
حدود ۱۵ سال پیش یک خانم همشهری ما وبلاگ پر محتوا و عمیقی داشت به عنوان «دنیای زیبای من». یک آقای هویتگرای تورک هم بود که مرتب در وبلاگ او به او ایراد می گرفت که تو چرا در مورد حقوق زن می نویسی اما در مورد حقوق زبانی نمی نویسی. خیلی وقت ها هم تندی می کرد. اصلا هم جای تندی نداشت. اگر اون خانم مثل برخی از این همزبانان ایرانشهری علیه زبان مادری چیزی نوشته بود پرخاش اون آقا قابل درک بود. اما اون خانم خودش موافق و حامی زبان مادری بود اما به هر دلیل- اولویتش را در وبلاگ نویسی حقوق زنان می دانست.
پرخاش های آن آقا، خیلی دلزننده بود. برایش نوشتم که اگر این همه وقتی را که صرف پرخاش به این خانم می کنی صرف وبلاگ نویسی در جهت پاسداشت زبان مادری می کردی تا به حال خیلی جلوتر بودیم.
اون موقع ها مردان هویتگرا زیاد به خانم ها ایراد می گرفتند که شماها تمایل به فارسی حرف زدن دارید و همراهی نمی کنید.
وقتی زورشان به حکومت نمی رسید که برای تدریس زبان مادری کاری انجام دهد کاسه و کوزه ها را سر زنان دور و بر خود می شکستند و خرده می گرفتند که شماها به اندازه ما برای پاسداشت از زبان مادری شدت و حدت نشان نمی دهید. البته بیخودی ایراد می گرفتند. صد البته زنان تورک ، معمولا نمی روند در جمع های مردانه -چه در فضای مجازی چه در فضای حقیقی- دهان به دهان ایرانشهری ها بذارند و فحش بشوند و فحش بدهند. اما به جایش درهمین جنبش هویتگرایی کارهای اساسی بسیار انجام داده اند و می دهند. ببینید در همین تبریز خودمان چند خانم رمان نویس یا شاعر داریم که به تورکی اثر منتشر می کنند. من آمار دقیق ندارم ولی جزو مطرح ترین ها در نوع خود هستند. تعدادشان از همتایان مرد کمتر نیست. در مصرف کالاهای فرهنگی به زبان تورکی هم زنان پیشتازند. اغلب اوقات، زنان هستند که بچه هایشان را بر می دارند و به تئاتر عروسکی به زبان تورکی می برند. اکثریت قاطع دانشجویان زبان تورکی در دانشگاه تبریز را دختران تشکیل می دهند. وقتی به کارهای اساسی تر در زمینه زبان مادری می رسیم اتفاقا زنان پیشتاز هستند. اما از زنان تورک ایران انتظار نداشته باشید سر لجبازی با فارس ها، فارسی حرف نزنند و برای خودشان و خانواده شان سر این موضوع دردسر درست کنند.
قبلا در این مورد نوشته ام:
این صحبت ها را کردم که روی دو نکته انگشت بذارم:
۱) بد دفاع کردن از حقی مثل حق زبان مادری، نتیجه معکوس می دهد.
۲) جنبش های گوناگون مانند جنبش زنان و جنبش حقوق زبانی اگر دست در دست هم بگذارند می توانند به قدرت راه باز کنند. اما اگر به پر و پای هم بپیچند، انرژی هم را به هدر می دهند و هیچ کدام به جایی نمی رسند.
---------------
در نوشته قبلی ام تاکید کردم که بددفاع کردن از یک جنبش می تواند به آن ضربه بزند. مثالم هم مردی هویتگرا بود که به حالت پرخاش از زبان مادری دفاع می کرد و باعث دلزده شدن مخاطبان می شد.
در جنبش زن هم کسانی داریم که از این جنبش بد دفاع می کنند و بیشتر ضربه می زنند. یکی از ترس ها و واهمه ها از فمینیزم از شائبه ضد مرد بودن آن ناشی می شود. وقتی یکی حرف هایی به دفاع از حقوق زن می زند که از آن بوی اتهام زنی به مردان می آید به این جنبش ضربه می زند.
اتفاقا شما به زندگی و منش شخصی فعالان فمینیست تاثیر گذار کشور نگاه کنید اثری از ضد مرد بودن در آن نخواهید یافت. به برخی از مشاهیر این عرصه بپردازیم. یکی شان خانم شهلا لاهیجی بود که چند سال پیش فوت شد. شما در هیچ کدام از حرف ها و منش های این خانم اثری از ضد مرد بودن نخواهید یافت. یا خانم سیمین بهبهانی را در نظر بگیرید. یکی از شجاع ترین مدافعان حقوق زن بوده است اما ببینید چه مامان مهربانی برای پسرهاش بوده!
یا خانم تهمینه میلانی را در نظر بگیرید. نمی شه مصاحبه ای از او یافت که در آن از همسر یا پدر یا دایی یا برادرهایش تعریف نکند.
دو دسته هستند که جنبش زنان ایران را به مردستیزی بدنام می کنند.
اولی دسته ای هستند که فمینیست واقعی نیستند بلکه خودشیفته اند. این دسته از زنان، ۲۰ سال پیش که فمینیزم در ایران این قدر نفوذ نداشت به عنوان لاف می گفتند من از هر مردی مردترم!(چیزی که یک فمینیست محال هست به زبان آرد.) الان مد این حرف های گذشته و اینها لباس فمینیستی به خودشیفتگی خود پوشانده اند و خودشیفتگی خود را با تفاخر و برتری جویی نسبت به مردان بروز می دهند. فمینیزم اصولی دارد. این افراد اصول فمینیزم را رعایت نمی کند.
دومی دسته ای هستند که از نگاه غربی-مسیحی به فمینیزم نگاه می کنند و به سبک برخی از فمینیست های فرهنگ غربی می گویند هر مردی به خاطر این که در طول تاریخ مردان در حق زنان زورگویی کرده اند باید از مرد بودن خود شرمسار باشد. چنین شرمساری ای با فرهنگ ما جور در نمی آید. به نظر ما مسخره و مضحک می آید که یک پسر بچه معصوم ۶-۷ ماهه باید به خاطر کاری که مردی سیبیل کلفت ۶۰۰ سال پیش انجام داده از خود شرمسار باشد. هیچ جوری خریدار این نظر نمی شویم. این نگرش در چارچوب فرهنگ کاتولیک یا سایر فرهنگ هایی که مفاهیمی نظیر «گناه اولیه» و... دارند این قدر که به گوش ما مسخره می آید مضحک به گوش نمی رسد. به هر حال، خوشبختانه ما ازاین یک نظر فرهنگ خوبی داریم و بیخودی بار شرمساری بر دوش کودکان و نوجوانان نمی گذاریم (حالا در این مورد هم استثنائا ما خوبیم!) خود کاتولیک زاده ها در غرب از دهه شصت میلادی تلاش کرده اند که بار شرمساری الکی را از فرهنگشان بزدایند. خوشبختانه چنین مفاهیمی را ما از بیخ نداریم.
اگر به بهانه فمینیزم یکی از این حرف ها بزند اول از همه مادرانی که فرزند پسر دارند از خجالتش در می آیند (من هم با این که بچه ای اعم بر دختر یا پسر ندارم کمک مادرها می کنم که حسابی او را بشویند بذارند کنار😜).
این را هم در نظر داشته باشید دخترها معمولا تعصب پدرشان را دارند و اگر کسی به اسم فمینیزم بخواهد بابای آنها را زیر سئوال ببرد از خجالتش در می آیند.
اشتراک و ارسال مطلب به:


