تعصب كور دشمن دانش و فرهنگ

+0 به یه ن

یكی از خوانندگاه وبلاگم در مورد معرفی دیدنی های تبریز و اطراف آن از من پرسید كه چرا دانشگاه ربع رشیدی را معرفی نمی كنم.  طبعا  از شخصی مثل من انتظار می رفت كه  اولین سوژه ای كه برا ی طرح در این وبلاگ انتخاب می كنم دانشگاه ربع رشیدی باشد. اما دست و دلم به این كار نرفت. نه این به این دانشگاه 700 ساله كه اكنون به ویرانه ای بدل گشته دلبستگی نداشته باش! اتفاقا پیرار سال عید كه برای بازدید باز بود در اولین فرصت به همراه پدرم به بازدید این مجموعه رفتیم.

علت  عدم تمایلم این است كه  این دانشگاه دوام نداشت! آخه من چه طور به خارجی ها در این وبلاگ بگویم كه این دانشگاه با آن عظمت افتتاح شد و اندكی پس از آن ویران گشت  و موسس آن،خواجه فضل الله همدانی، هم كشته شد. پس خارجی ها نمی پرسند علت چه بود؟! آخه من چه طور برگردم و واقعیت را بگویم؟! شرم آور است آن چه كه اتفاق افتاده! كاش از اول چنین دانشگاهی كه چند سال بیشتر دوام نداشت ساخته نمی شد و به آن صورت فجیع ویران نمی گشت! دانشگاه های اروپایی نظیر آكسفوردو كمبریج یا دانشگاه پادوا  در ایتالیا هم تقریبا همزمان با دانشگاه ربع رشیدی بنیان نهاده شدند. اما آنها تا به امروز دوام یافته اند. هر سال پویا تر از سال پیش. گریه دار است وقتی می بینیم آن دانشگاه ها چه قدر دستاورد داشتند و دانشگاه ربع رشیدی چه قدر!! 

 

 بیایید با یك واقعیت رو به رو شویم. آن دانشگاه بعد از حمله ی مغول افتتاح شد  پس بسته شدنش را نمی شود به گردن حمله ی مغول انداخت! قرن ها قبل از استعمار بود. نه می شه گردن انگلیس انداخت نه به گردن روس ها. حتی نمی شه به گردن عثمانی انداخت. این یكی در زلزله هم ویران نشد.! با كمال تاسف و تاثر  مقصر تنها جهالت و تعصبات كور و ویرانگر مردم منطقه بود. به طور مشخص یهودی ستیزی.

راهنمای  مودب و مهربان و وظیفه شناس و  باسواد مجموعه ی ربع رشیدی تاكید می كردبا این كه  رشیدالدین فضل‌الله همدانی موسس این دانشگاه مسلمان مومنی بود به او تهمت زدند كه یهودی است و علیه او شوریدند. اصلا نكته این نیست. نكته آن است كه  دین و ایمان آن بزرگوار هرچه بوده به خودش  مربوط بوده. آن چه كه مهم بوده این است كه آیا دانشگاه را خوب مدیریت می كرد یا نه. آیا وقفی كه شده بود مطابق وقف نامه  در جهت ارتقا دانش به كار می بست یا نه. آیا دانشمندان تراز اولی را استخدام می نمود و شرایط كاری مناسبی برایشان فراهم می كرد یا خیر. كه ظاهرا جواب این سئوال ها مثبت بوده. اگر چنین مدیریتی ادامه می یافت ما هم در محله ی عباسی در تبریز  خودمان الان یك دانشگاه در سطح كمبریج یا دانشگاه پادوا داشتیم نه ویرانه ای كه سالی چهار پنج روز در عید برای بازدید باز می شود و در باقی سال بسته!   2+2 برابر 4 است خواه این جمع را مسلمان ببندد چه یهودی! در علم این صف كشی ها نباید باشد. در مدیریت علمی هم همین طور. مدیریت علمی نیز كاری به ایدئولوژی ندارد. اگر مدیر علمی  ای -نظیر رئیس یك دانشگاه- ایدئولوژی خود را به استادان تحمیل نمود و یا در استخدام اساتید و سیاستگذاری ها آن  لحاظ نمود آن گاه باید توبیخ و جایگزین شود. آن هم با طی روال اداری نه با خشم عوام و جنجال و خشونت كور عوامانه. اما مدیر علمی تنها معیار علمی در مدیریت خود اعمال كرد صرفنظر از این كه چه عقایدی دارد  باید حمایت شود تا كارش را ادامه بدهد. پیشرفت علمی تنها در سایه ثبات و آرامش و پرهیز از تعصبات كور امكان پذیر است.

 

داستان "دانشگاه ربع رشیدی" چیزی نیست كه من بخواهم با افتخار به خارجی ها آن را تعریف كنم. اما داستان دانشگاه ربع رشیدی را باید بازخواند و از آن عبرت گرفت و به هوش بود تا آن اشتباهات در عصر حاضر تكرار نشود.  هركدام از ما به قدر خودمان. 

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ ]