بو قره او قره لره بنزمز!

+0 به یه ن

قبول کفالت مددجویان بنیاد کودک هزار و یک نتیجه مثبت داره و یکی اش هم اینه که آدم بهتر درک می کنه معنای این حرف را که "وقتی اجناس گران می شه فشار طاقتفرسا بر زنان سرپرست خانواده می آید".

از پارسال که دلار گران شد و وضع اقتصادی طبقه ایران ضعیف تر شد، یافتن کفیل از داخل ایران سخت تر شده. من قبلا زیاد برای بنیاد کودک  تبلیغ می کردم. اما الان راستش روم نمی شه چون اون تیپ ها که اهل کمک بودند الان خود با مشکلات اقتصادی دست در گریبانند. 

بااتفاقات اخیر وضع اقتصادی مردم  بدتر هم خواهد شد. من از ایرانیان مقیم خارج خواهش می کنم با مراجعه به سایت زیر کفالت کودکی از ایران را برعهده بگیرند.

با این قبیل کارها چهره فقر زدوده نخواهد شد. با این روش ها حداکثر بشه ٢٠ -٣٠ هزار کودک را پشتیبانی کرد و از ورطه فقر بیرون کشید. (تعداد کودکانی که از سو تغذیه در ایران زجر می کشند چند صد هزار نفر است.) اما باعث می شه ما مسئله را از نزدیکتر و ملموس تر و غیر شعاری تر بشناسیم و احیانا به فکر بیافتیم که کاری اساسی تر برای ریشه کن ساختن فقر کنیم. یا اگر دیگران کاری اساسی تر کردند مانع شان نشویم و حوصله کنیم. می فهمیم که اختلاس فقط یک عدد نیست که با شمردن صفرهایش سرگیجه بگیریم. اختلاس همان هست که منجر به زجر این کودکان و خم شدن کمر مادران سرپرست خانواده و کشاندن مردهای خانواده به سوی خودکشی و خودسوزی می شود.
Http://www.childfoundation.org



🍀@minjigh

(منظورم از عنوان این نوشته فقر است. دغدغه های معیشتی مردم شوخی بردار نیست.)

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

به هنگام بحران توقع قهرمانی از مردان دور وبر خود نداشته باشید!

+0 به یه ن

وقتی امن و امان هست جنس مذکر خیلی دوست دارد خود را شجاع و قهرمان و حافظ زنها و بچه ها نشان دهد. گاهی حتی الکی بحرانی را هم راه می اندازد که لاف بزند من خیلی حواسم هست و کنترل اوضاع را در دست دارم.
شکل اکستریمش را در فیلمفارسی ها می دیدیم. یارو به چهار تا لات پول می داد که مزاحم دختر مورد علاقه اش شود. بعد می آمد با آنها دعوای ساختگی می کرد تا خود را قهرمان نشان دهد!

در صورتی که مزاحم واقعی پیدا شود اغلب مردها جا می زنند و دست آخر خود زن را مقصر معرفی می کنند و ادعا می کنند که پوشش و رفتار خود او نامناسب بوده که مزاحمان را جذب کرده!

در موقع بحران های واقعی  روی جماعت ذکور چندان حسابی نمی توان کرد. ما خانم ها برای موارد بحرانی نظیر زلزله و سیل و....خود بابد پلانی داشته باشیم تا در هنگام بحران از خود و احیانا کودکان محافظت کنیم.

شاید ذات مردها طوری است که (برعکس لاف هایشان) هنگام خطر دنبال آن هستند که جان خود را نجات دهند و گوشه ای قایم شوند نه آن که بچه ها را نجات دهند. 
اشکالی هم علی الاصول نداره اما مشکل اینجاست که با این لاف های قهرمانی آدرس غلط می دهند و توقع بیجا به وجود می آورند.

بدتر آن که جماعت ذکور با این لاف ناموس پرستی با اقوام همسایه هم اره می دهند تیشه می گیرند و خدای ناکرده ممکنه با لاف هایشان منجر به درگیری قومی شوند. خانم های عزیز! اگر روی پسر یا برادر یا شوهر خود نفوذ کلامی دارید از این لاف های مرد خود به سادگی نگذرید. بگویید بنشیند سرجایش! این مردها دسته جمعی لاف کاذب می زنند ما زنها را توی دردسر و بحران می اندازند. ما زنهاییم که بناست تاوان این پهلوان پنبه ها را بدهیم!



🍀@minjigh.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

زلزله در آپارتمان ها

+0 به یه ن

همان گونه که قبلا نوشتم ساختمان های بلند مرتبه مدرن به گونه ای طراحی می شوند که در زلزله شدید می لرزند اما فرو نمی ریزند.

هر چه در طبقات بالاتر زندگی کنید لرزش بیشتری حس می کنید.
همین طور بیشتر احتمال دارد که وسایل دکوری به هنگام زلزله پرت شوند و یا حتی سقف کاذب  (از کناف یا گچ) یا نمای ساختمان فرو بریزد با احیانا شیشه ها بشکنند. با این حال احتمال این که ساختمان به کل فرو ریزد خیلی کم هست.
اما افتادن وسایل دکوری یا شکستن شیشه ها یا افتادن کناف و گچبری محتمل هست.
چه باید کرد؟!
تا جای امکان زلم زیمبوی اضافی را حذف کنید. زیبایی در سادگی است. اگر بالا نشین یک آپارتمان هستید دیگه به اندازه کافی لاکچری است! با چسباندن زلم زیمبو  اضافی نه شورش را دربیاورید، نه جان خود و خانواده تان را به خطر بیاندازید! 
در دکوراسیون منزل خیلی دقت کنید که چیزی بر سر شما  هنگام زلزله نیافتد. به خصوص بالا  و کنار تخت ها را بیشتر دقت کنید. در خانه جاهای امنی را که از کناف ها و سقف های کاذب و شیشه ها و پنجره ها به دور هستند تعیین کنید تا به هنگام زلزله فوری در آنها پناه بگیرید. معمولا زیر چارچوب درها را برای این کار توصیه می کنند. هنگام وقوع زلزله شما فرصت ندارید که از آن طبقه بالا به حیاط بروید. به علاوه حیاط لزوما ایمن تر نیست چرا که اگر شیشه ها خرد شوند یا نمای ساختمان فرو بریزد حیاط خطرناک خواهد بود.

در هنگام زلزله یا در  تخت خود  خوابیده اید که ایمنی آن را قبلا سنجیده اید. یا بیدارید که در گوشه ای از خانه یا محل کار که آن را ایمن تشخیص داده اید پناه بگیرید.
در این موارد توصیه های متخصص مسایل بحران بسیارند که تخصصی تر می گویند باید چه کنید. من هم حرف های آنها را تکرار می کنم. اما علت تکرار آن توسط من این هست که خیلی از هموطنان خیال می کنند این توصیه ها مال خارجی هاست و در کشور ما باید قواعد دیگری برقرار باشد. این طور نیست! مهندس عمران محاسب در ایران هم همان نرم افزار ها را به کار می گیرد که در آمریکا و ژاپن و اروپا و همان محاسبات را می کند و با همان اصول آپارتمان می سازد. علت این که در کشور ما تلفات بیشتر هست آن هست که در حاشیه شهر و روستا ها اغلب ساختمان ها مهندسی ساز نیستند. در همین ایران  اگر پیمانکار مهندس خوشنام و سرشناسی سازنده و یا ناظر ساخت خانه شما بوده باشد کمابیش می توانید اعتماد کنید که کیفیت خانه تان به گونه ای است که زلزله را دوام خواهد آورد. شما فقط همان توصیه ها را عمل کنید که کارشناسان می گویند، از خودتان داستان و افسانه نسازید. لولو خورخوره ای نسازید که خود از آن بترسید.
این هم درسته که برخی پیمانکاران از توی ساختمان می خورند و بد می سازند (تا ۳۰ سال پیش این نوع دله دزدی ها بیشتر بود. الان این قبیل دزدصفت ها راه های بهتری پیدا کرده اند و این قبیل خوردن ها را کنار گذاشته اند) اما در ساختمان های تازه ساز (ساخته شده در سی سال اخیر) در اقلیت هستند. موقع خرید خانه اگر دقت کرده باشید که از خانه سازنده پیمانکار خوشنامی است زیاد جای نگرانی نیست.


اگر هم جزو کسانی هستید که دنبال بهانه می گردید که به من حمله کنید که فقط به فکر مرفهان بی درد ساکن برج های مهندسی ساز هستم ابتدا به این نوشته ام مراجعه کنید مبلغی برای کمک به زلزله زدگان روستاهای میانه واریز نمایید آن گاه بیایید به من به سبک جوجه کمونیست ها  فحش دهید.

پی نوشت: وجواب دیگری برای آن افراد نسبتا محترم که خود را آماده می کنند که به سبک جوجه کمونیست ها به من حمله کنند: به هنگام وقوع  زلزله در یکی از کلانشهرها، اگر پولدارها در برج هایشان درست پناه بگیرند کمتر بیمارستان ها را اشغال می کنند و در نتیجه جا برای مستضعفان آسیب دیده از زلزله باز تر خواهد بود. اگر واقعا به فکر مستضعفان هستید (که بعید می دانم باشید) نباید از این که پولدارترها خود را ایمن تر سازند دلخور شوید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

کمک به زلزله زده ها

+0 به یه ن

از من در وبلاگ پرسیده شد اگر بخواهیم به زلزله زده ها کمک مالی بفرستیم چه طریقی را انتخاب کنیم. بهترین راه از نظر من کمک از طریق «انجمن سبز اندیشان تبریز» به سرپرستی خانم دکتر مهناز اسلامی هست. در زیر اطلاعیه شان را کپی می کنم. اگر خواستید شما هم این متن را به دیگران بفرستید.

این انجمن جمعی معتبر و شناخته شده و سمنی (ان جی او) ثبت شده و شناخته شده است که در طول سالیان بسیار فعال بوده است. خبرهای محیط زیستی مثبتی که از استان آذربایجان شرقی می شنوید (نظیر جمع آوری زباله از سطح شهر تبریز در محرم و....) اغلب توسط این گروه انجام می گیرند.
البته دایره فعالیت هایشان برای حفظ محیط زیست بسیار وسیع است و بخش بسیار کوچکی از این فعالیت ها در جراید انعکاس می یابد.

 بسیاری از افراد  سرشناس شهر (استادان دانشگاه، مهندس ها، معلم ها، بازاریان و......) هم با این انجمن تعامل دارند. هر چند هدف این گروه حفظ محیط زیست هست به هنگام وقوع اتفاقاتی از این دست  هم  از روی احساس مسئولیت  وارد میدان می شوند. با توجه به ارتباط نزدیک این گروه با اقشار گوناگون به خصوص با کشاورزان و روستاییان تجربه کافی برای رفع مشکلاتی از این دست دارند.
این انجمن سال هاست در جهت کم کردن مصرف آب در روستاها با روستاییان وارد تعامل شده. برخی از اعضای فعال گروه روستازادگانی بوده اند که تحصیلاتی مرتبط با محیط زیست داشته اند. در نتیجه فرهنگ روستا و مناسبات آن و واقعیات آن را به خوبی می شناسند. دیدگاهشان نسبت به روستا و روستایی یک دید رمانتیک حاصل از داستان های چپگرا و یا نوستالژیک (به سبک دهه چهل) نیست. وقتی از روستا و روستایی سخن می گویند می دانند با واقعیت روستا  در دهه ۹۰ مواجهند. این واقع بینی طبعا باعث می شود که خدماتشان به درد بخورد.

فعالیت اصلی انجمن سبزاندیشان حفظ دریاچه اورمیه هست. در این باره حتما سرفرصت جداگانه خواهم نوشت.

و اما اطلاعیه انجمن (لطفا آن را به اشتراک بگذارید):

-----------------------
[Forwarded from M. E]
🔴.           بسمه تعالی 

#اطلاعیه انجمن سبزاندیشان تبریز 
 
متاسفانه در اولین روزهای شروع سال تحصیلی شاهد  زلزله های مخربی بودیم که زندگی  را به کام هموطنان کشورمان تلخ کرد* 
برای امداد ‌و نجات نیاز به کمکهای فوری مردمی داریم ،‌

لطفا آسیب دیدگان زلزله  را تنها نگذارید 🙏🏼

 
دریافت کمک های نقدی و غیرنقدی برای زلزله زدگان آذربایجان ؛ 
#میانه # سراب 
👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽

اقلام مورد نیاز :مواد غذایی خشک، 
اجاق پیک نیک ، وجه نقد  ، مواد بهداشتی و شوینده ، 
مواد ضد عفونی کننده، پتو، زیر انداز ، وسایل اولیه زندگی، بخاری برقی 

👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽

جهت رعایت شان افراد زلزله زده  لطفا از ارسال وسایل بسیار کهنه خود داری نماییم،


انجمن سبزاندیشان تبریز ، ش ث ٣٢٤
( موسسه غیر دولتی زیست محیطی خیریه ) 
————————————————-
👇
شماره حساب انجمن سبزاندیشان تبریز ، جهت جمع اوری کمکهای نقدی 

شماره کارت ؛ ٥٨٥٩٨٣٧٠٠٠١٠٣٦٣٦
(در نوشتن شماره کارت دقت کنید)
شماره جاری ؛ ٥٢٢٠٥
بانک تجارت ، شعبه امام خمینی تبریز ،کد ٥١٧٠
👆

شماره تماس،٠٩١٤٣٠٧٦٢٦٩ 
-------------
#گروه ویژه کمک رسانی 

https://t.me/joinchat/Bd0KDFFw4d2vyd-AockM-Q

👌🏽👌🏽چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

ضمن عرض تسلیت به خانواده های داغدار و طلب رحمت خداوند برای درگذشتگان،  
با توجه به سرمای هوا و نیاز فوری به لباس و لوازم، ارسال وجه نقد جهت خرید از نزدیکترین فروشگاههایی منطقه بهترین گزینه است. 
خانواده ها و کودکان حادثه دیده مناطق بحران، چشم به راه کمکهای شما مهربانان هستند.

# جهت دریافت کمکهای غیر نقدی و اقلام امدادی با شماره ۰۹۱۴۳۰۷۶۲۶۹ 
تماس حاصل فرمایید 🙏🏼

# انجمن سبزاندیشان تبریز

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

زلزله و مدارس

+0 به یه ن

در مدرسه ها باید آموزش داد که بچه ها هنگام زلزله با هم ندوند و به جای آن زیر نیمکت ها موضع بگیرند.

والا زیر دست و پا له می شوند.

احتمال آسیب دیدن بچه ها زیر دست و پا در هنگام زلزله خیلی بیشتر از آن است که ساختمان مدرسه خراب شود و زیر آوار بمانند.


🍀@minjigh

برخی می خواهند  از ترس زلزله فردا مدارس آذربایجان تعطیل شود.

فکر خوبی نیست! ساختمان های مدارس نسبتا مدرن و مستحکم هستند. این بچه ها به خصوص در حاشیه شهرها اگر در مدرسه باشند ایمن ترند. به شرط آن که معلم ها به دانش آموزان بیاموزند که هنگام وقوع زلزله هول نشوند و همدیگر را هول ندهند.


🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

وام برای ایمن سازی خانه های روستایی

+0 به یه ن

دهه هشتاد هجری دولت مبلغی به روستاییان وام داد  که خانه هایشان را در برابر زلزله ایمن سازی کنند.
اغلب روستاییان وام را گرفتند اما با ناظر وام ساخت و پاخت کردند و اون بودجه را به جای ایمن سازی خانه هایشان صرف خرید اجناس به دردنخور کردند. 
(فقرا در ترتیب دادن جهیزیه مفصل و به دردنخور از طریق وام و... مشهورند. اغلب هم اجناسی می خرند که به درد نمی خورد، خانه کوچک شان را تنگ تر می کند و بعد از در آمدن از کارتن دست دوم حساب می شود و از قیمت می افتد. 
در این زمینه خانواده های پولدار قدیمی معقول تر عمل می کنند. اجناسی برای جهیزیه می خرند که به درد بخور باشند. به جهت  تزئین هم فرش نفیس یا ظروف نقره می خرند که با گذشت زمان قیمت آن افزایش یابد. ابدا پول صرف چیز به دردنخور که بلافاصله دست دوم حساب شود نمی   کنند! دست کم در تبریز این طوره.)

نتیجه ای که از این تجربه می شود گرفت این هست که تنها دادن وام برای حل این معضلات کافی نیست. در کنار آن باید آموزشی هم باشد که به وام گیرندگان اهمیت موضوع را بشناسانند.
از جامعه شناسنان و ... باید کمک گرفت تا راهکارهایی برای آموزش مردم و جلوگیری از این نوع هدررفت وام ارائه دهند.





🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

پیام تسلیت و توصیه ایمنی

+0 به یه ن

به بازماندگان قربانیان زلزله میانه تسلیت می گویم. امیدوارم حال مصدومان به زودی بهبود یابد.


این مطلب را قبلا نوشته بودم اما به علت اهمیت موضوع بازگو می نمایم. اگر یکی از مجتمع های مسکونی یا آپارتمان های مدرن که در ۲۰ -۳۰ سال اخیر ساخته شده اند زندگی می کنید جای شما علی الاصول ایمن هست.
این ساختمان ها که بعد از زلزله رودبار ساخته شده اند عموما ایمن هستند.
طراحی آنها به گونه ای است که می لرزند اما خراب نمی شوند. 
در ۲۰-۳۰ سال اخیر شبیه سازی های کامپیوتری دقیق تر این امکان آن را فراهم ساخت که سازه های سبک که در زلزله می لرزند اما فرو نمی ریزند طراحی شوند. در قدیم امکانات محاسباتی اجازه طراحی چنین سازه هایی را نمی داد. برای همین ساختمان ها را سنگین می ساختند که نمی لرزیدند اما ساختمان های سنگین لزوما ایمن تر نبودند.
لرزش شدید ساختمان را عوام به معنای ناایمنی می گیرند. بد بینی متعارف ایرانی نسبت به هر پدیده مدرن در پهنه کشورشان و نوستالژی بیمارگونه نسبت هر چیز منسوخ شده بیشتر باعث آن می شود که نسبت به این ساختمان ها که حاصل طراحی برخی از باهوش ترین فرزندان این سرزمین هست با دیده شک نگاه کنند. همین شک و بدبینی می تواند به تلفات بسیار منجر شود. چرا که در هنگام وقوع زلزله ساکنین با شتاب پا به فرار می گذارند و در این عجله صدمه می بینند. یا به طور فیزیکی یا به طور روحی روانی.

البته لرزش ساختمان های مدرن تبعات دیگری دارد. اشیا تزِئینی و ... که خوب سفت نشده اند می توانند بر سر ساکنین بیافتند. به جای ترس و واهمه در دکوراسیون منزلتان دقت کنید که چیز افتادنی بر بالای سرتان نباشد. به خصوص بر روی تخت تان و همچنین  در آشپزخانه یا اتاق نشیمن که وقت زیادی در آن سپری می کنید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

فرزند کشی: میراث شوم جوامع پیشامدرن و تنیده در اسطوره های به جا مانده از گذشتگان مردسالار کم فهم تر از ما

+0 به یه ن

جالبه! در سرزمین ما تا صحبت از این می شه که جوانان باید ایده هاى نو و خلاقانه داشته باشند و با فکر بکرشان طرحى نو در اندازند، آنتن های مردان میانسال تیز می شه و بلافاصله احساس می کنند نظم دنیا داره عوض می شه و باید هر چه زودتر جلوی این کار را بگیرند. اگر این جوانان با فکربکرشان به جایی رسند آیا جایی برای آنها باقی می ماند؟ این نگرانی اذیت شان می کند.

رستم وار سهرابی در افق می بینند که هر چه سریع تر به حیله ای باید سر به نیست اش کنند و بعد در سوگش نعره زنند!

حیله رستمانه  که برای سر به نیست کردن  سهراب های آذربایجان به کار می آید همانا سوق دادن آنها به سمت شعارهای قومیتگرایانه است. جوانی که فکرش دعوا با اقوام همسایه یا سینه چاک کردن  برای اردوغان است زمانی نمی یابد که به این فکر کند که چگونه طرحی بریزد و اجرا کند که هم به نجات دریاچه بیانجامد و هم کارآفرینی نماید.


اگر 
به رستم ها بسپاریم به حیله هایی گلوی سهراب ها را قبل از آن که ایده ای پیاده کنند می برند.

تهمینه ها باید وارد میدان شوند و اوضاع را به دست بگیرند  و فضایی فراهم آورند که فرزندان این سرزمین رشد کنند.


(در ضمن فرزند کشی توسط "قهرمانان" (!!!!) تنها در شاهنامه نیست. مجموعه دده قورقود هم از این داستان های فرزند کشی   دارد! تاریخ واقعی هم کم شاهان فرزندکش در خود ندارد: سلطان سلیمان، شاه عباس، ایوان مخوف و....) 
🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

ما و کشورهای همسایه و مواضع ما!

+0 به یه ن

مینجیق: 

روابط با ترکیه برای ما مهم هست. روابط با دانشگاه های ترکیه تجارت با ترکیه داد و ستدهای فرهنگی با ترکیه و... همه و همه برای ما حیاتی هستند. به خصوص جزو معدود کشورهایی است که از ما ویزا نمی خواد و پیشرفته ترین شان.
روابط با ترکیه را باید حفظ کرد. برایمان خیلی مهم هست.
اما روابط با ترکیه را نباید با عینک اردوغان دید.
من می توانم مخالف شدید عملیات اردوغان در سوریه باشم اما همچنان با همکاران خودم در ترکیه همکاری علمی نزدیکی داشته باشم. اتفاقا اونها هم مخالف این گونه سیاست های ترکیه هستند. طرفدار اردوغان باشم همکاران ترکیه ای ام حتی از من می رنجند! 

سئوال:
امکانش هست مواضع خودمون رو از همکارانمون مخفی کنیم؟ مگه مجبوریم در هر موردی صاحب نظر باشیم و اظهار نظر کنیم! این رو از این جهت پرسیدم که تابحال از این مدل همکاری ها نداشتم و نمیدونم شرایط چطوریه.

مینجیق:
سئوال خیلی خوبیه. البته که می شه. همکاران که نمی آیند تفتیش عقاید کنند و ما را وادار به اعتراف به مواضع مان بکنند.
از این جهت تاکید کردم که نگران آن بودم که برخی از تورک های ایران که طرفدار مواضع اردوغان در شمال سوریه هستند به زعم خود برای این که خیلی هم به دوستان و همکاران ترکیه ای شان حال بدهند بروند و از مواضع اردوغان با افزودن مقدار معتنابهی «پیاز داغ» دفاع کنند. وقتی خود این دوستان و همکاران منتقد اردوغان باشند این نوع طرفداری باعث شکرآب شدن روابط می شود.

من زمانی خاطرات توریست های آمریکایی در ایران را زیاد می خواندم. زمانی که کلینتون رئیس جمهور بود و آن رسوایی را به بار آورده بود. اون تیپ آمریکایی که به ایران سفر می کند کمی تا قسمتی چپ می زند و خیلی دربست هر چه رئیس جمهورش می کند قبول نمی کند. اما ظاهرا رانندگان تاکسی برای این که به توریست آمریکایی حال بدهند گمان می کردند که باید برای خوشایند او از حتی رسوایی به بار آوردن کلینتون هم تعریف کنند.
به خصوص که در فرهنگ مردانه ایرانی خیانت مرد به زن را خیلی باشکوه هم می خواهند ترسیم کنند. (نصف فیلمفارسی های دهه هشتاد و نود هجری موضوعی جز این ندارند!) این به نظر توریست آمریکایی عجیب و نه چندان دلچسب می آمد.

نمونه دیگرش را پان ایرانیست ها انجام می دهند. در جمع بسته خودشان که همیشه می گویند کشورهای همسایه همه «مال ایران» بوده و.... و باور می کنند. بعد می روند در جمع های بین المللی هم همین حرف را می زنند! در فکر بسته خود گمان می کنند با این حرف افتخاری هم نصیب همسایگان می شود! بی آن که درک کنند در جمع بین المللی گفتن این حرف ها همچین ساده هم نیست. کشورهای همسایه هویت خود را مستقل می دانند از این حرف ها هیچ خوششان نمی آید. به وبسایت های توریستی کشورهای همسایه که تاریخش را به زبان خودشان روایت می کنند سرک بکشید می بینید که ابدا از برهه های تاریخی که سرزمین آنها جزو امپراطوری هایی بوده که ما به اسم امپراطوری ایران می شناسیم سخنی به میان نمی آورند! جالب این هست که خیلی هاشون از این که اسکندر در فلان شهرشان فلان کار را کرده می نویسند .کل سلطنت اسکندر در این منطقه ۷ سال بیشتر نبوده. با این حال به آن دوره با آب و تاب اشاره می کنند اما به قرن ها تسلط امپراطوری های ایرانی کوچکترین اشاره ای نمی کنند. وقتی این چیزی است که همسایگان می خواهند از خود ترسیم کنند افاضات پان ایرانیست ها چه گونه از جانب آنان شنیده خواهد شد؟!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

حتی ماکیاولی هم کار اردوغان را تایید نمی کند!

+0 به یه ن

بیرون کردن مردم از خانه و کاشانه توسط شهریار را حتی ماکیاولی هم مجاز نمی دانست. استدلالش این بود که مردم مرگ پدر را فراموش می کنند اما تصاحب ارث پدرى را هرگز! بالاخره می شورند و انتقام خود را از کسی که ارث پدری را تصاحب کرده می گیرند! (ماکیاولی است دیگر! اسمش روشه: ماکیاولی!)


می بینم برخی پسرها در آذربایجان برای عملیات اردوغان در شمال سوریه کف می زنند.(این در حالی است که خود استادان دانشگاه ترکیه با همه حس ناسیونالیسمی که دارند اغلب شدید مخالف این گونه عملیات هستند!)
اگر ارزش های انسانی را با فراموشی سپاریم و تنها با عینک ماکیاولیستی به ماجرا بنگریم باز هم خبط بزرگی بوده! هر کدام از این نوجوانان که امروز به زور از خانه و کاشانه خود بیرون رانده می شوند پنج سال دیگه از پس انتقام بر می آیند.
با بودجه ای بسیار کمتر از هزینه جنگ اردوغان می توانست برای جوانان اون منطقه بورس تحصیلی تعریف کند. عده زیادی به هوای گرفتن بورس می افتادند توی خط درس خواندن و توپ و تفنگ فراموش می کردند. اونهایی هم که موفق می شدند بورس را بگیرند طرفدار ترکیه می شدند. این طوری ترکیه می توانست نفوذ خود را بسط دهد.


طرفداری از عملیات جنگی اردوغان برای مردم آذربایجان جز ننگ وشرم به همراه نخواهد آورد. اردوغان را ول کنید و به جایش فکرتان را بدهید که برای مشکلات خودمان نظیر دریاچه اورمیه چاره ای بیاندیشیم. 
اگر می خواهید خطر کارهای اعتراضی را به جان بخرید در جهت حفظ محیط زیست آذربایجان باشد نه در جهت حمایت از مردی که آب را بر کودکان می بندد (اسم اون مرد چی بود؟! من نمی گم خودتان بهتر می دانید اسمش چه بود).


جایزه نوبل ادبیات امسال را کسی گرفته که سالها قبل از میلوسویچ حمایت کرده بود. هنوز ننگ آن پاک نشده و عده زیادی دارند هم به او و هم به کمیته نوبل می توپند. در قرن ۲۱ نمی شه به راحتی از  یک دیکتاتور سفاک حمایت زبانی کرد و رد شد. این حمایت چون لکه ننگی بر دامان فرد می ماند. بیخودی با حمایت از دیکتاتور هایی که به ما ربطی ندارند چرا برای خودمان لکه ننگ بسازیم!؟
🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

حرکت های نمادین یا کاری کارستان؟

+0 به یه ن

[In reply to مینجیق]
حرکت هایی نظیر تشکیل زنجیره انسانی دور دریاچه ها برای جلب نظر به مسایل محیط زیست و آگاهی عمومی بخشیدن مفیدند.

حرکت های نمادین از این دست ده سال پیش برای دریاچه اورمیه هم توسط مردم انجام می گرفت. نتیجه بخش هم بود تا جایی که الان همه به این معضل آگاهند.

اما الان دیگه باید از فاز حرکت های نمادین بیرون بیاییم و برای نجات دریاچه کار عملی انجام دهیم.


در یکی دو سال اخیر برخی روستاییان در اطراف دریاچه اورمیه به طور خودجوش یا با راهنمایی برخی سمن ها (NGO) ها - دست تنها و بدون هیچ حمایت از سوی دولت -سعی دارند می کنند کشت محصولات پرمصرف را با کشت محصولات کم مصرف یا صنایع دستی جایگزین کنند.
الان باید هم و غم خود را برای حمایت از این عزیزان پیشرو بگذاریم. 

علی الظاهر دولت و ستاد احیا کار موثری برای نجات دریاچه نمی خواهند بکنند و فقط ملت را با فرستادن به دنبال نخود سیاه مشغول می کنند. یک روز می گویند از وان آب می آوریم یک روز می گویند از خزر آب می آریم. لابد فردا خواهند گفت از مریخ آب می آوریم....همه حرف مفت هست!


با این اوضاع کل طرح ها ی احیا به دوش مردم می افته.
اجرای طرح یک طرف، بازاریابی برای محصولات طرف دیگه! 

در زمینه بازاریابی تک تک ما می توانیم سهمی داشته باشیم و کمک حال طرح شویم.

مبادا در  فانتزی یا نوستالژی حرکت های نمادین درجا بزنیم. باید کاری کنیم کارستان!

🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ]