حرمسراها و زنان قاجار

+0 به یه ن

در مورد حرمسرا  های قاجار داستان های زیادی در بین مردم هست. قبل از همه بگویم در مورد صحت و سقم این داستان ها شدیدا مشکوک هستم. به گمانم افسانه هایی هست که جماعت ذکور در مورد یک جمع زنانه ساخته اند. در یک جمع معمولی زنانه که همه اعضای آن هم زنان تحصیلکرده هستند و در مورد یک مسئله خیلی جدی و مهم علمی یا اجتماعی بحث می کنند مردان امروزی اغلب این استریوتایپ را به کار می برند:" جمعشان  مثل حموم زنانه می مونه ! داشتند غیبت می کردند!"
با این حساب ابدا من به افسانه هایشان در مورد جو حرمسرا نمی توانم اعتماد کنم.
همین حالا بدجنسان در مورد خانواده های اندکی پولدارتر از طبقه متوسط افسانه ها می سازند. هرچه قدر خانم خانواده زیباتر و باسلیقه تر و مرد خانواده بانزاکت تر و خانواده دوست تر باشد افسانه های ناشی از بدجنسی علیه آنها رنگین تر خواهد بود. تازه این برای یک خانواده معمولی دو سه چهار پنج نفره ایرانی است. همین را "برون یابی" کنید می شود افسانه های کثیفی که در مورد وضعیت حرمسراها ساخته شده و دهان به دهان می چرخد!
نه آن که بخواهم بگویم حرمسرا خوب بوده. نه! قطعا بد بوده. اما در مورد میزان فساد در آن حدس می زنم اغراق می شود. در هر صورت آن همه زنبارگی ناپسند هست به خصوص برای شاهی که سکان هدایت  مملکت را در دست دارد . دیگه هر چیزی حدی باید داشته باشه. اما باید توجه کنیم که این حد نگاه نداشتن مختص شاهان قاجار نبوده. در اروپا هم شاهان عیاش کم نبوده اند. مثلا لویی چهارده فرانسه یا هنری هشتم انگلیس در زنبارگی دست کمی از ناصرالدین شاه و فتحعلی شاه نداشتند. همین الان هم برخی مردان ایرانی- اعم بر آنان که جانماز آب می کشند و آنان که ادعای روشنفکری شان گوش فلک را کر کرده- اگر  آب باریکه ای برای شنا بیابند روی شاهان قاجار را سپید  می کنند.  تصور کنید  اگر همینها قدرت و ثروت شاهان را داشتند چه می کردند!؟ دست کم اینان حق ندارند به قاجاران از این لحاظ خرده بگیرند.
ایراد دیگر (و بزرگ تر) حرمسرا محدود کردن آزادی زنان حرم هست که در مشابه اروپایی یا در میان مردان زنباره امروزی سراغ نداریم.
اما دقت کنید که حرمسرا ابداع شاهان قاجار نبوده. از قبل هم بوده. زمان ساسانیان که بوده. قبلش هم احتمالا بوده. حتی به نظر من حرمسرای قاجاری اندکی انسانی تر از حرمسراهای نوع دیگه بوده. مثلا جاهای دیگه دختر های زیبا را از خانه و خانواده شان می دزیدند می آوردند می فروختند به حرمسراها. در عثمانی این کار را می کردند. در شاهنامه هم بیژن قهرمان و شازده بزرگ به اتفاق رفیقش گرگین خجالت نمی کشید می خواست از تورانیان دختر بدزده. نه تنها از چنین ننگی خجالت نمی کشیدند قرن هابا آب و تاب هم در قهوه خانه ها در مورد این اسطوره ملی داستان سرایی می کردند. خوب! این خیلی وحشتناک هست. مال قاجارها گویا این طور نبوده. در موارد اندکی- مثل مورد جیران خاتون- شاه عاشق شده بوده. در اغلب موارد هم ازدواج برای منظورهای سیاسی بوده. دختر هم دختر یک خانواده بسیار متنفذ بوده. برای همین کار تربیت شده بوده و به اتفاق خدم وحشم خود برای بسط نفوذ خانواده و عقد قراردادها راهی حرمسرا می شده. خیلی انسانی تر از آن هست که یک دختر معصوم را که آمادگی ذهنی نداره از خانه و کاشانه اش بدزدند و از مامان باباش جدا کنند و غریب وبیکس ببرند به سرزمین ناشناخته.
دومی وحشتناکه ولی تا جایی که من می دانم بین سلاطین قاجار رواج نداشته. باز حرمسراداری قاجارها از هنجاری که در این سرزمین قرن ها رواج داشته یک مقدار نجیبانه تر بوده. اتفاقا قاجارها اعمال غیر انسانی ضد زن را یک مقدار تخفیف داده بودند.  این گونه که در تاریخ آمده حرکت های سادیک  از برخی از سلاطین سلسله های قبلی در ایران (نظیر وادار کردن زنان حرم به رقص روی خرده شیشه یا سوزاندن آنها به جرم نیاشامیدن شراب) سرزده نه از شاهان قاجار. اما جامعه و ذهیت مردسالار به آنها آن قدر ایراد نگرفته که به شاهان قاجار که نسبتا با ملاطفت بیشتری با زنان حرم رفتار می کردند. گویا از منظر جامعه ما در 90 سال گذشته گناه اصلی شاهان قاجار در حرمسراداری نه زنبارگی مفرط بوده و نه تحدید آزادی های زنان حرم. بلکه مشکلشان اتفاقا روی زیادی دادن به برخی سوگلی ها بوده. در واقع همان ایرادی را به شاهان قاجار می گیرند که بر مردان با نزاکت و خانواده دوست امروزی می گیرند: "زن ذلیلی"!

در سال های اخیر که عکس های زنان حرم قجری در اینترنت دست به دست می چرخه سوژه جدیدی دست برخی ها افتاده: ایراد گرفتن در مورد چهره و اندام زنان قاجار. راستش هیچ وقت درک نکردم که چرا باید ما خودمان را به شکل زنان هالیوود درآوریم؟! چرا باربی باید معیار ما در آرایش و پیرایش باشد؟! این که ما در زمان قاجار معیارهای زیبایی شناسانه خود را داشتیم به نظرم نکته مثبتی است. احتمالا با طبیعت ما این معیارها سازگار تر بودند. شما زیبایی زنان قاجار را باید با آن معیارها بسنجید نه با معیارهای مد امروزی.
واقعیت را بخواهید شخصا وقتی به عکس های قدیمی زنان قاجار را می بینم حسی که در من زنده می شود قدرت و صلابت و اعتماد به نفس هست. همان قدرت و صلابتی  که جلوی شاه مستبد ایستاد و جنبش تنباکو را به پیروزی رساند. همان صلابتی که نطفه های آموزش مدرن زنان را پایه نهاد.
نگاهی به شخصیت سوگلی های حرم هم بد نیست. حالا شاید سوگلی ها باربی نبوده اند اما شخصیتشان را ببینید. مثل طاووس خانم همسر محبوب فتحعلی شاه. همان موقع یک شاعر و ادیب بوده. وقتی شاه خواسته زن رسمی اش را طلاق دهد تا او به عقد رسمی اش درآید به شاه گفته حاضر نیست باعث حس ناکامی در زنی شود و زندگی اش را بپاشد. خییییلیییی حرفه! من هم عاشق مرامش شدم و فتحعلی شاه را هم تحسین می کنم که زنی مثل او را پسندیده نه یک باربی بی مغز و بی مرام را!
یا سوگلی های ناصرالدین شاه. بین آن همه زن به کسی علاقه مند می شده که کاراکتر نشان می دادند. مثل مردان عیاش معمولی نبوده که زن بی کاراکتر توسری خور و کمی سبک مغز را می پسندند.

خاندان پهلوی با پول هایی که با خود از ایران بردند و از محل ارزهایی که در طول حکومت خود به بانک های سویس واریز کرده بودند دستگاه تبلیغاتی وسیعی راه انداختند
برخی هم در همین داخل کشور خریدار این تبلیغات هستند. در سطح شهرها سوار تاکسی هم که بشوید عباراتی نظیر "زمان آن خدابیامرز ...." زیاد می شنویم. البته بیشتر یک حرف احساسی و نوسالژیک است. فکر نمی کنم عمق زیادی داشته باشد.

اما خاندان قاحار چنین هزینه ای صرف کار تبلیغاتی نکردند. اصلا ذهنیتشان متفاوت بود. ذهنیت ملکه جهان مادر احمد شاه قاجار یا فرح دیبا پهلوی فرق داشت. ملکه جهان وقتی که از بازگشت فرزندش به تاج و تخت ناامید شد، هم و غم خود را گذاشت برای این که خاندان را جمع و جور کند. همان کاری که هر زن مقتدر و با جربزه از دیار ما بعد از این که خانواده اش دچار ورشکستگی می شوند می کند. خانه ای می خرد در داخل خانه به بچه ها و نوه ها آن قدر محبت می کند که احساس کمبود نکنند. مراسم و دورهمی های خانوادگی را با شکوه فراوان -ولو لازم شده با ضرب سیلی برای سرخ نگاه داشتن صورت - برگزار می شود تا وانمود کند اتفاقی نیافتاده. از تک و تا نیافتاده اند. از اسب هم افتاده باشند از اصل نیافتاده اند. دم به دقیقه مردان خانواده را به لحاظ روحی مونیتور می کند که مبادا دچار افسردگی شوند. دایم آبگوشت بار می ذارد و با دست خود لقمه می گیرد و در دهانشان می گذارد مبادا که در تنهایی و بیکسی فکرهای ناجور به سرشان بزند. به بچه ها گوشزد می کند که درس بخوانند تا برای خودشان کسی شوند. به دروس آنها نظارت می کند
همون نوه احمد شاه از مهربانی ها و توجهات مادربزرگش ملکه جهان خاطره ها تعریف می کرد. کاری که ملکه جهان برای خانواده اش کرده کاملا آشناست. نمونه کوچک تر آن را در فامیل به وفور سراغ داریم.
قطعا کار ملکه جهان خیلی خیلی سخت تر از مادران قدرتمند خانواده های معمولی بوده. کم چیزی نیست که خاندانی قرن ها جزو حکام سرزمینی بوده باشند (از زمان شاه عباس صفوی به بعد همیشه در قدرت سهم داشتند و دست کم حکام بخشی از ایران بوده اند) بعدش یک شبه در دیار غربت تبدیل شوند به آدم های معمولی غریب! ضربه روحی اش غیر قابل تحمل می تواند باشد مگر این که یکی دایم در کنارت باشد و تو را تقویت روحی کند. به علاوه آن خاندان کلی "اؤگی لیخ" داشتند. هر شاه قاجار چندین زن داشته و در نتیجه کلی چند تیرگی و ناتنی گری در خاندان بوده. ملکه جهان همجین خاندانی را جمع و جور کرده. بله! باربی نبوده! تصویری که هالییود از ملکه می سازد بسیار از تصویر ملکه جهان به دور است اما همین زن توانسته محیطی فراهم آورد که تنش های روحی خاندانش را از پا در نیاورد.
فرح پهلوی چنین نکرده. دخترش تک و تنها در انگلیس خودکشی کرد در حالی که خود در پاریس بود. بعدش پسرش در آمریکا خودکشی کرد در حالی که او باز در پاریس بود و سرگرم کار تبلیغاتی برای نشان دادن خدمات خاندان پهلوی و به خصوص نقش خود به عنوان ملکه بود!
فکر خودکشی که یک شبه به وجود نمی آید. کسی خودکشی می کند به طور متوسط دو سال با این فکر درگیر هست. در این دو سال اگر عزیزانشان او را مانیتور کنند و دردش را تشخیص دهند و محبت بارانش کنند می توانند او را به زندگی باز گردانند.
به هر حال هر کدام از این ها راهی متفاوت در پیش گرفتند . هر کدام معیارها و ارزش های خود را داشتند. با معیاریکی دیگری را نمی توان سنجید. من شخصا  نگرش ملکه جهان را بیشتر می پسندم و او را بیشتر تحسین می کنم.
خاندان قاجار در خارج هم که هست از نوع پهلوی کار تبلیغاتی نمی کند. کاری که کرده اند تاسیس این انجمن هست:
http://www.qajarpages.org/
پسر عموها و دخترعموها و .... همدیگر را می یابند. نوادگان قاجار "اؤگی لیلیخ" (ناتنی بازی)، دعواهای پیشینیان در مورد ارث و میرات و قدرت، اختلافات شدید و کشمکش های فراوان و حتی جنایات متفرقه علیه هم را پشت سر گذاشته اند و توانسته با هم یک انجمن خانوادگی تشکیل دهند و هر از گاهی با هم سر یک میز بنشینند و برای محافظت از میراث فرهنگی پدرانشان (هنرها و معماری و...) با هم همکاری کنند.
یکی از تبلیغات پهلوی این بوده که از زمان آنها زنان ایران قدرت گرفتند و نمودش کارهای خیریه و یا فرهنگی ثریا و فرح همسران محمدرضا شاه بوده اند! من اصلا این ادعا را درک نمی کنم. در همه جای ایران آثار تاریخی با کارکرد عام المنفعه هستند که ملکه ها و شاهزاده خانم ها از زمان سلجوقی به این سو بنا نهاده اند. مثل پل دختر میانه، مسجد گوهر شاد، مسجد کبود ؛ مدارس مختلف ووووو

پی نوشت: نوشته ام مطلب تاریخی دقیقی نیست. مورخان حرفه ای باید در مورد این موضوع تحقیق کنند ونظر دهند.  من دانش این کار را ندارم. نوشته من در واقع نقدی بود به تبلیغات و غیبت های رایج علیه دوره ای از تاریخ ایران که اتفاقا دوره بسیار مهم هویت ساز و جریانسازی بوده

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ ]