حاجی فیروز

+0 به یه ن

من نمی دانم که حاجی فیروز بازمانده از برده داری و نماد نژادپرستی است یا یک اسطوره اصیل آریایی سرشار از عمیق ترین مفاهیم فلسفی-عرفانی-انسانی-اجتماعی-سیاسی-فرهنگی-اقتصادی-علمی-هنری- ورزشی....
راستش خیلی هم علاقه ندارم که بحث های مربوطه را دنبال کنم.
 چیزی که برای من مهم هست اینه که آیا دُردانه سه سال ونیمه ما، که با خنده هایش شور زندگی می آره، با حاجی فیروز ذوق می کنه یا نه! جواب هم این هست که خیر! دُردانه ما از حاجی فیروز وحشت می کنه و نگران آن هست که حاجی فیروز عیدی هاش را از او بگیره.
خودم برای دردانه مون تَکَم چی شدم. لباس توری شیری رنگ پوشیدم و شال صورتی مورد علاقه دُردانه را هم انداختم روی دوشم و تکم گردانی کردم. روز قبلش، شاهین تنبک زده بود و من هم شعر تکم آقای رامین جهانگیرزاده را رویش خوانده بودم. ضبط کردیم و هنگام تکم گردانی پخش کردیم. آخر سر دردانه به تکم قند تعارف کرد و از تکم عیدی گرفت.
(آی تکمین کندی وار
کمندی وار کندی وار
هر قاپیدا اویناسا
بیر نعلبکی قندی وار)

موقع رفتن هم عیدی تکم را در جیبش قایم کرد که حاجی فیروز ازش نگیره.
عیدی تکم و خود تکم را هم سفارش داده بودم برایم بافته بودند (در راستای حمایت از تولید داخلی!)
امسال، تعجب و هیجان دردانه از تکم و تکم گردانی، بر ذوقش می چربید. وسط تکم خوانی من، تکم را از دست من گرفت خودش گرداند! تا سال بعد که با تکم اش بازی کنه و هر از گاهی عکس ها و فیلم تکم گردانی را ببینه، به تکم گردانی تعلق خاطر بیشتری می یابه و هنگام عید ۱۴۰۱ بیشتر با آن ذوق می کنه.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

از بابا نوئل تا تکم چی؟

+0 به یه ن

این موقع از سال که می شه با مقایسه حسرت بار بابانوئل "پولدار"که به بچه ها هدیه می ده و حاجی فیروز فقیر که دستی هم چیزی از والدین بچه ها می گیره، تحلیل های پر سوز و گداز و آکنده از خود-بدبخت-پنداری در فضای مجازی طنین افکن می شه.
من تعصب و علاقه ای به حاجی فیروز ندارم. منکر فقر فزاینده در کشور هم نیستم. اما این مقایسه و این حسرت هم درست نیست.
اولا بابا نوئل هم واقعا که هدیه را از جیب خودش نمی ده! اون هم غیر مستقیم هزینه ها را از والدین بچه ها می گیره. حالا یا از محل مالیات یا از محل کشیدن روی قیمت سایر اجناس فروشگاه یا....
نکنه بزرگسالان ما مانند بچه های غربی باورشان شده که بابانوئل با کالسکه پرنده اش کادو ها را از قطب می آره؟!
ثانیا، بابا نوئل هم که به طور سنتی از اول این قدر نونوار و غنی نبوده. بابا نوئل سنتی، یک پیرمرد فقیر و ژنده پوش بوده متعلق به افسانه های اروپایی شمالی.
چه طور وسط کریسمس که ترکیبی است از مراسم مسیحی و بازمانده آیین میترائیسم (که جفت شان هم از این منطقه به اروپا رفته اند)، بابا نوئل سبز شده؟! نمی دانم! فقط می دانم تا همین اوایل قرن ٢٠ هم در ایتالیا و اطریش و.... بابا نوئل نمی شناختند و به جایش کاراکترهای افسانه ای خودشان را داشتند که کم کم فراموش شده.
بابانوئل به این شکلی که می شناسیم محصول تلویزیون و تبلیغات کوکا کولا و.... هست. اونها در نیمه دوم قرن ٢٠ که طبقه متوسط شهری برخورداری شکل گرفت بابا نوئل را به این شکل تپل مپل و نونوار درآوردند که باب طبع بچه های اون دوره زمانه باشد.
تا سی سال پیش که برابری زن و مرد و سیاه و سپید پوست این قدر اهمیت پیدا نکرده بود بابا نوئل استاندارد مرد سپید پوست ترجیحا با چشمان آبی بود. الان زنها هم از اون لباس ها می پوشند. سیاه پوست ها هم بابا نوئل می شوند. با روح زمانه این المان ها پیش می روند.
ما هم بایدسعی کنیم تکم خوانی مان مناسب روح زمانه باشد والا بچه ها با آن ارتباط برقرار نخواهند کرد و حسرت بابا نوىل خواهند خورد.
🍀@minjigh

چند نکته در مورد روحیات کودکان بگویم که در روزهای عید بیشتر با بچه های دور وبر خوش بگذرانید، دل بچه ها را شاد کنید و کودک درونتان را بیدار سازید.
١- دختر بچه ها دامن چین دار دوست دارند. دوست دارند وقتی می چرخند دامنشان پف کنه.
٢- بچه ها چرخیدن را کلا دوست دارند. مزاحم چرخیدنشان نشوید. فقط آنها را محلی ببرید که اگر سرشان گیج رفت جایی نخورند. یادشان هم بدهید بعد از چند دور، جهت چرخش را عوض کنند.
٣-بچه ها اجرای دو نفره را دوست دارند. حتی بازی "مرشد-بچه مرشد" براشون جذاب هست. آهنگ های دو نفره خیلی براشون جذاب هست. دوست دارند بزرگتر قسمت طولانی آهنگ را بخواند و اینها قسمت ساده و کوتاه را.
مثلا می توانید "گل پری جون" را با هم اجرا کنید. آتش نشانی ویگن و پوران. آهنگ "پولون وار؟ وار وار" آرشین مال آلان و....
در یوتیوب همه اینها هستند.
٤- سلیقه موسیقیایی بچه های ما از متوسط جامعه بالاتر است. "آهنگ دامبل دیمبول" که درعروسی و پارتی ها مقبولیت دارد شوقی دربچه ها بر نمی انگیزند.
در برخی مهدکودک های به اصطلاح لاکچری تهران خیال می کنند خیلی به بچه ها حال می دهند که از اون آهنگ های بندتنبانی پخش می کنند! اگر در چهره های بچه ها در فیلم های این مهدکودک ها دقت کنید می بینید اخم کرده، نشسته اند.
ترتیب دهندگان این برنامه ها نمی فهمند که موسیقی کودک با موسیقی بندتنبانی یکی نیست!
همان "جوه جوه جوجه لریم" قدیمی بسیار برای کودکان جذاب تر هست تا این آهنگ های بندتنبانی جدید.
٥- بچه ها آهنگ هایی مثل "داشلی قالا" یا "فریده م" را هم دوست دارند. تقریبا همه آهنگ های شاد رشید بهبودف برایشان جذاب هست.
برای "تکم چی" هم باید آهنگ بسازیم و رقص طراحی کنیم. در این طراحی و آهنگسازی هم می شه این نکته ها را رعایت کرد. مثلا یک آهنگ دوصدایی تکم. مثلا از زبان تکم بچه جوابی کوتاه بدهد.
🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

هیولا

+0 به یه ن

سریال هیولای مهران مدیری سریال سرگرم کننده و زیبایی هست. به دیدنش می ارزد.

موضوع آن به بحث های اخیر وبلاگم بی ربط نیست.
در بخش نظرات در مورد این سریال صحبت کنیم. هم به ادامه بحث مان کمک می کند و هم تفریح و سرگرمی است.


پی نوشت: در بخش نظرات این نوشته، صحبت مفصلی کردیم در مورد ارزش ها، قابلیت ها و توانمندی های طبقه متوسط که در  سریال  هیولا و  فیلم ها و سریال های مشابه که در سال های اخیر ساخته می شوند، به عمد یا به سهو نادیده گرفته می شوند و انکار می گردند.  مهمترین آنها که مورد بحث  واقع شد موارد زیر هستند:

۱) داشتن شبکه ای از دوستان و آشنایان که در هنگام سختی ها پشتیبان هم هستند.
۲) دیدن مشکلات مالی به صورت مسئله ای که باید حل گردد نه بهانه ای برای لغزیدن به سمت شر.
۳)  داشتن پس انداز موروثی و پس اندازی که در دوره های برخورداری جمع آوری می گردد به صورت  فرش دستباف، طلا، نقره و اشیا عتیقه.
۴)  داشتن مناعت طبع و پرهیز از غلتیدن به سمت لاکچری ای که منت طبقه برخوردارتر را به دنبال خواهد داشت.
۵) تمسک به راهکار «هوسه یه بار بکنی بسه» در برهه های برخورداری جهت ارضای کنجکاوی درباره محصولات جدید از یک سو و پرهیز از غرق شدن در لاکچری و درنتیجه  کسب توانمندی برای پس انداز برای روزگار نداری.
۶)  «قپی آمدن» و «پز دادن» به مثابه ابرازی برای حفظ اعتماد به نفس خود و عزیزان در برابر طبقه برخوردارتر، نه به عنوان سلاحی برای خرد کردن دوستان  و یا اقشار ضعیف تر.
۷) آشنا بودن به تکنولوژی روز بدون مالکیت آن.

این هایی که می گم توانمندی بالفعل  طبقه متوسط هست.
یعنی همین الان هم این گونه زندگی می کنند. 
توانمندی بالقوه طبقه متوسط خیلی بیشتر از اینهاست که در نوشته های بعدی به آنها خواهم پرداخت.

پی نوشت دوم: یک پیامی در بخش نظرات خطاب به مرجان عزیز دارم. :)

پی نوشت سوم: انتقاداتی را که از سریال کردم به معنای تقبیح سریال ندانید. سریال زیبا و سرگرم کننده هست. با هنرمندی فوق العاده عزیزانی چون گوهر خیراندیش و  شبنم مقدمی و مهران مدیری و شیلا خداداد و......
و هنرمندان خردسال درجه یک!
داستان سریال هم جذاب هست و هم سورپریزهای بانمکی دارد.
همین که  یک سریال کمدی -که علی الاصول رسالتی جز خنداندن ندارد-- این اندازه باعث بحث شده، یعنی فوق العاده هست. باز هم تماشای آن را توصیه می کنم.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

قصه های مجید

+0 به یه ن

از سریال قصه های مجید که یاد می شه کدام قسمتش اول از همه یادتان می آد؟

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

همچنان در خانه بمانیم.

+0 به یه ن

عموم مردم ایران تا جایی که برایشان مقدور بوده خوب قرنطینه را رعایت کردند و کرونا اندکی فروکش کرد. اما هنوز این غول نمرده. اگر امکانش را دارید  تا ده-پانزده روز دیگر هم همچنان در خانه بمانید و بیرون نروید. اگر حوصله تان سر رفته بیایید این داستان های قدیمی مرا تا ده-پانزده روز دیگر  بخوانید:



داستان سارا (این یک داستان تاریخی و خانوادگی است. داستان زندگی خانمی هست که حدود صد سال پیش در تبریز دنیا می آید. داستان زندگی اوست تا  میانسالگی او در دهه شصت.)




داستان بیژن و مایکل   داستان دو همکلاس  هست در آمریکا که هر دو دانشجوی نخبه دکتری در رشته فیزیک هستند.
داستان بیش از ده سال پیش نوشته شده است. آزمایش آیس کیوب در قطب جنوب که در داستان به آن به عنوان طرحی که در آینده قرار است نوشته شود اشاره می شود اکنون سالهاست که در حال داده گیری است. در سال ۲۰۱۳ هم موفق شد دو نوترینوی بسیار پرانرژی را که منشا کیهانی دارد ثبت کند. از آن زمان تا کنون به تعداد بیشتری نوترینوی کیهانی ثبت نموده است. منشا  نوترینوها یی که آیس  کیوب می یابد هنوز جزو سئوالات باز هست.


داستان سربازان کوچک  داستان خانم مهندس جوانی است که با مشکلی مواجه می شود.


بابایی نرگس کوچولو  داستان جوانی است خودساخته از جنوب شهر تهران که در دانشکده فیزیک دانشگاه شهید بهشتی تحصیل می کند. این جوان با ابتکار عمل خود علی رغم همه تبعیض ها و زورگویی ها راه خود را می یابد.

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

آموزش رایگان زبان های مختلف

+0 به یه ن

سایتی هست به نام duolingoکه می توانید در آن ثبت نام کنید و زبان های مختلف را بیاموزید.

امکان آموزش زبان ایتالیاییِ اسپانیایی آلمانی چینی کره ای و چند زبان دیگر هست.
لینک سایت از این قرار هست:

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

کانال اوتلار

+0 به یه ن

تا چهار شنبه سوری چهار روز بیشتر نمانده. لینک کانال آموزش رقص آذربایجانی را براتون می ذارم تا اون موقع تمرین کنیم. 
البته رقص حرفه ای آذربایجانی سالها تمرین می خواد . اما تمرین کنیم تا سه شنبه قدم های اولیه را می توانیم بیاموزیم و چهارشنبه سوری شادی در خانه داشته باشیم:


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

پیشنهادی برای سرگرم شدن

+0 به یه ن

حدود ده سال پیش من یک سری داستان نوشتم و در وبلاگم منتشر کردم. اگر حوصله تان سر رفته می توانید با مراجعه به لینک زیر لینک های آنها را بیابید و دانلود کنید و بخوانید:


اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

نگاهی دیگر به سون آی

+0 به یه ن

"سون" به زبان ترکی یعنی “پایان". حتما در آخر فیلم های ترکیه دیده اید که می نویسند"son”. "آی" هم که یعنی "ماه". "سون آی" یعنی آخرین ماه و اصلاحا به نزدیک ترین شب چهارده ماه به پایان تابستان گفته می شود. در غروب چنین روزی ماه و خورشید تقریبا روی به روی هم دیده می شوند و منظره زیبایی دارند. گویا در قدیم مراسم و جشنی در آذربایجان در این روز بر پامی شد و افسانه ها و اسطوره های متعددی در این رابطه از قدیم به جا مانده. شخصی به نام آقای دکتر ناصر منظوری در این زمینه تحقیقاتی کرده وتالیفاتی هم دارد. اگر خواستید می توانید با جست و جوی نام وی در اینترنت در این باره اطلاعات بیشتری به دست آورید.  


چند سال پیش در یکی از نشریات آذربایجان مطرح شد که به جای ولنتاین این روز را به عنوان روز عشق جشن بگیریم. دو سه سال بعد از آن هم من در وبلاگم در این باره نوشتم. یادش به خیر که با دوستان وبلاگی از چهارگوشه دنیا با این سوژه کلی تفریح کردیم. حتی یک شب تا سحرگاه کامنت بازی کردیم! ایده البته نگرفت. الان دیگه جشن گرفتن ولنتاین در ایران چنان ریشه دوانده که هیچ چیز جایش را نمی گیرد. 

من خیلی از مراسم ولنتاین خوشم نمی آید. به نام عشق هست ولی به کام مصرفگرایی و بهانه ای برای خرج تراشیدن های بیخود. در همان سریال های کمدی آمریکایی هم معمولا منجربه دعوا می شود نه تعمیق عشق! ما قصد داشتیم مراسم عشقی بنا نهیم که این قدر مصرفگرا نباشد. این همه با چشمهمچشمی و "چلمپگی" (اصطلاح مهران مدیری) گره نخورده باشد. البته سون آی چندان نگرفت! م

ن نمی خواهم امسال سون آی را به عنوان روز عشق مطرح کنم. چندی از عزیزانم در سالهای اخیر متارکه کرده اندو دل ودماغ مطرح کردن روز عشق ندارم. ولنتاین بماند برای تین ایجرها که دل ودماغش را دارند. اما می خواهیم سون آی را جشن بگیریم. نه به یادبود عشق بین زن و مرد بلکه به یادبود دوستی های ماندگار. دوست هایی که ده ها سال در سختی ها و خوشی ها در کنارمان مانده اند. خوشی و موفقیت ما را مال خود دانسته اند ودرد ما را درد خود. روزی برای جشن گرفتن این نوع دوستی ها نداریم. سون آی را به این منظور اختصاص دهیم. در مورد مراسم آن هم فکری می کنیم! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل

از تلگرام تا تلگرام

+0 به یه ن

مى گم خدا ناصر الدین شاه و مظفرالدین شاه را بیامرزه که “تلگرام" را آزاد گذاشتند. در واقع همت گماشتند که در اغلب شهرها تلگرافخانه دایر کنند. عین الدوله گویا مخالف بوده اما دست آخر نظر ناصر الدین شاه به این شده که ایران باید به تلگراف مجهز شود. بدون تلگرام جنبش مشروطه ممکن نمى شد. بدون جنبش مشروطه ما همین یک ذره پیشرفت را هم نمى کردیم! 🍀@minjigh

اشتراک و ارسال مطلب به:


فیس بوک تویتر گوگل


  • [ 1 ][ 2 ][ 3 ]