مددکاری و امدادگری حرفه ای به جای ذوقی و عشقی و دلی

+0 به یه ن

اگر در جمعی باشید که خیلی شما را تحویل می گیرند و خیلی لطف دارند و جایگاه علمی و... شما را هم خوب به رسمیت می شناسند، تواضع نشان دادن سخت نیست!
درسته یک عده که ظرفیت  ندارند خودشان را گم می کنند. اما درصد زیادی ازمردم در آن موقعیت رفتارمناسب نشان می دهند.

از سوی یک زن چهل و چند ساله، مهربانی نسبت به یک کودک کوچولو (چه فقیر و چه غنی) اصلا چیز عجیبی نیست. در واقع طبیعی ترین واکنش هست در مقابل جذابیت های یک بچه کوچولو.


گاهی می شنویم و یا می بینیم که فلانی با بهمان جایگاه علمی رفت در روستاها و در حاشیه ها شهرها و با افراد بیسواد دمخور شد، با کودکان محلی مهربانی کرد و با همکاری محلی ها کارهای بزرگی کردند.
بسیار هم عالی!

اما برای دوام آوردن یک فعالیت اجتماعی و خیریه در ایران بیش از این لازم هست.
لازم هست که تعامل با قشری دیگر را هم بیاموزید-که اگر نیاموزید بدجوری در دردسر می افتید. کدام قشر؟! قشری که ماموریت دارد چک کند که شما جاسوس و... نیستید! این قشر از شما "تواضع"خاصی انتظار دارند. این که شما با فقیرترین قشر جامعه هم سر یک سفره می نشینید، شما را به اندازه کافی  برای این منظور متواضع نمی سازد.
این که شما با وجود این که در رشته تخصصی خود شناخته شده اید ولی باز فروتنانه سرکلاس یکی بسیار کم سال تر و ناشناخته تر از خود می نشینید تا مطلبی نو بیاموزید، از منظر آن قشر شما را به اندازه کافی فروتن نمی سازد.
آن قشر اگر شما را فروتن نیابد، خواهد خواست "حال شما را بگیرد"! اغلب روسایش هم کمک می کنند.

شاید فکر کنید منظور من این هست که آن قشر، تملق و چاپلوسی می طلبند.بین اونها هم حتما کسانی هستند که چاپلوسی دوست دارند (همان طوری که بین اقشاری مثل کارمند بانک و استاد دانشگاه و پزشک و.... هم خواهان تملق کم نیستند!) اما منظور من این نبود که چاپلوسی خالی برای در امان بودن از آنها کافی است!
اتفاقا شاید فکر کنند مسخره شان کرده اید و بدتر اذیت کنند.

خیلی پیچیده تر از این حرفهاست و انسان شناسی زیادی می خواهد. تنها چندمورد از هزاران مورد را من می دانم:

اگر همان ابتدا بدانند  که شما نگران این هستید که اگر معطل بشوید مادرتان نگران شما شود، خیلی دلشان نرم می شود! انگار احساس همذات پنداری می کنند.

جوان ترهایشان از زنان همسن و سال من، احساس مادرانه نسبت به خود انتظار دارند.   برای همسن های من از طبقه متوسط این یک مقدار سنگین می آد. ماها برای بچه سه ساله حس مادرانه نشان می دهیم اما یک مرد بالای ٢٥ سال را به سختی جای بچه مان می بینیم. ولی واقعیت این هست که مادر آنها اغلب  کم سال تر از ماست! به علاوه، در جمعی که آنها بزرگ شده اند مادر آنها ده سالی است که پیرزن حساب می شود! حس خود جوان پنداری همسن وسالان من از جمله چیزهایی است که اونها را عصبانی می کند.

اگر فکرکنند، خارجی مآب هستید و موزیک خارجی  (حتی کلاسیک غربی) گوش می کنید و دوست خارجی دارید یا حتی با ایرانیان مقیم خارج دمخورید از شما خوششان  نمی آید.

خلاصه اگر بخواهید در این مملکت کار عام المنفعه بکنید باید حواستان به خیلی چیزها باشه و الا، توی دردسر می افتید.  اگر کشور از انسداد سیاسی بیرون بیاید، وضعیت از این اندکی بهتر می شود اما درست شدن کامل دهه ها طول می کشد. چون که این نوع تواضع طلبی از سوی آن گونه اقشار خیلی جا افتاده و به این راحتی ها هم عوض نمی شود. رئیس بالادست هم درست شود تا مدت ها ، منشی اش همین بساط را به اسم او راه خواهد انداخت!



هستند کسانی که اون قدر مردم را خوب می شناسند که در این شرایط هم می توانند در میانه میدان و در کف خیابان و بیابان، کار خیریه یا محیط زیستی بکنند و وقتی به آنها گیر داده می شود بتوانند بدون دردسر فراوان نجات یابند. من معتقدم از کسانی که توانایی آن را دارند که در این شرایط کار عام المنفعه بکنند (بی آن که حاشیه ای به وجود آید)تمام قد حمایت باید کرد.


🍀@minjigh

فعالیت مدنی یا انجام دادن امور خیریه، مانند هر کار دیگری، مهارت و تخصص خود را می طلبد. بی جهت نیست که مددکاری اجتماعی رشته دانشگاهی مخصوص  به خود دارد. 

در کشور ما بسیار مقبول هست که عده ای   نقطه آغاز فعالیت مدنی را  عشق و شور و البته پاکدستی مالی بدانند. یعنی اکثریت فکر می کنند اگر کسی پول هایی که از مردم جمع می کند به دست نیازمندان می رساند یا صرف پروژه عام المنفعه ای که وعده اش را داده می کند (توی جیب خودش نمی گذارد) باید برای او دست زد و نگفت بالای چشمش ابروست.

خیلی از این کمک هایی که در سالهای اخیر عده ای باشور وعشق و پاکدستی برای زلزله زده ها و سیل زده ها و سایر نیازمندان کرده اند، بیش از این که نفع داشته باشد ضرر رسانده! علت آن هست که اصول اولیه فعالیت مدنی در کمک رسانی رعایت نشده.


اتفاقا خیلی از رفتارهایی  که تحسین وبلاگ نویسان و فعالان عرصه مجازی را بر می انگیزد دقیقا رفتارهایی هستند که به مددکاران می آموزند که انجام ندهند.
مثلا، به خاطر دارم بعد از  زلزله ورزقان، یکی از دوستان فضای مجازی با هیجان در وبلاگش نوشته بود که صحنه هایی "امیدوار کننده" در کمک رسانی به ورزقان شاهد بوده از جمله آن که یک پسر جوان با یک تیپ هنری داشت کمک رسانی می کرد! برای کمک رسانی به زلزله زدگان در روستا نباید تیپ هنری زد! 
از آموزه های مددکاری آن هست که وقتی در این موارد کمک رسانی می کنید مانند مردم محل لباس بپوشید و غذا بخورید! مبادا با تغییر سبک زندگی آنها به طور موقت، در آنها نیازهای کاذبی ایجاد کنید که بعد از قطع شدن فرآیند کمک رسانی، امکان برآورده شدن نخواهند داشت.

از این قبیل اشتباه ها، امداد رسانان آموزش ندیده بسیار مرتکب شده اند. مطالعات جامعه شناسانه نشان می دهند که در روز های اول زلزله یا سیل، مردم محلی زلزله زده آن قدر مناعت طبع و صداقت داشتند که بیش از نیاز بر نمی داشتند. کمک های بی رویه و نامناسب، مناعت طبع زلزله زده ها را چنان در هم شکسته که  دو ماه بعد، برای گرفتن کمک هایی که بدان نیاز هم نداشتند انواع و اقسام دروغ و دغل سوار کرده اند.

با منحل شدن جمعیت امام علی ، حتما خیریه های دانشجویی متعدد شکل خواهند گرفت. من خواهش می کنم قبل از هر کار عملی، یک مقدار در امر مددکاری مطالعه کنید و دانش خود را در این زمینه بالا ببرید. هر چه قدر هم تیزهوش باشید فارغ التحصیلی از دانشگاه صنعتی شریف شما را واجد شرایط مددکاری نمی کند(درست همان طوری که با مدرک تان از دانشگاه شریف شما را به عنوان تکنسین اتاق عمل هم نمی شناسند چه برسد به خود جراح). اینها همه مطالعات خاص خود را می طلبند. اگر می خواهیدموسسه ای خیریه بزنید  حول و حوش دو سه مدد کارحرفه ای موسسه خود را بنا نهید که اصول مددکاری را به شما یاد دهند نه کسانی که صرفا تیزهوش باشند یا کاریزما داشته باشند.
من تنها می دانم که چنین اصولی برای مددکاری هست. از مرحله "نداند که نداند" به مرحله "بداند که نداند" صعود کرده ام. اما خیلی از کسانی که از کلاس درس مهندسی یا علوم پایه می پرند وسط کار خیریه، در همان مرحله انکار این اصول هستند. اصرار دارند عشق و شور و درستکاری آنها ازیک سو و تیزهوشی آنها از سوی دیگر کافی خواهد بود.


برای شخصی مثل من که  مددکاری اجتماعی را به طور حرفه ای نمی داند بهترین انتخاب آن هست که حمایتش را از موسسه ای انجام دهد که مددکاران حرفه ای کاربلد در استخدام دارد. من ترجیح می دهم از محل حمایت مالی ام حقوق یک مددکار حرفه ای هم پرداخت شود تا بقیه کمک مالی به طرز صحیح مصرف گردد. نه آن که با ناشیگری امدادگر غیر حرفه ای بیشتر ضرر رساند.

من ترجیح می دهم به موسسه ای کمک کنم که مددکارش به طور حرفه ای در طول سال در کنار مددجوی نیازمند بایستد. نه آن که دانشجویی باشد که روزی از سر شوق و عشق با محبت فراوان، فلان بچه یتیم یا بدسرپرست یا سرطانی را به لحاظ عاطفی وابسته خود بسازد ولی فردا که موعد امتحانات شد یا خود دچار شکست عشقی شد کودک را به فراموشی سپارد!


ازاون محبت های بیحد واندازه، فیلم می گیرند در فضای مجازی پخش می کنند اما دیگه در فضای مجازی نشان نمی دهند که بعد از قطع آن محبت ها و کمک ها، کودک یا بزرگسالی که به آن خو گرفته چه حالی پیدا می کند!
🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

که سرما سخت سوزان است

+0 به یه ن

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را

ولیکن پوست خواهد کند ما یک لا قبایان را

ره ماتم سرای ما ندانم از که می پرسد

زمستانی که نشناسد در دولت سرایان را



خواستم بگم تا سوز و سرمای زمستانی از راه نرسیده اگر امکانش را دارید که برای افراد نیازمند چکمه و لباس گرم تهیه کنید این کار را انجام بدهید. وقتی برف و سرما از راه رسید انجام این کار دشوارتر خواهد بود.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

جمعیت خیریه دانشجویی

+0 به یه ن

در ادامه این نوشته ام که از بنیاد کودک و محک تعریف کرده بودم یکی از  خوانندگان وبلاگ نکاتی در مورد جمعیت دانشجویی امام علی مطرح کردند که من در زیر باز نشر می دهم. دلیل بازنشر دادن مطلب این نیست که من خط مشی این جمعیت را می پسندیدم. فکر کنم قبلا هم نظرم را بیان کرده باشم. نظر من این هست که رسیدگی به کودکان کار یا کودکان مهاجر یا رسیدگی به کودکان بزهکار یا تلاش برای متوقف کردن مجازات اعدام و نظایر آن که جمعیت امام علی به همه آنها  می پردازد هر کدام کارتخصصی بسیار ظریفی هست که توسط مددکاران آموزش دیده یا سایر متخصصان امر باید دنبال شود. به خصوص این مورد مجازات اعدام. وقتی مسئله قصاص در میان هست یک حرف نسنجیده ممکن است داغ اولیای دم را چنان تازه کند که بر اجرای مجازات مصر شوند. این کار مهم را باید به کسانی سپرد که روانشناسی لازم را بلدند. 

به نظر من درست نیست یک جمعیت دانشجویی وارد این همه کارزار شود. دانشجو به اندازه خودش کار دارد. باید درس هایش را بخواند و کارآموزی مرتبط به درسش کند تا درآینده شغل بیابد. باید زبان انگلیسی اش را تقویت کند. باید پول توجیبی خود را درآورد. باید ورزش کند. در آن سن و سال باید کاری کند که «احساس هوایی بخورد.» اگر واقعا جدی بخواهد وارد آن همه کارزار مددکاری اجتماعی شود از درس و سایر تجارب مناسب سن و موقعیتش باز می ماند.
اتفاقا قسمت قابل توجه (البته نه همه) مشکلات کشور ما که موجب شده این همه نیازمند داشته باشیم آن هست که کسانی مسئولیت ها را عهده دار شدند که در دوران دانشجویی فکرشان را نداده اند به یادگرفتن درس  های تخصصی شان: مهندسانی که درسشان را خوب نخوانده اند ساختمان یا پل بدساخته اند در زلزله خراب شده و بدبختی به بار آورده. دکترهایی که درسشان خوب نخوانده اند مریض به کشتن داده اند. مدیرانی که درسشان را خوب نخوانده اند با سو مدیریت ورشکستگی بار آورده اند و باعث از کار بیکار شدن بابا و مامان های همان کودکانی شده اند که خیریه ها به آنها کمک می کنند وووووووو.


به صورت نصف و نیمه  نباید وارد این قبیل کارزارهای خیلی جدی  و خیلی حساس شد. عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی! به خصوص وقتی پای کودکان معصومی در میان هست که درگیری عاطفی پیدا می کنند.  نمی شه که مثلا سه ماه مرتب دانشجو  بره سراغ فلان کودک سرطانی یا بهمان کودک کار   یا اون یکی کودک بزهکار و او را به لحاظ عاطفی به خود وابسته کنه، بعدش که فصل امتحان ها شد یا  دانشجو شکست عشقی خورد و افسرذه شد  آن کودک را  فراموش کنه. کودک داغون می شه!

علی الاصول برای یک دانشجو عیب نیست که در فصل امتحانات سایر فعالیت ها را کنار گذارد. بالا و پایین های عشقی هم که از ویژگی های دوران جوانی است.  اما  وقتی که  جوان یک کودک معصوم با شرایط نابسامان را در یک رایطه عاطفی درگیر کرد دیگه نباید به خود اجازه بده که غیر مسئولانه عمل کنه.
برای همین چیزهاست که من فکر می کنم رسیدگی به این امور مددکاران حرفه ای جاافتاده در زندگی می طلبد نه دانشجویانی که هنوز خود باید زندگی را تجربه کنند.

این نظر من در مورد فعالیت های دانشجویی است.  با این حال  مایل نظر بسیار مثبت تر «م» در مورد جمعیت را هم در زیر منتشر کنم . به جهت رشد آزادی بیان و تضارب آرا از یک سو  و ازسوی دیگر جهت تکریم نهاد سازی و مشارکت مردمی. اما نظر من این هست که خط مشی محک و بنیادکودک و انجمن قلب های سبز و انجمن حمایت از مستمندان تبریز را می پسندم.  نظر من این هست که حمایت تان را بذارید برای  نهاد هایی که نام بردم.

 نظر م:
سلام
در مورد جمعیت امام علی از اونجا که نقریبا دوسال در یکی از شهرستان ها عضو بودم( معلم و تبلیغات) میتونم یه سری نکات بگم :
۱-باید توجه کنید که قشری که جمعیت درصدد پوشش هست بسیار وسیع هست - (کسانی که تحت حمایت هیچ نهاد دولتی یا خیریه ای نیستند) بینشون هم ایرانی هست هم درصدر زیادی غیر ایرانی.
۲- به جز تهران و شاید ۲ یا سه مرکز دیگه در شهرستان ها کار سیاسی انجام نمیشه یعنی اصلا وقت نمیشه
۳-جمعیت نهاد دانشجویی هست و من جایی ندیدم انسجام وشرایط درگیر کردن دانشجو به این خوبی مهیا باشه-نهاد های مثل محک و بنیاد کودک توانایی درگیر کردن دانشجویی که بضاعت مالی برای سرپرستی و کمک ندارن رو نمیتونه ایجاد کنه- اما جمعیت روی نیروی انسانیش میچرخه و پیگیری های اقامت و اجازه تحصیل گرفته تا صحبت با دکتر و دندانپزشک برای معالجه رایگان - کاراموزی و.... برعهده یک عده دانشجو ۲۰ تا ۲۷ ساله هست که همه پیگیری همه اینها قیاس بزرگتری نسبت به بقیه خیریه ها که فقط تمرکز بر یک مشکل دارند تشکیل میدن.(البته شاید این مورد یک عیب هم باشه)
۴- در مورد عزت نفس مدد جو ها در جمعیت همین بس که گرفتن یک عکس معمولی که در اون خیلی محترمانه صورت بچه ها پیدا نباشه ما چنان قوانین سفت و سختی داشتیم که کمتر جایی نمونش میدیدم.
۵- جمعیت امام علی تقریبا با همه خیریه های شهرستان (حداقل جایی که من بودم) در ارتباط کامل بود.و امار و ارقام مربوط تا اونجا که اطلاعات به کمک بقیه میومد در اختیار دیگران میگذاشت.
۶-یکی دیگه از نکات مهم اینکه هر دانشجویی با هر سلیقه سیاسی و مذهبی در جمعیت میتونست حضور داشته باشه
و....
در باره این حرف هایی که در مورد جمعیت زدید من واقعا اولین باری هست که میشنوم با این که دو سال فعالیت مستمر داشتم.
اگر هم الان داریم چنین واکنشی میدیم چون واقعا میترسیم به دلیل سلایق سیاسی یک نفر این مجموعه نتونه به کار خودش ادامه بده گرچه شاید برای کسایی که حضور در جمعیت تجربه نکردن شاید مهم نباشه ولی حضور در این جمعیت یکی از پرثمره ترین سال های فعالیت اجتماعی یک شخص میتونه باشه
پی نوشت: یکی در وبلاگم به نقد و اعتراض نوشت که حال که جمعیت دانشجویی امام علی به مشکل برخورده چه جای نقد و انتقاد هست؟! درست هست که من به عملکرد آن جمعیت انتقاد دارم اما به خاطر این قبیل مسایل آن را نبسته اند. من هم که نقد می کنم حتی اگر بر فرض محال قدرتش را هم داشتم به خاطر این ایرادات که به آن وارد می دانم راضی به بستن آن نمی شدم. حتی اگر قدرتش را داشتم جز نقدی از این دست نمی کردم. این را هم خوب می دانم دیکته نانوشته است که غلط ندارد. من خودم هم اگر روزی بخواهم کاری در این سطح-حتی بسیار بسیار کوچک تر- انجام دهم ده ها مرتبه بیشتر اشکال وایراد خواهد داشت. با این حال من فکر می کنم هم اکنون وقت صحبت کردن در این موضوعات هست. ما که در این کشور با این قبیل بگیر و ببندها نا آشنا نیستیم که روحیه خود را ببازیم! چون ققنوس بعد از هر سوختن، از خاکستر برخاسته ایم و بر خواهیم خاست. حتما از میان انبوه همیاران جمعیت عده ای خواهند بود که بعد از اندک مدتی جمعیت وانجمن نوینی را پایه خواهند ریخت. اتفاقا من هم اکنون این بحث ها را مطرح می کنم به این امید که جمعیت و انجمن های بعدی کم عیب تر و کم نقص تر باشند. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

خیریه های مستقل و قابل اعتماد

+0 به یه ن

این روزها نام جمعیت خیریه امام علی سر زبان هاست. در فضای مجازی گفته می شود که این جمعیت "تنها" نهاد مستقل بود که به کار خیریه می پرداخت. 

 پس موسسه محک چیه؟ انجمن حمایت از مستمندان تبریز چیه؟ بنیاد کودک چیه ؟

 این موسسات که نام بردم (در کنار ده ها موسسه خیریه معتبر و فعال دیگه در کشور) از جمعیت امام علی هم سابقه طولانی تر دارند هم دامنه و هم عمق خدماتشان بسیار گسترده تر هست. بی حاشیه دهه هاست که دارند کارشان را انجام می دهند. نه تنها کاملا مستقل هستند حتی نیامده اند اسم ورسم مذهبی روی خودشان بگذارند. در کل فعالیت ٢٦ ساله بنیاد کودک یکبار هم نیامده اند از احساسات و خرافات مردم سو استفاده کنند و بگویند که اگر کفیل کودکان بشوید معجزه وار فلان گره از کارشخصی تان باز می شود. بنیاد کودک حتی سعی نمی کنه ترحم مردم را برای جذب کمک جلب کنه. اون قدر به عزت نفس مددجویان اهمیت می ده. مرثیه خوانی نمی کنه. هویت شان مشخص و معلوم هست. نه جانماز آب می کشند نه ادعای سوپر لیبرال بودن دارند. درنتیجه از حاشیه ها در امانند. معتقد نیستند که هدف وسیله را توجیه می کند. 

 محک هم همین طوره! من این همه دوست پزشک و پرستار دارم. از یکی شان نشنیده ام که محک ادعای معجزه در درمان کودکان سرطانی داشته باشه و یا درمان های غیر معتبر غیرتخصصی تجویز کرده باشه یا امیدواری کاذب خطرناک ایجادکرده باشه. 

 برای کمک به کودکان مستعد اما نیازمند از یک سو و برای ترویج یکرویی و صداقت وپرهیز از خیریه خرافه آلود از سویی دیگر از بنیاد کودک حمایت می کنم: Http://www.childf.com 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

اهدای خون، اهدای زندگی

+0 به یه ن

اون طور که دوستان پزشک می گویند در آبان ماه امسال که اینترنت قطع بود احتیاج زیادی به خون در بیمارستان ها برای تزریق بود. در بیمارستان ها خون برای تزریق کم آورده بودند. به دلیل قطع اینترنت هم مردم نتوانستند به هم اطلاع بدهند تا برای اهدا خون بسیج شوند. در زیر نویس صدا وسیما مردم را دعوت به اهدا خون می کردند اما کسی توجهی نمی کرده! تا اینترنت دوباره قطع نشده به همه اطلاع دهید که در روزهای قطعی اینترنت به احتمال زیاد بیمارستان ها از کمبود خون رنج خواهند برد. اگر دوباره اینترنت را قطع کردند شما به مراکز اهدا خون مراجعه کنید و با اهدا خون، جان هموطنان را نجات دهید. 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

کاری عملی برای کمک به زلزله زدگان روستاهای میانه بکنیم.

+0 به یه ن

چندی پیش متن کوتاهی  نوشتم که در آن خواستم زلزله زدگان میانه را که اکنون در سرما در چادر می خوابند فراموش نکنیم. دیشب (جمعه ۶ دی ماه ۹۸) از دوستانی که در قالب ان-جی-او یی  (انجمن سبزاندیشان تبریز) در منطقه به امداد رسانی پرداخته اند در مورد وضعیت زلزله زدگان سئوال نمودم. از قرار معلوم چند روستا به عنوان زلزله زده توسط مسئولان شناخته شده است. این روستاها بازسازی شده اند و اکنون مشکل حاد ندارند. اما چند مورد هم هست که روستا تخریب نگشته با این حال خانه ها آسیب جدی دیده اند و ترک های عمیق برداشته اند به گونه ای که ساکنان خانه ها ترجیح می دهند در چادر بخوابند چرا که اگر زلزله ای دیگر-حتی به شدت کم- رخ دهد (که احتمال آن با توجه به پس لرزه ها کم نیست) تخریب خواهند شد. تعداد چنین خانه هایی که وضعیت حاد دارند ۱۵ مورد هست. ساکنان آن هم اغلب افراد مسن هستند که خود قادر به این که خانه را تعمیر کنند نیستند. 

فرزندان این افراد اغلب به شهر مهاجرت کرده اند. برای رسیدگی به دام ها و یک سری کارهای کشاورزی که در برای ازبین بردن آفات در این فصل باید انجام گیرد این عزیزان باید در محل زندگی شان بمانند و درنتیجه نمی توانند چند ماه به خانه  بستگان شان در شهر بروند. 
چون روستا آن ها زلزله زده معرفی نشده کمک های دولتی به آنها تعلق نمی گیرد.
تعمیر ۱۵ خانه روستایی برای شرکت های مهندسی که دستی در کار خیر  دارند نباید چندان دشوار باشد. من از شما خواهش می کنم این مطلب را با مهندسان عزیز در میان بگذارید. مطمئن هستم شرکت های بسیاری  علاقه مند به کمک خواهند بود. به خصوص اگر این مطلب در میان گروه های تلگرامی یا واتش اپ فارغ التحصیلان دانشکده های فنی منتشر شود.
اگر شرکت های مهندسی مایل باشند که کاری بکنند لطفا به من ای-میل  به آدرس monjoogh@gmail.comبفرستند. subject line آن را «میانه» بگذارید تا من متوجه شوم مربوط به چه موضوعی است. من شما را با خانم دکتر اسلامی بنیانگذار انجمن سبز اندیشان تبریز در ارتباط می گذارم تا ایشان نیازمندان را معرفی کنند و اطلاعات تکمیلی را در اختیار شما بگذارند.
توجه داشته باشید که چه بسا خود آن عزیزان بتوانند با فروش بخشی از دام ها یا مزارع خود بخشی از هزینه ها را بپردازند.  احتمالا نیکوکارانی خواهند بود که بخش دیگر هزینه ها را تقبل کنند. در واقع  این مادربزرگ ها و پدربزرگ های زحمتکش روستایی بیشتر کمک فنی و همفکری  لازم دارند که امیدوارم با همت عالی شرکت های مهندسی   این نیاز مرتفع گردد.
(بد نیست اضافه کنم هموطنان ترکمن-که خود دچار سیل شده بودند- در همین زلزله مبالغ چشمگیری امداد فرستاده بودند. ما چنین مردمی داریم و مطمئن هستم اگر این مطلب به اندازه لازم در گروه های مهندسان به اشتراک گذاشته شود نیکوکاران والا همتی یافت می شوند که بتوانند ۱۵ خانه روستایی را تعمیر کنند و نگذارند مادربزرگان زحمتکش روستا در سرمای میانه در چادر بخوابند.)

پی نوشت: نویسنده این مطلب یاسمن فرزان استاد فیزیک ذرات بنیادی است:
او فرزند پروفسور یعقوب فرزان استاد فقید دانشکده فنی دانشگاه تبریز می باشد.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

سرما و زلزله زدگان روستاهای میانه

+0 به یه ن

زلزله زده های روستاهای میانه دارند الان  در این سرما  و برف در چادر زندگی می کنند.  فراموششان نکنیم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

بو قره او قره لره بنزمز!

+0 به یه ن

قبول کفالت مددجویان بنیاد کودک هزار و یک نتیجه مثبت داره و یکی اش هم اینه که آدم بهتر درک می کنه معنای این حرف را که "وقتی اجناس گران می شه فشار طاقتفرسا بر زنان سرپرست خانواده می آید".

از پارسال که دلار گران شد و وضع اقتصادی طبقه ایران ضعیف تر شد، یافتن کفیل از داخل ایران سخت تر شده. من قبلا زیاد برای بنیاد کودک  تبلیغ می کردم. اما الان راستش روم نمی شه چون اون تیپ ها که اهل کمک بودند الان خود با مشکلات اقتصادی دست در گریبانند. 

بااتفاقات اخیر وضع اقتصادی مردم  بدتر هم خواهد شد. من از ایرانیان مقیم خارج خواهش می کنم با مراجعه به سایت زیر کفالت کودکی از ایران را برعهده بگیرند.

با این قبیل کارها چهره فقر زدوده نخواهد شد. با این روش ها حداکثر بشه ٢٠ -٣٠ هزار کودک را پشتیبانی کرد و از ورطه فقر بیرون کشید. (تعداد کودکانی که از سو تغذیه در ایران زجر می کشند چند صد هزار نفر است.) اما باعث می شه ما مسئله را از نزدیکتر و ملموس تر و غیر شعاری تر بشناسیم و احیانا به فکر بیافتیم که کاری اساسی تر برای ریشه کن ساختن فقر کنیم. یا اگر دیگران کاری اساسی تر کردند مانع شان نشویم و حوصله کنیم. می فهمیم که اختلاس فقط یک عدد نیست که با شمردن صفرهایش سرگیجه بگیریم. اختلاس همان هست که منجر به زجر این کودکان و خم شدن کمر مادران سرپرست خانواده و کشاندن مردهای خانواده به سوی خودکشی و خودسوزی می شود.
Http://www.childfoundation.org



🍀@minjigh

(منظورم از عنوان این نوشته فقر است. دغدغه های معیشتی مردم شوخی بردار نیست.)

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

زلزله در آپارتمان ها

+0 به یه ن

همان گونه که قبلا نوشتم ساختمان های بلند مرتبه مدرن به گونه ای طراحی می شوند که در زلزله شدید می لرزند اما فرو نمی ریزند.

هر چه در طبقات بالاتر زندگی کنید لرزش بیشتری حس می کنید.
همین طور بیشتر احتمال دارد که وسایل دکوری به هنگام زلزله پرت شوند و یا حتی سقف کاذب  (از کناف یا گچ) یا نمای ساختمان فرو بریزد با احیانا شیشه ها بشکنند. با این حال احتمال این که ساختمان به کل فرو ریزد خیلی کم هست.
اما افتادن وسایل دکوری یا شکستن شیشه ها یا افتادن کناف و گچبری محتمل هست.
چه باید کرد؟!
تا جای امکان زلم زیمبوی اضافی را حذف کنید. زیبایی در سادگی است. اگر بالا نشین یک آپارتمان هستید دیگه به اندازه کافی لاکچری است! با چسباندن زلم زیمبو  اضافی نه شورش را دربیاورید، نه جان خود و خانواده تان را به خطر بیاندازید! 
در دکوراسیون منزل خیلی دقت کنید که چیزی بر سر شما  هنگام زلزله نیافتد. به خصوص بالا  و کنار تخت ها را بیشتر دقت کنید. در خانه جاهای امنی را که از کناف ها و سقف های کاذب و شیشه ها و پنجره ها به دور هستند تعیین کنید تا به هنگام زلزله فوری در آنها پناه بگیرید. معمولا زیر چارچوب درها را برای این کار توصیه می کنند. هنگام وقوع زلزله شما فرصت ندارید که از آن طبقه بالا به حیاط بروید. به علاوه حیاط لزوما ایمن تر نیست چرا که اگر شیشه ها خرد شوند یا نمای ساختمان فرو بریزد حیاط خطرناک خواهد بود.

در هنگام زلزله یا در  تخت خود  خوابیده اید که ایمنی آن را قبلا سنجیده اید. یا بیدارید که در گوشه ای از خانه یا محل کار که آن را ایمن تشخیص داده اید پناه بگیرید.
در این موارد توصیه های متخصص مسایل بحران بسیارند که تخصصی تر می گویند باید چه کنید. من هم حرف های آنها را تکرار می کنم. اما علت تکرار آن توسط من این هست که خیلی از هموطنان خیال می کنند این توصیه ها مال خارجی هاست و در کشور ما باید قواعد دیگری برقرار باشد. این طور نیست! مهندس عمران محاسب در ایران هم همان نرم افزار ها را به کار می گیرد که در آمریکا و ژاپن و اروپا و همان محاسبات را می کند و با همان اصول آپارتمان می سازد. علت این که در کشور ما تلفات بیشتر هست آن هست که در حاشیه شهر و روستا ها اغلب ساختمان ها مهندسی ساز نیستند. در همین ایران  اگر پیمانکار مهندس خوشنام و سرشناسی سازنده و یا ناظر ساخت خانه شما بوده باشد کمابیش می توانید اعتماد کنید که کیفیت خانه تان به گونه ای است که زلزله را دوام خواهد آورد. شما فقط همان توصیه ها را عمل کنید که کارشناسان می گویند، از خودتان داستان و افسانه نسازید. لولو خورخوره ای نسازید که خود از آن بترسید.
این هم درسته که برخی پیمانکاران از توی ساختمان می خورند و بد می سازند (تا ۳۰ سال پیش این نوع دله دزدی ها بیشتر بود. الان این قبیل دزدصفت ها راه های بهتری پیدا کرده اند و این قبیل خوردن ها را کنار گذاشته اند) اما در ساختمان های تازه ساز (ساخته شده در سی سال اخیر) در اقلیت هستند. موقع خرید خانه اگر دقت کرده باشید که از خانه سازنده پیمانکار خوشنامی است زیاد جای نگرانی نیست.


اگر هم جزو کسانی هستید که دنبال بهانه می گردید که به من حمله کنید که فقط به فکر مرفهان بی درد ساکن برج های مهندسی ساز هستم ابتدا به این نوشته ام مراجعه کنید مبلغی برای کمک به زلزله زدگان روستاهای میانه واریز نمایید آن گاه بیایید به من به سبک جوجه کمونیست ها  فحش دهید.

پی نوشت: وجواب دیگری برای آن افراد نسبتا محترم که خود را آماده می کنند که به سبک جوجه کمونیست ها به من حمله کنند: به هنگام وقوع  زلزله در یکی از کلانشهرها، اگر پولدارها در برج هایشان درست پناه بگیرند کمتر بیمارستان ها را اشغال می کنند و در نتیجه جا برای مستضعفان آسیب دیده از زلزله باز تر خواهد بود. اگر واقعا به فکر مستضعفان هستید (که بعید می دانم باشید) نباید از این که پولدارترها خود را ایمن تر سازند دلخور شوید.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

کمک به زلزله زده ها

+0 به یه ن

از من در وبلاگ پرسیده شد اگر بخواهیم به زلزله زده ها کمک مالی بفرستیم چه طریقی را انتخاب کنیم. بهترین راه از نظر من کمک از طریق «انجمن سبز اندیشان تبریز» به سرپرستی خانم دکتر مهناز اسلامی هست. در زیر اطلاعیه شان را کپی می کنم. اگر خواستید شما هم این متن را به دیگران بفرستید.

این انجمن جمعی معتبر و شناخته شده و سمنی (ان جی او) ثبت شده و شناخته شده است که در طول سالیان بسیار فعال بوده است. خبرهای محیط زیستی مثبتی که از استان آذربایجان شرقی می شنوید (نظیر جمع آوری زباله از سطح شهر تبریز در محرم و....) اغلب توسط این گروه انجام می گیرند.
البته دایره فعالیت هایشان برای حفظ محیط زیست بسیار وسیع است و بخش بسیار کوچکی از این فعالیت ها در جراید انعکاس می یابد.

 بسیاری از افراد  سرشناس شهر (استادان دانشگاه، مهندس ها، معلم ها، بازاریان و......) هم با این انجمن تعامل دارند. هر چند هدف این گروه حفظ محیط زیست هست به هنگام وقوع اتفاقاتی از این دست  هم  از روی احساس مسئولیت  وارد میدان می شوند. با توجه به ارتباط نزدیک این گروه با اقشار گوناگون به خصوص با کشاورزان و روستاییان تجربه کافی برای رفع مشکلاتی از این دست دارند.
این انجمن سال هاست در جهت کم کردن مصرف آب در روستاها با روستاییان وارد تعامل شده. برخی از اعضای فعال گروه روستازادگانی بوده اند که تحصیلاتی مرتبط با محیط زیست داشته اند. در نتیجه فرهنگ روستا و مناسبات آن و واقعیات آن را به خوبی می شناسند. دیدگاهشان نسبت به روستا و روستایی یک دید رمانتیک حاصل از داستان های چپگرا و یا نوستالژیک (به سبک دهه چهل) نیست. وقتی از روستا و روستایی سخن می گویند می دانند با واقعیت روستا  در دهه ۹۰ مواجهند. این واقع بینی طبعا باعث می شود که خدماتشان به درد بخورد.

فعالیت اصلی انجمن سبزاندیشان حفظ دریاچه اورمیه هست. در این باره حتما سرفرصت جداگانه خواهم نوشت.

و اما اطلاعیه انجمن (لطفا آن را به اشتراک بگذارید):

-----------------------
[Forwarded from M. E]
🔴.           بسمه تعالی 

#اطلاعیه انجمن سبزاندیشان تبریز 
 
متاسفانه در اولین روزهای شروع سال تحصیلی شاهد  زلزله های مخربی بودیم که زندگی  را به کام هموطنان کشورمان تلخ کرد* 
برای امداد ‌و نجات نیاز به کمکهای فوری مردمی داریم ،‌

لطفا آسیب دیدگان زلزله  را تنها نگذارید 🙏🏼

 
دریافت کمک های نقدی و غیرنقدی برای زلزله زدگان آذربایجان ؛ 
#میانه # سراب 
👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽👆🏽

اقلام مورد نیاز :مواد غذایی خشک، 
اجاق پیک نیک ، وجه نقد  ، مواد بهداشتی و شوینده ، 
مواد ضد عفونی کننده، پتو، زیر انداز ، وسایل اولیه زندگی، بخاری برقی 

👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽👇🏽

جهت رعایت شان افراد زلزله زده  لطفا از ارسال وسایل بسیار کهنه خود داری نماییم،


انجمن سبزاندیشان تبریز ، ش ث ٣٢٤
( موسسه غیر دولتی زیست محیطی خیریه ) 
————————————————-
👇
شماره حساب انجمن سبزاندیشان تبریز ، جهت جمع اوری کمکهای نقدی 

شماره کارت ؛ ٥٨٥٩٨٣٧٠٠٠١٠٣٦٣٦
(در نوشتن شماره کارت دقت کنید)
شماره جاری ؛ ٥٢٢٠٥
بانک تجارت ، شعبه امام خمینی تبریز ،کد ٥١٧٠
👆

شماره تماس،٠٩١٤٣٠٧٦٢٦٩ 
-------------
#گروه ویژه کمک رسانی 

https://t.me/joinchat/Bd0KDFFw4d2vyd-AockM-Q

👌🏽👌🏽چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

ضمن عرض تسلیت به خانواده های داغدار و طلب رحمت خداوند برای درگذشتگان،  
با توجه به سرمای هوا و نیاز فوری به لباس و لوازم، ارسال وجه نقد جهت خرید از نزدیکترین فروشگاههایی منطقه بهترین گزینه است. 
خانواده ها و کودکان حادثه دیده مناطق بحران، چشم به راه کمکهای شما مهربانان هستند.

# جهت دریافت کمکهای غیر نقدی و اقلام امدادی با شماره ۰۹۱۴۳۰۷۶۲۶۹ 
تماس حاصل فرمایید 🙏🏼

# انجمن سبزاندیشان تبریز

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ][ 2 ][ 3 ][ 4 ][ 5 ]