عده از جوانان یافت می شدند که گروه های جوانمردی و فتوت تشکیل می دادند و از فقیر و مظلوم و..... به شیوه های گوناگون دفاع می کردند. بین مردم اعتبار کسب می کردند. عده ای از این گروه ها پس از مدتی دست در دست نیروهای اجتماعی دیگر -نظیر گروه ها و سلسله های دراویش یا گروه های ایلیاتی سلحشور با آرمان هایی نظیر ریشه کنی ظلم از طریق مبارزه با ظالم- می گذاشتند و نظم سیاسی و اجتماعی جدیدی را رقم می زدند.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
چه در خیابان و چه در بیابان قدم که می زنید همه اش صدای بحث سیاسی است. مرتب می شنوید که دارند شرط می بندند سر این که چه اتفاقی خواهد افتاد. ماشالله «همه» یک پا کارشناس سیاسی و نظامی و.... هستند. این که پیش بینی هایشان تا اینجا هیچ کدام درست از أب در نیامده آنها را از این که با قاطعیت پیش بینی کنند باز نمی دارد. چه قدر هم این پیش بینی ها اعصاب خرد کن هست!. چه قدر هم آدم را از کار و زندگی باز می دارد! ظاهرا غیر از من بقیه همه چیز را می دانند ویک پا نوستراداموس هستند.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
ترامپ برای این که حمله کنه نه از ما اجازه می گیره و نه از ما نظر می پرسه. درنتیجه به قول تحلیلگران امروزی، جدل در این مورد (که به شدت بین طیف های گوناگون مردم و اپوزیسیون رواج
گرفته) یک «نامسئله» است. بیایید به حملاتی که آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم به کشورهای مختلف کرده نگاهی بیاندازیم و ببینیم نتیجه اش چی بود. نتیجه حمله به عراق فاجعه بوده. بد را بدتر کرده. در مورد افغانستان هم دست آخر برگشتند سر خانه اول. جنگ ویتنام هم که فاجعه بوده. اما جنگ های قبل تر از آن چه؟ منظورم حمله به آلمان و اشغال ایتالیا و جنگ در کره و البته حمله به ژاپن و اشغال آن هست. خود حملات که تلفات انسانی فاجعه بار داشتند و ویرانی های بسیار به جا گذاشتند. اما بعدش بد نشده! ایتالیایی ها که هرچه از موسیلینی خاطره بد دارند، از آن دوره اشغال آمریکا به نیکی یاد می کنند! مثلا در ژاپن حتی اندکی بعد از حمله ودر حضیض اقتصادی بعد از جنگ، باز وضع کشاورزان و زنان در آن بهبود یافته. اشغال آمریکا اون نظام طبقاتی سفت و سخت ژاپن قبل از جنگ و تبعیضات آن را کمی شل کرده و به روستاییان و زنان فرصت نفس کشیدن داده. بعدش هم که سرمایه گذاری ها به شکوفایی اقتصادی معجزه آسای ژاپن کمک رسانده. به نظر می رسه که اثرات حمله آمریکا در دراز مدت خیلی به فرهنگ کاری کشور مورد حمله بستگی داره. منظورم تکرار این کلیشه ها که ما و همسایه هایمان مردمانی تنبل هستیم و مردم اروپا و شرق دور سخت کوش هستند نیست! یعنی واقعا یک ایتالیایی یا فرانسوی متعارف از یک کارگر افغان سخت کوش تره!؟!!! مزاح می فرمایید؟!
منظورم اینه که در ایتالیا و ژاپن و آلمان نیروی کار متخصص و میزان مهارت فنی حرفه ای خیلی بالا بود. دانشگاه های درجه یکی داشتند و دانشمندان نامداری. خیلی بالاتر از عراق و افغانستان. در آلمان و ژاپن مدیریت بزرگ مقیاس هم استاندارد بالایی داشت. فرهنگ کره هم از قدیم الایام بر اساس مهارت آموزی بوده. برای این که در چین هضم نشوند هویت خود را با مهارت های بالای هنری و رزمی و فنی تعریف می کردند. از این جهت وضع ایرانی ها بالاتر از افغانستان و عراق هست. البته در حد اروپا و شرق دور نیستیم. بالا بردن انگیزه کاری و بالا بردن استاندارد کاری، برعکس بحث سر حمله ترامپ، مسئله ما باید باشد. این چیزی است که از دست ما-دست کم در حول و حوش خودمان- برمی آید. مستقل از این که چه اتفاقاتی در آینده بخورد اگر فرهنگ کاری مان بالاتر باشد وضع مان بهتر خواهد بود.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
سوگواری آیین مهمی هست. اتفاقا برای خود خود خود خود دل داغدیده هم هست. نه برای تصویر آن و یا حرف مردم! ممکنه یکی بخواد در هنگام سوگواری دور و برش شلوغ باشه یکی دیگه بخواد تنها بمونه. شکل سوگواری به روحیات فرد و شرایطی که در آن عزیزش را از دست داده بستگی داره. اما صرفنظر از آن که شکل سوگواری چی باشه گذراندن مراحل آن مهم هست. اون چهل روز سوگواری که از قدما برای ما مونده (گویا سنتی است که ازقوم سکاها مونده) حکمتی داره. حدود همان چهل روز سوگواری برای روان داغدیده لازمه. لازمه که فرد داغدیده در این چهل روز از روتین همیشگی اش دور بشه و به سوگ بپردازه. تا جایی که من دیدم اونهایی که مثلا به زعم خود و اطرافیانشان «قوی» بودند و سوگواری نکردند بعدا دچار انواع و اقسام ناراحتی های بدنی-روانی شدند. درآن چهل روز، سوگ را به روی خودشان نیاوردند اما در عوض هیچ وقت با آن مصیبت کنار نیامدند.
نمی دانم عزاداری زنان عشایر را برای فرزند از دست رفته دیده اید یا نه؟. به طور ممتد، روی قبر فرزند تازه از دست رفته ناله و زاری می کنند. در ترکی به آن «اوخشاماخ» می گویند. شکل شدید و ممتد گریه («آغلاماخ») هست. دیده ام که برخی از زنان شهری مدرن شده به این شیوه سوگواری زنان عشایر با دیده تحقیر می نگرند. اما به نظر من شکل طبیعی مواجهه با چنین مصیبتی همان هست که زنان عشایر انجام می دهند. در زندگی سخت عشایری مرگ فرزند زیاد اتفاق می افته. این آیین اوخشاماخ لابد برایشان کار کرده. مادر داغدیده یک دل سیر ناله و گریه می کنه ولی بعدش بلند می شه و به زندگی و وظایف مشقت بارش می رسه. زندگی سخت عشایری جز این را اجازه نمی ده.
طبقات مرفه شهری وقتی با داغ های بزرگ، نظیرداغ فرزند روبه رو می شوند پیش روانشناس می روند و قرص آرامبخش می گیرند. به کمک روانشناس و دارو و البته همراهی اطرافیان، پشت سر گذاشتن سوگ نیازی به اوخشاماخ به شیوه عشایر نداشت. اما اینها لاکچری هایی هستند که برای هر داغ دیده ای، فراهم نیست.
الان در بین عده محدودی -حتی خیلی محدود تر و باریک تر از آن طبقه مرفه شهری که عرض کردم- مد شده که به جای عزاداری به رقص و پایکوبی می پردازند. البته آیین رقص سنتی سوگواری در برخی از اقوام ایران از قدیم وجود داشته ولی حزین بودن آن رقص های سنتی سوگواری کم از ناله نداشت. منتهی این رقص وپایکوبی جدید که اخیرا در تهران مد شده از آن جنس نیست. من نمی دانم که آیا چنین روشی، روش سوگواری درستی است یا نه. باید زمان بگذرد و به طور علمی بررسی شود تا ببینیم که آیا این روش ها همان کارکرد مثبت برای تخلیه روانی داغدیده را داشته اند یا نه. تا چنین بررسی ای نشود برای قضاوت در مورد بهتر بودن این شیوه نسبت به شیوه های متداول تر باید صبر کرد.
مسئله سوگواری امری جدی است. پیرو«مد روز» شدن در امر سوگواری شدن شاید تبعات منفی جدی برای روان داغدیده در بلند مدت داشته باشد. شاید! نیاز به بررسی علمی دارد. من موارد زیادی در ۴۰ سال گذشته دیدم که حرکتی «مد روز» شد و افراد شیک به دنبالش رفتند و روش های قدیمی تر را تحقیر کردند ولی بعدا معلوم شد که آن «مد روز» خیلی مخرب تر از روش های قدیمی تر بوده که افراد شیک بنا به مد روز آن را تحقیر نمودند.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
آن چه که از ناامیدی بدتر هست، امید واهی بستن به سراب هست. وقتی برای یافتن چشمه گوارا مصمم خواهیم شد که از سراب پاک ناامید شده باشیم.
اشتراک و ارسال مطلب به:
+0 به یه ن
کشته شدن هزاران نفر از شهروندان ایران را به همه اهالی ایران به خصوص خانواده ها و نزدیکانشان تسلیت می گویم. این روزها همه ما که در ایران زندگی می کنیم عمیقا ناراحت هستیم. ناراحت، خشمگین و نگران برای آینده. برخی هیجان زده هم هستند. اما من هیجانی ندارم! فقط نگرانم. هیجان مال موقعی است که چند امکان در پیش روی هست که دست کم یکی از آنها درخشان به نظر می رسد و بقیه ترسناک. الان در شرایطی هستیم که هر امکان واقع بینانه که برایمان متصور هست ترسناک هست.
اشتراک و ارسال مطلب به: