استفاده آزاد از نظرات دکتر هلاکویی برای حال خوب

+0 به یه ن

دکتر هلاکویی می گه  خط کشی و تقسیم بندی آدم ها به پاک و نجس ونظایر آن، آدم را از لحاظ روانی از پا در می آورد. قطعا درست می گوید. نه تنها وقتی آدم خودش از این تقسیم بندی ها می کند از پا در می آید بلکه  نشست و برخاست با جمعی که بیش از حد از این خط کشی ها  می کنند، روحیه آدم را کسل می شود. البته وقتی دکتر هلاکویی ایران را ترک می کرد جامعه ایران خیلی بیشتر از الان دغدغه مذهب داشت. فهم مذهبی های آن زمان هم خیلی سطحی تر و قشری تر  از فهم مذهبی های الان بود. الان دیگه مذهبی ترین جوان ها و میانسال ها  هم غیر مذهبیون یا پیروان سایر مذاهب را نجس نمی دانند.  فقط  برخی از افراد خیلی مسن خیلی تاریک اندیش هنوز از این گونه عقاید دارند. اما تا ۳۰ سال پیش این خط کشی ها  و این قبیل عقاید مضر، وجود داشتند.

الان گونه های دیگری از خط کشی های ذهنی بیداد می کنند. یک عده خودشان را «اصیل» می دانند و بقیه را تحقیر می کنند. خط کشی های قومی پررنگ شده. من فکر نمی کنم که کشور ما گرفتار درگیری های جدی قومی شود اما در ذهن بسیاری  از افراد، خط کشی ها هستند  و خط کشی های ذهنی، خودشان را بیش از هر کس دیگری  از لحاظ روانی از پا در می آورند. مراقب باشید که اتفاقات اول سال در اورمیه باعث نشود که این گونه خط کشی ها در ذهن شما چنان پررنگ شود که خود شما را بعد از مدتی  به لحاظ روانی از پا در بیاورد. شعارهای ضدعرب هم که در برخی مناطق فارس نشین داده شد باز ازنوع از-پا-درآوردنی هستند.

در آینده ای که امید داریم ایران روابط بدون تنش با کشورهای دیگر دنیا داشته باشد بعد از آثار محدود به جا مانده از دوره هخامنشی، بزرگترین شانس ما برای جذب توریست، مساجد با معماری و کاشیکاری های زیبا هستند که یادگار دوره پس از اسلام می باشند. خط کشی قبل از اسلام و بعد از اسلام هم از آن خط کشی هاست که چوبش را خودمان خواهیم خورد.

قرار نیست با خواندن  دیوان حافظ هم حرص بخوریم که چرا فلان کلمه عربی به کار برده یا بهمان مفهوم  دینی  در کلامش مستتر بوده. حافظ و اغلب دیگر بزرگان شعر و ادب ما – مثل اغلب ایرانیان امروز- گاه مذهبی می شدند و گاه غیر مذهبی. در نتیجه در کلامش هم می و مطرب هست و هم قرآن زِبَر خواندن در چهارده روایت. به خاطر سلامت روان خود بهتر هست از هیچ کدام حرص نخوریم. اونهایی که از یک کدامش حرص می خورند نه در جامعه تاثیری می گذارند و نه حافظ را عوض می کنند. فقط خودشان اذیت می شوند. زندگی به اندازه کافی خودش سخت هست. لازم نیست با این خط کشی ها سخت ترش کنیم.


نوشته بعدی ام هم  نقل قول (به مضمون) از دکتر هلاکویی داره.


-------

یه بار یه آقایی زنگ زده بود به دکتر هلاکویی و شاکی بود که دیگه دوستی ها سست شده و نمی شه صمیمی بودو.....

خلاصه از این غرولندها!

دکتر هلاکویی پرسید که مشاهداتت چیه که به این نتیجه رسیدی مرد غرغرو شروع کرد به بازگویی مشاهدات و خاطراتش  تا رسید به این خاطره اش که به دوستش که تُرک بوده گفته «تُرک بازی» در نیار و او هم قطع رابطه کرده. دکتر هلاکویی حرفش را قطع کرد و گفت تو بیخود کردی به دوستت چیزی گفتی که  معنای توهین قومیتی می داده. یارو برگشت گفت او خودش همیشه جوک ترکی می گفت و...... دکتر هلاکویی گفت: «می گفت که می گفت! تو باز حق نداشتی توهین قومی کنی.» دکتر هلاکویی تاکید کرد که  من را اینجا در رادیو نبینید که بعضا با کسانی که تماس می گیرند محکم صحبت می کنم و توی ذوقشان می زنم. اینجا مردم زنگ می زنند با علم به این که می دانند شاید نظراتشان و کارهایشان به شدت به چالش کشیده بشه. هلاکویی گفت خارج از محیط کاری خاص خودش، در جمع های دوستانه و خانوادگی و.... اصلا به خودش اجازه نمی دهد که شوخی ای بکند یا طعنه ای بزند که کسی را برنجاند. گفت هیچ وقت از این قبیل شوخی ها و .... نمی کنم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ ]