سه شنبه 18 فروردین 1405
+0 به یه ن
در اواخر جنگ صدام، تلویزیون سریال اوشین را نشان می داد. یک ملت می نشست و بدبختی ها و در عین حال مقاومت اوشین را تماشا می کرد و اشک می ریخت. خیلی ها از او الگو می گرفتند. خیلی ها هم با او حس همذات پنداری می کردند. بسیاری از زنان-برخی به-حق اما بسیاری از روی لوس بازی- می گفتند «من خودم هم اوشین هستم.» منظورشان این بود که خیلی مظلوم واقع شده اند! گاهی حتی مردان گنده هم می گفتند «من هم اوشین هستم.» یه-خورده خنده دار می شد. گویا مردمی که به علت جنگ در انواع سختی ها بودند وقتی می دیدند جماعتی از خودشان هم بیشتر در سختی اند ولی دوام می آورند از آنها الهام می گرفتند. آن موقع کمبود موادغذایی و سایر مایحتاج زندگی بیداد می کرد. اوشین حتی بیشتر کمبود داشت اما مقاومت می کرد.این روزها سریال ارطغرل برای من همان کارکرد سریال اوشین را دارد. در سریال ارطغرل هر لحظه احتمال می رود که صلیبیون یا مغول ها حمله کنند و قبیله را تار و مار کنند. نماد مقاومت در سریال ارطغرل مادر ارطغرل هست. نام او «هایما» ست. به او هایما خاتون یا هایما آنا می گویند. برای همه قبیله مادری می کند. هر مصیبتی هم که رخ می دهد می گوید خاتون بیگ باید استوار بایستد تا قبیله سرپا بماند. در فصل دوم سریال، هایمه آنا بعد از فوت همسرش رئیس قبیله می شود. در این فصل قبیله بعد از حمله مغول در سخت ترین شرایط خود قرار دارد. انگشتر ارطغرل را در میان خاکستر کسانی که مغول ها زنده زنده سوزانده بودند می یابند وبرای او می آورند. همگی گمان می کنند مغول ها ارطغرل را سوزانده و کشته اند. هایما آنا برای این که باز هم استوار بایستد تا مبادا قبیله به یاس گرفتار شود به آن یکی پسرش که انگشتر را آورده تکیه می کند تا از رنج زمین نیافتد و اهالی قبیله او را در حالت ضعف نبینند.باز هم در مورد هایما آنا خواهم نوشت. اوشین متعلق به فرهنگ ژاپنی بود که خیلی از فرهنگ ما دور هست. در دوبله او را تا حد زیادی ایرانیزه کرده بودند که برای ما قابل درک باشد. اما هایما آنا خیلی نزدیک هست. احتمالا در قبایل ترکمن امروزی بگردید هایمه آنا های زیادی می یابید. تا همین اواخر در روستاهای آذربایجان هم هایمه آنا ها بودند. شاید هنوز هم باشند. آموزش مدارس ما و نیز تولیدات فرهنگی رسمی ما استعداد هایمه آنا شدن را در شهرهای ما کشته اند. حتی سریال های مشهور و محبوب تاریخ تلویزیون ایران مانند «دایی جان ناپلئون» یا «خانه قمر خانم» در جهت تحقیر و محدود ساختن هایمه آنا ها بود. خوشبختانه در سریال «روزی روزگاری» یکی شبیه هایمه آنا داشتیم ولی عموم سریال ها و فیلم هایی که حتی امروزه هم با نوستالژی و تحسین بسیار از آنها یاد می شود در جهت این هست که زنان را ضعیف کند. باز هم در این باره خواهم نوشت.
اشتراک و ارسال مطلب به:
بؤلوم : قادین سؤزو
یازار : یاسمن فرزان
0 باخیش