پز عالی با جیب خالی جور در نمی آد اما جیب خالی با حفظ محیط زیست جور در می آد

+0 به یه ن

سال دیگه سه تا همایش حضوری داریم. چالش کم کردن هزینه ها خیلی پررنگ تر از سال های قبل هست. کفگیر به ته دیگ خورده! با این حال من می خواهم یک چالش جدید هم معرفی کنم. چالش پرهیز از استفاده از ظروف یک بار مصرف! چه اشکالی دارد اگر به شرکت کنندگان بگوییم که بشقاب و کارد و چنگال خود را با خود از خانه بیاورند بعد هم ببرند در خانه بشویند؟ خوشبختانه فیزیکی های اهل علم و پژوهش از این لوس بازی ها ندارند که درمقابل این درخواست بگویند در «شأن ما» نیست و از این مزخرفات! عمومشان استقبال می کنند چون می دانند هم برای کم کردن هزینه هاست و هم برای حفظ محیط زیست. من ترجیح می دهم چنین چیزی بگوییم و هزینه ها را کم کنیم اما باز بتوانیم چراغ برنامه های حضوری را روشن نگاه داریم تا این که درش را ببندیم و یا شهریه ای چنان بالا بخواهیم که فقط از ما بهتران بتوانند بپردازند یا دنبال اسپانسری باشیم که در مقابل هزار و یک توقع بیجا داشته باشد . کفگیر اسپانسر های علم دوست هم به ته دیگ خورده. الان اسپانسر پیدا بشه صد تا توقع بیجا در مقابل داره.من دنبال اسپانسر در این شرایط مملکت نخواهم افتاد . فردا که بهار آید به راحتی به افراد نیکوکار علم دوست رو می اندازم که کمک مالی برای برنامه های علمی ما بکنند اما در این شرایط - که حتی حساب کریم باقری را برای کمک به زلزله زدگان خوی می بندند -من چنین کاری نمی کنم! فردا که بهار آید هزار و یک نیکوکار در داخل و خارج ایران پیدا می شود که آدم روش بشه به آنها بگه کمک مالی به موسسه علمی ما بکنید. با طیب خاطر هم می کنند اگر طرف حسابشان آدم علمی باشد نه ..... روی مرا زمین نمی اندازند اگر بگویم در حال رنسانس در ایران هستیم پس لطفا خاندان مدیچی ما شوید. فردا که بهار آید روی مرا به عنوان یاسمن فرزان پژوهشگر فیزیک ذرات بنیادی برای چنین درخواستی زمین نمی اندازند! بنابراین این گونه درخواست ها بماند برای فردا که بهار آید. حالا تا بهار آید نظرتان در مورد چنین درخواستی از شرکت کننده ها چیست؟! اگه واقعا دنبال علم باشند براشون اصلا مهم نیست که کاسه بشقاب خود را از خانه بیاورند بعد هم ببرند در خانه شان بشویند.
در کشورهای پیشرفته همایش ها این طور برگزار نمی شود؟! خوب نشود! ما کدوم امکانات کشورهای پیشرفته داریم که نگران ان باشیم که در پذیرایی مثل آنها عمل نکرده ایم؟!
فردا که بهار آید یک بودجه ای پیدا می کنیم چند دست بشقاب می گیریم با یک ماشین ظرفشویی کم مصرف برای کل پژوهشگاه و مشکل حل می شود. هم با کلاس می شویم و هم حافظ محیط زیست. اما فعلا با جیب خالی با کلاس نمی توانیم بشویم اما باز هم می خواهیم حافظ محیط زیست باشیم.

پی نوشت: 

بشقاب غذا از خانه آوردن توسط شرکت کننده ها انگار ایده خوبی نیست . اما چه طوره یک مقدار لیوان یک بار مصرف کاغذی بذاریم اما بگیم که اگر خواستید لیوان یا فنجان یا ماگ خودتان را بیاورید؟ این طور بهتر نیست؟

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نمادی برای همه فصول و همه تعابیر

+0 به یه ن

برعکس آن چه که برخی می پندارند شیر و خورشید نماد پهلوی نیست بلکه خیلی قدیمی تر هست. حتی تصویب شیروخورشید (در کنار صلیب سرخ و هلال احمر) هم کار پهلوی نیست. بلکه در اواخر قاجار یکی از دولتمردان زمان در مجامع بین المللی نماد شیر وخورشید سرخ را به تصویب رسانده.

 در هگمتانه ( باقی مانده از زمان ماد ها و پیش از هخامنشی) یک سنگ نگاره شیر و خورشید هست.  شیر و خورشید قبل از قاجار، شمشیر به دست نداشت. بعد از قاجار شمشیردار شد و پهلوی هم همان را نگاه داشت وگاه یک تاج هم بالای سرش گذاشت.در ادوار گوناگون ودر طول دوران بیش از سه هزار ساله اش، این شیر گاه  نشسته، گاه بلند شده. گاه یک دستش را بلند کرده گاه زمین گذاشته. تا همین اواخر یال وکوپالش شبیه شیر ایرانی بوده. پهلوی فکر کرده اگر یال و کوپالش را درشت تر و شبیه شیر آفریقایی کند ابهتش بیشتر می شود.

گویا مغول ها هم به ترکیب شیر و خورشید و نیز ببر و خورشید علاقه داشتند.

شیر وخورشید  در مناطقی که فرهنگ ایرانی و مغولی در هم ادغام شدند  تکثیر شد و در سردر بناها و در وسط پرچم نقش بست. پرچم امپراطوران مغول هند هم دربردارنده نشان شیر وخورشید بوده است.

 نمادی  باقی مانده از عهد باستان بوده که در هر دوره معنای آن بازتعریف شده.

لابد میترائیست ها تعابیر معنوی از خورشید آن می کردند. مغول ها آن را با اساطیر خود باز معنی کردند. وقتی صفوی در ایران غالب شد و شیعه گری قدرت گرفت شیر را به «اسد» یعنی لقب  حضرت علی منسوب کردند. در اوایل قرن بیستم وقتی باستانگرایی باب شد قدمت باستانی آن را به رخ کشیدند. الان هم می شه به این نماد تعبیر محیط زیستی چسباند. خورشید نماد انرژی پاک خورشیدی و شیرایرانی هم که نماد حیوانات در حال انقراض هست که باید مراقب زیستگاهشان باشیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

اهمیت تجهیزات از جنگ تا نجات محیط زیست

+0 به یه ن

بینید! ما جنگ چالدران را باختیم چون که سرداران ما خیال می کردند نیروی اراده و ایمان  و عشق و....می تواند بر نیروی تجهیزات غالب آید.  چند صد سال بعد  ما جنگ ترکمانچای را باز به همان دلیل باختیم. در هر دوی این جنگ ها جانفشانی سربازان ایرانی در حد کمال بود اما چون تجهیزات نبود این جنگ ها را باختیم. در جنگ تحمیلی ۸ ساله، یک وجب از خاک را از دست ندادیم چون که علاوه بر جانفشانی سربازان تجهیزاتی نظیر هواپیماهای جنگی اف-۱۴ داشتیم. اگر این تجهیزات را نداشتیم علی رغم همه جانفشانی های سربازان ایرانی باز به همان سرنوشت ترکمانچای و چالدران دچار می شدیم.


 اما تبلیغات رسمی این را به ما نمی گوید . ترجیح می دهد حماسه بسراید و از نیروی ایمان و غیرت بگوید تا این که سخن واقعگرایانه در مورد اهمیت تجهیزات در جنگ به ما بگوید.  مگه اجداد ما در جنگ چالدران یا ترکمانچای ایمان و غیرت نداشتند که باختند؟! داشتند خوبش را هم داشتند اما با چاقوی آشپزخانه یا حتی بهترین شمشیر ها نمی شود به جنگ توپخانه رفت.  تبلیغات رسمی چنان فراگیر بوده که باعث شده که حتی روشنفکرهای ما در مورد «نیروی اراده» دچار توهم شوند و به مردم آدرس غلط دهند. رمان هایی از روشنفکران در مورد جنگ تحمیلی  خوانده ام که همین نگرش غلط تبلیغات رسمی را باز تولید می کنند بی آن که خود کوچکترین شباهتی به حکومتیان داشته باشند.


در مورد حفظ محیط زیست تجهیزات همان قدر اهمیت دارد. وقتی با پتو و بیل و آبپاش به جنگ آتش در جنگل می روی هرچه قدر هم که جانفشانی کنی باز می بازی. اما وقتی با هلیپاد و هلی کوپتر مخصوص این کار می روی، بر آتش غلبه می کنی. این نوع تجهیزات در دست حکومت هست نه در دست مردم. 

روشنفکران ما- به دلیل پیش زمینه رمانتیک و شاعرانه و حماسه سرایشان- به جای این که مردم را دعوت به مطالبه گری از حکومت برای تدارک این نوع تجهیزات کنند آنها را به اراده گرایی سوق می دهند. این آدرس غلط دادن هست.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

دیدگاه در مورد محیط زیست

+0 به یه ن

در این لینک من دیدگاهم  را در مورد محیط زیست خطاب به اعضای پژوهشکده مان توضیج داده ام. فیلم در تعطیلات عید امسال ضبط شده است.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

توصیه های سیزده به دری

+0 به یه ن


١- ماهی قرمز در رودخانه ها و برکه ها و… نیاندازیم. در حوض های پارک های شهری اشکال ندارد.

٢-اگر آتش روشن کردیم به طور کامل خاموش کنیم. نیمه خاموش کافی نیست. آتش زیر خاکستر دوباره زبانه خواهد کشید. چندین بار روی آتش آب بریزیم. دور و بر آن را از هم از چوب های ریز و برگ خشک خالی کنیم تا در صورت ماندن آتش زیر خاکستر به اطراف سرایت نکند.


٣- گیاه های خوراکی نظیر شنگ و…. را از ریشه نکنیم. برای هوس چند برگ چیدن اشکالی ندارد. اما برخی چنان به جان این گیاهان در طبیعت می افتند که انگار مسابقه گیاه چینی گذاشته اند. قراره دو سه برگ بخورید بقیه را دور خواهید ریخت. برای چی این همه می چینید و نسل آن را بر می اندازید؟!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نکاتی درباره سلامت ومحیط زیست

+0 به یه ن

1)              در این نوشته تنها بر موضوعاتی که اعضای پژوهشکده در دفتر کار، محیط خانه یا هنگام تفریح در خارج شهر با آن مواجه می شوند تمرکز می کنیم. نکات ایمنی و سلامت در محیط آزمایشگاه خود مبحثی بسیار وسیع هست. برای اطلاعات بیشتر در این باره به لینک های زیر مراجعه نمایید:

http://tech.ipm.ir/docs/labs/recycle-9702.pdf

http://tech.ipm.ir/docs/labs/security-9803.pdf

http://tech.ipm.ir/docs/labs/labchart-9701.pdf

http://tech.ipm.ir/docs/labs/movajehe_shoghli.pdf

2)              در صورتی که از بیماری ویژه نظیر صرع و .... رنج می برید دفتر پژوهشکده را در جریان بگذارید تا تمهیدی برای آموزش کسانی که در هنگام حضور شما در پژوهشکده حاضر هستند اندیشیده شود تا بدانند در شرایط ویژه (نظیر حمله صرع) چه باید بکنند.

3)               بهترین روش برای قرار دادن مواد غذایی در فریزر استفاده از ظروف پیرکس دردار هست. برعکس تصور برخی ، ظروف پیرکس در برابر سرما مقاوم هستند. حتی شیشه مربا هم در فریزر نمی شکند اما پیرکس حتی مقاوم تر هست. لازم به ذکر هست که هم ترکیب شیمیایی ظروف  پیرکس با شیشه معمولی متفاوت هست و هم نحوه ساخت آن. برعکس ظروف پیرکس، ظروف شیشه ای ضخیم (نظیر شکلات خوری های لوکس و گرانقیمت)  نسبت به سرما و گرما نامقاوم هستند. از گذاشتن در فریزر یا سرو غذای گرم در آنها اجتناب کنید.  ترک برداشتن آن در سرما و گرما قابل فهم هست. چون رسانش گرمایی شیشه کم هست  وقتی  یک رویه شیشه ضخیم  به سرعت داغ و یا سرد ( در نتیجه منبسط یا منقبض) می شود ، رویه دیگر  هنوز گرم یا سرد  (و در نتیجه منبسط یا منقبض ) نمی شود. به این ترتیب ظرف ترک بر می دارد.

4)              جهت جمع آوری باطری ها و قطعات الکترونیکی مستعمل در راه پله طبقه ششم پژوهشکده جعبه ای تعبیه شده است. این قطعات حاوی فلزات سنگین هستند. اگر همراه با زباله معمولی دور ریخته شوند می توانند باعث آلودگی خاک و آب های زیر زمینی گردند. این قطعات بعد از تجمیع به مراکز بازیافت  مخصوص خود تحویل داده خواهند شد. همین طور برای جمع آوری داروهای تاریخ مصرف گذشته، جعبه ای در کنار آن جعبه اول تعبیه شده است.  می توانید این اقلام بازیافتی را از خانه خود یا حتی خانه های آشنایان خود را نیز جمع آوری کنید  و در این جعبه ها قرار دهید که یکجا به مراکز مربوطه تحویل داده شوند.

5)               جهت جمع آوری پلاستیک بازیافتی هم در طبقه ۵ و در طبقه شش سطلی تعبیه شده است. پلاستیک های تمیز و غیر آلوده را در این سطل ها می توانید بریزید. منظور تمیز آن هست که چرب و... نباشد تا بوی نامطبوع نگیرد و حشرات موذی را به خود جلب ننماید. برای شستن پلاستیک کثیف و چرب جهت بازیافت توصیه می شود که از آب های خاکستری (مانند آب نیمه تمیزی که از آب کشیدن میوه ها و غیره سرازیر می شود) استفاده کنیم تا در مصرف آب صرفه جویی کرده باشیم.

6)              آیا  ریختن باقی مانده چای در گلدان ها نادرست هست؟ طبعا به نوع گل داخل گلدان و میزان چایی که ریخته می شود بستگی دارد. در مراکزی مثل پژوهشگاه علی العموم توصیه می شود که کسی چای باقی مانده خود را در گلدان ها نریزد چون که اگر هر کس که می گذرد این کار را بکند حتی گلی که به چای علاقه دارد بیش از اندازه چای دریافت خواهد کرد. با این حال من نمی خواهم در این مورد مقرراتی وضع کنیم چون که این موضوع به دو دستگی بین افرادی که موافق و مخالف هستند می انجامد. ما هم جواب قطعی برایش نداریم.

7)               از ابتدای تشکیل پژوهشکده، جعبه ای برای جمع آوری کاغذ مستعمل  تعبیه شده بود که خوشبختانه کماکان برقرار هست و پژوهشگران هم استقبال خوبی از آن می کنند.  باید تاکید نمود که کاغذ چرب و آلوده به غذا قابل بازیافت نیست. کاغذ چرب در  جعبه  بازیافت کاغذ نریزید.

8)              برای  تولید کاغذ سفید مقدار زیادی سفید کننده لازم هست که آب های شیرین محدود کره زمین را می آلاید. برای چرک نویس (پیش نویس) می توان از کاغذ کاهی استفاده کرد. به این منظور کاغذ کاهی جهت استفاده پژوهشگران عزیز تهیه نموده ایم که می توانید از کارپرداز محترم پژوهشکده در طبقه ۶ تحویل بگیرید. برای استفاده در پرینتر و محافظت از دستگاه ها ناگزیریم که بهترین کاغذ را تهیه کنیم اما برای چرک نویس همین کاغذ های کاهی مناسب ترند و چشم را کمتر اذیت می کنند. هرگز جهت استخراج چرک نویس کشوهای پرینتر ها را باز نکنید. این کار به پرینتر آسیب می زند. اگر به اشتباه فایلی را برای پرینت به پرینتر فرستادید زودتر آن را کنسل کنید. کنسل نمودن را اگر بلد نیستید از دوستان خود یا از کارمندان عزیز در پژوهشکده بیاموزید.

پلاستیک ها انواع و اقسام دارند. به طور مثال پی-وی-سی که از آن لوله و نیز توپ پینگ پنگ ساخته می شود در ساختار خود کلر دارد اما سایر انواع پلاستیک کلر ندارد.  علاوه بر ساختار مولکولی بسته به عمل آوری چگالی های متفاوت دارند. هر کدام از انواع پلاستیک ها کاربردها و نیز نحوه بازیافت  متفاوت دارد.  اگر دقت کرده باشید در زیر وسایل پلاستیکی مثلث کوچکی است که در آن عددی نوشته شده است.  این عدد نمایانگر نوع و جنس پلاستیک هست. بیشتر پلاستیک ها (به خصوص پلاستیک نوع ۱ یا پلی اتیلن) جهت گرم کردن یا در فریزر قرار دادن غذا و نیز استفاده های مکرر مناسب نیست و برای سلامت ضرر دارد. پلاستیک نوع ۵ ((PP  نسبتا برای این منظور مناسب هستند هر چند ظروف پیرکس ارجحیت دارند. خوشبختانه،  در ایران بسته بندی های اکثر مواد غذایی مانند ظروف پنیر  از این جنس هستند.  بطری های پلاستیکی آب خود از نوع یک هستند بنابراین نباید در فریزر قرارداده شوند ویا بیش از چند بار استفاده شوند.  درب بطری ها از نوع دو هستند و برای همین برخی مراکز آنها را جداگانه جمع آوری می کنند. اما در پژوهشکده همه انواع پلاستیک را با هم جمع می کنیم.  از سوزاندن پلاستیک ها بپرهیزید چرا که به آلودگی هوا منجر می شود. به خصوص از سوزاندن پلاستیک نوع ۳ که حاوی کلر هست اجتناب کنید چرا که گاز سمی دیوکسین تولید می نماید. در این لینک، با انواع پلاستیک می توانید آشنا شوید.

 

۶)  بعد از پیک نیک آتش را به طور کامل خاموش کنید. بسیاری از افراد به گمان خود آتش را خاموش می کنند غافل از این که آتش زیر خاکستر هنوز زنده هست. چند ساعتی پس از ترک محل آتش زیر خاکستر دوباره زبانه می کشد. چندین بار بر آتش بعد از خاموشی آب بریزید. به علاوه اطراف آن را از برگ های خشک و چوب های ریز که قابلیت اشتعال سریع دارند تهی کنید تا بعد از رفتن شما آتش سوزی ایجاد نشود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

اطلاعیه: افتتاح کانکس جمع آوری اقلام بازیافتی و زباله هایی که برای محیط زیست مضر هستند

+0 به یه ن

نشانی کانکس: جلالیه، مابین بلوار رسالت و میدان شهدای لاله، نبش خیابان نگارستان غربی، روبه روی مجتمع مسکونی علامه امینی


ساعات کار:  ساعت 9 صبح تا 15
 

این کانکس توسط فعالان محیط زیست مدیریت می شود و در واقع یک مرکز فرهنگی و آموزشی برای آموختن فرهنگ محیط زیست هست. 
♻️♻️♻️♻️♻️♻️♻️♻️♻️♻️♻️
اقلامی که جمع آوری می شوند (هر مورد را جداگانه تحویل فرمایید):

۱)  انواع باتری، سی دی و قطعات الکتریکی مستعمل
۲) نایلون، نایلکس، کیسه فریزر، پاکت پلاستیکی تنقلات، پوشش سلوفان
۳) بطری های آب و نوشابه و دوغ (پت ها یا پلی اتیلن ها) 
۴) سایر انواع پلاستیک 
۵) قوطی های فلزی 
۶) شیشه (شیشه سالم و نشکسته)
۷) زباله های ترکیبی متشکل از فویل فلزی و پلاستیک  نظیر پوشش  (بلیستر) دارو
۸) کاغذ و مقوای مستعمل اما تمیز


نکات مهم:

۱) پاکت  های تنقلات که یک سمتشان نقره ای رنگ هست (نایلون متالایزر) هم جزو گروه ۲ قرار می گیرند. نمونه: بسته بندی کیت کت!
۲) اقلام بازیافتی در کارگاه به دقت شسته خواهند شد اما برای جلوگیری از جمع شدن حشرات  و یا بو گرفتن به هنگام جمع آوری آنها در خانه و کانکس، لازم هست که آنها را تمیز کنیم. در هنگام تمیز کردن آنها نیازی نیست که  آب فراوان  مصرف نماییم. آب خاکستری (دست دوم) هم  به منظور پاک کردن آنها کافی است.
۳)  شیشه (مورد ۶) شامل لامپ نمی شود. از قرار دادن لامپ  (به خصوص لامپ های فلورسنت مانند لامپ مهتابی یا لامپ های موسوم به کم مصرف) در میان شیشه ها به جد خودداری کنید. شکستن این نوع لامپ ها مواد سمی خطرناک می پراکند.
۴) از جاسازی نایلون یا کاغذ داخل بطری های پلاستیکی خودداری کنید.  ترجیحا در بطری ها را همراه با سایر پلاستیک ها تفکیک نمایید نه همراه بطری ها (پت ها).
۵) شیشه هایی نظیر شیشه مربا و... با درب آنها (ولو این که از جنس دیگری مثل فلز یا پلاستیک باشند) یکجا جمع آوری می شوند. از سوا کردن در آنها خودداری کنید.
۶) کاغذ یا مقوای آلوده به چربی و....(نظیر کاغذهایی که برای بسته بندی مواد غذایی به کار می روند) جمع آوری نمی شوند.
۷) شیشه شکسته درکانکس تحویل گرفته نمی شوند.  
۸) انواع باطری (نظیر باطری ساعت،  باطری موبایل،  باطری قلمی، باطری ماشین و...) و انواع قطعات الکتریکی و نیز سی دی  جمع آوری می گردند تا به نحو اصولی و به گونه ای که به طبیعت و سلامت مردم آسیب نزند امحا گردند. 
از صاحبان مشاغلی نظیر    تعمیرات لوازم الکترونیکی  یا تکنیسین فنی بیمارستان ها و شرکت ها   که با حجم انبوه از باطری و قطعات الکتریکی  مستعمل سروکار دارند  خواهشمندیم که این اقلام را جمع آوری و به کانکس تحویل دهند. (هم در تبریز و هم در  شهرها و روستاهای اطراف).
۹) با جایگزینی نایلکس با کیف های خرید و با  استفاده از ظروف شیشه ای به جای کیسه فریزر  در کاهش مصرف پلاستیک و نایلون سهیم باشیم.
 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آیا نیاز هست که زباله تفکیک شده برای بازیافت را در خانه بشوییم؟

+0 به یه ن

اقلام بازیافتی، در کارگاه بازیافت، طی مراحلی  باید تمیز تمیز شسته   بشوند. اگر آلودگی داشته باشند به لحاظ تکنیکی قابل بازیافت نخواهند بود. 
نگرانی ای در مورد آلوده به میکروب بودن محصول نهایی نیست.

این که ما در خانه پلاستیک و شیشه کثیف را قبل از تحویل به مراکز بازیافت می شوییم برای خودمان و کارمندان و کارگرانی هست  که تا مراحل شروع بازیافت با آنها سروکار دارند. آنها را می شوییم تا وقتی تلنبارشان می کنیم بو نگیرند و یا مورچه جمع نشود.

قراره داخل یک کیسه گذاشته شود و در کیسه هم تحویل داده شوند
خیلی تمیز شستن ما لزومی ندارد. فقط کافی است بو ندهند. 

در خانه، 
برای شستن این اقلام بازیافتی بهتره آب هدر ندهیم و از آب های خاکستری بهره ببریم.
من نایلون ها و … را باز می کنم می ذارم داخل سینک . چیزی را که آب می کشم اون هم با آبی که روان می شه خود به خود شسته می شه. بعدمی ذارم در بالکن خشک می شه.

برای شستن اون آب جدا مصرف نمی کنم.
همین کافی است
بیش از این توصیه نمی شه بشوییم و آب هدر دهیم.

اتفاقا شست و شوی ظروف شیشه ای رب و کشک و مایونز و همچنین ظرف پلاستیک کره آسان تر از آن هستند که در نظر اول به نظر می رسه.
مخصوصا که ما معمولا همه محتوای آن را استفاده می کنیم. "سیییرروخ"

کافی است بذارید داخل سینک و قاشق بشقاب ها و لیوان ها را که می شویید اجازه دهید کف و آب آنها بریزد داخل این ظروف. خود به خود شسته می شود.
اون قدر شسته می شود که بشه با یک بار گرداندن آب خاکستری برای بازیافت داد.
اگر خود بخواهیم در خانه استفاده کنیم مثل بشقاب معمولی می شوییم وتمیز می شود. 

اما شستن کیسه فریزی که در آن گوشت چرخکرده گذاشتیم راحت نیست.
به جای کیسه فریزر می شه در کاغذ شیرینی پزی پیچید.

🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بلایی به نام برون-سپاری

+0 به یه ن

سال ها قبل (در اواسط دهه هشتاد ) شهرداری ها ی برخی از شهرها ی ایران اقدام به جمع آوری زباله های تفکیک شده می کردند. اون موقع آگاهی عمومی در مورد مسایل محیط زیستی پایین بود و همگان به اهمیت بازیافت واقف نبودند. درصدکوچکی از مردم دوستدار محیط زیست بودند و می خواستند این طرح تفکیک به نتیجه برسه. اما هنوز در مسایل اجتماعی خام و ساده اندیش بودند. گاهی برای متقاعد کردن دور وبری ها به تفکیک زباله با پرخاش برخورد می کردند یا دعوایشان می شد. نمی دانستند که ترک یک عادت و برگرفتن عادتی  دیگر در یک جامعه ، مکانیزم خاص خود و گذشت زمان می طلبد و با انرژی بیش از حد گذاشتن و درگیر شدن با اطرافیان پیش نمی رود.

متاسفانه رویه درست جمع آوری زباله خیلی طولی نکشید. اندکی بعد سر این پروژه ، همان بلا آمد که سر خیلی از پروژ ه های دیگر در این کشور اومد: برون سپاری. 
اگر شهرداری می خواست نیرو استخدام کند تا این کار را انجام دهد باید به این کارمندان خوب می رسید: حقوق مکفی ، بیمه و لباس فرم و …..
باید هزینه زیادی برای آموزش مردم می گذاشت تا زباله ها را خوب تفکیک کنند تا کارمندانش کمتر در معرض عوامل بیماری زا قرار بگیرند. همه اینها هزینه داشت. در نتیجه به شرکت هایی برون سپاری کرد که خیلی هم معلوم هم نیست که کیستند. اونها هم این شبکه عظیم زباله گردی را راه انداختند که صد در صد غیر انسانی و مبتنی بر استثمار، ضد محیط زیست و ضد بهداشتی و مضر برای سلامت زباله گردان در درجه اول وکل جامعه در درجه دوم هست.

این مسىله برون سپاری و نتایج شوم آن بر کارگران مختص مدیریت پسماند نیست. بلایی است که سالهاست به جان  کارگران سرزمین ما افتاده. اگر به مطالبات کارگران معترض خوزستان گوش فرا می دادید می دیدید بخش عمده مشکلاتشان از همین روند برون سپاری ناشی می شود.

من اینجا نمی خواهم در مورد برون سپاری و نئولیبرالیزم و… صحبت کنم. بلد هم نیستم!
اگر کسی خواست نظرات خود را در این باره در بخش نظرات بنویسد.
به بحث تفکیک زباله خودمان برسیم٠
بسیاری از طرفداران تفکیک زباله که دیدند زباله ای که تفکیک کرده اند دوباره در یک باکس قرار داده می شود از این کار پشیمان شدند.



حرفم سر این هست که نه آن درگیر شدن با اطرافیان سر تفکیک زباله رفتاری پخته بود و نه این قهر و پشیمانی! به هر حال ما می دانیم که در یک کشور جهان سومی داریم زندگی می کنیم که جا انداختن این مسایل فرهنگی و اجتماعی سالها طول می کشد و از سوی دیگر گروهی هم هستند -که اتفاقا قدرت بسیار دارند- و اساسی هم گند می زنند! این واقعیت کشور ماست! این هم یک نمونه از آن.


کار درست در شرایط فعلی در این زمینه، این هست که ما کماکان زباله را تفکیک کنیم . اگر در نزدیکی ما کانکس جمع آوری  اقلام بازیافتی هست (در مناطق شرق تهران هست) اونجا تحویل دهیم. اگر هم نیست باز بهتره تفکیک کنیم تا آن طفل معصومی که در بین زباله ها دنبال اقلام بازیافتی می گردد مجبور نشود از میان آشغال های کثیف و برنده و … 
 این اقلام را سوا کند و در معرض انواع بیماری ها قرار گیرد. یک کیسه پر از اقلام تفکیک شده نسبتا تمیز در میان کیسه های زباله می یابد و می اندازد داخل کیسه بزرگ خودش. کارش بسیار راحتتر و سالم تر می شود و زمان کمتری در بین زباله ها می گذراند. 
🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سئوالات و دغدغه های مردم تبریز در مورد طرح مردمی ساماندهی مدیریت پسماند

+0 به یه ن

چند ماهی است که عده ای از دوستداران محیط زیست در تبریز جهت ساماندهی مدیریت پسماند کوشش های فراوانی می کنند. نتیجه آن نصب کانکس های جمع آوری پسماند خشک تفکیک شده در محلات مختلف شهر هست.

ابتدا برخود لازم می دانم تا ازاین عزیزان تشکر کنم که با زحمات فراوان —که من خود شاهد آن بودم —امکان نصب کانکس جمع آوری را در سطح شهر، به وجود آورده اند.
شاید برای کسانی که با مدیریت پسماند به طور اعم و مدیریت پسماند در شهرهای ایران به طور اخص آشنا نباشند نصب چند کانکس چندان کاربزرگی به نظر نرسد! اما نصب این کانکس ها نتیجه تلاش  بیش از ١٦ ساعت کار در روز برای چند ماه به اضافه چندین سال تجربه و مطالعه پیش از آن بود.
گزاف نیست اگر ادعا کنم زحمتی که برای این کانکس ها کشیده شده کمتر از زحمتی که رشدیه برای افتتاح اولین مدرسه مدرن در تبریز کشیده نبوده است.
اما این اول راه هست. موفقیت این طرح به همکاری مردم تبریز بستگی دارد. امیدوارم مردم تبریز امروز از این طرح بیش از آن حمایت کنند که  پدرانشان از مدرسه رشدیه کردند.

برای این که این اقدام به ثمر رسد باید هر کانکس زباله بازیافتی حدود سه هزار خانوار را دریافت کند. تجربه من نشان می دهد از هر ده نفر که با آنها از وجود کانکس ها صحبت می کنید یک یا دو نفر موافقت می کنند که در طرح شرکت کنند. بنابراین برای موفقیت اولین کانکس ما باید حدود ٣٠٠٠٠ نفر را از وجود این کانکس و کارکرد آن مطلع سازیم. اگر هر کس که این متن را می بیند، به حدود ١٥٠ نفر از دوستان و آشنایانشان این اطلاع رسانی را انجام این امر مهم با موفقیت انجام خواهد شد.


تجربه من نشان می دهد که در تبریز علی الظاهر همه با طرح تفکیک زباله موافقند. کسی را در این ماه ها نیافتم که مخالف یا حتی بی تفاوت باشد. اما سبک خود را دارند و مشکل تغییر رویه می دهند. دو مسئله و سئوال و دغدغه را مطرح می نمایند که در زیر می آورم. به هر حال حتی اگر این دو مسئله سئوال خود ما نباشد بهتر است جواب آماده و مجاب کننده ای داشته باشیم چرا که سئوال  افراد بسیاری است که همکاری آنها هم برای موفقیت طرح ضروری است.

١- کسانی که مایل به تفکیک زباله و تحویل آن به کانکس ها هستند اغلب گمان می کنند که تنها کاغذ و حداکثر مقوا جمع آوری می شود. علت آن هست که از قدیم تکنولوژی بازیافت این اقلام بوده و مردم با مفهوم بازیافت آنها آشنا بوده اند. وقتی سخن از بازیافت می شود همین دو قلم به ذهنشان خطور می کنند.
باید تاکید نمود که  در طرح جدید، علاوه بر کاغذ و مقوا اقلام زیر هم بازیافت می شود:
فلزات، شیشه، باتری و قطعات مستعمل، نایلون و نایلکس، پلاستیک و بالاخره کاغذ و مقوا.

٢- سئوال و نگرانی عمومی آن هست که اگر ما زباله های تفکیک شده را تحویل کانکس دهیم چه بر سر معیشت زباله گردان می آید. یا این که وقتی آنها سالهاست این کار راانجام می دهند چه نیازی به طرحی جدید هست. 

اول از همه باید خوشحال بود از این که همشهریان این قدر نسبت به معیشت زباله گردان حساس هستند و نسبت به آن دغدغه دارند. این حس همدردی و مسئولیت سرمایه بزرگی است که باید پاس داشت.
در چهارماه گذشته من در مورد وضعیت مدیریت زباله در شهر های مختلف به طور جسته و گریخته خواندم. ظاهرا در برخی از شهر های ایران به زباله گردان به صورت بیگانگانی که باید با آنها برخورد قهری شود می نگرند. پاندمی کرونا هم به این نگاه دامن زده است. به عبارت دیگر قربانیان درجه یک سیستم معیوب را علت این سیستم معیوب می پندارند و به جای سیستم معیوب درصددند که با قربانیان آن مبارزه کنند.😨
خوشبختانه در تبریز چنین نگرشی وجود ندارد. زباله گرد ها را "خودی " هایی می دانند که متاسفانه فقیر گشته اند و از روی ناچاری دست به این کار می زنند.

این را باید جا بیاندازیم که اگر بازیافت زباله به طور اصولی و درست و علمی انجام گیرد هزاران شغل ایجاد می شود . عزیزان زباله گردها هم می توانند در این صنعت عظیم شغلی مناسب با استاندارد های بهداشتی و ایمنی مناسب بیابند و از این وضعیت تاسف برانگیز بیرون آیند.
به علاوه در سال صدها بلکه هزاران  نفر به علت وضعیت مدیریت غیر اصولی پسماند و افت بهداشت عمومی به بیماری های سخت دچار می شوند و جان و مال خود را به بیماری می بازند.
همشهری های دلسوز ما اگر به این مسایل آگاه شوند در شرکت در طرح بازیافت اصولی تردید نخواهند کرد.

در شهر ما درصد افراد دلسوز و مسئولیت پذیر بسیاربالاست اما مشکل اینجاست که اغلب شان فکر می کنند خودشان در دلسوزی و تعهد سرآمد هستند. چون خود و دوستان نزدیکشان را دلسوزترین می دانند گمان می کنند اگر خودشان مستقیما فعالیتی نظیر رساندن پسماند تفکیک شده به زباله گرد را انجام دهند حتما بهتر خواهد بود تا این کار را به واسطه یک نهاد (در این مورد کانکس ها) انجام دهند. از صمیم قلب باور دارند که خودشان بهتر انجام خواهند داد. این اشتباه هست! من بارها در مورد کمک به نیازمندان این را تجربه کرده ام! اونهایی که مستقیم کمک کرده اند بعد از مدتی به پشیمانی رسیده اند. در صورتی که اونهایی که از طریق خیریه های مردمی ذیصلاح مانند بنیاد کودک یا انجمن حمایت از مستمندان تبریز-- که تجربه و تخصص کافی دارند کمک کرده اند-- پشیمان نشده اند.

در این مورد باید جا انداخت که اولا در نهاد هایی مثل سمن های محیط زیستی افرادی هستند که کمتر از ما دلسوز نیستند.
به علاوه وقتی از طریق یک شبکه یا سمن یا یک نهاد کار انجام می گیرد هم افزایی اتفاق می افتد. این امکان پیش می آید که در زمینه های مختلف نظرات بهترین متخصصان پرسیده شود. این سمن با سمن ها ونهاد های دیگر می تواند همکاری کند و کارآیی چندین برابر شود. یک فرد تنها، هیچ کدام از این امکان ها را ندارد.
اینو باید جا بیاندازیم تا مردم مجاب شوند که تحویل پسماند تفکیک شده به کانکس ها ایده خوبی است.

فرض کنید در ۱۰ کانکس در سطح شهرنصب گردند و در سایه تبلیغات مردمی که من و شما انجام می دهیم هرکدام ۳۰۰۰ نفر مراجعه کننده داشته باشند که ماهی یک بار زباله های خود را تحویل دهند. (گمان نمی کنم ظرفیت کانکس ها بیش از آن باشد که در روز به بیش از ۱۰۰ نفر مراجعه کننده سرویس دهند.) ۳۰ هزار نفر از مردم تبریز به این ترتیب زباله هایشان  را تحویل خواهند داد. جمعیت تبریز دو میلیون نفر هست. دومیلیون منهای ۳۰ هزار نفر باز هم عددی است بسیار نزدیک به دو میلیون. در نتیجه، در زندگی و معیشت زباله گردها تفاوت محسوسی با این ۱۰ کانکس ایجاد نخواهد شد اما برای اداره این ۱۰ کانکس حدود ۱۵ کارمند لازم هست. به عبارت دیگر برای ۱۵ نفر شغل مناسب ایجاد خواهد شد که در این ایام بی شغلی غنیمت هست.
امید ما این هست که به تدریج طرح پسماند گسترش یابد و شامل اقلام دیگر هم شود. اگر زباله های تر و یا نخاله های ساختمانی بازیافت شوند ظرفیت ایجاد شغل چند هزار نفری ایجاد می شود. زباله گردان هم می توانند در این صنعت شغل مناسب بیابند. در نتیجه در کوتاه مدت این طرح نان کسی را نمی برد اما در دراز مدت می تواند با ایجاد شغل مناسب معضل زباله گردی را به طور ریشه ای حل کند.

برای مدیریت پسماند، نکات بهداشتی و محیط زیستی عدیده ای باید رعایت شود، که زباله گردان ها از آنها آگاه نیستند. معمولا زباله گردان ها  در میان زباله خشک اقلامی را بر می دارند که گمان می کنند برایشان ارزش اقتصادی دارد. بقیه اقلام را به صورت اصولی دپو نمی کنند. به این ترتیب، این روش غیر اصولی مدیریت پسماند، عوامل بیماری زا را در سطح شهر و روستاهای اطراف پراکنده می کند. ارزش بهداشت و سلامت را همگی می دانیم و نیاز به بازگویی نیست. اما می خواهم روی اثر اقتصادی این کار روی خانواده ها  بنویسم. به دور و بر خود بنگرید. خواهید دید خانواده هایی در دور و بر شما در سال های اخیر افت اقتصادی حاد (شدیدتر از متوسط جامعه) کرده اند که درگیر یک یا چند نوع بیماری بوده اند. بیماری خانواده ها را فقیر تر می کند ( به دلیل هزینه درمان + کم شدن نیروی کار در خانواده +.....). سرگذشت بسیاری از کودکان مددجوی بنیاد کودک را که می خوانم می بینم قبلا خانواده نسبتا مرفهی داشته اما به علت بیماری یک یا چند نفر از اعضای خانواده (عموما پدر خانواده) نیازمند گشته اند. 
این ظاهر امر هست که مدیریت پسماند به شیوه نابسامان فعلی دارد برای یک عده از خانواده ها نان می رساند. حقیقت امر این هست که با مدیریت غیراصولی و گسترش عوامل بیماری زا -ناخواسته  خانواده های بیشتری را دچار بیماری و سپس فقر می نماید.
راه حل مدیریت اصولی پسماند هست تا شغل مناسب و بهداشتی ایجاد شود و پسماند موجب بیماری در سطح شهر و روستا نشود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل