برگ برنده

+0 به یه ن

تاریخ به ما می گوید که ترکان سلجوقی و غزنوی و.... از آسیای میانه در چندین موج به ایران مهاجرت کردند. یکی از این موج ها، حدود هزار سال پیش اتفاق افتاد و نتیجه یک تغییر اقلیمی بود. در آن دوره هوای کره زمین سرد شد. درنتیجه آذوقه در مناطق شمالی کمیاب شد. ترکان به دنبال مرتع برای دام هایشان به مناطق گرمتر جنوبی مهاجرت کردند.
نسل های امروز ایران با مهاجرت بیگانه نیستند. در دهه های اخیر ایرانیان امروز برای ساختن آینده ای بهتر برای فرزندانشان به شهرها و کشورهایی مهاجرت نموده اند که گمان می بردند رفاه بیشتری برای فرزندانشان فراهم می آورد.
بنابراین، عیبی در کاری که ترکان هزار سال پیش انجام دادند نمی بینند. حتی می توان گفت حس همذات پنداری دارند.
اما ایرانیان در صد سال پیش، چنین نمی اندیشیدند. آن دسته که می خواستند ناسیونالیزم ایرانی را جامه ای  متاثر از فاشیسم و نازیسم و دیگر «ایسم» های غربی  صد سال پیش بپوشانند با تقلیدی  کاریکاتوری از ناسیونالیست های غربی، به یک «دیگری» داشتند که کاسه کوزه های عقب ماندگی تاریخی را بر سر آنان بشکنند. مهاجران ترک هزار سال پیش، از جمله این «دیگری» ها شدند. در نوشته هایشان جا به جا  آنها را با القابی چون «وحشی» نواختند.  دوره این ادبیات و این طرز فکر در دنیا گذشته اما هنوز هستند کسانی که این ادبیات را در ایران بازتولید می کنند. البته در ایران هم نسلشان رو به انقراض هست و اغلب بالای شصت سال دارند. تک و توکی هم  بین جوان تر ها  از این فسیل ها پیدا شود دربین همان نسل خودشان بیگانه اند و مجبورند به نسل قبلی آویزون شوند  که تنها نمانند. بعد از مرگ نسل قبلی هیچ چی از آنها نمی ماند.

از سوی دیگر خیلی از فعالان مدنی ترک، دایم به نوشته های محمود افشار و فروغی و... ارجاع می دهند تا اثبات کنند چه قدر در حق ما ترک های ایران ظلم شده. من فکر می کنم دوره ارجاع به این دسته از نوشته های آنها هم دیگر گذشته. ما باید از این چیزها گذر کنیم. مشاهیر آن دوره (نظیر آشتیانی، محمود افشار، فروغی و....) نه سیاه بودند نه سفید بلکه خاکستری بودند. اشتباهاتی هم کردند که تورک ستیزی از جمله آنهاست. برخی شان انصافا مردان بزرگی در زمان خود بودند اما مردان بزرگ اشتباه های بزرگ می کنند.  تورک ستیزی جزو  اشتباهات بزرگی بود که مردان بزرگی چون فروغی و محمود افشار کردند. هر چه از صد سال پیش به این سو می آییم قد تورک ستیزان کوتاه و کوتاه تر می شود. زنان و مردان قد برافراشته اکنون بسیارند اما هیچ کدام تورک ستیز نیستند. زنان و مردان قدبرافراشته امروزی هم- مانند هر دوره ای- فرزند زمانه خود هستند درنتیجه مطابق فرهنگ این زمان که همانا به رسمیت شناختن تنوع فرهنگی است با تورک ستیزی و عرب ستیزی و دیگر اشکال نژادپرستی و ضدیت با فرهنگ چند لایه ای، سرسازگاری ندارند.

حالا ما چی کار کنیم؟ به جای مبارزه با استخوان های پوسیده تورک ستیزان صد سال پیش یا دهن به دهن گذاشتن با تورک ستیزان رو به موت یا کاریکاتوری امروزی، بهتر هست دنبال نوشتن رمان و..... با دستمایه قراردادن تاریخ مان باشیم. همین مهاجرت ترکان به دلیل تغییرات اقلیمی از آسیای میانه  خیلی رمانتیک هست. می توان درمورد فداکاری هایی که مادران کردند تا فرزندان در مهاجرت زنده بمانند داستان ها نوشت. می توان در مورد حکمت پیران که با سرودن اشعار و .... سنت های قبلی را در سرزمین جدید زنده نگاه داشتند داستان ها نوشت. می توان درباره حکیم ایل که مرهم ها و داروهای سنتی را با خود به همراه  آورد  و به حکیمان سرزمین جدید هم داد نوشت. می توان از چالش های انطباق در فرهنگ سرزمین جدید نوشت.
همه اینها را می توان طوری نوشت که در واقع جوابی تلویحی  باشد به همه توهین هایی که نویسنده های صد سال پیش کرده اند بی آن که نامی از آنها  به میان آید و با ارجاع به آنها اعتباری به حرفشان داده شود!
حتم  داشته باشید که اگر الان شما با این ابزار جدید -هوش مصنوعی اینترنت و.... کالای فرهنگی با این مضمون بسازید و به جامعه عرضه کنید صدها بار بیشتر اثرگذاری دارد تا کتابی که به سبک صد سال پیش  علیه ترکان نوشته شده و در گوشه ای افتاده و دارد خاک می خورد.
تا فعالان ترک به آن کتاب ها ارجاع ندهند جوانان امروزی، آنها را نمی خوانند. برایشان جذابیت ندارند که بخوانند. شما که ارجاع می دهید جوانان امروزی تازه در مورد آنها می شنوند. اما اگر به کمک هوش مصنوعی انیمیشنی یا بازی کامپیوتری ای درمورد مهاجرت رمانتیک ترکان هزار سال پیش بسازید، فوج فوج جوانان به سمت آن می آیند. اگر بخواهید، برگ برنده دست شماست. چرا خود را بازنده اعلام می کنید و سپس  برای خود دلسوزی می نمایید؟!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ ]