رانندگی و وضعیت بد اقتصادی

+0 به یه ن

می دانیم که بد و طلبکارانه رانندگی کردن ایرانی ها با وضعیت بد اقتصادی و فساد مالی بی ارتباط نیست. گرانی که می آید اعصاب ملت خرد تر می شود و بدتر رانندگی می کنند.

از طرف دیگر یک عده هم یک شبه میلیاردر می شوند و آقازاده های تازه به دوران رسیده شان  هر دیوانه بازی ای که به عقل برسد  با ماشین های مدل بالا در می آورند. از طرف دیگر اونهایی که تحت فشارند هر ماشین مدل بالا که می بینند می خواهند حرص راننده اش را در بیاورند. حتی برخی استدلال می کنند: «من اگر به این بزنم خودم یک تومن متضرر می شوم اما او هزار تومن! پس می ارزه بزنم»......
خلاصه وضعیت آشفته ای است.  
اما ما چه کنیم؟! 
۱) سعی کنیم در هنگام رانندگی حرص هایمان را خالی نکنیم.  رانندگی زمان مناسبی برای خالی کردن حرص ها نیست. اگر چنین کنیم نه تنها حرصمان خالی نمی شود بلکه اعصاب و عزیزانمان خرد می شود و چه بسا تصادف هم کنیم و مشکلاتمان صدها هزار برابر بیشتر شود.
برخی ورزش ها برای خالی کردن حرص خوبند. مثل شنا یا ورزش های رزمی. کاراته و .... که هیچ خرجی ندارد. روزی یک ساعت الکی به هوا لگد بزنید حرصتان خالی شود و بدنتان قوی. اما موقع رانندگی سعی کنید آرام باشید.
روش های زیادی برای گرفتن آرامش این روزها پیشنهاد می شود. درباره شان مطالعه کنید.

۲) قبول کنیم عده زیادی از راننده ها  اعصاب خرد دارند و آماده جنگیدن هستند. عده ای از آقازاده ها هم دارند با رانندگی دیوانه وار خودنمایی می کنند. ما قرار نیست آنها را اصلاح کنیم. مراقب باشیم در معرض خشونت هایشان قرار نگیریم تا سلامت به مقصد برسیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

توصیه های رانندگی به خودم!

+0 به یه ن

در سال های اخیر  خیلی ها ادعا می کنند عارف و سالک شدند و برایشان مادیات اهمیت نداره. اما کافی هست در هنگام رانندگی کنارشان بنشینید تا ببینید اندرونشان چه قدر پر از خشم و نفرت هست و چه طور از همه کس طلبکارند. کافی است یکی بپیچه جلویشان تا ببینید همه اون والا اندیشیدن و بی اهمیت دانستن دنیا شعار بود!


یک عده هم ما  را به قانون مداری تشویق می کنند و شعار می دهند حتی از قانون نسنجیده و حساب نشده و مضر هم باید تبعیت کرد که وضع مملکت درست بشه. این عزیزان هم بر دو دسته هستند. یکی آن که این نصیحت را برای دیگران می کنند اما برای خود استثنا قایل هستند. این افراد در فرهنگ سکولار همان نقش را بازی می کنند که واعظان مزور در فرهنگ دینی. دسته دوم اما خود به شعاری که می دهند پایبند هستند و دایم دیگران را هم «امر به معروف» می کنند و به خاطر رعایت نشدن مقررات پرخاش می کنند. با توجه به این که علایم راهنمایی رانندگی در شهر های ما همچین حساب شده هم نیست و خیلی جاها می بینید علایم ضد و نقیض هستند این افراد برداشت و «فتوای» خود را  خوانش صحیح می دهند و خوب از خجالت هر کس که با خوانش آنها موافق نباشد بر می آیند. این دسته معادل واعظان و دین داران دگم اندیش در  فرهنگ دینی هستند. می دانیم که گاهی اثرات منفی دگم اندیش ها از واعظان ریاکار هم  بیشتره.

برخی هم پشت ماشینشان می نویسند «من بین خطوط رانندگی می کنم». کار خوبی هست اما خیلی جاها عملی نیست. خیلی جاها می بینی دو سری خط با فاصله کشیده شده که حتی موازی هم نیستند! یکی کهنه یکی تازه! معلوم هست که هیچ حساب و کتابی در کشیدن خط ها نشده. خیلی جاها می بینی خط به موازات خیابان نیست! خیلی جاها وسط لاین خودت یک چاله به چه گندگی سبز می شود. در میدان ها  خط  کشی های غیر اصولی را که می خواهی رعایت کنی مجبوری بپیچی جلوی راننده بغل دستی که داره راه خودش را می ره و طبعا اعصاب او را خرد کنی و......
گاهی فکر می کنم این عزیزان در عمل هرگز سعی نکرده اند  که بین خطوط رانندگی کنند والا می دیدند چه مشکلاتی پیش می آد. اتفاقا چون من سعی کرده ام بین خطوط رانندگی کنم فهمیده ام این خطوط در کشور ما تا چه اندازه نسنجیده و غیر اصولی کشیده شده اند و پایبندی به آنها خیلی جاها به ضرر ترافیک هست.


بیایید واقع بین باشیم. خیابان های ما در ایران استاندارد نیستند. بیشتر دور و بری ها هم استاندارد رانندگی  نمی کنند. ماشین ها هم اغلب استاندارد نیستند. 
رانندگی در ایران مهارت های خاص خود را می طلبد. به نظرم به باید بر چیزهای دیگر تاکید کرد:
۱) معاینه فنی خودرو خود را جدی بگیریم.
۲) با دقت و سرعت مطمئنه حرکت کنیم.  قاعده فاصله از اتومبیل مقابل را رعایت کنیم. (اتفاقا این قانون  رانندگی به درد ایران بیشتر از کشورها با جاده های استاندارد می خورد) اگر بارانی یا برفی باشد بیشتر باید فاصله گرفت.
۳)  حواسمان به دست انداز ها در جلو باشد تا مجبور نباشیم وقتی به آنها رسیدیم ترمز دفعی بگیریم یا فرمان را شدید بپیچیم. اگر بچه کوچک سالمند بیمار یا خانم باردار در ماشین باشد به این موضوع باید توجه دو چندان کنیم.
۴) حق تقدم عابران پیاده را رعایت کنیم.  به عنوان جنبه ای از نیکوکاری! حس خوبی داره آرامش را در هنگام عبور از خیابان در چهره عابر دیدن.
۵)  اگر جلویمان مسافرکش هست هر لحظه انتظار داشته باشیم که توقف کند و در ماشین را باز کند. آماده این کار باشیم تا وقتی اتفاق افتاد کنترل ماشین یا اعصابمان از دست نرود.
۶)  اگر راننده های بغل دستی بد رانندگی کنند بلند نشویم آنها را تنبیه کنیم. به ما چه؟!  کی گفته ما مامور به بهشت سکولار (سویس؟)بردن شهروندان هستیم؟! بیخودی خون خود را کثیف نکنیم.یادمان بیاید چه قدر از این که عده ای از دین داران  می خواهند مردم را به زور بهشت  ببرند بیزاریم. ما ورژن سکولار آنها نشویم!
اتفاقا من از دست رانندگی کسانی که  می خواهند راننده خاطی را ادب کنند بیشتر آزار دیده ام. به بهانه ادب او راه را بر بقیه می بندند.
۷) یادمان باشد با ده دقیقه زودتر رسیدن هیچ جا را فتح نکرده ایم. پس زیاد جوش نزنیم. اگر قرار مهمی داریم (مثل کلاس درس یا رساندن مسافر به فرودگاه) برای اطمینان زودتر حرکت کنیم. همیشه یک کتاب در ماشین داشته باشیم که اگر زود رسیدیم مطالعه کنیم. اما برای سرموقع رسیدن در رانندگی جوش نزنیم!

۸) این قدر خودمان را جدی نگیریم که اگر به علت ناشی گیری یک نفر در پارک دوبل کردن در کوچه ای وقت ما ۵ دقیقه تلف شد ما حق داریم عصبانی شویم! نه جانم! آن قدر ها وقت ماها ارزش ندارد. خودمان را زیادی جدی نگیریم تا آسوده باشیم.

این مطالب را بیشتر خطاب به خودم نوشتم تا یادم باشد. در وبلاگ منتشر کردم که سر رودربایستی به آن پایبند بمانم. باز هم خواهم نوشت.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

فرهنگ بومی و رانندگی

+0 به یه ن


یک مدت هست که این مسئله بد رانندگی کردن ذهنم را در گیر کرده.
به نظرم این تاکید روی رعایت مقررات برای جلوگیری ازتصادف و...در ایران به چندین علت کار نخواهد کرد.
کما این که نکرده!
اما کاش بشه از دل همین فرهنگ بومی دیدگاه و نگرشی بیرون کشید که در دل مردم بنشینه و متقاعدشان کنه که بهتر رانندگی کنند.

اون سه چهار نفر در ایران هم که من می شناسم که خوب رانندگی می کنند با ذهنیت این که «من به مقررات احترام می ذارم » رانندگی نمی کنند.


در مقابل  صدها نفری که شعار مقررات می دهند وقتی به خود می رسند استثنا قایل می شوند!!


اما اون سه چهار نفر استدلال دیگری دارند.

مثلا میگن:
«این مدت رانندگی هم جزو عمر ماست می خواهیم آرامش داشته باشیم.»

«چه طور وقتی بقیه سر پیچ نگه می دارند ما اذیت می شیم! ما هم نباید بقیه را  با توقف در سر پیچ اذیت کنیم.»

منظورم از مراجعه به فرهنگ و ارزش های بومی اینه.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

در برخی چیزها تبریز ما کم از زوریخ نداره اما...

+0 به یه ن

پارسال برای یک همایش چند روزی به زوریخ رفته بودم. زوریخ بهترین شهر برای زندگی در جهان معرفی شده. برخی از چیزهایی که به عنوان سر آمدی زوریخ می گفتند من می دیدم تبریز ما هم داره. تازه بهترش را هم داره. مثلا می گفتند می بیند خیابان چه تمیزه؟! این در حالی است که دیروز نظاهرات بود و ریخت و پاش شده بود اما زودی تمیز کردند. من در دلم گفتم بعد از تاسوعا عاشورا خود  مردم تبریز آستین بالا می زنند و شهر را تمیز می کنند.

از این موارد زیاد بود. اما موردی هم هست که مایه شرمساری است. اصلا به این تمیزی و نظم «جهان اولی» تبریز نمی خوره. بدجوری جهان سومی است. اون هم وضعیت رانندگی است. به خصوص در بزرگراه شهید کسایی!
هر هفته در کانال تبریز می خوانم که باز در این بزرگراه به علت سرعت غیر مجاز تصادف شده عده ای فوت کرده اند!
آخه اونهایی که این طور رانندگی می کنند می خواهند چه چیزی را ثابت کنند؟! کجای دنیا را فتح می کنند؟!
اصلا با دوراندیشی و عقلگرایی متدوال تبریزی ها این طرز رانندگی نمی خواند.
گیریم ده دقیقه زودتر به مقصد برسند. آیا می ارزه این خطر و ریسک را بپذیرند و هرگز نرسند؟!
 مردهای آذربایجانی عموما خیلی هوای مادرانشان را دارند و خیلی نگران آن هستند که مبادا در حق مادرشان ظلم شود. 
به خدا به پیر به پیغمبر! هیچ ظلمی  در حق مادر شما بالاتر از این نیست که دایم او را در نگرانی از تصادف نگاه دارید.
اگر با سرعت مجاز و مطمئنه رانندگی کنید و به لحاظ فنی به ماشین تان برسید نگرانی دایم مادر را برطرف می کنید. اگر نگرانی دایم مادرتان برطرف بشود چند سالی به عمر مادرتان اضافه می شود.
ای پسرهایی که در بستر بیماری مادر در لحظات آخر حاضرید همه دنیا را و هرچه دارید بدهید تا او چند ساعت بیشتر نفس بکشد! به جای این که همه دنیا را بدهید با رانندگی دیوانه وار روزهای خوشش را برایش جهنم نکنید! با بد رانندگی کردن  چند سال به دلیل استرس دایمی از عمرش نکاهید.

من هر چی فکر می کنم این رانندگی به این شکل با فرهنگ ما نمی خواند. در خیلی موضوعات چنان پیشرو هستیم که خیلی از کشورهای اروپایی حسرتش را باید بخورند. اما به رانندگی که می رسد این است وضعیت! 

باز هم در این باره خواهم نوشت.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

طرح نسنجیده و ناکارآمد زوج و فرد

+0 به یه ن

این مقاله در تابناک ادعا می کند که وقتی طرح و زوج فرد برای دراز مدت اجرا می شود نه تنها کمکی نمی کند بلکه دو در صد آلاینده ها را افزایش می دهد. نتیجه گیری مقاله معقول به نظرم می آید. فرض کنید من یک کار مهم دارم که حتما باید این هفته انجام دهم. امروز به علت زوج و فرد نتوانم ماشین بیرون ببرم فردا این کار را خواهم کرد. پس اجرای این طرح بیش از یک روز معنایی ندارد و ترافیک را کاهش نمی دهد. فقط اذیت می کند و آزار می دهد.
تازه اثرات مخرب بیشتر دارد. راننده های اسنپ مجبور می شوند شب بروند سر کار. نتیجه اش این می شه که دود کامیون ها را هم استنشاق می کنند ووووووو

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

رانندگی و عرفان

+0 به یه ن

خیلی خوبه با آرامش رانندگی کردن

این روزها انواع و اقسام عرفان های آبکی باب شده
اما دریغ از یک مدیتیشن به درد بخور!
منظورم از به دردبخوری این هست که باعث بشه آدم -علی رغم همه مسایل و دیوانگی های بقیه- با آرامش رانندگی کنه.
طوری که هم برای خودش هم برای بغل دستی تجربه توی ماشین بودن تجربه دلنشینی باشه!
جزو ساعات خوششان باشه!
حرف بزنند و گل بگن گل بشنوند!
موسیقی گوش کنند!
به مناظر بنگرند به گلکاری ها و....

اغلب (نه همه) اونهایی که مخ ما را می خورند که من به درجات بالای عرفانی رسیدم و ائله مدیتشن می کنم و بئله وردهای آرامش بخش می خوانم و این طور همه چیز را به خدا حواله کردم، تا سوار ماشین می شوند طوری رانندگی می کنند که انگار از جاده و مردم و زندگی طلبکارند و طلبشان را هم قراره با رقابت در رانندگی وصول کنند!
ای کاش یکی از این هزاران نفری که به اسم عرفان دکان باز کرده به مریدانش یاد می داد با آرامش رانندگی کنند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ]