قوچ داشی بهترین نماد برای تبریز ۲۰۱۸- قسمت دوم

+0 به یه ن

در فرهنگ آذربایجان قوچ نماد قدرت هست. سنگ مزارها ی قدیمی به شکل قوچ در سراسر آذربایجان و زنجان دیده می شوند. نام ترکی این مجسمه ها قوچ داشی است. داش به ترکی یعنی سنگ.  در محوطه روباز موزه آذربایجان واقع در بین مسجد کبود و موزه آذربایجان می توانید نمونه های مختلفی از آن را ببینید. برای ورود به محوطه بلیط لازم نیست. 

در مورد تاریخچه این مجسمه ها اختلاف نظر هست. برخی بر این باورند که سابقه ساخت این مجسمه ها به دوران  قبل از اسلام باز می گردد. اما آن چه مسلم هست در دوران ۱۵۰ ساله ای که تبریز پایتخت و مرکز حکومت ها ی قره قویونلو  آق قویونلو و صفوی  (از سال ۱۳۷۵ میلادی تا اوایل شاه تهماسب صفوی یعنی  سال ۱۵۲۵ میلادی) بود ساخت مجسمه های سنگی قوچ بسیار رواج داشت. بنابراین این مجسمه ها اغلب قدمتی بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ سال دارند. 
به لحاظ تاریخ مجسمه سازی  قوچ داشی اهمیت ویژه دارد چرا که در دوره ای ساخته می شدند که به دلایل منع مذهبی  هنر مجسمه سازی در ایران رو به نابودی بود. در واقع سازندگان گمنام این قوچ های سنگی بودند که  هنر مجسمه سازی را در منطقه از خطر زوال نجات دادند.
پس از گفت و گو بادوستانم به این نتیجه رسیدیم که این مجسمه بهترین نماد برای تبریز ۲۰۱۸ (پایتخت گردشگری جهان اسلام) می تواند باشد. ای کاش مسئولان سفارش دهند که  ماکت این مجسمه ها به شکل مجسمه هایی از سنگ یا سفال (لعاب دار یا بی لعاب) در اندازه های کوچک که در کف دست جا بگیرند ساخته شوند و برای فروش به گردشگران عرضه گردند. بهتر است در سه اندازه مختلف ساخته شود. هر چه تنوع در اندازه و جنس بیشتر باشد جذابیت برای خریدار بیشتر خواهد بود چرا که خریدار امروزی  طبع تنوع طلبی دارد.
ساخت آن نباید چندان دشوار باشد اما زیبا و برازنده خواهد شد و طرفدار خواهد داشت. من  هم برای کتابخانه و دفتر کار خودم  و همسرم می خرم و هم می خرم تا به دوستان خارجی ام هدیه دهم.
پزشک ها و .... برای تزئین مطب شان  طالب این مجسمه ها خواهند بود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قوچ داشی بهترین نماد برای تبریز ۲۰۱۸

+0 به یه ن

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

انتخابات

+0 به یه ن

انتخابات ریاست جمهوری و نیز شوراها در پیش است. عملکرد آقای روحانی را دیده ایم. در مورد کاندیداها هم دیگران که از من آگاه ترند می نویسند و سخنرانی می کنند. من قصد ندارم این مطالب را در وبلاگم منعکس کنم. اما صرفنظر از این چه کسی کاندید شده و چه کسی به مقام برسد من و شما باید انتظارات خود را از آنها صریح و روشن بیان کنیم. انتظار من و شما ایجاد اشتغال برای جوانان   بهبود خدمات درمانی و بیمه ها جلوگیری از کالایی شدن آموزش و اصرار بر استفاده از تمامی ظرفیت دانشکاه های دولتی برای جذب دانشجوی غیر پولی  بهبود ایمنی راه ها مبارزه با دزدی و ایجاد امنیت حمایت از کارآفرینان کوچک  نجات دریاچه اورمیه و هامون و بختگان و هورالعظیم و زاینده رود و.... است. اینها اما در عوالمات خود سیر می کنند و برای خودشان در آن عوالمات نوشابه هم باز می کنند!!

دایم باید به آنها  وظایف شان را یاد آور شویم. دعوای اصلاح طللب و اصولگرایشان هم الکی دعوا بر سر لحاف ملانصرالدین هست که سر ما را شیره بمالند! دارند وظایف خود را فرافکنی می کنند.
مطابق قانون اساسی دانشگاه های دولتی نباید از دانشجو پول بگیرند. شامورتی بازی ای در آورده اند به نام دانشجوی شبانه. آخه چرا باید مدد جویان تحت کفالت من که با همه سختی ها در کنکور سراسری قبول شده است برای تحصیل این همه پول بدهند.
به خدا حق آن یتیم از این کشور (حقی که قانون اساسی به او داده) خوردن ندارد!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نظر من در مورد گردشگران آمریکایی

+0 به یه ن

من فکر می کنم خوبه که دولت ایران با تسهیل خدمات کنسولی و تبلیغات، شهروندان معمولی آمریکا را تشویق کنه که به ایران بیایند. به لحاظ سیاسی من فکر می کنم برامون خوب باشه. می آیند ایران مهمان نوازی ایرانی ها را می بینند حال و هوای ایرانی ها را می بینند بعد می روند در کشورشان به همه می گویند که مردم ایران چه قدر مهربانند و خطری برای کسی نیستند.

در این شرایط اون تیپ از آمریکایی ها می آیند که اهل حفظ محیط زیست و مبارزه با نژادپرستی و مرمت آثار باستانی هستند و خیلی مراقب این هستند که  مبادا کسی را برنجانند. حضورشان در جامعه ما به لحاظ فرهنگی مفید خواهد بود. اگر روابط بهتر از این بود طیف دیگری از آمریکایی ها می آمدند که به دنبال سودجویی و استثمار بودند بعد کینه به وجود می آوردند. اما در شرایط فعلی قشر ناز نازی آمریکایی ها یا به قول خودشان قشر گل نعنا آمریکایی ها می آیند. تیپی که به دل ایرانی ها می نشینند. این تیپ خیلی پولدار شاید نباشند اما فقیر و آویزون هم نیستند. دعوت از آنها صرفه اقتصادی هم داره و باعث می شه اشتغال زایی قوام بگیره. 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

معرفی کتاب و مشکلات پرورش پژوهشگر در ایران

+0 به یه ن



این کتاب با این که یک مقدار قدیمی هست اما همچنان جالبه. خواندنش را به دانشجویان علوم پایه توصیه می کنم. به خصوص فصل ۶ و همچنین فصول ۱۰ و ۱۱ را. اگر فرصت ندارید همه کتاب را بخوانید دست کم فصل ۶ و بخش مربوط به سید حسین نصر را مطالعه کنید.


به عنوان کسی که بخشی از کارش پرورش پژوهشگر هست من می بینم که مشکلات در راه علم که در اکثر کشورهای اسلامی هست خوشبختانه در کشور ما حل شده اند. قدم های بزرگی در ایران برداشته شده است. شاید بتوان گفت از این لحاظ به اروپا نزدیک تریم تا سایر کشورهای اسلامی.
اما دو مشکل بزرگ من در پرورش پژوهشگر در ایران می بینم که مختص این آب و خاک و این دوره و زمانه هست. یکی آن که تا یک کار نسبتا خوب ارائه می دهند این توهم به آنها دست می دهد که دیگه فلک را شکافته اند و همین برایشان بس هست. دیگه بالاتر از آن که رفته اند قرار نیست کسی برود. فکر می کردم ارتباط با همکاران غربی می تواند این توهم را برطرف کند اما ظاهرا تاثیر لازم را ندارد. اتفاقا این رفتار در بین خارج رفته ها-به طور عمومی- شدیدتر هم هست. گویا برای ایرانی یک جور استاندارد تعریف می کنند برای خارجی یک جور دیگر! در همین جهت هست که ما نیاز داریم مستندی در مورد علی جوان تهیه گردد. او که در سن پایین لیزر گازی را ساخت تا هشتاد و چند سالگی انگیزه خود برای پژوهش از دست نداد. مهم هست که پژوهشگران جوان ما که در اول راه هستند ایشان را بشناسند.

دوم این هست که وقتی پژوهشگران جوان ما در محاسبات کم می آورند در توهمات خود آن را به عمق زیاد و عارف مسلکی خود نسبت می دهند. فصل ۶ کتاب پرویز هودبوی که معرفی کردم شاید بتواند این توهم را از بین ببرد.


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ]