حال خوب با نشست و برخاست و همکاری با دور وبری های بی ادعا اما با مرام

+0 به یه ن

یکی از کارهایی که حال من را خوب می کند گوش کردن به پادکست های با محتواست. قبلا در باره پادکست بی پلاس و چنل بی علی بندری نوشتم. دیگر پادکست شنیدنی و حال-خوب-کن، مورخ پادکست با اجرای آقای احمد هاشمی است.  هردوی این بزرگوار از اون افراد هستند که در کارشان غرق هستند و لذتی که خود آنان از اجرایشان می برند از جمله دلایلی است که حال شنونده را خوب می کند.

دیگر علت حال-خوب-کنی این پادکست ها پرهیز آنها از تحقیر افراد و اقوام و ملل هست. شاید بگویید که این که بدیهی ترین نکته ای  است که هر کس باید رعایت کند. نباید به خاطر رعایت این نکته بدیهی به کسی آفرین گفت. علی الاصول درست میگویید اما در نظر داشته باشید که منبع این پادکسترهای تاریخ، کتاب هایی است که اغلب خود سرشار از تفاخر قومی وملی و تحقیر سایر ملل هستند. وقتی از دل چنین منابعی چنان پادکستی بیرون می کشند جای تحسین دارد.

مورخ پادکست زیر مجموعه ای هم با عنوان سینما مورخ دارد که اتفاقا از بقیه قسمت ها هم بیشتر نشاط بخش است. داستان ساخته شدن فیلم های معروف را به شیرینی بازگو می کند. در نوشته بعدی ام به نکته ای جالب که با گوش دادن به این پادکست ها آموختم اشاره می نمایم.


-------------


سری پادکست های سینمامورخ با آب و تاب داستان ساخته شدن فیلم های معروف تاریخ سینما را بازگو می کنه. داستان ساخته شدن برخی ازاین فیلم از داستان خود فیلم هم جالب تره. برخی شان مثل تایتانیک از ابتدا بودجه قابل توجهی داشتند اما برخی از شاهکارهای ماندگار سینمای جهان با بودجه کم ساخته شدند. از جمله آنها قسمت اول سری پدرخوانده بود. گویا سینماگران ایتالیایی در این کار استادند. چه آنهایی که در خود ایتالیا هستند وچه آنها یی که در هالیوود فعالیت دارند. فک و فامیل و دوست و آشنا را جمع می کنند و با هم فیلم می سازند. گاهی در خانه خودشان یا دوستانشان فیلم را می گیرند که هزینه ها پایین تر بیاد. مادرشان هم  نقش تدارکات  فیلم را ایفا می کنه. از منظر خودش هم کار هر روزه اش را داره انجام می ده: غذا پختن برای عزیزانش.


در خبرها نوشتند این که  حامدصفایی نتوانست برای فیلم یا نمایش اش بازیگر جذب کنه او را دست آخر از پا در آورد. ما که در دنیای ایده آل زندگی نمی کنیم!  حتما می بایست هنرپیشه های پر فیس وافاده را جذب می کرد که  حاضر نمی شوند در فیلم دوستانشان بازی کنند اما به خاطر پول در فلان تبلیغات  مبتذل بهمان کالا ظاهر می شوند؟! چی می شد یک کم از اون فرهنگ ایتالیایی، مرام دوستی می آموختیم تا بتوانیم دوران سخت را پشت سر بگذاریم. به جای افتادن دنبال آدم های پر فیس وافاده، دنبال افراد بامرام می افتادیم که حاضرند مرامی هم کار کنند؟ این همه در این کشور جوان و میانسال و حتی کهنسال عاشق بازیگری ریخته که دیده نشده اند و حاضرند حتی مجانی هم کار کنند تا دیده شوند. از هر بیست  سی تاشون هم حتما یکی شان با استعداد در می آد. چی می شد به اونها و به خودش شانسی می داد و از اونها تست بازیگری می گرفت؟! حتما باید هنرپیشه پر فیس و افاده از فلان خاندان هنرپرور مشهور سینمای ایران بود. نمی شد  به دختر فلان بقال و به  پسر بهمان لوله کش  شانس بازیگری می داد؟!نکته ای که می خواهم بگویم تنها به دنیای سینما ختم نمی شود. روزگار سختی است نازنین. سخت تر هم خواهد شد. بدون دوستان با مرام قابل تحمل نخواهد بود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ ]