سیاست های [ضد] فرهنگی در این بیست و چند سال اخیر

+0 به یه ن

دارم یواش یواش به این نتیجه می رسم که ضربه سیاست های به اصطلاح فرهنگی- اما در واقع ضدفرهنگی- که با بودجه کلان در حدود 30 سال اخیر دنبال شده تاثیر منفی عمیقی روی جامعه گذاشته که ضربه اش حتی از اختلاس ها هم بیشتراست.
دهه شصت با هم بدی هایی که داشت اما تا این اندازه فسادزا نبود. اون موقع در صدا و سیما ساده زیستی و روح مشارکت جمعی را تبلیغ می کردند. وقتی می خواستند ارزش های ایرانی و اسلامی نشان دهند می گفتند :"آی! عروس ها ! آی مادرشوهرها! با هم بسازید! آی جاری ها! با هم چشم همچشمی نکنید!" خیلی حرف های سطح بالا یی نیست.  اما دست کم حرف انحرافی و مخربی هم نیست! هرچند گمان نمی کنم با شنیدن این نصایح هیچ شخصی تصمیم گرفته باشد انسان بهتری بشود و بر این تصمیم پا برجا بماند اما دست کم مردم با شنیدن این نصایح به سوی رفتارهای مخرب اجتماعی و خانوادگی هم سوق داده نشده اند.
اما بعد از جنگ سیاست گذاری های -به اصطلاح-فرهنگی برگشت. دعوای عروس و مادرشوهر دیگه مسئله شان نبود. اولین بار رفسنجانی بحث شیرین صیغه را در نمازجمعه مطرح کرد و چنان به دهان برخی ها مزه کرد که فیلم و سریال پشت سر هم در این باره ساختند و این پدیده را جذاب و دوست داشتنی جلوه دادند. کار به جایی رسیده که فیلمساز های  مستقل هم دارند این نوع رابطه را خوشمزه نشان می دهند!!!!
من تا چند وقت پیش اشکال خیلی  زیادی در این تبلیغات نمی دیدم جز آن که  قبح زدایی می کرد وجواز می داد مردان بی حیا در محیط کاری  وقت زیادی در مورد بحث شیرین صیغه لاس بزنند و کار را تعطیل کنند. اما  این روزها وقتی پای درددل عزیزان می نشینم  که  همسرشان-با همین جواز- خیانت می کنند، می بینم چه قدر زجر می کشند و چه قدر فرزندانشان از ولنگاری پدر ضربه می خورند و زجر می کشند!
 می بینم چه قدر دارند با این سیاست های ضدفرهنگی به روح و روان شهروندان این کشور ضربه می زنند. ضریه از ضربه اختلاس ها هم چه بسا بیشتر است. چه زجری پسر بچه ها می کشند وقتی می بینند ولنگاری پدر چه بر سر مادر می آورد. این پسر با کینه نسبت به پدر قرار است بزرگ شود. اما پدر بیشعور با دست آویز قرار دادن سیاست های فرهنگی یک عده بیشعور تر از خود اصلا نمی فهمد چه ضربه ای دارد به خودش و جگر گوشه اش می زند!
شاید بگویید برخی مرد ها تنوع طلبی جنسی دارند و خیانت شان هم ربط زیادی به تبلیغات صداو سیما و.... ندارد. در غرب هم برخی مردها  به خانواده خیانت می کنند. بله ! خیانت می کنند ولی دیگه بر نمی گردند با بی حیایی بگویند "حق مسلم من هست". بر نمی گردند جلوی بچه  سر مادرش داد بزنند و بگویند قانون این حق را به من می ده، همه ارگان های فرهنگی کشور  دارند این کار را تشویق می کنند. این تو هستی که باید خودت را وفق بدی. این درجه از وقاحت و بی حیایی  هدیه شوم سیاست گذاری -به اصطلاح- فرهنگی  30 ساله اخیر در این کشور هست به جماعت ذکوری که آن قدر بیشعور هستند که پذیرای آن می شوند!
در غرب شاید خیانت کنند اما دندان گردی دیگه نمی کنند. می آیند معذرت می خواهند و می گویند سعی می کنند بروند پیش روانشناس و .... و خود را اصلاح کنند.

بله! متاسفانه این سیاست های ضدفرهنگی و ضداخلاقی در بیست سی سال گذشته تاثیرات منفی خود را گذاشته و اثرات مخرب این رفتارها وقتی بچه های اینها بزرگ شدند بیشتر رخ خواهد نمود.
چند وقت پیش این جوک رواج پیدا کرده بود:" از مردی پرسیدند: روزه می گیری؟ جواب داد: نه. پرسیدند: نماز می خوانی. گفت: نه. پرسیدند: صیغه چی؟ جواب می دهد: استغفرالله! دیگه کافر نشده ام که با صیغه مخالفتی داشته باشم!!!"
حکایت تبلیغات به اصطلاح فرهنگی 30 سال اخیر است. نصایح شان در جلوگیری از دروغ و غیبت و دزدی به جایی نرسید اما خوب برای آقایان متاهل -از حدی بیشعورتر- جا انداختند که به قول خودشان صیغه حق مسلم شان هست! با "حق مسلم" جماعت ذکور از نوع بیشعور آن قدر در سطح خانواده مشکلات و مسایل  چندش آور  پیش می آید که هیچ کدام شان از این باتلاق سر نمی توانند بلند کنند تا حقوق نه چندان مسلم شهروندی خود را طلب کنند. بی جهت نیست آنها که حق ملت را غارت می کنند  مردان را متقاعد می خواهند بکنند که صیغه حق مسلم آنهاست! کسی که در خانه هزار و یک مشکل و دعوا ناشی از عواقب چند همسری و صیغه  دارد کجا وقت و انرژی آن را پیدا می کند که علیه مالی گسترده و اختلاس ها و بیکاری و بی عدالتی اجتماعی  تحرکی نشان دهد؟!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ ]