سخنرانی دکتر جباری

+0 به یه ن

شرکت برای عموم آزاد است
Colloquium


Dear all, 

It is a pleasure for me to announce that the speaker of the next colloquium   is Prof Sheikh-Jabbari. More information can be found in the textbox to the right.


Everybody is welcome to attend.


With kind regards,
Y. Farzan


Speaker

Prof. M. M. Sheikh-Jabbari

Affliation

Physics school, IPM

Title of talk

Paying Tribute to Scientific Legacy of Steven Hawking
مروری بر آثار علمی هاوکینگ

Date and time

Wednesday, 24th of Mordad (15th of August), 4:30 pm

Place

Amphitheatre, Farmanieh building


Abstract


In March 2018 and after a long struggle with the motor neuron disease, the renown British physicist Steven Hawking passed away. Hawking worked and researched for over half a century in cosmology and gravity and published many influential papers. Hawking not only greatly contributed to the development of concepts and technical tools within General Relativity, he also had a significant role in shaping a new school of thought. In this talk I will present a nontechnical review of Hawking's main scientific achievements with the emphasis on cosmology and black holes.


حدود پنج ماه پیش استیون هاوکینگ فیزیکدان مشهور و برجسته انگلیسی که مدتها درگیر بیماری لاعلاج حرکتی بود درگذشت. هاوکینگ با حدود پنج دهه کار پژوهشی در حوزه کیهان‌شناسی و گرانش و چاپ مقالات متعدد تاثیرات شگرفی بر این حوزه از فیزیک گذارد. ویژگی کارهای هاوکینگ علاوه بر معرفی، فرمولبندی و مطالعه مفاهیم و مسائل مختلف گرانشی، ارائه یک مکتب فکری جدید است. در این سخنرانی با مروری تاریخی به مقالات پژوهشی هاوکینگ به خصوص در مورد فیزیک سیاه‌چاله‌ها خواهیم پرداخت



اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

کانال مینجیق

+0 به یه ن

من به تازگی یک کانال تلگرامی به آدرس زیر ایجاد کردم:

خوشحال می شوم اگر عضو بشوید. 
این هم از توصیف کانال:

با سلام و عرض احترام
به کانال مینجیق خوش آمدید.

من این کانال را ایجاد کردم تا در کنار هم کوشش کنیم تا دست کم در بین طیفى از جامعه ایده پردازى را جایگزین self-pity نماییم.

تا بهار ٩٨ این کانال را سعى مى کنم باز نگاه دارم با امید این که تا آن زمان کانال حاضر تاثیر گذارى خود را داشته باشد.
ممنون می شوم اگر کانال را در بین دوستان خود تبلیغ کنید.
سبک کانال چنین خواهد بود:
ابتدا مطلبی سرشار از تاسف خوردن به خود از فضاى مجازى نقل مى کنم آن گاه ایده درآمدزا را که با خواندن مطلب به ذهنم رسید بیان مى کنم. در زیر نمونه اى از آن را مى خوانید:

از تلگرام:

توکانادا دمای 35 درجه میشه ملت میمیرن،اونوخ ما اینجا تو 45 درجه بیرونیم، اگه کرگدن نیستیم چی هستیم؟

😂😂

کانال مینجیق:


ایده خوبى است براى صادر کردن شربت هاى سنتى ضد گرمازدگى به کانادا و فرانسه!
پیش به سوی صدور خاکشیر (شووَرَن) به آن سوى آب ها!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بال و پر کشیدن

+0 به یه ن

از هفته پیش خیلی خوشحال و خوشنودم. یکشنبه هفته گذشته از بنیاد کودک خبر رسید که  یکی از مددجویان تحت کفالت من اکنون در آمد کافی دارد و به در خواست  و تمایل خودش از پوشش بنیاد کودک خارج می شود. بسیار به او افتخار می کنم.  او اکنون دانشجوی سال دوم کارشناسی ارشد یکی از رشته های مهندسی است. درس هایش را پاس کرده  و با نمرات عالی شاگرد اول شده است.
در آخر بهمن ماه سال 95 من او را به یکی از شرکت های دانش بنیان معرفی کردم تا در آنجا کارآموزی کند. دو ماه کارآموز بود. البته حدود یک ماه از دو ماه به علت تعطیلات نوروز تعطیل یا نیمه تعطیل بود. بعد از دو ماه شرکت پروژه ای گرفت. این آقای مهندس جوان ما هم در انجام دادن آن کمک می کرد و متناسب با کار نیمه وقتی که انجام می داد در آمدی کسب می کرد. اما الان آن قدر در کار پیشرفت حاصل شده که درآمد او هم بالا رفته است و خود او داوطلبانه از پوشش خارج شده. به او بسیار افتخار می کنم.
چند نفر دیگر از مددجویان تحت  کفالتم هم در رشته های مختلف دانشجو هستند. برخی از آنها هم در رشته خودشان نمرات عالی می گیرند و در ضمن کار آموزی  و یا کار نیمه وقت انجام می دهند. در سال های آینده به احتمال قریب به یقین در آمد آنها هم بالا خواهد رفت و خود داوطلبانه از پوشش بیرون خواهند آمد.
این عزیزان درس هایشان را با جدیت خوانده اند و در کارآموزی و کار هم همت به خرج می دهند. پیش بینی می کنم به زودی در رشته خود جزو بهترین ها ی شهر شوند. سرمایه انسانی برای شهر و کشور

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

صبح به خیر!

+0 به یه ن

نوشته زیر را از تابناک نقل می کنم:

متاسفانه بسیاری از مسوولان و مردم کشور، همچنان گمان می‌کنند که ایران کشوری ثروتمند با منابع بیکران و امکانات فراوان است. همین برداشت سبب شده تا هم ما و هم مسوولان توقعاتی بالاتر از توانمندی‌های خود داشته باشیم. اما آیا واقعاً ما مردمی ثروتمند و برخوردار هستیم؟ آیا منابع ما آن اندازه فراوان هستند که ما را به‌شدت ثروتمند کنند؟ آیا ایران کشوری با امکانات فراوان است؟
کد خبر:۷۹۳۶۴۱
تاریخ انتشار:۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۰۷:۴۰26 April 2018

علی غفوری در تجارت فردا نوشت:

متاسفانه بسیاری از مسوولان و مردم کشور، همچنان گمان می‌کنند که ایران کشوری ثروتمند با منابع بیکران و امکانات فراوان است. همین برداشت سبب شده تا هم ما و هم مسوولان توقعاتی بالاتر از توانمندی‌های خود داشته باشیم. اما آیا واقعاً ما مردمی ثروتمند و برخوردار هستیم؟ آیا منابع ما آن اندازه فراوان هستند که ما را به‌شدت ثروتمند کنند؟ آیا ایران کشوری با امکانات فراوان است؟

شاید سوال شود که چرا اصولاً باید سخنی گفته شود که هدفش بر هم زدن یک تفکر مثبت یا یک خوش‌بینی قدیمی باشد. پاسخ این است که اگر دقیقاً ندانیم در کجای دنیا ایستاده‌ایم شاید دچار اشتباه‌های راهبردی در تصمیم‌گیری شویم. این «عدم شناخت خود»، هم منجر به تصمیم اشتباه مسوولان می‌شود و هم انتظارات جامعه از مسوولان را بالا می‌برد.

به‌طور مثال درحالی‌که در سال‌های اخیر درآمد ناخالص ملی ما -دست‌کم در شاخص سرانه- مدام یا ثابت بوده یا کاهش یافته مردم ما انتظار دارند از خودروهایی مشابه کشورهای با درآمد سرانه بالا استفاده کرده یا رفاهی مشابه کشورهای شرق آسیا داشته باشند حال آنکه این کشورها در سه دهه اخیر تقریباً مدام رشدهای اقتصادی بین پنج تا هشت درصد را تجربه کرده‌اند.

در حقیقت مردم کشورها به رفاه دست نمی‌یابند مگر آنکه طی دهه‌های متوالی با رشد اقتصادی مواجه باشند. درصورتی که کشوری سال‌های متمادی با رشدهای دو تا سه‌درصدی پیشرفت کند، عملاً از سایر رقبا عقب مانده و مردمان نیز مبدل به افرادی «کمتر برخوردار» یا به قول رایج، جهان سومی می‌شوند. حتی قادر به مقابله با زیان‌های یک زلزله کوچک نیستیم.

زمانی که قدرت اقتصادی یک کشور کاهش می‌یابد، مسوولان عملاً تنها قادر به مقابله با مسائل جاری هستند و هرگونه اتفاق پیش‌بینی‌نشده یا بحران، آنها را با نوعی سردرگمی مواجه می‌کند. مثلاً زلزله غرب ایران اگرچه گستره وسیعی داشت اما جمعیت چندان زیادی را در‌بر نمی‌گرفت اما اقتصاد ایران آنقدر ضعیف شده که حتی استان‌های قدرتمند کشور قادر به پشتیبانی یک استان کم‌جمعیت نظیر کرمانشاه نیستند. ناگفته مشخص است که اگر خدای ناکرده زلزله‌ای در تهران یا مشهد رخ دهد با چه حجمی از «ناتوانی ملی» مواجه هستیم.

اینکه نتوان به چند ده هزار مردم زلزله‌زده کمک سریع رساند و گاهی حتی به اصطلاح «لنگ شش میلیارد تومان کانکس» بود به دلیل خودداری یک مسوول از کمک نیست بلکه به دلیل ضعف شدید مالی کشور است. ایران زمانی به‌عنوان سومین قدرت بالگردی جهان 800 بالگرد به‌روز داشت اما امروز بخش بزرگی از ناوگان بالگردی‌اش با مشکل قطعه روبه‌رو هستند و طبیعی است که بالگرد 40‌ساله عملکرد بالگرد پنج‌ساله را ندارد. مگر بازوی اصلی دولت‌ها در عملیات‌های امداد و نجات بالگردها نیستند؟

امکانات برای خانه‌سازی و جابه‌جایی‌های بزرگ تجهیزات، همگی «پول» می‌خواهد. در غیر این صورت چهار ماه می‌گذرد و هنوز بخش بزرگی از مردم دو یا سه شهر متوسط باید با سرما و گرما زندگی خود را بگذرانند.

بودجه‌های کشور در سال‌های اخیر نیز (با احتساب نرخ تورم) مدام کوچک‌تر شده‌اند. این بودجه‌های ناکافی هم یا تحقق نیافته‌اند یا صرف مصارف جاری نظیر دستمزد شده‌اند. در حقیقت در هشت سال اخیر تمام تلاش دولت‌ها در ایران این بوده که حداقل دستمزد کارکنان دولت (معلمان، کارمندان، نیروهای مسلح...) به موقع پرداخت شود. اما رسیدگی به ابنیه و تاسیسات چه؟ چقدر تجهیزات خریداری شد؟ چقدر آموزش مناسب داده شد؟ متاسفانه سال‌هاست که در حال گذران امور هستیم و نمی‌دانیم که تا چه اندازه از بازسازی‌ها جا مانده‌ایم.

خودروهای دولتی مدام قدیمی‌تر می‌شوند، ساختمان‌ها کهنه‌تر و پرسنل و تجهیزات فرسوده‌تر. در حقیقت قدرت دولت‌ها به امکانات و تجهیزات آنهاست. اگر نهادهای دولتی ضعیف شوند در مقابل یک برف سنگین، یک سقوط هواپیما، یک سیل و نظایر آن، دولت دیگر راهی جز «معذرت‌خواهی رسمی» ندارد!

کمبود ماشین‌های برف‌روب و خودروهای مخصوص راهداری موجب می‌شود تا فرودگاه‌ها و جاده‌ها با یک برف سنگین، با تاخیر باز شوند یا کمبود بودجه برای راهسازی یا بهسازی جاده‌ها سبب می‌شود هرساله هزاران نفر در جاده‌های تنگ و باریک و حادثه‌خیز کشته شوند (در آخرین اظهارنظر، وزیر راه و شهرسازی گفته که سال 96 حدود یک‌پنجم بودجه راهسازی اختصاص یافته است. اینها همه ارقام وحشتناکی است که فقر دولت و به دنبال آن کاهش رفاه ملت را نشان می‌دهد).

متاسفانه بحران‌های بزرگ‌تری نیز در راه است. فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل جاده‌ای، فرسودگی ناوگان هوایی، فرسودگی مدارس، فرسودگی بیمارستان‌ها و شاید کلانتری‌ها و ساختمان‌های دیگر دولتی.

در بخش هوایی که معمولاً بسیار هم خبرساز است، کشور نزدیک به 266 هواپیمای مسافری دارد که 130 فروند آن زمینگیرند. شاید در دنیا این یک رکورد باشد. البته تحریم‌های ظالمانه آمریکا را نباید از نظر دور داشت اما باید قبول کرد که روی دیگر ماجرا ضعف مالی است. مگر نه اینکه می‌توان هواپیماهای سه تا پنج‌ساله خرید؟ پس چرا عمر ناوگان ما بالای 22 سال است؟

فرودگاه‌های ما چه شکلی دارند؟ چقدر قدیمی‌تر و فرسوده‌تر از فرودگاه‌های کشورهای همسایه هستند؟ چه تعداد از آنها رادارهای مناسب دارند؟

کجای دنیا قرار داریم؟

تولید ناخالص ملی، درآمد سرانه و صادرات هر کشور سه شاخص مهمی است که می‌تواند به درک بهتر رویدادها کمک کند. ممکن است این سه شاخص کامل نباشد اما تقریباً بهترین شاخص‌ها برای شناخت توان کشورهاست. جدول موجود در بخش تصاویر وضعیت کشور در این سه شاخص را نشان می‌دهد. آمار و ارقام این جدول با استفاده از داده‌های جمع‌آوری‌شده از سوی نگارنده از آمارهای صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و کتاب گیتاشناسی کشورها، چاپ 1361 تهیه شده است.

آمارها نشان می‌دهد که ایران در دهه‌های اخیر از بسیاری از رقبای خود عقب افتاده است. اگرچه ایران به دلیل جمعیت بالا و گستردگی امکانات، قدرت 27 اقتصادی جهان و قدرت 37 صادراتی جهان است اما در مبحث درآمد سرانه، دارای رتبه 94 از بین 184 کشور است و این اصلاً اتفاق خوبی نیست.

ایران در 38 سال اخیر از نظر درآمد سرانه رشدی بیش از دو برابر داشته اما آنچه امروز سبب شده تا این رشد دیده نشود سرعت خیره‌کننده سایر کشورهای رقیب و همچنین رشد سرسام‌آور هزینه‌های زندگی و تغییر شکل زندگی است. کالبدشکافی این دو موضوع می‌تواند به ما نشان دهد که چرا درآمد سرانه 2150 دلار در سال 58 (79 میلادی) رقم خوبی برای حفظ سطح زندگی ایرانیان بوده اما رقم 4877 دلار در سال 94 (2016) برای یک زندگی مناسب کافی نیست. امروز ایرانیان از دولت انتظار ارائه خدماتی در سطح کره جنوبی یا کم‌توقع‌ترها دست‌کم انتظار زندگی مشابه ترکیه و مالزی را دارند حال آنکه سرانه برخورداری این کشورها از ثروت ملی بین دو تا شش برابر ایران است!

بررسی جدول 1 نشان می‌دهد که ایران در سال 1979، اقتصادی بزرگ‌تر از کره جنوبی و ترکیه داشته و بیش از پنج برابر بزرگ‌تر از مالزی بوده اما اکنون اقتصادی یک‌چهارم کره جنوبی، کمی بیش از نصف ترکیه و اندکی بزرگ‌تر از مالزی دارد. امروزه قدرت‌هایی که ما خواهان زندگی مشابه با مردم آنها هستیم بعضاً مانند ژاپن 10 برابر بزرگ‌تر از ما هستند و عمدتاً درآمد سرانه بالای 20 هزار دلار دارند. ما باید این نکته را قبول کنیم که اقتصاد ایران، امروز کوچک‌تر از رقبای خود شده است.

چهار دهه قبل تعداد کشورهای ثروتمند دنیا بسیار اندک و محدود به چند کشور اروپای غربی، آمریکای شمالی و ژاپن می‌شد. سایر کشورها، متوسط یا عقب‌مانده بودند. آن زمان درآمد سرانه ایران بین نصف تا یک‌سوم این کشورها بود. البته باید اذعان کرد، بخش بزرگی از تولید ناخالص ملی ایران تحت تاثیر تولید 5 /5 میلیون بشکه نفت و صادرات تقریباً 90 درصد این میزان بود. ارتباط خوب ایران با جهان غرب از یک‌سو و برنامه‌ریزی‌های مناسب سال‌های 1340 تا 1352 سبب شد تا تولید ناخالص ملی ایران رشدی پنج‌برابری را تجربه کند و مبدل به قدرت بزرگ غرب آسیا شود. البته این روند بعدها به دلیل اشتباهات شاه منجر به رکود و تورم وحشتناک سال‌های 54 تا 56 و سرانجام انقلاب شد. اما به هر تقدیر دردهه 50، فاصله درآمدی ایران با «چشم آبی‌ها» کم بود و به همین دلیل خودروهای در حال تردد در شهرهای ایران مدل‌های خوب اروپایی و آمریکایی بودند.

این روند بعدها به آنجا رسید که ایرانیان مالک خودروهای کره‌ای و بعد از آن چینی و داخلی‌های با فناوری 30 سال قبل شدند.

مقایسه تولید سرانه ایران با کشورهای مختلف نشان می‌دهد که سریع‌ترین شکاف را ایران با همسایگان جنوبی و ترکیه داشته است. البته توسعه معجزه‌آسای شرق آسیا را نیز نباید فراموش کرد. مردم دوچرخه‌سوار چین در 1980، اکنون بزرگ‌ترین خریداران و تولیدکنندگان خودرو جهان هستند. سنگاپور، مالزی، تایوان، اندونزی، ویتنام و تایلند نیز سرعت رشدی کمتر از کره جنوبی و چین نداشته‌اند. آمریکای جنوبی که زمانی محل تجمع فقیرترین و فاسدترین دولت‌های جهان بود اکنون با اقتصادهای شکوفایی نظیر آرژانتین، برزیل، شیلی و مکزیک روبه‌رو هستند. اقتصاد مکزیک امروز بیش از دو برابر ایران و برزیل چهار برابر ایران است. درآمد سرانه ایران در سال 1979 از هر دو این کشورها بالاتر بود اما اکنون تقریباً 50 درصد هر کدام از این کشورهاست.

فاصله درآمد سرانه ایران با کشورهای اروپای غربی نیز در این چهار دهه تغییر قابل ملاحظه‌ای داشته است. درحالی‌که در سال 1358 درآمد سرانه ایرانیان تقریباً نصف مردم ایتالیا و انگلیس و یک‌چهارم فرانسه و آلمان بود اکنون معادل یک‌دهم انگلیس، یک‌هفتم ایتالیا و یک‌هشتم فرانسه است.

منابع زیرزمینی از توهم تا واقعیت

بیش از پنج دهه است که تحت تاثیر شعارهای دولت‌ها، مردم ایران گمان می‌کنند که این کشور منابع بسیار غنی و فراوانی دارد که اگر نسل‌های متعدد از آن بی‌محابا مصرف کنند باز هم به پایان نمی‌رسد. این باور کاملاً غلط است. باید اذعان کرد که ایران دومین منابع گاز و دومین منابع نفت جهان را در اختیار دارد (هرچند مطابق برآوردهای جدید، ایران اکنون از رقبای خود عقب افتاده و چهارمین ذخایر نفتی جهان را دارد).

مطابق برآوردهای وزارت نفت، ارزش منابع نفتی ایران حدود 9500 میلیارد دلار و ارزش منابع قابل برداشت گاز ایران حدود هشت هزار میلیارد دلار است. قبول داریم که این ارقام بسیار بالاست اما نباید از یاد برد که برای استخراج این منابع به صدها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نفتی و گازی نیاز است و در ثانی عرضه آنها به بازار شاید یک قرن طول بکشد! در نتیجه چندان نباید از حجم این دارایی‌ها که مربوط به نسل‌های بعد هم هست مغرور شد. بد نیست بدانیم که کل منابع نفت و گاز ما به اندازه دارایی مثلاً 20 شرکت اول جهان نیست یا تنها سه برابر تولید ناخالص ملی چین است. به عبارتی اگر همه منابع خود را نقد بفروشیم (که محال است) می‌توانیم تنها سهام تعدادی شرکت آمریکایی-اروپایی را بخریم.

ارزش ذخایر معدنی ایران (قبل از استخراج) نیز در بهترین حالت تنها 1400 میلیارد دلار است (اعم از سنگ‌آهن، مس، کرومیت، زغال‌سنگ...)

امروزه شرکت‌های اول جهان تقریباً به منابع فیزیکی و هیدروکربوری بی‌توجه هستند. اپل، آلفابت، مایکروسافت، آمازون و...، همگی با فروش‌های 400 تا 600 میلیارد‌دلاری در سال مبدل به قدرت‌هایی تاثیرگذار در جهان شده‌اند. شرکت‌هایی نظیر اکسون موبیل، جنرال موتورز، توتال، لاکهید و نظایر آنها اگرچه هنوز بسیار قدرتمندند اما در جایگاهی پایین‌تر قرار گرفته‌اند.

اصولاً امروز ذخایر و حتی دارایی‌های فیزیکی ارزشی مانند قبل ندارد بلکه این «مدیریت» است که به آنها ارزش می‌بخشد.

برتری واقعی ایران

اما تمام این سخنان به این معنی نیست که دوران قدرت ایران سپری شده است. هنوز ایران ویژگی‌هایی دارد که کمتر کشوری در جهان از آن برخوردار است. اگر از این منابع به‌خوبی بهره ببریم می‌توانیم به سرعت رقبای خود را کنار بزنیم در غیر این صورت جایگاه ما شاید در اقتصاد جهانی بازهم کاهش یابد. برتری‌های ایران که برخی از آنها هرگز از بین نمی‌رود عبارتند از:

۱- وضعیت ترانزیتی مناسب: ایران قرن‌هاست که پل ارتباطی شرق و غرب است. امروز نیز این شرایط تغییری نکرده و حتی به سود ایران بهتر شده است. کشورهایی نظیر ارمنستان، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان اصلاً به دریا راه ندارند و کشورهایی نظیر هند، پاکستان، آذربایجان و عراق نیاز جدی به ایران برای گسترش ترانزیت دارند. در حقیقت ایران کشوری است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

۲- سواحل بسیار طولانی: ایران حدود 5800 کیلومتر ساحل شمالی، جنوبی و اطراف جزایر دارد. چنین امکانی در دنیا تقریباً بی‌نظیر است. جزایر بزرگی نظیر قشم، هرمز، خارک، کیش و تنب بزرگ، سرمایه‌های فناناپذیر کشور است. آیا ما از این امکانات استفاده مناسب کرده‌ایم؟

۳-وسعت خاک: ایران یک میلیون و 648 هزار کیلومترمربع وسعت دارد که به دلیل کمبود آب، بخش بزرگی از آن خالی از سکنه یا با تراکم پایین جمعیت روبه‌رو است اما این به معنای بی‌فایده بودن این مناطق نیست. طرح‌های بزرگ صنعتی، معدنی، انرژی و فناوری‌محور در این مناطق قابل اجراست، البته با رعایت مسائل زیست‌محیطی به‌ویژه آب. چنین امکانی برای ژاپن، کره جنوبی یا مثلاً هلند فراهم نیست.

۴- امنیت و توان نظامی: امروز امنیت، کالای نایاب در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقاست اما ایران از این نعمت برخوردار است. همچنین قدرت نظامی سبب شده تا همسایگان ایران جرات تعرض به ایران را نکنند و تنها تهدید بزرگ علیه ایران، تهدیدهای گاه‌وبیگاه آمریکاست که آن هم با یک سیاست خارجی قوی، قابل مهار شدن است.

۵- توان بالای فنی‌-‌مهندسی ایران: ایران تنها کشور منطقه است که از عملیات ساخت خودرو تا ساخت فولاد را می‌تواند به‌تنهایی اجرایی کند. این اتفاق با اندکی اشتباه می‌تواند به زیان کشور باشد چراکه اعتمادبه‌نفس کاذب به مردم و مسوولان کشور می‌دهد اما در صورت توجه مناسب می‌تواند پلت‌فورم قوی برای توسعه باشد. ایران ده‌ها هزار مهندس و کارگر ماهر دارد که این کشور را از ورود متخصص خارجی بی‌نیاز می‌کند.

نتیجه‌گیری

سال‌ها تورم جهانی، رشد هزینه‌های زندگی و افزایش سطح زندگی سبب شده تا تنها مردم کشورهای ثروتمند با رشد کیفی و کمی در زندگی خود مواجه شوند و سایر ملت‌ها، از خودرو، مسکن، وسایل زندگی و کیفیت خوب زندگی برخوردار نباشند. متاسفانه امروز مردم کشور باید قبول کنند که جزو طبقه با درآمد سرانه بالای جهان نیستند. امروز این شرایط محصول یک دوره طولانی سیاستگذاری اشتباه، دشمنی غرب، دشمنی برخی همسایگان و جنگ تحمیلی هشت‌ساله است.

بی‌شک در کشور فساد، ضعف مدیریت و عدم شایسته‌سالاری کماکان وجود دارد اما ضعف کشور تنها به دلیل این موارد نیست، بلکه ضعف کلی اقتصاد کشور و به عبارتی تولید ملی است. این ضعف سبب شده تا دولت و حکومت در جذب نیروهای نخبه با مشکل مواجه شده و نهادها، ساختمان‌ها و تجهیزات نیز ضعیف‌تر و فرسوده‌تر شوند.

توان دولت نیز به آن اندازه کاهش یافته که نمی‌تواند حتی پروژه‌های بزرگ سودآور خود در بخش صنایع معدنی، پتروشیمی و صنعتی را به پایان برساند. تنها راه برون‌رفت از این وضعیت نیز تغییر اساسی سیاستگذاری‌ها و میدان دادن به مدیران حرفه‌ای و توجه بی‌چون‌وچرا به شایسته‌سالاری است.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

موزه ایران باستان در این روزها

+0 به یه ن

در هفت سین موزه ایران باستان انگور پلاستیکی گذاشته بودند! اینو کجای ور دلم بذارم؟!

در هر حال اگر در تهران هستید سری به موزه ایران باستان بزنید که از موزه لوور گنجینه ای  برای تماشا آورده اند.
هر چه قدر در اداره موزه بی سلیقگی به کار برده اند (توضیحات مربوط به هر اثر در نور کم است و برای خواندن باید خم شد، نگهبانان موزه به بازدید کننده ها تشر می زنند که زود ببینید بروید پی کارتان (در هیچ کدام از موزه های اروپایی چنین نمی کنند!) سرویس های (به اصطلاح)بهداشتی درب و داغون  هستند و....) خود گنجینه دیدنی است.

عکس های شادروان عباس کیارستمی از موزه لوور به نظر من گل سرسبد گنجینه است.
در عجبم وقتی فرهنگی داریم که امثال کیارستمی را در دامان می پروراند چه طور در اداره یک موزه یا .... این قدر کج سلیقه ایم؟!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

خیابان مصدق، خیابان مصدق، خیابان مصدق

+0 به یه ن


ما، مردم، آن قدر باید نام خیابان مصدق را تکرار کنیم که کاملا جا بیافتد. یک کم سخت هست که کسانی که 50 سال در آن خیابان زندگی کرده اند از این پس محله خود را با نامی دیگر بخوانند. مگر این که این نام نامی مصدق بزرگ باشد.
اصلا بیایید مشق بنویسیم.
نام خیابان نفت به خیابان مصدق تغییر یافته است.
نام خیابان نفت به خیابان مصدق تغییر یافته است.
نام خیابان نفت به خیابان مصدق تغییر یافته است.
نام خیابان نفت به خیابان مصدق تغییر یافته است.
نام خیابان نفت به خیابان مصدق تغییر یافته است.
نام خیابان نفت به خیابان مصدق تغییر یافته است.
نام خیابان نفت به خیابان مصدق تغییر یافته است.
نام خیابان نفت به خیابان مصدق تغییر یافته است.
خیابان مصدق بر بلوار میرداماد عمود است.
خیابان مصدق بر بلوار میرداماد عمود است.
خیابان مصدق بر بلوار میرداماد عمود است.
خیابان مصدق بر بلوار میرداماد عمود است.
خیابان مصدق بر بلوار میرداماد عمود است.
خیابان مصدق بر بلوار میرداماد عمود است.
خیابان مصدق بر بلوار میرداماد عمود است.
خیابان مصدق بر بلوار میرداماد عمود است.
خیابان مصدق بر بلوار میرداماد عمود است.

خیابان مصدق بر خیابان ظفر عمود است.
خیابان مصدق بر خیابان ظفر عمود است.
خیابان مصدق بر خیابان ظفر عمود است.
خیابان مصدق بر خیابان ظفر عمود است.
خیابان مصدق بر خیابان ظفر عمود است.
خیابان مصدق بر خیابان ظفر عمود است.
خیابان مصدق بر خیابان ظفر عمود است.
خیابان مصدق بر خیابان ظفر عمود است.

خیابان اصلی مصدق خیابانی شمالی-جنوبی است و کوچه های فرعی مصدق که با شماره مشخص شده اند بر آن عمودند.
خیابان اصلی مصدق خیابانی شمالی-جنوبی است و کوچه های فرعی مصدق که با شماره مشخص شده اند بر آن عمودند.
خیابان اصلی مصدق خیابانی شمالی-جنوبی است و کوچه های فرعی مصدق که با شماره مشخص شده اند بر آن عمودند.
خیابان اصلی مصدق خیابانی شمالی-جنوبی است و کوچه های فرعی مصدق که با شماره مشخص شده اند بر آن عمودند.
خیابان اصلی مصدق خیابانی شمالی-جنوبی است و کوچه های فرعی مصدق که با شماره مشخص شده اند بر آن عمودند.
خیابان اصلی مصدق خیابانی شمالی-جنوبی است و کوچه های فرعی مصدق که با شماره مشخص شده اند بر آن عمودند.
خیابان اصلی مصدق خیابانی شمالی-جنوبی است و کوچه های فرعی مصدق که با شماره مشخص شده اند بر آن عمودند.
خیابان اصلی مصدق خیابانی شمالی-جنوبی است و کوچه های فرعی مصدق که با شماره مشخص شده اند بر آن عمودند.
خیابان اصلی مصدق خیابانی شمالی-جنوبی است و کوچه های فرعی مصدق که با شماره مشخص شده اند بر آن عمودند.
خیابان اصلی مصدق خیابانی شمالی-جنوبی است و کوچه های فرعی مصدق که با شماره مشخص شده اند بر آن عمودند.
خیابان اصلی مصدق خیابانی شمالی-جنوبی است و کوچه های فرعی مصدق که با شماره مشخص شده اند بر آن عمودند.
خیابان اصلی مصدق خیابانی شمالی-جنوبی است و کوچه های فرعی مصدق که با شماره مشخص شده اند بر آن عمودند.

یک شعبه از بانک گردشگری در نبش تقاطع خیابان اصلی مصدق و کوچه مصدق دوم واقع است.
یک شعبه از بانک گردشگری در نبش تقاطع خیابان اصلی مصدق و کوچه مصدق دوم واقع است.
یک شعبه از بانک گردشگری در نبش تقاطع خیابان اصلی مصدق و کوچه مصدق دوم واقع است.
یک شعبه از بانک گردشگری در نبش تقاطع خیابان اصلی مصدق و کوچه مصدق دوم واقع است.
یک شعبه از بانک گردشگری در نبش تقاطع خیابان اصلی مصدق و کوچه مصدق دوم واقع است.
یک شعبه از بانک گردشگری در نبش تقاطع خیابان اصلی مصدق و کوچه مصدق دوم واقع است.

خیابان مصدق شرقی تر از خیابان نلسون ماندلا (معروف به جردن) است.

خیابان مصدق شرقی تر از خیابان نلسون ماندلا (معروف به جردن) است.

خیابان مصدق شرقی تر از خیابان نلسون ماندلا (معروف به جردن) است.

خیابان مصدق شرقی تر از خیابان نلسون ماندلا (معروف به جردن) است.

خیابان مصدق شرقی تر از خیابان نلسون ماندلا (معروف به جردن) است.

خیابان مصدق شرقی تر از خیابان نلسون ماندلا (معروف به جردن) است.

خیابان مصدق شرقی تر از خیابان نلسون ماندلا (معروف به جردن) است.
جای پارک پیدا کردن در خیابان مصدق کار حضرت فیل است حتی در نصف شب!
جای پارک پیدا کردن در خیابان مصدق کار حضرت فیل است حتی در نصف شب!
جای پارک پیدا کردن در خیابان مصدق کار حضرت فیل است حتی در نصف شب!
جای پارک پیدا کردن در خیابان مصدق کار حضرت فیل است حتی در نصف شب!

مسجد الغدیر در بر بلوار میرداماد و شرقی تر از خیابان مصدق واقع هست.
مسجد الغدیر در بر بلوار میرداماد و شرقی تر از خیابان مصدق واقع هست.
مسجد الغدیر در بر بلوار میرداماد و شرقی تر از خیابان مصدق واقع هست.
مسجد الغدیر در بر بلوار میرداماد و شرقی تر از خیابان مصدق واقع هست.
مسجد الغدیر در بر بلوار میرداماد و شرقی تر از خیابان مصدق واقع هست.
مسجد الغدیر در بر بلوار میرداماد و شرقی تر از خیابان مصدق واقع هست.
مسجد الغدیر در بر بلوار میرداماد و شرقی تر از خیابان مصدق واقع هست.
مسجد الغدیر در بر بلوار میرداماد و شرقی تر از خیابان مصدق واقع هست.

رستوران آشپز باشی از رستوران های معروف تهران است که در خیابان مصدق شمالی واقع است.

رستوران آشپز باشی از رستوران های معروف تهران است که در خیابان مصدق شمالی واقع است.

رستوران آشپز باشی از رستوران های معروف تهران است که در خیابان مصدق شمالی واقع است.

رستوران آشپز باشی از رستوران های معروف تهران است که در خیابان مصدق شمالی واقع است.

رستوران آشپز باشی از رستوران های معروف تهران است که در خیابان مصدق شمالی واقع است.

رستوران آشپز باشی از رستوران های معروف تهران است که در خیابان مصدق شمالی واقع است.

رستوران آشپز باشی از رستوران های معروف تهران است که در خیابان مصدق شمالی واقع است.

رستوران آشپز باشی از رستوران های معروف تهران است که در خیابان مصدق شمالی واقع است.

سوپر مارکت زرین از قبل از انقلاب در خیابان مصدق شمالی بود. در آن زمان جزو شیک ترین سوپرمارکت های تهران محسوب می شد.
سوپر مارکت زرین از قبل از انقلاب در خیابان مصدق شمالی بود. در آن زمان جزو شیک ترین سوپرمارکت های تهران محسوب می شد.
سوپر مارکت زرین از قبل از انقلاب در خیابان مصدق شمالی بود. در آن زمان جزو شیک ترین سوپرمارکت های تهران محسوب می شد.
سوپر مارکت زرین از قبل از انقلاب در خیابان مصدق شمالی بود. در آن زمان جزو شیک ترین سوپرمارکت های تهران محسوب می شد.
سوپر مارکت زرین از قبل از انقلاب در خیابان مصدق شمالی بود. در آن زمان جزو شیک ترین سوپرمارکت های تهران محسوب می شد.
قبل از انقلاب خیابان مصدق خیابانی بین المللی بود. آمریکایی ها و ژاپنی های زیادی در این خیابان ساکن بودند.
قبل از انقلاب خیابان مصدق خیابانی بین المللی بود. آمریکایی ها و ژاپنی های زیادی در این خیابان ساکن بودند.
قبل از انقلاب خیابان مصدق خیابانی بین المللی بود. آمریکایی ها و ژاپنی های زیادی در این خیابان ساکن بودند.
قبل از انقلاب خیابان مصدق خیابانی بین المللی بود. آمریکایی ها و ژاپنی های زیادی در این خیابان ساکن بودند.
قبل از انقلاب خیابان مصدق خیابانی بین المللی بود. آمریکایی ها و ژاپنی های زیادی در این خیابان ساکن بودند.
قبل از انقلاب خیابان مصدق خیابانی بین المللی بود. آمریکایی ها و ژاپنی های زیادی در این خیابان ساکن بودند.
قبل از انقلاب خیابان مصدق خیابانی بین المللی بود. آمریکایی ها و ژاپنی های زیادی در این خیابان ساکن بودند.

در خیابان مصدق جلوی درب ورودی آپارتمان ها پارک نفرمایید.
در خیابان مصدق جلوی درب ورودی آپارتمان ها پارک نفرمایید.
در خیابان مصدق جلوی درب ورودی آپارتمان ها پارک نفرمایید.
در خیابان مصدق جلوی درب ورودی آپارتمان ها پارک نفرمایید.
در خیابان مصدق جلوی درب ورودی آپارتمان ها پارک نفرمایید.
در خیابان مصدق جلوی درب ورودی آپارتمان ها پارک نفرمایید.
در خیابان مصدق جلوی درب ورودی آپارتمان ها پارک نفرمایید.
در خیابان مصدق جلوی درب ورودی آپارتمان ها پارک نفرمایید.
در خیابان مصدق جلوی درب ورودی آپارتمان ها پارک نفرمایید.

پی نوشت: به مشق ام غلط گرفتند! سوپر مارکت زرین بعد از انقلاب افتتاح شد. قبل از آن  سوپر مارکت ملکوتی بود که معروف بود. بابابزرگم هم مدتی  در کار تهیه یک عصرانه خاص   بود. محصولاتش را در همین سوپر مارکت ملکوتی می فروخت. من این قصه را شنیده بودم فکر می کردم همان سوپر مارکت زرین بوده است. اون محصول غذایی بین خارجی ها مشتری زیاد داشت.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

معما

+0 به یه ن

 هر چه بیشتر در باره اش انتقاد -چه  به زبان تند  و چه به زبان ملایم-  خواندم، بیشتر به بزرگی اش پی بردم. نظیرش نیامد! این شخص کیست؟

تقلب

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

برگرفته از سایت میدان

+0 به یه ن


اعتراض تهرانی‌ها به آلودگی هوا با تجمع مقابل شهرداری


با اینکه باد و باران در یکی دو روز گذشته به داد تهران رسید و آلودگی پایتخت را که به سمت شرایط خطرناکی پیش می‌رفت با خود برد با این همه جمعی از شهروندان تهرانی در اعتراض به اینکه مسئولان وظایف خود را در مقابل آلودگی هوا انجام نمی‌دهند، مقابل ساختمان شهرداری تهران تجمع کردند.

معترضان می‌گویند نمی‌توان سلامت شهروندان را به وزیدن یا نوزیدن باد موکول کرد و مسئولان باید به وظایف خود درباره گسترش حمل و نقل عمومی، نوسازی ناوگان اتوبوسرانی و تهیه فیلتر دوده برای اتوبوس‌های شهر و جلوگیری از رفت و آمد وسایل نقیله دودزا عمل کنند.

در تمام سال‌هایی که آلودگی هوا به یکی از معضلا جدی زیست‌محیطی در کلانشهرهای کشور تبدیل شده است، دولت‌ها به وظایف خود برای کمک به گسترش حمل و نقل عمومی در کلانشهرها عمل نکرده است و اعتباراتی را که بر اساس قانون باید به شهرداری‌ها اختصاص می‌داد پرداخت نکرده است.

شهرداری‌ تهران هم در ۱۴سال گذشته به جای توسعه حمل و نقل عمومی بیشتر درگیر ساخت بزرگراه‌ها و اتوبان‌های دو طبقه بوده و به بهانه نرسیدن کمک‌های دولتی از توسعه متناسب حمل و نقل عمومی سرباز زده است.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بسیار تلخ

+0 به یه ن

ماتی میخاناسی:


چیخاردیب ۱۰۰ تک تومن تصددیخ چیخیر اونو دا ۱۵ نفر آدامین باشینا دولاندیریر! اولان ۱۰۰ تومنینن بو بئله آدامی بلالردن اوزاخ توتماخ اولسئیدی ایندی بوتون دؤهتورلر، بیمه شرکت‌لری و حتی صافکارلار بوش بئکار قالمیشدیلار.
🆔 @matimeyxanasiofficial



مینجیق:
بله! اگر این عقیده خرافی را نمی داشتیم که با تصدق رفع بلا می توانیم بکنیم ساختمان هایمان را بهتر می ساختیم در زلزله این همه تلفات نمی دادیم!
مسکن مهر بدجوری در زلزله ویران شده و قربانی گرفته.
  فساد مالی توام با خرافات ریشه کن باد!
چه صد تا تک تومنی صدقه بدهی، چه صد میلیارد یورو صدقه دهی قوانین فیزیک عوض نمی شوند! کارهای پرخطر و عدم رعایت نکات ایمنی احتمال خسارت جانی و مالی را بالا می برد مستقل از آن که صدقه داده باشی یا نداده باشی.
سازمان انتقال خون برای گروه O-فراخوان داده. اگر خونتان O- هست زودتر بشتابید.

نوشته مرتبط

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بله! بله! ایران برای همه ایرانیان!

+0 به یه ن

ماموریت اصلی حبیب‌الله بیطرف در وزارت نیرو، همان انتقال آب به یزد بود که با حمایت همه جانبه محمد خاتمی این طرح به سرانجام رسید. طرحی که مخالفت‌های فراوان مردم خوزستان و چهارمحال و بختیاری برای توقف آن راه به جایی نبرد، اما همچون آتشی در زیر خاکستر نمودهای اجتماعی خود را به نمایش گذاشت، کشاورزان اصفهانی دست به انهدام خط لوله انتقال آب به یزد زدند، مردم معترض روستای بیرگان محل کارگاه تونل سوم کوهرنگ را اشغال کردند و اعتراضات اهالی خوزستان به خشکی تالاب‌ها و انتشار ریزگردها همچنان ادامه دارد.

شعارهای اعطای حقوق قومی و منطقه‌ای و نگاه عادلانه به همه مناطق کشور در دولت اصلاحات که تبلور آن در شعار «ایران برای همه ی ایرانیان» نمود می‌یافت برای خوزستانی به جز خواب و خیالی خوش نبود، زیرا هم زمان درهمان دولت سلایق منطقه‌ای و قومی کلید طرح‌های انتقال آب کارون به یزد را رقم زد. محمد خاتمی، رئیس جمهور، محمدرضا عارف، معاون اول و حبیب‌الله بیطرف، وزیر نیروی وقت، صنایع سنگینی را به استان زادگاه خود سوق دادند که نیازمند آب فراوان بود. انتقال صنایع سنگین و آب‌بر فولادسازی به کویر مرکزی هم در دوره وزارت اسحاق جهانگیری(کرمانی) اتفاق افتاد، و طرح‌های انتقال آب به یزد و کرمان و اصفهان و قم برای تامین آب قطب‌های قدرت و صنعت هم درهمین دوره اجرا شدند. این طرح‌ها نشان دهنده بخشی‌نگری، قومگرایی و شعارزدگی در دولتی بود که شعار خود را رفع تبعیض انتخاب کرده بود.

نرخ دو رقمی بیکاری در سه استان چهارمحال و بختیاری، خوزستان و لرستان و نرخ تک رقمی بیکاری در استان‌های مقصد پروژه‌های انتقال آب دلیلی است بر بی‌توجهی دولتمردان به وضعیت معیشتی مردم. جامعه مدنی و سیاسی استا‌ن‌های مبداء طرح‌های انتقال آب با همه تلاشی که انجام دادند نتوانستند جلوی انجام این طرح‌ها رابگیرند و آب رفته را به جوی بازگردانند. نکته بد آنکه این‌بار نیز دولت روحانی با انتخاب مجدد حبیب‌الله بیطرف و تیم کویرنشینان در وزارت نیرو، دنباله‌روی خود از سیاست‌های ناعادلانه و قومگرایانه پروژه‌های انتقال آب به کویر مرکزی را به نمایش گذاشت، انتخابی که بی‌شک تحت تاثیر لابی مافیای آب در کشور است.

نکته بد آنکه این‌بار نیز دولت روحانی با انتخاب مجدد حبیب‌الله بیطرف و تیم کویرنشینان در وزارت نیرو، دنباله‌روی خود از سیاست‌های ناعادلانه و قومگرایانه پروژه‌های انتقال آب به کویر مرکزی را به نمایش گذاشت، انتخابی که بی‌شک تحت تاثیر لابی مافیای آب در کشور است.

ظرف سال‌های گذشته سیاست‌های انتقال آب کارون و دز به مناطق مرکزی _ که یادگار دوران سازندگی بود _ توسعه یافت و باشتاب بیشتری دنبال شد. سیاستمدارانی همچون محمدخاتمی، محمدرضاعارف، حبیب‌الله بیطرف و علی اکبر اولیاء از یزد، اسحاق جهانگیری و اکبر هاشمی رفسنجانی از کرمان، زرگر و حاج رسولی‌ها (معاونین وقت وزارت نیرو) از اصفهان نقش تعیین‌کننده‌ای در شروع بکار همزمان چند طرح بزرگ انتقال آب کارون به یزد و اصفهان و کرمان و قم و گلپایگان ایفاء کردند .چپ و راست در تفاهم و توافق با یکدیگر، تغییر مسیر رودهای کشور را با تحمیل هزینه‌های هنگفت مالی و ساخت هزاران کیلومتر تونل آغاز کردند. اقداماتی که با انگیزه‌های منطقه‌ای اجحافی بزرگ به چندمیلون ساکن سه استان غربی بود.

می‌توان به نمونه‌ای از این بخشی‌نگری‌ها اشاره کرد. حبیب‌الله بیطرف در گفتگویی در ۲۸ اسفند سال ۹۱ با روزنامه آفتاب یزد، با افتخار جزئیات این اقدامات را تشریح می‌کند و به دستکاری اسناد بالادستی کشور به منظور انتقال آب سرچشمه‌های دز و کارون به یزد اعتراف می‌کند. او به تفصیل شرح می‌دهد که چگونه با کمک علی‌اکبر اولیاء، طرح آمایش سرزمینی استان یزد را (که در آن، تنها بر ظرفیت جهانگردی و صنایع‌دستی برای این استان تاکید شده بود) تغییر داد و برخلاف شرایط اقلیمی، یزد را در جایگاه قطب صنعت کشور قرار داد. با ویران‌کردن خوزستان، چهارمحال بختیاری و لرستان، آب سرچشمه کارون و دز به یزد منتقل شد تا امکان ایجاد صنایع و کارخانه‌های پرمصرفی همچون فولاد و سرامیک‌سازی در یزد فراهم شود. بیطرف در سخنان خود اذعان می کند که «به محض در دست گرفتن سکان وزارت نیرو در دولت اصلاحات در سال ۱۳۷۶، موضوع انتقال آب سرشاخه کارون به یزد را به عنوان یک دغدغه شخصی دنبال کردم.» در واقع ماموریت اصلی بیطرف در وزارت نیرو، همان انتقال آب به یزد بود که با حمایت همه جانبه محمد خاتمی این طرح به سرانجام رسید. طرحی که مخالفت‌های فراوان مردم خوزستان و چهارمحال و بختیاری برای توقف آن راه به جایی نبرد، اما همچون آتشی در زیر خاکستر نمودهای اجتماعی خود را به نمایش گذاشت، کشاورزان اصفهانی دست به انهدام خط لوله انتقال آب به یزد زدند، مردم روستای عسکران و کمندون لرستان دست به اعتراض زده و پروژه سدکمندون را اشغال کردند، مردم معترض روستای بیرگان درچهارمحال و بختیاری محل کارگاه تونل سوم کوهرنگ را اشغال کردند و دامنه اعتراضات اهالی خوزستان به خشکی تالاب‌ها و انتشار ریزگردهابالا گرفته است.

ویرانی مناطق زاگرس مرکزی بر اثر سدسازی و اجرای طرح‌های انتقال آب از سرچشمه‌های رودهای کارون و دز، فرصت‌های تولید ثروت و اشتغال در خوزستان، لرستان و چهارمحال و بختیاری را از میان برد، و به همان میزان در یزد و اردکان و مبارکه و کرمان و رفسنجان و… تولید ثروت کرد. 

اوج یکه تازی مافیای آب در کشور در دوره وزارت حبیب الله بیطرف رقم خورد، سدهای ویرانگر گتوندعلیا و کارون۲ (با تولید ۱۵هزارنفر آواره) درهمین دوره کلیدخورد یا افتتاح شدند. پروژه انتقال آب الیگودرز به گلپایگان و قم(قمرود) در همین دوره بود. ویرانی مناطق زاگرس مرکزی بر اثر سدسازی و اجرای طرح‌های انتقال آب از سرچشمه‌های رودهای کارون و دز، فرصت‌های تولید ثروت و اشتغال در خوزستان، لرستان و چهارمحال و بختیاری را از میان برد، و به همان میزان در یزد و اردکان و مبارکه و کرمان و رفسنجان و… تولید ثروت کرد. طرح‌های سدسازی و انتقال آب سرشاخه رودخانه‌های کارون و دز به دلیل ایجاد فقر فراگیر و تخریب زیست‌بوم ناقض حقوق شهروندی و عامل نابودی اقتصاد و کشاورزی و دامداری و محیط زیست مردم زاگرس مرکزی و خوزستان است.

حالا با به ثمر رسیدن تنها ۵۰درصد از پروژه‌های آن دوران، محیط زیست استا‌ن‌های پایین دست رو به نابودی گذاشته و کوچ اجباری، فراگیر شدن فقر و پدیده ریزگردها و خشکی تالاب‌ها بخشی از پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی این طرح‌ها در استا‌ن‌های غربی است. با تکمیل زنجیره آن طرح‌ها ظرف یک دهه آینده مردم سه استان صاحب کارون و دز ناگزیر از مهاجرت و حاشیه‌نشینی در کنار شهرهای بهره‌مندی خواهند شد که با ثروت آنها آباد شده است.

منبع: میدان

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آیا دانشجوی دکتری و کارشناسی ارشد می گیریم یا نه؟!

+0 به یه ن

از من سئوال شد که آیا آی-پی-ام دانشجو دکتری در آینده می خواهد بگیرد یا نه.

من سخنگوی آی-پی-ام نیستم و خبر هم ندارم بقیه می خواهند چه کنند.
 با توجه به تجارب تلخ و شیرینی که داشته ایم،  من دیگه به طور رسمی به آی-پی-ام درخواست این که می خواهم دانشجو بگیرم نخواهم داد.  هر ساله راهنمایی دو سه دانشجوی فوق لیسانس را می خواهم برعهده بگیرم. هر وقت خواستم دانشجوی کارشناسی ارشد بگیرم، فراخوان می دهم. نمونه فراخوانی که دفعه آخر داده بودم در زیر هست:
"با توجه به تجاربی که در دوازده سال و نیم گذشته داشته ام پس از این قصد دارم هر ساله یک یا دو دانشجوی کارشناسی ارشد قبول کنم. پروسه انتخاب دانشجو چند ماهی طول خواهد کشید. دانشجویانی که مایل هستند تز کارشناسی ارشد خود را با این جانب کار کنند در کلاس های این جانب که روزهای شنبه و دوشنبه از ساعت 10 تا دوازده تشکیل می شود شرکت نمایند.  بعد از ظهر همین روزها از ساعت 1:15تا 1:45 جلسه بحث و گفت و گو داریم. در این جلسات دانشجویان بناست مطلبی را ارائه دهند. (ترجیحا به زبان انگلیسی). بر اساس میزان فعال بودن در این جلسات  دانشجویان را انتخاب خواهم کرد.
چند نکته:
1) شرکت در کلاس ها و جلسات بحث برای همگان آزاد است. اطلاعات کلاس در لینک زیر قابل دسترس است:
http://physics.ipm.ac.ir/phd-courses/semester13/iteu/index.jsp
2)  امسال تنها دانشجوی دختر می پذیرم.
3) اگر تصمیم بر این شد که راهنمایی پایان نامه با من باشد بر عهده خود دانشجوست که کارهای اداری مربوطه در دانشکده خود را انجام دهد و دانشکده را راضی کند تا استاد راهنمای خارج از دانشکده داشته باشد.
4) در انتخاب دانشجویان  این که از کدام دانشگاه فارغ التحصیل شده اند ویا در کدام دانشکده مشغول به تحصیل هستند از جانب من اهمیتی ندارد. معیار اصلی تلاش -تلاش واقعی نه تصنعی- در جهت انجام دادن و ارائه هر چه بهتر پروژه است.
5) شرکت در کلاس ها و در جلسات شرط لازم برای انتخاب هست اما شرط کافی نیست.
برای آشنایی با من و مقالاتم به  سایت زیر مراجعه کنید:

http://physics.ipm.ac.ir/~farzan/
 http://inspirehep.net/author/profile/Y.Farzan.1

با احترام
یاسمن فرزان

محل برگزاری کلاس ها: تهران، خیابان فرمانیه، بین کامرانیه و دیباجی شمالی (بین کوه نور و باغ سفارت ایتالیا)، جنب فربین، پلاک 70، پژوهشگاه دانش های بنیادی، ساختمان شش طبقه، همکف، کلاس A"



اما در مورد دانشجوی دکتری. تجربیاتم در 13 سال گذشته مرا در مورد انتخاب دانشجوی دکتری خیلی محتاط کرده. از این پس دانشجویی را به عنوان دانشجوی دکتری می پذیرم که از دو کانال مشخص کارشناسی ارشد گرفته باشند:1) یا دانشجوی کارشناسی ارشد دکتر شیخ جباری بوده باشند و ایشان صلاحیت این دانشجو را تایید و راهنمایی دانشجو را به من توصیه کند. 2) یا این دانشجو در دوره کارشناسی ارشد دانشجوی دانشکده فیزیک دانشگاه شهید بهشتی باشد و استادان آنجا راهنمایی دانشجو را به من توصیه نمایند.
اگر مایلید در دوره دکتری با من کار کنید در دوره کارشناسی ارشد به دانشگاه شهید بهشتی بروید. همان اوایل بیایید با من صحبتی بکنیم. اونجا به شما می گویم توصیه نامه کدام استاد ها   برای من حجت است.
خارج از این دو کانال قصد ندارم دانشجوی دکتری بگیرم.
منظورم این نیست که خارج از این دو کانال دانشجوی خوب یافت نمی شود. حتما پیدا می شود ولی من نمی خواهم باقی مانده عمر آکادمیک خود را ریسک کنم و فردی را به دانشجویی بپذیرم که  بخواهد چهار سال روی اعصابم باشد و بعد هم عمری به اعتبار آکادمیکم لطمه زند. اگر از این دو کانال دانشجو توصیه شود خیالم تخت خواهد بود که ضربه ای از این دانشجو به من و گروه من وارد نخواهد شد. دانشجویانی به من معرفی خواهند شد که به اعتبار بیافزایند و کمک حال گروه باشند.


شرط های دکتر شیخ جباری هم کمابیش همین هست. از بقیه هیچ اطلاعی ندارم و نمی خواهم هم که داشته باشم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نفر اول کنکور ریاضی

+0 به یه ن

نفر اول کنکور ریاضی امسال از تبریز هست.الله ساخلاسین!
از عکسش چنین بر می آید که جهشی خوانده باشد.
اگر احیانا او را می شناسید از او بخواهید این نوشته را بخواند:

آقای صابر دین پژوه!
با سلام
به شما این موفقیت بزرگ را تبریک می گویم. "شروع" بسیار خوبی است اما امیدوارم مانند بسیاری از
نفرات برتر کنکور و المپیادی ها آن را یک "پایان" تلقی نکنید! هنوز در آغاز راه هستید. امیدوارم چون پروفسور علی جوان عمر طولانی داشته باشید و دستاوردهای علمی یکی پس از دیگری به دست آورید. نفر اول کنکور شدن شروع خوبی است اما دستاورد آن چنانی که همه عمر به آن دل خوش کنید نیست!
علی جوان  در سن نسبتا کم لیزر گازی را ساخت که نیمه دوم قرن بیستم را متحول ساخت. اما این دستاورد بزرگ  به او این احساس را نداد که برایش کافی است. در حدود شصت سال بعد از آن هم کار پژوهشی جدی کرد.
این فایل  صوتی را توصیه می کنم که گوش دهید.
فایل تصویری 1و 2


به امید به دست اوردن موفقیت هایی که در مقابل آنها نفر اول کنکور شدن کوچک خواهد نمود!
اگر تهران آمدید و احساس نیاز به همصحبتی داشتید در اتاق من بر روی شما باز هست:
(تهران، فرمانیه پژوهشگاه دانش های بنیادی  اتاق 605)
اگر احساس دلتنگی کردید حتما با من تماس بگیرید. محیط دانشگاه صنعتی شریف با کسی که واقعا می خواهد کار جدی علمی با استاندارد ورای مدعیانش  کند می تواند بسیار نامهربان و خشن باشد. برای همین هست که پیش بینی می کنم اگر شما بخواهید با همین روندی که تا کنون درس خواندید ادامه بدهید احتیاج به حمایت روحی خواهید داشت.
همان طوری که از لحن این متن دریافته اید اهل قربان صدقه رفتن نیستم. اگر نیاز به حمایت روحی داشتید و به اتاق من آمدید چیزی نخواهید شنید که در اون لحظه شیرین به کام آید بلکه چیزی خواهید شنید که به دردتان خواهد خورد .
با امید موفقیت های روزافزون برای شما
یاسمن فرزان

پی نوشت: چند سال پیش چیزی که به طور خاص به آقای دین پژوه نوشتم به طور عام نوشته بودم. گفته بودم اگر در بین دانشجویان کسی احساس نیاز به نوعی از حمایت روحی می کند که من می توانم بدهم با من تماس بگیرد. یک عده نوشتند آن قدر جدی هستی که کسی جرئت نمی کند بیاید اتاقت. من هم جواب دادم این نوع سردرگمی ها و احساس نیاز ها هم مسئله جدی هستند و اتفاقا نیاز به آدم به جدی دارند. از آن زمان تا کنون چندین نفر مراجعه کرده اند و نتیجه مطلوب بوده! باز هم می گویم: قربان صدقه کسی نمی روم. ادعای روانشناسی هم ندارم. صحبت جدی میکنیم و راه حلی  منطقی می یابیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نازنین

+0 به یه ن

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کاز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران

از راست به چپ مریم میرزاخانی، رویا بهشتی زواره، یاسمن فرزان (مینجیق)
نیمه اول سال 73، پاویون فرودگاه مهرآباد، پس از بازگشت از المپیاد جهانی

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

مهار آتش

+0 به یه ن

 امروز در نیروگاه حرارتی تبریز آتش سوزی شده بود. آتش نشانان  دلاور و کاردان آتش را مهار کردند.
دستان پرتوانشان درد نکند.
ساغ اولسونلار!
به نظرم خوبه امروز  مردم تبریز بیش از پیش  در مصرف برق  صرفه جویی کنند تا برق ها قطع نشود.
لامپی اضافی خاموش. اتو کشیدن , جارو برقی و روشن کردن لباسشویی و ...موکول به چند روز بعد!
به شکرانه آن که الحمدالله  تلفات جانی نداشته است!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بیانیه شماره 2 شهر دیگر

+0 به یه ن

در زیر بیانیه شماره2  شهر دیگر را از سایت رسمی آن کپی می کنم تا با این جنبش آشناتر شوید. امیدوارم جنبشی مشابه برای مجلس هم شکل بگیرد و تا انتخابات مجلس ما جناح سومی داشته باشیم که از دو جناح موجود اصلاح طلب و اصولگرا به ایده آل ما نزدیک تر باشد و ما با میل -و نه از روی اکراه و ناچاری و ترس از رو آمدن یکی دیگه- برویم به آنها رای دهیم:

با اعلام نتایج انتخابات پنجمین دوره شورای شهر تهران، لیست «شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان» برنده انتخابات تهران شده است. «شهردیگر» به نمایندگان منتخب شورای شهر تهران تبریک می‌گوید و امیدوار است این شورا با نظارت و مداخله فعالان مدنی و مردم، شورایی شفاف و متفاوت از قبل باشد.

در انتخاباتی که گذشت، مطالبات شهری بیش از گذشته پررنگ شد. مطالباتی نظیر شفافیت شورا و شهرداری، تغییر رویه کسب منابع مالی از شهرفروشی به کسب منابع پایدار، جلوگیری از هزینه‌های غیرضروری در مدیریت شهری، اهمیتِ طرح‌های شهری و بهبود آن‌ها، توجه ویژه به گروه‌های حاشیه‌ای و محروم در شهر، ممانعت از به‌کارگیری کودکان توسط پیمان‌کاران شهرداری و نظارت بیشتر بر آنان و مناسب‌سازی شهر برای معلولان و سالمندان.

«شهر دیگر» ضمن باور به این مطالبات، مسئله اصلی شهر را نه صرفاً تغییر مدیریت شهری بلکه تغییر نگاه به روندهای شهری می‌داند؛ نگاهی که شهر را نه کالا یا بنگاه اقتصادی، که جایی برای زندگی بداند. ما امیدواریم فقدان افراد مستقل در ترکیب شورای پنجم شهر تهران و یک‌دست شدن آن زمینه‌ساز فسادهای جدید در شهرداری و شورای شهر نشود و مردمی که به تمامیِ فهرست یک جناح اعتماد کرده‌اند شاهد تغییرات ملموس در وضعیت شهر باشند. «اتاق شیشه‌ای» مدیریت شهری تهران که یکی از مهم‌ترین مطالبات مردمی و از شعارهای نامزدهای اصلاح‌طلبان بوده است، امروز چه بسا با ترکیب یک‌دست شورا امکان تحقق کمتری دارد. «شهر دیگر» برای پر کردن این خلاء در چهار سال آتی وظیفه خود را نظارت بر شورای شهر، پیگیری شعارها و برجسته‌کردن خواسته‌ها می‌داند و از دیگر ساکنان این شهر نیز دعوت می‌کند تا همکار و همراه آن باشند.

امروز با نهایی‌شدن نتایج آرا می‌توانیم تصویر دقیق‌تری ازجایگاه «شهر دیگر» در میان نیروهای مدنی داشته باشیم. نگاهی به ترکیب آرا نشان می‌دهد نامزدهای مورد حمایت گروه‌های مستقل، از جمله «شهردیگر»، توانسته‌اند بدون بهره‌مندی از حمایت احزاب و چهره‌ها و مقام‌های سیاسی سابق و فعلی، و بدون دسترسی به رسانه‌ها و امکانات مالی گسترده برای تبلیغات، خود را به پشت لیست‌های اصلاح‌طلبان و اصولگرایان برسانند. جایگاه اول تا ۲۱ شورا را لیست اصلاح‌طلبان و نفر ۲۲ تا ۴۲ را لیست اصولگرایان به خود اختصاص داده است. یاشار سلطانی نفر ۴۳ لیست و حسین راغفر نفر ۴۴ تهران شده‌اند (رتبه‌های نهایی فهرست «شهر دیگر» را در پیوست شماره ۲ بخوانید). درباره فرآیند رای لیستی، عوارض آن برای نهادهایی مانند شورا و چگونگی دگرگونی چنین روندی باید بیشتر نوشت و گفت؛ اما آنچه مسلم است اینکه یک نیروی سوم قدرتمند، می‌تواند انحصار حاکم بر فضای انتخابات‌ها را بشکند، و ما بیش از هر زمان دیگری به شکل‌دهی چنین نیرویی نزدیک شده‌ایم. نتایج برآمده از انتخابات نیز گویای شکل‌گیری بدنه‌ای در جامعه است که با ما در اهمیت ساخت نیرویی مدنی همراه شده و به لیست فعالان مدنی رای دادند. «شهر دیگر» ضمن قدردانی از حمایت این کنشگران، تمام نیروی خود را وقف پیوند با این بخش از جامعه مدنی خواهد کرد تا بدنه‌ای اجتماعی برای دیده‌بانی شهر بسازد.

هدف اولیه «شهر دیگر» برجسته کردن نگاه و گفتمانی متفاوت به مقوله شهر بود. بر این مبنا در وهله اول با همکاری متخصصان و فعالان شهری ۱۲ متن سیاستی نوشتیم که بناست به تدریج در طول زمان با همکاری و مشارکت عمومی تکمیل و تصحیح شوند. در نوشتن این برنامه‌ها تلاش کردیم نگاهی انسان‌محور و برابری‌طلبانه به مسائل مختلف شهری داشته‌باشیم. نگاهی که به باور ما عموماً در مدیریت شهری غایب بوده و تنها از سوی رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد برجسته شده است.

از لحظه ورود «شهر دیگر» به فعالیت انتخاباتی می‌دانستیم که پیروزی در انتخابات شورای شهر پنجم، برای فعالان شهردیگر امری دور از دسترس است. در همان آغاز با خود عهد کردیم هدف اصلی «شهردیگر» نه انتخابات، که پیگیری اهداف و مطالبات شهر دیگر در فردای استقرار شورای جدید باشد. به این دلیل علاوه بر تلاش برای افزایش انسجام سازمانی، تکمیل طرح‌های سیاستی و همراه ساختن فعالان و کنشگران مدنی، نظارت بر عملکرد شورای پنجم نیز در برنامه «شهر دیگر» برای روزهای بعد از انتخابات قرار خواهد گرفت. در حال حاضر مشغول به تدوین برنامه این طرح و شیوه‌های مشارکت در آن هستیم و امیدواریم به زودی چارچوب شفاف و مشخصی برای جلب مشارکت دیگر فعالان و گسترش شبکه همبستگی موجود فراهم آوریم.

«شهر دیگر» صداقت را بذر هویت و شفافیت را جانمایه‌ کنش جمعی خود می‌داند. در سه پیوست زیر به شرح فرایند انتخاب کاندیداهای مورد حمایت، رتبه و تعداد آرای این افراد و لیست هزینه‌های انتخاباتی خود می‌پردازیم و از برگزیدگان شوراها و سایر نامزدها نیز درخواست می‌کنیم تا با انتشار لیست هزینه‌ها، منابع تامین آن و شرح فرایند گزینش اعضای موجود در لیست خود، اولین گام را در شفاف‌سازی فعالیت‌های انتخاباتی بردارند.

از همراهی شما در ایام انتخابات سپاسگذاریم و امیدواریم که جمع‌های شکل‌گرفته از هم نگسلد، نامزدهای انتخاباتی شهر را به حال خود وانگذاریم و چهار سال پیش رو را به یک کارزار تمام عیار برای تغییر رویه‌های اساسی در تهران تبدیل کنیم . ما باور داریم که این تنها مسیر رسیدن به شهری دیگر است.

پیوست یک: فرایند گزینش نامزدهای مورد حمایت «شهر دیگر»

«شهر دیگر» در مواجهه با انتخابات، و پس از تصمیم (به واقع دیرهنگام) برای ورود به آن، از دو نفر از افراد مورد اعتماد خود درخواست کاندیداتوری کرد: فرشید مقدم سلیمی، پژوهشگر اجتماعی و فعال حوزه شهر و امیر رئیسیان، وکیل دادگستری. به نظر ما وجود یک پژوهشگر اجتماعی حوزه شهر با دیدگاه‌های برابری خواهانه و یک وکیل معتقد به حقوق شهروندی که سابقه دفاع از این حقوق را داشته است در شورای شهر ثمربخش بود.

همزمان جستجو برای شناسایی افراد با صلاحیتی که امکان کاندیداتوری داشتند آغاز شد. در مرحلۀ بررسی صلاحیت‌ها، صلاحیت هیچ کدام از دو نامزد اولیۀ شهر دیگر احراز نشد. آن‌ها به این تصمیم اعتراض کردند، در مرحله تجدید نظر و تنها یازده روز قبل از برگزاری انتخابات، صلاحیت فرشید مقدم سلیمی احراز شد.

همزمان تلاش برای یافتن سایر چهره‌های مستقل ادامه یافت؛ نامزدهایی که بتوانند گروه‌های کمتر دیده شده را در انتخابات نمایندگی کنند و پاسخگویی و شفافیت شورای شهر و شهرداری را افزایش دهند. با توجه به فضای برآمده از انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی و تجربۀ رأی لیستی به جای رای‌‌های فردی، تصمیم به ارائه  یک لیست حمایتی گرفتیم. در عین حال مصمم بودیم در ورود به انتخابات تنها و تنها از افرادی حمایت کنیم که بتوانیم تا جای ممکن از صلاحیت آنها دفاع کنیم. تصمیم به حمایت از حسین راغفر، یاشار سلطانی، آمنه شیرافکن، آندارنیک سیمونی، بهزاد اشتری و لیلا ارشد نتیجۀ این جستجو بود. حسین راغفر و لیلا ارشد دو چهرۀ دانشگاهی و مدنی مستقل‌اند که از زمان ثبت نام برای انتخابات، گزینه‌های مطرح «شهر دیگر» برای حمایت بودند. یاشار سلطانی نیز به واسطه فعالیت‌هایش در وبسایت معماری نیوز، چهره فراجناحی‌اش در مبارزه با فساد و باورش به شفافیت در فهرست «شهر دیگر» قرار گرفت. بهزاد اشتری و آندرانیک سیمونیان را نیز طی جستجو برای نامزدهای گروه‌های در حاشیه قرارگرفته و اقلیت شناختیم و پس از چند نشست و پرس وجو مواضع و دلایل نامزدی آنها را همسو با مواضع خود تشخیص دادیم. چهره مستقل، سابقه روزنامه‌نگاری شهری و دغدغه آمنه شیرافکن در حوزه زنان و جنسیت نیز نام او را به فهرست نامزدهای مورد حمایت «شهر دیگر» افزود.

در این میان با دو کمپین انتخاباتی مستقل دیگر با عنوان‌های «شهر مردم» و «ائتلاف پیشتازان عدالت» دیدار و گفتگو کردیم. اما به علت فرصت بسیار اندک برای تحقیق و آشنایی کامل با یکایک نامزدهای این گرو‌ه‌ها، برای حمایت از تمامی نامزدهای این دو گروه به نتیجه نرسیدیم. اما نتیجۀ این مرحله، تصمیم ما بود برای وارد کردن خسرو صالحی به فهرست حمایتی «شهردیگر»، کسی که سابقه کاری و دغدغه‌هایش در زمینه کار کودک با مواضع ما هم‌سویی داشت.

فهرست «شهردیگر» در این زمان ۸ نامزد داشت اما چند روز قبل از انتخابات، لیلا ارشد همانطور که در اطلاعیه خود اعلام کرد، به دلیل برخی موانع و محدودیت‌ها از کاندیداتوری انصراف داده و در نتیجه از فهرست نامزدهای مورد حمایت «شهردیگر» نیز خارج شد. اینکه واقعیتِ این موانع و محدودیت‌ها چه بوده است برای «شهر دیگر» نیز دقیقا معلوم نیست اما چنانکه ایشان موافقت نمایند تلاش خواهیم کرد در این رابطه شفاف‌سازی کنیم.



اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ]