عدالت

+0 به یه ن

وقتی عموم ما ایرانیان می شنویم که یک عده شاکی هستند که دهه ها پیش مورد شکنجه واقع شده اند یا عزیزشان به دلایل عقیدتی یا سیاسی اعدام شده، به این عده حق می دهیم که دنبال اجرای عدالت باشند. راستش مسئله آنها را مسئله حاد کنونی خودمان نمی دانیم اما حق می دهیم که پی گیر اجرای عدالت باشند. به خودمان اجازه نمی دهیم که درد ورنج آنها را خفیف و قابل فراموشی عنوان کنیم. 

اگر هم کسی بخواهد این درد و رنج را خفیف و قابل فراموشی عنوان کند به او مشکوک می شویم که لابد خودش هم با متهم همدست بوده یا این وسط، نفعی شخصی از فراموشی می برد. 


نکته مهمی که می خواهم بگویم این هست که اجرای عدالت به روش درست و مدرن امروزی، زمانبر و هزینه بر هست. یعنی واقعا هزینه مالی زیادی بر می دارد. در یکی از پادکست های همین علی بندری شنیدم که می گفت در آمریکا، اعدام یک نفر هزینه مالی بسیار بیشتری برای حکومت دارد تا هزینه حبس ابد او در یک زندان استاندارد آمریکایی! چرا؟! هزینه دادگاه و.... خیلی زیاد هست. هزینه کارشناسانی که باید مدرک جمع کنند تا جرم ثابت شود به اضافه هزینه قاضی و دیگر هزینه های دادگاه تا جایی که جرم ثابت شود سر به فلک می زند. ازجمله استدلال های  مخالفان اعدام در آمریکا صرفه جویی در هزینه هاست. ما در ایران که عادت به این گونه دادگاه ها نداریم! درک آن برایمان مشکل هست که چه طور ممکن هست دادگاه  این قدر خرج داشته باشد.


همان طوری که گفتم اجرای عدالت هزینه مالی کلان می خواهدو  بخشی از این هزینه ها، به خاطر هزینه های جمع آوری مدارک توسط کارشناسان هست. لابد شنیده اید که یک موسسه به نام برومند توسط دوخواهر ایرانی در خارج از کشور اداره می شود که کارش جمع آوری مدارک کسانی هست که از این گونه دادخواهی ها دارند. گویا این موسسه هم از آن  موسسات حقوق بشری است که کمک مالی دریافت می کند. من نمی دانم کی کمک مالی را می دهد و درجه شفافیت این موسسه در خرج کردن بودجه چگونه است. اما می بینم یک عده که از من هم در این زمینه بی اطلاع ترند تا می شنوند که این موسسه کمک مالی دریافت کرده، آن را بهانه ای قرار می دهند که موسسان آن را بکوبند و لجن مالی کنند. پس خیال می کردید چنین موسسه ای بودجه نمی خواهد و قرار است از نور تغذیه کند؟! معلوم هست که چنین موسسه ای که به طور سیستماتیک به جمع آوری مدارک می پردازد هزینه پرسنلی و .... دارد. قبلا این را در مورد موسسات نظرسنجی هم گفته بودم. این گونه موسسات خرج دارند و باید بودجه دریافت کنند. این که بودجه دریافت می کنند نباید مستمسک هجمه علیه آنها باشد. اگر بودجه را دریافت کردند و حیف و میل کردند یا کاری مخالف اهدافشان و اساسنامه شان  کردند، اون موقع فحش دهید. برای ساختن آینده ای بهتر هم موسسه نظرسنجی و هم موسسه ای که مدارک عدالت خواهی جمع می کند لازمند. اگر مدارک قابل استناد  موجود نباشند، راه برای تهمت زدن های بی اساس باز می شود. باجناق به باجناق تهمت های آن چنانی می زند در حالی که علت واقعی تنها این بوده که در شب عید در خانه باجناق به او پسته  خندان  نرسیده و مجبور شده پسته سربسته را با دندان بشکند!!

اگر به اجرای عدالت واقعی علاقه مندیم باید بدانیم بدون مدرک – که جمع آوری آن وقت و هزینه می طلبد هیچ دادگاه صالحه ای نمی تواند حکم صادر کند.


دوم این که دادگاهی که دست آخر حکم عادلانه صادر کند زمان، صبر و حوصله می طلبد

دادگاه عادلانه جلسات طولانی طی ماهها-- بلکه سالها-- می طلبد. در دادگاه عادلانه همان گونه که حقوق شاکی به رسمیت شناخته می شود حقوق متهم هم به رسمیت شناخته می شود. متهم وکیل دارد و وکیل متهم با بیرحمی زخم های شاکی را می شکافد و راستگویی او را زیر سئوال می برد. تماشاچی ها هم احساساتی می شوند اما باید صبر پیشه کنند و تحمل نمایند و شاهد آن باشند که شاکی دوباره در جریان کنکاش و جست و جوی حقیقت شکنجه روحی می شود.  چاره ای نیست! در دادگاه عادلانه این تازه تر شدن زخم ها اتفاق می افتد. ولی دست آخر- تا حد قابل قبولی- مطمئن هستیم که حقیقت روشن می شود و کسی، حکمی ناعادلانه دریافت نمی کند.

نتیجه چنین دادگاهی اعدام شخصی مثل جهانبانی نمی شود که بعد ۵۰ سال ملتی بر سر و زانویش بکوبد که آخه به چه جرمی، این نازنین را اعدام کردند! 

مهمتر از آن که وقتی بقیه می بینند که دادگاه هایی که برگزار می شود شهوت انتقام گیری سریع  را ارضا نمی کند وسوسه نمی شوند که به هر که ماشین مدل بالاتر از خود یا قیافه ای خوش تیپ تر از خود یا نمره درسی بالاتر از خود یا تعداد مقاله ای بیشتر از خود دارند تهمتی بزنند و او را گرفتار سازند. این طوری ترس از این که «تر و خشک با هم بسوزند» از بین می رود.


دادگاه های عادلانه هزینه مالی بسیار دارند و بسیار هم طول می کشند. اما صد می ارزند به دادگاه های چند دقیقه ای صحرایی و انقلابی که در آنی، جنون و  شهوت انتقام گیری افراد و توده ها را ارضا می نمایند. عدالت خواهی افراد را نباید مهار کنیم. بلکه باید شهوت و جنون انتقام گیری آنها را با اصرار بر دادگاه های عادلانه ولو با هزینه مالی بالا مهار نماییم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ ]