شنبه 25 بهمن 1404
+0 به یه ن
همان طوری که قبلا نوشتم در آن روزها که اینترنت بین الملل قطع بود من در آپارات سریال قیام ارطغرل را کشف کردم. منظور از این ارطغرل، موسس سلسله سلجوقیان نیست. برج طغرل در نزدیکی تهران به دستور موسس سلسله سلجوقی ساخته شده نه این ار طغرل که من الان دارم سریالش را می بینم. ارطغرل پدر عثمان، موسس سلسله عثمانی در ترکیه هست.
سریال خیلی قشنگ ساخته شده. به خصوص صحنه های جنگش بی نظیر هست. هیچ صحنه نبردی تکراری هم نیست. برای هر مورد شمشیربازی طراحی جداگانه ای شده است.
سریال را به زبان اصلی نگاه می کنم. دوبله به فارسی آن هم در آپارات هست. زیرنویس فارسی هم دارد. من فیلم دوبله شده دوست ندارم. زیرنویس فارسی در قسمت های اول سریال کمکم کرد که معنای برخی از کلماتی را که بلد نبودم یاد بگیرم . زبان اصلی سریال مخلوطی از زبان ترکی استانبولی و زبان ترکی خودمان هست. همان طوری که وقتی در ایران می خواهند سریال تاریخی( مانند سریال ابن سینا یا سربداران) بسازند سعی می کنند که برخی از کلمات را از گویش های دری وام بگیرند که ما امروزه در تهران به کار نبریم (یا کمتر به کار می بریم) در این سریال ساخت ترکیه هم از کلمات ترکی آذربایجانی بسی بیشتر از گویش امروز استانبول وام گرفته شده است. شاید به این علت این سریال به دل ما بیشتر بچسبد تا دل یک ترکیه ای.
سریال بسیار طولانی است. ۱۵۰ قسمت دارد و هر کدام از قسمت ها هم بیش از دو ساعتند.
اگر ترکی بلدید توصیه می کنم این سریال را حتما ببینید. اگر شعارهای اسلامی و سخنان عرفانی ابن عربی را از سریال کنار بگذارید بقیه قسمت هایشان بی نهایت جالب و آموزنده هستند. من که هروقت ابن عربی وارد صحنه می شود و شروع به نصیحت یا قصه گویی می کند می زنم جلو و ردش می کنم که به بقیه داستان برسم. تنها قسمت توی ذوق زننده سریال همین ابن عربی اش هست و تاکید قهرمانان داستان بر «کافر کشی». متاسفانه این «کافر کشی» در فرهنگ قبیله های ترک وجود داشته. نمی شه انکارش کرد. حتی پرستار دوره کودکی من-که مهاجری از قره داغ به تبریز بود- وقتی می خواست بگوید به یکی خیلی ظلم شده می گفت من حتی به بچه کافر هم چنین ظلمی روا نمی دارم! به هر حال با دید حقوق بشری امروزین ما، این نگرش خیلی توی ذوق می زند. این کافر ستیزی هم در دده قورقود هست و هم در گلستان سعدی و سایر متون آن اعصار. این خط کشی «خودی-ناخودی» بر اساس کفر و ایمان امروز لنگه ابروی ما را بد جوری بالا می برد. اما نباید مردم آن روزگاران با معیارهای امروزی قضاوت کرد. فضای آن دوران چنین بوده. ارطغرل و سعدی و.... هم فرزند زمان خویش بودند. در ضمن این دو می بایست همدوره بوده باشند. در سریال-دست کم تا قسمت ۵۵ که من دیده ام- از سعدی اسم برده نشده ولی من در یکی از نوشته هایم تقارنی برقرار می کنم. همین طور با مولانا.
من در چند نوشته آتی ام به آن چه که از این سریال آموختم خواهم پرداخت. به نظرم ارزشش را دارد. هرچند به مسایل روز کشور اشاره ای نخواهم کرد اما طوری خواهم نوشت که به آسانی می توان ربطش را دریافت.
اشتراک و ارسال مطلب به: