سرما و زلزله زدگان روستاهای میانه

+0 به یه ن

زلزله زده های روستاهای میانه دارند الان  در این سرما  و برف در چادر زندگی می کنند.  فراموششان نکنیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بو قره او قره لره بنزمز!

+0 به یه ن

قبول کفالت مددجویان بنیاد کودک هزار و یک نتیجه مثبت داره و یکی اش هم اینه که آدم بهتر درک می کنه معنای این حرف را که "وقتی اجناس گران می شه فشار طاقتفرسا بر زنان سرپرست خانواده می آید".

از پارسال که دلار گران شد و وضع اقتصادی طبقه ایران ضعیف تر شد، یافتن کفیل از داخل ایران سخت تر شده. من قبلا زیاد برای بنیاد کودک  تبلیغ می کردم. اما الان راستش روم نمی شه چون اون تیپ ها که اهل کمک بودند الان خود با مشکلات اقتصادی دست در گریبانند. 

بااتفاقات اخیر وضع اقتصادی مردم  بدتر هم خواهد شد. من از ایرانیان مقیم خارج خواهش می کنم با مراجعه به سایت زیر کفالت کودکی از ایران را برعهده بگیرند.

با این قبیل کارها چهره فقر زدوده نخواهد شد. با این روش ها حداکثر بشه ٢٠ -٣٠ هزار کودک را پشتیبانی کرد و از ورطه فقر بیرون کشید. (تعداد کودکانی که از سو تغذیه در ایران زجر می کشند چند صد هزار نفر است.) اما باعث می شه ما مسئله را از نزدیکتر و ملموس تر و غیر شعاری تر بشناسیم و احیانا به فکر بیافتیم که کاری اساسی تر برای ریشه کن ساختن فقر کنیم. یا اگر دیگران کاری اساسی تر کردند مانع شان نشویم و حوصله کنیم. می فهمیم که اختلاس فقط یک عدد نیست که با شمردن صفرهایش سرگیجه بگیریم. اختلاس همان هست که منجر به زجر این کودکان و خم شدن کمر مادران سرپرست خانواده و کشاندن مردهای خانواده به سوی خودکشی و خودسوزی می شود.
Http://www.childfoundation.org



🍀@minjigh

(منظورم از عنوان این نوشته فقر است. دغدغه های معیشتی مردم شوخی بردار نیست.)

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

زلزله در آپارتمان ها

+0 به یه ن

همان گونه که قبلا نوشتم ساختمان های بلند مرتبه مدرن به گونه ای طراحی می شوند که در زلزله شدید می لرزند اما فرو نمی ریزند.

هر چه در طبقات بالاتر زندگی کنید لرزش بیشتری حس می کنید.
همین طور بیشتر احتمال دارد که وسایل دکوری به هنگام زلزله پرت شوند و یا حتی سقف کاذب  (از کناف یا گچ) یا نمای ساختمان فرو بریزد با احیانا شیشه ها بشکنند. با این حال احتمال این که ساختمان به کل فرو ریزد خیلی کم هست.
اما افتادن وسایل دکوری یا شکستن شیشه ها یا افتادن کناف و گچبری محتمل هست.
چه باید کرد؟!
تا جای امکان زلم زیمبوی اضافی را حذف کنید. زیبایی در سادگی است. اگر بالا نشین یک آپارتمان هستید دیگه به اندازه کافی لاکچری است! با چسباندن زلم زیمبو  اضافی نه شورش را دربیاورید، نه جان خود و خانواده تان را به خطر بیاندازید! 
در دکوراسیون منزل خیلی دقت کنید که چیزی بر سر شما  هنگام زلزله نیافتد. به خصوص بالا  و کنار تخت ها را بیشتر دقت کنید. در خانه جاهای امنی را که از کناف ها و سقف های کاذب و شیشه ها و پنجره ها به دور هستند تعیین کنید تا به هنگام زلزله فوری در آنها پناه بگیرید. معمولا زیر چارچوب درها را برای این کار توصیه می کنند. هنگام وقوع زلزله شما فرصت ندارید که از آن طبقه بالا به حیاط بروید. به علاوه حیاط لزوما ایمن تر نیست چرا که اگر شیشه ها خرد شوند یا نمای ساختمان فرو بریزد حیاط خطرناک خواهد بود.

در هنگام زلزله یا در  تخت خود  خوابیده اید که ایمنی آن را قبلا سنجیده اید. یا بیدارید که در گوشه ای از خانه یا محل کار که آن را ایمن تشخیص داده اید پناه بگیرید.
در این موارد توصیه های متخصص مسایل بحران بسیارند که تخصصی تر می گویند باید چه کنید. من هم حرف های آنها را تکرار می کنم. اما علت تکرار آن توسط من این هست که خیلی از هموطنان خیال می کنند این توصیه ها مال خارجی هاست و در کشور ما باید قواعد دیگری برقرار باشد. این طور نیست! مهندس عمران محاسب در ایران هم همان نرم افزار ها را به کار می گیرد که در آمریکا و ژاپن و اروپا و همان محاسبات را می کند و با همان اصول آپارتمان می سازد. علت این که در کشور ما تلفات بیشتر هست آن هست که در حاشیه شهر و روستا ها اغلب ساختمان ها مهندسی ساز نیستند. در همین ایران  اگر پیمانکار مهندس خوشنام و سرشناسی سازنده و یا ناظر ساخت خانه شما بوده باشد کمابیش می توانید اعتماد کنید که کیفیت خانه تان به گونه ای است که زلزله را دوام خواهد آورد. شما فقط همان توصیه ها را عمل کنید که کارشناسان می گویند، از خودتان داستان و افسانه نسازید. لولو خورخوره ای نسازید که خود از آن بترسید.
این هم درسته که برخی پیمانکاران از توی ساختمان می خورند و بد می سازند (تا ۳۰ سال پیش این نوع دله دزدی ها بیشتر بود. الان این قبیل دزدصفت ها راه های بهتری پیدا کرده اند و این قبیل خوردن ها را کنار گذاشته اند) اما در ساختمان های تازه ساز (ساخته شده در سی سال اخیر) در اقلیت هستند. موقع خرید خانه اگر دقت کرده باشید که از خانه سازنده پیمانکار خوشنامی است زیاد جای نگرانی نیست.


اگر هم جزو کسانی هستید که دنبال بهانه می گردید که به من حمله کنید که فقط به فکر مرفهان بی درد ساکن برج های مهندسی ساز هستم ابتدا به این نوشته ام مراجعه کنید مبلغی برای کمک به زلزله زدگان روستاهای میانه واریز نمایید آن گاه بیایید به من به سبک جوجه کمونیست ها  فحش دهید.

پی نوشت: وجواب دیگری برای آن افراد نسبتا محترم که خود را آماده می کنند که به سبک جوجه کمونیست ها به من حمله کنند: به هنگام وقوع  زلزله در یکی از کلانشهرها، اگر پولدارها در برج هایشان درست پناه بگیرند کمتر بیمارستان ها را اشغال می کنند و در نتیجه جا برای مستضعفان آسیب دیده از زلزله باز تر خواهد بود. اگر واقعا به فکر مستضعفان هستید (که بعید می دانم باشید) نباید از این که پولدارترها خود را ایمن تر سازند دلخور شوید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

کمک به زلزله زده ها

+0 به یه ن

از من در وبلاگ پرسیده شد اگر بخواهیم به زلزله زده ها کمک مالی بفرستیم چه طریقی را انتخاب کنیم. بهترین راه از نظر من کمک از طریق «انجمن سبز اندیشان تبریز» به سرپرستی خانم دکتر مهناز اسلامی هست. در زیر اطلاعیه شان را کپی می کنم. اگر خواستید شما هم این متن را به دیگران بفرستید.

این انجمن جمعی معتبر و شناخته شده و سمنی (ان جی او) ثبت شده و شناخته شده است که در طول سالیان بسیار فعال بوده است. خبرهای محیط زیستی مثبتی که از استان آذربایجان شرقی می شنوید (نظیر جمع آوری زباله از سطح شهر تبریز در محرم و....) اغلب توسط این گروه انجام می گیرند.
البته دایره فعالیت هایشان برای حفظ محیط زیست بسیار وسیع است و بخش بسیار کوچکی از این فعالیت ها در جراید انعکاس می یابد.

 بسیاری از افراد  سرشناس شهر (استادان دانشگاه، مهندس ها، معلم ها، بازاریان و......) هم با این انجمن تعامل دارند. هر چند هدف این گروه حفظ محیط زیست هست به هنگام وقوع اتفاقاتی از این دست  هم  از روی احساس مسئولیت  وارد میدان می شوند. با توجه به ارتباط نزدیک این گروه با اقشار گوناگون به خصوص با کشاورزان و روستاییان تجربه کافی برای رفع مشکلاتی از این دست دارند.
این انجمن سال هاست در جهت کم کردن مصرف آب در روستاها با روستاییان وارد تعامل شده. برخی از اعضای فعال گروه روستازادگانی بوده اند که تحصیلاتی مرتبط با محیط زیست داشته اند. در نتیجه فرهنگ روستا و مناسبات آن و واقعیات آن را به خوبی می شناسند. دیدگاهشان نسبت به روستا و روستایی یک دید رمانتیک حاصل از داستان های چپگرا و یا نوستالژیک (به سبک دهه چهل) نیست. وقتی از روستا و روستایی سخن می گویند می دانند با واقعیت روستا  در دهه ۹۰ مواجهند. این واقع بینی طبعا باعث می شود که خدماتشان به درد بخورد.

فعالیت اصلی انجمن سبزاندیشان حفظ دریاچه اورمیه هست. در این باره حتما سرفرصت جداگانه خواهم نوشت.

و اما اطلاعیه انجمن (لطفا آن را به اشتراک بگذارید):

-----------------------
[Forwarded from M. E]
🔴.           بسمه تعالی 

#اطلاعیه انجمن سبزاندیشان تبریز 
 
متاسفانه در اولین روزهای شروع سال تحصیلی شاهد  زلزله های مخربی بودیم که زندگی  را به کام هموطنان کشورمان تلخ کرد* 
برای امداد ‌و نجات نیاز به کمکهای فوری مردمی داریم ،‌

لطفا آسیب دیدگان زلزله  را تنها نگذارید 🙏🏼

 
دریافت کمک های نقدی و غیرنقدی برای زلزله زدگان آذربایجان ؛ 
#میانه # سراب 
👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽

اقلام مورد نیاز :مواد غذایی خشک، 
اجاق پیک نیک ، وجه نقد  ، مواد بهداشتی و شوینده ، 
مواد ضد عفونی کننده، پتو، زیر انداز ، وسایل اولیه زندگی، بخاری برقی 

👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽

جهت رعایت شان افراد زلزله زده  لطفا از ارسال وسایل بسیار کهنه خود داری نماییم،


انجمن سبزاندیشان تبریز ، ش ث ٣٢٤
( موسسه غیر دولتی زیست محیطی خیریه ) 
————————————————-
👇
شماره حساب انجمن سبزاندیشان تبریز ، جهت جمع اوری کمکهای نقدی 

شماره کارت ؛ ٥٨٥٩٨٣٧٠٠٠١٠٣٦٣٦
(در نوشتن شماره کارت دقت کنید)
شماره جاری ؛ ٥٢٢٠٥
بانک تجارت ، شعبه امام خمینی تبریز ،کد ٥١٧٠
👆

شماره تماس،٠٩١٤٣٠٧٦٢٦٩ 
-------------
#گروه ویژه کمک رسانی 

https://t.me/joinchat/Bd0KDFFw4d2vyd-AockM-Q

👌🏽👌🏽چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

ضمن عرض تسلیت به خانواده های داغدار و طلب رحمت خداوند برای درگذشتگان،  
با توجه به سرمای هوا و نیاز فوری به لباس و لوازم، ارسال وجه نقد جهت خرید از نزدیکترین فروشگاههایی منطقه بهترین گزینه است. 
خانواده ها و کودکان حادثه دیده مناطق بحران، چشم به راه کمکهای شما مهربانان هستند.

# جهت دریافت کمکهای غیر نقدی و اقلام امدادی با شماره ۰۹۱۴۳۰۷۶۲۶۹ 
تماس حاصل فرمایید 🙏🏼

# انجمن سبزاندیشان تبریز

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

گوجه فرنگی ۹۸

+0 به یه ن

علت این که راجع به گوجه فرنگی پشت سر هم این قدر مطلب گذاشتم ساده است: امسال گوجه فرنگی ارزان هست. 
اگر یادتان باشد پارسال همین موقع ها سوژه گرانی گوجه فرنگی بود. اون موقع من نوشته زیر را منتشر کرده بودم:


امسال کشاورزانى که گوجه فرنگی کاشته اند بسیار ضرر کرده اند و برخی ورشکسته شده اند. برای کمک به حال آنها ست که این مطالب را در مورد گوجه فرنگی می نویسم.

علی الاصول در کشور ما که کمبود آب وجود دارد نباید زیاد گوجه فرنگی کاشت. یادم هست امسال به هنگام کاشت فعالان محیط زیست خیلی تذکر دادند که گوجه فرنگی نکارید. به هوای قیمت بالای گوجه فرنگی در سال ٩٧ کشاورزان علی رغم هشدارهای فعالان محیط زیست گوجه فرنگی کاشته اند و نتیجه این شده. امیدوارم درآینده به توصیه های دلسوزانه  فعالان محیط زیست بیشتر گوش کنند.


به هر حال الان این ماییم و این گوجه فرنگی های ارزان. عقل حکم می کند تا می توانیم غذاها و خوراکی های متنوع از ماده غذایی خوشمزه و مفید درست کنیم. به خصوص غذاها و خوراکی های جدید که کلاس منو یمان را جلوی مهمان بالا می برد!

لطفا این مطلب را به اشتراک بگذارید.



طرز تهیه برگه گوجه فرنگی:

گوجه فرنگی را برش زده (بهتره عمودی باشه) روش نمک میریزید، میزارید در آفتاب تا خشک بشه

 (https://cookpad.com/ir/step/images/a2105453869a7fcc)


وقتی خشک شد یه قوطی شیشه ای در دار برمیدارید، حبه ی سیر رو از وسط چند تا برش میزنید طوری که از هم جدا نشه با روغن زیتون همگی برن تو قوطی درشم میبنید دو سه روزی میزارید بمونه تا جا بیافته.


میتونید از برگ رز ماری هم جدایه از سیر برای معطر کردنش و دو سه عدد فلفل قرمز خشک شده هم برای بیشتر مزه دار شدندش استفاده کنید. اگر روی خوده گوجه ها وقتی که میخواین بزارید خشک بشه نمک به اندازه ی کافی بریزید دیگه لزومی نداره در آخر نمکی اضافه کنید.

منبع

https://cookpad.com/ir/دستور%20غذا/3104334-برگه-ی-گوجه-فرنگی


🍀@minjigh


در فیلم «کوچه پس کوچه های شمرون» خانمه از این غذا درست کرد:


یه کار خوب هم اینه که نیکوکاران جعبه های گوجه فرنگی را بخرند و ببرند در محلات فقیر نشین احسان کنند.
هم کمک به کشاورز خواهد بود و هم تامین کننده ویتامین c در محلات فقیر.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

لحظه شیرین پر گشودن

+0 به یه ن

الان لحظه مهم و افتخار آمیزی برای من هست. اکنون از بنیاد کودک نامه به دستم رسید که یکی از مددجویان تحت کفالتم فارغ التحصیل شده و از پوشش خارج شده.
دخترم در یک دانشگاه معتبر فوق لیسانس روانشناسی گرفت. جزو نفرات برتر کلاس شان بود. با علاقه این رشته را خوانده و مطمئن هستم که روانشناس موفقی خواهد شد. من اصرار دارم که دانشجویان تحت کفالتم حتما کارآموزی بکنند. این دخترم توصیه مرا جدی گرفته بود و سه سال آخر کار نیمه وقت داشت. به برکت آن الان کار مناسب هم دارد. به زودی هم عروس خواهد شد.
در نامه خداحافظی نوشته در اولین فرصت خود کفیل کودکی خواهد شد.❤️

اگر می خواهید چنین لحظه شیرینی نصیب شما هم بشود کفالت مددجویی را بر عهده بگیرید. از خارج از ایران هم می توانید. برای انتخاب به سایت زیر مراجعه کنید:

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سیمای گوشت

+0 به یه ن

همان طوری که می دانید گرانی در ایران بیش از پیش بیداد می کنه. یک عده می آینددر تلویزیون خود شیرینی می کنند و می گن “چه بهتر که گوشت گران شد اصلا گوشت برای بدن ضرر داره.” کاش فقط گوشت گران بود.مسئله اینه که حبوبات هم گرانه. صیفی جات هم گرانه. دوستم که متخصص دستگاه گوارشه به مریضش گفته سالاد بخور و جواب شنیده که وسع مون نمی رسه. مریض گفته تنها برنج هندی ارزونه که شکم خودشان را با همون سیر می کنند!

قبل از این گرانی ها خود کمیته امداد آمار داده بود دویست هزار کودک زیر هفت سال سو تغذیه دارند. بعد از این گرانی ها خدا می دونه آمار کودکان گرسنه کجا خواهد رسید.

این حرف ها را برای درددل نمی زنم. فقط می خواهم خواهش کنم اگر وسعتان می رسه کمک به بنیاد کودک را فراموش نکنید:

http://www.childf.com


مددجویان بنیاد کودک عموما در آزمون ورودی کارشناسی ارشد موفق تر عمل می کنند تا در آزمون دوره کارشناسی. هر چند موسساتی چون قلمچی از این کودکان رایگان ثبت نام می کند اما باز هم امکانات و شرایط این کودکان در آستانه کنکور با شرایط بچه های طبقه متوسط قابل مقایسه نیست. در کنکور کارشناسی خیلی نمی توانند با همتایان پولدارتر خود رقابت کنند اما بعد در دانشگاه جلو می زنند. همان امکانات دانشگاه نظیر کتابخانه و قرائتخانه که به چشم دانشجویی که در خانه اتاقی از آن خود داشته است نمی آید به نظر دانشجویی که دوازده سال در اتاقی درس خوانده که در آن چند فرد دیگر هم زندگی کرده اند نعمت بزرگی است. وقتی دانشجویان طبقه متوسط از خانواده و همسایگان مدام می شنوند درس خواندن فایده ندارد و عاقبت به خیری در راه های دیگری است دانشجویان فقیرتر می بینند همان شرایط نه چندان دلخواه طبقه تحصیلکرده به نسبت آینده ای که برای آنها بدون تحصیلات متصور هست بهشت هست. در نتیجه با جدیت درس می خوانند. کار آموزی هم که می روند کار را جدی تر می گیرند. در نتیجه موفق تر می شوند. شرایط و امکانات رفتن به خارج را هم ندارند. در نتیجه به همین کشور دل می بندند و می مانند. می مانند و دل به کار می دهند نه آن که دایم حسرت خارج رفته ها را بخورند. حسرت زمان قدیم را هم نمی خورند! والدین شان شرایطی بدتر داشته اند و زندگی شان حسرت خوردنی نداشت. آن همه که وقت فکری دانشجویان طبقه متوسط برای حسرت خارج و یا حسرت زمان گذشته می گذارند اینها برای کار و درس می گذارند و در نتیجه موفق تر می شوند. برای داشتن محیط دانشجویی با انگیزه تر و جدی تر و نیروی کاری کارآمدتر از دانشجویان مدد جوی بنیاد کودک حمایت کنیم: http://www.childf.com

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

همه مشکلات را قرار نیست ما حل کنیم

+0 به یه ن

یک نکته مربوط به کفالت مددجو در بنیاد کودک: شاید به سایت بنیاد کودک مراجعه کنیدو کودکى را برای کفالت انتخاب نمایید اما به هنگام تکمیل فرم متوجه شوید که مقرری مورد نیاز آن مددجو بیش از آن اندازه است که شما می خواستید بپردازید. لزومى ندارد حتما تمام نیاز مددجو را شما تامین کنید. شما هر اندازه که می خواهید بپردازید مقرری را تعیین کنید بقیه نیاز مددجو را -به امید خدا- دیگر نیکوکاران تقبل می کنند. اتفاقا بد هم نیست یک مددجو چند کفیل داشته باشد. علاوه بر نیاز مادی هر کدام می توانند در برهه ای نیاز معنوی یا روحی متفاوتی از او بر آورده سازند. 🍀@minjigh 



 یک عده به سایت بنیاد کودک مراجعه می کنند با دیدن این تعداد کودک و جوان معصوم نیازمند چنان احساساتى مى شوند که نمی توانند یکى را انتخاب کنند. دست آخر از سایت خارج می شوند بى آن که کفالت هیچ کدام را انتخاب کنند. در واقع چون توانمندى مالى کفالت همه این چند صد عزیز را ندارند ترجیح می دهند هیچ کدام را انتخاب نکنند! چون گمان مى کنند اگر یکى را انتخاب کنند دیگری را انتخاب نکنند در حق دیگری نامردی کرده اند! این ذهنیت نادرست هست. شما تا جایی که تمکن مالی تان اجازه می دهد یک یا چند مددجو انتخاب کنید بقیه را هم دیگر هموطنان به کفالت می پذیرند. اگر خیلی دلتان تپید که بقیه بی کفیل ماندند می توانید -مثل خود من- در بین اطرافیان براى بنیاد تبلیغ کنید تا افراد بیشترى به جمع حامیان و کفیلان بنیاد بپیوندند. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

این گوی و این میدان

+0 به یه ن

امروز اربعین هست. عده زیادى به زیارت کربلا رفته اند عده زیادى هم انتقاد مى کنند که چرا عده اول این کار را مى کنند وقتى در کشور خودمان نیازمندان بسیارى هستند که با هزینه عزادارى ها و زیارت ها مى توانند بر مشکلات معیشتى فایق آیند. من خود را کوچک تر از آن مى دانم که در مورد اعتقادات مردم نظرى دهم اما اگر به راستى عقیده دارید باید دست نیازمندان را گرفت، این گوى و این میدان: Http://www.childf.com 


 🍀@minjigh


 عملکرد و نگرش خانواده اغلب مدد جویان بنیاد کودک به گونه ای است که علی الاصول نباید نیاز مند مى شدند. خانواده اى تا این اندازه باشعور و سخت کوش وباهوش علی الاصول می بایست جزو طبقه متوسط رو به بالا بودند اما متاسفانه بد بیارى آورده اند و به این روز افتاده اند. با این حال اگر مددجو حمایت مالى شود تا بتواند درسش را ادامه بدهد، در آینده نه چندان دور می تواند خود و خانواده اش را از این ورطه فقر بیرون بکشد. 

 گفتن این که اگر "خارج" بود حتما دولت یا سازمان تامین اجتماعی از این خانواده حمایت می کرد دردی از دردهاى مددجو نمی کاهد. اصلا کدام "خارج" را مى فرمایید؟! اگر منظور از خارج آمریکا باشد بعید مى دانم از دولت ترامپ آبی برای امثال مددجویان در آنجا هم گرم شود! اگر منظور سوئد است باید به خودمان بگوییم "آخه کدامیک از ما مثل سوئدی مالیات می دهیم و مانند یک سوئدی در مسایل مالی شفاف سازی حاضریم بکنیم که انتظار تامین اجتماعی سوئدی داریم؟!" نه حکومت مان "سوئدی" است که مالیات مان را "سوئدى" خرج کند نه مالیات دهندگانمان" سوئدی" فکر می کنند و "سوئدی" عمل می کنند! سوئد را ولش کنیم! برگردیم به ایران جایی که مددجو دارد زندگی می کند. در اینجا حکومت سوئدی نداریم اما یک بنیاد کودک داریم که شرایط حمایت مالی از مددجوبان را فراهم می کند. با ماهى ١٠٠ هزار تومان می شود آینده مددجو و خانواده مددجو را ساخت🍀@minjigh 

 بنیاد کودک می گرده و کودکان و دانشجویانى نیازمندى را برای حمایت انتخاب می کنه که همت و پتانسیل لازم برای بیرون کشیدن خود و خانواده خود را از ورطه فقر دارند. اون هم از راه درست قانونى و اخلاقی. از راه تحصیل و آموختن مهارت و سپس کارآموزی و آن گاه پیدا کردن شغل! اگر در کارخیریه بوده باشید حتما با این مشاهده بیگانه نیستند که همه نیازمندان چنین پتانسیل و دیدگاهى را ندارند. در واقع درصد کمى چنین ویژگی هایی دارند. شاید در ایران تنها دو سه درصد از افراد زیر خط فقر این ویژگی ها را داشته باشند. احتمالا در هندوستان در صد افراد نیازمند که چنین پتانسیلى را داشته باشند به یک دهم درصد هم نرسد. خیلی هاشون هم آدم را از کمک و حمایتى که کرده پشیمان مى کنند (نظیر اون مشکلاتى که برای خانم کلباسی پیش آمد!) 
 اما من از حمایت از بنیاد کودک از سال ٨٨ تا کنون نه تنها پشیمان نشده ام بلکه روز به روز بیشتر هم به این کار راغب شده ام.  

تعداد نیازمندان در ایران بسیار است. درصد کمى از نیازمندان پتانسیل آن را دارند که خود را از ورطه فقر بیرون بکشند. بنیاد کودک بخش قابل توجهی از این زیرمجموعه از نیازمندان را تحت پوشش خود در می آورد. تعداد افراد تحت پوشش در سراسر ایران حدود ١٠هزار نفر است. حمایت از این عده ورای ظرفیت طبقه متوسط که بتوانند در ماه حدود صدهزار تومان برای این کار کنار بگذارند نیست. اما اطلاع رسانى و تبلیغ لازم هست. هر کدام از ما در این کار می توانیم سهیم باشیم.

 راستش من آن قدر در دور وبر خودم در ٩ سال گذشته تبلیغ کرده ام که دیگه به حالت اشباع رسیده. هرکس دور وبر من "سوئدى منش " بود قبلا کفیل شده. شما در دوروبر خود تبلیغ کنید تا "سوئدی منش " ها به جمع کفیلان بنیاد کودک بپیوندند. همان گونه که قبلا اشاره کردم از خارج از کشور هم می شه کفیل شد. 🍀@minjigh Http://www.childf.com

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سرمایه انسانی برای شهر و کشور

+0 به یه ن

در نوشته قبلی ام ادعا کردم برو بچه های بنیاد کودک که از پوشش خارج می شوند می توانند پس از مدتی به سرمایه های انسانی شهر و کشور تبدیل بشوند.
این عزیزان با انگیزه درس می خوانند. انگیزه قوی دارند  که از راه درس خواندن خود و خانواده خود را از ورطه فقر بیرون بکشند. قدر شرایط درس خواندن یا کارآموزی را که برایشان فراهم آمده می دانند و می فهمند. برج عاج نشین و نازنازی نیستند که قدر نفهمند. سرکار و یا به هنگام کارآموزی لوس بازی در نمی آورند که هر چیزی به آنها بر بخوره یا قهر کنند و... توهم بیخود در مورد توانمندی ها یا جایگاه خود ندارند. (امان از این نوع توهم ها که بین طبقه متوسط  در ایران بیداد می کند: توهم نبوغ، توهم سری سوا داشتن، توهم EQ برتر داشتن،توهم فهم برتر داشتن، توهم منجی عالم بودن وووووو!) به علت فروتنی راحت تر در کار گروهی بر می خورند و کمتر دردسرساز می شوند. در نتیجه از شرایط فراهم شده به نیکی استفاده می کنند و قد می کشند.
زجر کشیده اند اما (به دلیل حمایت های بنیاد کودک) نه آن قدر که داغون و یا عقده ای شوند. سختی ها و مشقت ها آنها را مقاوم ترساخته. دردآشنایند و خود دوست دارند درد های بقیه را تسکین دهند.

من اگر صاحب شرکتی بودم و یکی از این عزیزان را به کارآموزی می پذیرفتم انگیزه ام برای تلاش برای موفقیت شرکتم دو چندان می شد. بیشتر تلاش می کردم که شرکتم در مناقصه ها برنده شود تا او را به استخدام در آورم. همه می دانیم سرپا نگاه داشتن یک شرکت درست و درمون سازنده (نه دلالی) در این مملکت چه قدر سخت هست و چه طور قوانین دست و پا گیر و انواع و اقسام تنگ نظری های هموطنان چوب لای چرخ می گذارند. در این میان  اگر کارمند های شرکت هم بهانه تراشی کنند و لوس بازی کنند انگیزه برای روشن نگاه داشتن چراغ شرکت از بین می رود. صاحب شرکت وسوسه می شود شرکت را ببندند و ملکش را اجاره بدهد یا بفروشد. با خود می گوید برای چی و برای کی این همه زحمت را به خودم بدهم؟! اما اگر یکی از مددجویان بنیاد-با توصیفی که عرض کردم- در استخدام شرکت باشد، پاسخ واضح خواهد بود:  دست کم، برای او باید شرکت را زنده نگه داشت! به این ترتیب و به این معنا، وجود او به شرکت برکت می آورد.


یکی از مددجوهای تحت کفالتم دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی است. در درس های تخصصی اش نمرات بسیار عالی دارد. با علاقه و عشق درس خوانده. در کارشناسی هم همین رشته را خوانده بود. در آن مقطع هم خوش درخشیده بود. این روزها رفتن به سراغ روانشناس خیلی مد هست. گرفتن مدرک روانشناسی هم روی بورس هست. اما خیلی وقت ها کارشناسی روانشناسی نخوانده می روند مدرک کارشناسی ارشد آن را می گیرند بی آن که اصول اولیه روانشناسی را بلد باشند. (این هم از مشکلات عمده آموزش عالی ماست. در بیانیه پارسال فرهنگستان نسبت به آن تذکر دادیم.) 
متاسفانه خیلی می شنوم که کسی ناراحتی روانی داشته به روانشناسی مراجعه کرده وبا روح و روانی به مراتب داغان تر برگشته. از بس که برخی از آنها توصیه های بیربط می کنند.
با توجه به پیش زمینه ای که دختر روانشناس من دارد مطمئن هستم روانشناس درجه یکی خواهد شد و مشکلات صدها نفر را برطرف خواهد کرد. هر کدام را به زندگی عادی و طبیعی باز خواهد گرداند. هر کدام از آنها هم در زندگی ده ها نفر تاثیرخواهند داشت.

به این معنی است که می گویم این عزیزان سرمایه های انسانی  برای شهر و کشور هستند.
اگر می توانید کفالت کودکی را برعهده بگیرید.
تا می توانید در مورد بنیاد کودک تبلیغ کنید تا افراد بیشتری کفیل شوند. به این ترتیب سرمایه های انسانی شهر و کشور مان بیشتر خواهند شد و به سوی پیشرفت گام برخواهیم داشت.
اگر خواستید همین مطلب را  به اشتراک بگذارید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

چگونه در فرزندانمان برای درس خواندن انگیزه ایجاد کنیم ؟

+0 به یه ن

مطلب زیر را در سال 89 نوشته بودم. حالا به جای 30000تومن 100هزار تومن قرار دهید:

۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه


چگونه در فرزندانمان برای درس خواندن انگیزه ایجاد کنیم

می دانید که پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در خانواده های طبقه ی متوسط از دغدغه های اصلی والدین است به گونه ای که حاضرند هر چه قدر که شد هزینه بدهند تا فرزندشان خوب درس بخواند. به نظر من هزینه ی آن چنانی لازم نیست. اگر با30هزار تومان در ماه کفیل یکی از مددجویان مستعد بنیاد کودک شوند در فرزندشان تاثیرگذاری لازم را خواهد داشت . از قدیم همین رسم بین اعیان و اشراف برای تشویق فرزندانشان به درس خواندن بوده. گویا امیر کبیر نیز در کودکی به همین منظور حمایت می شده! آن قدر فاصله گرفته ایم که این سنت ها هم-که حکمتی داشته و منفعتی- فراموشمان شده! نمی توانم صد درصد تضمین کنم که این روش برای ایجاد انگیزه نتیجه می دهد. در مورد برخی ممکن است نتیجه بدهد ودر مورد برخی دیگر، خیر. اما امتحان آن به خرجی که می شود می ارزد 30000تومان یعنی قیمت یک کیلو و نیم گوشت گوسفندی و یا هزینه ی شام یک خانواده ی سه نفره در رستورانی متوسط درشمال تهران. خانواده ها برای تشویق فرزندان خیلی بیشتر از اینها خرج می کنند! به علاوه این خرج اگر حتی باعث ایجاد انگیزه نشود، «جای دوری نمی رود.» کسی چه می داند! شاید امیرکبیری این وسط سر برآورد! درهرصورت دل کودکی یتیم ویا بی پناه شاد می شود

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بنیاد کودک

+0 به یه ن

همان طوری که قبلا گفتم یکی از ارزشمندترین دستاوردهای مینجیق در این دوازده  سال وبلاگ نویسی آشنایی با بنیاد کودک بوده است. من  مسئولیتی در بنیاد کودک ندارم. از آشنایان نزدیک من هم کسی در این بنیاد مسئول نیست. از طریق خواننده های وبلاگم با این بنیاد آشنا شدم و دیدم عملکرد آن به ایده آلی که در ذهن من بود بسیار نزدیک هست.  از آن پس به جمع کفیلان بنیاد کودک پیوستم و تا جایی هم که در توان داشتم آن را به دیگران معرفی کردم و می کنم. همان طوری که می دانید موسسه های خیریه بسیاری وجود دارند که اغلب آنها هم کارهای ارزشمند و درخور ستایشی انجام می دهند. اما چرا من در میان این همه موسسه خیریه به بنیاد کودک به طور خاص علاقه دارم و برای آن تبلیغ می کنم؟!  در زیر برخی دلایل آن را می نویسم.

1) بنیاد کودک  تاکید زیادی بر شفافیت دارد. بیلان کار ارائه می دهد و اجازه می دهد موسسات بین المللی نظارت بر نهاد ها بر عملکرد آن نظارت نمایند و گزارش تهیه کنند.

2) بنیادکودک از طریق سایت  ای-میل و تلفن ها پاسخ سئوالات کفیلان را سریع می دهد.

3) هرچند همه جور  کمک  خالصانه به نیازمندان پسندیده هست اما بنیاد کودک کمک های خود را  به گونه ای کانالیزه می کند که مددجو به جایی برسد که نه تنها از کمک بی نیاز شود بلکه خود را به جایی برساند که دستگیر دیگر نیازمندان شود. تاکید بر تحصیل و آموختن مهارت های زندگی از این جنس هست.

4) برخی از ارگان های خیریه مانند ارگان های خیریه تحت سرپرستی ماری ترزا  فقر را تقدیس می کنند. گویی هدف نه بهتر کردن اوضاع فقرا بلکه فقیر نگاه داشتن آنهاست. چنین طرز فکری در قاموس بنیاد کودک هیچ جایی ندارد! بنیاد کودک سعی نمی کند با نمایش فقر مددجویان حس ترحم و دلسوزی شما را برانگیزد تا بیشتر کمک کنید!  شما این حس را دارید که با این پولی که می دهید یکی از استعدادهای درخشان سرزمینتان را شکوفا می کنید. انگار این مددجو خواهر یا برادر کوچک شماست و شما می خواهید در حد توان خود برای او آن چه که برای شکوفایی استعدادهایش لازم هست فراهم کنید.

5) چندی پیش یکی از کفیلان سابق بنیاد کودک متنی در وبلاگ خودش  منتشر کرده بود که حاوی انتقادات تندی علیه بنیاد کودک بود.پاسخ بنیاد را در اینجا می توانید بخوانید. در جایی در آن وبلاگ ایراد گرفته شده بود که ورزش "لوکسی مثل ژیمناستیک" چرا باید برای یک کودک فقیر انتخاب شود؟! و بنیاد کودک چه نیکو پاسخ داده است که:"در جای دیگری از متن حتی به انتخاب ورزش ژیمناستیک توسط مددجو ایراد گرفته اید.

در ایران ورزش ژیمیناستیک آماتور برای کودکان یک ورزش لوکس و گران محسوب نمی شود و در اکثر باشگاه های ورزشی محلی قابل دسترس است. بنیاد کودک نیز همواره تلاش می کند با کمک همیاران خود شرایط یک زندگی با حداقل کیفیت را برای مددجویانش فراهم کند. از این رو چنین قضاوتی نیز از مسیر انصاف به دور است که نیاز کودکان ایران را با نیاز کودکان در مناطق کشورهای بسیار عقب افتاده مقایسه کنیم. مددکاران در گزارشها، نیازمندیها و تقاضاهای مددجویان را منعکس میکنند، چون بسیاری از همیاران علاقمندند در صورتیکه بخواهند کمک بیشتری بکنند، حداقل آگاه باشند نیاز و یا آرزوی مددجویشان چیست. از ما انتظار نداشته باشید که وقتی از مددجویی میپرسیم آرزویت چیست و او گفت مثلا کلاس ژیمناستیک، بگوئیم تو حقی برای چنین آرزوهائی نداری!"
من چند نکته دیگر اضافه می کنم. بله! وقتی کودکی (به خصوص یک دختربچه که از بازی گل کوچک در کوچه هم محروم هست) چند ماه از سال را باید در یک اتاق سه متر در چهار متر با مادربزرگ بیمارش محبوس باشد کلاس ژیمناستیک برای او از اوجب واجبات هست تا دچار فقر حرکتی و پوکی استخوان و .... نشود! بچه ی ایرانی  حاشیه نشین کلانشهر ها مثل بچه آفریقایی این امکان را ندارد که در دشت ها آزادانه بدود و بعد هم  قهرمان المپیک شود! از بنیادکودک متشکریم که به این نیاز واقعی توجه می کند.
واقعا من دوست ندارم که بعد از این که ماه ها از کودکی حمایت کرده ام بنیاد کودک به من گزارش بفرستد و بگوید هنوز این بچه در نیازهای اولیه مانده هست.نه! دوست دارم در گزارش از من بخواهند که اگر صلاح می دانم برای کلاس ژیمناستیک و هنر و زبان و ..... کمک مالی خود را واریز کنم. دوست ندارم مددجوی من در فقر بماند و افق های دیدش را باز تر نکند که من در ذهنش بشوم  "بابا لنگ دراز !!!!" می خواهم رشد کند و از من بگذرد و برای خودش آینده ای ترسیم کند.
6) بنیاد کودک در برخی شهرها از جمله در تبریز واورمیه و اردبیل از کانون های اصلاح و تربیت حمایت می کند. وقتی این نوجوانان آزاد شدند آنها را حمایت می کند تا دوباره به ورطه ی بزه نیافتند. این حرکت امنیت جامعه را نوید می دهد.
7) بنیاد کودک برای والدین کودکان کلاس های روانشناسی و کنترل خشم و....برگزار می کند.
8) حضور مددکاران زن در زندگی این نوجوانان دیدگاه های مردسالارانه را دربین آنها خنثی می کند و ما می توانیم به آینده ای بهتر از این جهت امیدوار باشیم.
9) دیدگاه غالب   در این بنیاد  بهبود آینده به دستان خود از طریق آموختن مهارت هاست. این بنیاد کمک می کند که نگرش قضاو قدری و انفعال در برابر سرنوشت ازبین ببرد.
10) این بنیاد کمک می کند تا بین طبقه ی فقیر و طبقه متوسط ارتباط و تعامل سازنده برقرار شود.
11) خود کفیلان  با هم یک خرده فرهنگ ساخته اند. یک فضای همدلی بین کفیلان به وجود آمده است. علی رغم همه اختلاف ها   دست کم یک موضوع  هست که برسر آن توافق داریم و می توانیم در موردش حرف بزنیم. من این خرده فرهنگ را دوست دارم.
 
 
دلایل بسیار زیاد دیگری هم هست که الان یادم نمی آید.
 
دفاتر بنیادکودک در داخل کشور را میتوانید اینجا ببینید. با کلیک روی هر استان آدرس شعب در آن استان می آیند. شعب آن را می توانید به آشنایان خود معرفی کنید. به خصوص شعبه مراغه را معرفی کنید که تازه تاسیس شده و کمتر شناخته شده است.
 
این هم جمله ی کلیدی است برای تبلیغ برای بنیاد کودک:" اگر ما به فکر این بچه هانباشیم خیال می کنید چه کسی -غیر از خدا- به فکر این بچه ها خواهد بود؟"
من ماه ها برای بنیاد کودک در بین آشنایانم تبلیغ می کردم. کسی توجه نمی کرد تا این جمله را نوشتم بلافاصله توجهشان جلب شد و به طور حماسه گونه ای بی دریغ کمک کردند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

هشدار بنیتا

+0 به یه ن

در ایران یک خانم جوان برای پیدا کردن کودکان ربوده شده سیستمی به نام "هشدار بنیتا" راه انداخته. اینجا مصاحبه آن خانم را می توانید ببیند. آدرس تلگرام را هم می ذارم پایین که اگر خواستید عضو بشوید. اگر یکی از این بچه های گمشده را جایی دیدید می توانید فوری تماس گرفته اطلاع بدهید تا به آغوش خانواده بازگردد.


https://www.instagram.com/benitaalerts
/



https://t.me/benitaalerts

پریروز هم یک بچه در تبریز گمشده بود. خدا را شکر امروز پیدا شد. البته به هشدار بنیتا اطلاع نداده بودند و به روش های سنتی تر پیدا کردند.

پی نوشت: از فیلم به آغوش کشیدن بچه بعد از پیدا شدن به نظرم رسید بچه را دو تا خانم (شهروند عادی) پیدا کرده اند نه پلیس! درست متوجه شده ام.
تلگرام خیلی چیز خوبیه!

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قیمت عدس و لوبیا

+0 به یه ن

این مطلب را چند روز پیش (25 آذر) در بخش کامنت های این نوشته ام منتشر کرده بودم. قصد داشتم که جمعشان کنم و در متن اصلی هم بگذارم که امروز فرصت آن پیش آمد:

در مورد قیمت بالای گوشت قرمز زیاد صحبت می شه. چیزی خیلی مهم تر هست قیمت عدس لوبیاست. قیمت عدس و لوبیا هم همچین کم نیست! کیلویی حدود 16 هزار تومان.
بیخود نیست که گفته می شه 30 درصد جامعه و 200 هزار کودک زیر شش سال در ایران سو تغذیه دارند.
 باز نسبتا سبزی ارزان هست. قیمت میوه که سر به فلک می زنه اون هم در حالی که عکس ها را می بینیم سیب ها همین طور در باغ ها ریخته اند. همه اینها سو مدیریت در سطح کلان کشور را می رسانه.
من قیمت لوبیا و عدس و سبزی و.... را برای این تحلیل نمی کنم که به دولت ایراد گرفته باشم و وعده های حکومت را به سرشان بزنم..
برایم واقعا مهم هست چون می خواهم بدانم با مقرری ای که بچه های مددجوی بنیاد کودک دریافت می کنند چه زندگی ای می توانند داشته باشند.
سعی می کنم دست کم دو روز در هفته را غذای ارزان اما سالم و مغذی تهیه کنم که با شرایط اونها زندگی کنم. غذای غیر گوشتی و سبزی تازه و.... می بینم حتی این نوع رژیم غذایی (سالم اما ارزان) را به سختی می شه با مقرری ای که خیریه های مختلف می دهند تدارک دید. می شه اما به سختی زیاد!  یک کدبانوی حسابی هم لازم داره که بتونه برنامه ریزی کنه. همینجا  به احترام مادران مددجو های بنیاد کودک کلاه از سر بر می دارم که با آن مقرری کم و با آن همه مشکلات بچه های سالم و بی عقده ای را بار می آورند.
بنیاد کودک یک نهاد کاملا غیر سیاسی هست. هیچ ایدئولوژی ای نمی خواد در ذهن بجه ها زورچپان کنه و از خانواده های مورد حمایت انتظار نداره که جهت گیری سیاسی خاصی را انجام بدهند. یکی از دلایلی که من بنیاد کودک را برای همیاری انتخاب کردم همین بود.
 من شدیدا تاکید می کنم اگر تمکن مالی دارید و دوست دارید در مورد این واقعیت که وضع معیشت مردم خوب نیست اظهار نظری کنید ابتدا مددجو یا مددجویانی را به کفالت بپذیرید. در گیر مسایلشان بشوید. تا ببینید واقعا دارید راجع چه صحبت می کنید. به این ترتیب صحبت هایتان پخته تر می شود.
برخی مرتب ایراد می گیرند که گوشت گران شده و فقیر "دیگر" نمی تواند گوشت بخورد. نکته اینجاست که فقیر از اولش هم گوشت زیادی نمی خورد. پس این مسئله اش نیست! به علاوه خیلی ها در دنیا گیاهخوار هستند و مشکلی هم ندارند. مشکل و فاجعه اینجاست که لوبیا و عدس که منبع پروتئین فقرا بود هم داره کم کم به جنس لوکس بدل می شه. روی این موضوع تاکید باید کرد.
بحث بحث شبه روشنفکری در فیس بوک نیست که دغدغه اش این باشد که "ای وای! جامعه ما به فنا رفت چون که هانیه توسلی از مرگ گربه اش سوگوار است وبهاره رهنما با این که اضافه وزن و پوستی لطیف دارد در حد "میان مایه" خودش فعال اجتماعی و سیاسی نیز هست!"
وقتی از نزدیک با مسئله فقر در گیر می شوید حال و حوصله گیر دادن به هانیه توسلی و بهاره رهنما و.... را دیگر ندارید. مسایل مهمتر و اساسی تری ذهنتان را درگیر می کنند و گیر دادن به بهاره رهنما و هانیه توسلی زیر ماسک روشنفکری برایتان تمسخر آمیز می شود! می بینید در عمل شما هم-با همه ادعاهایتان- نه تنها بیش از بهاره رهنما نمی توانید کاری کنید بلکه از او هم کم توان ترید. می گید باز خوبه او کارها و اقدامات مثبتی این ور و اون ور می کند

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

ناگهان چه زود دیر می شود!

+0 به یه ن

امروز یک مددجوی جدید به سایت بنیاد کودک اضافه شده است. دختری 13 ساله که در پایه هشتم درس می خواند معدلی نزدیک به 20 دارد. این دختر از نعمت پدر محروم هست و مادری بیمار دارد. تک فرزند هم هست. چیزی که خیلی دل مرا به درد آورد این هست که از سو تغذیه دارد زجر می کشد.
ای کاش یک نفر هرچه سریع با مراجعه به سایت بنیادکودک کفالت او را بر عهده گیرد. خرجش معمولا چیزی در حدود صدهزار تومان در ماه هست. من دلم می خواست خودم این کار را بکنم اما تعداد نسبتا زیادی قبلا مددجو انتخاب کرده ام و نگرانم نتوانم نیازهایشان را بر آورم.
پی نوشت: شاید بگید این همه کودک گرسنه در دنیا و حتی تبریز هست این هم یکی اش! ما که نمی تونیم همه را سیر کنیم بنیاد کودک بچه هایی را پیدا و حمایت می کند که قادرخواهند شد در آینده خودشان و خانواده شان را از فقر بیرون بکشند سرمایه گذاری انسانی رویشان هدر نمی ره. با حمایت شما این بچه ها می شوند یکی از شخصیت های شهر. دکتری مهندسی معلمی مدیری .....

پی نوشت:  یکی از دوستان عزیزم کفالت آن گل زیبا را برعهده گرفت. اما چند روزی بیشتر این پست را نگاه می دارم چون مددجویان با شرایط او هنوز زیادند.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ][ 2 ][ 3 ]