تجربه ای از ارتباط با دیگران

+0 به یه ن

من شخصا از داد و ستد و نشست و برخاست با افرادی که به بسیار نایس بودن شهره اند پرهیز کنم. تجربه ام به من می گوید این افراد به اندازه افراد بدنام -و شاید حتی بیشتر- در عمل دریده از آب در می آیند. برای یک آدم خوب واقعی، خوبی کردن آن قدر طبیعی می نماید که در مورد خوب بودن خودش تبلیغات راه نمی اندازد. درنتیجه مردم هم صبح تا شب در مورد خوب بودن او صحبت نمی کنند. تجربه ام به من می گوید که اون افراد که خیلی در مورد نایس بودنشان صحبت می شود با وقاحت و دریدگی به آدم ضربه می زنند و بعد هم جنجال راه می اندازند که فلانی به من بدی کرد. دست پیش می گیرند که پس نیافتند. مریدانشان هم می ریزند و فرد بیچاره ای که گول خورده و خیال کرده این یارو واقعا «نایس» هست را می کوبند. من خودم از این افراد دوری می کنم وقتی هم دیدم مریدانش سر یکی ریخته اند و او را به خاطر بدی کردن به آن فرد نایس می کوبند احتمال قوی می دهم که فرد بیگناه هست.درمقابل در کشور ما وقتی گفته می شود چون فلانی «بداخلاق» هست از او دوری کنید، معمولا معنایش آن هست که آن فرد شخصی دقیق و منضبط و با پرنسیب هست که در کثافتکاری ها شریک نمی شود و بر آن چشم هم نمی بندد. تجربه ام نشان می دهد اتفاقا من با این قبیل «بداخلاق ها» راحت تر همکاری خواهم کرد تا با آن «نایس ها».در فرهنگ ما بداخلاق واقعی را بداخلاق نمی گویند. «دیوونه ای که تعادل ندارد» می نامند. از اینها هم باید پرهیز کرد.به دانشجویان تحصیلات تکمیلی توصیه می کنم در انتخاب استاد راهنما هم به این نکته توجه داشته باشند.اگر توجه نکنند تاوان سنگینی خواهند داد. در این مقطع آسیب پذیری بسیار بالاست

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ ]