+0 به یه ن
آن طور که شنیده ام در سال ۵۷ دانش آموزان و دانشجویان به خاطر انقلاب درس نمی خواندند. پس از انقلاب برای سالها دانشگاه ها تعطیل شد و حتی پس از بازگشایی هم سالها طول کشید تا وضعیت یک دانشگاه واقعی را باز بیابد. در آن سالها در مدارس هم درصد قابل توجهی از دانش آموزان به بهانه فضای انقلابی، درس و تکلیف مدرسه را جدی نمی گرفتند. خیلی ها شون به جای درس خواندن، به لباس وموی معلم هایشان گیر می دادند. پای درددل معلم های آن نسل بنشینید می بینید دلشان از دانش آموزان آن دوره خون بود. حالا همون نسل برای ما و نسل بعد از ما، درس اخلاقی احترام به بزرگتر می دهد!!! وقتی ما دانشجو بودیم گاه همدوره ای هایی داشتیم که پانزده-شانزده سال از ما بزرگتر بودند. متعلق به همان دوره بودند که درس ومدرسه را پیچونده بودند! کم دانشی آنها در کلاس نسبت به همکلاسی هایی که چندین سال از آنها جوان تر بودند مشهود بود. اما ادعایشان را نمی شد جمع کرد! بین خودشان، سلسله مراتب و مراد و مریدی داشتند. یکی شان که از بقیه یک مقدار درسخوان تر بود در سلسله مراتب خیالی آنها تاج نبوغ بر سر می نهاد. در دنیای ذهنی کوچک شان کسی حق نداشت از او از لحاظ علمی بالاتر باشد. (یادتان هست خدا بیامرز ابراهیم نبوی تا آخر عمر با چه شیفتگی از محسن کدیور نام می برد چرا که در دانشگاه شیراز در دوره خودشان-دوره ای که هیچ کی درس نمی خواند- شاگرد ممتاز بود؟ طوری حرف می زد که انگار به این علت هرچه کدیور بگوید بقیه باید بگویند درست هست. از همچون رابطه مریدی و مرادی و سلسله مراتبی حرف می زنم.) حال تصورکنید دخترکی شهرستانی با لهجه ترکی که نمراتش از نابغه آنها بالاتر بود و در کلاس هم خیلی بهتر از «نابغه» آنها جواب سئوالات اساتید را می داد از دست آنها چه کشیده!از زمان کرونا به این سو هم مدارس و دانشگاه ها در ایران تق و لق شده. طبعا یک عده از دانش آموزان و دانشجوها هم راه همان نسل را رفته اند. اما تا جایی که من می بینم درصد قابل توجهی از دانش آموزان و دانشجویان هستند که اتفاقا خیلی هم جدی، درس خواندن را ادامه داده اند. نمونه عرض کنم: دوستم، یک جفت دوقلوی پای کنکور دارد. خانه شان در تهران هست و دور وبرشان را زیاد زده اند. با این حال ، این دو خواهر کنکوری، صبح از ساعت ۸ تا ناهار برای کنکور آماده می شوند. بعد از ناهار هم تا هشت عصر درس خواندن را ادامه می دهد. در سطوح بالاتر هم همین هست. داوری ها و نظارت های بنیاد علم بر اجرای طرح ها به جدیت قبل ادامه دارد. عده قابل توجهی سعی کرده اند که با روتین قبل از جنگ به کار خود ادامه دهند. این افراد معیارهای لازم برای ارتقا و یا برخورداری از امکانات برای دانش آموزان و دانشجویان و محققان را کسب خواهند کرد. یک عده هم با خیال این که «در این اوضاع جنگ و هیری وویری کی درس می خونه؟! کی کار علمی می کنه؟! کی ارزیابی می کنه؟! کی حواسش هست؟!» تنبلی کرده اند. دیگه دهه پنجاه و شصت نیست که «همه» یا اکثریت نزدیک به همه تنبلی کنند! بخشی که تنبلی می کنند با این معیارها عقب می مانند. با معیارهای دیگر و انواع و اقسام زیر آبی رفتن ها برخی شاید راهی دیگر برای کشیدن گلیم خود از آب بیابند اما اغلب راهی نخواهند یافت و غرق خواهند شد.
اشتراک و ارسال مطلب به: