
دونیــــادا ان بؤیوك آزادلیــق سئون
اشتراک و ارسال مطلب به:



دونیــــادا ان بؤیوك آزادلیــق سئون
اشتراک و ارسال مطلب به:
اخیرا پیش نویس منشور حقوق شهروندی از طرف معاونت حقوقی رییس جمهور منتشر شده و آدرس ای-میلی نیز برای ارسال نظرات در انتهای پیش نویس درج شده است. در مورد حقوق اقوام دو خط آمده است. طبعا در دو خط نمی توان حق این مطلب را ادا كرد. نه از فرهنگستان زبان نامی برده شده و نه از حق آموزش ادبیات محلی در آموزشگاه ها و...
اگر نظری دارید پیشنهاد می كنم یا مشورت با یك حقوقدان و با رعایت آداب متناسب با شأن چنین منشوری آن را به آدرس ای-میلی كه در انتهای متن معرفی شده بفرستید. اگر متن نهایی به لحاظ حقوقی متقن و جامع و كامل باشد در آینده پی گیری مطالبات با دردسر كمتری مواجه خواهد شد. پس می ارزد كه در این برهه حداقل حرف خود را بزنیم. البته با ادبیات مناسب و از طریق مجرای قانونی تا به ثمر بنشیند.
اشتراک و ارسال مطلب به:
لای لای دئدیم یاتاسان
قیزیل گوله باتاسان
قیزیل گوللر ایچینده
شیرین یوخو تاپاسان
لای لای دئدیم اوجادان
سسیم چیخمیر باجادان
تانری سنی ساخلاسین
چیچكدن، قیزیلجادان .
لایلای دئدیم یاتینجا
گؤزلرم آی باتینجا
جانیم دوداغا یئتدی،
سن حاصیله چاتینجا.
بالامین یوخوسو گلیر
لای لایی نین سسی گلیر
اوزاق-اوزاق داغلاردان
بالامین داییسی گلیر
لای لاییْ نام یات بالام
گوُن ایله چیْخ بات بالام
من آرزوما چاتمادیم
سن آرزووا چات بالام
لای لای آهو گؤز بالام
لای لای شیرین سؤز بالام
گؤزَل لیكده دونیادا
تكدی منیم اؤز بالام
لالاییْ نام اؤز بالام
قاشی قارا گؤز بالام
دیلین بالدان شیرین دیر
دوداغیْندا سؤز بالام
لایْ لایْ دیلین دوز بالام
دیل آچ گینان تئز بالام
من اوتوروم سن دانیْش
شیرین شیرین سؤز بالام
لای لای بالام گوُل بالام
من سَنَه قوربان بالام
قان ائیلَه مَه كؤنلوُموُ
گَل مَنَه بیر گوُل بالام
لای لاییْ نام گوُل بالام
تئل لَری سوُنبوُل بالام
كَپَنَك دَن سئرچَه دَن
یوخوسو یوُنگوُل بالام
ترجمه ی لالایی اینجا هست.
من خودم برای نیلوفر (خواهرم) و لادن (دختر خاله ام) اینو بارها خواندم. در سریال شهریار مامان شهریار این را می خواند. شاهین هم می گفت این لالایی كه دخترونه است. از گل سرخ حرف می زنه شاهین این طور برداشت كرد كه دخترونه هست!
اشتراک و ارسال مطلب به:
داشتم با خودم فكر می كردم فرض كنیم فرهنگستان زبان تركی تشكیل شد و افراد باسواد و شایسته و دلسوزی هم به عنوان اعضای آن منصوب گشتند. من- به عنوان یك شهروند معمولی كه زبان مادری ام تركی است و به این زبان علاقه دارم- انتظار دارم این فرهنگستان چه كاركردی داشته باشد؟ از خود سئوال كردم آیا انتظار دارم فرهنگستان زبان تركی كمابیش همان كاری كه فرهنگستان زبان فارسی می كند برای زبان تركی بكند و از فردا ما به سبك "نگوییم تسكین, بگوییم آرامش.... نگوییم مسابقه, بگوییم پیكار.... نگوییم مشاهده, بگوییم تماشا نگریستن" نهضت "دئمییاخ .... دییاخ ...." راه بیاندازیم؟! با خودم فكر كردم و دیدم اصلا این كار به دل نمی چسبد و گمان هم نمی كنم در آذربایجان چنین نهضتی موفق عمل كند. تازه اگر موفق هم شود (كه تقریبا محال است) نتیجه ی مثبتی نخواهد داشت.
آن مصداق ها را از این "ماسماسك" پارسی گویی كنار وبلاگ آنا برگرفته بودم. كسی كه اندك آشنایی با زبان فارسی دارد می داند كه كلمات "آرامش و تسكین" یا "مسابقه و پیكار" یا "مشاهده و تماشا" هرچند معانی نزدیك به هم دارند دقیقا هم معنی نیستند. به خصوص در رشته ی فیزیك "مشاهده" معنایی دارد كه از "تماشا" به هیج وجه آن معنا بر نمی آید. اصرار بر "پارسی گویی" به این شیوه از دقت زبان می كاهد و بی دقتی زبان ضربه های بسیار به توسعه و ترویج علوم- اعم بر تجربی و انسانی- و نیز انتقال مهارت ها و فنون می زند.
ای كاش به جای این گونه جایگزینی ها برای مفاهیم مختلف كه كلمه برایش نداریم لغت می ساختند تا مجبور نشویم هرجا لغت كم می آوریم از واژه های عمومی و من-در- آوردی مثل "چیز", "ماسماسك" "بیلبیلك" و.... استفاده كنیم.
این كمبود واژه برای مفاهیمی كه از قدیم وجود داشته اند یا به تازگی به وجود آمده اند واقعا مسئله ساز است. بگذارید یك مثال بزنم. وقتی خبر درگذشت یكی از بزرگان خاندانمان را كه به گردن همه ی ما حق داشت شنیدم بسیار متاثر شدم و شدیدا نیاز داشتم احساس خود را به نگارش درآورم اما دیدم برای توصیف شخصیت آن خانم و نقشی كه برای خاندان ما ایفا می كرد كلمه ی فارسی وجود ندارد. مجبور شدم به انگلیسی بنویسم. كلمه ای كه توصیفگر آن نقش هست matriarch می باشد بعدها فهمیدم كه تركی آن می شود "آنا اركیل". ما در آذربایجان خانم های بسیاری داریم كه "آنا اركیل" هستند. در فرهنگ ما این شخصیت حضوری پررنگ دارد و از ستون های جامعه ی آذربایجانی است. من از فرهنگستان زبان تركی انتظار دارم كه این گونه واژه ها را كه به مفاهیم جامعه ی خودمان دلالت دارد به ما باز شناساند. به این ترتیب مطالعات اجتماعی ساده تر خواهد بود و بیان احساسات هم روان تر می شود. به دلایل مختلف بهتر است مطالعات در زمینه های اجتماعی در آذربایجان به خصوص در حوزه ی زنان به زبان تركی باشد. هر چه غنای زبان بیشتر باشد امكان مطالعه بهتر می شود.
من وسواسی در این مورد ندارم كه حتما ریشه ی كلمه باید تركی باشد و از كلماتی كه ریشه ی فارسی یا عربی یا لاتین دارند دوری شود.. نه! زبان انگلیسی از زبان های بسیاری وام گرفته و برای همین اینقدر دقیق است. دقت زبان برای من مهم تر هست. زبان از نظر من وسیله ای است برای انتقال مفاهیم. هرچه كلمات بیشتر و دقیق تری داشته باشد انتقال مفاهیم بهتر صورت می گیرد و از بدفهمی ها جلوگیری می شود.
فرهنگستان زبان فارسی با جامعه به نوعی قیم مآبانه رفتار می كند. عده ای می نشینند و واژه می سازند و انتظار دارند جامعه واژه هایی كه آنها با سلیقه ی خودشان در جلسه ای در اتاق گرم و نرمشان ساخته اند بپذیرند و به كار برند و تاكید هم می كنند كه این جوری نگویید و آن جوری كه ما دلمان می خواهد و تشخیص می دهیم درست است بگویید. همگی می دانیم كه این شیوه ی قیم مآبانه در آذربایجان كار نخواهد كرد! پس بهتر است از همان ابتدا فرهنگستان زبان تركی در پی این گونه رفتار قیم مآبانه نباشد! كاری كه در كشورهای پیشرفته می شود - ومن انتظار دارم فرهنگستان زبان تركی هم به همان شیوه عمل كند كاملا برعكس است! می بینند مردم چه واژه ای را ساخته اند و بعد تصمیم می گیرند به طور رسمی این كلمه را وارد فرهنگ زبان بكنند یا نكنند. معیار ها ی زبانشناسانه ی مشخصی هم دارد كه من از قواعد آن بی اطلاعم. مثلا چندی پیش lol به طور رسمی وارد فرهنگ لغت انگلیسی شد. این كلمه كه مخفف laughing out loud است توسط نوجوانانی كه پیامك می فرستند ابداع شده بود. بعد از مدتی زبانشناسان به این نتیجه رسیدند كه این كلمه باید به طور رسمی وارد فرهنگ لغت شود. می بینید چه قدر طرز فكر با طرز فكر حاكم بر فرهنگستان زبان فارسی فرق دارد. من انتظار دارم همین ذهنیت بر فرهنگستان زبان تركی حاكم شود.
آری! من از اعضای فرهنگستان تركی انتظار دارم كه بین مردم بروند و لغات رایج را جمع آوری كنند. بین نوجوانان بروند و اصطلاحاتی كه آنها در زمینه ی موبایل و اینترنت و... ساخته اند بیاموزند و مدون كنند.
امیدوارم فرهنگ لغتی بسازند تا وقتی پسری به پدرش می گوید سویچ ماشین را بده كه "ایستیروخ قالخاخ" بفهمد كه در دایره ی لغات پسرهای آن سنی "قالخاخ" یعنی مسابقه ی سرعت ماشین. بعد كه معنی اصطلاح را فهمید تصمیم بگیرد كه سویچ را بدهد یا ندهد!!!! ملاحظه می كنید! مسئله ی مرگ و زندگی است نه لجبازی سر این كه فلان كلمه ریشه ی عربی دارد پس باید كنار گذاشته شود!
من از اعضای فرهنگستان انتظار دارم نزد قالیبافان و تجار فرش بروند و واژه های دقیقی كه برای رنگ های گوناگون به كار می رود جمع آوری كنند. ببینید در انگلیسی چه قدر لغت برای تیره های مختلف رنگ صورتی وجود دارد و با چه دقتی به كار برده می شود. این كلمه ها را اعضای فرهنگستان زبان انگلیسی نساخته اند. مردمی كه نیاز داشته ساخته اند و آنها تنها كار مدون سازی آن را انجام داده اند. در صنعت فرشبافی ما هم اصطلاحات زیادی برای رنگ وجود دارد. با دقت لازم. اما افراد معمولی مثل من خیلی هنر كنیم حداكثر "قرمز" و "صورتی" را از هم تمیز می دهیم. درگویش تبریز یك رنگ دیگر هم علاوه بر "قیرمیزی" و "صورتی" به رسمیت می شناسیم: "چهره ای". "چهره ای" صورتی كمرنگ یا دقیق تر بگویم "كاس" هست. قرمز لغت تركی است و صورتی ریشه ی عربی دارد. "چهره ای" ریشه ی فارسی دارد اما در تبریز به عنوان یك رنگ به كار می رود.
همان طور ی كه گفتم به نظر من مهم نیست ریشه ی كلمه ها از كجا هستند مهم آن هست كه به غنای زبان با لغات بیشتر و دقیق تر افزوده شود.
این ها برداشت های شخصی من بودند. زبانشناس نیستم اما نیازهای خودم را به عنوان یك نفر كه زبان را به كارمی برد بیان نمودم و چنین انتظاری از فرهنگستان زبان تركی -كه امیدواریم به زودی تشكیل شود- دارم.
یادداشت های مرتبط:
فرهنگستان زبان تركی
فرهنگستان های زبان های مختلف در كشورهای پیشرفته و دموكراتیك
اشتراک و ارسال مطلب به:
فیلم مشدی عباد در فرهنگ ما ترك های آذربایجان جایگاه ویژه ای دارد. اصطلاحات این فیلم ضرب المثل شده. به گمانم بیشتر آذربایجانی ها نام داروین را اولین بار در این فیلم می شنوند. از این رو لازم به تذكر می دانم كه بر عكس آن چه كه در فیلم گفته می شود داروین تحقیقات معروف خود را در هندوستان انجام نداده بود بلكه در مجمع جزایر گالاپاگوس واقع در اقیانوس آرام انجام داده بود. به نظرم كارگردان فیلم "گالاپاگوس" را واژه ای بسیار ناآشنا برای بییندگانش یافته و ترجیح داده "هندوستان " را به جای آن به كار برد تا بیننده حس بیگانگی نكند. كسب محبوبیت و حس نزدیكی در بین مخاطبان یك مقوله است و وفاداری به دقت علمی چیز دیگر. بسته به این كه مخاطب عام باشد یا خاص، ارباب رسانه باید تعادلی بیابد. قصه ی سفر داروین را به گالاپاگوس در اینجا می توانید بخوانید.
پی نوشت: فیلم را با زیر نویس فارسی می توانید در اینجا ببینید. با تشكر از "یك نفر" عزیز كه لینك را معرفی كرد و بحث شیرین مشدی عباد را پیش كشید.
اشتراک و ارسال مطلب به:
اینجا لیست آكادمی های مختلف زبان در دنیا آمده:
http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_language_regulators
اغلب كشورهای پیشرفته و دموكراتیك دنیا-مثل آمریكا آلمان ایتالیا اسپانیا بریتانیا فرانسه كانادا حتی مالزی- آكادمی چند زبان مختلف دارند.
اشتراک و ارسال مطلب به:
یكی از وعده های انتخاباتی آقای روحانی كه مورد توجه گرفت و آرای قابل توجهی را نصیبش ساخت تاسیس فرهنگستان زبان تركی بود. عملی كردن این وعده برای رئیس جمهور كار خیلی آسانی است. تاسیس یك فرهنگستان خرجی ندارد. زحمت سیاسی ندارد. بار اجرایی آن چنانی ای ندارد. در واقع از میان وعده های انتخاباتی اش اجرای این یكی ساده ترین است. در این مدت كوتاه كه هیئت دولت آقای روحانی سركار آمده در جهت عملی كردن وعده های بسیار دشوارتر از این مورد -نظیر نجات دریاچه ی اورمیه یا عادی سازی روابط خارجه به منظور رفع تحریم ها- اقداماتی كرده (كه البته كو تا نتیجه دهد!). ولی در خبرها نخوانده ام كه دراین جهت اقدامی صورت گرفته باشد. شاید اگر خیلی ها جای او بودند از وعده ی آسان شروع می كردند كه زود به نتیجه برسد و رضایت به ارمغان آورد.
راستش من ترجیح می دهم خوش بین باشم و این تاخیر را علی الاصول به فال نیك می گیرم! در بخش نظرهای این نوشته ام توضیح دادم كه اگر فرهنگستان زبان تركی تشكیل شود و افرادی وارد آن شوند كه شایستگی عضویت در فرهنگستان را نداشته باشند تاثیر مخرب بسیاری خواهد داشت. اگر سواد لازم را در ادبیات و ساختار زبان تركی نداشته باشند تركیبات و عبارات نامناسب خواهند ساخت و به زبان مادری ما ضربه خواهند زد. توجه داشته باشید كه اگر كسانی وارد فرهنگستان شوند كه برای این زبان دل نسوزانند تركیبات و واژه هایی خواهند ساخت كه آن را از هویت خود تهی سازد. این زبان كه سینه به سینه علی رغم همه ی نامهری ها تنها به مدد مردمی كه به آن سخن می گویند حفظ شده می تواند با این بازو ضربه بخورد. به علاوه اگر شخصیت و منش افرادی كه به فرهنگستان وارد می شوند در حد و حدود و قد و قواره ی فرهنگستان نباشد این فرهنگ ماست كه ضربه خواهد دید.
با توجه به این كه در دانشگاه هایمان تا كنون رشته ی ادبیات تركی آذربایجانی نداشته ایم بسیار خواهند بود كسانی كه بی هیچ دانشی خود را در این زمینه متخصص جا بزنند. به خصوص اگر ببینند فرهنگستانی تشكیل می شود و میزی هست و اعتباری و پرستیژی سعی می كنند خودشان را بچپانند اون تو! بعید نمی دانم كسانی مدعی شوند كه تا دیروز برای جلب توجه و خودشیرینی و نقل مجالس شدن این زبان و این فرهنگ را مسخره می كردند و هرجا وارد می شدند شروع می كردند به گفتن "یه روز یه تركه .... هه هه هه! من خودمم تركم هااااااا!!!!" اگر این افراد وارد فرهنگستان زبان تركی شوند نه تنها كار مفیدی انجام نخواهند داد بلكه با یك سری رفتار نامناسب آبروریزی راه می اندازند و این حركاتشان متاسفانه به حساب فرهنگستان زبان تركی نوشته می شود. اگر چنین شود كار برای ما ده ها بار مشكل تر خواهد شد. هزار تا هم منت سرمان خواهد بود كه فرهنگستان زبان تركی هم تشكیل شد این هم نتیجه اش!
از آن سو ادیبانی كه قبای فرهنگستان زبان تركی شایسته ی آنهاست بین مسئولان ناشناخته اند. اینان افرادی موقر بوده اند كه عمری در گوشه كتابخانه ای به مطالعه ی ادبیات و ساختار زبان تركی پرداخته اند. هیاهو و جنجالی ایجاد نكرده اند كه سر زبان ها بیافتند. تنها بین علاقه مندان این زبان و ادبیات آن شناخته اند. من این تاخیر در عمل به وعده ی تاسیس فرهنگستان را به فال نیك می گیرم. امید دارم تاخیر به آن علت بوده باشد كه می خواهند به دقت افراد شایسته را شناسایی كنند و به دقت آنها را گلچین نمایند. امیدوارم چنین باشد.
این چند جمله ی آخر خطاب به عزیزانی است كه در نوشته هایشان عمل به وعده ی تاسیس فرهنگستان زبان تركی را پی گیری می نمایند. از یك چیز مطمئن باشید: هستند بدخواهانی كه بیش از شما منتظر هستند كه فرهنگستان تشكیل شود و به بیراهه رود و آتو دست آنها بیافتد تا بر سر این فرهنگ بكوبند.پس بیشتر از آن كه زمان تحقق وعده را پی گیری كنید كیفیت تحقق وعده را پی گیری نمایید. فهرستی از افراد شایسته ی عضویت فرهنگستان زبان تركی تهیه نمایید و آنها را به مسئولان فرهنگی مربوطه معرفی كنید. كسانی كه فعالیت شان ادبی است. ترجیحا فعالیت سیاسی نداشته باشند و شخصیت ادبی شان غالب باشد. به زبان تركی تالیفات داشته باشند و به این زبان و ادبیات آن تسلط لازم را داشته باشند. منش و شخصیت شان در حد و اندازه ی فرهنگستان باشد. شخصیت جنجالی و غوغاسالار نداشته باشند. شخصیت مردم دار داشته باشند. سوابق شان روشن باشد و نقطه ی ابهامی نداشته باشد كه بتوان به آن انگی بست. از آن تیپ افراد پیشكسوت باشند كه در محله و شهر مورد احترام همگان هستند. با وقار و آبرودار و متین هستند.
اشتراک و ارسال مطلب به:
شما كتاب شعر یا وبسایت شعر كودكانه به زبان تركی آذربایجانی می شناسید تا به مادر حسین كوچولو معرفی كنیم؟
این حسین 2 ساله استعداد جالبی برای زبان تركی از خودش نشان می ده. اگر مامان مهربونش براش شعر بخونه و تشویقش كنه شاید یك شاعر برجسته بشه. اگر چنین وبسایتی هست به من معرفی كنید تا به آن لینك دهم. حتما كودكان زیادی هستند كه اگر اكنون استعدادشان پرورش داده بشه ادیبان و شعرای آینده ی ما خواهند بود.
پی نوشت بیربط:
این نوشته ی آنا خیلی زیباست. به او و همسرش تبریك می گویم. اگر یادتان باشد چندماه پیش هم به نوشته ی او به مناسبت روز مرد با عنوان "او رنگ نمی شناسد اما زندگی ام را رنگارنگ كرده است " لینك داده بودم. پدیده ی جالب و در خور توجهی در این وبلاگستان دارد اتفاق می افتد. قبلا چند بار نوشتم كه مردان خطه ی اذربایجان خیلی اهل بیان احساسات عاشقانه نیستند. این كار را سطحی و تصنعی می دانند و بر این باورند كه عمل باید نشان دهنده باشد. اگر هم روزی ابراز عشق بخواهند بكنند كلام عاشقانه شان نیاز به رمزگشایی دارد! بعدش هم گفتم كه آنها را همان گونه هستند باید بپذیریم و نباید اصرار كنیم با معیارهای خرده-فرهنگی دیگر رمانتیك باشند. چیزی كه در وبلاگستان اتفاق افتاده به وجود آمدن یك نوع ادبیات عاشقانه از زبان خانم های آذربایجانی هست. البته این ادبیات هم -فارغ از این كه به چه زبانی بیان شود- باز ویژگی و هویت آذری دارد. از هرگونه اغراق می پرهیزد. چیزی نمی گوید كه حرف مفت و تعارف الكی باشد یا وعده ی سرخرمن باشد! از " چلمپگی" در آن اثری نیست. محافظه كارانه است و حرف اندرونی را به بیرونی منتقل نمی كند. اما هرچه هست یك ادبیات عاشقانه از نوع زنانه است. آن هم مدرن و از جنس زمان. جالبه! برای چند هزار سال كه جنس مذكر فقط نقش معشوقی (بر وزن مفعولی) ما را دستمایه ی ادبیات ساخته بود, وبلاگستان كمك كرده ما زنها خود قلم یا "كیبورد" به دست گیریم و نقش عاشقی ( بر وزن فاعلی) خود را ثبت كنیم و نمایان سازیم
اشتراک و ارسال مطلب به:
اورمو گؤلونو نجات ورماغیندا بیر مسئله كی منی نگران قویور تبریز -اورمیه رقابتی دیر.رقابت ایكی شهرین آراسیندا علی الاصول بیر یاخشی بیرشی دی. باعث اولار ایكی سی ده قاباغا گئتسینلر. تبریزینن اورمیه نین جماعتی بیر بیرینن قارداش دیلار. اگر ده رقابتی اؤز آرالاریندا ساخلاسالا اؤزگه لرین قاباغیندا گؤرستمسلر بیر عائله ایچینده قارداش-باجی آراسیندا چؤزولوپ گئدر. آممان اگر اؤزگه لر بولسه لر سو استفاده ائلییپ آرا ویریشدیرالا بوللر.
اورمو گؤلو نی نجات ورماخ اوچون گرك ائل ائله وراخ. گرك مواظب اولاخ اؤزگه لر آرامیزی ورشدرماسینلار.
یاخشی اولار كی هم تبریز ده و هم اورمیه ده ان-ج-او لارین فعالارین ایچین ده نچچه نفر یاری-اورمیه لی -یاری تبریزلی اولسونلار. مثلا آناسی تبریزلی آتا سی اورمیه لی اولسون كی ایكی طرفین ده احساسین درك ائلسین. ان-جی-او لارین دا هرسینین بیر اخلاقی آیین نامه لری اولسون و آیین نامه ده شرط قویسونلار كی هر بیر سؤز كی تبریز-اورمیه آراسین قاراشدیرا یاساك اولسون. بیر بیرین علیهینه پیش داوری اولماسین. بیر بیرین علیهینه دانیشانلاری سؤزونه قولاخ ورمییپ تز پیس قضاوت ائلمسین لر. اگر ده بیر مشكل و سو تفاهم قاباغا گلسه دانیشیخ و مذاكره نن سو تفاهمی رفع ائلسینلر.
اشتراک و ارسال مطلب به:
اشتراک و ارسال مطلب به: